مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نقد و بررسی فرار از زندان

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: نقد و بررسی فرار از زندان

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    نقد و بررسی فرار از زندان

    فصل اول



    لینکلن باروز نقش یک متهم رو بازی میکنه که قراره تا چند مدت دیگر به دلیل قتل عمدی برادر معاون رییس جمهور اعدام شود.
    لینکلن یک برادر کوچکتر از خودش دارد که هیچ نسبت ظاهری و هوشی به وی ندارد حتی رنگ چشمهایشان یکی نیست.
    (و جواب این سوال بزرگ رو در فصل چهار و از زبان مادر انها یعنی کریستینا میشونیم!)
    لینکن باروز نسبتآ فردی مذهبی میباشد و گفته شده تشابه اسم وی به ابراهام لینکلن اتفاقی نیست و از قبل چنین اسمی برای وی مشخص شده بوده!
    پاپ رییس زندان بزرگ فَکس ریور میباشد. وی بسیار مغرور- بزرگ و با عظمت هست و تمامی ویژگیهایی که یک رییس زندان باید داشته باشد رو دارا میباشد.
    جمله ی We Hav Not Choice بارها و بارها از دهان تک تک بازیگران بیرون امد معنی این جمله این است که
    (انتخاب دیگری نداریم – چاره ی دیگری نداریم...) در واقع یک جور جبر مطلق رومیشه از این جمله دریافت کــرد.
    مسلمآ کسی که سریال رو دیده بارها با این جمله روبه رو شده است.
    وقتی میگوییم انتخاب دیگری نداریم از نظر من یه احتمال 50 -50 به کارمون میدیم و احتمال شکست هم هست.
    هم بارها دیدیم که مایکل اسکوفیلد برادر لینکلن در پلان های مختلف مجبور است کاری کند که مشخص نیست میشود یا خیر و قبلش این جمله رو استفاده میکند و اما از بد فیلمنامه تمامی این اتفاقات جـزء 50 درصد درست میباشد و یک جورایی بیش از اندازه مایکل اسکوفیلد رو یک فرشته ی بی گناه همه فن حریف نشان دادند که حتی سرنوشت هم برای وی تغییر پذیر است و بد روزگار خوب میشود!!بریم سر کرکترهای این سریال دوست داشتنی.



    تئودور تی بگول



    منفور محبوب لقبی است که من روی وی گذاشتم. بعد از هیث لجر که نقش یک بزهکار رو از خود بزهکار بهتر بازی کرد رابرت نیپر بازیگر نقش تی بگ به بهترین و برترین شکل ممکن از پس نقش یک فرد سطح پایین جامعه برآمد.
    تی بگ زندانی است که به گفته بلیک (معاون زندان) به صورت مشروع به دنیا نیامده و در واقع پدر مادر تی بگ خواهر برادر هستند که مادر تی بگ معلول است.
    پس میشه اینو از این موضوع دریافت کرد که اکثر افراد بزهکار به علت نداشتن پدر مادر مناسب پیش به گناه میروند.
    ما اسیر هویتمان هستیم... جمله ای بسیار پر معنا و زیبا که از سوی تی بگ بارها و بارها گفته شد .
    تی بگ در اواخر سریال قصد داشت که فردی خوب شود و در سکانسی که با یک کشیش رو به رو شد حتی دعا هم خواند اما حوادث و سرنوشت با توجه به گذشته وی راههای دیگری در مقابل وی میگذاشت و حتی وقتی میخواست کار خوبی کند ، کار بدی به وی پیشنهاد میشد و میشد این رو به صورت کامل در فصل چهارم دید.در رابطه با تی بگ در سطرهای بعدی نکاتی دیگر را عرض خواهم کرد.


    جان آبروزی





    بازیگر دوست داشتنی لقبی است که من روی وی گذاشتم. کمتر ایرانی رو میشه دید که این کاراکتر رو دوست نداشته باشه.
    در فصل یک شاید قطع کردن انگشتان پای مایکل اوج نفرت رو از سوی بیننده به سوی آبروزی روانه میکرد اما بعد از زده شدن شاهرگ وی توسط تی بگ و کوتاه شدن موی وی ، جان یک شخصیت متفاوت رو به دست اورد و یک مسیحی واقعی نیز شــد....


    سوکــره



    آه خــدای من چه بامعرفت!! این هم یک لقب از سوی من به سوکره... شاید معرفت وی در فصلهای دیگر مشخص تر بشه وی این پسر مهربون ! عاشق دختری به اسم مــاری کروز میباشد.
    ماری کروز دختری زیبا به علت اینکه سوکره در زندان است برای وی صبر میکند اما هکتور دوست بی معرفت سوکره که دلیل اصلی زندان رفتن سوکره هم میباشد برای ماری کروز نقشه هایی دارد.تضاد رو به بهترین شکل کارگردان استفاده کرده.
    سوکره به خاطر ماری کروز دست به دزدی میزند تا وی رو به پــارتی دعوت کند و پلیس سر میرسد و کسی که پلیس رو خبر کرد هکتور بود.
    در واقع هکتور و سوکره مرز جنگ برای به دست اوردن ماری کروز میباشند.


    سارا



    یک پزشک یا پرستار مهربان میباشد که در انتها با مایکل اسکوفیلد ازدواج میکند.
    دو بهترین سریال به یکدیگر رسیدند. سارا تانکردی و مایک اسکوفیلد.
    در فصل اول فیلم تنها یک قسمت شامل دو چَپتر شد و ان هم قسمت شورش زندانیان بود که خیلی هم جذاب از اب در امد.
    از همان اپیزود نقش تی بگ پررنگ تر شد.مایکل اسکوفیلد در همان سمت جان سارا رو نجات میده و شاید اولین سد رو جلوی تی بگ انداخت هرچند این موضوع به صورت مستقیم شاید برداشت نشه اما شورشی که به واسطه ی تی بگ ایجاد شد توسط مایکل اسکوفیلد ختم داده شد پس تی بگ در تضاد با اسکوفیلد در اینجا برداشت شد.
    در سریال های ایرانی موضوع کش دادن یک مطلب به بدترین و فجیح ترین شکل انجام میشه مثل سریالهای جازه بزرگ- متهم گریخت و ....
    اما در این سریال موضوع فرار از زندان به برترین شکل ممکن کشیده شد.
    در ابتدا با کندن پشت توالت سلوا سوکره و مایک تصمیم به فرار میکنند اما با اضافه شدن هوگو (فرد بیمار روانی) تمامی نقشه ها خراب شد.
    نزدیک شدن تاریخ اعدام لینکلن باروز هم سدی جلوی پــای فرار اسکوفیلد فراهم میکند...سارا تانکردی برای فرار مایکل بی تاثیر نیست و در را برای فرار مایکل باز میگذارد که شاید نقطه عطف علاقه ی این دو در این موضوع هم بود که شاید بشه برای این جمله رو به کار برد که در دوستی رو تانکردی به روی اسکوفیلد باز کرداما در سه قسمت پایانی به نظر من اوج هیجان توسط کارگردان نشان داده شد.
    چاقو کشیدن اسکوفیلد در اتاق شخصی پاپ که شاید خیلیا در ابتدا تصور میکردند مایکل با این کارش همه چیزو خراب میکنه اما به زیبایی تموم مایکل از پسش بر اومد.
    گودالی که در اتاق کار کنده بودن کار خودشو کرد و به خوبی 8 نفر توانستند فرار کنند.
    و به بهترین شکل هم بلیک رو گیر انداختن.
    بلیک فردی خشن و به اصطلاح ادم بده ی داستان بود و هر کدوم از زندانی ها یک جوری عقده ی خودشونو سر وی خالی کردن که شاید این موضوع هم مورد توجه مخاطب بوده باشــه.
    آبروزی به همراه دوستانش یک هواپیما رو اماده کرده بودند اما به دلیل دیر رسیدن فراریها هواپیما رفت و اسکوفیلد-تی بگ-هوگو-جان-سی نوت-لینکلن و سایر فراریها نتوانستند فرار کنند.
    و پلیس هم انها رو احاطه کرده بود و اپیزود اخر فصل اول به برترین شکل و با فرار زندانیها تمام شد که شاید بهتر از این سکانس نمیشد سکانس دیگری برای سکانس اخر اپیزود اخر فصل یک ساخت.


    فصل دوم





    فصل دوم به نظر من بهترین تیتراژ شروعی رو داشت و زمانی که موزیک اوج میگرفت. اوج صحنه فصل یک که فرار زندانیهاست شروع میشد و این برای دادن هیجان کافی بود.
    در این فصل ماهون تمامی نقشه های مایکل رو حدس میزند و مایکل از لو رفتن خودش خسته میشود و کشیدن نقشه های وی شروع میشود
    (در واقع کشیدن نقشه های جدید)
    یکی از فصلهای خوب این سریال بود .فرار کردن همگی فراری ها از دست پلیس-اولین قربانی تی بگ – تیر خوردن لینکلن- احساس عاشقی مایکل به سارا و....
    از سایر اتفاقات این فصل بود ولی از نظرم این فصل توضیح کاملی رو نمیتونه داشته باشه.


    فصل سوم





    و زندان سونا که هرکس این فصل رو با زندان سونا میشناسد.
    زندانی بی قانون و شامل قاتلان و خلافکاران خطرناک که حاضرند دست به هرکاری بزنند چون چیزی برای از دست دادن ندارند.
    تئودور بگول یک شخصیت غیر قابل پیش بینی میشود.
    بدترین بلاهای ممکن سر بلیک میاید و شاید بشه این بلاهارو عذاب کارهایش در فاکس ریور نامید.
    آزادی لینکلن و سارا تانکردی دقیقآ وقتی رقم میخورد که اسکوفیلد به زندان میفتد.
    بیشتر کاراکترهایی که شاید توضیح زیادی راجع بشون در فیلم داده نشده در این فصل میشه به طور کلی شناخته شوند.
    تبدیل افرادی که از اونها انتظاری نداریم تبدیل به افرادی میشوند که هر لحظه از اونها انتظار شگفتی داریم.
    به عنوان مثال همین تی بگ یا بلیک که در فصل چهارم جان فشانی میکند.
    در ارتباط با رییس شدن تی بگ هم باید یک نکته ای رو عرض کنم.پاناما کشوری بی صاحب است و زندان سونا یک جایی برای خلافکاران که صاحبی ندارن و تی بگ یک بزهکار اجتماعی است که در انتها رییس کل زندان میشود در واقع نویسنده سعی داشته اینو بفهمونه که افراد کودک ازار و بزهکار در جومع منفی به جایی میرسند جوامعی که ازادی کامل و بدون صاحب باشد در واقع مثل قانون جنگل....
    زمان برای مایکل و بیننده تند میگذرد و مایکل نقشه ای ندارد و زمانی هم ندارد و ما از او انتظار حرکت خارق العاده ای داریم که البته مواجه هم میشویم.

    فصل چهارم






    این فصل یک فصل کاملآ ســــــیــاســی میباشد و پیشرفت علم رو هم به وضوح نشون میده.
    سوزان که در فصل سوم با اون اشنا شده بودیم توسط قاتل اجاره ای دیگری اسیر شده.
    در انتها همین قاتل توسط ماهون کشته میشه.
    ماهون توانست به عهد خودش وفا کند و همسرش را با کشتن قاتل پسرش راضی نگه دارد.
    مرگ مایکل اسکوفیلد پایان قصه بود.
    وی به دلیل تومور مغزی که داشت دچار سر درد و سر گیجه بود.
    قهرمان میمیرد. اما ای کاش کارگردان ای سریال اون یک قسمت رو که مربوط به فرار سارا از زندان بود رو اضافه نمیکرد.
    من شخصآ مرگ قهرمان این سریال رو با تومور مغزی ترجیح میدادم تا اینکه با جانفشانی بمیرد.
    هر چند درام تر این بود که وی برای معشوقه اش بمیرد اما به نظر من کمی اغراق بود.
    سارا فرار کرد و لینکلن و ماهون و سوکره منتظر برگشت مایکل بودند که این جمله از سوی ماهون گفته شد"اون بر نگشت..
    اون رفت."مرگ مایکل مرگ ارزوهای بیننده بود اما این ارزوها در تمامی سریال به تحقق پیوست پس ارزوی دیگری نمیماند.
    در اینکه مایکل باید در انتها میمرد شکی نیست چون نقش اصلی و بازیگر هـــیــرور و قهرمان ساز سریال در صورت مرگ سریال را حماسی تر میکند .
    بچه ی مایکل توسط سارا بزرگ میشود و در انتها مشاهده میکنیم که اسم وی مایکل است و یک خالکوبی بر بدنش دارد و همان خالکوبی یا تتوی کوچک بر بازی پسر مایکل اشاره به تمامی حوادث گذشته داشت.
    و در انتها سوکره – لینکلن-ماهون از سر قبر مایکل میگذرند و سارا و پسرش هم همینطور و در آخرین سکانس یک صحنه ی بسته از قبر مایکل اسکوفیلد داریم که مسلمآ موی بر تن ادم سیخ میکنه چون با اون همه خاطره و حدود 100 قسمت (اگر اشتبا نکنم) خاطره وی را زیر خاک میبینیم...
    ویرایش توسط 1CHAMPION : 11-03-2010 در ساعت 19:15
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. 4 کاربر از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی در صف ایستادن نیست بلکه بر هم زدن صف است
    CHE GUEVARA آواتار ها
    وضعیت : CHE GUEVARA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2014
    محل سکونت : کرمانشاه
    سن: 30
    نوشته ها : 8
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 4 در 3 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نقد و بررسی فرار از زندان

    بزرگترین مشکلی که این سریال تقریبا" میشه گفت جذاب دارد و آن را بر زمین زده است این است که این فراریان نابغه چرا وقتی که میدانند در تمام ایالات مردم به دنبال آنها هستند و چهره های آنان را کاملا" تشخیص میدهند به فکر تغییر چهره نیستند (حداقل یک کلاه گیس یا ریش مصنوعی بابا) .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •