مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد!

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد!

  1. #1
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد!



    (این مقاله درباره این است که چرا نمی­توانیم مطلبی نسبتاً بلند را عمیق بخوانیم و همیشه در هول و هراسیم، خواهش می‏کنم وقت بگذارید و این مقاله را تا انتها بخوانید. مطمئن باشید ارزش آنرا دارد.)

    هر روز از سايت‌هاي خبري و وبلاگ‌هاي مختلف، حدود صد مطلب را از طريق فید دريافت مي‌كنم. گذشته از اين‌كه مي‌دانم به خواندن دقيق تك‌تك آن‌ها نمي‌رسم، حتي مرور‏كردن آن‌ها نيز وقت قابل توجهي مي‌طلبد و برايم تبديل به يك گرفتاري روزمره شده ‌است. چرا از مرور كردن لااقل بخشي از اين محتوا صرف‌نظر نكنم؟
    پاسخ براي من نيز همچون بسياري ديگر از كاربران چندان واضح نيست. ترس از دست دادن مطالب جالب و آموزنده (بله،ترس) يكي از اين دلايل است، اما تنها دليل نيست. طبعاً مطالعه آنلاين با اين حجم و سرعت، بر عادتهاي انسان تأثير ميگذارد.
    معمولاً درباره آثار بازي‏كردن‏ طولاني مدت با كامپيوتر يا تبعات فرهنگي و اجتماعي سرگرميهاي كامپيوتري زياد ميشنويم، اما آيا انديشيدهايم كه كارهايي مثل «مطالعه آنلاين» يا«تحقيق آنلاين» چه اثري بر ما ميگذارند؟ اين نوع فعاليت‌ها، برخلاف سرگرمي‌هاي كامپيوتري متداول، در فرهنگ عمومي بار‏ِ ارزشي مثبت دارند و ممكن است آن‌ها را كاملاً مفيد و بي‌ضرر بدانيم. اما «پاك‌ترين» كاربران اينترنت و كامپيوتر هم از نظر ذهني در خطرند. مانند هميشه، شيطان در جزئيات لانه كرده‌است و اينبار «سيطره كميت»، كيفيت مطالعه و تفكر ما را تهديد ميكند.
    وقتي روي پايان‌نامه‌ام كار مي‌كردم، همراه با دوستانم ساعت‌ها پشت كامپيوتر مي‌نشستيم و هر بار ده‌ها مقاله دانلود مي‌كرديم. مي‌دانيد هر كدام از ما چند تا از آن مقاله‌ها را خوانديم؟ شايد بهترينِ ما حداكثر در تمام دوران كار روي پايان‌نامه‌اش كمتر از سي مقاله خوانده ‌باشد. اين اشتياق شديد براي به دست آوردن منابع، با ظرفيت روبه افول ما براي جذب محتوا، چه در قالب خواندن يا حتي ديدن يا شنيدن تناسبي ندارد. ازسوي ديگر نميتوان موهبتهايي راكه فناوري جديد به ما عرضه ميكند كنار بگذاريم، به اين دليل كه ظرفيت جذب كردن تمام آنها را نداريم.
    درچند سال اخير به طور ناخوشايندي حسم يكردهام كه كسي يا چيزي درحال بازسازي مغز من، طراحي دوباره مدارهاي عصبي و تغيير برنامه حافظهام است. حافظه من (تا جايي كه مي‌دانم) از بين نرفته، اما در حال تغيير است. ديگر به شيوه سابق نمي‌انديشم. اين مسأله را هنگام مطالعه، قوي‌تر از هر زمان ديگر حس مي‌كنم. قبلاً به آساني ميتوانستم در يك كتاب يا مقالهاي طولاني غوطهور شوم. ذهنم درگير جريان روايي متن يا تغيير جهتهاي استدلال ميشد و ساعتها در امتداد رشتههاي طولاني نثر پرسه ميزدم. اكنون ديگر به ندرت چنين چيزي رخ ميدهد. معمولاً بعد از دو يا سه صفحه تمركزم از بين مي‌رود، آشفته مي‌شوم، رشته موضوع را از دست مي‌دهم و به دنبال كار ديگري مي‌گردم تا انجام دهم. حس مي‌كنم گويي همواره مغزم را به زور به متن برمي‌گردانم. مطالعه ژرفي كه قبلاً به طور طبيعي حاصل مي‌شد، اكنون تبديل به يك ستيز شده ‌است.
    فكرميكنم كه بدانم ماجرا چيست. اكنون بيش از يك دهه است كه زمان زيادي را به صورت آنلاين سپري ميكنم، در پايگاه دادههاي بزرگ اينترنت جستوجو ميكنم، چرخ ميزنم و گاهي هم چيزي بر آن ميافزايم. براي من به عنوان يك نويسنده، وب موهبتي خدادادی بوده است. پژوهشي را كه زماني مستلزم صرف چندين روز در قفسه‌ها يا اتاق‌هاي نشريه‌هاي كتابخانه‌ها بود، اكنون در چند دقيقه مي‌توان به انجام رسانيد. با شمار اندكي جست‌وجو به وسيله گوگل و چند كليك سريع بر هايپرلينك‌ها، حقيقت افشا شده يا نقل قول مختصر و مفيدي را كه در پي‌اش بوده‌ام به دست مي‌آورم.

    (این مطلب ادامه دارد....)

    منبع
    ویرایش توسط m_a1100 : 11-14-2010 در ساعت 13:43


    دوباره خواهيم روييد...




  2. 14 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد! (قسمت دوم)‏



    مارشال مك‌لوهان، نظريه‌پرداز رسانه، در دهه 1960 خاطر نشان ساخت، رسانههافقط مجراهاي منفعل اطلاعات نيستند. آنها خوراك انديشه را فراهم ميآورند، اما در ضمن فرآيند انديشيدن را نيز شكل ميدهند و ظاهراً كاري كه اينترنت انجام ميدهد، پراكندن توانايي من در تمركز و تفكر ژرفاست.
    اكنون ذهن من انتظار دارد اطلاعات را به همان شكلي دريافت كند كه اينترنت توزيع مي‌كند: در قالب جريان سريعي از الفاظ. پيش از اين، غواصي بودم در درياي واژگان. اكنون همچون شخصي كه سوار بر يك جت اسكي است، بر سطح آن دريا با شتاب در حركتم.
    من تنها كسي نيستم كه اين وضع را دارد. وقتي با دوستان و آشنايان خود (كه اكثراً در كار ادبيات هستند) از آشفتگي‌هايم در هنگام مطالعه مي‌گويم، بسياري از آنها مي‌گويند تجربه‌هاي مشابهي دارند. هرچه بيشتر از وب استفاده مي‌كنند، براي حفظ تمركز بر نوشته‌هاي طولاني بيشتر مجبورند تقلا كنند. برخي از بلاگرهايي كه نوشته‌هاي‏شان را دنبال مي‌كنم نيز اخيراً به اين پديده اشاره مي‌كنند.
    اسکات کارپ كه نويسنده وبلاگي در زمينه رسانه‌هاي آنلاين است، به تازگي اقرار مي‌كند كه خواندن كتاب‌ را به كلي كنار گذاشته ‌است. وي مي‌نويسد: «در كالج دانشجوي درخشاني بوده و قبلاً يك كتاب‌خوان سيري‌ناپذير بودم.» او ادامه مي‌دهد: «چه اتفاقي افتاد؟» در پاسخ، او بر اين پندار است كه: «شايد دليل اينكه تمام مطالعه من روي وب است، آن نباشد كه شيوه خواندنم تغيير كرده (يعني اينكه فقط در پي آسودگي هستم) بلكه شايد دليلش آن باشد كه شيوه انديشيدنم نیز عوض شدهاست.»



    (این مطلب ادامه دارد....)





    منبع: مجله آتلانتيك، نیکل اسکار
    ویرایش توسط RASHNO : 11-22-2011 در ساعت 16:35


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #3
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد! (قسمت سوم)‏



    بروس فریدمنروس فریدمن نيز كه به طور منظم در وبلاگش درباره استفاده از كامپيوترها در پزشكي مي‌نويسد، توضيح مي‌دهد كه اينترنت چگونه عادات ذهني او را دگرگون كرده ‌است. وي در اوايل امسال نوشت: «اكنون تقريباً به كلي توانايي خواندن يك مقاله بلند و غرق شدن در آن را از دست داده‌ام، چه روي وب و چه به شكل چاپي.» فريدمن كه يك پاتولوژيست است و مدتي طولاني عضو هيأت علمي دانشكده پزشكي دانشگاه ميشيگان بوده ‌است، در گفت‌وگويي تلفني با من نوشته خود را به دقت شرح داد. وي گفت «ديگر نمي‌توانم جنگ و صلح را بخوانم. توانايي‌اش را از دست داده‌ام. حتي يك پست وبلاگ كه بيش از سه يا چهار پاراگراف باشد، برايم خيلي زياد است كه بخواهم به طور دقيق دركش كنم. به طور سطحي مي‌خوانمش.»
    مطالعه‌اي که روي عادت‌هاي كاوش‌هاي آنلاين كه به وسيله پژوهشگران دانشگاه لندن صورت گرفته و به تازگي انتشار يافته‌است، اشاره بر آن دارد كه ممكن است ما در ميانه تحولي بنيادين در شيوه خواندن و انديشيدن‏مان باشيم.
    در قسمتي از اين برنامه پژوهشي پنج‌ساله، محققان به بررسي ثبت وقایعي‌ پرداختند كه نشان‌گر رفتار بازديدكنندگان از دو سايت پژوهشي مشهور بود: يكي سايتي كه توسط كتابخانه بريتانيا اداره مي‌شود و يكي هم توسط ائتلافي آموزشي در انگليس كه فراهم‌آورنده دسترسي به مقاله‌هاي نشريه‌ها، كتاب‌هاي الكترونيكي و ساير منابع اطلاعات نوشتاري است. آن‌ها دريافتند كه استفاده‌كنندگان از اين سايت «نوعي رفتار سرسري خواندن» از خود بروز دادند: از يك منبع به ديگري جست مي‌زدند و به ندرت به منبعي كه قبلاً ديده‌بودند بازمي‌گشتند؛ معمولاً پيش از «جَستن» به يك سايت ديگر، بيش از يك يا دو صفحه از يك مقاله يا كتاب را نمي‌خواندند. گاهي مقاله‌اي طولاني را ذخيره مي‌كردند، اما مدركي نداريم كه نشان دهد زماني برمي‌گشتند و واقعاً آن را مي‌خواندند.



    (این مطلب ادامه دارد....)


    دوباره خواهيم روييد...




  7. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  8. #4
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد! (قسمت چهارم)‏




    ماريان ولف، روانشناس رشد در دانشگاه تافتس و مؤلف كتاب «داستان مغز و علم خواندن»، مي‌گويد: «ما آنچه كه مي‌خوانيم نيستيم، ما آن‏گونه كه مي‌خوانيم، هستيم.» شيوه خواندني كه با اينترنت رواج مي‌يابد، شيوه‌اي كه «كارايي» و «فوريت» را بر هر چيز ديگر برتري مي‌دهد، و در حال تضعيف توانايي ما در آن نوع مطالعه عميقي است. وي مي‌گويد ما در هنگام مطالعه آنلاين تمايل داريم «تنها به رمزگشايان اطلاعات» تبديل شويم. قابليت ما در تفسير متن و ايجاد ارتباط‌هاي ذهني غني كه هنگام مطالعه عميق و بدون پرسه حواس ايجاد مي‌شود، تا حد زيادي بيكار مي‌ماند.
    آزمايش‌ها نشان مي‌دهند كه خوانندگانِ نگاره‌هاي مفهومي، مانند چيني‌ها، مدارهايي ذهني براي خواندن در مغز خود گسترش مي‌دهند كه بسيار متفاوت از مدارهاي درون مغزهاي آن دسته از ما است كه زبان نوشتاري‌مان از الفبا بهره مي‌گيرد. اين تفاوت‌ها در بسياري از نواحي مغز گسترش دارند، از جمله قسمت‌هايي كه كنترل‌گر كاركردهاي شناختي بنياديني مانند حافظه و تفسير محرك‌هاي ديداري و شنيداري هستند. به طور مشابه مي‌توانيم انتظار داشته ‌باشيم كه مدارهاي مغزي بافته‌شده در اثر استفاده ما از اينترنت، متفاوت از آن‌هايي باشند كه بر اثر خواندن كتاب يا ساير آثار چاپي ايجاد مي‌شوند.
    انعطاف‌پذيري مغز انسان تقريباً نامتناهي است. قبلاً تصور مي‌شد وقتي به دوران بزرگسالي مي‌رسيم اتصالات متراكم شبكه مغزي ما، كه حدوداً از صد ميليارد نورون درون جمجمه تشكيل شده، تا حد زيادي تثبيت شده ‌است. اما پژوهشگران مغز دريافته‌اند كه اين‏گونه نيست. جيمز اولدز، يك استاد عصب‏شناسی كه مديريت مؤسسه مطالعات پيشرفته کراسنو در دانشگاه جرج ميسون را بر عهده دارد، مي‌گويد، حتي مغز بزرگسالان هم «خيلي پلاستيكي» است. سلول‌هاي عصبي به طور معمول اتصالات قديمي را قطع كرده و اتصالات تازه‌اي مي‌سازند. او مي‌گويد: «مغز توانايي آن را دارد كه خودش را در حين كار از نو برنامه‌ريزي كند و شيوه كاركردش را تغيير دهد.»
    تيك‌تاك منظم ساعت كمك كرد تا انديشه علمي و انسان علمي به وجود آيد. اما در ضمن چيزي را هم از ميان برداشت. براي تصميم‌گيري دربارهاين كه چه وقت بخوريم، كار كنيم، بخوابيم و برخيزيم، پيروي كردن از حس‌هايمان را كنار گذاشتيم و شروع به فرمان‌برداري از ساعت كرديم.
    امروزه، در عصر نرم‌افزار، مغزهاي خود را چنان مجسم مي‌كنيم كه «مثل كامپيوتر» كار مي‌كنند. اما عصب‏شناسی به ما مي‌گويد اين تغييرات بسيار ژرف‌تر از تشبيه‌هايي است كه به كار مي‌بريم. به لطف شكل‌پذيري مغزمان، اين تطابق در سطح زيست‌شناختي نيز رخ مي‌دهد.
    تأثير اينترنت در كناره‌هاي صفحه نمايشگر كامپيوتر هم پايان نمي‌يابد. همچنان كه ذهن مردم با حالت ديوانه‌وار اينترنت هماهنگ مي‌شود، رسانه‌هاي سنتي هم ناچارند با انتظارات تازه مخاطبان سازگاري يابند. متن‌هاي متحرك و آگهي‌هاي کوچک به برنامه‌هاي تلويزيوني اضافه مي‌شوند و مجله‌ها و روزنامه‌ها، مقالات خود را كوتاه مي‌كنند، خلاصه‌هاي حاشيه‌اي را در متن مي‌گنجانند و صفحه‌هاي خود را با انبوهي از خبرهاي كوتاه پر مي‌كنند كه مرور كردنشان آسان باشد.



    (این مطلب ادامه دارد....)


    دوباره خواهيم روييد...




  9. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  10. #5
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد! (قسمت پنجم)‏




    قرارگاه اصلي گوگل، موسوم به گوگل‌پلكس در مانتین ویو كاليفرنيا، معبد والاي اينترنت و آيين جاري در حصار ديوارهاي تِيلوريسم است. به نقل از هاروارد بيزنس‌ريويو، گوگل با ترسيم كار خود بر اساس چندين ترابايت داده‌هاي رفتاري كه از طريق موتور جست‌وجوي خود و سايت‌هاي ديگر جمع‌آوري مي‌كند، روزانه هزاران آزمايش انجام مي‌دهد و نتايج را براي بهبود بخشيدن به الگوريتم‌هايي به كار مي‌بندد كه به نحوي فزاينده، چگونگي يافتن اطلاعات توسط مردم و استخراج معني از آن اطلاعات را كنترل مي‌كنند. آن‌چه كه تيلور درباره كارهاي دستي انجام داد، گوگل در حال انجام دادنش در زمينه كارهاي ذهني است.


    اين شركت اعلام كرده كه مأموريت آن «سازماندهي اطلاعات جهان و دسترسي‌پذير و سودمند كردن آن‌ها در سراسر دنيا» است و در پي يافتن موتور جست‌وجوي بي‌نقص است كه آن را به صورت موجودي تعريف كرده كه "دقيقاً مي‌فهمد منظور شما چيست و دقيقاً آن‌چه را كه مي‌خواهيد به شما بازمي‌گرداند".


    اما اين داستان به كجا مي‌انجامد؟ سرگئي برين و لري پيج، مردان جوان با استعدادي كه هنگام كار تحقيقاتي دكتراي خود در دانشگاه استنفورد، گوگل را بنا نهادند، از آرزوي خود براي تبديل كردن موتور جست‌وجوي خود به يك هوش مصنوعي صحبت مي‌كنند.


    هرچه تندتر در اينترنت گشت بزنيم، هر قدر بر لينك‌هاي بيشتري كليك كنيم و صفحه‌هاي بيشتري را ببينيم، گوگل و شركت‌هاي ديگر فرصت بيشتري براي گردآوري اطلاعات درباره ما و خوراندن آگهي به ما به دست مي‌آورند.


    در كتاب «گفت‌وگوهاي افلاطون»، سقراط بر گسترش نوشتار افسوس مي‌خورد. وي بيم آن داشت كه با روي آوردن مردم به عبارات مكتوب به عنوان جايگزيني براي معرفتي كه قبلاً در محمل سر خود منتقل مي‌كردند، آن‌ها «از به كار انداختن حافظه خود دست بردارند و فراموش‌كار شوند.» و چون آن‌ها مي‌توانستند «مقداري اطلاعات را، بدون آموزش شايسته دريافت كنند.» پس بسيار مطلع انگاشته مي‌شدند. در حالي كه در بيشتر موارد به كلي نادان بودند. آن‌ها به جاي فرزانگي حقيقي با خودبيني فرزانگي انباشته مي‌شدند. او در اشتباه نبود. فناوري جديد معمولاً اثري را كه او از آن مي‌هراسيد، به همراه داشت. اما ديد او محدود بود. وي نمي‌توانست راه‌هاي پرشماري را پيش‌بيني كند كه از طريق آن‌ها خواندن و نوشتن در خدمت گستردن اطلاعات، تراواندن انديشه‌هاي تازه و بسط دادن دانش (اگر نه فرزانگي) بشر قرار مي‌گرفت.


    دوباره خواهيم روييد...




  11. 10 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •