مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ایران و جنگ جهانی اول

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ایران و جنگ جهانی اول

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    ایران و جنگ جهانی اول

    نام: 1.JPG نمایش: 14711 اندازه: 73.2 کیلو بایت


    درآمد

    آغاز جنگ جهاني اول با حضور كشورهاي روس، فرانسه و انگليس به نام « دول متفق» و كشورهاي اتريش و آلمان به عنوان « دول محور» و پيوستن عثماني، ايتاليا و ژاپن به گروههاي متخاصم با يكديگر، جهان را درگير محاربه‏اي بزرگ و خانمانسوز كرد كه ايران آن روزگار را هم به مناسبت موقعيت ژئوپولتيكي دور از معركه نگذاشت. با وجود آنكه ايران در زمانه سلطنت احمدشاه قاجار و صدارت ميرزاحسن مستوفي‏الممالك بيطرفي خود را به دول متخاصم اعلام كرد اما نيروهاي درگير در جنگ اين بيطرفي را عملاَ و مكرراَ نقض كردند و از اين رهگذر خسارات فراواني به كشور وارد آمد.

    به دنبال آغاز جنگ در ژوئيه 1914م، عثماني‏ها به بهانه آنكه روسها آذربايجان را اشغال كرده‏اند، با ارائه يادداشتي به دولت ايران، نقض نكردن بيطرفي كشورمان را موكول به بيرون رفتن روسها از آذربايجان كردند. تلاش دولتمردان ايران به منظور بيرون راندن روسها كه از چند سال پيش از شروع جنگ، بخشهايي از شمال كشور را به اشغال خود درآورده بودند به نتيجه‏اي نرسيد و آنها به بهانه حفظ جان اتباع خود در ايران، نيروهاي خود را از آذربايجان و ساير نواحي اشغالي خارج نكردند و ايران همچنان به علت ضعف نيروهاي نظامي خود ناگزير به تحمل حضور بيگانگان و تجاوزات آنان در خاك خود شد. هر چند دلايل عمده و ريشه
    اي اين اقامت مشكل‏ساز نيروهاي بيگانه را در قرارداد 1907 و اولتيماتوم روسيه به ايران در مسئله اخراج مورگان شوستر آمريكايي، مستشار مالي، و پس از آن در قرارداد سرّي 1915 بايد جست. در نوشتار حاضر سعي بر آن است تا به شرح گذراي مانيفست ديپلماسي ايران در خلال جنگ جهاني اول و بررسي نقض بيطرفي، اوضاع سياسي، اجتماعي و رقابت روس و انگليس در ايران پرداخته شود.

    نقض بيطرفي و اشغال ايران
    در قرن اخير، ميهنمان دو مرتبه به اشغال آشكار قواي اجنبي درآمد. پي‏آمد وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم، به رغم اعلان بيطرفي دولت ايران، اين بيطرفي به كار نيامد و به هيچ وجه مورد توجه نيروهاي انگليس و روس واقع نشد و بيطرفي ايران به دلايل واهي نقض شد. جنگ جهاني اول در 28 ژوئيه 1914 تقريباَ هشت روز پس از تاجگذاري احمدشاه آغاز شد. اين رويارويي نظامي كه در ابتدا به مثابه تصفيه حساب ميان قدرتهاي طراز اول اروپا تلقي مي‏شد، دامنه گسترده‏اي يافت. در ابتدا اتريش – هنگري به صربستان اعلام جنگ داد. روسيه قواي خود را در مرزهاي اتريش – هنگري و متحد اين امپراتوري، آلمان ، متمركز كرد. آلمان در يكم اوت به متحد روسيه، فرانسه، اعلان جنگ داد و در 3 اوت طبق نقشه شلايفن بخشي از بلژيك را تسخير كرد. بريتانيا در 4 اوت به آلمان اعلان جنگ داد. در نوامبر 1914 تركيه عثماني متحد جنگي آلمان و اتريش شد و در اكتبر 1915 بلغارستان نيز به آنان پيوست. ژاپن (اوت 1914)، روماني (ژوئيه 1916) و ايتاليا (مه 1915) به متفقين پيوستند و ايالات متحده در آوريل 1917 به آلمان اعلان جنگ داد و سرانجام با اعلان آتش بس آلمان در 11 نوامبر 1918 جنگ جهاني اول پايان يافت.

    اما در ايران به گاه وقوع جنگ، صفحات شمالي و شمال غرب كشور زير سلطه قشون روس قرار داشت. قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور نامشروع داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.


    در پي آغاز جنگ جهاني اول، ايران مشي بيطرفي اتخاذ كرد و فرمان احمدشاه مبني بر اعلان بيطرفي دولت در 12 ذيحجه 1332ق صادر شد.


    نظر به اينكه در [ا] ين اوقات متأسفانه بين دول اروپ نايره جنگ مشتعل است و ممكن است اين محاربه به حدود مملكت ما نزديك شود و نظر به اينكه روابط وداديه ما بحمدالله با دول متخاصمه برقرار است براي اينكه عموم اهالي از نيات مقدسه ما در حفظ و صيانت اين روابط حسنه نسبت به دول متحاربه مطلع باشند امر و مقرر مي‏فرماييم كه جناب مستطاب اجل اشرف افخم اكرم مهين دستور معظم مستوفي‏الممالك، رئيس ‏الوزرا و وزير داخله فرمان ملوكانه را به فرمانفرمايان و حكام و مأموران دولت ابلاغ دارند كه دولت ما در اين موقع مسلك بيطرفي را اتخاذ و روابط دوستانه خود را با دول متخاصمه كماكان حفظ و صيانت مي‏نمايد و به اين لحاظ مأموران دولت را بايد متوجه نمايند كه نبايد وجهاَ من‏الوجوه براَ و بحراَ كمك به همراهي و يا ضديت هر يك از دول متخاصمه نموده و يا اسلحه و ادوات حربيه براي يكي از طرفين تدارك و يا حمل كنند و بايد از طرفداري با هر كدام از دول متحاربه پرهيز و احتراز نموده، مسلك بيطرفي دولت متبوعه خود را كاملاَ رعايت نمايند و در تكميل حفظ بيطرفي و صيانت روابط حسنه باز آنچه هيئت دولت مامصلحت داند و به عرض برسد در اجراي مقررات آن امر ملوكانه شرف صدور خواهد يافت.

    به نظر مي‏رسد كه اعلام بيطرفي ايران تأثير چنداني بر چگونگي مواجهه دول متحارب در استفاده از موقعيت سوق‏الجيشي كشورمان نداشت. اندك زماني پس از شروع جنگ، واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه قواي هندي زير امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده‏ترين توجيه گسيل اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود. در نيمه اول صفر 1333ق. تبريز به اشغال سپاه عثماني درآمد و كشمكش نظامي بين عثماني و روس به اوج خود رسيد. گروهي مركب از نظاميان عثماني و آلماني تحركاتي را در منطقه خوزستان و اطراف آن آغاز كردند. اين فعل و انفعالات با واكنشي ديگر از سوي انگليسي‏ها مواجه شد. آنان اين كنش‏ها را به نوعي خرابكاري در امتداد خط لوله نفت تلقي كردند و بهانه تازه‏اي به دست آوردند تا نيروهاي خو د را رهسپار اهواز نمايند و حتي تا مسجدسليمان هم پيشروي كنند.

    فرصت استثنايي

    در زمره بارزترين نوع مقاومت مردمي مي‏توان به تكوين « كميته دفاع ملي» اشاره كرد كه توسط جمعي از مهاجران در قم شكل گرفت و شماري داوطلب در آن گرد هم آمدند. مرحله‏اي از اشغال كشور در حال شكل گيري بود و تهران و بسياري ديگر از شهرها آبستن حوادث بود. روسها با نيروي تازه نفس خود به فرماندهي باراتوف هسته مركزي مقاومت كميته دفاع ملي را درهم كوبيدند و شهرهاي قم، اصفهان، همدان و كرمانشاه به دست قواي روس افتاد. هر چند مدت زماني بعد در پي شكست مقطعي انگليسي‏ها در عراق، قواي عثماني از ولايات غرب وارد خاك كشورمان شدند و كرمانشاه و همدان را تصرف كردند، ليك همچنان حاكميت سياسي در نوسان و ناپايدار بود. در اين اوضاع ايرانيان تماشاگر كش و قوس درگيري متحدين و متفقين در خاك خود بودند كه هر از چندي كفه ترازو به سود يكي از طرفهاي درگير سنگيني مي‏كرد.

    انقلاب روسيه كه در اكتبر 1917م روي داد، صفحه‏اي نو در تاريخ جنگ جهاني اول گشود. پيامد پيروزي انقلاب بلشويك‏ها در روسيه ، به خروج قواي آن كشور از ايران انجاميد. اين امر موقعيتي مناسب و فرصتي استثنايي به منظور طرح خواسته‏هاي به حق ملت در لغو معاهدات ننگين و تحميلي و تجديدنظر در قراردادهاي جاري را فراهم آورد. زمان و شرايط عيني ابراز مخالفت گسترده و عريان با بيگانگان پديدار شده بود اما خيانت شماري از دولتمردان و رجال وابسته باعث شد تا فرصت طلايي رويارويي با بيگانگان و حضور نامشروع و اشغالگرانه آنان در ميهن، از دست برود.


    انگليسي‏ها با برنامه‏ ريزي ويژه خود جاي خالي روسها را پر كرده بودند. آنان خطر آلمانها و عثماني را بزرگ جلوه دادند و از اين رو دست به مانور تبليغاتي گسترده‏اي زدند تا به منظور جايگزيني نيروي نظامي و پليسي خود در غياب قواي روس، دستاويز لازم را همراه داشته باشند. بخشهايي از مركز، غرب و به ويژه شمال كشور در معرض دگرگونيهايي بود تا اينكه در اواخر ماه محرم 1337ق، عثماني‏ها شرايط ترك مخاصمه را پذيرفتند و دولت آلمان در 11 نوامبر 1918م، آتش بس اعلام كرد و جنگ جهاني اول در 9 صفر 1337ق/ 22 عقرب 1257خ خاتمه يافت. نقض بيطرفي و اشغال نظامي ايران در جريان جنگ جهاني اول بار ديگر حقايق چندي را روشن كرد و ضرورت اتخاذ خط مشي روشن و ديپلماسي فعال را باعث شد.

    توان ملي پايين
    با توجه به توان سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي کشور بايد توجه داشت که امکان رويارويي قهرآميز در آوردگاه نظامي با قدرتهاي بزرگ آن دوره ــ انگلستان و روسيه ــ و رقابت رو به اوجگيري آنان در کشور ممکن نبود. بي ترديد عامل حضور قدرتهاي خارجي در ايران آن هم به دليل اهميت سوق‏الجيشي ميهنمان در منطقه نبايد به عنوان عامل عمده در راه اتخاذ چنين خط مشي‏اي ناديده گرفته شود. همين موضوع هزينه مقاومت و رقابت را افزايش داد.

    فقدان امنيت اجتماعي
    بدون شک امنيت اجتماعي شرط عمده، لازم و حتمي براي بقاي دولت به شمار مي‏آيد. اشغال کشور باعث قدرت گرفتن نيروهاي گريز از مرکز شد. اين دستجات جان تازه‏اي گرفتند و با بهره‏ برداري از اوضاع متشنج و پرالتهاب آن زمانه حياتي دوباره يافتند : در آذربايجان شرقي : شيخ محمد خياباني، در آذربايجان غربي : اسماعيل آقا سميتقو، در مازندران: اميرمؤيد سوادکوهي، ساعدالدوله، احسان‏الله خان، در گيلان: ميرزا کوچک خان جنگلي، در بلوچستان : محمدخان بلوچ، در خوزستان‌: شيخ خزعل، در کردستان: سيد طه سردار سپه، در کاشان: نايب حسين خان کاشي، در گرگان و ترکمن صحرا : بعضي ايلات يموت و کوکلان، در خراسان، برخي ايلات هزاره، زعفرانلو و ترکمنها، در فارس: عده‏اي طوايف عرب خمسه، باصري و شيباني، در کرمانشاه : شماري ايلات باباجاني و سنجابي، کاکاوند، چواري، در لرستان، طوايف حسن‏وند، يران وند و سگوند و....

    نام: 2.jpg نمایش: 1838 اندازه: 40.6 کیلو بایت


    ناپايداري هژموني سياسي

    در اين دوره شاهد بي ثباتي حاکميت سياسي که نماد آن کابينه‏ها به شمار مي‏آيند، بوديم. از 14 مرداد 1285ش که فرمان مشروطيت را مظفرالدين شاه توشيح کرد تا کودتاي 3 اسفند 1299، يعني در مقطع زماني کمتر از پانزده سال، قوه مجريه نظام سياسي پنجاه و يک مرتبه به نوعي دچار بحران شد. جالب است بدانيم در 33 مورد عمر کابينه‏ها کمتر از 100 روز بود. حتي به وقت خاتمه جنگ جهاني اول تا کابينه کودتا (کابينه سياه سيد ضياءالدين طباطبايي) يعني در خلال بيست و هشت ماه، کابينه وثوق‏الدوله دو مرتبه ترميم شد. پس از آن مشيرالدوله به روي کار آمد و به دنبال آن سپهدار اعظم عهده دار تشکيل دولت شد که پس از سه ماه کناره‏گيري کرد و مجدداَ به اصرار احمدشاه، دولت ثانوي خود را تشکيل داد.

    پر واضح است که با اين همه نوسان و لرزش، حاکميت از تعادل سياسي برخوردار نبود. تغيير پي در پي و متوالي نخست‏وزيران و سقوط زودهنگام و يا ترميم کابينه‏هاي آنان اوضاعي را پديدار ساخت که در آن حداکثر انتظار حفظ و صيانت « وضع موجود» بود و نه توقعي بيش از آن؛ هر چند خواستها و مطالبات ديگر هرگز مجال تحقق نيافت.


    ناتواني دولت مرکزي
    ضعف و سستي دولت مرکزي در اين دوره در اشکال مختلف نمايان بود. در رخداد نقض بيطرفي و اشغال آشکار ايران از سوي روس و انگليس، دولت زمينگير شد و تقريباَ از عهده هيچ کاري برنمي‏آمد. اينکه امکان بالقوه و توان ابراز واکنش وجود داشت يا خير، مبحث مجزايي است که نيازمند تأمل و بررسي است، هرچند به گمان برخي از پژوهشگران و « به روايت بسياري از اسناد، حکومت مرکزي (در اين دوره 14 ساله از مشروطه تا کودتا) دست‏نشانده و دست‏اموز قدرتهاي خارجي بوده است.»

    مانيفست ديپلماسي
    به باور عده‏اي، مانيفست ديپلماسي ايران در نيمه دوم قرن نوزدهم ترسيم شد. بناي بازي سياسي جديدي که از اين پس به مثابه خط مشي دولتمردان در پيش گرفته شد با تحليل شرايط آن دوره و متکي به عدم رويارويي نظامي بود. اصولي که به عنوان خط مشي سياست خارجي ايران مورد توجه قرار گرفت عبارت است از :

    1. ايران در حالت ضعف بايد تعادل را ميان قدرتهاي درگير در امورش حفظ کند و يکي را بر عليه ديگري به بازي بگيرد. به منظور ايجاد تعادل در رقابت بين بريتانيا و روسيه، ايران هرگز نبايد به يک جناح تکيه بيشتر کند.

    2. در هر فرصت ايران بايد درگيري يک قدرت سوم را در موقعي که حضور آن قدرت موجب کاهش فشارهاي انگليس و روسيه شود، جست وجو کند.
    3. ايران در روابط خود با قدرتهاي غربي هرگاه ممکن است بايد براي کنترل آمورش از طريق ديپلماسي مثبت ـ منفي، که مي‏تواند تا حد زيادي ضعفهاي نظامي و اقتصاديش را جبران کند، مستقيماَ عمل نمايد.

    در همين رابطه سر ادوارد گري، وزير خارجه انگليس، بهره وري کارگزاران سياست خارجي ايران از رقابت انگليس و روسيه را فرصتي مغتنم براي تنفس در عرصه ديپلماسي مي‏داند، هر چند به نظر مي‏رسد از اين فرصت طلايي براي پيشبرد امور کشور استفاده مطلوب صورت نگرفت.


    « ايران خوش نداشت تفاهمي بين بريتانيا و روسيه برقرار باشد. در گذشته، وجود خصومت ميان دو دولت قدرتمند را کليد رمز مصون ماندن خويش يافته بود و عادت کرده بود که يکي را به جان ديگري بيندازد و از اين راه براي خود فرصت تنفس دست و پا کند.»


    بحران اقتصادي
    به هر روي حکومت مرکزي صرفنظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي چندي در ابعاد اقتصادي نبز مواجه بود و متأسفانه به دلايل گوناگون ازجمله : دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي هيئت حاکمه، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده‏هاي مردم و ... به طرز اعجاب‏انگيري رو به گسترش بود و اوضاع نابسامان موجود را پيچيده تر کرده بود.

    از سوي ديگر، قحطي بيداد مي‏کرد، به ويژه در اواخر جنگ جهاني اول که همه روزه باعث مرگ کودکان، زنان و سالمندان مي‏شد، نقل بخشي از خاطرات ميرزا خليل خان ثقفي (اعلم‏الدوله)، طبيب دربار، از شرايط حاکم در تهران ــ آري، مرکز حکومت و نه روستاهاي دوردست ــ عمق و شدت فاجعه را بيشتر نمايان مي‏سازد. با توجه به توان سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي کشور بايد توجه داشت که امکان رويارويي قهرآميز در آوردگاه نظامي با قدرتهاي بزرگ آن دوره ــ انگلستان و روسيه ــ و رقابت رو به اوجگيري آنان در کشور ممکن نبود.


    از يکي از گذرگاههاي تهران عبور مي‏کردم. به بازارچه خرابه‏اي رسيدم که در آنجا دکان دمپخت پزي بود. رو به روي آن دکان دو نفر زن پشت به ديوار ايستاده بودند. يکي از آنها پيرزني بود صغيرالجثه و ديگري زني جوان و بلندقامت. پيرزن که صورتش باز بود و کاسه گليني در دست داشت، گريه‏کنان گفت : اي آقا، به من و اين دختر بدبختم رحم کنيد؛ يک چارک از اين دمپخت خريده و به ما بدهيد، مدتي است که هيچ کدام غذا نخورده‏ايم و نزديک است از گرسنگي هلاک شويم. گفتم : قيمت يک چارک دمپخت چقدر است تا هر قدر پولش شد، بدهم خودتان بخريد. گفتند: نه آقا، شما بخريد و به ما بدهيد چون ما زن هستيم، فروشنده ممکن است دمپخت را کم کشيده و مغبونمان کند. يک چارک دمپخت خريده و در کاسه آنها ريختم. همان جا مشغول خوردن شدند و به طوري سريع اين کار را انجام دادند که من هنوز فکر خود را درباره وضع آنها تمام نکرده بودم، ديدم که دمپخت را تمام کردند. گفتم : اگر سير نشده‏ايد يک چارک ديگر برايتان بخرم، گفتند : آري بخريد و مرحمت کنيد، خداوند به شما اجر خير بدهد و سايه‏تان را از سر اهل و عيالتان کم نکند. از آنجا گذشتم و رسيدم به گذر تقي خان. در گذر تقي خان يک دکان شيربرنج فروشي بود که شايد حالا هم باشد. در روي بساط يک مجموعه بزرگ شيربرنج بود که تقريباَ ثلثي از آن فروخته شد و يک کاسه شيره با بشقابهاي خالي و چند عدد قاشق نيز در روي بساط گذاشته بودند. من از وسط کوچه رو به بالا حرکت مي‏کردم و نزديک بود به محاذات دکان برسم که ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختري افتاد که در کنار ديواري ايستاده و چشم به من دوخته بود. دفعتاَ نگاهش از سوي من برگشت و به بساط شيربرنج فروشي افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بيشتر نداشت. لباسها و چادر نمازش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سياه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد که تقريباَ به رنگ کاه درآمده بود بسيار خوشگل و زيبا بود. همين که نگاهش به شيربرنج افتاد لرزشي بسيار شديد در تمام اندامش پديدار گشت و دستهاي خود را به حال التماس به جانب من و دکان شيربرنج فروشي که هر دو در يک امتداد قرار گرفته بوديم دراز کرد و خواست اشاره‏کنان چيزي بگويد اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالي که صداي نامفهومي شبيه به ناله از سينه‏اش بيرون آمده، به روي زمين افتاد و ضعف کرد. من فوراَ به صاحب دکان دستور دادم که يک بشقاب شيربرنج که رويش شيره هم ريخته بود آورده و چند قاشقي به آن دختر خورانديم. پس از اينکه اندکي حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت : ديگر نمي‏خورم، باقي اين شيربرنج را بدهيد ببرم براي مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگي نميرد...

    آلرژي شاهانه
    آنچه بيش از اوضاع فلاکت بار مردم دل هر ايراني را مي‏خراشد و به درد مي‏آورد مشارکت شاه و جمعي از حواريون او در احتکار مايحتاج عمومي است که نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال کشور از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏الممالک با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشکار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامه‏اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتکران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود. يکي از محتکران عمده غلات، احمدشاه ِ جوان بود که تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير معتنابهي گندم و جو در انبارها ذخيره کرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم» عاقبت مستوفي‏الممالک، مرحوم ارباب کيخسرو را مأمور کرد شاه را ملاقات و اجناس مذکور را از او خريداري نمايد. ارباب هم پس از چند جلسه مذاکره به ناچار به طوري که احمدشاه مايل بود گندم و جو را خريداري کرد و پول آن را پرداخت. فردا صبح عده‏اي را براي تحويل گرفتن اجناس مذکور فرستاد ولي احمدشاه جواب داد که « چون دولت بيش از اين مقدار عليق و جيره به من بدهکار است، من جو و گندم فروخته شده را از بابت عليق و جيره خودم محسوب داشتم!» روزگار غريبي است، شاه به دولت و ملت خود نيرنگ مي‏زند و سر آنها کلاه مي‏گذارد. از اوضاع بد مردم به خوبي آگاه است با اين حال به احتکار ارزاق جامعه کمر همت مي‏بندد. با دولت منتخب خود « معامله» مي‏کند، حتي وجهي را پيش از تحويل جنس دريافت مي‏کند اما فرداي آن روز، معامله را يک طرفه نقض مي‏ک‏ند، به لطايف‏الحيلي از تحويل جنس فروخته شده خودداري مي‏کند. به راستي با چنين « شاه»ي چه بايد کرد. آدمي متحير مي‏ماند که قوام چنين مملکتي چگونه پا برجاست. شگفت آنکه شيرازه امور ملک بيش و بدتر از اين گسسته نشد. اما به واقع چرا اين شاه جوان تا به اين حد خود را جداي از دولت، ملت و سرزمين کهنسال خود مي‏داند. اگر لختي تأمل کنيم درمي‏يابيم که شخص شاه به اين پرسش و دغدغه ما پاسخ مي‏دهد. در گذرگاه تاريخ، صفحات کتاب خاطرات يحيي دولت‏آبادي را مرور مي‏کنيم که چگونه « پادشاه جوان ما سلطان احمدشاه قاجار بي علاقه به مملکت است. شاه مي‏گويد، چندان که نگارنده از زبان برادرش (محمدحسين ميرزا) که او خود نيز از وي شنيده بود مي‏شنويم، ديديم مردم با پدر ما چه معامله کردند، پس بايد تحصيل مال کرد و تا ممکن شد اينجا ماند و هر وقت ممکن نشد به يک مملکت آزاد رفت، آنجا زندگاني نمود.»

    آرزويي که چندي بعد محقق شد.

    قدرت‏هاي بزرگ در ايران در آغاز تاجگذاري آخرين شاه قاجار، ابوالقاسم خان ناصرالملک، نايب‏السلطنه که به ” ديپلمات مکار“ شهره بود، اندکي پيش از آغاز جنگ جهاني اول، پادشاه جوان را تنها گذاشت و رهسپار خارج از کشور گرديد. باور عده‏اي از محققان آن است که او در برابر مشکلات عديده ناشي از پيچيدگي‏هاي سياسي آن دوره و زمانه خود را باخت. هر چند رجال هوشمندي چون ناصرالمک که مدتي را در دانشگاه آکسفورد انگلستان، در کنار لرد کرزن، وزير خارجه بريتانيا، تحصيل کرده بود، به روشني با گرفتاري‏ها و بحران‏هاي پس از بر تخت سلطنت نشستن شاه جوان و عواقب آن آشنايي داشت، و افزون بر آن به اين موضوع مهم پي برد که جهان در آستانه يک دگرگوني قرار گرفته است. از اين‏رو به منظور دور ماندن از فتنه‏هاي داخلي راه خروج از کشور و عزيمت به اروپا را برگزيد.

    در چنين شرايطي « کار مداخله بيگانگان در امور داخلي ايران به جايي رسيده بود که روسها در قزوين و در تبريز از مردم ماليات مي‏گرفتند و مانع اعزام نمايندگان آذربايجان به مجلس شوراي ملي مي‏شدند و انگليس‏ها در مقابل وام محقري گمرک بوشهر را تصرف نموده عوايد آن را تصاحب مي‏کردند.»


    از منظر برخي رجال سياسي کشور، رقابت قدرت‏هاي بزرگ در ايران در دوراني سودمند ارزيابي مي‏شد، چرا که اين تضاد و درگيري منافع به تعادل و توازن و حفظ يکپارچگي ملي مي‏انجاميد و ميهن را از غلتيدن در گرداب‏ها و طوفان حوادث مصون نگاه مي‏داشت و فرصت تنفس فراهم مي‏آورد و اينکه شايد وقتي ديگر امکان تصميم‏گيري مناسب حاصل آيد. به هر جهت با اين رقابت « گاهي يکي مانع تجاوزات ديگري مي‏شد. لکن گاهي هم باعث مسابقه در سلب حقوق ايران و تحصيل امتيازات مضره مي‏شد.»

    زماني هم دخالت و اعمال نفوذ بيگانگان با گروکشي در صورت عدم اعطاي وام و امتيازات ويژه همراه بود. کانون قدرت و مرکز ثقل تصميم‏گيريهاي سياسي نيز انگاري به شکل صوري و ظاهري داخل کشور بود. تلگراف زير که از سر والتر تاونلي، فرستاده ويژه وزيرمختار انگليس در ايران به سر ادوارد گري، وزير امور خارجه انگليس به تاريخ 5 دسامبر 1912م/ 3 آذر 1291ش/ 25 ذيحجه 1320ق ارسال شده است، چشم‏اندازي از فضاي سياسي آن دوره را هويدا مي‏سازد: « وزير امور خارجه ديروز مرا اطلاع داد که کابينه قبول نموده است که امتيازات خطوط آهن را بدهند. جناب معظم مرا اطلاع داد که اگر دولتين رضا به تجديد کابينه حالا بدهند، او مرا مي‏تواند اطمينان بدهد که تمام امتيازاتي که تقاضا شده، داده خواهد شد.»


    در اوقاتي نيز با سکوت‏هاي مصلحت‏آميز خود دست قدرت ديگر را در آشکار کردن تعديات و تجاوزات خود باز مي‏گذاشتند تا در پي آن خود نيز به نان و نوايي برسند. بي شک رقابت قدرت‏هاي طراز اول آن دوره در ايران، در ابعاد تجاري و بازرگاني، اقتصادي و ارضي، سياسي و استعماري جدي بود. روسيه مي‏خواست با تسلط بر ايران اندک اندک خود را به سواحل جنوبي کشورمان و پس از آن اقيانوس هند نزديک سازد تا از اين راه به مثابه سکوي پرش براي صادرات کالاهاي بازرگاني خود استفاده کند و در ضمن به منظور رقابت با انگليس از راه دريا بهره جويد. « ايران براي انگلستان به منزله يکي از حلقه‏هاي محکم زنجير امپراطوري محسوب مي‏شد.» و از ابعاد مختلف نگاه دولتمردان اين کشور به رفتار و فعل و انفعالات حاکميت و رقيبان ديگر دوخته شده بود.


    اعلان بيطرفي
    موضعگيري سياسي مناسب در پي آغاز جنگ جهاني اول در کشورمان، اتخاذ رويه بيطرفي و اعلام آن بود. عده‏اي از رجال که در ميان آنان مي‏توان به مؤيدالاسلام کاشاني، مدير روزنامه حبل‏المتين اشاره کرد، از هواداران بيطرفي مثبت بودند. از نظر کاشاني، رجال ايران بايد با هوشمندي از رقابت انگليس و روس در کشورمان بهره برند. به اين منظور آنان مي‏بايست بيدار و آگاه باشند و مملکت را آرام آرام از لاک فشار قدرت‏هاي بزرگ آن دوره به درآورند و به سمت استقلال سوق دهند.

    سر ادوارد گري، وزير خارجه انگليس بهره‏مندي دولتمردان ايراني از رقابت انگليس و روسيه را رهيافت به فرصت مغتنم براي تنفس در آوردگاه سياست، برمي‏شمرد. فرصتي که به زعم عده‏اي از آن به نحو مطلوب و قابل قبول استفاده نشد.


    « ايران خوش نداشت تفاهمي بين بريتانيا و روسيه برقرار باشد. در گذشته، وجود خصومت ميان دو دولت قدرتمند را کليد رمز مصون ماندن خويش يافته بود و عادت کرده بود که يکي را به جان ديگري بيندازد و از اين راه براي خود فرصت تنفس دست و پا کند.»


    اُلسون، در رساله دکتري خود با عنوان روابط ايران و انگليس در جنگ جهاني اول، به موضع دولت‏هاي ايران در خلال جنگ جهاني اول پرداخته و چنين نتيجه‏گيري مي‏کند که در طول اين مدت ــ که شانزده کابينه سر کار آمد ــ ، سياست آنها به طور قابل توجهي تداوم يافت. وي در مورد ديپلماسي ويژه دولت‏هاي ايران در اين مدت معتقد است:


    « سياست دولت‏هاي ايران طي جنگ، در وهله اول نگهداري از بيطرفي ايران و اخراج قواي بيگانه بود؛ آنگاه که بيطرفي معناي خود را از دست داد، به دليل احتياج مبرم به پول، ناچار موراتوريوم و تشکيل پليس جنوب پذيرفته شد. سپس ايران کوشيد از طريق انعقاد قراردادي با انگليس (روسيه از صحنه خارج شده بود) استقلال ايران و تماميت ارضي آن را تثبيت کند.»


    ناگفته نماند عناصر تندرو و راديکالي نيز بودند که با اتخاذ موضع بيطرفي مخالفت مي‏کردند. به باور اين قبيل افراد، اتخاذ خط مشي بيطرفي هيچ رهاورد و ثمري براي ايران به ارمغان نداشت. برجسته‏ترين وجه اين ناسازگاري در يادداشت‏هاي سيدضياءالدين طباطبايي در روزنامه رعد، مشاهده مي‏شد.»


    به هر روي، دولتمردان و سياستمداران ايران در دوره اشغال با تکيه بر بيطرفي اعلان شده، جريان امور را پيش بردند تا آسيب کمتري به اين مرز و بوم وارد آيد و بيش از آن مملکت صدمه و زيان نبيند. پيگيري دعاوي ايران از ماجراي نقض بيطرفي و اشغال کشور و آسيب فراواني که از اين حيث حاصل شد، حداقل انتظاري بود که ايرانيان از احمدشاه در سفرش به فرنگ، که در اوايل 1338ق انجام گرفت، توقع داشت، هرچند اين خواست ملي هرگز محقق نشد و سلطان جوان در آن حيص و بيص اختلاف با وثوق‏الدوله بر سر انعقاد قرارداد 1919 مي‏گفت : « کساني که پول گرفته‏اند تصديق کنند، من هرگز تصديق نخواهم کرد.» در تبيين انگيزه مخالفت احمدشاه با قرارداد 1919 ديدگاههاي متفاوتي بيان شده است. به باور برخي، تنها اقدام بارز احمدشاه مخالفتش با همين قرارداد کذايي بود. از نظر اين عده احمدشاه در سفر خود به فرنگ، در لندن هنگام حضور در مهماني لرد کرزن، له يا عليه قرارداد موضعي نگرفت و اظهار داشت: « بايد اين قرارداد به مجلس شوراي ملي ارجاع شده، به صحه برسد» و در برابر فشار وثوق‏الدوله، نصرت‏السلطنه و حتي ناصرالملک درباره اين مخالفت با گفتن: « کار خودت را ضايع کردي»، ايستادگي کرد و به همين دليل انگليسي‏ها کينه وي را به دل گرفتند و براي او خط و نشان کشيدند که عاقبت به برکناري‏اش از تاج و تخت سلطنت انجاميد.


    جواد شيخ‏الاسلامي در سلسله مقالات خود با عنوان « سيماي حقيقي احمدشاه قاجار بعد از گذشت نيم قرن» به اين دغدغه تاريخي مي‏پردازد که « مي‏خواهيم به کمک اسناد و مآخذ معتبر تاريخي اين نکته را روشن کنيم که آيا اين آخرين پادشاه سلسله قاجار، همچنان که طرفدارانش درآورده‏اند، به حقيقت فداي مخالفتش با قرارداد شد يا اينکه خود باطناً مايل به کناره‏گيري از سلطنت ايران بود و عجله داشت که هر چه زودتر از تحمل اين بار شريف (ولي سنگين و پر مسئوليت) خلاص شود.» آورده‏اند احمدشاه در اين مورد يا در جاي ديگري گفته است : « اگر در سوئيس کلم‏فروشي کنم، بهتر است تا در چنين مملکتي پادشاه باشم.» آنچه آمد گزارش اجمالي بود از اوضاع سياسي، اجتماعي ايران در آن برهه و اينکه در آن زمانه پر آشوب چگونه کارگزاران ايراني در رقابت روس و انگليس در ميهنمان، با اتخاذ مواضع سياسي ويژه، ايران زمين را از آسيبها و خطرهاي بيشمار محفوظ نگاه داشتند.






  2. 2 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    .:Reza:. آواتار ها
    وضعیت : .:Reza:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2012
    محل سکونت : بازم ب تو چ ؟! |:
    سن: 25
    نوشته ها : 436
    سپاس ها : 2,499
    سپاس شده 741 در 294 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 245 تاپیک

    پاسخ : ایران و جنگ جهانی اول

    تو همین ج ج اول هیتلر سرباز بود و عاشقانه برا آلمان میجنگید ولی خیلی براش عجیب بود که یهو آلمان جنگ رو وا داد و معاهده ننگین ورسای رو قبول کرد:-l
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(6).jpg
مشاهده: 269
حجم:  15.9 کیلو بایتبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(1).gif
مشاهده: 761
حجم:  91.6 کیلو بایتبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(2).jpg
مشاهده: 1236
حجم:  92.9 کیلو بایتبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(3).jpg
مشاهده: 638
حجم:  61.0 کیلو بایتبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(4).jpg
مشاهده: 6605
حجم:  36.4 کیلو بایتبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  WHEN ADOLF HITLER WAS A SOLDIER(5).jpg
مشاهده: 453
حجم:  44.6 کیلو بایت
    ویرایش توسط .:Reza:. : 03-07-2012 در ساعت 22:59

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •