مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh چه روزای قشنگی بود ...

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: چه روزای قشنگی بود ...

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    چه روزای قشنگی بود ...

    کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
    اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
    کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
    کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
    را از نگاهش می توان خواند
    کاش برای حرف زدن
    نیازی به صحبت کردن نداشتیم
    کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
    کاش قلبها در چهره بود
    اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
    و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
    سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
    سکوتی را که یک نفر بفهمد
    بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
    سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
    ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
    دنیا را ببین ...

    بچه بودیم از آسمان باران می آمد
    بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید!
    بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
    بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
    بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
    بزرگ شدیم تو خلوت اشک می ریزیم

    بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
    بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
    بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
    بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
    بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
    بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
    بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
    اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
    کاش هنوزم همه رو
    به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم

    بچه که بودیم اگه با کسی
    دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
    بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

    بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
    بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

    بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
    بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
    بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
    بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
    بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
    بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی

    بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
    بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد

    بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
    بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
    بچه که بودیم بچه بودیم
    بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم
    شاید به روی خودمون نیاریم
    ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که :
    ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
    و هنوزم تو عالم بچگی بودیم
    همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی ...




  2. 5 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    Amélie آواتار ها
    وضعیت : Amélie آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 30
    نوشته ها : 910
    سپاس ها : 3,829
    سپاس شده 1,528 در 607 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 413 تاپیک

    پاسخ : چه روزای قشنگی بود ...

    جانا سخن از زبان ما می گویی!
    خیلی قشنگ بود پرنیان عزیز
    و البته یه روزی هم می رسه که پیر میشم و میگیم یاد دوران جوانی بخیر

  5. کاربر روبرو از پست مفید Amélie سپاس کرده است .


  6. #3
    SEYED AMIR آواتار ها
    وضعیت : SEYED AMIR آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : ......
    نوشته ها : 1,732
    سپاس ها : 2,628
    سپاس شده 2,279 در 865 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 494 تاپیک

    پاسخ : چه روزای قشنگی بود ...

    مطالب خوبی بود پرنیان جان
    مرسی !!

    ویرایش توسط SEYED AMIR : 10-27-2010 در ساعت 08:52 دلیل: شخصی :دی


  7. کاربر روبرو از پست مفید SEYED AMIR سپاس کرده است .


  8. #4
    شاید بعدها درگذر زمان از کنار هم عبور کنیم و به سردی بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
    .:SoMaYeH:. آواتار ها
    وضعیت : .:SoMaYeH:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : قم
    نوشته ها : 158
    سپاس ها : 1,923
    سپاس شده 555 در 187 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 269 تاپیک

    پاسخ : چه روزای قشنگی بود ...

    مرسی پرنیان جوون از مطلبت.... جدی چه زود گذشت و چقدر ما آدما عوض شدیم... چقدر از هم دور شدیم.... چقدر اون سادگی دوران بچگی رو دوست داشتم... یادش به خیر...

  9. کاربر روبرو از پست مفید .:SoMaYeH:. سپاس کرده است .


  10. #5
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : چه روزای قشنگی بود ...

    پرنيان عزيزم ،‌فكر كنم يه تشكر برات كمه
    سخن از روزهايي گفتي كه عجيب دل تنگشونمممم !
    روزهاي معصوميت و بي دغدغه كودكي .
    روزهايي كه بزرگترين مشكل برامون شكستن اسباب بازي ها بود
    خيلي بد شديم ... خيلي بد كرديم به خودمون ، به دنيامون

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  11. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •