مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh مصاحبه با مریلا زارعی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: مصاحبه با مریلا زارعی

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    مصاحبه با مریلا زارعی



    هرکس آرزو دارد که به سفر حج برود.هرکس دوست دارد که سنی را برای این سفر انتخاب کند.
    چه شد که شما سال 86 را برای این سفر انتخاب کردید؟

    مریلا زارعی : بسیار ناگهانی شد.همیشه این آرزو را داشتم که در جوانی به این سفر معنوی بروم.
    خیلی وقت ها با خدا حرف می زدم که چه زمانی می خواهد من را به خانه اش دعوت کند و خوشحالم که توانستم زمانی که نفس می کشم به حج بروم و خدا را شکر می کنم(کمی بغض و گریه).

    چرا اینقدر دوست داشتی که زود به خانه خدا بروی؟

    مریلا زارعی : دلیلش را می توانم بگویم که هرکسی می رفت و بر می گشت از آنجا تعریف می کرد.
    می گفتند:همه جای دنیا یک طرف,دیدن مکه و خانه خدا هم یک طرف.
    خیلی باعث شد که مشتاق شوم به این سفر به خاطر همین برخی از کارهایم را تعطیل کردم تا به خانه خدا بروم.

    آیا ثبت نام کردید؟
    مریلا زارعی : نه.سفر حج من داستان دارد.

    می توانید برای ما تعریف کنید؟
    مریلا زارعی : چند سال پیش مادرم به همراه چند تا از فامیل های نزدیک برای سفر حج ثبت نام کردند و سال 86 نوبتشان شد.
    حس عجیبی داشتم و دلم می خواست جای مادرم به این سفر بروم.
    مادرم می گفت تقصیر خودت هستش که ثبت نام نکردی.مادرم به مکه رفت و ما تلفنی در ارتباط بودیم.
    اولین شب به مادرم زنگ زدم و گفتم که مکه و خانه خدا چه جوری هستش.مادر می گفت انشالله که خودت می آیی و می بینی.
    از مادرم پرسیدم که اینکه می گویند آرامش می دهد درست است.مادرم در جواب باز هم گفت اگر لیاقتش را داشته باشی و خدا قسمتت کند خودت می آیی و می بینی.
    آن شب حال دگرگونی داشتم.فردای آن روز یکی از بستگان دور ما به من زنگ زد و گفت که من دو تا فیش مکه دارم و به دلایل کاری نمی توانم بروم و همسرم نیز منصرف شده است.
    یکی از فیش ها را به بستگان دیگر داده ام و این یکی را نمی دانم چرا به دلم افتاد که به شما بدهم.
    باور کنید آن لحظه نمی توانستم جلو اشک هایم را بگیرم.
    به صورت فیش را گرفتم و کارهاینکی را انجام دادم و دوهفته بعد از آن و پس از برگشت مادرم به سفر حج رفتم.
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •