مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تئاتر چیست؟

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تئاتر چیست؟

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    تئاتر چیست؟



    تئاتر چيست؟ آيا به سادگي مي‌توان آن را تعريف كرد؟ براي پاسخ به اين سؤال كه تئاتر چيست؟ تئاتر را به اعتبار كاركردش و ارزش آن مي‌توان بررسي كرد. تحقيق فلسفي در ماهيت تئاتر پاسخ به اين دو سؤال اساسي است:

    1ـ صفات ممي‍ّزه تئاتر چيست؟

    2ـ چگونه با ديگر انواع هنر، تفاوت پيدا مي‌كند؟
    به اين سؤالات هر نسلي ترجيح داده در هر عصري به طريق خاص خود پاسخ گويد. چرا كه تئاتر پديده پيچيده‌اي است كه وجوه مختلف آن، به اقتضاي دوره‌هاي مختلف تاريخي مورد توجه قرار مي‌گيرد. ما نمي‌خواهيم تئاتر را تعريف كنيم، بلكه فقط نشانه‌هاي آن را پيگيري مي‌كنيم تا به «شناخت» برسيم. عمدتاً اين تصور وجود دارد كه تئاتر «بازنمايي / Representation» چيزي است. بازنمايي دنياي مادي، روحاني، رواني يا اجتماعي از چيزي. اين نكته به خودي خود بديهي است. پس با اين تعبير تئاتر به يك لحاظ بازنمايي زندگي است. اگر چنين باشد، تأثير مردم در اين زندگي، محوري است. از سويي ديگر، ما مي‌دانيم كه تئاتر تنها هنري است كه بدون «مخاطب» نام هنر را نمي‌توان به آن اطلاق كرد. تأثير «مخاطب» در تئاتر دقيقاً به اندازة مفهوم «زيبايي‌شناسانه» مؤثر و مه‍ّم‌ است. ديدگاه دكتر «ساموئل جانسون» در كتاب «زندگي گري / Life of Gray» در مورد ادبيات، نزديك به اين ديدگاه دربارة تئاتر است. جانسون مي‌نويسد:
    «من با شادماني موافقتم را با خوانندة معمولي اعلام مي‌كنم، زيرا سرانجام عقل سليم خوانندگان است كه به دور از شائبة تعص‍ّبات ادبي با آن‌همه ظرافتهاي نكته‌بينانه و جزم‌انديشي عل‍ّامه‌وار، بايد براي افتخارات ادبي حكم صادر كند.»




    امروزه و در اين خط‍ّه آگاهانه و ناآگاهانه، تئاتر را از مردم دور كرده‌اند. گاه، رندانه نمايش را به جاي تئاتر غالب و با دست‌آويز قرار دادن مخاطب كيفيت تئاتر را قرباني كرده‌اند. تئاتر نيازمند مخاطب است، اما نه به هر قيمتي. تئاتر اگر مترادف فرهنگ باشد نبايد به «شعور» مخاطب بي‌توجه بماند. مد‌ّعيان روشن‌فكري تئاتر ايران، با شكل تئاتر «سرگرمي‌ساز / Entertaining Play» به ظاهر، مخالفت مي‌كنند و آن را آفت تئاتر و تعقل مخاطب مي‌دانند. در حالي كه خود آثار «خيال‌پردازانه / Autonomous Play» را كه فاصله زيادي با سرگرمي‌ساز ندارد به صحنه مي‌كشند، اين قيمت گزاف را به اين جهت مي‌پردازند كه مخاطب داشته باشند. يا آن‌قدر از مخاطب فاصله مي‌گيرند كه حتي خواص هم نمي‌فهمند چه چيزي را ديده‌اند. اين افراط و تفريط ب‍َد‌َل به وبايي براي تئاتر اين م‍ِلك شده است. چرا؟ براي پاسخ به اين چرايي از هر منظري جوابي هست. اما كمتر به بطن واقعه، عنايت مي‌كنيم و آن ذات تئاتر است. ذات تئاتر با «عقل» و «احساس» مخاطب رو در روست. اما وضعيت ما، در اين مقطع مكان و زمان بالضروره تراژيك است. تمامي افرادي كه به هر شكلي در دايره تئاتر مشغول‌اند در وضعيت نابه‌هنجاري زندگي مي‌كنند. اگر خانواده تئاتري ما بر اين وضعيت آگاه شود، دچار تشويش و اضطراب خواهد شد. اما بنا به هر دليلي، ما اين تشويش و اضطراب را از خود دريغ مي‌كنيم. اين اضطراب مقد‌ّس آغاز آگاهي است. آگاهي از پي «ديدگاه» حاصل مي‌شود. انسان آگاه، آرامش ندارد. بدون تعص‍ّب و پيش‌داوري به وضعيت تئاتري امروز توجه كنيم. نظام آموزشي ما چه تناسبي با دنياي امروز دارد؟ اين سامانه، چه تناسبي با جامعه ما دارد؟ آموزه‌هاي آكادميك چند درصد در دنياي حرفه‌اي كاربرد دارد؟ آيا اساساً آموزه‌اي در دنياي آموزشي ما وجود دارد؟ دانشجويان و استادان ما چقدر به حقيقت تئاتر و ساحت دانشگاه‌ِ دنياي امروز‌ِ جامعه ايران، نزديك شده‌اند؟ آيا ما اصلاً معيار و ضابطه‌اي براي كارگرداني، بازيگري، نقد و... داريم؟ انتقال تجربه، دانش ميان نسلهاي ما چگونه صورت مي‌گيرد؟ آيا سه نسل قديم، ميانه و جديد، مي‌توانند در يك گفتمان تئاتري كه بر پايه ديالوگ شكل بگيرد كنار هم بنشينند؟
    اين پرسشها را مي‌توان تا بي‌نهايت، ادامه داد. متأسفانه تئاتر ما نظريه‌پرداز ندارد. ما حتي در ترجمان نظريات صاحبان نظريه، جز بازگرداندن صورت آن، موفق نبوده‌ايم. به همين دليل است كه بدنة تئاتر ما نحيف مي‌نمايد. ارتباط دنياي كار با دانشگاه، منقطع است. در دنياي كاملاً مرزبندي‌شده و تخصصي امروز جهان‌ِ ما، عمدتاً در تمامي شاخه‌ها، صاحب دانش و آگاهي هستيم، اما تخصص نداريم.


    شايد به همين دلايل است كه ما هنوز تعريف روشني از «تئاتر»، «دراما»، «دراماتيك» و... نداريم. در حالي كه هر روزه پيرامون همين مفاهيم، صحبت مي‌كنيم. از سوي ديگر هنوز درك روشني از مخاطب هم نداريم. مخاطب تئاتري، به انبوهي جمعيت و تعداد نفر شماره نمي‌شود. مخاطب تئاتري كنش‌گر، شعورمند و چالش‌گر است. تئاتر رفرميستي روشن‌فكرنماي ما يا با دست‌آويز قرار دادن جمعيت و يا به سبب نداشتن ارتباط مردم با تئاتر، از مخاطب واقعي فاصله گرفته است. از سويي، دولتمردان ما، آن چنان كه به سينما و ادبيات عشق مي‌ورزند، رغبتي به تئاتر ندارند. به اين دليل اين هنر در اين حيطه، هم، دچار معضل است. انگار همة ما در خلأ صحبت مي‌كنيم. به همة اين گفته‌ها، اين كلام را هم اضافه كنيد كه؛ تفكري خاص در اين مقطع نمي‌تواند مستقيماً به «ايران»، «مذهب» و تئاتر ايراني حمله و با زيركي و دفاع بد از حقيقت خوب تأثير ويرانگر طراز اول خود را به‌خوبي ايفا مي‌كند و چون موريانه در مراكز تصميم‌گيري و مجامع تئاتري حضور يافته و جماعت تئاتري ما هوراكش‌ تز هواداران قبله غير شده‌اند. مفهوم معناي تراژيك تئاتر و زندگي تئاتري ايران در همين نكته نهفته است كه همة ما مي‌دانيم و همه به آن اقرار و همه در خلوت از آن انتقاد مي‌كنيم اما در جمعيت براي هماهنگ شدن با جمع، هوراكش تفكري هستيم كه هنوز از درك مفهوم تئاتر كه ريشه و تبارش در مذهب است عاجز است.
    شايد به همين دليل است كه گاه‌گاهي صداي «سازمان تئاتري»، «سند توسعه مل‍ّي»، «تئاتر مل‍ّي» و از همه كميك‌تر، ساختن «تكيه دولتي» نوين مي‌زنيم، و بي‌كه دچار دلهره و اضطراب باشيم زندگي مي‌كنيم. براي نمونه به شعارپردازيها و رنگ و لعاب حباب‌گونه مهم‌ترين سند نوشته‌شده اين چند ساله نظري بيندازيم تا به عمق فاجعه پي ببريم. تا به چشم سر، شاهد باشيم كه چگونه «حقيقت» را در مسلخ «منفعت‌طلبي» قربان مي‌كنيم. (منظور چشم‌انداز بيست سالة تئاتر ايران است) اين ترفند آگاهانه است آگاهانه ما را از «اضطراب» و «تشويش» مقدس دور مي‌كنند. امروزه قيمت تئاتر در ايران با «پول» سنجيده مي‌شود و نبودن عشق آشكار است. تئاتر براي عمارت، براي رياست و براي ويلاهاي شخصي است و اصلاً و اساساً مهم نيست كه خود اين تئاتر چيست؟ و چه نسبتي با زندگي و مخاطب دارد. متول‍ّيان امر تئاتر و دولتمردان ما هم، ناآگاهانه گام به بازي نهاده‌اند كه دست‌آورد نهايي آن براي فرهنگ اين ديار «هيچ» است. كافي است به سخنرانيها، رهنمودها و... توجه كنيم. انساني كه دچار تشويش و اضطراب است، بحران را در مي‌يابد. از ياد نبريم كه: ملتي كه تئاتر ندارد در دنياي امروز مترادف ملتي است كه فرهنگ ندارد.


    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •