مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh فردی مرکوری... کوئین

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: فردی مرکوری... کوئین

  1. #1
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    فردی مرکوری... کوئین




    فِرِدی مِرکوری


    فرخ بُلسارا خواننده اصلی گروه کوئین بود و از سرشناس‌ترین پارسیان هند به شمار می‌رود. وی در زنگبار در آفریقا متولد گردید. او مبتلا به بیماری ایدز شد و در سن ۴۵ سالگی به علت ذات الریه در لندن درگذشت.
    والدین فردی از پارسیان منطقهٔ گوجرات از استان بمبئی هند بودند. نام خانوادگی آنان از شهر بولسار (والساد) در جنوب گوجرات گرفته شده‌است. به عنوان یک پارسی فردی و خانواده به مذهب زرتشتی اعتقاد داشتند. سپتامبر ۱۹۴۶ در زنگبار، آنان صاحب فرزندی شدند که در ابتدا نامش را «فـرّخ» گذاشتند امّا خیلی زود به دلیل تلفظ مشکل این نام نزد اطرافیانشان ـ که تقریباً همگی انگلیسی زبان بودند ـ نام او را به «فردریک» (فِرِدی‌) تغییر دادند.فردی خواهری کوچک‌تر به نام کشمیرا هم داشت.
    پدر فردریک به عنوان تحویلدار دادگاه عالی، در استخدام دولت بریتانیا بود. یک سال بعد خانواده او به هندوستان مهاجرت کردند.
    موقعیت شغلی پدر فردی و مسافرت‌های پی در پی آن‌ها ایجاب می‌کرد که فردی به «مدرسه شبانه‌روزی سن‌پیتر» در بمبئی فرستاده شود تا بدین‌صورت به ثبات و استحکام شخصیت او لطمه‌ای وارد نیاید. او گاه تا دو سه سال والدینش را نمی‌دید. در اینجا بود که نام او نزد دوستان و سپس نزد خانواده‌اش از فردریک به فردی تبدیل شد و همین‌جا بود که معلّمانش متوجه استعداد عجیب او در موسیقی شدند.
    علاقه فراوان فردی به هنر، بخصوص موسیقی موجب شد تا مدیر مدرسه از والدینش بخواهد تا در کلاسهای موسیقی مدرسه نیز شرکت کند. فردی کلاسهای پیانو را با جدیت و علاقه فراوان دنبال می‌کرد و در سال ۱۹۵۸ با دوستانش گروه موسیقی راک به نام The Hectics را تشکیل داد.
    زنگبار تا ۱۹۶۴ مستعمره بریتانیا محسوب می‌شد امّا در این سال استقلال خود را به دست آورد. به همین دلیل، زندگی برای فردی و خانواده‌اش مشکل شد و آن‌ها تقریباً بادست خالی و تنها با چند چمدان لباس و مقداری خرده‌ریز راهی اروپا شدند. آنان در خانه‌ای محقر در فلتهام لندن ساکن شدند در آن هنگام مرکوری در ایزلورت پلیتکنیک (کالج وست تایم) در غرب لندن مشغول تحصیل هنر شد وی سر انجام دیپلم هنر و طراحی گرافیک خود را از کالج هنر ایلینگ دریافت نمود. همینجا بود که ‌فردی نام فامیلش را از بولسارا به مرکوری تغییر داد. بعدها از این دانش خود برای طراحی تاج گروه کویین استفاده کرد. مرکوری در تمام زندگی خود شهروند بریتانیا باقی ماند. وی برای بدست آوردن هزینه‌های تحصیلی خود به کار فروش لباسهای دست دوم در بازار کینگستون لندن پرداخت. هچنین کاری در فرودگاه هارترو داشت. دوستانش از وی در آن دوران به عنوان جوانی خجالتی و ساکت مشتاق موسیقی یاد میکنند. فردی در ۱۹۶۹ گروه ایبکس را بنیان نهاد که بعدها به رکیج تغییر نام داد اما بعد از مدتی این گروه شکست خورد سپس به گروه سورمیلکسی ملحق شد با این حال در اوایل ۱۹۷۰ این گروه نیز منحل شد در آوریل ۱۹۷۰ به همراه گیتاریست برایان می و درامر راجر تیلر که قبلا در گروه اسمایل عضویت داشت گروه جدیدی را تشکیل دادند که مرکوری نام کویین را برای آن انتخاب نمود. او دوران کودکی به موسیقی هندی گوش میداد و یکی از اولین تاثیرات خود را از خواننده بالیوود لاتا مانگشکار گرفت. بعد از مهاجرت به انگلیس وی به صدای آرتا فرنکلین، الویس پریسلی، رولینگ استون و بیتلها علاقه نشان داد هر چند فردی مرکوری دوست دختری بسیار صمیمی به نام «ماری آوستین» داشت،اما از دو جنسگرا بودن خود نیز آگاه بود.
    گروه کوئین

    در سال ۱۹۷۰ فردی مرکوری، راجر تیلر، برایان می و دوست دیگری به نام مایک گروز، گروه کوئین «ملکه» را تشکیل دادند. اسم گروه پیشنهاد فردی بود. روز شنبه ۲۷ ژوئن ۱۹۷۰، به‌عنوان روز اوّلین اجرای زنده کوئین به تاریخ موسیقی پیوست. بعضی از مشهورترین آهنگ‌های گروه کوئین عبارت‌اند از: «راپسودی بوهمی، «ما قهرمانیم» و «چیز کوچک دیوانه‌ای که عشق خوانده می‌شود».
    در اوایل سده ۲۱ میلادی گروه کوئین به عنوان دومین گروه پیشتاز موسیقی پس از بیتلها در هزار سال اخیر انتخاب شدند همچنین تک‌آهنگ راپسودی بوهمی نیز به‌ عنوان آهنگ منتخب هزاره انتخاب گردید.
    دورهٔ زندگی حرفه ای

    با اینکه مرکوری دارای صدایی باریتون (صدای بین بم و زیر) بود اما هنگام خواندن از صدای تنور (زیرترین نوع صدای مردان) استفاده می‌کرد. این حالت تغییر صدا از وی خواننده‌ای متفاوت در اجراهای زندهٔ گروه کویین ساخته بود. خواننده اسپانیایی سوپرانو، مونتسرات کاباله که آلبومی مشترک با مرکوری ضبط کرده ‌بود صدای وی را متفاوت از صدای دیگران دانسته بود.


    ترانه سرا

    فردی در مجموع ده ترانه از هفده ترانهٔ جاودان کوئین را سروده است. راپسودی بوهمی و ما قهرمانیم از جملهٔ آنان است. از جمله کارهای منحصر به فرد او اجرای متفاوت موسیقی در سبکهای مختلف است که شامل راک، هوی متال و دیسکو بود.


    مرگ


    در ۲۴ نوامبر سال ۱۹۹۱، فردی با چاپ بیانیه‌ای اعلام کرد که مبتلا به بیماری ایدز است و درست یک روز پس از آن در ساعت ۷ بعدازظهر، مبارزه وی با مرگ پایان گرفت. او در سال‌های آخر، با وجود آگاهی از مرگ زودرس خویش، به ‌یادماندنی‌ترین کارهایش را خلق کرد.




    دوباره خواهيم روييد...




  2. 12 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی




    Bohemian Rhapsody آهنگی است که توسط فردی مرکوری نوشته شده است.این آهنگ در سال 1975 برای آلبوم A Night at the Opera ضبط شد. این آهنگ گونه ای از موسیقی راک تلفیق شده با اپراست و برای یک موسیقی پرطرفدار دارای ساختاری بسیار غیرمعمول و پیچیده ای است.
    آهنگ از سه بخش کلی تشکیل شده که دو بخش دارای شعر بدون موسیقی و موسیقی متال سنگین (Heavy Metal) است که به صورت عجیبی تنظیم شده است.
    با این وجود آهنگ بصورت تکی منتشر شد و با تبلیغات بسیار موفقی همراه بود. این موفقیت کوئین را در راهی قرار داد که به یکی از بزرگترین گروه های موسیقی بدل شود.
    آهنگ با ویدیویی همراه بود که بعد از انتشار به دلیل فناوری استفاده شده، موسیقی تصویری را در معرض انقلابی بزرگ قرار داد.
    این موفقیت باعث شد که در کنسرت های بعدی گروه کوئین، همواره این آهنگ یکی از پرطرفدار ترین اجراها باشد.
    ضبط آهنگ در حدود 3 هفته به طول انجامید که همه اعضای گروه به اتفاق تهیه کننده شان Roy Thomas Baker در این مدت حضور داشتند.

    به گفته بعضی از اعضای گروه فردی به صورت جداگانه بر روی این آهنگ کار می کرده تا آهنگ کاملی حاصل شود.
    برایان می فردی مرکوری و راجر تیلور دایما حدود 10 تا 12 ساعت در روز بر روی صدایشان کار می کردند.که حاصل آن 180 صوت مجزا بود!
    از زمانی که استودیو به آنها پیشنهاد کرد که از ضبط 24 ترک آنالوگ استفاده کنند ضروری بود که برایان، فردی و راجر صدایشان را تقویت کنند و بتوانند با یکدیگر این صداها را به خوبی میکس کنند. در پایان برای ضبط از 8 Tape استفاده شد.

    بخش هایی از آهنگ که شامل میکس های بسار زیبای آوایی بودند با تیغ بریده و سپس به یکدیگر چسبانده شدند.
    در شرایط درست بخش های جدا از هم با نوار چسب مخصوص چسبانده می شد که در اصطلاح به آن به هم تابیدن می گویند.
    صدای پیانویی که در زمینه شنیده می شود توسط فردی مرکوری و گیتار بیس توسط جان دیکون و درام یا همان جاز توسط تیلور نواخته شده است. گروه در قسمت های بسیاری از آهنگ از موسیقی بدون کلام استفاده کردند مانند جاهایی که از پرده های صوتی الکترونیک اجرا شده که برایان می آنها را با گیتار قرمز الکترونیک خودش نواخته و همچنین Ludwig Drums و دهل و همچنین صدای ناقوس کلیسا که بعدا هم در تورهای بریتانیا و هم در ویدیو کلیپ از آنها استفاده شد.
    انتشار
    فردی زمانی که در سال 75 خواست آهنگ را منتشر کند زمان آن 5 دقیقه 55 ثانیه بود. که این خود زمانی بسیار طولانی برای یک آهنگ تاپ تا آن زمان بود. ولی فردی یک کپی از آهنگ را برای دوستانش و همینطور DJ رادیو لندن یعنی DJ Kenny Everett فرستاد و در نوشته ها با علامت چشمک و تکان دادن سر به نشانه موافقت به او اعلام کرد که این آهنگ شخصی است و حق پخش بر روی امواج را ندارد. حیله فردی چاره ساز بود. اورت که با شنوندگانش سر به سر می گذاشت و برای آنها آهنگهای مختلف پخش می کرد و آهنگ را قطع و وصل می کرد این اهنگ را برای 14 بار طی یک روز پخش کرد. بعد از آن بسیاری از ایستگاههای رادیویی این آهنگ را به صورت کامل پخش می کردند.


    ساختار آهنگ
    آهنگ از 6 بخش کلی ساخته شده است. مقدمه، تصنیف، گیتار تکی، اپرا، راک و Outro که لبریزست از تغییراتی ناگهانی در ساختار آهنگ. تن آن و همینطور سرعت و ضرب آهنگ موسیقی که این سبک در آن زمان برای موسیقی راک غیرمعمول بود. ورژن اولیه این سبک توسط خود گروه کویین در آهنگ "MY Fairy King " به کار رفت. "My Fairy King," در کنار "Liar" و "March of the Black Queen" توسط فردی مرکوری نوشته شدند.

    ویدیو کلیپ
    ویدیو کلیپی که برای این آهنگ تهیه شد توسط Bruce Gowers کارگردانی شد. همه ایده ها توسط خود اعضای گروه بود. ویدیو ساخته شد برای اینکه گروه اجازه یابد که به صورت زنده در BBC's Top of the Pops برنامه اجرا کند. ضبط کردن تقریبا 4 ساعت به همراه تمرین گروه به طول انجامید و 4500 پوند برای تبلیغات که توسط یکی از مدیران گروه های دیگر انجام شد خرج در پی داشت.


    داستان ترانه

    "حماسه کولی" قصه جوانی است که دستش را بر سر اتفاق به قتل مردی آلوده کرده و این شب آخر اوست در سلول زندان... او روح خویش را چون "فاوست" گوته به شیطان فروخته و اینک قصد دارد آن را بازپس گیرد اما شیاطین او را رها نمی کنند... او قادر نیست نام "خدا" را بر زبان بیاورد اما ناگهان در دنیای تب آلود وحشت و اوهام پیش از اعدام -در بخش دوم شعر- نام خدا را به "عربی" بر زبان می آورد:
    "بسم الله"... نام خدا به هر زبان آرامش بخش است و بدین ترتیب روحش را از شیطان باز می ستاند. اینک او برای مرگ آماده است و دیگر هیچ چیز برایش اهمیتی ندارد... باد به هرسو که می خواهد بوزد... او با استعانت از نام پروردگار خویش رستگار شده است...

    Bohemian Rhapsody
    حماسه کولی
    Is this the real life-?
    ایا این زندگی واقعی است؟
    Is this just fantasy-
    آیا این فقط یک وهم و تخیل است؟
    Caught in a landslide-
    در این زمین بی ثبات.
    No escape from reality-
    هیچ راه فرار از واقعیت وجود ندارد..
    Open your eyes
    چشمانت را باز کن
    Look up to the skies and see-
    به آسمان بنگر و ببین
    I'm just a poor boy, I need no sympathy-
    من پسری بی نوا هستم...نیازی به هم دردی ندارم
    Because I'm easy come, easy go,
    چون باری به هر جهت
    A little high, little low,
    کمی بالا کمی پایین
    Anyway the wind blows, doesn't really matter to me,
    باد از هر سو که می خواهد بوزد برایم مهم نیست
    To me
    اصلا مهم نیست
    Mama, just killed a man,
    مامان من مردی را کشته ام
    Put a gun against his head,
    اسلحه را بر روی سرش گذاشتم
    Pulled my trigger, now his dead,
    ماشه را کشیدم و اکنون او مرده
    Mama, life had just begun,
    ماما زندگی تازه شروع شده بود
    But now I've gone and thrown it all away-
    اما خیلی زود همه چیز را رها کردم...
    Mama ooh didn't mean to make you cry
    مامان منظورم ناراحت کردنت نبود
    If I'm not back again this time tomorrow-
    اگر فردا همین موقع برنگشتم
    Carry on; carry on, as if nothing really matters-
    ادامه بده.به زندگیت ادامه بده طوری که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده...
    Too late, my time has come,
    دیگر دیر شده و زمان اعدامم فرا رسیده
    Sends shivers down my spine-
    بر پشتم لرزه افتاده.
    Body's aching all the time,
    درد جانکاهی را در بدنم دارم
    Goodbye everybody-I've got to go-
    همگی بدرود...من می روم
    Gotta leave you all behind and face the truth-
    باید همه شما و همه چیز را بگذارم و با حقیقت روبرو بشوم
    Mama ooo- (any way the wind blows)
    مامان (از هر طرف که باد بوزد)
    I don't want to die,
    من نمی خواهم بمیرم
    I sometimes wish Id never been born at all-
    بعضی وقتها آرزو می کنم که ای کاش هیچوقت به دنیا نیآمده بودم
    I see a little silhouetto of a man,
    شبح مردی را می بینم
    Scaramouche, scaramouche will you do the fandango-
    ای دلقک (ایتالیایی) نمی خواهی فندگو برقصی
    Thunderbolt and lightning-very very frightening me-
    صاعقه و رعد من را می ترسانند...
    Galileo, Galileo,
    گالیله.گالیله
    Galileo Galileo
    گالیله گالیله
    Galileo Figaro -magnifico-
    گالیله در اپرای فیگارو چه با شکوه است
    But I'm just a poor boy and nobody loves me-
    اما من کودکی بیچاره هستم که کسی مرا دوست ندارد
    His just a poor boy from a poor family-
    او کودکی بیچاره از خانواده درمانده است!
    Spare him his life from this monstrosity-
    "زندگیش را به او باز گردانید و او را از این پستی رهایش کنید"
    Easy come easy go-,will you let me go-
    به هرجهت رهایم می کنید
    Bismillah! no-,we will not let you go-let him go-
    بسم الله نه ما تو را رها نمی کنیم-رهایش کنید
    Bismillah! we will not let you go-let him go
    بسم الله رهایت نمی کنیم-رهایش کنید
    Bismillah! we will not let you go-let me go
    بسم الله رهایت نمی کنیم-رهایم کنید
    Will not let you go-let me go
    رهایت نمی کنیم-رهایم کنید
    Will not let you go let me go
    رهایت نمی کنیم-رهایم کنید
    No,no,no,no,no,no,no-
    نه.نه.نه.نه.نه
    Mama mia, mama mia, mama mia let me go-
    مامان مامان رهایم کن نجاتم ده
    Beelzebub has a devil put aside for me,for me,for me-
    شیطان با نقشه شومی در کمینم نشسته...به کمین من...

    So you think you can stone me and spit in my eye-
    پس تو فکر می کنی که می توانی سنگسارم کنی و برصورتم تف بیاندازی
    So you think you can love me and leave me to die-
    تو فکر می کنی که می توانی دوستم داشته باشی و بعد رهایم کنی تا بمیرم
    Oh baby-cant do this to me baby-
    عزیزم.عزیزم نمی توانی این کار را با من بکنی
    Just gotta get out-just gotta get right outta here-
    همین حالا باید از اینجا بروم- همین حالا باید ازین جا خارج بشوم...
    Nothing really matters,
    هیچ چیز واقعا برایم اهمیتی ندارد
    Anyone can see,
    هر کسی می تواند ببیند
    Nothing really matters-
    هیچ چیز اهمیتی ندارد
    ,nothing really matters to me,
    هیچ چیز واقعا اهمیتی ندارد
    Any way the wind blows
    باد به هر طرف که می خواهد بوزد
    چند نکته:
    1.Scaramouche نام شخصیتی کمیک در برنامه ی تلویزیونی ایتالیا
    2.Fandango نوعی رقص اسپانیولی
    3..Scaramouche, scaramouche will you do the fandango-
    این جمله یا آور جملات پرت و پلای دربان مست در صحنه ی سوم از پرده ی دوم نمایشنامه ی"مکبث"اثر "ویلیام شکسپیر" هستش
    4.Beelzebub"بعلزبوب"یا"سالار مگس ها"از نام های شیطان است
    ویرایش توسط RASHNO : 12-01-2010 در ساعت 20:42


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 12 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #3
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی



    فردی مرکوری : هنرمند در برابر مرگ / The Tragedy Must Go on


    پیش از تبار پارسیش ، نوآوری در موسیقی شگفت انگیزش ، کاریزما و شخصیت متفاوتش ؛ فردی مرکوری یک دلیل بزرگ برای جلب علاقه دارد : رویارویی تراژیکش با مرگ . خواننده ی بزرگ راک مبتلا به ایدز میشود ، چندین سال با این بیماری زندگی میکند ، درد میکشد و هنر می آفریند و نهایتا با قطع داروهایش در مراحل پیشرفته بیماری مرگ سریع تری را برای خود انتخاب میکند . از اینجا به بعد است که فرخ بولسارا تبدیل به هنرمندی میشود که بر صحنه نمایش زندگی ایستاده و از میان تئاتر پوچی و تراژدی ؛ دومی را برای اجرا برمی گزیند.

    اکنون ببینیم تراژدی چیست و تراژیک کدام است

    هرچند تراژدی در مفهوم کلاسیک و ارسطویی آن حکایت درافتادن انسانی برتر و بهتر از انسان های دیگر از سعادت به نگونبختیست؛ اما این شرط کافی برای پدید آمدن روح تراژیک در یک اثر نیست. برای مثال داستان مصیبت مردی که درمیابد نادانسته پدرش را کشته و با مادرش ازدواج کرده و یا مادری که فرزندانش را میکشد ، میتواند مضمون یک ملودرام خوب باشد. اما برای اینکه این قتل ها تراژیک باشند میبایست به عللی وابسته گردند که از مسائل فردی در میگذرند ؛ علت هایی که شرایط حاکم بر موقعیت انسانی آن ها را لازم می گرداند. تراژدی نتیجه محتوم نوعی نظم/جبر جهانی است که بر موقعیت انسانی سایه افکنده است. انسانی که هرچه قدر هم خلاق ، نوآور، ثروتمند و موفق باشد باز محکوم به رنج کشیدن و مردن است .فردی مرکوری در ترانه "ما قهرمان هستیم" میگوید:
    I consider it a challenge before the whole human race
    And I ain't gonna lose

    و به راستی نیز فردی نماینده نوع انسانی با تمام ضعف ها و قوت های یک انسان است. و همین برخاستن از میان جمع و نماینده بودن در برابر چشم همگان و مبارزه او با سرنوشت محتوم همگان است که به موقعیت او نوری تراژیک میبخشد.

    تا اینجا به تراژیک بودن موقعیت فردی پرداختیم؛ اکنون طبیعت تراژیک برخورد خود او با مرگ را نشان میدهیم.

    اگر تئاتر پوچی به ناتوانی انسان در برقراری ارتباط با کنار هم بودن جفت های مشهوری مانند ولادیمیر و استراگون طعنه میزند ؛قهرمانان تراژدی یا از آغاز تنها هستند و یا روند تراژدی به تدریج آنها را از کمک و حمایت انسانی دور میکند. آنتیگون اگرچه نخستین سطر های تراژدی خود را با درخواست کمک از خواهرش ایسمن آغاز میکند، گویی منتظر است تا درخواستش رد شود و آنگاه چنان در تنهایی فرو رود تا به ایسمن بگوید " .. دیگر چیزی از تو نخواهم خواست ... حتی اگر بعدها نزدم آیی از اینکه در کنارم هستی ذره ای شاد نخواهم بود " و جمله مشهوری از تراژدی دیگر سوفکل؛ آژاکس را چنین توصیف میکند :" قلبش را در تنهایی سیراب میکند. " مکبث کمی پیش از پایان کار همراهش لیدی مکبث را از دست می دهد ؛ تنهایی هملت ترسناک است، (نامزد، دوستان نزدیک و خانواده اش همه یا جاسوسند یا ضد او؛و نقش هوراشیو بیشتر پیش بردن نمایش است) و تنهایی رومئو و ژولیت به خصوص در صحنه آخر و مرگ آنها در تنهایی و (البته در کنار پیکرهای یکدیگر) دراماتیزه شده است.

    فردی تا مراحل نهایی بیماریش آنرا از دوستان ، خانواده و دیگر اطرافیانش مخفی نگاه داشته بود. دیگر اعضای گروه کویین در مصاحبه ها از اینکه فردی آنها را همراز و همراه ندانسته افسوس خورده اند . فردی در قسمتی از راپسودی بوهمیایی – که از قضا این ترانه نیز زبانحال انسانی محکوم به مرگ است – میگوید: " باید که همه شما را پشت سر بگذارم و به تنهایی با حقیقت (و به عبارتی مرگ) روبرو شوم ".

    Gotta leave you all behind and face the Truth

    فردی این رویارویی را در عالم واقعیت با قطع داروهایش انجام داد و نگذاشت که بیماری که تا آن لحظه بینایی ،‌ صدا و بخش های زیادی از سایر ارگان های حیاتیش را از او گرفته بود بیشتر او را از غرورش دور سازد.و بدین ترتیب فردی مرکوری که در اجراهایش روی صحنه با تاج و شنل شاهان می ایستاد ، ایستاده و مغرورانه مرد . هنرمند مغرور است و خدایان از غرور نفرت دارند.

    آرتور میلر در مقاله ی ((تراژدی و انسان معمولی)) خود میگوید : " به عقیده من احساسات تراژیک زمانی در ما بر انگیخته میشود که شاهد حضور شخصیتی باشیم که حاضر است در صورت ضرورت حتی از زندگیش بگذرد تا یک چیز را تضمین کند : احساس بزرگی و شأن شخصیش". فردی مرکوری که حتی در آخرین ماه های زندگی نیز با آرایش سنگین در ویدئو کلیپ های حضور میافت ، در ترانه ی (( نمایش باید ادامه یابد)) - ترانه ای که مشخصا درباره مرگ اوست - از اینکه هرچند آرایش صورتش لایه لایه فرو میریزد اما لبخندش هنوز و همیشه پا بر جاست می گوید :

    My make-up may be flaking
    but my smile... still stays on

    ساخت این ترانه در زمان حیات فردی به پایان نرسید و پا فشاری فردی در ادامه فعالیت هنریش با وجود نزدیک شدن سایه مرگ بر صحنه زندگیش در آمیخته است :

    I'll top the bill, I'll overkill
    I have to find the will to carry on
    with the show

    سرسختی که کلمات مکبث را در هنگامی که تمام پیش گویی هایی که به محال بودنشان دلخوش داشته بود به وقوع پیوسته اند و پایان کارش را نزدیک میبیند در آخرین رویارویی زندگیش با مکداف به خاطر میآورد:

    ".. اگرچه جنگل برنام به دانستین برآمده است و با تو رویارویم که از
    زهدان زن نزاده ای ؛اما من واپسین کوشش خود را خواهم کرد. سپر
    را پوشش تن میکنم. بزن ؛ مکداف! لعنت بر کسی که بگوید : بس است
    دست نگه دار ! "‌

    این چنین است که شیوه رویارویی فردی مرکوری با مرگ روح تراژیک میابد ؛ انسانی تنها و مغرور با زهرخندی بر لب که چشم در چشم جبر مرگ دوخته است:

    I'll face it with a grin
    I'm never giving in,on with the show

    و سال ها بعد، مری آوستین، تنها عشق واقعی زندگی فردی ، از لبخندی میگوید که فرخ بولسارا به هنگام مرگ بر لب داشته است ...



    منبع


    دوباره خواهيم روييد...




  7. 11 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  8. #4
    .:MILAD:. آواتار ها
    وضعیت : .:MILAD:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 61
    سپاس ها : 624
    سپاس شده 129 در 54 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 13 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی

    شعر زیر مربوط به آهنگ " The Show must Go on" گروه کوئینه. نکته جالب اینجاست که فردی مرکوری سرودن شعر و خوانندگی این اثر رو تنها چند هفته قبل از مرگش انجام داده. با چنان صلابتی این آهنگ رو اجرا کرده که کوچکترین ضعفی تو صداش نیست. مرگ رو به سخره میگیره و در عین این حال که میپرسه : " ما برای چه زندگی میكنیم؟ و جوابی براش نداره، دائم و تا لحظه آخر تکرار میکنه : " نمایش باید ادامه پیدا كند ".
    روحش شاد.

    مهناز جان بی نهایت ممنون از تاپیک.



    " The Show Must Go On "
    نمایش باید ادامه پیدا كند

    Empty spaces - what are we living for?
    فضاهای پوچ- ما برای چه زندگی میكنیم؟

    Aoned places - I guess we know the score..
    محلهای تسلیم شده - فكركنم امتیاز رو میدانیم

    On and on!
    !بدون توقف

    Does anybody know what we are looking for?
    هیج كسی میداند كه دنبال چه هستیم؟

    Another hero - another mindless crime.
    .یك قهرمان دیگر - یك جنایت بدون فكر دیگر

    Behind the curtain, in the pantomime.
    .پشت پرده ، در پانتومیم

    Hold the line!
    !گوشی رو نگه دار

    Does anybody want to take it anymore?
    هیچ كسی هست كه بخواهد آنرا قبول كند؟

    The show must go on!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند

    The show must go on!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند

    Inside my heart is breaking,
    ،قلبم در درونم میشكند

    My make-up may be flaking,
    ،آرایشم ممكن است فرو ریخته باشد

    But my smile, still, stays on!
    !اما لبخندم ، هنوز ، باقی مانده

    Whatever happens, I'll leave it all to chance.
    .هر اتفاقی بیافتد به پای شانس میگذارمش

    Another heartache - another failed romance.
    .اندوهی دیگر - عشق شكست خورده ای دیگر

    On and on!
    !بدون توقف

    Does anybody know what we are living for?
    هیچ كسی میداند ما برای چه زندگی میكنیم؟

    I guess I'm learning.
    .فكر كنم ، در حال یاد گیری ام

    I must be warmer now..
    ..الان باید گرم تر شده باشم

    I'll soon be turning round the corner now.
    .حالا بزودی باید در آن گوشه بچرخم

    Outside the dawn is breaking,
    .در بیرون سپیده تكه تكه می شود

    But inside in the dark I'm aching to be free!
    اما در درون در تاریكی اندوه آزادی را دارم

    The show must go on!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند

    The show must go on! Yeah!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند ! بله

    Ooh! Inside my heart is breaking!
    !آه ! در درونم قلبم تكه تكه میشود

    My make-up may be flaking,
    ،آرایشم ممكن است فرو ریخته باشد

    But my smile, still, stays on!
    !اما لبخندم ، هنوز ، باقی مانده

    Yeah! oh oh oh
    بله آه آه آه

    My soul is painted like the wings of butterflies,
    ،روحم مثل بالهای پر وانه رنگ شده

    Fairy tales of yesterday, will grow but never die,
    ،افسانه های دیروز ، رشد میكند اما هیچ وقت نمیمیرد

    I can fly, my friends!
    !من میتوانم پرواز كنم ، دوستان من

    The show must go on! Yeah!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند ! بله

    The show must go on!
    !نمایش باید ادامه پیدا كند
    I'll face it with a grin!
    !در مقابلش با پوزخندی خواهم ایستاد

    I'm never giving in!
    !هیچ وقت تسلیم نمیشوم
    On with the show!
    !برقرار با نمایش

    I'll top the bill!
    !خراج را بالا میبرم

    I'll overkill!
    !بیشتر می كشم

    I have to find the will to carry on!
    !باید هدفی برای ادامه دادن داشته باشم

    On with the,
    ،بر قرار با

    On with the show!
    !برقرار با نمایش

    The show must go on.
    .نمایش باید ادامه پیدا كند


  9. 6 کاربر از پست مفید .:MILAD:. سپاس کرده اند .


  10. #5
    John Christopher Depp II آواتار ها
    وضعیت : John Christopher Depp II آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : فعلا ایران!
    نوشته ها : 220
    سپاس ها : 644
    سپاس شده 339 در 142 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی

    عالی بود عالی
    واقعا ممنونم
    خیلی دنبال زندگینامش(ترجمه شدش!)بودم

  11. 2 کاربر از پست مفید John Christopher Depp II سپاس کرده اند .


  12. #6
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی

    شمار آثار بفروش رفته وي در سراسر جهان:180 ميليون نسخه

    آلبومها:


    Queen (1973)
    Queen II (1974)
    Sheer Heart Attack (1974)
    A Night at the Opera (1975)
    A Day at the Races (1976)
    News of the World (1977)
    Jazz (1978)
    Live Killers (1979)
    The Game (1980)
    Flash Gordon (1980)
    Hot Space (1982)
    The Works (1984)
    A Kind of Magic (1986)
    Live Magic (1986)
    The Miracle (1989)
    Innuendo (1991)
    Live at Wembley '86 (1992)
    Made In Heaven (1995)
    Queen On Fire - Live at the Bowl (2004)
    [IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/ADMINI%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.jpg[/IMG]

    آلبومهاي سولو:

    Mr. Bad Guy (1985)
    Barcelona (1988)
    The Great Pretender (1992)

    همه چيز درباره فردي مركوري:

    * اجداد فردي ايراني تبار بوده اند اما پس از حمله مسلمانان به ايران به علت آنكه زرتشتي بودند و نميخواستند دين خود را تغيير دهند به هند گريختند.
    * زنگبار در زمان تولد فردي مستعمره حكومت انگليس بود و پدر فردي نيز كارمند حسابدار دولت بريتانيا بوده است.
    * خانواده فردي به اقتضاي شغل پدرش به هند نقل مكان كردند.
    * وي در هند در مدرسه شبانه روزي غير دولتي انگليسي زبان ST. PETER واقع در PANCHGANI طي سالهاي 1955
    تا 1963 تحصيل كرد.

    * به پيشنهاد مدير مدرسه فردي نواختن پيانو را آموخت.
    * وي در كودكي به ورزش هـاي هاكي و بوكس علاقه مند بـود. فــردي در ســن 10 سـالـگي در مـدرسه خود قهرمان
    تنيس روي ميز گرديد.

    * چـون تـلفظ نـام فـرخ دشـوار بـود دوستـانش وي را فردي ميناميدند.
    * فردي در سال 1958 در مدرســه خــود به همراه 5 تن از دوسـتـان ديـگـر خـود گـروه مـوسيقي به نـام HECTICS را تـشـكيل دادند. ايـن گـروه تـنـها در داخـل مـدرسه مجاز به اجـراي برنامه بود. اين گروه در جشن ها و ميهماني هـاي
    داخل مدرسه موسيقي اجرا ميـكـردند. فـردي در اين گروه تنها پيانو مينواخت.
    * در سـال 1964 پس از انـقلاب در زنگبار خانواده وي ناچار شدند به انگليس بگريزند. در آن زمان فردي 18 ساله بود.
    * فـردي در انـگـليس بــه فراگيري گرافيك پرداخت و در سال 1969 در رشتـه گـرافـيـك در كـالـج هـنـري در انگــليس بنام
    EALING ART فارغ التحصيل گرديد.

    * فردي پيش از تشكيل گروه كويين بترتيب در گروههاي:

    1-IBEX

    2- WRECKAGE

    3- SOUR MILK SEA

    فعاليت مي كرده است.

    * TIM STAFFELL هـم اتاقي فردي مركوري در كالج هنري بود و در گروه SMILE نيز ميخواند.
    * فردي بسيار علاقه مند بود كه به اين گروه بپيوندد.

    * در سال 1970 هنگامي كه TIM STAFFELLخواننده اصلي از گروه اسمايل خارج گشت فردي بلافاصله به گروه پيوست و خواننده اصلي گروه گرديد.
    * تيم استافل در سال 1970 چون چنين ميپنداشت كه گروه اسمايل به جايي نخواهد رسيد به گروه HUMPY BONG پيوست.
    * اعضاي ديگر اين گروه BRIAN MAY(گيتاريست) - ROGER TAYLOR(درام وپركاشن) نام داشتند.
    * در سال 1971 با پيوستن گيتاريست باس بنام JOHN DEACON نام گروه به QUEEN تغيير يافت.



    * فردي نيز نام خانوادگي خود را در سال 1970 به MERCURY تغيير داد.
    * فردي مركوري خود نشان (لـوگو) گروه كوئين را طراحي كرد. فردي لوگوي گروه را بر اساس نشان بروج فلكي ماه
    تولد اعضاي گروه خود طراحي كـرد. دو شيـر بــراي راجر و جـان، يـك خـرچنـگ بــراي براين و دو پري براي خودش به
    همراه يك سيمرغ. اين لوگو به تاج كويين شهرت دارد.

    * فردي در تـاريخ 23 نـوامـبـر 1991 در اوج شــهرت، بيماري ايـدز خـود را آشكارا بـه هـمـگان اعلام كرد. وي پيش از اين بيماري خود را از عموم پنهان سـاخـتـه بود. به گفته برخي وي تـا 5 سـال پيـش از درگـــذشتش از بيـماري خود اطلاع داشته است. وي در پي اعلام بيماري خود با كمال ناباوري و تاسف درست روز بعد در تاريخ 24 نوامبر 1991 درگذشت.
    * آخرين دوست وي و شخصي كه تا لحظه آخر كنار فردي حضور داشت JIM HUTTON نام دارد.

    * پـيـكر فـردي بـر اســاس آيـيـن ديـن زرتـشـت در آرامــگـاه KENSEL GREEN سوزانـده گرديد. از مكان و آنكه چه بر سر خاكستر فردي آمد اطلاع دقيقي در دست نميباشد. برخي مي گـويند خاكستر وي در نزد خانواده وي و برخي نيز آن را نزد دوست دختر وي ميدانند.

    * تشـيـيع جنازه فردي بصورت خصوصي برگزار گرديد امـا الـتـون جـان در ايــن مراسم حضور داشت.

    * پس از درگذشت فردي منزل وي توسـط هـــوادارانش به محل نگاشتن يادگاري بدل گرديد.

    * وي پس از درگذشت خود 100 هزار پوند براي سر آشپز خود و منزل 18 ميليون پوندي خود را نيز براي دوست دختر خود MARY AUTIN بجاي گذاشت.
    * كنسرت بزرگداشت فردي مركوري در سال 1992 در استوديوم WEMBLEY برگزار گرديد. در اين مراسم بسياري از هنرمندان مطرح حضور يافتند.
    * مجسمه ياد بود فردي مركوري در شهر مونترو MONTREUS در كنار درياچه ژنو در سوئيس واقع ميباشد. اين مجسمه را به فرم ژستي كه وي در يكي از كنسرتهايشگرفته بود ساخته اند.




    دوباره خواهيم روييد...




  13. 5 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  14. #7
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی

    Mother Loveنام آخرین آهنگی است که فردی مرکوری آنرا ضبط کرد که نوشته مشترکی بین فردی و برایان می می باشد. که برایان در وب سایت اختصاصی خودش توضیح داده در مورد مراحل پیشرفت این آهنگ (به گونه ای بود که چه بصورت جداگانه و چه با هم توجه خاصی به طبیعت آهنگ و متن آن داشتند). آخرین بخش های شعر را برایان در حال سرود که فردی دیگر قادر به انجام این کار نبود. برایان در تمامی بخش های آهنگ گیتار Parker Fly نواخت. شک همیشگی برایان. گیتار ویژه ی قرمزش تنها در 1:26 زمان از کل آهنگ به نمایش در می آید که با کورد های بسیار قوی و ملودی های کوتاه در زیر شعر شناور است. این آهنگ چهارمین ترک از البوم Made in heaven محصول سال 1995 می باشد.


    Mother Love
    عشق مادرانه
    I don't want to sleep with you
    نمی خواهم در کنارت بخوابم
    I don't need the passion too
    تو را نه برای اشتیاق و هوس
    I don't want stormy affair
    نمی خواهم برخوردی باشد
    To make me feel my life is heading somewhere
    تا این احساس را بکنم که جایی زندگی ام به سامان رسیده
    All I want is the comfort and care
    همه چیزی که می خواهم راحتی و توجه است
    Just to know that my woman gives me sweet mother love
    تنها برای اینکه بدانم که عزیزم به من عشق شیرین مادرانه می دهد
    I've walked too long in this lonely way
    بسیار در این مسیر تنهایی راه رفتم
    I've had enough of this same old game
    دیگه بسمه همون بازی قدیمی
    I'm a man of the world and the say that I'm strong
    من یک مرد از این جهان هستم و گفته ای هست که من قدرمند هستم
    But my heart is heavy, and my hope is gone
    اما قلبم سنگین است و آرزو هایم رفته اند
    Out in the city, in the cold world outside
    خارج در شهر . در دنیای سرد خارج
    I don't want pity, just a safe place to hide
    ترحم نمی خواهم . فقط جای امنی برای پنهان شدن می خواهم
    Mama please, let me back inside
    ماما خواهش می کنم . بگذار برگردم به داخل
    I don't want to make no waves
    نمی خواهم که ناراحتی درست کنم
    But you can give me all the love that I crave
    اما تو می توانی به من همه آن عشقی ارزو دارم را بدهی
    I can't take it if you see me cry
    نمی توانم بدستش بیاورم اگر مرا گریان ببینی
    I long for peace before die…
    زمان زیادی برای آرامش قبل از مرگ دارم
    All I want is to know that you're there
    همه چیزی که می خواهم این است که بدانم تو آنجایی
    You're gonna give me all your mother love…
    تو تمامی عشق مادرانه ات را به من می دهی...
    My body's aching, but I can't sleep
    بدنم درد می کند . اما نمی توانم بخوابم
    My dreams all the company I keep
    رویاهایم تمامی جمعی که بدست آوردم
    Got such a feeling as the sun goes down
    احساسی همچون غروب خورشید
    I'm coming home to my sweet…
    به خانه می آیم برای شیرینم...
    Mother Love
    (برای)عشق مادرانه
    ویرایش توسط RASHNO : 12-07-2010 در ساعت 22:50


    دوباره خواهيم روييد...




  15. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  16. #8
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری، کوئین و راپسودی بوهمی

    این نام آهنگی است که به همراه آلبوم Made In Heaven در سال 1995 بعد از مرگ فردی در سال 1991 منتشر شد.این آهنگ طی دوران آلبوم Innuendo و هنگامی که فردی در استدیو ایستاده بود و به بیرون پنجره و دریاچه ی جنوا * چشم دوخته بود.آهنگ از نظر ذهنی و احساسات رویایی بسیار قوی است و بیانگر همه ی چیزهایی است که فردی در ان لحظه بیرون از پنجره می دید.آهنگ به عنوان دومین تک آهنگ آلبوم منتشر شد.در نسخه های محدود منتشر شده ی بریتانیا که با پوششی سبز رنگ ویژه ی کریسمس بسته بندی شده بودند نیز موجود است.
    Released December 18, 1995
    Format CD single, 7" single
    Recorded 1991-1995
    Genre Psychedelic rock
    Length 3:49
    Label Parlophone
    Writer(s) Queen (Freddie Mercury)
    Producer Queen, David Richards, Justin Shirley-Smith, and Joshua J. Macrae
    Its winter-fall
    زمستان در راه است
    Red skies are gleaming - oh –
    آسمان های قرمز سوسو می زنند.
    Sea-gulls are flyin over
    مرغان دریایی در برفراز پرواز می کنند
    Swans are floatin by
    قوها بر روی آب ها معلقند
    Smoking chimney-tops
    دودکش های در حال دود کردن
    Am I dreaming...
    آیا خواب می بینم؟
    Am I dreaming...?
    آیا خواب می بینم؟


    The nights draw in
    شب فرا می رسد
    Theres a silky moon up in the sky - yeah –
    ماه ابریشمی اون بالا در آسمان – آره -
    Children are fantasizing
    کودکان خیال پردازی می کنند
    Grown-ups are standin by
    بزرگترها در گوشه ای ایستاده اند
    What a super feeling
    عجب احساس قوی
    Am I dreaming...
    آیا خواب می بینم؟
    Am I dreaming...?
    آیا خواب می بینم؟
    Woh-woh-woh-who

    (dreaming)

    So quiet and peaceful
    بسیار آرام و ساکت
    Tranquil and blissful
    خوش و آرام
    Theres a kind of magic in the air
    افسون واره ای در آسمان در هوا است
    What a truly magnificent view
    چه دید خارق العاده واقعی و زیبایی
    A breathtaking scene
    یک صحنه ی هیجان انگیز
    With the dreams of the world
    با رویاهایی از دنیا
    In the palm of your hand
    در کف دستت

    (dreaming)

    A cosy fireside chat
    صحبت صمیمی کنار بخاری
    A little this, a little that
    کمی از این و کمی از آن
    Sound of merry laughter skippin by
    طنین خنده های پرشور
    Gentle rain beatin on my face
    باران به آرامی به صورتم می خورد
    What an extraordinary place!
    چه جای غریبی
    And the dreams of the child
    و رویای هر کودکی
    Is the hope of the man
    آرزوی هر مردی است

    Its all so beautiful
    همه ی اینها چه زیبا هستند
    Like a landscape painting in the sky - yeah –
    مثل منظره ای نقاشی شده در آسمان – آره -
    Mountains are zoomin higher - mm –
    کوه ها تا بالادستان اوج گرفته اند
    Little girls scream an cry
    دختران کوچک جیغ فریاد می کشند
    My world is spinnin and spinnin and spinnin
    دنیایم می چرخد و می چرخد و می چرخد
    Its unbelievable
    این باور نکردنی است
    Sends me reeling
    گیج می روم
    Am I dreaming...
    آیا خواب می بینم؟
    Am I dreaming...?
    آیا خواب می بینم؟
    Oooh - its bliss.
    آه...موهبتی است





    دوباره خواهيم روييد...




  17. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .

    A!i

  18. #9
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری... کوئین

    Living on My Own نوشته فردی مرکوری است و نهمین آهنگ آلبوم Mr. Bad Guy و در سپتامبر سال 85 به عنوان تک آهنگ به همراه "My Love Is Dangerous" در بریتانیا منتشر شد. این آهنگ در جولای 85 در ایالات متحده به همراه "She Blows Hot & Cold" و در سمت A منتشر شد.

    در سال 93 ریمیکس موفق تری منتشر شد که به مقام اول چارتز بریتانیا دست پیدا کرد و برای دو هفته همانجا ماند و برای سیزده هفته توی چارتز بود.







    Living on My Own

    با خودم زندگی می کنم
    Sometimes I feel Im gonna break down and cry (so lonely)


    بعضی وقت ها احساس می کنم که می شکنم و گریه می کنم(خیلی تنهام)

    Nowhere to go nothing to do with my time
    هیچ جایی برای رفتن هیچ کاری برای انجام دادن نیست که با وقتم بکنم
    I get lonely so lonely living on my own
    تنها شده ام خیلی تنها و با خودم زندگی می کنم



    Sometimes I feel Im always walking too fast

    بعضی وقت ها حس می کنم که همیشه خیلی سریع راه میرم

    And everything is coming down on me down on me

    و همه چیز بر سر من خالی میشه

    I go crazy oh so crazy living on my own

    دیوونه می شم خیلی دیوونه با خودم زندگی می کنم



    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I dont have no time for no monkey business

    زمانی برای هیچ کلک بازی ندارم

    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I get so lonely lonely lonely lonely yeah

    تها شدم تنها تنها تنهای تنها آره

    Got to be some good times ahead

    زمان خوشی را در پیش رو داشتم



    Sometimes I feel nobody gives me no warning

    بعضی وقت ها حس می کنم هیچکس بهم هشدار نمیده
    Find my head is always up in the clouds in a dreamworld

    ذهنم را همیشه در بالای ابر ها و در سرزمین رویا پیدا می کنم

    Its not easy living on my own

    آسان نیست با خود زندگی کردن



    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I dont have no time for no monkey business

    زمانی برای کلک بازی ندارم

    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I get so lonely lonely lonely lonely yeah

    تنها شدم تنها تنهای تنها آره

    Got to be some good times ahead

    زمان خوشی در پیش رو داشتم



    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I dont have no time for no monkey business

    زمانی برای کلک بازی ندارم

    Dee do de de dee do de de

    دی دو د د دی دو د د

    I get so lonely lonely lonely lonely yeah

    تنها شدم تنها تنهای تنها

    Got to be some good times ahead

    زمان خوشی در پیش رو داشتم...


    دوباره خواهيم روييد...




  19. 3 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  20. #10
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : فردی مرکوری... کوئین


    The Miracle

    Every drop of rain that falls in Sahara Desert says it all, It's a miracle
    All God's creations great and small, the Golden Gate and the Taj Mahal, That's a miracle
    Test tube babies being born, mothers, fathers dead and gone, It's a miracle
    We're having a miracle on earth, mother nature does it all for us
    The wonders of this world go on, the Hanging Gardens of Babylon
    Captain Cook and Cain and Abel, Jimi Hendrix to the Tower of Babel
    It's a miracle, it's a miracle, it's a miracle, it's a miracle
    The one thing we're all waiting for, is peace on Earth - an end to war
    It's a miracle we need - the miracle, The miracle we're all waiting for today
    If every leaf on every tree, could tell a story that would be a miracle
    If every child on every street, had clothes to wear and food to eat, That's a miracle
    If all God's people could be free, to live in perfect harmony, It's a miracle
    we're having a miracle on Earth, Mother nature does it all for us
    Open hearts and surgery, Sunday mornings with a cup of tea
    Super powers always fighting
    But Mona Lisa just keeps on smiling
    It's a miracle, it's a miracle, it's a miracle
    That time will come one day you'll see when we can all be friends


    معجزه

    هر قطره بارونی که در صحرای ساهارا میباره یه معجزست
    تمام مخلوقات خداوند از بزرگ و کوچیک، گولدن گیت و تاج محل معجزه هستند
    بچه هائی که توی لوله های آزمایش ببار میان در حالی که پدر و مادرشون مرده و رفتند معجزه هستند
    ما روی زمین معجزه داریم، مادر طبیعت همش رو برامون ردیف میکنه
    عجایب این دنیا پایان ناپذرین، باغهای معلق بابل
    کاپیتان کوک و هابیل و قابیل، از جیمی هندریکس گرفته تا برج بابل، معجزه هستد
    چیزی که همه ما منتظرش هستیم، صلح روی کره خاکیه، و تمام شدن جنگها،
    معجزیه که ما احتیاج داریم ، برای این دوره و زمونه
    اگر هر برگ روی هر درخت میتونست یه داستان بگه معجزه بود
    اگر هر بچه ای توی هر خیابون، لباسی برای پوشیدن و غذائی برای خوردن داشت معجزه بود
    اگر همه خلق خدا میتونستند آزاد باشند که توی صلح و هماهنگی زندگی کنند معجزه ست
    ما روی زمین معجزه داریم، مادر طبیعت همشو برامون ردیف کرده
    جراحی قلب روباز، صبح یکشنبه با یه فنجون چائی
    قدرتهای بزرگ که همیشه میجنگند
    ولی مونا لیزا هنوز میخنده، معجزست، معجزست، معجزست
    اون زمان میاد، یه روزی که همه ما میتونیم باهم رفیق باشیم...




    دوباره خواهيم روييد...




  21. 3 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •