سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه - صفحه 3

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 45
نمایش شاخه ای25علاقمندی ها

موضوع: Cwa.12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,364
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Cwa.12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    نام فيلم : ارباب حلقه ها (یاران حلقه)
    فایل پیوست 1921
    اطلاعات فیلم
    كارگردان : پیتر جکسون
    تهيه كننده : پیتر جکسون- بری ام آزبورن- تیم سندرز – فرن والش
    نويسنده داستان اصلي : جی.آر.آر.تالکین
    نويسندگان فيلم نامه : پیترجکسون- فرن والش- فیلیپا بوینز
    موزيك متن : هاوارد شور
    فيلم بردار : اندرو لزنی
    تدوين : جان گیلبرت
    كارگردان هنري :جو بليك لي، دان هينا، فيليپ لووي
    بازیگران
    یان مک کلن: گاندولف
    ویگو. مورتنسن : آراگورن
    اورلاندو بلوم: لگولاس
    الیجا وود:فرودو
    شون آستین : سام وایز گمجی
    کیت بلانشت : بانوی جنگل "گالادریل"
    سالا بیکر: سایرون
    کریستوفر لی: سارامون
    یان هولم: بیل بو بگینز
    دومینیک موناگان: مری برندی باک
    بیلی بوید: پره گرین "پیپین" توک
    شون بین: بورومیر
    اطلاعات دیگر
    ژانـــر :فانتزی، رومانس حماسی و اقتباس ادبی
    تاريخ نمايش : 19 دسامبر 2001
    درجه نمایش: PG-13

    زمان فيلم : 178 دقيقه نسخه سینمایی
    شرکت تولید کننده: نیولاین سینما
    محصول: آمريكا و نیوزیلند
    بودجه ساخت: 93 میلیون دلار
    فروش کل: 871 میلیون دلار
    IMDB Rate 8.8 از مجموع 567 هزار رای
    افتخارات و جوایز
    نامزد 13 اسکار در سال 2002
    برنده اسکار بهترین فیلم برداری سال 2002
    برنده اسکار بهترین جلوه های ویژه سال 2002
    برنده اسکار بهترین گریم سال 2002
    برنده اسکار بهترین موسیقی متن سال 2002
    برنده سه جایزه از AFI سال 2002
    نامزد 13 جایزه از بفتا سال 2002
    برنده 4 جایزه از بفتا سال 2002
    نامزد سه جایزه گلدن گلوب سال 2002
    برنده ده ها جایزه از فستیوالهای معتبر دیگر
    تحليل و بررسي از شاهين

    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 00:57
    smgh470, Ali_Silent-Killer, Faramarz و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 16 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #21
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,539
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    خیلی ممنون شاهین جان
    بلاخره وقت کردم تا این تحلیل رو بخونم ... زحمت زیادی بابت این تحلیل کشیدی
    بسیار کامل و روشن ، اصل مطلب رو بیا کردی

    بنا به درخواستی که خودت کرده بودی که اگر انتقادی هم داشتیم بیان کنیم :
    به نظرم زیادی داستان رو تعریف کردی ... به نوعی که انگار در بعضی از جاها ، فقط فیلم رو تعریف کردی
    و سکانس به سکانس ، دیالوگ به دیالوگ ، از روی فیلم نوشتی
    به نظرم اگر در تحلیل قسمت دوم این مورد رو رعایت کنی ، تحلیل پر بار تری رو شاهد خواهیم بود
    ولی باز هم همه اینها از ارزش تحلیل تو کم نمیکنه ...
    به عنوان یکی از علاقه مندان این فیلم ، از تحلیل لذت بردم
    مرسی

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  5. 2 کاربر از پست مفید ADoLF سپاس کرده اند .


  6. # ADS
     

  7. #22
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    نقل قول نوشته اصلی توسط ADoLF نمایش پست ها
    خیلی ممنون شاهین جان
    بلاخره وقت کردم تا این تحلیل رو بخونم ... زحمت زیادی بابت این تحلیل کشیدی
    بسیار کامل و روشن ، اصل مطلب رو بیا کردی

    بنا به درخواستی که خودت کرده بودی که اگر انتقادی هم داشتیم بیان کنیم :
    به نظرم زیادی داستان رو تعریف کردی ... به نوعی که انگار در بعضی از جاها ، فقط فیلم رو تعریف کردی
    و سکانس به سکانس ، دیالوگ به دیالوگ ، از روی فیلم نوشتی
    به نظرم اگر در تحلیل قسمت دوم این مورد رو رعایت کنی ، تحلیل پر بار تری رو شاهد خواهیم بود
    ولی باز هم همه اینها از ارزش تحلیل تو کم نمیکنه ...
    به عنوان یکی از علاقه مندان این فیلم ، از تحلیل لذت بردم
    مرسی

    آفرین بر تو دوست من

    خیلی ممنون که ایرادی رو بیان کردی که خودم کاملاً حس کرده بودم. خودم هم خیلی خسته شدم ولی یک نکته رو فراموش نکن دوست من ارباب حلقه ها در هر پلان و دیالوگش حرفها و پیامهای بسیار زیادی نهفته داره که بدلیل علاقه وافر حیفم اومد ازش سرسری رد بشم. ولی دقیقاً حق باشماست خودم متوجه شده بودم فقط منتظر بودم یکی این رو تایید کنه که شما لطف کردی و گفتی. ممنون دوست من

    ایشالله تو قسمت اول دو برج این ایراد رو سعی می کنم برطرف کنم. سهیل سلاح ها ؟؟؟ !!

    فرخ جان از شما هم خیلی ممنونم که تحلیل خودتون رو نوشتید. امیدوارم برداشت کلی خودتون رو هم بنویسید.

  8. 3 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  9. #23
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه


    با سلام

    با اجازه دوستان میخواستم در مورد یکی از شخصیت های تاثیرگذار فیلم مطالبی رو خدمت شما عرض کنم.

    آراگورن- ویگو مورتنسن

    آراگورن پسر آراتورن که وارث ایزیلدور و پادشاهی سرزمین گاندور است. ویگو مورتنسن در نقش آراگورن با چهره خاص خود بازی عمیقی را ارائه می دهد. فارغ از صحنه های نبرد، در صحنه هایی که دوربین بر روی چهره این شخص زوم می کند او حس یک شخصیت چند بعدی را کاملاً ارائه می کند.
    وقتی به چشمهای فرورفته آراگورن نگاه می کنیم و وقتی چهره استخوانی و خشک و سرد او را می بینیم در اعماق چهره او غمی نهفته را حس می کنیم. ترس، غم و امید به آینده که بوسیله آرون به او القا می شود در چهره آراگورن کاملاً حس می شود.

    آراگورن بدنبال گرفتن حق است. حق خودش ولی بیم دارد چون جد او ایزیلدور فریب خورده و ننگی در خاندان او بجای گذاشته است ولی یادآوری رشادت او در برابر سایرون او را به وجد می آورد.

    آراگورن فقط به فکر خود نیست. او یک انسان فروتن است که نگهبانی را برگزیده تا به خلوص برسد. او ابتدا به فکر مردم است و در کنار مردم است. از مرگ ترسی ندارد ولی از وسوسه درون می ترسد.

    ویگو مورتنسن با چهره خاص خود بازی خوبی ارائه داده است. او کاملا در غالب این نقش فرو رفته است. و به خوبی تمام حس های درونی را به بیننده القا می کند.

    دوست دارم خیلی بیشتر از اینها در مورد این شخصیت صحبت کنم ولی از طرفی دوست دارم در پست های بعدی شخصیت های دیگر داستان نیز تشریح شوند.

    اگر دوستان نظری در مورد شخصیت آراگورن دارند بیان کنند تا ادامه بحث شخصیت ها را پیگیری کنیم.
    با تشکر از همراهی شما
    ویرایش توسط SHAHIN : 12-13-2010 در ساعت 11:04

  10. 5 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  11. #24
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    این ترسی که شما گفتی کاملا در چهره او مشهوده. او کاملا از این وحشت داره که وسوسه بشه و اینو کاملا میشه در بازی او درک کرد.

  12. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  13. #25
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  آراگورن.jpg
مشاهده: 474
حجم:  17.9 کیلو بایت


    آراگورن (Aragorn) یا
    آراگورن دوم یکی از شخصیت‌های خیالی کتاب رشته‌افسانه‌ (Legendarium) نوشته شده توسط تالکین است.

    نژاد : انسان
    زمان : روز ۱ عصر سوم ۲۹۳۱ الی ۱ مارس د.چ
    فرزند آراتورن دوم و گیل رائن و همسر آرون آندومیل ستاره الفها.
    اقامتگاه : ریوندل ، بعدها در میناس تیریت و سپس آنومیناس
    فزندان : ۱ پسر الداریون و دختران بسیار
    شمشیر : آندوریل
    اسب : روهه رین و هاسوفل
    نشان : درخت سپید با هفت ستاره و تاج الندیل



    زندگینامه

    آراگورن در ۱ عصر سوم ۲۹۳۱ دیده به جهان گشود. و تنها دو سال بعد از تولدش هنگامی که پدرش آراتورن دوم توسط ارک‌ها کشته شد شانزدهمین سالار دونه داین گشت. مادر آراگورن گیل رائن اورا به منزل الروند در ریوندل برد تا در انجا زندگی کند. الروند آراگورن را به عنوان پسر خوانده اش می‌پذیرد و نام استل را برای او بر می‌گزیند. ارگورن تا سال ۲۹۵۱ از نام واقعی و جد و سلسله اش آگاه نشد تا هنگامی که او به بیست سالگی رسید الروند تشخیص داد که او دیگر برای خودش مردی شده‌است و در این زمان دو گنجینه سلسله ایزیلدور را به او واگذار کرد: حلقه باراهیر و تکه‌های شمشیر نارسیل.

    روز بعد آراگورن، آرون را می‌بیند که از لوتلورین به ریوندل بازگشته تا پدرش الروند را ببیند. هنگامی که آراگورن آرون را دید او را تینوویل خواند، چرا که زیبایی خیره کننده اش یادآور لوتین تینوویل، الفی که زندگی جاودانه اش را فدای عشق برن فانی نمود، آراگورن در عشق آرون گرفتار می‌شود. الروند به آرون تذکر می‌دهد که اگر او آراگورن را انتخاب نماید می‌بایست همانند لوتین فانی شود و همچنین سن و تجربه و به علاوه دودمانش بسیار فراتر از آراگورن می‌باشد. الروند به آراگورن می‌گوید که آزمایش‌ها و وقایع بسیاری در انتظار اوست :
    « آراگورن فرزند آراتورن، ارباب دونه داین، به من گوش کن. سرنوشتی بزرگ در انتظار توست. باشد که یا فراتر از افتخارات تمام پدرانت تا روزگار الندیل قرار گیری یا در اعماق تاریکی به همراه تمام خویشان باقی مانده ات سقوط کنی. » آراگورن ریوندل را ترک می‌کند و برای کسب دانش و تجربه به ماجراجویی در سرزمین میانه می‌پردازد. ابتدا به دورترین نقاط شرق رون و سپس به جنوب به هاراد می‌رود. حتی یکبار از موریا از دروازه دیمریل می‌گذرد و حتی در اطراف موردور پرسه می‌زند تا درباره نقشه‌های ساورون آگاه شود. در ۲۹۵۶ او گندالف خاکستری را ملاقات می‌کند و دوست و متحد هم می‌شوند و مدتی را هم با یکدیگر سفر و طی طریق می‌نمایند. آراگورن مدتی در خدمت پادشاه روهان، تنگل بود و همراه آنان می‌راند. و مدتی هم از افسران اکتالیون دوم. کارگزار گاندور بود.در آنجا آراگورن هویتش را مخفی نگه می‌داشت واو را تورونگیل (شاهین ستاره) می‌خواندند. چرا که سرعت و دید زیادی داشت و ستاره‌ای نقره‌ای را با خود حمل می‌نمود. او به اکتالیون اخطار داد تا به سارومان جادوگر اعتماد نکند و پس از آن به جنوب رفت تا دزدان دریایی آمبار را مهار کند. اکتالیون به افسر مرموز خودش حتی بیشتر از فرزندش دنه تور علاقه داشت ولی آراگورن یک روز ناگهان گاندور را ترک کرد همانطور که ناگهان آمده بود.
    سال ۲۹۸۰ آراگورن به سمت ریوندل برمی گشت تا اندکی بیاساید. چرا که بسیار خسته بود. هنگامی که به لوتلورین رسید آرون را در آنجا یافت. آنها فصلی را باهم در جنگل نقره‌ای گذراندند و در جشن نیمه تابستان (۲۴ ژوئن) بر فراز کرین آمروت با یکدیگر نامزد شدند. اما در برگشت آراگورن به ریوندل الروند به او گفت که آرون با کسی کمتر از پادشاه گاندور و آرنور ازدواج نمی‌کند. برای همین دوباره آراگورن راهی حیات وحش شد. (البته این شرط در مقایسه با شرطی که تینگول برای ازدواج برن فانی و لیتویین مبنی بر باز پس گیری سیلماریل از چنگال مورگوت شرط سبکی به حساب می‌آمد و در هر دو مورد بهای بسیاری که همانا فانی گشتن آرون و لیتویین بود می‌بایست پرداخت گردد.)

    وقتی آراگورن از منزل مادرش را در اریادور دیدن کرد او به اراگورن گفت که او نمی‌تواند با سایه که هر آن در حال فزونی است مواجه شود و برای همین به زودی خواهد مرد.
    آراگورن تلاش کرد تا او را آرام سازد. از همین رو به او گفت :«شاید در ورای تاریکی نور نیز باشد. و اگر چنین شد، خواهانم که تو نیز آنرا بینی و خوش باشی» اما جوابش تنها این بود. Onen i-Estel Edain, ú-chebin estel anim (من به دونه داین امید دادم. ولی امیدی برایم نمانده‌است.)

    گیل رائن قبل از بهار بعدی در ۳۰۰۷ دار فانی را وداع گفت.
    بعد از اینکه بیلبو بگینز حلقه جادویش را به فرودو داد به سنه ۳۰۰۱ گندالف ترسش را مبنی بر اینکه حلقه یکتا دوباره پیدا شده‌است با آراگورن در میان گذاشت. دونه داین تمام مدت مراقب شایر بودند و آراگورن به گندالف پیشنهاد کرد تا دنبال گالوم بگردند. سالها آراگورن به دنبال گالم در سرزمین‌های وحشی میرکوود یا دره‌های اندویین تا به دروازه‌های سیاه و دره مورگول در اطراف موردور گشت. تا سرانجام آراگورن رد گالوم را که از موردور تا به باتلاق‌های مرگ می‌رسید یافت. او گالوم را دستگیر کرد و با خودش به میرک وود آورد. جایی که ان موجود تا قبل از فرارش در ژوئن ۳۰۱۸ زندانی بود.

    در ۱ می‌۳۰۱۸ آراگورن با گندالف در سارن فورد بر روی برندی واین در جنوب شایر ملاقات می‌کند. او در ملاقاتش با جادوگر مطلع می‌شود که فرودو شایر را در پایان سپتامبر ترک می‌کند. با باور به اینکه فرودو با وجود گندالف در امان است آراگورن به سفر می‌رود و برای ماه‌ها بر نمی‌گردد. بعد آراگورن از گیلدور مطلع می‌شود که گندالف غیبش زده و اشباح حلقه در سفرند و فرودو در جاده در حال طی طریق است در حالی که تنها رفقای هابیتش او را همراهی می‌کنند.

    آراگورن در غروب ۳۰ سپتامبر جستجویش را برای فرودو آغاز کرد. او درباره هابیت‌ها از تام بامبادیل شنید که در جاده شرقی در نزدیکی بری در حال سفر اند. آراگورن برای یافتن فرودو به مهمانخانه اسبچه راهوار می‌رود و او را بعد از استفاده تصادفی فرودو از حلقه می‌یابد. آراگورن به فرودو اخطار می‌دهد که اشباح حلقه در تعقیب اویند و هدایت و حمایتش را به آنها پیشنهاد می‌نماید. سپس بارلیمن نامه گندالف را که درباره آراگورن می‌باشد را به فرودو می‌دهد. و از آن پس آراگورن با فرودو و دوستانش همراه می‌شود. در این زمان او ۸۷ سال دارد و نقش خویش را در جنگ حلقه بر عهده می‌گیرد. با این کار نه تنها فرودو را در به انجام رساندن ماموریتش کمک می‌کند بلکه خود را نیز به پادشاهی نزدیک تر.

    آنها عازم ریوندل می‌شوند و در ودرتاپ توسط اشباح حلقه مورد حمله قرار گرفته و پادشاه جادوپیشه فرودو را با شمشیرش زخمی می‌نماید. آنها به ریوندل می‌روند و در آنجا فرودو به کمک ارباب الروند نجات پیدا می‌نماید. در آنجا آراگورن دوباره با آرون ملاقات می‌کند و شورای الروند در ۲۵ اکتبر تشکیل می‌گردد. در ریوندل آراگورن خودش را به عنوان نواده الندیل معرفی می‌نماید و تصمیمش را بر رفتن به میناس تیریت ابراز می‌نماید. تکه‌های شمشیر نارسیل را در آهنگری‌های الف‌ها دوباره به هم جوش می‌دهند و آراگورن از آن پس آن را آندوریل، شعله غرب، می‌خواند. آراگورن در ۲۵ دسامبر ۳۰۱۸ با یاران حلقه از ریوندل خارج می‌شوند و به سمت جنوب می‌روند.
    یاران به کمک آراگورن و بورومیر از میان کولاک‌ها از درگاه ردهورن می‌گذرند اما پیش روی برایشان بسیار سخت می‌گردد و برای همین بنا بر پیشنهاد گندالف مسیر موریا را انتخاب می‌نمایند. گروه در ۱۵ ژانویه ۳۰۱۹ به معادن موریا وارد می‌شوند و در تالار مزربول توسط ارک‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند. انها به سمت پل خزد-دوم فرار می‌کنند و در آنجا گندالف با بالروگ روبرو می‌شود. او پل را فرو می‌ریزد تا مسیر عبور بالروگ را نابود نماید ولی خودش هم به درون مغاک سقوط می‌کند.

    از آن پس آراگورن رهبری گروه را بر عهده می‌گیرد و گروه را به سمت لوتلورین می‌برد. جایی که گالادریل بانوی جنگل طلایی را می‌شناخت. در هنگام عزیمت گالادریل جواهری سبز راکه بر روی زمینه نقره پرداخته شده بود و به سان سنجاقی با نمای عقاب را می‌مانست به آراگورن داد. چرا که آرون این را برای آراگورن در آنجا گذاشته بود. آن اله سار یا جواهر الفی بود. همان نامی که آراگورن بعد از پادشاه شدنش به آن نام شناخته شد. آراگورن لوتلورین را در ۱۶ فوریه ترک کرد و با قایق در رودخانه اندوین به سمت جنوب رفتند تا به آرگونات (ارگون‌ها) رسیدند. دو مجسمه سنگی بسیار عظیم از آناریون و ایزیلدور.

    افراد در کرانه غربی آندوین در پارت گالن اردو زدند. ارک‌ها به ان‌ها حمله کردند و مری و پیپین را به اسارت بردند و بورومیر کشته شد. فرودو و سام به سمت موردور حرکت کردند ولی آراگورن، گیملی و لگولاس به تعقیب ارک‌ها پرداختند تا دو هابیت (مری و پیپین) را از چنگال آنها نجات دهند. سه شکارچی ۲۰۰ کیلومتر را در کمتر از ۴ روز طی کردند تا در ۳۰ فوریه به روهان رسیدند. در آنجا با ائومر، سومین فرمانده ریدرمارک و سوارانش ملاقات کردند. در آنجا مطلع شدند که روهیریم‌ها ارک‌ها را کشته‌اند ولی نشانه‌ای از هابیت‌ها در انجا ندیدند و به انها دو اسب، هاسوفل برای آراگورن و آرود برای لگولاس و گیملی، می‌دهند. آراگورن به مرز جنگل فنگورن می‌تازد و در آنجا با گندالف که دوباره فرستاده شده ملاقات کرده و همراه می‌شود.

    از اینجا آراگورن وارد قلمرو تئودن پادشاه روهان می‌شود. گندالف در ۲ مارس به کاخ تئودن وارد شده و او روح او را از چنگال سارومان نجات می‌دهد. سپس روهیریم‌ها بنا بر نصیحت گندالف برای رهایی از حملات ایزنگارد به دژ هلم پناه می‌برند. در نبرد دژ هلم پادشاه تئودن و آراگورن در کنار هم می‌تازند و در نبرد هورن برگ با کمک افراد فانگورن و گندالف سپید پیروز می‌شوند و در بازدید از ایزنگارد که توسط آنت‌ها تصرف شده‌است مری و پیپین را دوباره می‌بیند و در آنجا پلانتیر ارتانک یافت می‌شود و آراگورن آن را تحت اختیار خود می‌گیرد. بعد پادشاه روهان تصمیم می‌گیرد برای کمک به گاندور به سمت آنان حرکت کند تا بتواند به آنها در برابر هجوم موردور کمک نماید.

    آراگورن دونه داین و پسران الروند را ملاقات می‌کند. آنها همراه خودشان اسب آراگورن روهرین و پرچمی را که بانو آرون برایش ساخته را تحویل می‌دهند. او خودش را در پلان تیر به ساورون نمایش می‌دهد و بنا بر گفتار الروند تصمیم می‌گیرد تا جاده مردگان را در پیش گیرد. گروه در ۸ مارس وارد مسیر مردگان شد. و آراگورن به عنوان وارث ایزیلدور پیمان شکنانی را که عهدشان را با ایزیلدور مبنی بر مبارزه با سایرون شکسته بودند به نشانه سنگ ارخ فراخواند و به کمک انها سپاه دزدان دریایی را در پله گیر که متشکل از بیش از ۵۰ کشتی جنگی بود شکست داد و پس از آن مردگان را آزاد نمود. او در آنجا ارتشی بیش از ۴۰۰۰ نفر از تهیه کرد و به رهبری آنگبور از لامدون به سمت میناس تیریت فرستاد.

    آراگورن با کشتی به سمت شمال آندوین راند و در ۱۵ مارس در میانه نبرد په له نور به میناس تیریت رسید. و تا پایان نبرد و پیروزی در آنجا مبارزه نمود.در ۱۶ مارس آراگورن امراهیل و ائومر را فراخواند تا در باره عملیات جنگی رای زنی نمایند و تصمیم بر آن شد برای آنکه حامل حلقه بتواند ماموریت خویش را انجام دهد سپاه به دروازه سیاه حمله کند تا چشم ساورون را گمراه نمایند.آراگورن سپاه غرب را در ۱۸ مارس از میناس تیریت به سمت دروازه سیاه راند. شمار آنها در حدود ۷۰۰۰ نفر بود. هنگامی که به خرابه‌های مورانون رسیدند آراگورن به کسانی که ضعیف تر بودند تا ترسیده بودند فرمان داد که به جای رفتن به جنگ موردور به تصاحب کایر آندروس اقدام ورزند.

    در ۲۵ مارس سپاه به دروازه سیاه رسید. در نبرد مورانون در جلوی دروازه سیاه سپاه به دستور آراگورن به دو رسته تقسیم شد و در این نبرد به فرماندهی آراگورن انقدر ادامه داشت تا سر انجام فرودو توانست حلقه را نابود کند و حکومت سایرون بدین شکل پایان یافت.
    در فلق ۱ می‌آراگورن به دروازه میناس تیریت وارد شد و کارگذار فارامیر مقدم شاه را گرامی داشت و مراسم تاج گذاری را سامان داد. در هنگام تاج گذاری آراگورن سخنانی را گفت که الندیل به هنگام ورود به سرزمین میانه بر زبان رانده بود: "Et Eärello Endorenna utúlien. Sinome maruvan ar Hildinyar tenn' Ambar-metta! (از دریای بزرگ به سرزمین میانه آمدم. در اینجا اقامت خواهم گزید. و نیز وارثان من تا آخرین بازپسین روز جهان. و از آن پس آراگورن فرزند آراتورن شاه خوانده شد.)

    آرون و پدرش الروند در جشن وسط تابستان ۲۴ ژوئن به میناس تیریت رسیدند. و عصای سلطنتی شمال از طرف الروند به آراگورن تقدیم شد. در روز بعد آراگورن با آرون ازدواج نمود.

    دوره سلطنت پادشاه اله سار ۱۲۰ سال به طول انجامید. در این دوره پادشاه کلیه موجودات اهریمنی را از بین برد و صلح و دوستی را به سرزمین میانه باز آورد. دو قلمرو آرنور و گاندور دگر باره متحد گشتند و پایتخت شمالی آنومیناس دوباره ساخته شد. پادشاه اله سار جنگل درودان را به مردم قان-بوری-قان بخشید و مردان را از ورود به آنجا منع نمود. سرزمین‌های دیل و کوه تنها را تحت فرمان او بودند. پادشاه فارامیر را فرمانده ایتیلین گرداند و شورای عالی گاندور را با فارامیر، شاهزاده ایمراهیل و باقی اربابان و مالکان و فرماندهان جنگی تشکیل داد. در سال ۶ دوره چهارم آراگورن شایر را سرزمینی آزاد تحت حمایت عصای سلطنتی شمال اعلام نمود و در سال ۱۳ تاین، ارباب باکلند و مایور از میشل دلوینگ را جزو مستشاران شمال اعلام نمود. پادشاه و ملکه در سال ۱۵ به شمال سفر کردند و با سام، مری و پیپین در پل برندی واین ملاقات کردند. سام و خانواده اش به گاندور در جنوب رفتند و در سال ۲۱ در انجا زندگی کردند. مری و پیپین نیز شایر را ترک گفتند و به گاندور امدند و تا سال ۶۴ تا هنگام مرگشان در آنجا ساکن بودند.

    در سال ۱۲۰ دوران چهارم پادشاه اله سار آگاه شد که پایان عمرش نزدیک است. از همین رو به منزل پادشاهان در خیابان خاموش رفت. او با پسرش الداریون و دخترانش بدرود گفت و تاج و عصا را به الداریون تحویل داد. آرون تا زمان مرگ آراگون در کنار او همراهش بود. «و زیبایی عظیم در او پدیدار شد. به زعمی که هرکه او را میدید در فکر فرو می‌رفت. چرا که شاهد لطافت جوانی و دلاوری و مردانگی بود. خرد و فرزانگی و شان و اقتدار در دوران او با یکدیگر ادغام گشته بودند. تا زمانی که او انجا آرمیده بود تصویری از پادشاه مردم در افتخاری مبهم قبل از پایان جهان قرار داشت.»
    تصاویر کوچک فایل پیوست %D8%A2%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%B1%D9%86.jpg   %D8%A2%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%B1%D9%86.jpg  
    ویرایش توسط SHAHIN : 12-14-2010 در ساعت 10:40

  14. 6 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  15. #26
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Legolas.jpg
مشاهده: 2386
حجم:  31.9 کیلو بایت

    گروه: الف‌های جنگلی
    نژاد : الف، سیندارین
    موقعیت: کمان‌دار
    طرفدار: روشنایی
    سلاح: شمشیر، تیرکمان و یک چاقوی بلند سفید
    مرکب:
    آرود
    ورود به سرزمین میانه نامعلوم
    ترک سرزمین میانه: ۲۹ دوران چهارم
    هدیه گالادریل : تیرکمان گالادهیریمی و تیردانی از تیرها

    لگولاس سبز برگ یا Legolas، پسرپادشاه الف‌های سیاه بیشه، به عنوان نماینده الف‌ها در یاران حلقه انتخاب شد.تحمل و پایداری، بینایی دقیق و مهارت او در جنگیدن کمک بزرگی در ماموریت آنها بود ولی وفاداری و صداقت و دوستی و رفاقت او حتی چیز بزرگتری برای همراهانش بود.لگولاس مشتاق هابیت‌ها بود واوبه آراگورن علاقه داشت و او را همراهی می‌کرد، ولی عجیب ترین عهد وپیمانی که وی بست دوستی با گیملی دورف بود.

    چیزهای کمی درباره اوایل زندگی لگولاس مشخص است، تاریخ تولد او نامعلوم است, هرحال او برخی اشارات نامعلوم به سنش کرده‌است :
    لگولاس گفت : اینجا قدیمی است (فنگورن)، خیلی قدیمی. آنقدر قدیمی که دوباره کم و بیش احساس جوانی می‌کنم، احساسی که از وقتی با شما بچه‌ها سفر می‌کنم به من دست نداده بود . دو برج - سوار سفید - ص ۹۴
    لگولاس گفت : پانصد بار برگ‌های قرمز در خانه من در سیاه بیشه بر روی زمین افتاده‌است ولی حتی یک مقدار هم از گذری شدن زمان به نظر ما نرسیده‌است. دو برج - پادشاه تالار طلایی- ص ۱۱۱
    او گفت : اینها عجیب ترین درخت‌هایی هستند که من تا به حال دیده‌ام و من درختان بلوط فراوانی از دوران اکورن تا دوران ویرانی دیده‌ام. دو برج - جاده آیزنگارد - ص ۱۵۲

    بر اساس این تفاسیر به نظر می‌رسد که لگولاس در دوران جنگ حلقه حداقل چند صد سال داشته‌است، و حتی چند هزار سال هم ممکن است، ولی یک سن دقیق نمی‌تواند معلوم باشد. سنی که به شخصیت لگولاس در فیلم ارباب حلقه‌ها به کارگردانی پیتر جکسون می‌دهند ۲۹۳۱ سال است; بهرحال، این حالت نیز اساس و مرجع درستی ندارد.
    این باید مورد توجه قرار بگیرد که در کتاب داستان‌های گمشده جلد دوم، یک الف به نام لگولاس سبز برگ در سقوط گندولین در دوران اول حاضر بوده‌است. ولی این الف یکی از نولدور بود و به تول ارسییا رفت جایی که او همان جا باقی ماند وبدین ترتیب ما مطمئنیم که او همان لگولاس یاران حلقه نیست.

    لگولاس یکی از الف‌های جنگلی از نژاد سینداری بود. پدرش تراندویل یکی از سیندارها بود که، زمانی حدود سال ۱۰۰۰ در دوران دوم از لیندون آمده بود. الف‌های سیاه بیشه مسلماً از الف‌های جنگلی بوده‌اند، و لگولاس هم خودش را یکی از الف‌های نژاد جنگلی معرفی کرد. اینکه چه کسی مادر لگولاس است نامعلوم است، و بعضی‌ها فکر می‌کنند که او ممکن است از الف‌های جنگلی باشد، ولی هیچ مدرک ماخذی در این باره وجود ندارد.
    پدر لگولاس، تراندویل تورین سپر بلوط و همراهانش را زمانی که آنها از سیاه بیشه عبور می‌کردند تا خود را به تنها کوه برسانند را در سال ۲۹۴۱ زندانی کرد. تراندویل همچنین بیل بو را هم ملاقات کرد، که به او لقب دوست الف‌ها را داد و او در نبرد پنج سپاه جنگید. این هم معلوم نیست که آیا لگولاس هم درگیر این اتفاقات شده‌است یا خیر.


    در ۲۱ مارچ ۳۰۱۷ ، آراگورن گالم را به سیاه بیشه برد تا آنجا اسیر باشد و درباره تعقیب بیلبو و حلقه یگانه بازجویی شود. گالم روز و شب محافظت می‌شد، الف‌ها نسبت به او ترحم داشتند و به او اجازه می‌دادند که از یک درخت که تنها بود، بالا برود. یک شب در جون ۳۰۱۸ ، او از پایین آمدن از درخت امتناع کرد. الف‌های جنگلی مورد حمله اورک‌ها قرار گرفتند و گالم در آن درهم و برهمی فرار کرد.
    لگولاس به ریوندل فرستاده شد تا خبر فرار گالم را اطلاع بدهد. در ۲۵ اکتبر، او در شورای الروند حضور داشت، جایی که تصمیم گرفته شد که حلقه یگانه به موردور فرستاده و نابود شود. فرودو بگینز برای این کار داوطلب شد، و لگولاس به عنوان نماینده الف‌ها در یاران حلقه انتخاب شد تا حامل حلقه را همراهی کند. یاران حلقه در ۲۵ دسامبر ۳۰۱۸ ریوندل را ترک کردند.

    یاران حلقه هنگام گذشتن از دروازه شاخ قرمز در کوه‌های مه آلود به وسیله کولاک متوقف شدند. لگولاس قادر بود که روی برف راه برود و پیش روی کولاک را تشخیص دهد. او به همراهانش خبر داد که بیشتر از آن نمی‌توانند به حفره کندن در مسیرشان ادامه بدهند.
    گاندلف به گروه یک راه پیچ اندر پیچ زیر کوه‌ها از میان معادن موریا را پیشنهاد کرد. لگولاس مخالف این نقشه بود، هر چند که الف‌های هولین قبلاً در یک دوره‌ای با دورف‌های خزد-دوم داد و ستد داشتند، ولی شیطان در آنجا بیدار شد و موریا حالا یک شهرت شیطانی و شوم داشت. ولی یاران حلقه زمانی که توسط گرگها مورد حمله قرار گرفتند مجبور شدند تصمیم بگیرند. لگولاس بسیاری از آنها را با تیرهایش کشت، و یاران سریع راهشان را به طرف دروازه غربی موریا ادامه دادند.

    دروازه غربی زمانی محل بازرگانی بین الف‌ها و دورف‌ها بوده‌است. لگولاس و گیملی هر دو انکار می‌کردند که مردمشان مسئول شکاف ایجاد شده بین دو نژاد بوده‌اند. گاندالف اصرار کرد که الف و دورف همچنان دوست باقی بمانند چون او به کمکشان احتیاج دارد.
    سفر از میان موریا چندین روز طول کشید. در ۱۵ ژانویه در تالار مازاربول، آنها آرامگاه بالین را پیدا کردند، کسی که یک گروه را سی سال پیش به موریا هدایت کرده بود ولی آنها به سرنوشت شومی دچار شده بودند . بعد از آن یاران مورد حمله اورک‌ها قرار گرفتند. لگولاس به گلوی دو تا از آنها تیر زد، و همه همراهان سیزده نفر را کشتند. اورک‌ها عقب نشینی کردند و یاران فرار کردند. لگولاس مجبور شد تا گیملی را بکشاند تا او را از مقبره پادشاهش بالین دور کند.
    بر روی پل خزد – دوم ، لگولاس یک موجود از سایه و آتش دید که نزدیک می‌شود و فهمید که آن یک بالروگ است. گاندلف به دیگران گفت که فرار کنند و او با بالروگ جنگید تا زمانی که هر دو به درون مغاک سقوط کردند.

    یاران راهشان را به طرف جنگل‌های لوتلورین ادامه دادند. لگولاس فهمید که فرودو و سام عقب ماندند، و آنها توقف کردند تا زخمهای هابیت‌ها را درمان کنند. به هر حال آنها به مرزهای طلا بیشه رسیدند. لگولاس هرگز در لوتلورین نبوده‌است، ولی او شنیده بود که الف‌هایی که هنوز آنجا زندگی می‌کنند بوسیله یک نیروی مخفی محافظت می‌شوند.
    در نیمرودل، لگولاس یک آواز الفی خواند که نهر نامیده می‌شد. سپس او شروع کرد به بالا رفتن از یکی از درختان مالورن تا به دنبال جان پناهی برای همراهانش باشد، ولی یک صدای صحبت کردن به زبان الفی از بالای شاخه‌ها او را متوقف کرد. الف‌ها نگهبانان مرزهای لوتلورین بودند، و آنها صدای آواز خواندن لگولاس را شنیده بودند و او را به عنوان یکی از همنوعان شمالی شان شناخته بودند. آنها از او تقاضا کردند که همراه فرودو به بالای سکوی چوبی یا فلت بیایند.

    فرمانده خودش را هالادیر معرفی کرد و لگولاس به او گفت که همراهانش چه کسانی بودند. هالادیر وقتی که شنید یکی از آنها دورف هستند راضی نبود. بعد از سوال کردن از لگولاس او قبول کرد که گیملی می‌تواند بماند، ولی به شرطی که لگولاس مراقب او باشد.
    روز بعد گیملی امتناع کرد که تنها فرد گروه باشد که زمانی که از میان درختان عبور می‌کنند چشمانش بسته باشد. دورف گفت که او قبول خواهد کرد اگر لگولاس هم چشمانش بسته باشد، و الف پاسخ داد «امان از دست این دورف‌ها و کله شقی آنها !». سرانجام آراگورن آنها را قانع کرد که توافق بکنند و تمام یاران با چشمان بسته رفتند، با وجود این لگولاس خوشحال نبود.
    لگولاس گفت: «افسوس که چه روزگار پر حماقتی است !» اینجا همه دشمنان یک دشمن هستیم، آن وقت من باید با چشمان بسته راه بروم، در حالی که آفتاب سرزمین جنگلی ، زیر برگ‌هایی از طلا دل آدم را از شادی پر می‌کند. یاران حلقه – لوتلورین – ص ۳۶۲
    روز ۱۷ ژانویه در کاراس گالادهون، یارن قبل از ارباب و بانوی طلا بیشه به آنجا برده شدند. یاران برای یک ماه در لوتلورین باقی ماندند. الف‌های لوتلورین برای گاندلف سوگواری کردند، ولی لگولاس آنها را برای دیگران ترجمه نکرد چون او هنوز از ازدست دادن جادوگر اندوهگین بود. لگولاس بیشتر وقتش را در میان الف‌ها می‌گذراند، او همچنین گیملی را همراه خودش می‌برد و آن دو شروع کردند به محکم کردن پیوند دوستی بین خودشان که همراهانشان را بسیار متعجب کرد.

    در ۱۶ فوریه یاران لوتلورین را ترک کردند. لگولاس یک کمان گالادهیریمی و یک تیر دان پر از تیر از بانو گالادریل دریافت کرد. آنها به طرف آندوین پایین رفتند، و لگولاس یک قایق را با گیملی شریک شد. دورف به خاطر جدا شدن از گالادریل اشک ریخت و متحیر شد که چرا به دنبال این ماموریت آمده‌است. لگولاس دوستش را دلداری دارد.
    «افسوس بر همه ما! بر همه آنها که در این روزگاران پسین پا به عرصه گیتی می‌گذارند. زیرا اسم این روزگار چنین است: یافتن و از کف دادن، به مانند کسانی که ساحل را از قایق شناورشان در رودخانه می‌بینند. ولی من تو را نیک بخت می‌شمارم گیملی پسر گلوین: زیرا از کف دادن تو ، به اراده خود تو است و فرصت انتخابی دیگر را داشتی. ولی تو همراهانت را رها نکردی و کمترین پاداشت خاطره لوتلورین است که همیشه شفاف و بی خدشه در قلبت خواهد ماند و رنگ نخواهد باخت و طراوتش را از دست نخواهد داد.» یاران حلفه – وداع با لورین – ص ۳۹۵

    در شب ۲۳ فوریه، اورک‌ها به یاران حلقه از طرف ساحل شرقی تیر انداختند. سپس یک سایه بزرگ از بالای سر آنها عبور کرد، ستاره‌ها ناپدید شدند، و ترس به درون قلب‌های یاران نفوذ کرد. لگولاس به طرف سایه تیر اندازی کرد و سپس یک صدای جیغ از آسمان به پایین افتاد. الف نمی‌دانست که چه چیزی را زده‌است، ولی فرودو احساس کرد که آن چیزی که از بالای سر آنها پرواز کرده‌است یکی از نزگول‌ها بوده‌است. آن طور که بعداً معلوم شد، لگولاس یکی از اژدها‌هایی را که توسط نزگول‌ها به عنوان مرکب استفاده می‌شده‌است را زده‌است، با وجود این سوار آن زنده ماند. در ۲۶ فوریه در آمون هن، وقتش بود که راه بعدی شان را را انتخاب کنند. فرودو تنهایی رفت که تصمیم بگیرد چه کار کند. لگولاس حدس زد که آنها با همراهی با او به او کمک خواهند کرد، گفت که او به رفتن به میناس تریت رای می‌دهد، ولی در نهایت او به هر کجا که فرودو انتخاب کند خواهد رفت. «بدرود گفتن اکنون نشانه بی وفایی است.»

    ولی بعداً برومیر به آنها گفت که او و فرودو مشاجره کردند و بعد فرودو ناپدید شد. اعضای یاران حلقه به مسیرهای مختلف رفتند تا به دنبال او بگردند. لگولاس و گیملی در میان درختان با اورک‌ها روبه رو شدند و بسیاری از آنها را کشتند، ولی بعداً آنها صدای شیپور بزرگ برومیر را شنیدند. آنها بسیار دیر به کمک او آمدند، چون او در حال دفاع از مری و پی پین کشته شده بود. آراگورن حکم کرد که فرودو و سام به طرف موردور رفته‌اند و مری و پی پین به طرف آیزنگارد برده شدند. او تصمیم گرفت که آنها باید اورک‌هایی را که دو هابیت جوان را اسیر کرده‌اند تعقیب کنند. لگولاس گفت که آنها نباید جسد برومیر را برای لاشخورها رها کنند، بنابراین آنها جسد او را در یک قایق به طرف پایین آندوین فرستادند.
    آنها با گامهای سریع و چابک به دنبال آنها رفتند و ۴۵ فرسنگ را در زمین‌های روهان در کمتر از چهار روز طی کردند. لگولاس احتیاجی به خوابیدن ندارد، و او به استراحت و توقف میلی نداشت. او به همراهانش اصرار می‌کرد که به سوی جلو بروند. می‌گفت: " فکر آنکه آن بچه‌های شاد را مثل بره به زور می‌برند، دلم را آتش می‌زند.

    چشمان تیز لگولاس قادر بودند که دنباله دشمنانشان را از یک مسافت بسیار زیاد از میان زمین‌ها ببیند. در صبح چهارمین روز، او یک گروه از مردان سواره را از پنج فرسنگی دید که نزدیک می‌شوند. آنها سواران روهان بودند که توسط ائومر فرماندهی می‌شد، ارتشبد سوم چابک سوار، که خواستار دانستن ماموریت آنها شد. زمانی که گیملی و ائومر نزدیک بود که سر توهین به گالادریل بینشان دعوا شود، لگولاس سریعاً به دفاع از دوستش پرداخت، ولی آراگورن مداخله کرد.
    آراگورن خود را به عنوان وارث ایزیلدور معرفی کرد، و به نظر لگولاس رسید که یک شعله سفید بر روی پیشانی آراگورن مانند یک تاج می‌درخشید. ائومر به داستان آنها گوش داد وبه آنها اسب‌هایی داد که حرکت آنها را در مسیرشان تسریع ببخشد. لگولاس بدون زین و افسار سوار بر آرود شد، و گیملی هم با ناراحتی در پشت او نشست.

    ائومر گفت که سوارانش همه اورک‌ها را کشته‌اند، و سپس سه شکارچی به کپه سوخته شده لاشه‌ها در نزدیک مرز فنگهورن رسیدند، آنها هیچ نشانی از هابیت‌ها پیدا نکردند. آن شب آنها یک پیرمرد عجیب نزدیک محل اقامتشان دیدند، و بعد اسب هایشان فرار کردند. لگولاس گفت که اسب‌ها نترسیده بودند ولی گویا که یک دوست قدیمی را ملاقات کرده بودند.
    صبح روز بعد، رد هابیت‌ها آنها را به درون جنگل فنگهورن هدایت کرد. لگولاس افسانه‌هایی در میان مردمانش شنیده بود که اونودریم‌ها یا انت‌ها از زمان قدیم آنجا زندگی می‌کرده‌اند. جنگل احساس قدیمی بودن به او می‌داد و پر از خاطره. او فهمید که درختان شیطانی نبودند با وجود این تکه‌هایی از تاریک هم وجود داشت، ولی یک حس هشیاری و عصبانیت وجود داشت، که جنگل به آن تن داده بود.
    لگولاس در یک نظر کوتاه متوجه پیرمردی شد که در شنلی خاکستری در میان درختان قدم می‌زند. آنها اول فکر کردند که او سارامون است، ولی بعد پیرمرد شنلش را درآورد و لگولاس او را به عنوان گاندلف تشخیص داد. جادوگر از جنگش با بالروگ و بازگشتش به عنوان گاندلف سفید را به آنها گفت. او پیغام‌هایی از جانب گالادریل آورده بود، که به لگولاس گفته بود:
    « لگولاس سبز برگ، ای که در زیر درختان دیر زمانی به شادی زیسته‌ای. مراقب دریا باش! اگر فریاد مرغان نوروزی را در ساحل بشنوی دیگر دلت را در جنگل آرامشی نخواهد بود.» دو برج – سوار سفید – ص ۱۰۶

    لگولاس زمانی که گاندالف به آنها گفت که مری و یی پین با یک انت به نام چوب ریش در امان هستند و انت‌ها می‌خواهند بر علیه سارامون قیام کنند شگفت زده شد، سارامون کسی بود که درختان زیادی را در جنگل نابود کرده بود. گاندلف شتاب داشت. وقتی که شدوفکس به ندای گاندلف پاسخ داد، اسب‌های دیگر آرود و هاسافل هم با او آمدند چون شدوفکس سردسته آنها بود و این او بود که لگولاس صدایش را شنیده بود که آنها را به ملاقات در شب دعوت کرده بود.
    در ادوراس، گاندالف شاه تئودن را متقاعد کرد که برای جنگ با سارامون بتازد. لگولاس در زره با سواران روهان به صف در آمد و با آنها تازید. در نبرد هلمز دیپ در شب ۳- ۴ مارچ، ارتش ده هزار نفری سارامون اقدام به یک یورش به روهیریم‌ها کردند. لگولاس با کمانش و چاقوی بلندش حسابی سرش شلوغ بود. در پایان او چهل و یک اورک را کشته بود، ولی گیملی با یک عدد از او جلوتر بود.

    سرانجام گاندلف با ارکنبراند و هزار سوار رسید. نگاه کنید، لگولاس شگفت زده شده بود که جنگلی در یک شب در دره ظاهر شده‌است. اورک‌ها به درون جنگل فرار کردند و دیگر هرگز دیده نشدند. بعداً زمانی که لگولاس از میان درختان به طرف جاده آیزنگارد می‌تاخت، او یک خشم بزرگی را از جانب درختان احساس می‌کرد – که بعدها او فهمید که آنها هورن‌های فنگورن هستند – و زمانی که برگشت و عقب را نگاه کرد او چشمانی را در میان شاخه‌ها دید. او تقریباً بازگشت ولی بوسیله گیملی و گاندلف متوقف شد. هنوز هم لگولاس امیدوار است که روزی به فنگهورن برود، و گیملی هم قبول کرد که با او برود به شرطی که لگولاس هم به دیدن غارهای درخشان که در پشت هلمز دیپ قرار دارد برود.

    در ۵ مارس سه صیاد با مری و پی پین در آیزنگارد یکی شدند، و همچنین لگولاس با چوب ریش ملاقات کرد. مذاکراتی با سارامون صورت گرفت و گاندلف عصای آن خیانت کار را شکست و او را از فرقه جادوگران بیرون کرد.
    روز بعد، آراگورن تصمیم گرفت که راه جاده مردگان را به طرف ساحل جنوبی در پیش بگیرد، به خاطر این که او به پلانتیر اورتاک نگاه کرده بود و او کشتی‌های دزدان دریایی را که میناس تیریت را تهدید می‌کردند دیده بود.
    لگولاس تصیم گرفت که او را همراهی کند، گفت که او از مرگ نمی‌ترسد. آرود از رفتن به درون در تاریک امتنا می‌ورزید، ولی لگولاس اسب را تسکین داد و او را به داخل هدایت کرد. گیملی هم خیلی ترسیده بود ولی او دوستش را دنبال کرد.

    بر روی تپه سنگ ارخ، آراگورن مردگان را صدا زد تا سوگندشان را تکمیل کنند، و آنها به طرف پلارگیر پیش رفتند جایی که سپاه مردگان کشتی‌های دزدان دریایی را به تصرف در آوردند. آنجا لگولاس صدای مرغان دریایی را شنید، به هر حال او هنوز دریا را ندیده بود. او یک احساس اشتیاق و هوس به دریا پیدا کرد همان طور که گالادریل آن را پیش گویی کرده بود. برای یک لحظه او جنگ را فراموش کرد، ولی او سریعاً به تعهدی که داده بود بازگشت و به پیش رفت.

    لگولاس و گیملی همراه با آراگورن به طرف بالای آندوین قایق راندند و در روز ۱۵ مارس در هنگام جنگ دشت‌های پله نور به میناس تریت رسیدند. بعد از پیروزی در نبرد، الف و دورف به درون شهر رفتند تا اینکه به دنبال مری و پی پین بگردند. لگولاس به این نکته اشاره کرد که باغ‌های بیشتری نیاز است و این در گروی آن است که آراگورن تاج گذاری بکند و در آن صورت مردمش درخت‌ها و پرنده‌های بسیاری به این جا خواهند آورد. زمانی که لگولاس شاهزاده ایمراهیل از دول آمروس را ملاقات کرد، به او تعظیم کرد چون در ایمراهیل خون مردم نیمرودل از لوتلورین از زمان‌های بسیار قدیم تشخیص داده بود.

    فرماندهان غرب تصمیم گرفتند که به طرف دروازه سیاه پیش روی کنند و در یک تلاش دشمن را به خودشان مجذوب کنند تا به اندازه کافی حواس سائورون پرت بشود تا حامل حمله ماموریتش را تکمیل کند. لگولاس، هم به عنوان نماینده الف‌های سیاه بیشه و هم به خاطر علاقه زیاد به آراگورن تصمیم گرفت که با آنها برود. سپاه غرب در روز ۲۵ مارس به دروازه سیاه رسیدند و آنها با نیروهای سائورون در نبرد مورانون جنگیدند تا اینکه حلقه نابود شد و سلطنت سائورون خاتمه یافت.

    یاران حلقه در جشن وپایکوپی بر روی زمین‌های کورمالن دوباره به هم ملحق شدند و لگولاس در جنگل‌های ایتیلن با خوشحالی سرگردان شد. او تصمیم گرفت اگر تراندویل به او اجازه بدهد در آنجا با تعدادی از مردمش ساکن بشود بدهد.
    آراگورن در روز ۱ می‌به عنوان پادشاه تاج گذاری کرد و یاران حلفه تا روز ازدواج او با آروئن در روز وسط سال در میناس تریت باقی ماندند. یاران در روز ۱۹ جولای میناس تریت را ترک کردند. زمانی که آنها به هلمز دیپ رسیدند، لگولاس همان طور که قول داده بود همراه با گیملی به غارهای درخشان رفت و الف از آنچه دیده بود هیچ سخنی نمی‌توانست بگوید. در آیزنگارد گیملی و لگولاس با همراهانشان وداع کردند و به دیدن فنگورن رفتند.

    لگولاس الف‌هایی را از قلمروی درختان به ایتیلن آورد، و سرزمینی که زمانی در اثر غفلت کردن به درون سایه موردور افتاده بود دوباره در اثر مراقبت آنها به کمال زیبایی رسید. ولی آیا لگولاس هرگز صدای دریا را که از رودخانه بزرگ بالا می‌آمد را شنید ؟ زمانی که آراگورن در سال ۱۲۰ دوران چهارم فوت کرد، لگولاس تصمیم گرفت که به دنبال دلش و آن چه در قلبش است برود. او یک قایق خاکستری ساخت و به طرف پایین آندوین قایق راند. گفته می‌شود که دوست بزرگ او گیملی، او را همراهی کرده‌است، و آن دو آخرین اعضای یاران حلقه سرزمین میانه را ترک کردند و از روی دریا به طرف غرب پیش راندند...
    ویرایش توسط SHAHIN : 12-14-2010 در ساعت 10:53
    lotr به این پست علاقمند بوده است.

  16. 6 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  17. #27
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    خیلی جالب و کامل بود. با اینکه طولانی بود ولی با لذت همه اشو خوندم...
    ممنون شاهین جان

  18. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  19. #28
    Banned
    Shabnam آواتار ها
    وضعیت : Shabnam آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 45
    سپاس ها : 100
    سپاس شده 42 در 23 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    سلام واقعا عالي بود من تازه وارد انجمن شدم اما از اين تحليل كامل بي نهايت لذت بردم

  20. کاربر روبرو از پست مفید Shabnam سپاس کرده است .


  21. #29
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shabnam نمایش پست ها
    سلام واقعا عالي بود من تازه وارد انجمن شدم اما از اين تحليل كامل بي نهايت لذت بردم
    با عرض تشکر از شبنم عزیز، به انجمن سینما سنتر خوش آمدید.

    ادامه معرفی شخصیت ها


    فرودو بگینز _ الیجا وود

    تولد: ۲۲ سپتامبر سال ۲۹۶۸ د.س
    مرگ
    : سفر به والینور


    فرودو بگینز هابیتی در دوران سوم، و مشهورترین شخص از مردم خویش بود زیرا نقش مهمی را در ماجرای حلقه ایفا کرد. در طی اقدام حماسی‌اش، او حلقه یگانه را به کوه هلاکت برد و در آنجا آن را نابود کرد، و با این کار شهرت و آوازه‌ای بدست آورد که نصیب هیچ هابیت دیگری در سرزمین میانه نشده بود. یکی دیگر از اتفاقات ویژه در زندگی او، این بود که بعنوان یکی از حاملان حلقه، جزء سه هابیتی بود که سرزمین میانه را به مقصد آمان ترک گفتند و آنجا در آرامش مردند.
    فرودو فرزند دروگو بگینز و پریمولا برندی‌باک، در ۲۲ سپتامبر سال ۲۹۶۸ دوران سوم به دنیا آمد. او بیشتر دوران کودکی‌اش را در برندی هال باک‌لند، محل زندگی خانواده مادری‌اش گذراند. او از آن سرزمین خاطرات بدی به همراه داشت، مخصوصا از ماگوت مزرعه‌دار، کسی که فرودو در کودکی قارچ‌هایش را دزدیده بود. در سال ۲۹۸۰ زمانی که فرودو تنها دوازده سال سن داشت، پدر و مادرش در رودخانه برندی‌واین غرق شدند. برندی‌باک‌ها او را که تک فرزند بود به برندی‌هال بردند تا زمانی که پسر عموی پدرش، بیلبو سرپرستی وی را بر عهده گرفت و او را وارث خود اعلام کرد.او و فرودو در تاریخ تولد (۲۲ سپتامبر) مشترک هستند. فرودو گمان می‌کرد که بیلبو عموی اوست (فرودو اولین برادر زادهٔ بیلبو بود و دومین برادر زاده‌اش به یکباره ناپدید شده بود.) بیلبو چند سالی را با او در بگ‌اند(خانهٔ بیلیو) زندگی کرد. در طول دوازده سال، بیلبو زبان الفی را به او یاد داد و آن دو معمولاً با یکدیگر به این زبان صحبت می کردند.

    مبارزات فرودو

    قابل ذکر است که فرودو در طول ماموریتش هیچ موجودی را نکشت. هرچند که چند بار به مبارزه با دشمنانی نیرومند برخاست. او در ودرتاپ جاهلانه قصد داشت با نزگول مبارزه کند و همینطور در موریا پای یک ترول را زخمی کرد.
    او در طول ماموریتش بارها زخمی شد. بار اول، در مبارزه با نزگول، با تیغهٔ مورگول جراحت سختی برداشت. بار دیگر در موریا با یک نیزه به او حمله شد اما اینبار زره میتریل، که بیلبو به او داده بود، جانش را نجات داد. در گذرگاه کریت‌آنگول توسط نیش شلوب مسموم شد و نهایتا در کوه هلاکت، گالوم یکی از انگشتانش را برید تا حلقه را از آن خود کند.

    توضیحات و لوازم

    تنها یک بار ظاهر فرودو آن هم توسط گندالف شرح داده شده، «فردی قوی بنیه با گونه‌های سرخ». او یک هابیت بلند قد بود، با چهره‌ای زیباتر از تمام هم نوعانش. چانه‌ای شکاف دار، چشمانی روشن، و شخصیتی جسور از دیگر مشخصات اوست.
    فرودو یک شمشیر کوچک الفی بنام استینگ با خود داشت و زرهی از میتریل را در زیر لباس‌هایش می‌پوشید، که هردوی آنها را از بیلبو دریافت کرده بود. در لوتلورین گالادریل شنلی الفی و یک بطری کوچک که نور ستاره ائارندیل را با خود داشت، به او داد.

    نام‌ها و القاب

    فرودو بگینز- فرود در انگلیسی قدیمی به معنی «با تجربه» است. بگینز احتمالا از نام بگ اند گرفته شده.

    1. حامل حلقه- او این لقب را به دلیل داشتن حلقه یگانه گرفت.
    2. دوست الف- این لقب توسط گیلدور اینگلوریون به او داده شد.
    3. آقای آندرهیل- او از این نام در مهمانخانه اسبچه راهوار استفاده می‌کرد تا هویتش پنهان بماند.
    4. هافلینگ- نامی که برای او در رویای برومیر استفاده شده.
    5. ارباب- سم‌وایز گمجی بعنوان باغبان فرودو و گالوم او را ارباب صدا می‌زدند.
    6. فرودو ۹ انگشتی- این نام را بعد از اینکه گالوم یکی از انگشتان او را برید، گرفت.
    7. دائور- این نام به معنی «نجیب» است و در دشت‌های کورمالن او را به این نام می‌خواندند.
    8. یورهائل- نام سیندارین فرودو که از کلمات یور به معنی «پیر» و هائل به معنی «عاقل» می‌آید.
    9. مائورا لابینگی- نام هابیتی فرودو بگینز.
    10. بینگو بگینز- نام فرودو در پیش نویس‌های ابتدایی ارباب حلقه‌ها.
    11. برونوی آتان هارتاد- نامی که توسط گندالف در نسخه ابتدایی ارباب حلقه‌ها به فرودو داد، که در تاریخچه سرزمین میانه مشخص شد. به معنی «پایداری آنسوی امید» است.
    ویرایش توسط SHAHIN : 12-18-2010 در ساعت 09:15

  22. 4 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  23. #30
    Faramarz آواتار ها
    وضعیت : Faramarz آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    نوشته ها : 236
    سپاس ها : 509
    سپاس شده 701 در 222 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 202 تاپیک

    پاسخ : 12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه

    ارباب حلقه ها یکی از فیلم های مورد علاقه منه ، و واقعا از خوندن این تحلیل های زیبا و دقیق کیف کردم
    شاهین جان خیلی ممنون و خسته نباشید

  24. کاربر روبرو از پست مفید Faramarz سپاس کرده است .


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: 12-24-2013, 23:47
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 09-11-2013, 17:26
  3. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 59
    آخرين نوشته: 03-14-2013, 21:43
  4. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.13- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش دوم دو برج
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: 12-26-2012, 10:22
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 11-17-2012, 00:17

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •