سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!! - صفحه 3

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها

موضوع: معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,370
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    با سلام خدمت همه علاقمندان به سریال زیبای لاست.
    این مطالب مربوط است به زمانی پیش از آغاز فصل ششم لاست.
    زمانی که بنده مرتب در حال تعمق بر روی مسائل لاست بودم.
    اما این که چرا این تاپیک رو الان میزنم باید بگم به خاطر موضوعیه که مهناز خانم در بحث اپیزودیک لاست مطرح کردند.
    این که ارتباط جان لاک و دود سیاه در ابتدای داستان چگونه شکل گرفت...


    معمای گرایش جان لاک به دود سیاه به یکدیگر!!

    ديروز فرصتي پيدا كردم كه از ابتدا نگاهي به چند اپيزود بخصوص از فصل يك بندازم . طبق معمول باز يك چيزايي به نظرم رسيد كه خيلي بايد براتون جالب باشه .
    يكم ميخوام بحث دودسياه و ارتباطاتش رو با جان لاك بيشتر از قبل بررسي كنم و اين بار فكر ميكنم دلايل جالبي براي اثبات رابطه جان با لاك از ابتداي داستان پيدا كردم .
    اولين برخورد ميان جان لاك و دود سياه رو خاطرتون هست . زماني كه جان به اتفاق كيت و مايكل براي شكار به ميان جنگل رفتند .

    جان لاك خودشو براي شكار آماده ميكرد و با صداي مايكل يكباره گراز به اونها حمله كرد و از اين به بعد جان از مايكل و كيت جدا شد .
    مسئله درست از همين جا شروع ميشه .
    مايكل و كيت در زير درختي هستند كه كيت ميخواد آنتن سعيد رو اونجا نصب كنه و جان به ميان بوته ها ميره و گراز رو تعقيب ميكنه .

    تا اينجا همون چيزيه كه همه با هم ديديم . اما نكته جديد .
    در صحنه اي كه به جان پرداخته ميشه ميبينيم كه اون داره گراز رو تعقيب ميكنه و ميان بوته هاست . صداي گراز هم به گوش ميرسه و كمي دورتر جنگل شروع ميشه . جان صداي گراز رو از جنگل ميشنوه و به اون سمت ميره . صدا ها از جنگل افزايش پيدا ميكنه و حس ميكنيم كه دودسياه داره سرو كلش پيدا ميشه اما يك اتفاق جالب ميفته كه به نظر من خيلي باحال بود .

    جان كمي كه به سمت صدا نزديكتر ميشه ناگهان صدا ناله بلند گراز به گوش ميرسه و همزمان تحرك بيشتر در جنگل و صدا به حدي واضحه كه مشخصا ميشه فهميد كه گراز به دست دودكشته شد ، جان لاك ديگه در فاصله اي قرار گرفته كه نه ميتونه فرار كنه و نه باايسته . دود از جنگل بيرون مياد و پيش چشمان وحشت زده اما آشناي جان به اون نزديك ميشه و صحنه تمام ميشه .
    كيت و مايكل حركت درختان رو ميبينن و ميدونن كه اون موجود هر چي بود به سمت جان رفت .
    صحنه بعدي خيلي مهمتره .

    جك و كيت دارن به سمت هواپيما ميرن كه جك نو بوته ها پدرش رو ميبينه (همون كريستين كه الان فكر ميكنيم دود سياه در اون به نوعي حلول كرده) به سمت اون ميدوه و وارد بوته ها ميشه .
    صداي حركت شاخه ها مياد و در كمال تعجب جان از بين شاخه ها ظاهر ميشه .
    نمايش ناپديد شدن كريستين و پيدا شدن جان لاك خيلي قبل تر از فصل 5 .
    عجيبترين قسمت ماجرا هنوز مونده . جان با يك گراز اومده و خونالوده .
    اين گرازيه كه جان خودش شكار نكرده . اين همون گرازي بايد باشه كه صداي ذجه اون رو شنيديم و ميدونيم كه اينو دود كشت نه جان .

    آيا دود سياه گراز رو به جان هديه كرد ؟
    آيا جان واقعا دود رو نديد ؟ اين احتمالش 0 بايد باشه چون كاملا مشخص بود كه دود بعد از كشتن گراز به سمت جان رفت . تصور من اينه كه بعد از اين جان دچار تغييراتي شد .
    اولين تغيير حس پيغمبر گونه اي بود كه پيدا كرد . موهاشو از ته تراشيده بود و روالش به سمت سرنوشت بيشتر سوق پيدا كرد .

    جان به وضوح اونجا صحنه سازي كرد و خودشو كاملا خوني كرده بود چرا ؟
    بعدا ميبينيم كه جان زخمي نبود و حين شكار هم چرا بايد صورت آدم خوني بشه اونم نه از خون خودش از خون گراز . گرازي كه دود قبلش اونو كشته بود .
    صحنه بعدي در فصل بعديه . جايي كه جك به دنبال پدرش به جنگل ميره و در كمپ مشكل آب پيش مياد .
    ميدونيم كه جك در جنگل در حال تعقيب كريستين بود و از اونجا كه حركاتش رندوم و غير قابل پيش بيني بود تنها كسي كه ميدونست جك داره كجا ميره فقط ميتونست كريستين باشه .
    در صحنه بعدي جايي كه همه ملتهبن و كمپ سر جريان آب در هم برهمه سعيد و جان و كيت صحبت ميكنن و جان ميگه شما با بقيه صحبت كنين و من هم ميرم دنبال جك و ميگه ميدونم كجا بايد پيداش كنم .
    به نظر شما با توجه به دويدنهاي بدون هدف در جنگل جك ، جان چطوري بايد جاي اونو ميدونست !!!؟؟؟
    نكته بعدي اينه كه جان جك رو در جايي پيدا ميكنه و نجاتش ميده كه ديگه واقعا غير قابل پيش بينيه . در حالي كه جك حتي فريادي براي كمك سر نميده اما جان با حسي جن آسا پيداش ميكنه .
    از بد حادثه فرصتي هم به دست جان ميفته كه در حالي كه جك تحت تاثير نجات دادنش توسط جانه اون هر چي ميخواد درباره تقدير رو ويژه بودن جزيره بهش تزريق كنه و در نهايت جك در توهمي بيش از پيش به دنبال پدرش به جنگل بره .

    چرا جان دروغ ميگفت؟
    چرا جان ميدونست جك كجاست؟
    چرا جان در جايي پيدا ميشد كه كريستين در تو اونجا محو شده بود؟
    چرا جان در 4 روز بعد از ورود به جزيره تغيير حالت داد و يكباره به شكل كنفوسيوس درآمد؟
    چرا آدمي كه تا قبل از سقوط هيچ كار موفقيت آميزي جز حيله خوردن نداشت در جزيره يكباره دچار نبوغ شد؟

    در اكثر مواقعي كه دود سياه نزديك جان ميشه اون احساس ترس نداره . در اپيزودهاي پاياني فصل يك در جايي كه افراد بعد از كشتي بلك راك با ديناميتها به سمت دريچه ميرن باز دودسراغشون مياد وحتي با اين كه جان رو دنبال خودش ميكشه اما جان به جك ميگه كه اون با من كاري نداره !!
    چرا جان همچين حسي داره ؟
    به نظر من سرنوشت جان كه به خودش هم الهام شده همون فريب خوردن و قبل از مرگ و بعد از مرگ خواسته هاي دود رو براورده كردنه .
    جان در قسمتهايي از فصل 2 و 3 عملا چيزهايي رو از بين ميبره كه شايد از ديد دودسياه اينها نبايد از اول ميبودن .
    ايستگاه سوان در ميان استحاله شديد جان از بين ميره و همچنين ايستگاه شعله و زيردريايي .
    2 مورد آخر تنها راههاي تماس با بيرون جزيره هستند و توسط جان نابود ميشن .
    جان در فصل 4 در امر رهبري افراد در دهكده هم ناموفقه . تعداد آدمهايي كه با اونن كشته ميشن و جان در جهت نجاتشون كاري نمي تونه بكنه .
    جريان كشتن پدرش در فصل 3 نمونه همون كاريه كه درباره گراز كرد . سوير پدرش رو كشت و اون جنازه رو با خودش برد و به بن گفت كه خودش اونو كشته .
    همون ماجرا گراز كه گفتم .

    جان در جايي حس ميكنه كه راه رو درست ميره و سرنوشت رو درست تشخيص داده كه رهبراي جزيره سر خواسته خودشون يا خواسته جزيره با هم بحث دارن و جان هم بعد از فصل پيغمبر وار يك و سر در گم 2 و نابودگر و به دنبال رهبري 3 و بلاتكليفي و دنباله روري 4 در فصل 5 بلاخره رهبره آدمهاي جزيره ميشه . چيزي كه نمي دونيم مورد تائيد جيكوب بود يا نه .
    جان هر لحظه به ايفاي نقش اصليش در فصل 5 نزديك ميشه . آدمي كه دائما مورد سواستفاده ديگران بوده حتي پس از خودكشي نا اميدانش باز مورد سواستفاده قرار ميگيره تا اين سنت ديرينه همچنان ادامه داشته باشه .

    به نظر شما هم جان در اكثر اوقات در اشتباه نبود ؟
    حتي لحظاتي پس از فشار ندادن دكمه در سوان خودش هم به اين اشتباه اعتراف كرد .
    اما هم در زمان ضربه زدن بر دريچه سوان و هم در زمان انفجار و نابودگري هاش تنها كاري كه تونست بكنه اشتباه هايي بود كه عملا در جهت منافع دودسياه بود .
    سرنوشت جان كمك به دود بود و بس . آيا اين ايده اشتباه به نظر ميرسه ؟
    چرا جان و دود از ابتداي داستان با هم در صلحند و چرا جان در مورد دود حرف نمي زند و حتي در كودكي هايش از دود نقاشي دارد ؟
    شايد دودسياه خيلي زودتر از جيكوب به سراغ جان رفته ؟
    شايد!!!

    با تشکر ...فرخ
    ویرایش توسط FFKIA : 11-06-2010 در ساعت 14:41
    mosikk به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 10 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #21
    Skyfly آواتار ها
    وضعیت : Skyfly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,882
    سپاس ها : 4,547
    سپاس شده 7,228 در 1,439 پست
    یاد شده
    در 22 پست
    تگ شده
    در 778 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    اينو كاملا قبول دارم ،‌اما هدف دود تو تمام غالب ها ، ترك جزيره بود
    شايد به اين خاطر كه اولين قالبي كه دود واردش شده بود mib بوده و اين ذهنيت رو از اون گرفته . دود خودش با رفتن تو قالب mib از محبسي كه داشته آزاد شده. هدف دود هم رهائي و تسلطه.

  5. کاربر روبرو از پست مفید Skyfly سپاس کرده است .


  6. # ADS
     

  7. #22
    SYLAR
    m_a1100 آواتار ها
    وضعیت : m_a1100 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : mashhad
    نوشته ها : 704
    سپاس ها : 2,057
    سپاس شده 1,285 در 459 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 386 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    به نظرم اگر بخوایم معمای گرایش جان لاک و دود رو دربارش بحث کنیم به این نتیجه میرسیم که اگر دقت داشته باشین جان لاک توی جزیره خیلی کارهایی کرده که به نفع بقیه نبوده و باعث خیلی مشکلات شده. اگر توجه داشته باشیم میبینیم بیشتر کارهای مهم رو جان انجام میده مثل پیدا کردن دریچه، بازکردن دریچه تخریب دریچه و......... حالا مسئله ای که همیشه ذهن خودم رو درگیر کرده بود اینه که چرا جان باید همیشه یک مکان رو پیدا بکنه و توسط خودش تخریب بشه؟؟ مثل دریچه که خودش با مشکلات جنگید و به داخلش رفت و آخر هم خودش از بین بردش. به نظرم گرایش دود سیاه به لاک به این دلیل هستش که تمایلات جان و دود سیاه خیلی به هم شبیه هستن. حتی زمانی که جان لاک توسط دود داره به داخل اون چاه یا چاله داره کشیده میشه به جک میگه من رو ولم کن به من کاری نداره و فکر کنم تمام این ها برای زمانی بود که جان کنار دریا نشسته بود تنهایی و فکر کنم تنها کسی بود که تونست با جزیره خوب کنار بیاد و مشکلات رو حل بکنه و دود هم از سادگی جان استفاده میکنه مثل کریستین بابای جک. نمیدونم ولی اینا چیزایی بود که توی ذهن من بود. مرسی

  8. کاربر روبرو از پست مفید m_a1100 سپاس کرده است .


  9. #23
    خـادم سینمــاسنتـر
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 34
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    اما اينكه فرخ مي گه دود دوباره به غالب كريستين رفته رو موافق نيستم ! فكر كنم اين اتفاق يه بار بيشتر نيفتاد ها فرخ ! اونم ابتداي سقوط هواپيما
    نه نازنین جان دوبار رفت
    فکر کنم فصل 5 رو فراموش کردی اونجا که لاپیدوس و سان اومدن به دهکده دیگران و دنبال جین میگشتن،با کریستین روبرو شدن
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  10. کاربر روبرو از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده است .


  11. #24
    Skyfly آواتار ها
    وضعیت : Skyfly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,882
    سپاس ها : 4,547
    سپاس شده 7,228 در 1,439 پست
    یاد شده
    در 22 پست
    تگ شده
    در 778 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط CHAMPION نمایش پست ها
    نه نازنین جان دوبار رفت
    فکر کنم فصل 5 رو فراموش کردی اونجا که لاپیدوس و سان اومدن به دهکده دیگران و دنبال جین میگشتن،با کریستین روبرو شدن
    اين دود قالبشو چند بار عوض كرد حتي وقتي تو قالب جان بود بازهم از قالب جان اومد بيرون و تو قالب الكس رفت (جايي كه به بن مي گه هر كار جان مي گه بايد انجام بدي)، اول تو قالب كريستين، بعد يمي ، دوباره كريستين، باز كريستين، جان ، الكس، دوباره جان. از يه جايي هم كه معلوم شد تو قالب جان گير افتاده.

  12. #25
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    به نظر من برادر جیکوب خود دود سیاهه... اون خاص بود و به همین دلیل نیروی چشمه اونو تبدیل به دود کرد. ممکنه اگه کسی دیگه توی چشمه می افتاد تبدیل به چیزی غیر از اون میشد. این خود برادرش بود که تبدیل به دود شد. به همین دلیل بود وقتی تو بدن جان نفوذ کرد صفات خودشو داشت نه صفات جان رو...
    اگه دود در چشمه اسیر بود و فقط بدن برادر جیکوب رو تصاحب کرده بود باید بعد از تصاحب بدن جان هم صفات جان رو بروز بده. درصورتیکه همون مرد سیاهپوش بود با بدنی جدید.

  13. #26
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,370
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    به نظر من برادر جيكوب دود سياه نبود. دود سياه به نظر من نيرويي بود كه در چشمه وجود داشت .
    چشمه از ديد من حاوي دو نيروي مختلف بود. نور و روشنايي و تيرگي و تاريكي .
    برادر جيكوب در واقع اسبابي شد براي اين كه تاريكي هم از چشمه بيرون بياد .
    در نهايت هم ديديم كه نيروي فوق العاده اون به خود نور بستگي داشت به اين مفهوم كه وقتي چشمه خاموش شد قدرت دود هم از ميان رفت.
    برادر جيكوب هم مبدل به يك انسان معمولي شد.
    در واقع از برادر جيكوب چيزي كم نشده بود. حتي وقتي ميكفت انسانيت من رو گرفتند به نظر من تلقي اشتباهي بود.
    انسانيت اون گرفته نشده بود. بلكه به اون ناميرايي اضافه شده بود و قدرت نابودي.
    زماني كه چشمه خاموش شد اين دو قدرت هم از وجود اون حذف شد و به همين ترتيب ميرا شد و مرد.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  14. #27
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    در واقع از برادر جيكوب چيزي كم نشده بود. حتي وقتي ميكفت انسانيت من رو گرفتند به نظر من تلقي اشتباهي بود.
    واقعا فكر مي كني انسانيتش ازش گرفته نشد ؟
    اينكه باعث شد قدرتي نابودگر هميشه همراهش باشه تا اون نتونه زندگي عادي داشته باشه و زماني اين ماجرا تموم بشه و بعد از ساليان سال زندگي رقت انگيز و غير طبيعي مرگ انسانيت رو بهش برگردونه ،‌بازم نظرت اينه كه اين نظريه اشتباه بوده ؟ خب انسان نبود ديگه ، تبديل به موجودي وحشي و ويرانگر شده بود ، ماهيتي كه مسلما هيچوقت براش خوشايند نبود.

  15. #28
    seven pounds آواتار ها
    وضعیت : seven pounds آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    محل سکونت : Esf
    سن: 28
    نوشته ها : 182
    سپاس ها : 653
    سپاس شده 158 در 65 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 261 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نه نه این دو هیچ گرایشی نسبت به همدیگه نداشتن . وقتی در حین شکار دود سیاه به سراغ جان لاک اومد ، فقط به یک دلیل با اون کاری نداشت و اون اینکه لاک ازش نترسید دقیقا اتفاقی که در اوایل برای آقای اکو رخ داد اما بعدش چون آقای اکو از دود سیاه ترسید و به قول دوستان از نظر دود سیاه دیگر جایی برای بهتر شدن آقای اکو نبود ، دود سیاه آقای اکو را کشت .
    این مسئله هم که دود سیاه ( که نمادی از شیطان به حساب میاد ) در پوسته ی جان لاک وارد شد صرفا به خاطر حس اعتمادی بود که اهالی جزیره به جان لاک پیدا کرده بودند . دقیقا حس اعتمادی که جک و کلیر به پدرشان داشتند و دود سیاه هم از بدن بابای جک استفاده کرد تا بتونه اعتمادشان را جلب بکنه .

  16. #29
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,370
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط seven pounds نمایش پست ها
    نه نه این دو هیچ گرایشی نسبت به همدیگه نداشتن . وقتی در حین شکار دود سیاه به سراغ جان لاک اومد ، فقط به یک دلیل با اون کاری نداشت و اون اینکه لاک ازش نترسید
    دوست عزیز این استدلالتون رو متوجه نشدم!!
    چون ازش نترسید به هم گرایشی نداشتند؟؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    عجيبترين قسمت ماجرا هنوز مونده . جان با يك گراز اومده و خونالوده .
    اين گرازيه كه جان خودش شكار نكرده . اين همون گرازي بايد باشه كه صداي ذجه اون رو شنيديم و ميدونيم كه اينو دود كشت نه جان .

    آيا دود سياه گراز رو به جان هديه كرد ؟
    آيا جان واقعا دود رو نديد ؟ اين احتمالش 0 بايد باشه چون كاملا مشخص بود كه دود بعد از كشتن گراز به سمت جان رفت . تصور من اينه كه بعد از اين جان دچار تغييراتي شد .
    اولين تغيير حس پيغمبر گونه اي بود كه پيدا كرد . موهاشو از ته تراشيده بود و روالش به سمت سرنوشت بيشتر سوق پيدا كرد .
    این گراز را که صداش هم در اون سکانس شنیده میشه جان شکار نکرد. خیلی واضح بود این مسئله.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  17. #30
    D.H
    D.H آواتار ها
    وضعیت : D.H آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2014
    محل سکونت : ناکجا اباد
    نوشته ها : 74
    سپاس ها : 3
    سپاس شده 45 در 31 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    یه جایی دود سیاه در جلد جان لاک بچگی های جیکوبو میبینه و بهش میگه : نمیتونی به من بگی چیکار نمیتونم بکنم
    جان لاک وقتی جان لاک واقعی بود یه بار اینو گفت

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 'گروه خبری - مونيكا بلوچي در فيلم «كتاب راهنماي عشق» به رابرت دنيرو پيوست
    توسط ScarFace در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای جهان سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-05-2010, 12:47

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •