مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسی 100 جنگ بزرگ تاریخ (بخش بیست و یکم)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسی 100 جنگ بزرگ تاریخ (بخش بیست و یکم)

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    بررسی 100 جنگ بزرگ تاریخ (بخش بیست و یکم)

    فتح قسطنطنیه

    در زمانی که سلطان مراد اول با شکست های پی در پی یونانی ها مرزهای شرقی امپراتوری بیزانس را درهم کوبید تا 1453م. که سلطان محمد دوم موسوم به فاتح به پای دروازه های قسطنطنیه رسید کمتر از یک قرن طول کشید اما در همین مدت عثمانی ها از نیروی درجه دو مبدل به قدرت اول آسیا و اروپا شده بودند. حملات آنها را می توان ادامه امواج هجوم اقوام شرق دور علیه آسیای غربی و اروپای شرقی دانست. آنها اکنون پنج پادشاهی و ده ها امیر نشین را شکست داده و قصد داشتند آخرین اثر امپراتوری 1000 ساله رم شرقی را شکست دهند.


    سال 1453؛ تاریخ فتح دروازه ورودی اروپا

    قسطنطنیه شهری افسانه ای برای غرب بود. بارها نیروهای مهاجم تا پاهای این قلعه عظیم جلو آمده بودند اما حتی اعراب مسلمان در اوج قدرت نتوانستند این شهر را تسخیر کنند. اکنون برای غرب مسیحی، بیزانس و قسطنطنیه یا کنستانتینوپول یک «نماد» بود، نماد مقاومت.
    آنها همواره در نبرد با قدرت های شرق شکست خورده بودند و حتی علیرغم 2 قرن نبرد در جنگ های صلیبی نیز بازنده بودند و حالا باید به هر قیمت جلوی سقوط قسطنطنیه را می گرفتند.
    سلطان محمد دوم در ابتدای کار با چند شورش داخلی مواجه شد ولی بعدها دست به اصلاحات جدی در نیروهای ینی چری (جان نثار) زد و این واحدها را داراری قدرتی بسیار قابل توجه کرد. وی در زمستان 1452م. سپاهی 100 هزار نفری را متشکل از 20هزار چریک و 12هزار جنگجوی ینی چری آماده کرد در حالیکه از فلاخن های بزرگ و منجنیق بهره می برد.


    نبردهای نابرابر

    اروپاییان مطابق معمول دست روی دست گذاشتند و نیروی کمکی برای امپراتور بیزانس که (ملتمسانه از آنها یاری خواست) نفرستادند. تنها 2هزار نفر ونیزی و جنوایی به 5هزار نیروی مدافع قلعه کمک کردند. در این بین البته کمک 50 هزار نفر مردم شهر نیز (بخش اعظمی شهر را ترک کرده بودند) بی تأثیر نبود.
    مردان جنوایی نیز به دلیل برخورداری از فنون دفاع شهری مردم را خوب آموزش دادند و حصارها و قلعه ها را به خوبی بازسازی کردند. از آن طرف مردم شهر نیز کلیه مایملک خود را برای خدمت به شهر گرد آوردند اما ظاهرا این نیروها به تنهایی برای مقابله با ارتش ترک کافی نبود. سلطان محمد از طرف دیگر به دنبال ایجاد یک نیروی دریایی بسیار قوی نیز بود تا بتواند قسطنطنیه را از سه سو مورد هجوم قرار دهد. وی 120 ناو جنگی را به اطراف بسفر فرستاد.


    آغاز حمله

    از 6 آوریل 1453م. محمد دوم در حالیکه نیروهایش آماده حمله بودند توپ های عظیم خود را به میدان آورد. این سه توپ که یکی از آنها گلوله ای به وزن 300 کیلو را پرتاب می کرد، سبب وحشت یونانی ها شد. وی پس از آنکه شاهد بسته شدن دروازه ها و جمع شدن پل از روی خندق شد دستور داد تا شش هفته دیوارهای قلعه را با توپ و منجنیق بکوبند اما علی رغم این اقدام و ویران شدن بخش بزرگ باروها، اولین حمله عثمانی ها پس از چهار ساعت دفع شد و نیروهای ونیزی به سرعت دست به کار ترمیم صدمات شدند. حملات دریایی نیز موفقیتی به بار نیاورد چرا که کشتی های مسیحی به دلیل سرعت عمل دریانوردانشان توانستند از تور ترک ها بگذرند و به شاخ زرین پناه ببرند. این کشتی ها حامل سلاح برای مدافعان بودند.

    در مه 1453م. محمد فاتح به فکر انتقال ده ها کشتی از طریق بسفر به داخل شاخ زرین افتاد و در کمال تعجب یونانیان موفق به انتقال ده ها کشتی با کمک الوار روغن زده و هزاران گاو نر به داخل منطقه تحت حفاظت قسطنطنیه شدند. پس از ورود 70 کشتی ترک اکنون شهر کاملا محاصره ود. در 29 مه سلطان دستور حمله نهایی را صادر کرد. نخست نیروهای چند ملیتی یا «بازوک ها» به نبرد با سپاه مدافع رفتند اما شکست خورده و عقب نشستند. سپس سپاه پادگان آناتولی زیر شلیک آتشبارهایی که در حال ویران کردن دیوار شهر بودند حمله را آغاز کردند.

    چند تن از مهاجمان حتی توانستند خود ار از شکاف قلعه عبور دهند اما سنگباران مدافعان و سرسختی شوالیه های ایتالیایی آنها را به عقب راند. سپس در حمله بعدی 300 سرباز جسور ترک از شکافایجاد شده در اثر گلوله توپ بزرگ موسوم به اوربان (توپ ساز مجاری به نام اوربان این توپ را ساخته بود) خود را به داخل حصار انداختند اما کنستانتین امپراتور به همراه نیروهایش در نبردی سخت و تن به تن آنها را نابود کرد.
    ناگهان سکوت برقرار شد و سپس صدای موزون نوای رزمی ینی چریها خبر از ورود این مردان رزمنده داد. صفوف منظم این سپاه بدون توجه به گلوله ها و پرتاب های مدافعان از خندق گذشتند و رودر روی مردان ونیزی به رهبری گیوستیانی قرار گرفتند. جیوانی گیوستیانی که عملا تنها کمک غرب اروپا برای امپراتوری محسوب می شد طی ماه های اخیر عامل اصلی پایداری قلعه در برابر 100 هزار سرباز ترک بود و در اینجا نیز او و 2هزار شوالیه تحت فرمانش سخت ترین ساعات جنگ را به خوبی از سر گذراندند. مردان زره پوش او با شمشیرهای سنگین تنها کسانی بودند که می توانستند در برابر ینی چری هایی که حداقل 190 سانت قد داشته و از تلوارهای (نوعی ساطور بسیار بزرگ) ده کیلویی استفاده می کردند مقاومت کنند. نبرد تن به تن 4 ساعت طول کشید و سلطان محمد در نهایت خشم و ناباوری شاهد عقب نشینی نیروهایش شد.


    ورق باز می گردد

    درست در زمانی که مهاجمان از حملات بی اثر خود خسته شده بودند باز شدن یکی از دروازه های شمالی حصارها که به نظر کم اهمیت می آمد سبب ورود ترک های خشمگین به بالای حصارهای شمالی شد و در همین حین به گیوستیانی نیز تیری فلزی اصابت کرد و بر زمین افتاد. افتادن سردار جنوایی سبب عقب کشیدن جنوایی ها از خطوط اول دفاعی شد.
    محمد که از بلندی مشرف به شهر وقایع را می دید، دستور حملات بی امان و همه جانبه را صادر کرد. حسن، سردار ینی چری که هیکلی بسیار بزرگ داشت، با دوهزار سربازش به دروازه اصلی شهر (رومانوس قدیس) حمله کرد. یونانی ها به سختی حمله او را دفع کردند و او را که در آخرین لحظات بر روی دو زانویش می جنگید بر زمین افکندند. وی و هزار نفر از نفراتش جان خود را از دست دادند اما از همان دروازه ها هزار سرباز سرباز دیگر یورش آودرند. در این زمان دروازه جنوبی شهر نیز فروریخت و آخرین هسته مقاومت در داخل شهر به رهبری کنستانتین درهم شکست و خود وی نیز در جنگ تن به تن توسط ینی چری ها کشته و قطعه قطعه شد.
    پس از این، شهر ظرف چند روز غارت شد.


    نتیجه نبرد قسطنطنیه

    سقوط قسطنطنیه را بسیاری از مورخان به چند دلیل نقطه عطف تاریخ می دانند:

    1- سقوط قسطنطنیه حکم فنای مسیحیت غرب را داشت و برای مسیحیت این شهر اهمیتی کمتر از بیت المقدس (که سه قرن قبل آن را از دست داده بود) نداشت.
    2- قسطنطنیه شهری 1000 ساله بود که بارها در برابر حملات شرقی مقاومت کرده و شکست ناپذیر می نمود و حتی ترک ها علی رغم پیروزی های قرون چهاردهم و پانزدهم نتوانستند وارد این شهر شوند و سقوط این شهر روحیه غرب را به شدت تضعیف کرد.
    3- فتح قسطنطنیه روحیه ای به عثمانی ها داد که موفق شدند در قرن شانزدهم نیمی از اروپا را به تصرف خود درآورند و هنوز هم مالک بسفر و داردانل باشند. تسلط بر قسطنطنیه (اسلامبول امروزی) عملا تسلط بر دریای سیاه، مرمره و دست داشتن برآب های ارزشمند مدیترانه است. هنگامی که در 1918م. عثمانی در جنگ اول جهانی شکست خورد، ترک ها از همه چیز صرف نظر کردند اما از اسلامبول هرگز.
    4- شکست قسطنطنیه سبب بیداری اروپا از خواب طولانی قرون وسطی نیز شد. آنها دریافتند که اگرچه از حملات اعراب و چنگیز جان به در برده اند اما اگر نجبند ترک ها قادر به تسخیر قلب اروپا نیز هستند.


    نبرد بلگراد

    سقوط قسطنطنیه در 1453م. محمد فاتح را مصم کرد تا کار صرب ها که خطرناک ترین قوم جنگجوی مسیحی در بالکان بودند یکسره کند. مردان صرب بی نهایت جسور و متعصب بوده و از معدود سربازانی بودند که عثمانی ها را در نبرد ناکام گذاشته بودند.

    او که در 1454م. عزم فتح بلگراد کرد و با نیرویی در حدود 150هزار سرباز و کشتی هایی که توپ های عظیم عثمانی را از طریق دانوب حمل می کردند، خود را به بلگراد رساند.


    بمباران سنگین

    بمباران های گسترده مواضع دشمن و شهرها، قبل از حمله اصلی سیاست جنگی عثمانی ها بود و به نام آنها نیز در تاریخ ثبت شد. توپخانه عثمانی در ژوئیه 1454م. شهر بلگراد را زیر آتش گرفت. چهاردهمین روز بمباران شبانه روزی به حصار شهر شدیدا صدمه زد اما محمد و سپاهش این بار با دو نیرو باید همزمان می جنگید. هونیادی مجارستانی که در بیرون حصار از دانوب در حال بالا آمدن بود و دیگری ژرژ برانکوویچ. شاه بی رحم صرب که مردان خود را در خرابه های حصار پنهان کرده بود. سردار مجار برای آنکه باعث نابودی توپخانه سلطان شود و از طرف دیگر راه ورود سپاه سلطان از طریق دانوب را ببندد بی محابا به میان ناوگان دریایی عثمانی زد و با دو حرکت همزمان نیمی از توپ های سلطان را از کار انداخت و سربازان ترک را قتل عام کرد.
    نبرد خونین در دانوب پنج ساعت ادامه یافت و شکست قطعی نیروهای ترک در آب های دانوب، تیغ سلطان را برای فتح بلگراد کند کرد.


    حمله به شهر

    محمد فاتح که هرگز انتظار مقاومت جدی اسلاوها را نداشت در اول اوت دستور حمله به حصارها را به ینی چری هایش داد. ینی چری ها در زیر فشار سنگین مدافعان صرب از جنوب شهر وارد بلگراد شدند. نبرد بی رحمانه ای درگرفت و در نهایت ینی چری ها با از میان برداشتن هسته های اولیه مقاومت صرب ها به داخل شهر سرازیر شدند. پس از جدا افتادن ینی چری ها از سپاه اصلی ترک، ناگهان هونیادی، سردار مجاری، با هزاران سرباز خود از پشت وارد معرکه شده و جنگی سخت را آغاز کرد. ینی چری ها از هم دورافتاده به سختی سعی در جمع کردن صفوف خود کردند و عاقبت پس از دادن تلفات بسیار سعی کردند از میان خرابی های حصار عقب نشینی کنند اما دشمنان سلطان در این زمان بی رحمانه ترین حرکت خود را انجام دادند. آنها توده های هیزم و گوگرد را که از شب قبل در خندق ها و شکاف حصار سنگی گذاشته بودند ناگهان آتش زدند. هزاران ینی چری محاصره شده در آتش جلوی چشم سلطان که بر روی تپه ای عملیات را نظاره می کرد زنده در آتش سوختند یا از دم تیغ صرب ها و مجارها گذشتند.


    حمله به قلب سپاه عثمانی

    صرب ها و مجارها اکنون با انرژی مضاعف و بدون ترس از وجود 100هزار سپاهی ترک به قلب ارتش سلطان حمله کردند ظرف مدتی کوتاه توپخانه طلایی عثمانی کاملا منهدم شد. مردان صرب صفوف اول و دوم عثمانی را شکستند و به خط سوم رسیدند. اکنون مردان اسلاو تنها یک گام با فاتح قسطنطنیه فاصله داشتند. سلطان با عصبانیت از جسارت مبارزان صرب و مجار خود شخصا سلاح به دست گرفت و همراه حسن آقا، فرمانده ینی چری ها، درگیر نبرد با مهاجمان شد. شدت نبرد چند برابر شد. این بار سلطان تمام نیروی ذخیره خود را به میدان آورد. اما نیروی جدیدی به کمک اسلاوها آمده بود. مردان صلیبی تحت فرمان راهب مبارز کاپیسترانو قصد داشتند به هر قیمت کار عثمانی ها را در بلگراد تمام کنند. نبرد مهیب بلگراد تا شب ادامه یافت و طی آن فرمانده سپاه ینی چری، ده ها هزار ینی چری و حداقل 50 هزار سپاهی ترک به هلاکت رسیدند و کل توپخانه عثمانی از بین رفت. سلطان نیز که از ناحیه پا مجروح شده بود ناچار تن به عقب نشینی داد.

    نتیجه نبرد

    نبرد بلگراد را می توان اولین شکست بزرگ عثمانی ها از اروپاییان پس از 150 سال یکه تازی در آسیای صغیر و بالکان دانست. محمد فاتح، سلطان مراد و سلطان بایزید عادت به شکست نداشتند. آنها همواره حریف را با کمک برتری سنگین و خرد کننده نفرات و توپخانه از میدان به در برده بودند. بی شک اگر شکست بلگراد رخ نداده بود فتوحات عثمانی 100 سال جلوتر می افتاد و شاید در قرن شانزدهم هدف عثمانی شهرهای پرجمعیت اروپای مرکزی و غربی بود. اما انهدام سپاه بی نظیر 150هزار نفری محمد فاتح قدرت عثمانی را کاهش داد و مدت ها طول کشید (60 سال) تا سلطان سلیمان بتواند سپاهی را با این عظمت دوباره بسیج کند.
    البته مسیحیان نیز نتوانستند از این پیروزی برای یک ضدحمله بزرگ بهره ببرند. چرا که طاعون سال بعد هونیاردی مجار و کاپیسترانوی راهب را به هلاکت رساند و برانکوییچ نیز چند ماه بعد در اثر کهولت سن درگذشت.

    منبع: کتاب 100 جنگ بزرگ تاریخ ... علی غفوری

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط Parnian : 12-25-2010 در ساعت 17:11




  2. 2 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •