سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24
نمایش شاخه ای16علاقمندی ها

موضوع: Cwa.11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,201
    سپاس شده 25,633 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    نام فيلم : چشمان باز و بسته
    نام: eyeswidesh.gif نمایش: 6106 اندازه: 97.9 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    كارگردان : استنلي كوبريك
    تهيه كننده : استنلي كوبريك
    نويسنده داستان اصلي : آرتور اشنيتزلر
    نويسندگان فيلم نامه : استنلي كوبريك، فردريك رافائل
    موزيك متن : يوسلين پوك
    فيلم بردار : لاري اسميت
    تدوين : نايجل گالت
    كارگردان هنري : جان فينر، كوين فيپس
    بازیگران
    تام كروز : دكتر ويليام بيل هارفورد
    نيكول كيدمن : آليس هارفورد
    مديسون ايگينتون : هلنا هارفورد
    سيدني پولاك : ويكتور زايگلر
    جكي ساويريس : رز
    جولين داويس : آماندا كوران "مندي"
    ليلي سوبيسكي : دختر ميليچ
    تاد فيلد : نيك نايتينگل
    اطلاعات دیگر
    ژانـــر : درام، راز آلود
    تاريخ نمايش : 10 سپتامبر 1999
    درجه نمایش: NC-17
    زمان فيلم : 159 دقيقه

    شرکت تولید کننده: برادران وارنر
    محصول ایالات متحده
    بودجه ساخت: 65 میلیون دلار
    فروش کل: 160 میلیون دلار
    امتياز در imdb : 7.2 از 93337 راي
    افتخارات و جوایز
    برنده جایزه سندیکای سینماگران فرانسه سال 2000
    برنده جایزه باستون بیانکو از فستیوال ونیز 2000
    تحليل و بررسي از شاهين

    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 02:08
    Dexter., HEARTLESS, Anti Trust و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  eyeswivdv.gif
مشاهده: 6857
حجم:  76.3 کیلو بایت

    تحليل فيلم با چشمانی کاملاً بسته


    سکانس اول فیلم- خانه- معرفی شخصیتهای اصلی فیلم

    نمای اول- یک زن زیبا (نیکول کیدمن) در حال تعویض لباس (در این صحنه برهنگی کامل این زن به وضوح نمایش داده می شود) در خانه ای مجلل، نور پردازی صحنه و پرده های خانه که به رنگ نارنجی هستند در نظر مخاطب صحنه ای اروتیسم را القاء می کند. این نما با عنوان فیلم پیوند می شود "با چشمانی کاملاً بسته". عبور و مرور ماشینها در شهر و فضای تیره شهر در شب و یک مرد (تام کروز) که از پنجره خانه اش نظاره گر خیابانهاست. فضای داخل خانه فضایی پرعشق و محبت است. گفتگوی مرد با همسرش این را تایید می کند وقتی با لحنی عاشقانه سوالی از او می پرسد. از مکالمه بعدی این زوج متوجه می شویم عازم میهمانی هستند. زن از مرد در مورد لباسش سوالی می پرسد و مرد بدون نگاه پاسخ می دهد "قشنگه" ولی زن ناراحت می شود زیرا مرد بی توجه به او جواب داده است. در همین ابتدای فیلم برهنگی به وفور نمایش داده می شود و کارگردان برای به تصویر کشیدن تمام جزئیات حتی از به تصویر کشیدن خصوصی ترین مکانهای این دو زوج نیز ترسی ندارد. زن و شوهری زیبا با زندگی اشرافی و کودکی که به پرستارش می سپارند و به میهمانی می روند، همه نشان از خوشبختی در این خانواده را به ما میدهد.

    سکانس دوم- میهمانی مجلل
    ورود زن و شوهر جوان به میهمانی و عبور از سالن های بزرگ (باز هم نورپردازی و رنگ آمیزی صحنه فضایی اروتیسم را به ببینده القا می کند). خوش آمدگویی آقای زایگلر و همسرش (میزبانان مجلس) به زن و شوهر جوان و گفتگوی مابین آنها ما را با شغل میهمان آشنا می سازد. مرد یک پزشک است. صحنه بعدی رقص این دو زوج و سایر زوجها در سرسرای بزرگ تالار، میهمانی مجللی را به تصویر می کشد و زن از همسرش سوال می کند "تو کسی رو اینجا می شناسی؟"دکتر: " نه ، حتی یک روح" (این جواب مرد، زمینه ساز شک و تردیدهایی برای زن در آینده خواهد شد). مرد دوست دوران دانشگاه خود را در پشت پیانوی نوازندگان می بیند و با پایان یافتن موزیک برای احوالپرسی نزد او میرود و همسرش نیز از وی جدا می شود.

    شیطان در کمین است

    زن تنها، بی محابا مشروب میخورد. مرد به دیدار همکلاسیش نیک می رود. از حرفهای دوستش پی میبریم نام دکتر، بیل هارفورد می باشد. از طرفی دیگر، زن که از فرط نوشیدن مست شده است در گوشه ای تنها ایستاده و به مردم خیره شده است، گویی منتظر اتفاق تازه ای است. احساسات درون این زن که تابحال نهفته بود، با نوشیدن برانگیخته شده است. مردی مسن توجهش به او جلب می شود. او خود را یک مجارستانی معرفی می کند و زن خود را آلیس هارفورد معرفی می کند. مرد شروع به چاپلوسی می نماید و از کتاب شعر عاشقانه برای او میگوید و با زیرکی، نظر زن را به خود جلب می نماید و از او درخواست رقص می کند. در حین رقصیدن از زن سوالاتی می پرسد تا از نقطه ضعف وی وارد شده و او را به سمت خود بکشاند، با پیشنهاد دادن شغلی در موزه توسط دوستانش و... در سوی دیگر مجلس، مرد غافل از اینکه همسرش در حال اغفال شدن است گرم صحبت با دو دختر مدل است که توجه دکتر را به خود جلب کرده اند. زن، شوهر خود را می بیند و مرد بیگانه که متوجه این مسئله شده از این فرصت نهایت استفاده را میبرد و تیرش را به هدف میزند و می گوید" حیف زنی به زیبایی شما نیست که میتونه هر مردی رو در این اتاق داشته باشه و با ازدواج سرنوشت خودش رو خراب میکنه"
    از سویی دیگر دو دختر مدل، عکس همین قضیه را برای دکتر به وجود آورده اند و به او آشنایی می دهند و برای او لوندی می کنند تا او را به سمت خودشان جلب کنند. در این صحنه ها کشمکش بر سر خیانت کردن و با دیگری بودن در درون زوج خوشبخت به یک اندازه وجود دارد و هر دو در حال مبارزه با آن هستند.گفتگو ها ادامه دارد و به جاهای باریکی کشیده شده است. مرد در جواب سوال مرد مجاری که از انگیزه ازدواج می پرسد با زیرکی جواب می دهد " فقط زنها بخاطر از دست دادن باکره گی و بودن با مردان دیگر ازدواج می کنند" احساس خوشایندی به زن دست می دهد. از طرفی دیگر دو دختر مدل، دکتر را در برگرفته و به مکانی خلوت می برند. در این نما گفتگویی که بین آنها رد وبدل می شود اهمیت ویژه ای دارد. دکتر: " الان دقیقاً کجا داریم میریم؟"
    " جایی که رنگین کمون تموم میشه"
    "کجا رنگین کمون تموم میشه؟"
    "بستگی داره کجا باشه ؟"
    "خب بیا بریم تا بفهمیم"

    دکتر کم کم درحال تسلیم شدن به دو دختر است. در همین لحظه خدمه ای به داد دکتر می رسد و به دکتر خبر می دهد که آقای زایگلر با او کاری فوری دارد. دکتر بی درنگ نزد او می رود و زنی را می بیند که از فرط استعمال مواد مخدر در حالی که کاملا برهنه می باشد بیهوش بر روی مبل افتاده است. دکتر کمک می کند زن به هوش بیاید و به نوعی جان او را نجات میدهد. در این صحنه داخل اتاقی که این اتفاق حادث شده است تابلویی بزرگ دقیقاً شبیه به همین زنی که روی مبل بیهوش شده وجود دارد. فضای اتاق بعد از نجات زن روشنتر می شود و رنگ آمیزی این صحنه به آبی یخی تغییر می کند (فضای شک و تردید). در طبقه پایین مرد مجار به هدفش نزدیکتر شده و آلیس کم کم دارد تسلیم او می شود. مرد مجار همچون کودکی او را گول می زند و به او پیشنهاد می کند برای دیدن کلکسیون مجسمه های عهد رنسانس به طبقه بالا بروند (که مطمئناً نوعی خلوتگاه می باشد) ولی در نهایت، زن از این آزمایش سربلند بیرون می آید و به خود می آید و با جمله من ازدواج کردم مرد مجاری را ناکام می گذارد و از او جدا می شود.
    در سکانس بعدی زن و شوهر را پس از تمام میهمانی در اتاق خواب منزلشان می بینیم. آلیس در حالی که برهنه است خود را در آینه نگاه میکند. او مست زیبایی خود است و دکتر هاتفورد برای هم آغوشی با او به سمتش میاید. وقتی در این صحنه دکتر آلیس را در آغوش می گیرد آلیس چشمش به آینه می افتد در حالیکه که چهره دکتر مشخص نیست آلیس به فکر فرو میرود و در خود لذتی وصف ناپدیر را حس میکند دوربین روی چشمهای آلیس زوم می کند (میل به همبستر شدن با دیگری در چشمان او موج میزند). زني سركش و عاصي با نيازهاي پنهان و سركوب شده كه زني آرام و راضي مي نمايد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ewslogo1.png
مشاهده: 6291
حجم:  36.2 کیلو بایت

    روزهای خوش زندگی

    دکتر در محل کارش مشغول به کار است و آلیس مشغول خانه داری است. همه منتظر فرارسیدن کریسمس هستند. همه چیز در زندگی آنها رنگ وبوی خوشی دارد. فضا هم فضای عشق است و کوبریک با نورپردازی صحنه با رنگ نارنجی این فضا را به بیننده نشان می دهد. حتی تابلوهای روی دیوار خانه با نگاره های طبیعت سرسبز، رنگ خوش زندگی را در این خانه یاد آوری می کند. روزی دیگر به پایان می رسد، مرد خسته ازکار مشغول تماشای فوتبال است و به زن کم توجهی می کند. زن کمی خسته بنطر می آید و افسرده است، او به ماریجوانا روی می آورد تا شاید دقایقی پریشانی هایش را فراموش کند. دکتر هم او را در این راه همراهی می کند و وقتی هر دو سرمست می شوند حرفهایی را به زبان می آورند که مدتها در ته دلشان خاک میخورده است. عقده هایی که سر باز می کنند و زندگی را ویران می کنند.

    فاصله بین خوشبختی تا ویرانی خانواده یک تار مو بیشتر نیست.

    در انتهاي شب در خانه، بحثي در مورد روابط جنسي زن و مرد و حسادت بين آنها در مي‌گيرد. آلیس از دکتر درباره آن دو دختر سوال می کند. ترکیب رنگهای این صحنه در اتاق خواب به دو رنگ قرمز و آبی تغییر کرده است از فضای عشق و اروتیسم به فضای شک و تردید نزدیک می شویم. آلیس به شوهرش شک کرده که در مهمانی با آن دو دختر مراوداتی داشته است. دکتر منکر می شود ولی آلیس متقاعد نمی شود و حتی نسبت به محل کار دکتر که با زنهای بسیاری سروکار دارد نیز مشکوک است. دکتر برای اصلاح دروغ خود به دروغ دیگری متوسل می شود (یکی از گناهانی که کانون گرم خانواده را سست می کند). حالا نوبت دکتر است که مقابله به مثل کند و از همسرش در مورد مردی سوال می کند که با او در حال رقص بوده است. آلیس با صداقت جواب می دهد که آن مرد قصدش ### با او بوده است. جواب دکتر همسرش را برای ادامه این بحث جسورتر می کند. دکتر میگوید "خب قابل درکه چون تو زن خیلی خوشگلی هستی" آلیس از جواب دکتر شوکه می شود که چطور عصبانی نشده است؟ آلیس با همین منطق به دکتر می گوید: "پس چون مردها اینطور هستند نتیجه می گیریم تو هم از آن دو دختر همین خواسته را داشته ای؟"
    دکتر عشق به آلیس را دلیل خیانت نکردنش به او می داند ولی آلیس عصبی تر می شود و دلیل قانع کننده تری از او می طلبد. دکتر میگوید وقتی پیش بیمارم هستم فقط به مداوا فکر می کنم نه چیز دیگری ولی آلیس نمی پذیرد چون شک و تردید او را فر گرفته و رهایی ندارد از طرفی خود نیز چون حسی مشابهی داشته نمیتواند بپذیرد دکتر به زنها به دیده جنسیت نگاه نکند. آلیس سوالش اینست"
    چرا مردها حق دارند با دیگران باشند ولی در مورد زنها اینطور نیست؟ دکتر به او اطمینان می دهد که او مثل سایر مردها نیست. آلیس از دکتر سوال می کند که چرا هیچ وقت بخاطر او تعصبی نبوده است و دکتر می گوید بخاطر اینکه به او اطمینان کامل داشته است. آلیس نمیتواند خنده اش را کنترل کند و این دکتر را به شک می اندازد. آیا در مورد زنش تابحال اشتباه میکرده و در خواب بوده است؟ آیا آلیس با کسی مخفیانه رابطه داشته است؟ خاطره ای که آلیس برای او تعریف می کند شک او را چندین برابر می کند. آلیس در تابستان گذشته در یک رستوران، یک افسر نیروی دریایی را دیده است که حاضر بوده همه زندگیش را بدهد تا یک شب را با او صبح کند. حالا شک و تردید مثل خوره روح دکتر را می خورد. حس انتقام در دکتر لحظه ای او را رها نمی کند. از این به بعد شاهد کشمکش های درونی این مرد خواهیم بود. (چهره تام کروز در این صحنه به رنگ آبی یخی نزدیک می گردد که نشانه شک و تردید درونی اوست که قوت می گیرد). صدای زنگ تلفن دکتر را به خود می آورد. یکی از دوستان و بیماران دکتر فوت کرده است. این زنگها و هشدارها در سرنوشت دکتر در شبهای بعد نقشی اساسی دارند.

    شک و تردید بلای خانمان سوز

    دکتر جهت عیادت متوفی از خانه خارج می شود ولی در بین راه سوءظن او نسبت به خیانت زنش او را لحظه ای آرام نمی گذارد و مدام صحنه خیانت آلیس با افسر نیروی دریایی در نظرش پدیدار می شود.

    آزمایش اول

    ورود دکتر به منزل متوفی با نورپردازی و رنگ آمیزی نارنجی و آبی یخی ادامه دارد. (رنگ آبی که نشان شک دکتر به آلیس است ولی رنگ نارنجی در صحنه ای غم انگیز برای چیست؟) لحظاتی بعد متوجه می شویم که دختر متوفی عاشق دکتر است این را از ذوق زدگی دختر به محض ورود دکتر میتوان به راحتی فهمید. دختر که ماریون نام دارد در گفتگو با دکتر میخواهد به هرطریقی او را به سمت خود جلب کند و وقتی نتیجه ای نمی گیرد از کوره در میرود و به التماس می افتد و با گفتن پیاپی جمله دوستت دارم و بوسیدن دکتر را به طرف خود فرا میخواند. دکتر او را نصیحت می کند ولی ماریون دست بردار نیست. در همین اثنا کارل نامزد ماریون وارد می شود و دکتر از یک مهلکه دیگر که ممکن بود او را به خیانت وادار کند رهایی می یابد. (هنرکوبریک در به کار بردن رنگ نارنجی قبل از ورود تام کروز به خانه متوفی بیننده را شوکه می کند که چگونه قبل از ورود به این صحنه به مخاطب پیام می دهد، صحنه ای اروتیسم در حال وقوع است).
    دکتر هاتفورد پس از خروج از منزل متوفی به قدم زدن در خیابان ها می پردازد. شب سردی است و باران کف خیابان ها را خیس کرده ولی سرمای درون دکتر بیش از سرمای بیرون مشهود است. فکر خیانت همسرش بار دیگر به سراغش می آید. در خیابان تنها چیزی که نظر دکتر را جلب می کند ### و خیانت است. دکتر هر لحظه عصبی تر می شود و برخورد با اوباش خیابانی او را بیش از بیش آزرده می کند. روح این مرد در حال فروپاشی است و هر لحظه شکننده تر می شود.

    آزمایش دوم

    چند لحظه بعد یک زن بدکاره ولی زیبا سر راه دکتر قرار می گیرد گویی سرنوشت برای دکتر دامی جدید نهاده است تا اینبار دکتر را اینگونه آزمایش کند. اصرار زن و زیبایی او دکتر را وادار می کند همراه او به منزل زن بروند. فضای داخل خانه فضایی اروتیسم است. دکتر در حالیکه همسرش در خانه مشغول تماشای فیلم است سر قیمت با زن بدکاره به توافق میرسد. دکتر در حال تسلیم کردن خود به زن بدکاره می باشد ولی ناگهان زنگ تلفن همسرش بار دیگر به یاری او می آید و او را به خود میاورد. (در زندگی مثل این زنگهای تلفن و هشدارها، تلنگرها و نشانه هایی به هنگام لغزشها به ما داده می شود که اگر به آن توجه کنیم ما نیز سربلند می شویم).

    آزمایش سوم


    هرچه زمان میگذرد و انسان از امتحانات الهی سربلند بیرون می آید آزمایشهای سخت تری در سر راه ما قرار می گیرد. دکتر در خیابان قدم زنان ادامه میدهد و ناگهان چشمش به یک بار می افتد که دوستش نیک در آن پیانو مینوازد. ورود دکتر و ملاقات با نیک گفتگوهایی را در پی دارد که مقدمه ساز اتفاقات بعدی و مهم فیلم است. نیک از محلی سخن می گوید که چشم بسته در آنجا پیانو میزند و ساعت2 شب مراسمی در یک خانه مجلل که هر دفعه تغییر مکان میابد برقرار است. تلفنی مشکوک به وی می شود و برای وارد شدن به مجلس یک رمز عبور به او می دهند. "فیدلیو" که نام اپرایی از بتهوون است. دکتر کنجکاو می شود که به این مراسم برود، بخصوص که نیک به او گفته است در مجلس آخر چشم بندش محکم نبوده و زنهای زیادی را آنجا دیده که به عمرش ندیده است و نیک به او خاطر نشان می سازد که بایستی با لباس رسمی و ماسک وارد این مراسم شود.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ewslogo1.png
مشاهده: 6291
حجم:  36.2 کیلو بایت

    جامعه کثیف و آلوده

    دکتر برای تهیه لباس به مغازه ای می رود که تعطیل است. در بدو ورود تابلوی سردر مغازه ما را بهت زده می کند. رنگین کمان نام مغازه ای است که دکتر برای خرید به آنجا رفته است. (گفتگوی دکتر با دو دختر مدل در میهمانی اول فیلم و اشاره به سوال رنگین کمان به اینجا پیوند می گردد. تاکید دوباره کارگردان به این عنوان نشان از لایه های نهفته در دل مضمون فیلم دارد.رنگين كمان در دل پرتوي است كه در ظاهر به آن شباهتي ندارد).
    در این بین که دکتر و صاحب مغازه مشغول انتخاب لباس مناسب هستند متوجه می شویم دختر صاحب مغازه با دو مرد مخفیانه در گوشه ای از مغازه به کارهای ناشایست مشغول هستند. از حرکات دختر و داد و بیدادهای تصنعی صاحب مغازه متوجه می شویم پدر دختر فقط شو اجرا می کند و در ظاهر دو مرد را زندانی می کند تا به پلیس تحویل دهد. دکتر پس از اجاره لباس مخصوص، مستاصل از جامعه کثیفی که در آن زندگی می کند به سمت خانه موردنظر می رود. هنوز صحنه های خیانت همسرش به او در مقابل دیدگانش رژه می روند و هرلحظه او را بیشتر به سمت برهم زدن کانون خانواده ترغیب می کند. شیطان در این لحظات پرکار شده و به موفقیت نزدیک شده است.

    فرقه صهیون (فرقه اي با عقايدي خاص که ### را راهي براي رهايي تن و رسيدن به حال معنوي مي داند (اين همان فرقه اي است که در کتاب و فيلم کد داوينچي مي خوانيم و می بینیم)

    دکترهارفورد با یک تاکسی خود را به منزل مذکور می رساند. خانه ای مجلل در خارج شهر که به مانند قصری است و از ظاهر خانه مشخص است که مربوط به یکی از سران بلند پایه کشوری است و میهمانان نیز مسلماً از به ظاهر اشراف هستند. پس از گفتن رمز عبور دکتر به داخل خانه راهنمایی می شود. دوربین نمای این خانه مجلل را از دور نشان میدهد. فضای بیرون کاملاً آبی یخی است ولی چراغهای داخل خانه نشان از فضای شدیداً اروتیسم داخل خانه میدهد. با ورود به داخل خانه، مناظر بدیعی را شاهد هستیم. گروهی با لباسهای متحدالشکل و ماسک بر صورت گرداگرد شخصی که در مرکز دایره تشکیل شده است مشغول برگزاری نوعی مراسم خاص هستند. مردی که در مرکز دایره قرار دارد ظاهراً نقش رهبر گروه را برعهده دارد. رنگ لباس او متمایز از دیگران است و مراسم را وی انجام میدهد. گروهی نیز فقط تماشاگر هستند که دکتر هارفورد نیز یکی از آنهاست که متعجب نظاره گر مراسم است (فضای اروتیسم در مجلس غالب است ولی تفاوتش تیرگی مشهود در این فضاست که عشق را از شهوت متمایز می سازد و مرگ را به فضا نزدیکتر می کند). ناگهان همه کسانی که دایره وار ایستاده اند لباس های خود را کامل از تن بیرون می آورند البته بجز ماسک صورتشان. در اینجا ما متوجه میشویم تمامی حاضرین در این جمع زن هستند. زنان به همان شکل دایره وار به همجنس بازی میپردازند. (مي دانيد که اين مجالس ارتباط تنگاتنگي با فراماسونری دارد).
    دو نفر از اشخاصی که در طبقه بالا تماشاگر هستند بطور مشکوکی به هارفورد خیره می شوند گویی به او شک کرده اند، یک مرد و یک زن. مردی که در وسط جمع ایستاده با چوبدستش یک به یک به زنان داخل دایره فرمان می دهد به سمت مردان تماشاچی رفته و با انتخاب به دلخواه خود یکی را اختیار کنند. یکی از زنان دکتر هاتفورد را انتخاب می کند و هنگام بوسیدن او گویی وی را می شناسد. زن به او تذکر میدهد که از آنجا خارج شود و او را از خطری که در کمینش است آگاه میکند. در همین حین شخصی دیگر دختر را با خود میبرد. دکتر به تذکر دختر گوش نداده و به گشت و گذار داخل قصر مشغول می شود. زنان و مردانی که بی پروا مشغول اعمال جنسی هستند و شرمی از حضور دیگران ندارند. دکتر جامعه کثیفی را می بیند که فقط در آن هوس حیوانی موج می زند.

    دکتر بی شک به خانه ای شیطانی قدم گذاشته است. زنی که دکتر را از خطر مطلع کرده بود دوباره به او تذکر می دهد ولی دکتر از او میخواهد خودش را معرفی کند و میخواهد بداند چرا به او کمک می کند. ولی با ورود نگهبانی که رمز عبور دوم را از او میخواهد زن به سرعت دور می شود. دکتر هارفورد لو رفته و باید طبق قوانین این انجمن مجازات شود ولی مجازات چیست؟ از فضای محکمه ای که تشکیل شده است فقط بوی مرگ به مشام می رسد. دکتر با فداکاری زن مجهول الهویه، از مهلکه می گریزد ولی خود و خانواده اش به مرگ تهدید می شوند. دوربین روی زن برهنه زوم می کند و یکی از حاضرین که ماسکش به شکل سرکلاغ است وارد صحنه می شود و او را برای مجازات با خود می برد. (این صحنه خود به اندازه یک ترم مباحث نشانه شناسی مطلب دارد. اینکه چرا ماسک به شکل منقار کلاغ است؟، اینکه چرا دوربین زوم می کند؟، اینکه چرا مرد نقاب دار بعد از زوم دوربین وارد کادر می شود؟، اینکه کلاغ اصلا نماد چه چیز و چه احساسی است؟، اینکه چرا زوم؟ چرا کات نه؟، همگی باعث اعتبار و قوام یک پلان است. پلانی به ارزش یک فیلم).

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ewslogo1.png
مشاهده: 6291
حجم:  36.2 کیلو بایت

    از رویا تا واقعیت
    دکتر به خانه برمیگردد با یک دنیا غم و اندوه، و لباسهایش را درون کمدی مخفی می کند. اتاق خواب نیز به رنگ آبی یخی کاملاً تغییر رنگ داده است. از عشق خبری نیست و هنوز شک و تردید جریان دارد. دکتر برای توجیه دیرکردنش دروغی دیگر به همسرش می گوید و البته بخاطر حفظ خانواده از آنچه دیده یک کلمه هم نمی تواند بازگو کند. آلیس در حالی که مضطرب است و اشک می ریزد، خوابی را که دیده برای همسرش نقل می کند. آلیس خواب دیده است در شهری متروک او و همسرش بدون هیچ لباسی سرگردان هستند و سپس مرد برای پیدا کردن لباس از او جدا می شود و او به محض جدا شدن از شوهرش احساس راحتی می کند. سپس برهنه جلوی آفتاب دراز می کشد و همان افسر نیروی دریایی را می بیند و با او همخوابه می شود، سپس با مرد دیگری اینکار را می کند و با مردان بیشتری و اشخاص بسیاری هم آنها را تماشا می کنند. آلیس می گوید: "من تورو نمی دیدم ولی مطمئن بودم تو داری منو می بینی و فکر کردم اینکارو می کنیم که بخندیم و در همین موقع ها بود که تو منو بیدار کردی" خواب بسیار عجیبی است آیا آلیس واقعاً همه اینها را در خواب دیده است؟

    فساد در تمامی سطوح جامعه

    صبح فرا می رسد و دکتر به مغازه لباس فروشی مراجعه می کند ولی مغازه بسته است. به کافه جنب مغازه می رود و پس از سفارش قهوه با جلب کردن اعتماد گارسون آدرس دوستش نیک را از او می گیرد. به هتل محل اقامت نیک می رود. پذیرش هتل به او می گوید نیک به همراه دو مرد قوی هیکل به طرزی مشکوک ساعت 5 صبح تسویه حساب کرده و رفته است ولی روی صورت او جای کبودی دیده است. دکتر به مغازه کرایه لباس می رود و متوجه می شود ماسک در بین لباسها نیست. در همان زمان از اتاق بغلی که با نورپردازی نارنجی شدیداً به قرمز متمایل شده است دختر مغازه دار درحالی که پوشش مناسبی ندارد وارد می شود ولی پدرش اصلا تعجب نمی کند و از او می خواهد به دکتر سلام بدهد و لحظه ای بعد تعجب دکتر دو چندان می شود چون دو مرد را می بیند که از همان اتاق خارج می شوند و با صمیمیت بدرقه می شوند. تعجب دکتر بدین خاطر است که شب گذشته صاحب مغازه با عصبانیت می خواست دو مرد را تحویل پلیس بدهد. مغازه دار می گوید ما قرار جدیدی با آنها گذاشتیم و سپس می گوید : اگر شما هم هر چیزی خواستید و دخترش را بغل می کند (به نشانه اینکه حتی دخترم را) نیازی به لباس رسمی نیست. دکتر به فکر فرو می رود( پس مغازه دار هم از آن مراسم باخبر است).

    شیطان دست بردار نیست

    دکتر در مطبش همچنان صحنه های خیانت همسرش در برابر چشمانش ظاهر می شود. بار دیگر به خانه مجللی که شب گذشته مراسم در آن برقرار بود می رود ولی خدمه آنجا نامه ای برایش می آورند که در متن آن به دکتر تذکر داده شده به مسائلی که به او مربوط نیست دخالت نکند وگرنه جان خود و خانواده اش به خطر می افتد. دکتر بار دیگر با عشق به نزد همسر و فرزندش بازمیگردد ولی باز هم شک (این شیطان درون) به سراغش می آید و او را به یاد خواب آلیس می اندازد. کشمکش درون دکتر همچنان ادامه دارد. دکتر باز هم وسوسه شده است خیانت را با خیانت تلافی کند.

    پاداش عمل

    دکتر با ماریون تماس می گیرد ولی کارل نامزد او جواب می دهد. سپس دکتر نزد زن بدکاره می رود ولی هم اتاقی زن به او خبرمیدهد جواب آزمایش ایدز او مثبت بوده است پس دکتر شانس آورده که با او همبستر نشده است. گویی خداوند به دکتر کمک کرده مرتکب خطا نشود و اینک وی متوجه می شود اگر مرتکب گناه میشد چه عواقبی در انتظار او بود. شب شده و دکتر در حالیکه به وقایع حادث شده در طی دو شب گذشته فکر می کند قدم زنان در خیابان پیش می رود و متوجه میشود شخصی در تعقیبش می باشد. (آیا این شک و تردید است که همه جا به دنبال دکتر است و در نظر ما بدین شکل تجسم یافته یا شخصی از طرف برگزارکنندگان مراسم است؟). با خروج مرد از صحنه دوباره رنگ غالب فضا نارنجی می شود یعنی شک و تردید برطرف شده است؟

    به دنبال حقیقت

    دکتر هارفورد در روزنامه میخواند زنی که در ابتدای فیلم مداوایش کرده بود براثر زیاده روی در مصرف مواد مخدر در هتلی فوت کرده است. به هتل و سپس به پزشک قانونی مراجعه می کند و پی می برد وی همان زنی است که در مراسم ناجی او شده بود و به قتل رسیده است. دکتر منزجر از جامعه کثیف نزد دوستش زایگلر می رود که تلفنی از او درخواست ملاقات کرده است. زایگلر به وی می گوید از کلیه وقایع دیشب مطلع است و خودش نیز در آنجا بوده است. از حرفهای زایگلر دکتر متوجه می شود نیک را به سیاتل فرستاده اند نزد زن و فرزندش ولی خودش هم خوب میداند که دروغی بیش نیست و او را نیز کشته اند. زایگلر به دکتر میگوید: "تصورت از آدمهایی که تو مهمونی بودند چیه؟ فکر می کنی اونا کیا بودن؟ اگر اسمهاشون رو بهت بگم شبها خوابت نمیبره" دکتر همچنین از صحبت های وی متوجه می شود اصلا رمز عبور دومی در کار نبوده و همه مدعوین مجلس با لیموزین وارد خانه میشوند و همچنین قبض لباس اجاری او را نیز پیدا کرده بودند. زایگلر میگوید: "همه اینها بخاطر این بود که تورو مثل سگ بترسونن تا از اتفاقات اونجا به کسی حرفی نزنی" و سپس میگوید: "فکر کن همه اینها فیلم بوده و مسخره بازی و یک نوع جازدن بوده" این مرد میخواهد به اصطلاح دکتر را فریب دهد و به او بگوید همه چیز اتفاقی بوده و کسی را نکشته اند و به نوعی دیگر دوستانه او را تهدید می کند : "زندگی جریان داره مگر اینکه خودت نخواهی".

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ewslogo1.png
مشاهده: 6291
حجم:  36.2 کیلو بایت

    حقیقت باطل کننده تردیدها

    دکتر به منزل خود بازمیگردد. در رختخواب خود ماسکی را که گم شده بود در بالای سر همسر خود میابد. آلیس ماسک را پیدا کرده است. فضا دوباره کاملاً به فضای شک و تردید بازمیگردد. دکتر بخاطر مخفی کاری و حس گناه به گریه می افتد و با اشک تمامی حقایق را برای همسرش بازگو می کند.

    سکانس نهایی(شروعی دوباره با سال نو)

    صبح آلیس از همسرش دعوت می کند برای خرید کریسمس فرزندشان راهی فروشگاه شوند. فضای عاشقانه به خانواده برگشته است. این را از رنگ آمیزی صحنه نیز می توان فهمید. کریسمس نماد شروعی دوباره در سالی نو می باشد.
    دکتر: "فکر می کنی حالا باید چیکار کنیم؟" آلیس: "باید سپاسگزار باشیم که از افسانه هامون نجات پیدا کردیم، حالا چه واقعی بودن یا فقط یه خواب بودن..." دکتر: "تو مطمئنی؟" آلیس: "مطمئنم... فقط آنقدر که از واقعیت یک شب مطمئن بودم که تو تمام زندگیم تنها موندم که حتی میتونه همش حقیقت باشه" دکتر: "و هیچ خوابی دیگه آخر خط نیست فقط یه خوابه" آلیس: "مهم اینه که الان چشمهای ما باز شده و امیدوارم که مدت زیادی طول بکشه، برای همیشه" دکتر: "همیشه؟" آلیس: "همیشه و من عاشقتم و یه چیز مهمی هست که باید زودتر انجامش بدیم" دکتر: "چه کاری ؟" آلیس:
    س ....

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------

    درباره فیلم

    فيلم پس از مرگ کوبريک در سال 1999 اکران عمومي شد. قبل از نمايش عمومي در آمريکا به دليل صحنه‌هاي عريان در فيلم با سانسور مواجه شد. کوبریک این فیلم را بهترین فیلم عمرش می دانست. اين فيلم بر اساس رمان داستان رويا، اثر آرتور شنيتزلر که از دوستان فروید بود ساخته شد. بودجه فيلم 65 ميليون دلار بود. ساخت فیلم 3 سال طول کشید (کوبریک در یک پلان بیشتر از هفتاد بار به تام کروز کات داده است).

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  eyeswidesh.gif
مشاهده: 3824
حجم:  97.9 کیلو بایت

    نتیجه گیری نهایی

    درابتداي فيلم "با چشمان کاملا بسته" ما با دو چيز روبرو مي شويم. زن و شوهري زيبا، ثروتمند،. با روابطي خوب و صاحب دختري زيبا و از سويي ديگر موسيقي لطيف و بسيار دلنواز ابتداي فيلم. نزديک سال نو مسيحي است و کلا همه چيز حاکي از خانواده اي خوشبخت است. در همه اين صحنه ها و ديگر صحنه ها عرياني بازيگران وجود دارد. اما يادمان باشد فيلم مي خواهد در چه مقوله اي سخن گويد. از میهمانی به بعد در چند "شب" متوالي براي شخصيت مرد فيلم و با نشانه هاي آشکار و پنهان براي زن رويداد هايي پيش مي آيد که هر دو تا يک قدمي خيانت مي روند... وسوسه بودن با ديگري. در اين رويدادهاي اين چند "شب" تمامي احتمالات ممکن براي خروج از وفاداري زن و شوهر مطرح مي شود. اما پيش از ذکر تيتروار اين حوادث لازم است به شب دوم اشاره اي کنم. در آن شب زن و شوهر پس از استعمال مواد مخدر بر سر مساله اي به ظاهر ساده اما مهم آرام آرام در حالت بي اختياري از افکار خود پرده برمي دارند. اين قسمت از فيلم اگر چه مرد را منقلب مي کند، اما در واقع طرح سوال براي ماست... چرا و به چه دليل ما بايد در زندگي زنا شويي به هم وفادار بمانيم؟... از کجا مي دانيم هستيم؟ در ذهن ما و ديگري چه ميگذرد؟ اين فيلم از "خانواده" شروع مي شود و با "خانواده" تمام مي گردد. طرح سوالات اساسی می کند. پاسخ اخلاقی خود را می دهد. یعنی درحد بالایی رابطه جنسی را برای بیننده با دیدگاه خود می شکافد و صریحاً رابطه جنسی در حیطه زناشویی را تبلیغ میکند که از هم پاشیدگی خانواده ای را براساس رویاهای خصوصیشان به تصویر می کشد، اما درآخر پاسخی نمی دهد و جواب را به بیننده وامی گذارد. فيلم "با چشمان کاملا بسته" از ما مي خواهد در رابطه جنسي با چشماني "باز" نه بسته حرکت کنیم. اين فيلم آکنده از صحنه هاي برهنگي است، اما پيام فيلم چه مي گويد؟ درونمایه فیلم عبارتست از شک ویقین، عشق و اروتیسم. چه زیبا همه عناصر فیلم طراحی شده اند، یک طراحی استادانه از کوبریک.

    کافي است يک بار فيلم را ببينيد و فقط به رنگها و نورها و حس آن موقع فضاي فيلم و فيلمنامه توجه کنيد. هر جا فضاي اروتيسم بر فيلم حاکم است رنگ غالب نارنجي رنگ پوست بدن- است. هر جا فضاي سرد و بدون عشق خانوادگي تصوير مي شود، رنگ غالب آبي يخي بسيار کمرنگ است. هر وقت تام کروز دچار شک مي شود، فضا دو رنگ مي شود (مثلا نور صورتش دو رنگ می شود). هر وقت شک و تردید در کار نیست، نور صورت او هم عادی می شود و نارنجي هم که اروتيسم (منظورم از نارنجي، همان نوع رنگي است که در فیلم به کار برده شده، نه نارنجی دیگری. پلانهاي خارجي و داخل شهر همه در شب است، رنگ غالب سياه است که با نورهاي کوچک رنگارنگ تزیین شده است، ولي باز رنگ غالب حاکي از ديدي است که کوبريک به دنياي بيرون داشته است.اين بازي رنگها بيخود در فيلم گنجانده نشده، حتي اگر يک کلمه از ديالوگهاي فيلم را نفهميد مي توانيد با اين تقسيم بندي رنگها فيلم را بفهميد. اثر هنري اثري است که حرف زدن و تفکر درباره آن پايان نداشته باشد و اکثر فيلمهاي کوبريک اين ويژگي را دارند. حتي يک پلان، يک حرکت دوربين، يک لنز، رنگ، ديالوگ و در روايت چند جانبه فيلم، بدون علت استفاده نشده است.

    اين فيلم نمايش تفاوت فاحش دريافت ها و برداشت هاي سطحي با حقيقت آن هاست. تضاد بين آن چه كه مي بينيم و آن چه كه هست. چشماني كه كاملا باز است و از بينايي بهره دارد اما در حقيقت نابينا است. همچنين اين فيلم شكنندگي عشق و حقيقت را نشان مي دهد كه بسيار سست و آسيب پذيرند. در اواخر فيلم نيز مرد, چراغاني درخت كريسمس را خاموش مي كند. شايد به اين دليل كه در سفرش دريافته كه اين چراغاني در دنيايي مخوف و آشفته دروغين است و علي رغم شباهت ظاهري اين درخت ها در خانه ها و اماكن, آدم ها سرگذشت هاي متفاوتي دارند. شايد كوبريك آدم حيرتزده و مشوش و ساده انديش اين عصر را به عمیق نگري و نو انديشي دعوت مي كند. شايد بيداري و باز شدن چشم هاي مرد داستان, در نتيجه كشفي دردناك, بر محدوده نگرش او و خودشناسي اش بيفزايد و در اين عصر لجن نجات بخش زندگياش باشد.
    موسيقي تيتراژ فيلم همچون عنوان فيلم دوپهلو است. ديميتري شوستاكويچ آهنگساز روس در ابتدا دوستدار استالين بود كه در ادامه از دشمنان او شد. همچنين رمز ورود قهرمان داستان به مجلس ماسك داران، فيدليوست كه اشاره اي به اپراي فيدليو دارد كه در آن شوهر در زنداني است و هر لحظه بيم خيانت همسرش مي رود. در داستان شنيتزلر رمز ورودي دانمارك است كه كوبريك با هوشياري آن را عوض كرده است.
    كوبريك خود در مورد اين فيلم مي گويد: « ما همه، هم خوب و هم بد، هم خير و هم شر هستيم و اگر شما هيچ ناپاكي و پليدي در خودتان نمي بينيد، دليلش آن است كه خوب به خودتان نگاه نكرده ايد...! به واقع اين فيلم روانشناختي كه توسط استاد روانشناسي بي همتا همچون كوبريك ساخته شده است، اعترافي است به كرده ها و ناكرده ها و نمايش شجاعت رويارويي با آن ها. فيلمي فلسفي درباره مفهوم حقيقت و واقعيت و اثري روانشناختي درباره ترس ها، روياها و كابوس هاي آدمي. در این اثر نيز كوبريك بازي خويش را با نيمه پنهان انسان ها به نمايش مي گذارد، نيمه پنهاني كه پشت يك نقاب پوشيده شده است. شايد، شايد زندگي تنها يك مهماني بالماسكه باشد. مهماني اي كه وقتي به پايان مي رسد، احساس ناخوشايندي ضمير انسان را آزار مي دهد. اين اثر يك نمونه متعالي از فيلم هاي« سايكو درام است كه بي پرده از ناپاكي ها و پليدي هاي آدمي سخن مي گويد.


    با تشکر از تمام کسانی که مرا در تهیه این اثر یاری نمودند. فرخ عزیز مدیریت سایت، خانم رشنوی عزیز ویراستار،

    سعید عزیز بخش گرافیک و بقیه دوستان

    نویسنده: رحیم حنیفه پور( شاهین) 1389/8/25 سایت سینما سنتر




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ewslogo1.png
مشاهده: 6291
حجم:  36.2 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    ویرایش توسط SHAHIN : 11-28-2010 در ساعت 09:57
    F-Gladiator, Ali_Silent-Killer, The Pianist و 6 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.


  4. #3
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    مدتها بود که فیلم eyes wide shut در کشوی فیلمهایم خاک میخورد. هر بار که برای انتخاب یک فیلم برای تماشا سراغ کشوی فیلمها میرفتم به سفارش یکی از اطرافیان از تماشای آن منصرف میشدم. به نظر اطرافیان و دوستانم این فیلم جز پورن چیز دیگری برای ارائه ندارد. البته من این را فقط از چند نفر نشنیدم. هر کسی که آن را دیده بود چنین نظری داشت و متعجب بود که چرا این فیلم هیاهویی تا این حد به پا کرده است.
    تا اینکه تحلیل شاهین را برای ویرایش تحویل گرفتم. تصمیم گرفته ام تا آنجا که امکان دارد فیلمهایی که تحلیلش را ویرایش میکنم را ببینم تا به فضای داستان آشنا باشم و برای ویرایش بهتر آمادگی داشته باشم. اما متاسفانه نتوانستم فیلم را چه در اینترنت و چه از اطرافیان گیر بیاورم زیرا اسمی که شاهین عزیز در تاپیک تحلیل ارائه داده بود "زندگی با چشمان کاملا بسته بود" و من از اسم اصلی اش اطلاعی نداشتم. به هر حال بدون تماشا فیلم را تحلیل کردم.
    صادقانه میگویم فضای نقد و بررسی آنقدر شفاف و زیبا بود و به زیبایی تحلیل شده بود که من از خواندن آن لذت بردم. و البته بعد از تماشای فیلم چون با دید دیگری به فیلم نگاه کردم فضای فیلم رنگ و بویی کاملا متفاوت داشت. به جرات میتوانم بگویم نقد شاهین چشمان دیگری برای تماشای این فیلم به من داد. چشمانی کاملا باز...
    ali.121 به این پست علاقمند بوده است.


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 4 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #4
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    خسته نباشید شاهین عزیز و ورودتون رو به تیم تحلیل و بررسی سایت تبریک میگم.
    چه فیلم زیبایی رو برای نقد انتخاب کردید و چه خوب از عهده تحلیل آن برآمدید.
    من این فیلم رو سالها پیش دیدم اما هنوز هم خیلی از صحنه هاش در خاطرم مونده...
    با اینکه فیلم صحنه های زیادی از برهنگی رو نشون میده اما هرگز نمیشه براش عنوان فیلم مبتذل رو انتخاب کرد.... این فیلم بیش از هرچیزی انسان رو به فکر در مورد خودش فرو میبره و تناقضات درونی انسان رو به تصویر میکشه...

    خسته نباشید میگم به مهناز جووووون بابت ویراستاری و سعید عزیز بابت گرافیک.




  7. 3 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  8. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,645 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    خیر مقدم به یکی از بهترین کاربر سایت در زمینه ی تحلیل و بررسی
    شاهین جان متاسفانه و متسفانه من این فیلم رو ندیدم یک مقدار از نقدت رو خوندم . که عالی تر از این نمیشد
    به نقدت نگاه کلی انداختم و خیلی چیزها ازش یاد گرفتم.مرسی که قبول زحمت کردی و به تیم دوست داشتنی تحلیل و بررسی پیوستی
    انشالله به زودی این فیلم رو میبینم و بر میگردم اینجا که بیشتر درموردش بحث کنیم
    از عکس های فیلم که تو گوچل سرچ کردم یکم به ماهیت فیلم پی بردم
    به زوری برمیگردم coming soon
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  10. #6
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,201
    سپاس شده 25,633 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    با تشكر از شاهين عزيز بابت اين تحليل زيبا ...
    و خوشحال ترم از اين كه سرانجام گرفتاري هاي شاهين جان حل شد و به ما پيوست

    خوشبختانه اين فيلم زماني كه اومد من نسخه پرده اي فيلم رو گرفتم و ديدم.
    بعد هم باز نسخه هاي مختلفي كه اومد رو بازبيني كردم.
    از نظر من اين فيلم تنها به انحرافات در جوامع غربي نمي پردازه، به نظر من نشون ميده كه افرادي كه ميزان دسترسيهاشون از يك حد مشخص ميگذره و منابع وسيع تري در اختيار دارند و از تفريحات عمومي و تعريف شده لذت نميبرند و روي به چيزهايي خواهدن آورد كه ممكنه گوشه اي از اون رو در اين فيلم ببينيم.

    به كوبريك براي اين فيلم اعتراضات مختلفي شد. از همه مهمتر اين كه مجلس بالماسكه نهايي به نوعي در حال نشان دادن افرادي بود كه ممكنه در بين سياستمداران و افراد مهم دولتي باشند.
    به نظر من شاهين خيلي خوب اين فضا رو ترسيم كرد.

    البته به نظرم در حالت كلي تر اين فيلم مرثيه اي براي انسانه و نه فقط انسان غربي .

    ممنون شاهين جان
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  11. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  12. #7
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    شاهين جان جدا خسته نباشيد
    جدا از اينكه فيلم زيبايي رو براي تحليل انتخاب كردي ،‌زيبايي و ظرافت تحليلت لطف ويژه اي به اين فيلم بخشيد
    من فضاي سرشار از تضاد و حدس و گمان اين فيلم رو واقعا دوست داشتم
    برداشت هاي گوناگون و متنوع ، شروع و پايان فيلم ،‌ورود شك و ترديد به زندگي دو نفر خيلي زيبا بود
    با فرخ كاملا موافقم ، فيلم نمايش واضحي از دسترسي و نوع استفاده و بهره انسانه!
    همراهي همون شيطان كه ما آدما براي توجيه رفتارها و اشتباهاتمون بارها و بارها از اسمش سود مي بريم
    برداشتي كه از فيلم داشتي رو واقعا دوست داشتم . ممنون

  13. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  14. #8
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)

    تو تمام مدتی که فیلم رو میدیدم این حس عجیب در من وجود داشت که ما واقعا باید با چشمان بسته زندگی کنیم تا احساس خوشبختی کنیم. اگر حقایق برامون نمایان بشه ممکنه تلخیهای زیادی رو درک کنیم. دنیایی که همه در عین عریانی رفتار و وقاحت ماسک به چهره دارن و چهره واقعیشون دیده نمیشه... اینجا تشبیه بسیار زیبایی به کار رفته.
    و چه بهتر که ما چشمامون بسته باشه تا این عریانی زشت رو نبینیم. به پیانیست توجه کنید. تا زمانی که چشمانش نمیدید جونش هم در امان بود. اما همان یکباری که چشم بندش شل بود و او اطرافش رو دید مقدمات نابودی خودشو فراهم کرد.


    دوباره خواهيم روييد...




  15. 3 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  16. #9
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)


    با تشکر فراوان از دوستان بخاطر همراهی و نظراتشون


    اما مطالب جالب دیگری در مورد این فیلم:

    فیلم چشمان باز و در عین حال بسته بر اساس داستانی از نویسنده ای که از طرفداران فروید بوده ساخته شد. پس تقریبًا موضوع فیلم باید واضح باشد:
    ضمیرناخوداگاه

    فیلم پر از نماد است.نماد هایی که می تواند چندین معنی و هدف مختلف داشته باشد.از نخستین نمای فیلم می توان یازده برداشت مختلف داشت. آینه ای که در ابتدا و صحنه ی عشق بازی فیلم دیده می شود,رنگ قرمز و آبی در سرتاسر فیلم,ماسک ها,درخت کریسمس,تاسی و یا ریزش مو,رمز ورود به مهمانی و و و همه نماد هایی هستند در سرتاسر فیلم که کاملا واضح هستند امّا واقعاً هدف کارگردان از این نماد ها چیست؟

    در مورد رنگها که درطول تحلیل توضیح دادم ولی بقیه نمادها:

    یک فیلم نمادین یا سمبلیک:

    استنلی کوبریک در فیلم چشمان باز و در عین حال بسته ،از ریزش مو هدف خاصّی دارد.در دوران گذشته داشتن مو زیاد نشان دهنده ی قدرت بوده آیا ریزش مو می تواند نشان دهنده ی کاهش قدرت باشد؟ در این فیلم مردی که دکتر را تعقیب می کرد,زیگلر,دهنده ی نامه و بادی گارد ها تاس هستند و فروشنده ی لباس از ریزش مو می نالد. زیگلر به ظاهر دارای ثروت و قدرت زیادی است.بادی گارد ها ظاهراً قوی هیکل هستند.فروشنده ی لباس در نگاه اوّل مردی غیرتی است.امّا به واقع و به لحاظ درونی هم این چنین است؟آیا زیگلر قدرت و ثروتش واقعی است یا این که او هم مافوقی دارد و در درونش از او وحشت دارد و مجبور است به خاطر او دروغ بگوید؟فروشنده ی لباس در واقعیّت فاقد غیرت است و......پس ریزش مو می تواند نماد ضعف روحی در کسانی باشد که ظاهراً قدرتمند و غیرتی هستند کوبریک با نشان دادن فروشنده ی لباس با لهجه ای متفاوت-فکر می کنم روسی بود-و همین طور نشان دادن دو مرد چینی می خواهد پا را فرا تر از امریکا ببرد و این موضوع را خاص مردمان امریکا نداند.
    کشف نماد ها و فهمیدن معنی دقیق آن ها در این اثر پیچیده کاری دشوار است و به عقیده ی من نمی شود معنی همه ی آن ها را با قاطعیّت بیان کرد
    حتّی خود کارگردان هم می داند که فهمیدن اثر او کار آسانی نیست.برای همین می بینیم که در بیش تر صحنه ها دوربین یا ثابت است یا بسیار آرام حرکت می کند.دکترهارفورد در بیش تر وقت ها جمله هایش را چندین بار تکرار می کند تا به بیننده وقت کافی برای فکر کردن بدهد

  17. 4 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  18. #10
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 11- تحليل و بررسي فيلـــــــم با چشمان كاملا بسته (Eyes Wide Shut)





    یکی از نکته هایی که قطعا مورد نظر کارگردان بوده فراهم شدن موقعیّت ها برای کسانی که در دل آروزیش را دارند است.بلافاصله بعد از آن که الیس ماجرای افسر نیروی دریایی را برای همسرش تعریف می کند زنگ تلفن می خورد و دکترهارفورد مجبور می شود خانه را ترک کند.امّا قطعاً با موضوعی که برایش تعریف شده هدفی جز مقابل به مثل ندارد.دقایقی بعد دکتر دقیقا در مقابل زنی قرار می گیرد با خصوصیّات مشابه همسرش.یعنی حاضر است به خاطر دکتر دست از نامزد خود بکشد و با او به هرجای که او اراده کند برود(شباهت ماهیّتی همه ی انسان ها!؟دقّت کنید به عروسک بَبر در خانه ی زن روسپی و شباهتش با عروسک بَبری که در قسمت پایانی در کنار الیس دیده می شود)
    یا در مهمانی ابتدایی فیلم زن وقتی می بیند که شوهرش با چند تا مانکن مشغول گپ زدن است و بعد ناگهان ناپدید می شود احتمالاً فکر مقابل به مثل برایش به وجود می آید و بعد با پیشنهاد آن مرد مواجه می شود.
    جدا از جنبه های روان شناسی فیلم که بیش تر مربوط به حال و هوای درونی بشر و بنیادِ خانواده است.قطعاً اهدافِ سیاسی نیز در این فیلم نادیده گرفته نشده است.اشاره می کنم به دیالوگ زیگلر در قسمت های پایانی فیلم که به دکتر می گوید اگر کسانی که آن جا حضور داشتند را می شناختی........
    مهمانی فیلم می تواند نشان دهنده ی مهمانی های فراماسونری هایی باشد که کلّه گنده ها در آن حضور پیدا می کنند و لذّت های دنیوی را به عجیب ترین شکل ممکن برای خود فراهم می کند.این مهمانی که نحوه ی فیلم برداری بعضی قسمت های آن به گونه ای است که انگار فیلم بردار به صورت مخفی فیلم می گیرد و کسی از حضورش خبر ندارد نشان دهنده ی آن است که هدف کارگردان رو کردن دست کلّه گنده های سیاست و آن هایی ست که ماسک به صورت می زنند تا شناخته نشوند و در پشت آن ماسک هر کثافت کاری که می خواهند انجام می دهند.
    و جالب است که رمز ورود به مهمانی بسیار شبیه کلمه ای با معنی وفاداری است.

  19. 6 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.10- تحليل و بررسي فيلـــــــم رستگاري شائوشنگ (Shawshank Redemption)
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: 12-11-2015, 09:56
  2. بررسي شخصيت هاي سريال خاطرات خون آشام: استفن سالواتوره
    توسط Skyfly در انجمن شخصیتها و بازیگران Vampire Diaries
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: 08-26-2013, 21:05
  3. ترجمه نقد فیلم Cwr.95- نقد و بررسی فیلم Open Your Eyes توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 03-11-2013, 20:19
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 01-07-2013, 18:58
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-12-2010, 00:05

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •