مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفت و گو با جواد عزتی ( بابا اتی قهوه تلخ )

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: گفت و گو با جواد عزتی ( بابا اتی قهوه تلخ )

  1. #1
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    گفت و گو با جواد عزتی ( بابا اتی قهوه تلخ )

    همه می گویند: کیه؟!

    «جواد عزتی» بازیگری است که اگرچه بيشتر به ایفای نقش جدی پرداخته است با دیدن چهره‌اش، به یاد نقش‌های کمدی وی می‌افتیم. او کار جدی خود در تئاتر را از سال 75 در سریال «قصه‌های شبانه» سعید آقاخانی شروع كرد كه مقدمه‌ای برای حضور بیشترش در تلویزیون شد.
    سال 89 تا همين الان سال پررنگی برای عزتی بوده و تابستان فیلم سینمایی «طلا و مس» از او را دیدیم. عزتی پیش از این در مجموعه‌هایی چون «كمربندها را ببندیم»، «مرد هزار چهره»، «بی‌مقدمه»، «مثل هیچ کس»، «چاردیواری» بازي كرد و این روزها نیز در کنار بازی در تئاتر «قاتل بی‌رحم» به کارگردانی مسعود رایگان، شاهد سریال «قهوه تلخ» هستیم. لحن و تکیه کلام‌های معروف و گریم پیرمردگونه و خاص او در قهوه تلخ طرفرداران زیادی پیدا کرده است. همین‌ها بهانه‌ای بود برای انجام یک گفت‌وگوی خواندنی با «جواد عزتی» بازیگر نقش پدراتابک اعظم در قهوه تلخ.





    * همکاری شما با مهران مدیری چگونه شکل گرفت و چطور در قهوه تلخ بازي كرديد؟

    آقای مهران مدیری هنگامی که سریال «بی‌مقدمه» از من پخش می‌شد، آن را دیده بود و از کارم خوشش آمده بود. همین باعث دعوت من برای بازی در سریال باغ مظفر شد. در سريال "بي‌مقدمه" من به همراه آقای کاویانی نقش دو ساندویچ فروش را بازی می‌کردیم. من در چندین کار مختلف با ايشان همکاری داشتم و در تمامی آن کارها نقش پیرمرد را بازی کرده بودم. همین کارها باعث شد تا دوباره بتوانم با ایشان کار کنم و در قهوه تلخ حضور یابم.


    * تفاوت کارهای کمدی مهران مدیری با سایر کارگردانان کمدی چیست؟

    فکر نمی‌کنم مقایسه صحیح باشد، زیرا جنس کار مدیری با بقیه متفاوت است. طنز مدیری فانتزی و کاریکاتوری است و کمتر کسی جرات می‌کند این چنین طنزی را در تلویزیون بیاورد. بهتر بگویم شاید اگر شخص دیگری جز مدیری وارد این سبک کمدی شود مردم سخت‌تر می‌توانند کمدی او را بپذیرند. کارهای طنز دیگر رئال‌تر و مردمی‌تر هستند اما کار مدیری فانتزی و درشت‌تر است و در عین حالی که از جامعه نشات گرفته است به خوبی با زبان طنز با مردم ارتباط برقرار می‌کند.


    * تصورتان قبل از شروع کار نسبت به استقبال از نقش‌تان در قهوه تلخ چه بود؟

    تصور نمی‌کردم نقشم تا این حد دیده شود. وقتی عکس‌العمل و واکنش‌های مردم را در خصوص نقشم دیدم متجب شدم و برایم جالب بود که همه این نقش را دیده‌اند و نوع گویش را آن پذیرفته‌اند و همانند او صحبت می‌کنند و درباره او بحث می‌کنند. خوشحال و غافلگیر شدم.





    * نوع گویش این پیرمرد در سریال بر اساس متن بود یا بداهه خودتان؟

    آقای مدیری جلوتر از نویسنده‌ها از ما خواست که نقش پیرمرد را بازی کنیم و برای همین من و آقای هادی کاظمی تیپ‌ها، تکیه کلام‌ها و نوع رفتارها را ساختیم و ایشان ضمن تائید با نویسنده‌ها در میان گذاشت و نویسنده‌ها هم لطف کردند در راستای این تیپ‌ها و شخصیت‌های ابداعی، نقش ما را نوشتند.



    * هر دو پیرمرد شبیه یکدیگرند، اما نقش شما بهتر دیده شده. آیا از اینکه با این گریم شناخته نشوید؛ ناراحت نشدید؟

    اینکه هر دو پیرمردها شبیه به هم باشند فقط و فقط خواست آقای مدیری بود و ایشان اصرار داشتند که گریم و لباس‌هایمان شبیه به هم باشد ولی تیپ‌هایمان با یکدیگر تفاوت داشت. من به این چیزها فکر نمی‌کردم و اصلاً برایم شناخته نشدنم مهم نبود.

    * نقش این پیرمرد در سریال به همین اندازه است یا بیشتر هم خواهد شد؟

    فعلاً که تصمیمی گرفته نشده و چون هنوز کار تمام نشده نقش من به نظر نویسندگان بستگی دارد. اما تا اطلاع ثانوی نقش من در همین حد باقی می‌ماند.



    * بهتر نبود این پیرمردها در روند سریال بیشتر موثر باشند؟

    به این موضوع زیاد فکر کردم و حتی چندجایی هم با نویسندگان صحبت کردم که بد هم نیست ما در روند قصه دخیل شویم ولی چیزی که بیشتر برای نویسندگان اهمیت داشت این بود که به بهانه یک ساخته شدن این بستر، قصه شکل بگیرد. از نظر آن‌ها وجود و حضور این دو کاراکتر بیشتر مهم بود تا اینکه آن‌ها در روند قصه دخالت داشته باشند و تاثیرگذار باشند.



    * آیا از قبل در خصوص نقش‌ها با آقای کاظمی صحبت کردید؟

    من و آقای کاظمی از قدیم و شروع تئاتر همدیگر را می‌شناختیم و از کار یکدیگر شناخت داریم. در قهوه تلخ خیلی جاها با یکدیگر در خصوص نقش‌ها صحبت می‌کردیم. خوشبختانه چیزی که من در مورد ایفای نقش فکر می‌کردم با چیزی که هادی کاظمی فکر می‌کرد خیلی فرق می‌کرد و خیالمان راحت شد. هر دو می‌خواستيم شبیه به هم بازی نکنیم و به تکرار نیافتیم که خوشبختانه هم این اتفاق نیفتاد.


    * تفاوت این که سریال در تلویزیون پخش شود و یا در شبکه نمایش خانگی عرضه شود، در چیست؟


    استقبال مردم از شبکه خانگی بهتر از تلویزیون بود. چیزی که ما اصلا روی آن حساب باز نکرده بودیم این بود که مردم یک هفته این سریال را می‌بینند. مردم حتی می‌توانند سریال را به عقب بزنند و دوباره ببینند. عرضه در ویدئو خانگی باعث شده، حتی اگر یک بازی کوچک هم کرده باشیم مردم آن را ذخیره کنند و دوباره ببینند. کنترل سریال با خودشان است و می‌توانند هر سکانس را چند بار و حتی ده بار ببینند، اما در تلویزیون فقط دوبار این اتفاق می‌افتد. عرضه این سریال در شبکه خانگی باعث شده که واکنش و عکس‌العمل مردم به سکانس‌ها بیشتر از تلویزیون باشد و بهتر با آن‌ها ارتباط برقرار کنند.



    * قهوه تلخ موجی را ایجاد کرده که مردم کپی سریال را نخرند! به نظر شما این روند ادامه خواهد داشت و برای بقیه کارها نیز این اتفاق می‌افتد؟

    نمی‌دانم، قبول داریم که این عادت کپی خریدن فراموش شد و یا حداقل در حال کمتر شدن است. دو هفته پیش در اخبار سراسری شنیدم که به واسطه عرضه یک سریال که نامش هم نبرد، در تهران فروش فیلم کپی کم شده است. ببینید چون قانون کپی رایت در کشور ما وجود نداشته و فیلم‌های سینمایی هم اکران نمی‌شده ما مجبور بودیم محصولات فرهنگی خارجي را بصورت کپی بخریم و همین نیز باعث شده که این عادت خرید کپی به خانه‌های ما بیاید وگرنه مردم ما مردمی نیستند که رعایت نکنند. این عادت باید یکجوری در اثر گذر زمان فراموش می‌شد که فکر می‌کنم قهوه تلخ تا حدودی به این قضیه کمک کرد و شروع خوبی برای ترک این عادت است و باعث می‌شود که ما به کارهای اورجینال و اصلی روی بیاوریم.



    * چقدر از برگزاری جشنواره کمدی فیلم گل آقا مطلع هستید و آن را دنبال می‌کنید؟
    کم و بیش در جریان این جشنواره هستم. شک نکنید در کارهای نمایشی، سینما و تلویزیون ما این جشنواره تاثیر به سزایی دارد و باعث می شود به خیلی‌ها ثابت کند که چه کسی درست کار می‌کند و چه کسی غلط. حس رقابت هم ایجاد می‌شود. از طرفی هم باعث دلگرمی هنرمندان می‌شود و اینکه می‌بینند از طرف یک ذره بین دیده می‌شوند خیلی اتفاق خوبی است و اگر ادامه پیدا کند، خیلی عالی است.


    * رفت و آمدهای زیادی در تئاتر، تلویزیون و سینما دارید، این روزها هم که مشغول تئاتر هستید، قصد ندارید کمی این رفت و آمدها را منسجم‌تر کنید؟

    تصورم این است که من همچنان این رفت و آمد‌ها را دارم و ادامه می‌دهم.


    * به نظر می‌رسد، بیشتر به ایفای نقش کمدی علاقه‌مند هستید و کارهای جدی را کمتر می‌پذیرید؟

    من کار جدی بیشتر از طنز کار کرده‌ام. در فیلم طلاومس کمدی بازی نکردم و هرچه از من دیدید بر اساس متن بود. آن طلبه‌ای که من نقشش را بازی می‌کردم آدمی بود که نگاه شادتری به زندگی داشت و آدم دل گنده‌ای بود و این نگاه شاد هم کاملاً بر‌اساس متن بود وگرنه من اصلاً به آن کمدی نگاه نکردم و حتی سعی هم نکردم لحظات کمدی بوجود بیاورم و اتفاقاً این قضیه در سریال کمکم کن هم افتاد و شخصیتی که در این سریال بود کمی شادتر بود. من باید سعی کنم در تلویزیون بیشتر کار جدی انجام دهم تا توازن بین نقش‌های جدی و کمدی‌ام ایجاد شود و حتماً هم این کار را در آینده خواهم کرد.
    در تائتر نیز، این روزها هم مشغول بازی در نمایش «قاتل بی رحم » به کارگردانی آقای رایگان در سالن نمایش ایرانشهر هستم. من خیلی دیر به گروه پیوستم و به جای یک بازیگر دیگر به کار اضافه شدم. کار طنز نیست اما بصورت فانتزی، نگاهی به یک تراژدی دارد که من نقش یک پسر چهارده ساله را بازی می کنم و نقش هم جدی است.






    ویرایش توسط 1CHAMPION : 12-11-2011 در ساعت 22:02


    دوباره خواهيم روييد...




  2. 7 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : گفت و گو با جواد عزتی، پدر اتابك اعظم

    گریم او در این کار خیلی سنگین است برای همین برای معرفی‌اش باید گفت او همانی است که در فیلم طلا و مس همایون اسعدیان، روحانی جوان وانت‌دار بود یا در مثل هیچ کس، محمد حسن یکی از برادرهای داداشی یا کمک خلبان کمربندها را ببندیم یا بابا بزرگ سکته‌ای خانواده طبیبیان در مرد هزار چهره. او حالا این روزها علاوه بر بازی در قهوه تلخ در تئاتر «قاتل بیرحم، هسه کارلسون» هم بازی می‌کند. با او در اتاق گریم مجموعه نمایشخانه ایرانشهر و دقایقی قبل از اجرا گپ زدیم. آخر سرهم با همان لحن معروف و محبوب گفت: «جلده؟ جلد نیست؟ جلد نیست بگیدا؟»

    بخش هایی از پاسخ های عزتی در ادامه می آید:


    • فرق قهوه تلخ با تلویزیون‌ همین است؛ در تلویزیون یک سریال سر یک ساعت معین فقط یک‌بار پخش می‌شود اما در قهوه تلخ وقتی که حتی برای یک‌بار هم دیالوگی را می‌گوییم مردم می‌توانند هرچندبار بخواهند سی‌دی را به عقب برگردانند و تکرار آن ‌ را می‌بینند؛ نکته‌ای که ما اصلا به آن توجه نکرده بودیم ‌.نکته دیگر این بود که آنهایی که تلویزیون نمی‌بینند، این سریال را می‌بینند. بعضی از دوستان من به دلیل مشغله‌های کاری فرصت نمی‌کنند سریال‌های تلویزیونی را ببینند اما برای قهوه تلخ زمان خودشان را تنظیم می‌کنند و کار را می‌بینند.


    • من همیشه سعی می‌کنم تا خصوصیات منحصر‌به‌فرد افراد را حفظ کنم و در جایی خرجشان کنم. من تکیه‌کلام‌هایم را در این کار خیلی دوست دارم. مثلا «کیه» را از خاطرات یکی از دوستانم و تکیه‌کلام «بعله» را هم از مصاحبه‌ای که یک نفر در تلویزیون انجام می‌داد و این کلمه را به کار می‌برد برداشتم. چون به‌نظرم خیلی بانمک ادا می‌شد. اینکه این پیرمرد حرف‌ها را گوش نمی‌کند و مدام سوال می‌پرسد را از آدمی که او را کاملا می‌شناختم تقلید کردم. یادم هست سر مرد هزار چهره خاطراتم از همین آدم‌ها را برای سیامک انصاری تعریف کردم خیلی خوشش آمد. همان‌جا گفتم که حتما یک روز اینها را بازی می‌کنم. در حقیقت از سه آدم مختلف برداشت شد. البته این را هم باید بگویم در بعضی از نقش‌ها و خیلی از قصه‌ها نمی‌شود کاراکتر را با نوع بازی آن شناخت و دیالوگ‌ها آن نقش را معرفی می‌کند.


    • من از همان اول‌که وارد کار بازیگری شدم به طول نقش و یک بودن آن فکر نکردم. دوست داشتم هر کاری که می‌کنم درست انجام شود. من چنین وسواس‌ و طرز تفکری در مورد نقش را در تئاتر به‌دست آوردم. مدت زمان طولانی تئاتر خیابانی کار می‌کردم. در خرابه‌ها‌ برای بچه‌هایی نمایش اجرا می‌کردیم که حتی تلویزیون نداشتند. در آنجا هم ‌ باید نقش‌هایمان را به نحو احسن بازی می‌کردیم. برای اینکه بچه‌ها تنها چیزی که می‌دیدند، نمایشی بود که ما اجرا می‌کردیم. شاید این ماجرا هنوز درون من مانده. در حقیقت ما نمایش را برای مردمی اجرا می‌کردیم که ما را انتخاب نمی‌کردند و ما با بازی که داشتیم باید کاری می‌کردیم تا بدون اینکه انتخاب شویم، با ما ارتباط برقرار کنند.

    • من کاراکتر پیرمرد را قبل از اینکه نویسنده‌ها بنویسند، در آورده بودم. برای اینکه آقای مدیری قبل از اینکه نویسنده‌ها متن را بنویسند، به من و هادی گفت که باید نقش پیرمرد را بازی کنید ما برای آنها کاراکتر را ساختیم و آقای مدیری این تیپ‌ها را دیدند. بعد به نویسنده‌ها جزئیات نقش‌ها را گفتیم. بعضی دیالوگ‌ها هم بداهه بود مثل آن صحنه سرکار گذاشتن مستشار که گفتم «بچه‌های تهران گفتن سرکوچه وانستین، ضایع است. نمی‌دونم معنی ضایع چیه» اما کاری مانند مثل هیچ‌کس این شکل نبود. البته باز هم در مثل هیچ‌کس کمی شکل کار فرق داشت چون ‌می‌توانستم وجوه شخصیتی مختلفی را نشان دهم.

    • پیمان قاسم‌خانی من را به آقای مدیری پیشنهاد کرد. فکر می‌کنم یک تئاتر دیده بود یا راجع‌به‌اش حرف زده بودیم که این اتفاق‌ها افتاد. بعد از آن چهار پیرمرد برای مدیری بازی کردم .مردهزارچهره ،باغ وگنج مظفر و ماهواره هاکه این دوتا آخری هنوزپخش نشده. در حقیقت این پنجمین پیرمردی بود که در کارهای ایشان بازی کردم.


    • نکته‌ای که وجود دارد این است که در کار آقای مدیری فرصت کم است چون تمام دوستان، بازیگرانی هستند که برای خودشان استادانی هستند و باید گلیم خود را از آب بیرون بکشند. برای همین ما قبل از اینکه سر صحنه برویم به کارمان فکر می‌کردیم. من و هادی (باباشاه) هم با هم حرف می‌زدیم اما کاراکترهایمان را با هم در نیاوردیم و خوشبختانه با اینکه آقای مدیری اصرار داشت که گریم‌هایمان شبیه به هم باشد، شخصیت‌هایمان شبیه به هم نشد.

    • کار نزدیک به 40 قسمتش گرفته شده و ما حالا هرچیزی را که بازی کرده‌ایم، رفته است دیگر. ‌ باید ببینیم که برای بقیه‌اش چه کار می‌شود کرد. من دوست داشتم ‌ این کاراکتر در قصه تاثیر بگذارد و برای خودش قصه داشته باشد که البته تا الان پیش نیامده. اما با نویسنده‌ها که صحبت می‌کردم می‌گفتند شاید این اتفاق هم افتاد ولی تا قسمت 35 را آماده داریم و هر چیزی که می‌بینید قبل از پخش سریال گرفته شده و نظرات مردم تاثیری رویش نداشته است.

    • ماجرای عینک هم جالب بود. چون تا قبل از اینکه سکانس را بگیریم من عینک را ندیده بودم و از قصه هم خبر نداشتم. متن را گرفتم و خواندم. و بعد وسط فیلم‌برداری که عینک را دادند و من به چشمانم گذاشتم، همان‌جا بازی با آن هم شکل گرفت. من سعی می‌کنم که از عکس‌العمل آدم‌هایی که در همان‌جا و همان لحظه که فیلم‌برداری می‌کنیم و کار را می‌بینند، استفاده کنم. مطمئنم که در قسمت‌های جدید که به زودی فیلم‌برداری‌اش را شروع خواهیم کرد، نکات جدید دیگری‌ در بازی‌ام رو خواهم کرد.

    • این شب‌ها نمایش قاتل بی‌رحم هسه کارلسون را هم بازی می کنم.من تئاتر را دوست دارم و سعی می‌کنم خودم را وفق دهم. نقشم هم در این نمایش نقش یک پسر 14-13 ساله است. درواقع من شخصیتی هستم که زندگی هسه کارلسون را به هم می‌ریزم.

    • ما خیلی دوست داشتیم که کارگردان (مسعود رایگان) بالای سر کار باشد اما ایشان هم سر فیلم‌برداری‌اند و مجبورند. در غیاب ایشان خانم تیموریان ‌ سر کار هستند و به عنوان مشاور کارگردان بر کار نظاره دارند. انگار که خود ایشان کار را می‌بینند.


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #3
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    پاسخ : گفت و گو با جواد عزتی ( بابا اتی قهوه تلخ )



    بازيگر نقش «بابا اتي» در سريال «قهوه تلخ» درباره‌ي لزوم استفاده از بازيگران جديد و جوان در عرصه‌ي طنز، گفت: صد در صد لازم است افرادي كه بازيگر خوبي باشند و صرفا طنزپرداز نباشند، وارد اين عرصه شوند.

    جواد عزتي بيان كرد: اصولا در كشورمان بازيگر كم داريم؛ منظور من بازيگر است و نه كسي كه بازي مي‌كند.
    وي تاكيد كرد: من خود را نيز شايد جزو بازيگران قرار ندهم اما ما بازيگر ـ كسي كه واقعا بازي كند ـ حتي در عرصه‌هاي جدي كم داريم.

    عزتي درباره‌ي كامل نبودن فيلمنامه پيش از كليد خوردن سريال‌ها و تاثير آن بر كيفيت اثر و بازي بازيگران نيز اظهار كرد: اين مساله فرمولي است كه در موارد ديگر هم استفاده شده است؛ در بعضي مواقع به ويژه در كشور ما ممكن است كه بر روي كيفيت سريال تاثير داشته باشد.
    وي افزود: گاهي زمان توليد تا پخش كوتاه است؛ صبح‌ها تا شب تصويربرداري مي‌كنيم و همان شب سريال براي پخش به روي آنتن مي‌رود و اين مساله ممكن است در كيفيت از نظر فني و شخصيت‌پرداي براي بازيگر تاثيرگذار باشد.

    اين بازيگر خاطرنشان كرد: كامل نبودن فيلمنامه كار را سخت مي‌كند اما خوبي‌هايي هم دارد چراكه باعث مي شود سريال در راستاي افكار مردم پيش رود.

    جواد عزتي عنوان كرد كه «قهوه تلخ» در شبكه نمايش خانگي صددرصد توانسته است با سينما رقابت كند.
    بازيگر نقش «بابا اتي» همچنين اظهار كرد: متاسفانه در عرصه‌ي سينما فيلم‌هاي كمدي خوب كم داريم در حالي كه در تلويزيون اين نوع كارها بيشتر است؛ مطمئنا «قهوه تلخ» حداقل با سينما رقابت خوبي داشته است چون مخاطبان ما نشان داده‌اند كه بيشتر به سمت اين مجموعه رفته‌اند تا اين كه به سمت سينما بروند.

    isna

    ویرایش توسط 1CHAMPION : 12-11-2011 در ساعت 22:04
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. گفت و گو با هادی کاظمی ( بابا شاه قهوه تلخ)
    توسط RASHNO در انجمن قـــــهوه تـــــلخ
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 11-15-2010, 21:21
  2. گفت و گو با سيامك انصاري ( مستشار الملک قهوه تلخ )
    توسط RASHNO در انجمن قـــــهوه تـــــلخ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-13-2010, 23:40
  3. گفت و گو با حامد بهداد
    توسط PHOENIX در انجمن مصــــاحبـــه هـــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-24-2010, 22:10

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •