سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفي Fight Club

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
نمایش شاخه ای3علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط .:SaMi:.

موضوع: معرفي Fight Club

  1. #1
    دیمن بازگشت
    .:SaMi:. آواتار ها
    وضعیت : .:SaMi:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : بروجرد
    سن: 23
    نوشته ها : 315
    سپاس ها : 1,177
    سپاس شده 687 در 218 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 521 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    معرفي Fight Club



    و این بار میرسیم به معرفی فیلم زیبای باشگاه مشت زنی....یا به عبارتی"Fight Club "....
    فیلمی که دیوید فینچر بزرگ بار دیگر نشان از خلاقیت و نبوغ کارگردانی خود داد و به دنیا نشان داد واقعا اسکار در حقش همیشه کم لطفی میکند.
    فینچر این فیلم را نه فقط برای خشونت کامل..بلکه از خشونت برای رسیده به هدف ارمانی یک مرد درست کرد.این فیلم را نمیشه در رده فیلم های اکشن قرار داد....بلکه یک نوع تراژدی خاص را در بر میگیرد...این هنر دیوید فینچر میباشد.
    این فیلم...یک فیلم معمولی نیست...فیلم دیوید فینچر فیلمیه که برای بیننده در نگاه اول قابل حضم نیست...و اگر همون اول نتونستی فیلم رو درک کنی بهتر که ادامش ندی....چون فینچر این فیلم را برای عموم نساخته است...این فیلم مثل فیلم های دیگر هالیوود که ایده ای مشابه را به پیش میگیرند نیست...بلی.....این یک ژانر جدید در و این فیلم مختص فینچر است.


    "
    fight club فیلم سینمایی آمریکایی محصول سال 1999 بر پایه رمانی از Chuck Palahniuk است
    کارگردان فیلم دیوید فینچر است و Edward Norton, Brad Pitt, و Helena Bonham Carter در آن به ایفای نقش می پردازند
    نورتون در نقش پیشکسوت ناشناسی که ارتباطش با شغلش و جامعه آمریکایی قطع شده ایفای نقش میکند.او یک فایت کلاب را به همراه Tyler Durden (برد پیت)تاسیس میکند و درگیر رابطه ای با او و یک زن فاسد به اسم مارلا(بونهام کارتر)میشود
    رمان این فیلم را تهیه کننده ی 20th Century Fox به نام Laura Ziskin انتخاب کرد و او Jim Uhls را برای نوشتن فیلمنامه ای از روی این داستان استخدام کرد
    فینچر یکی از 4 کارگردان برگزیده برای این فیلم بود که بدلیل اشتیاقش به این کار استخدام شد.کارگردان و عوامل این فیلم آن را با (Rebel Without a Cause (1955 و (The Graduate (1967 مقایسه میکنند
    فینچر مقداری خشونت به فیلم تزریق کرد برای به وجود آوردن تشبیهی میان نسل جوان و سیستم تبلیغاتی ارزشمند "


    کارگردان:دیوید فینچر

    نویسنده:چاک فالا نویک

    تهیه کننده:ارت لینسون

    کمپانی:قرن بیستم

    بودجه فیلم:63 میلیون دلار

    فروش کل:110 میلیون دلار

    بازیگران:

    براد پیت در نقش تیلور دوردن

    ادوارد نورتون در نقش نریتور

    هلنا بانهم در نقش ماریا سینگر

    میت لوف در نقش رابرت باب

    زاک گرینیر در نقش ریچارد چلسر


    این فیلم نامزد 1 جایزه اسکار و همچنین برنده 4 جایزه دیگر از جشنواره های متعدد میباشد.
    در رتبه بندی فیلم مقام 14 را دارا میباشد



    Fight Club (1999) - IMDb

    تهیه مطلب:امیر(Anti Trust)
    مترجم:سامان(Sami)
    تعاریف و امار:امیر(Anti Trust)
    اختصاصی سینماسنتر


    این مطالب تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است . لذا هر گونه کپی برداری از این مطالب بدون اجازه نویسنده و سایت سینماسنترwww.cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب می گردد
    ویرایش توسط Ali_Silent-Killer : 11-30-2011 در ساعت 17:01
    khansa به این پست علاقمند بوده است.


  2. کاربر روبرو از پست مفید .:SaMi:. سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  2.jpg
مشاهده: 352
حجم:  63.6 کیلو بایت


    باشگاه مشت زنی ورطه ایست برای به چالش کشیدن درون و پیرامون انسان در دنیای به معنای واقعی مدرن. دنیایی که قهرمان ندارد، دنیایی که هویت و شخصیت انسان براساس برند brand محصولات مصرفی تعیین و شناخته می شود. دنیایی پر از آدم کوتوله ها که بر شانه های غول تاریخ ایستاده اند و با وجود اینکه وسعت دیدشان بیشتر از تمامی گذشته است، اما توانایی فرد در آن به مراتب کمتر است. دنیایی پر از انسانهای با تناقضات درونی. دنیایی که در آن هویت، تنها با یک انقلاب، آنهم توسط خود انسان و آن جنبه از انسان که با آن به شدت بیگانه است و تا حد زیادی از آن ابا و واهمه دارد باید صورت بگیرد، قابل تغییر است. در هر صورت گفتنی ها و لایه های این فیلم بسیار بیشتر از مجال یک نظر ساده است.

    نقد کوتاه : باشگاه مشت زنی شاهکاریست به تمام معنا از کارگردان Se7en با بازیه زیبا و به یاد ماندنیه براد پیت و ادوارد نورتن . این فیلم زیباست چون زیبا ساخته شده است و همه چیز را کامل بیان میکند . این فیلم را از دست ندهید
    ویرایش توسط Ali_Silent-Killer : 11-30-2011 در ساعت 17:05
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفي Fight Club

    آقايون. به باشگاه مشت زني خوش اومدين
    اولين قانون باشگاه مشت زني اينه که

    در مورد باشگاه مشت زني با کسي حرفي نمي زنيد.
    دومين قانون باشگاه مشت زني اينه که
    در مورد باشگاه مشت زني با کسي حرفي نمي زنيد.

    سومين قانون باشگاه اينه که
    اگه يه نفرد داد بزنه بسه يا از حال بره يا با دست به زمين بزنه دعوا تمومه.

    چهارمين قانون اينه که
    توي هر دعوا فقط دو نفر ميتونن باشن.

    قانون پنجم
    هر نوبت فقط يه دعوا
    قانون ششم. پوشيدن پيراهن و کفش ممنوعه.

    قانون هفتم.يه مبارزه تا جايي ادامه پيدا ميکنه
    که ادامه پيدا مي کنه.

    و قانون هشتم و آخر اينه که
    اگه شب اوليه که به باشگاه مشت زني مي آيد
    بايد مبارزه کنيد
    این فیلم شاید در نگاه اول یه تریلر غافلگیر کننده بنظر بیاد ولی بیاید کمی عمیق تر بهش نگاه کنیم؛فایت کلاب مال دنیاییه که مردمش مشغول پر کردن خونشون با لوازم اضافی هستن، دنیایی که اضطراب سوء تغذیه ذهن آدماشو پر کرده،دنیاییه که مردمش بیست دلار بابت هر قالب صابونی میدن که از چربی های دفع شده خودشون درست شده! تو این چرخه اسم آدما میشه “مصرف کننده”. شاید تایلر داردنآنارشیست بنظر بیاد ولی اون یه متعادل کننده ست؛ این تمدن از حد گذشته. چه ایده خوبیه اینکه ساختمون های موسسات اعتباری رو نابود کنی، تا وابستگی آدمایی که شخصیتشونو معادل اعتبار کارتشون می دونن بزور قطع بشه( تو اون مقدار پولی که تو بانکه نیستی) چرا آدمای تو این دنیا نمی خوان قبول کنن که فقط وقتی همه چی رو از دست داد میشه هر کاری خواست انجام داد.دنیای فایت کلاب دنیای به ته خط رسیدن هاست(یه قدم به ته خط نزدیک تر شدی) دنیایی که غم واقعی توش غم اختگیه!
    نسلی مورد بحثه که هیچ جنگ بزرگی ندیده و هیچ رکود بزرگی هم نداشته، جنگش روحیه و رکودش هم درونی. جهان فیلم تا حد زیادی ذهنیه؛قرارگاه تایلر جاییه که موقع بارون برقها قطع میشه، اگه وارد اونجا بشین بعد از مدتی TV و یخچال و …خلاصه تمام لوازم زندگی مدرن یادتون میره. اونجا آرامگاه بشره، جاییه که پروژه انهدام مدرنیته بنیان گذاشته میشه، ارتش آقای داردن اونجا هستن، در پایین ترین جاش هم آبه! تو خود فایت کلاب شما پاک میشید از مظاهر تمدن مدرن، نه پیرهنی، نه کفشی، هر شب هر کسی فقط یه بار فرصت داره مبارزه کنه. نتیجه مهم نیست، این رونده که اهمیت داره. بیرون از این دنیا کسی تمایل به دعوا نداره، همه انگار می خوان با گفتگو حلش کنن.
    تئوریسین فایت کلاب معتقده که با مبارزه در مسیر اصلی قرار می گیریم، اون میگه که بعد از مرگ تمام اعضا تازه اسم پیدا می کنن. فایت کلاب اثریه درباره قدرت ادراک ، اگه به یه جا برسیم که بفهمیم تو چه لجنی فرو رفتیم، سریع تعجب می کنیم و همه چی رو منکر میشیم.”سایفر” تو فیلم متریکس، موقع خوردن استیک به “مامور اسمیت” میگه “جهالت سعادته”؛به این جمله فکر کنین، توی فایت کلاب هم نمود این حرفو می بینیم، فراموشی و جهالت ما رو بحال خودمون ول میکنه و با لبخند به کارمون ادامه می دیم مثل قصه کسی که از از ارتفاعی داره میفته ، هر چند ثانیه بخودش میگه ” تا اینجاش که خوب بوده” اين تمدن رو به سقوطو باید یه جایی به آتیش کشید، این جنگل بیش از حد پراکنده رو. بعضی از اوقات که از ارتفاع به جايي نگاه می کنم هم همین حس بهم دست میده! بدون درد، بدون بدبختی ما هیچ چیز نیستیم ، درد یعنی احساس، یعنی بیداری و این خودش به نوعی تمام بیچارگیه البته!!
    عصاره فایت کلاب توی جمله ادوارد نورتن بیان میشه که بعد از اینکه angelface رو داغون میکنه، در جواب تایلر میگه که ” احساس کردم باید یه چیز زیبا رو داغون کنم” چه حس آشناییه ای حس، به هم ریختن یه نظم قراردادی، یه صورت زیبا یا یه حس آرامش دروغی؛ کاری که بمبهای پروژه خرابکاری می کنن، بیاین با واقعیت روبرو بشیم.چه موقعیت جالبی! کسی که تو یبیمه کار میکنه، یعنی جایی که خواب خوشو برای شما تضمین میکنه، یه مسکنه برای شما، میشه بیدار کننده شما. راه نجات از این مهلکه گریز از مراکز تمدنه(نورتن به مارلا سینگر میگه از همه شهرهای بزرگ خارج بشه) شاید تو خیلی از موارد حرفهای فیلم شعاری بنظر بیان ولی گاهی هم شعار دادن لازمه، شعاری که بگه ” دنبال چیزی برو که دوستش داری” بگه ” سعی کن هیچ وقت کامل نباشی”. چهره با بک گراند آنارشیستی برد پیت و چهره معمولن ناراحت و آروم و خسته ادوارد نورتن از بهترین زوج های بازیگری تو سینما بودن. هلنا بونهم کارتر هم مثل خیلی از بازیهاش فوق العاده ظاهر شده بود و کاملن به نقش میومد؛ فینچر هم راه رو برای تاثیر از کلیپهای تبلیغاتی باز گذاشته بود ، صحنه های اکشن و جذاب فیلم اونقدر هستن که خسته نشین و به چیزی خارج از بحث فیلم کشیده نشین. ارجاعهایی هم به پرسونای اینگمار برگمان تو فیلم دیده میشه، تو صحنه ای که تایلر تصاویری رو بین فیلمها می گنجونه! فینچر به فکر دادن تسلای خاطر هم نیست( کما اینکه تو کارهای قبل و بعدشم نبوده و فیلمهاش آکنده از تلخی و سیاهی هستن)و فیلم با انفجارهای نهایی تموم میشه، بعد از دیدن فیلم اونایی که زیادی جوگیر باشن می خوان همه چی رو خراب کنن و یه عده هم که مثل من خستگی بیش از حد بهشون فشار آورده تر جیح میدن تو وان دراز بکشن ، یه پارچه خیش بندازن رو صورتشون و به این فکر کنن که دوست دارن از بین مشاهیر با کی مبارزه کنن، شما دوست دارین با کی مبارزه کنین؟
    راستش قبل از اينكه اين نقد رو بنويسم نقد هاي مختلفي درباره فيلم خوندم ولي تمامي نقدها به نظر مي رسه يه چيزي كم داره . چيزي كه تو بيشتر نقدها مورد توجه قرار گرفته خود باشگاه مبارزه و لت و پار كردن ادمهاست حتي بعضي ها از اين صحنه ها به عنوان ضحنه هايي براي جلب تماشاچي اسم بردند.
    ولي من مي خوام از يك ديدگاه ديگه به اين فيلم نگاه كنم و اون جنبه از فيلم رو در نظر بگيرم كه كمتر بهش پرداخته شده و اون چگونگي و نحوه أفرينش شخصيت تايلر توسط جك و بررسي شخصيت پردازي جك است كه با بازي خيره كننده ادوارد نورتون داراي يك پرسوناژ به ياد موندني شده .
    من مراحل خلق شخصيت تايلر رو به سه دسته تقسيم بندي مي كنم .
    اولين مرحله شخصيت پردازي وقتي اتفاق مي افتد كه جك براي اولين بار به كلينيك بيماران سرطاني مي ره .
    در اين سكانس ما شاهد روايت ماجراي زندگي يكي از بيماران هستيم و جك را مي بينيم كه روي صندلي بين جمع نشسته .
    بعد از اينكه مرد راوي در اثر تعريف داستان زندگي خودش و خيانت زنش به گريه مي افته و روانكاو براي أرامش دادن به اون بالاي سرش ميره .
    ما از نقطه نظر جك اين صحنه رو تماشا مي كنيم كه ناگهان تضويري در پشت دكتر نمايان ميشه .
    فكر كنم خيلي ها اين صحنه رو نديدن باشن اگه نديدني پيشنهاد مي كنم حتما يه بار ديگه اين صحنه رو ببيبين
    تصويري كه در پشت مرد ظاهر ميشه در واقع تضويري نا واضح از تايلر است كه با همون كت زرشكي رنگ در پشت روانكاو ايستاده . جك با ديدن اين تضوير يج حلظه روشو بر مي گردونه و اين سكانس در واقع أغاز أفرينش تايلر توشط جك است كه هنوز مبهمه .
    دومين مرحله درست زماني اتفاق مي افته كه بايد بيفته .
    يعني لحظه اي كه جك , مارلا رو براي اولين بار مي بينه و اونو تا بيرون كلينيك تعقيب مي كنه .
    ما تو اين صحنه از نقطه نظر جك شاهد رفتن مارلا در حيابان هستيم كه باز هم تصويري مبهم از تايلر ظاهر مي شه.
    اما سومين و أخرين مرحله ار مراحل خلق تايلر در فرودگاه مي گذره .
    جايي كه جك به نرده اي تكيه داده و به نظر مياد داره به چيزي فكر مي كنه و ما اين بار تايلر رو ديگه نه به عنوان يك تك فريم بلكه كاملا واضح مي بينيم كه از پشت جك عبور مي كنه و به نظر مياد اين أغاز أفرينش تايلر بوده كه شروع به حركت كرده و در ذهن أشفته جك خلق شده
    بار ديگه كه تايلر رو مي بينيم تو هواپيماست كه روي صندلي كنار جك نشسته .و. ديگه كاملا شكل شقصيت حقيقي به خودش گرفته.
    اما هنوزم جك مردده كه اين شخصيت رو خلق كنه يا نه .
    زيرا در همين سكانس از زبان تايلر از خودش مي خواد كه مي تونه از هواپيما خارج بشه .
    ولي جك مي خواد ادامه بده و اين راه رو تا أخر طي كنه.
    از اين به تماشاگر ديگه جك رو به عنوان يك شخصيت حقيقي قبول مي كنه ( البته تا سكانسهاي انتهايي فيلم كه ما مي فهميم تايلور در واقع مخلوق ذهني جك و خود مطلوب اونه ) و سير طبيعي داستان ادامه پيدا مي كنه .
    احساسا مي كنم 15 دقيقه اول فيلم باشگاه مشت زني يعني قبل از ملاقات جك و تايلر در هواپيما كليدي ترين قسمت فيلم باشه .
    اما قبل از اينكه اين نقد رو تموم كنم لازم ميدونم اين سوال رو مطرح كنم كه جك چرا اصلا بايد كسي مثل تايلر رو خلق كنه
    دليل اين امر رومي شه در شخصيت جك جستجو كرد كه به نظر مياد با زنها مشكل داره , از خودش راضي نيست . خواب راحتي نداره و يه جور بي انگيزه گي توش ديده مي شه ( در يك سكانس شاهد عوض كردن دكوراسيون خانه جك هستيم و علاقه خاصي كه اون نشون مي ده ولي خود جك همين خونه و دكوراسيون را منفجر مي كنه ؟؟؟)
    شايد يكي از دلايل مهمش وجود مارلا باشه .
    براي همين تالير رو خلق مي كنه.
    اين موضوع بارها تو فيلم نمايش داده مي شه .
    تضادي كه كاملا در دو شخصيت جك و تايلور هم ديده مي شه .
    خود ايده أل در برابر خود حقيقي قرار مي گيره و تعارص ايجاد مي شه .
    خودي كه جك مي سازه اوايل كاملا دوست داشتنيه ولي با كشته شدن باب ( دوست صمسمي جك كه تو كلينيك بيماران سرطاني أشنا شده بود ) و ساير اتفاقات ديكر فيلم رفتار مارلا و …….
    مبارزه جك بر ضد خودش أغاز مي شه. مبارزه اي كه به اين راحتي ها برنده اش معلوم نمي شه .
    با وجود اينكه ما در 30 دقيقه پاياني فيلم مي فهميم كه جك و تايلور در واقع يك نفرن .
    ولي فينچر خيلي زودتر از اين ها به ما اين واقعيت رو گوشزد مي كنه .
    من مي تونم چند تا مثال بيارم .
    1 : شباهت چمدان اين دو در هواپيما در اولين برخورد و عوض شدن چمدانها در صورتي كه ما مي بينيم تايلر چمدون خودش رو مي بره؟؟؟
    و …… 2: وقتي جك به ماريا مي گه تو خونه من چي كار مي كني؟ در حالي كه اون به طور واصح تو خونه تايلره ؟؟
    البته شيوه روايت داستان توسط فينچر كه به صورت اول شخس است به اين روند كمك مي كنه .
    ما در تمام صحنه ها شاهد حصور جك هستيم حتي يك سكانس هم بدون حضور جك نيست ( البته به جز سكانس كشته شدن باب كه وجود جك لازم بنوده )
    و ما ناچارا هر چيزي كه جك مي خواد كه ما بدونيم مي دونيم نه چيزي بيشتر.
    در نهايت فيلم باشگاه مشت زني فيلمي است پرماجرا كه تماما درباره درون گرايي است و سقوط أدم عصر حاضر به ورطه پوچي و بيهودگي و تلاش براي يافتن أرماني دوباره .
    اين فيلم گام بلندي براي فينچر در عرصه فيلمسازي بود و جايگاه فينچر رو به عنوان فيلمسازي صاحب سبك محكمتر كرد .
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  7. #4
    habibmp3 آواتار ها
    وضعیت : habibmp3 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    سن: 25
    نوشته ها : 388
    سپاس ها : 251
    سپاس شده 525 در 227 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 146 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی فیلم "Fight Club " (اختصاصی سینماسنتر)

    فايت كلاب ... فيلمي كه زندگي من رو دگرگون كرد!
    براي اولين بار دو سال پيش بود كه اين فيلم رو ديدم و نميدونستم هيجان ناشي از ديدن اين فوق شاهكار رو چطور خالي كنم ... تو چندتا فاروم اينترنتي اينقدر از فيلم تعريف كردم كه خيليا رفتن فيلمش رو ديدن ولي واكنششون مثل من نبود! در نظر اونا يه فيلم معمولي بود!
    نكته جالب توجه اينه كه همين چندي پيش رتبه اين فيلم تو سايت imdb ، رتبه 17 بود ولي الان مي بينيم كه رسيده به 14 كه واقعا در نوع خودش بي نظيره!
    فقط من تو سياست اين آكادمي اسكار موندم كه سال 99 چطور به اين فيلم اسكار ندادن و اسكار اون سال رو دادن به فيلم زيباي آمريكايي! نميگم فيلم زيباي آمريكايي فيلم بدي هستش ولي در مقابل فايت كلاب هيچي نيست ...
    يه چيز ديگه راجع به اين فيلم اينه كه بيشتر با روحيه مردها سازگاره تا زن ها ... اگه توجه هم كرده باشين وقتي كه راوي (ادوارد نورتون كه هيچوت اسمش رو تو فيلم نميفهميم!) براي كم خوابيش ميره دكتر و ميگه بدترين درده دكتر بهش ميگه اگه ميخواي بدوني درد چيه برو به كلينيك فلان تا مردهايي كه سرطان بيضه دارن رو ببيني! وقتي كه فيلم تموم ميشه و تيتراژ پاياني رو نشون ميده يه لحظه تصويري از آلت يه مرد رو نشون ميده كه با اين كارش نشون ميده اين يه فيلم مردونه است، هرچند كه ممكنه خيلي از خانوم ها نيز از اين فيلم خوششون بياد ...
    در وصف اين فيلم همين بس كه جزو سه فيلم برتريه كه تو عمرم ديدم و هرچي مي بينم عطش سيري ناپذير من نسبت به اين فيلم رو سير نمي كنه ...
    اينقدر عاشق اين فيلم هستم كه نسخه بلوري خالصش رو پيدا كردم و گرفتم ...



  8. #5
    khansa آواتار ها
    وضعیت : khansa آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2014
    سن: 26
    نوشته ها : 9
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : معرفي Fight Club

    واقعاً قشنگ بود از هر لحاظ که بشه بهش نگاه کرد... تضاد انسان با درونش...واقعاً جالب بود.. بعد از سرگذشت غریب بنجامین باتن به نظرم باشگاه مشت زنی بهترین کار فینچر بود البته این نظر من به عنوان مخاطب نوعی هست و نه یک منتقد فیلم..

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •