سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها

موضوع: معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,365
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    با سلام خدمت همه علاقمندان به سریال زیبای لاست.
    این مطالب مربوط است به زمانی پیش از آغاز فصل ششم لاست.
    زمانی که بنده مرتب در حال تعمق بر روی مسائل لاست بودم.
    اما این که چرا این تاپیک رو الان میزنم باید بگم به خاطر موضوعیه که مهناز خانم در بحث اپیزودیک لاست مطرح کردند.
    این که ارتباط جان لاک و دود سیاه در ابتدای داستان چگونه شکل گرفت...


    معمای گرایش جان لاک به دود سیاه به یکدیگر!!

    ديروز فرصتي پيدا كردم كه از ابتدا نگاهي به چند اپيزود بخصوص از فصل يك بندازم . طبق معمول باز يك چيزايي به نظرم رسيد كه خيلي بايد براتون جالب باشه .
    يكم ميخوام بحث دودسياه و ارتباطاتش رو با جان لاك بيشتر از قبل بررسي كنم و اين بار فكر ميكنم دلايل جالبي براي اثبات رابطه جان با لاك از ابتداي داستان پيدا كردم .
    اولين برخورد ميان جان لاك و دود سياه رو خاطرتون هست . زماني كه جان به اتفاق كيت و مايكل براي شكار به ميان جنگل رفتند .

    جان لاك خودشو براي شكار آماده ميكرد و با صداي مايكل يكباره گراز به اونها حمله كرد و از اين به بعد جان از مايكل و كيت جدا شد .
    مسئله درست از همين جا شروع ميشه .
    مايكل و كيت در زير درختي هستند كه كيت ميخواد آنتن سعيد رو اونجا نصب كنه و جان به ميان بوته ها ميره و گراز رو تعقيب ميكنه .

    تا اينجا همون چيزيه كه همه با هم ديديم . اما نكته جديد .
    در صحنه اي كه به جان پرداخته ميشه ميبينيم كه اون داره گراز رو تعقيب ميكنه و ميان بوته هاست . صداي گراز هم به گوش ميرسه و كمي دورتر جنگل شروع ميشه . جان صداي گراز رو از جنگل ميشنوه و به اون سمت ميره . صدا ها از جنگل افزايش پيدا ميكنه و حس ميكنيم كه دودسياه داره سرو كلش پيدا ميشه اما يك اتفاق جالب ميفته كه به نظر من خيلي باحال بود .

    جان كمي كه به سمت صدا نزديكتر ميشه ناگهان صدا ناله بلند گراز به گوش ميرسه و همزمان تحرك بيشتر در جنگل و صدا به حدي واضحه كه مشخصا ميشه فهميد كه گراز به دست دودكشته شد ، جان لاك ديگه در فاصله اي قرار گرفته كه نه ميتونه فرار كنه و نه باايسته . دود از جنگل بيرون مياد و پيش چشمان وحشت زده اما آشناي جان به اون نزديك ميشه و صحنه تمام ميشه .
    كيت و مايكل حركت درختان رو ميبينن و ميدونن كه اون موجود هر چي بود به سمت جان رفت .
    صحنه بعدي خيلي مهمتره .

    جك و كيت دارن به سمت هواپيما ميرن كه جك نو بوته ها پدرش رو ميبينه (همون كريستين كه الان فكر ميكنيم دود سياه در اون به نوعي حلول كرده) به سمت اون ميدوه و وارد بوته ها ميشه .
    صداي حركت شاخه ها مياد و در كمال تعجب جان از بين شاخه ها ظاهر ميشه .
    نمايش ناپديد شدن كريستين و پيدا شدن جان لاك خيلي قبل تر از فصل 5 .
    عجيبترين قسمت ماجرا هنوز مونده . جان با يك گراز اومده و خونالوده .
    اين گرازيه كه جان خودش شكار نكرده . اين همون گرازي بايد باشه كه صداي ذجه اون رو شنيديم و ميدونيم كه اينو دود كشت نه جان .

    آيا دود سياه گراز رو به جان هديه كرد ؟
    آيا جان واقعا دود رو نديد ؟ اين احتمالش 0 بايد باشه چون كاملا مشخص بود كه دود بعد از كشتن گراز به سمت جان رفت . تصور من اينه كه بعد از اين جان دچار تغييراتي شد .
    اولين تغيير حس پيغمبر گونه اي بود كه پيدا كرد . موهاشو از ته تراشيده بود و روالش به سمت سرنوشت بيشتر سوق پيدا كرد .

    جان به وضوح اونجا صحنه سازي كرد و خودشو كاملا خوني كرده بود چرا ؟
    بعدا ميبينيم كه جان زخمي نبود و حين شكار هم چرا بايد صورت آدم خوني بشه اونم نه از خون خودش از خون گراز . گرازي كه دود قبلش اونو كشته بود .
    صحنه بعدي در فصل بعديه . جايي كه جك به دنبال پدرش به جنگل ميره و در كمپ مشكل آب پيش مياد .
    ميدونيم كه جك در جنگل در حال تعقيب كريستين بود و از اونجا كه حركاتش رندوم و غير قابل پيش بيني بود تنها كسي كه ميدونست جك داره كجا ميره فقط ميتونست كريستين باشه .
    در صحنه بعدي جايي كه همه ملتهبن و كمپ سر جريان آب در هم برهمه سعيد و جان و كيت صحبت ميكنن و جان ميگه شما با بقيه صحبت كنين و من هم ميرم دنبال جك و ميگه ميدونم كجا بايد پيداش كنم .
    به نظر شما با توجه به دويدنهاي بدون هدف در جنگل جك ، جان چطوري بايد جاي اونو ميدونست !!!؟؟؟
    نكته بعدي اينه كه جان جك رو در جايي پيدا ميكنه و نجاتش ميده كه ديگه واقعا غير قابل پيش بينيه . در حالي كه جك حتي فريادي براي كمك سر نميده اما جان با حسي جن آسا پيداش ميكنه .
    از بد حادثه فرصتي هم به دست جان ميفته كه در حالي كه جك تحت تاثير نجات دادنش توسط جانه اون هر چي ميخواد درباره تقدير رو ويژه بودن جزيره بهش تزريق كنه و در نهايت جك در توهمي بيش از پيش به دنبال پدرش به جنگل بره .

    چرا جان دروغ ميگفت؟
    چرا جان ميدونست جك كجاست؟
    چرا جان در جايي پيدا ميشد كه كريستين در تو اونجا محو شده بود؟
    چرا جان در 4 روز بعد از ورود به جزيره تغيير حالت داد و يكباره به شكل كنفوسيوس درآمد؟
    چرا آدمي كه تا قبل از سقوط هيچ كار موفقيت آميزي جز حيله خوردن نداشت در جزيره يكباره دچار نبوغ شد؟

    در اكثر مواقعي كه دود سياه نزديك جان ميشه اون احساس ترس نداره . در اپيزودهاي پاياني فصل يك در جايي كه افراد بعد از كشتي بلك راك با ديناميتها به سمت دريچه ميرن باز دودسراغشون مياد وحتي با اين كه جان رو دنبال خودش ميكشه اما جان به جك ميگه كه اون با من كاري نداره !!
    چرا جان همچين حسي داره ؟
    به نظر من سرنوشت جان كه به خودش هم الهام شده همون فريب خوردن و قبل از مرگ و بعد از مرگ خواسته هاي دود رو براورده كردنه .
    جان در قسمتهايي از فصل 2 و 3 عملا چيزهايي رو از بين ميبره كه شايد از ديد دودسياه اينها نبايد از اول ميبودن .
    ايستگاه سوان در ميان استحاله شديد جان از بين ميره و همچنين ايستگاه شعله و زيردريايي .
    2 مورد آخر تنها راههاي تماس با بيرون جزيره هستند و توسط جان نابود ميشن .
    جان در فصل 4 در امر رهبري افراد در دهكده هم ناموفقه . تعداد آدمهايي كه با اونن كشته ميشن و جان در جهت نجاتشون كاري نمي تونه بكنه .
    جريان كشتن پدرش در فصل 3 نمونه همون كاريه كه درباره گراز كرد . سوير پدرش رو كشت و اون جنازه رو با خودش برد و به بن گفت كه خودش اونو كشته .
    همون ماجرا گراز كه گفتم .

    جان در جايي حس ميكنه كه راه رو درست ميره و سرنوشت رو درست تشخيص داده كه رهبراي جزيره سر خواسته خودشون يا خواسته جزيره با هم بحث دارن و جان هم بعد از فصل پيغمبر وار يك و سر در گم 2 و نابودگر و به دنبال رهبري 3 و بلاتكليفي و دنباله روري 4 در فصل 5 بلاخره رهبره آدمهاي جزيره ميشه . چيزي كه نمي دونيم مورد تائيد جيكوب بود يا نه .
    جان هر لحظه به ايفاي نقش اصليش در فصل 5 نزديك ميشه . آدمي كه دائما مورد سواستفاده ديگران بوده حتي پس از خودكشي نا اميدانش باز مورد سواستفاده قرار ميگيره تا اين سنت ديرينه همچنان ادامه داشته باشه .

    به نظر شما هم جان در اكثر اوقات در اشتباه نبود ؟
    حتي لحظاتي پس از فشار ندادن دكمه در سوان خودش هم به اين اشتباه اعتراف كرد .
    اما هم در زمان ضربه زدن بر دريچه سوان و هم در زمان انفجار و نابودگري هاش تنها كاري كه تونست بكنه اشتباه هايي بود كه عملا در جهت منافع دودسياه بود .
    سرنوشت جان كمك به دود بود و بس . آيا اين ايده اشتباه به نظر ميرسه ؟
    چرا جان و دود از ابتداي داستان با هم در صلحند و چرا جان در مورد دود حرف نمي زند و حتي در كودكي هايش از دود نقاشي دارد ؟
    شايد دودسياه خيلي زودتر از جيكوب به سراغ جان رفته ؟
    شايد!!!

    با تشکر ...فرخ
    ویرایش توسط FFKIA : 11-06-2010 در ساعت 13:41
    mosikk به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 10 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    بابا فرخ خیلی جالب بود. من اینو قبلا ندیده بودم. بعید نیست قبل از اینکه جیکوب بره سراغ جان دود جان رو برای اینکار اماده کرده بوده. به هر حال بعد از اتمام لاست هنوز معمای جان حل نشده است. ولی اینکه دود همان اوایل لاست به سراغ جان رفت و اونو متحول کرد که بحثی درش نیست. جان علاوه بر اینکه به دیگران کمک میکرد و پیغمبرگونه رفتار میکرد اما دروغ هم میگفت... اگر بخواهیم دروغهایی که جان به اطرافیانش گفت رو برشماریم خیلی زیادن. جان حتی زمانی که قرار بود به کمک چارلی برن راه رو اشتباه نشون داد.
    من همیشه از این رفتارش متعجب میشدم و نمیدونستم هدفش از این کارها چیه... الان کاملا مشخصه که داشت اهداف دود رو پیاده میکرد...

  5. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,365
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    بابا فرخ خیلی جالب بود. من اینو قبلا ندیده بودم. بعید نیست قبل از اینکه جیکوب بره سراغ جان دود جان رو برای اینکار اماده کرده بوده. به هر حال بعد از اتمام لاست هنوز معمای جان حل نشده است. ولی اینکه دود همان اوایل لاست به سراغ جان رفت و اونو متحول کرد که بحثی درش نیست. جان علاوه بر اینکه به دیگران کمک میکرد و پیغمبرگونه رفتار میکرد اما دروغ هم میگفت... اگر بخواهیم دروغهایی که جان به اطرافیانش گفت رو برشماریم خیلی زیادن. جان حتی زمانی که قرار بود به کمک چارلی برن راه رو اشتباه نشون داد.
    من همیشه از این رفتارش متعجب میشدم و نمیدونستم هدفش از این کارها چیه... الان کاملا مشخصه که داشت اهداف دود رو پیاده میکرد...
    مهناز جان فکر میکنم که میتونیم یک بحث اساسی سر این موضوع با هم بکنیم.
    من اون زمان دقیقا منظورم همین بود که از این اتفاقی که در زمان شکار برای جان لاک افتاد دیگه خیلی چیزها در داستان فرق کرده بود.
    اگه این رو در نظر بگیریم که جان از اونجا به بعد متحول شد, مابقی اتفاقات خیلی قابل توجیه تر میشه.
    یعنی روند اتفاقات تا زمانی که جان میمیره درواقع کاملا میشه یک چیز دیگه و باید گفت که در این مسیر دیگه دود سیاه تعیین کننده خیلی از اتفاقاته .
    حالا این جریان میرسه به این که پس چرا در آخر بحث استثنایی بودن جان پیش میاد.
    وقتی که در فصل پنجم میبینیم که جان میره به گذشته و به ریچارد میگه که به دیدنش بره میشه در نظر گرفت که ذهنیتش درباره دود سیاه میتونسته ترکیبی باشه از عملیاتی که خودش در گذشته انجام داده.
    ما به طور مشخص میبینیم که ریچارد در زمان وضع حمل مادر جان لاک هم حضور داره . پس بعید نیست که در این فرایند ریچارد هم تاثیر داشته تا ذهنیتی از دود سیاه به جان لاک نوجوان منتقل بشه .
    این همون دلیل اصلی استثنایی بودن جان بود.
    اما اگر این لوپ رو کامل تر در نظر بگیریم میرسیم به جایی که جان در بزرگ سالی دود رو میبینه و حس میکنه که اینجا همون محل موعوده ...!!

    میبینی چقدر ساده اتفاقات رخ داده ...
    جان در حقیقت خودش باعث ذهنیتی شده که در کودکی داشته و این ذهنیت با دیدن دود سیاه تونسته ذهن اون رو کاملا تسخیر کنه تا حدی که دود رو یک منبع بخصوص در جزیره تصور کنه .
    نظرت چیه ؟
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  6. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  7. #4
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    مهناز جان فکر میکنم که میتونیم یک بحث اساسی سر این موضوع با هم بکنیم.
    من اون زمان دقیقا منظورم همین بود که از این اتفاقی که در زمان شکار برای جان لاک افتاد دیگه خیلی چیزها در داستان فرق کرده بود.
    اگه این رو در نظر بگیریم که جان از اونجا به بعد متحول شد, مابقی اتفاقات خیلی قابل توجیه تر میشه.
    یعنی روند اتفاقات تا زمانی که جان میمیره درواقع کاملا میشه یک چیز دیگه و باید گفت که در این مسیر دیگه دود سیاه تعیین کننده خیلی از اتفاقاته .
    حالا این جریان میرسه به این که پس چرا در آخر بحث استثنایی بودن جان پیش میاد.
    وقتی که در فصل پنجم میبینیم که جان میره به گذشته و به ریچارد میگه که به دیدنش بره میشه در نظر گرفت که ذهنیتش درباره دود سیاه میتونسته ترکیبی باشه از عملیاتی که خودش در گذشته انجام داده.
    ما به طور مشخص میبینیم که ریچارد در زمان وضع حمل مادر جان لاک هم حضور داره . پس بعید نیست که در این فرایند ریچارد هم تاثیر داشته تا ذهنیتی از دود سیاه به جان لاک نوجوان منتقل بشه .
    این همون دلیل اصلی استثنایی بودن جان بود.
    اما اگر این لوپ رو کامل تر در نظر بگیریم میرسیم به جایی که جان در بزرگ سالی دود رو میبینه و حس میکنه که اینجا همون محل موعوده ...!!

    میبینی چقدر ساده اتفاقات رخ داده ...
    جان در حقیقت خودش باعث ذهنیتی شده که در کودکی داشته و این ذهنیت با دیدن دود سیاه تونسته ذهن اون رو کاملا تسخیر کنه تا حدی که دود رو یک منبع بخصوص در جزیره تصور کنه .
    نظرت چیه ؟


    خیلی خوب گفتی...
    جان در یک لوپ خودش اینا رو به خودش تلقین میکنه که قراره در این جزیره کار خاصی انجام بده...
    اگه بخواهیم اینطوری در نظر بگیریم پس بحث استثنایی بودن جان ملموس تر میشه چون دیگه این جان، جان جیکوب نیست بلکه این جان دوده. تنها کسی که شاید دود میتونست ازش برای رسیدن به اهدافش استفاده کنه و جان به این دلیل استثنا بود چون دود تونست از بدنش استفاده کنه و اهدافش رو پیش ببره...جیکوب هم بدون اینکه متوجه باشه داره چیکار میکنه جان رو برای دود به این جزیره کشوند و در اختیار دود قرار داد.
    اینکه ما هرگز نفهمیدیم ماهیت دود چی بود کمی این معما رو پیچیده تر میکنه. نفهمیدیم که برادر جیکوب چون به چشمه افتاد تبدیل به دود شد و هر کس دیگه ای که این کارو انجام میداد هیمنطور میشد یا اینکه برادر جیکوب خود دود بود و تحت تاثیر جریانات الکترو مغناطیس چشمه انرژیش آزاد شد...
    ویرایش توسط RASHNO : 11-06-2010 در ساعت 14:56

  8. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  9. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,365
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    خیلی خوب گفتی...
    جان در یک لوپ خودش اینا رو به خودش تلقین میکنه که قراره در این جزیره کار خاصی انجام بده...
    اگه بخواهیم اینطوری در نظر بگیریم پس بحث استثنایی بودن جان ملموس تر میشه چون دیگه این جان، جان جیکوب نیست بلکه این جان دوده. تنها کسی که شاید دود میتونست ازش برای رسیدن به اهدافش استفاده کنه و جان به این دلیل استثنا بود چون دود تونست از بدنش استفاده کنه و اهدافش رو پیش ببره...جیکوب هم بدون اینکه متوجه باشه داره چیکار میکنه جان رو برای دود به این جزیره کشوند و در اختیار دود قرار داد.
    اینکه ما هرگز نفهمیدیم ماهیت دود چی بود کمی این معما رو پیچیده تر میکنه. نفهمیدیم که برادر جیکوب چون به چشمه افتاد تبدیل به دود شد و هر کس دیگه ای که این کارو انجام میداد هیمنطور میشد یا اینکه برادر جیکوب خود دود بود و تحت تاثیر جریانات الکترو مغناطیس چشمه انرژیش آزاد شد...
    مهناز جان الان کلی ذوق زده شدم .... دقیقااااا دقیقاااااااا
    ببین مسئله ای که الان میگی چیزیه که من در تحلیل اپیزود آنسوی دریا گفتم ...
    یادته که من میگفتم که دود سیاه چیزی بود که در اون چشمه نهفته بود و با رفتن MIB به اونجا آزاد شد؟
    حالا اگه اینو به این شکل تغییر بدیم که در وجود MIB نوعی انرژی خاص وجود داشت که با رفتنش به داخل چشمه بازخودش شد دود سیاه ماجرا از بنیاد حل میشه .
    داستان میخواست این طوری بگه که دود سیاه در اثر تبدیل روح MIB تولید شد.
    در صورتی که از نظر من داستان دو جور میتونه باشه .
    یا دود در وجود MIB بود و یا در چشمه گرفتار شده بود .
    برای این مسئله من یک تاپیک دیگه زدم که الان لازم شد اونم بذارم .
    اینم لینکش ... http://forum.cinemacenter.ir/showthread.php/2620

    بازم خدایی هیچی مثل لاست ماجرا نداره
    ویرایش توسط FFKIA : 11-06-2010 در ساعت 15:31
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  10. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  11. #6
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نكته بعدي اينه كه جان جك رو در جايي پيدا ميكنه و نجاتش ميده كه ديگه واقعا غير قابل پيش بينيه
    واقعا من هر بار اين صحنه سريال رو مي ديدم علامت سوال تو ذهنم مي يومد ،‌ هميشه هم با اين توجيه مي كردم كه رديابي جان خوب بوده و پيشاهنگ بوده و ... ولي واقعا چرا بايد جان در حالتي كه جك اصلا ديده نمي شد ،‌بتونه نجاتش بده ؟!!!! يه جورايي فكر كنم نويسندگان خواستن لاك رو تا حدي برتر نشون بدن ،‌اما اواسط كار كم آوردن !

    چرا آدمي كه تا قبل از سقوط هيچ كار موفقيت آميزي جز حيله خوردن نداشت در جزيره يكباره دچار نبوغ شد؟
    دقيقا ،‌لاك پيرمرد ساده و غمگيني بود كه هميشه ديگران ازش سو استفاده مي كردن ،‌خيلي راحت گول كوپر رو خورد ،‌انقدر اين مرد ساده بود كه تا مدت ها تنها به دنبال شنيدن جوابي از پدر روزگار رو مي گذروند ! معلوليت هم اين ضعف رو تكميل كرد !‌ لاك واقعا واسه زندگي چيزي نداشت
    حالا اومد يه جزيره ،‌پاش خوب شد ،‌ايمان آورد ! انرژي گرفت واسه زندگي ! تلاش كرد ،‌ همه اينا باعث شد فراموش كنه گذشته رو !
    اما بازم مي گم غرور و خودخواهي سراغش اومد !‌ جان انقدر تو رفتارش خودخواهي و لجبازي رو پيشه كرد كه اشتباهاش پشت سر هم اتفاق افتاد !‌
    مگه موقع مرگ بون نبود ، يه نور از دريچه باعث شد اين مرد فكر كنه واسش نشانه اومده !!!!
    مگه دزموند تلاش نكرد بهش بفهمونه كهانفجار دريچه اشتباهه ؟!!
    اتفاقاتي كه واسه لاك افتاد باعث شد حسي بهش دست بده كه انگار مي تونه بشريت رو نجات بده !‌اين حس لاك رو نابود كرد
    واسم جالب بود همين زماني رو كه بهش اشاره كردي ،‌دود سياه جلوي چشماي بقيه سراغ لاك رفت !
    يادتونه لاك بعدش چي گفت ؟ در توصيف جزيره گفت ،‌هر چي ديدم زيبايي بود !!!!!

  12. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  13. #7
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    مهناز جان الان کلی ذوق زده شدم .... دقیقااااا دقیقاااااااا
    ببین مسئله ای که الان میگی چیزیه که من در تحلیل اپیزود آنسوی دریا گفتم ...
    یادته که من میگفتم که دود سیاه چیزی بود که در اون چشمه نهفته بود و با رفتن MIB به اونجا آزاد شد؟
    حالا اگه اینو به این شکل تغییر بدیم که در وجود MIB نوعی انرژی خاص وجود داشت که با رفتنش به داخل چشمه بازخودش شد دود سیاه ماجرا از بنیاد حل میشه .
    داستان میخواست این طوری بگه که دود سیاه در اثر تبدیل روح MIB تولید شد.
    در صورتی که از نظر من داستان دو جور میتونه باشه .
    یا دود در وجود MIB بود و یا در چشمه گرفتار شده بود .
    برای این مسئله من یک تاپیک دیگه زدم که الان لازم شد اونم بذارم .
    اینم لینکش ... http://forum.cinemacenter.ir/showthread.php/2620

    بازم خدایی هیچی مثل لاست ماجرا نداره
    میگم حالا خدایی به نظرت اینطور نیست؟ آخر داستان همه نگران بودیم که جک یا دزموند برن تو چشمه دود میشن میان بیرون... اتفاقی نیفتاد. پس این مربوط به خاصیت خود برادر جیکوب بود که اینطوری شد. خودش تبدیل به دود شد. جشم و روح مخلوط در هم... یه جایی اواخر سریال داداش جیکوب به مادرش گفت من خاص هستم... حالا به نظرت این برنمیگرده به همون داستان جان و خاص بودنش؟ شاید الان تنها دلیلی که داشته باشیم برای خاص بودن جان همینه که داداش جیکوب ازش استفاده کرد. شاید پایان سریال هم همینو میخواستن بگن که بن به جان گفت تو خاص بودی. نظرت چیه؟

  14. #8
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,365
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    میگم حالا خدایی به نظرت اینطور نیست؟ آخر داستان همه نگران بودیم که جک یا دزموند برن تو چشمه دود میشن میان بیرون... اتفاقی نیفتاد. پس این مربوط به خاصیت خود برادر جیکوب بود که اینطوری شد. خودش تبدیل به دود شد. جشم و روح مخلوط در هم... یه جایی اواخر سریال داداش جیکوب به مادرش گفت من خاص هستم... حالا به نظرت این برنمیگرده به همون داستان جان و خاص بودنش؟ شاید الان تنها دلیلی که داشته باشیم برای خاص بودن جان همینه که داداش جیکوب ازش استفاده کرد. شاید پایان سریال هم همینو میخواستن بگن که بن به جان گفت تو خاص بودی. نظرت چیه؟
    یعنی منظورت اینه که جان خاص بود و به خاطر خاصیت ازش سو استفاده میشد؟
    بعد بنجامین به اون حسودیش میشد و به همین خاطر میخواست که جای جان باشه تا به جای جان از اون سو استفاده بشه ؟
    فکر کنم حتی اگه موضوع این شکلی باشه نیازه که ایده رو کامل تر کنیم .
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  15. #9
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    دقیقا همین. یعنی اگه خاص نبود دود نمیتونست ازش استفاده کنه. حتما افراد خاص این خاصیت رو میگرفتند. البته این خاص بودن خیلی فرق میکرد. ما برادر جیکوب رو دیدیم که مرد باشعور و دانایی بود. البته اطلاعات علمیشو از قومش گرفته بود که بعدش مادرش همشونو خاکستر کرد رفت. ولی جان اصلا اینطور نبود. او انسان بااراده ای نبود... ضمن اینکه فریب همه رو میخورد... نمیونم چطور میشه این دو رو با هم مقایسه کرد. ولی من اواخر لاست تو همون بحث خاص بودن گفتم شاید دلیل متقن این موضوع همین باشه که برادر جیکوب هم به مادرش گفت من خاصم. پس شاید این خاصیت فیزیکی در جان هم وجود داشته که دود اونو تسخیر کرده... و دود با هر کسی نمیتونسته اینکارو انجام بده.

  16. #10
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 42
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,365
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : معماي گرايش جان لاك و دود سياه به يكديگر!!

    خوب مهناز جان ما دود سياه رو در وجود افراد مختلفي ديديم . از جمله كريستين و يمي ...
    به نظرت چه توجيهي براي اين مسئله هست ؟
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 'گروه خبری - مونيكا بلوچي در فيلم «كتاب راهنماي عشق» به رابرت دنيرو پيوست
    توسط ScarFace در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای جهان سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-05-2010, 11:47

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •