مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh دانستنیهای ورزشی

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

موضوع: دانستنیهای ورزشی

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    دانستنیهای ورزشی

    ایتالیا



    ایتالیایی‌ها در یورو 2000 نیز در آستانه فتح جام قرار گرفتند؛ آنها در فینال ابتدا با گل مارکو دل وکیو، یک بر صفر از فرانسه پیش افتادند اما سیلوین ویلتورد در چهارمین دقیقه از وقت‌های تلف شده گل تساوی را وارد دروازه تولدو کرد و این دیوید ترزگه بود که در وقت‌های اضافه با گل طلایی، ایتالیا را از رسیدن به جام محروم کرد. «لا نازیوناله» در جام جهانی 2002 و یورو 2004 به نحو تحقیرآمیزی حذف شد و سرانجام در یورو 2008، ایتالیا به سختی به مرحله یک چهارم نهایی رسید اما در ضربات پنالتی، مقابل اسپانیا که در نهایت قهرمان شد، شکست خورد. بهترین‌های تیم ملی ایتالیا در دهه اخیر انتخاب شده‌اند.
    جیان لوئیجی بوفون (...-1997)

    او اولین بازی ملی‌اش را در 19 سالگی در شب برفی مسکو مقابل روسیه انجام داد. او در یورو 2000 نیز دروازه‌بان اول تیم ملی ایتالیا بود اما به دلیل مصدومیت بازی‌ها را از دست داد. او در همه رقابت‌هایی که تاکنون شرکت کرده، درخشیده است و یکی از ارکان اصلی تیم ایتالیا در جام جهانی 2006 بود. در آن بازی ها او تنها دو گل دریافت کرد که اولی یک گل به خودی و دومی یک ضربه پنالتی بود. او اکنون تنها پنج بازی تا ورود به باشگاه صدتایی‌ها فاصله دارد و مطمئنا زمانی که دستکش‌ها را بیاویزد، رکورددار بیشترین بازی ملی در ایتالیا خواهد بود. او به خاطر جایگیری‌های فوق‌العاده، تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه و تسلط در غالب شرایط – البته به جز ضربات پنالتی - به عنوان یکی از بهترین‌های تاریخ در یادها خواهد ماند.
    جیان لوکا زامبروتا (...-1999)
    زامبروتا که در دهه اخیر یکی از چهره‌های ثابت تیم ملی ایتالیا بوده، در سال 1999 اولین بازی ملی‌اش را انجام داد. او بازی در تیم ملی ایتالیا را در پست مدافع راست و همین طور بال راست آغاز کرد و در یورو 2000 و جام جهانی 2002 در این پست برای تیم ملی ایتالیا بازی کرد. در یورو 2000 او بازی‌های جانانه‌ای به نمایش گذاشت؛ هرچند بازی فینال را به دلیل اخراج در بازی نیمه نهایی مقابل هلند که ایتالیا در یک بازی حماسی به پیروزی رسید، از دست داد. در کره و ژاپن، که ایتالیا در مرحله دوم در مقابل کره شکست خفت باری را متحمل شد، او به شدت آسیب دید. بعد از اینکه در تیم باشگاهی‌اش در پست دفاع آخر به کار گرفته شد، در تیم ملی نیز در همین پست جای گرفت. بین سال‌های 2004 تا 2006 او یکی از بهترین مدافعان آخر دنیا بود و در جام جهانی آلمان فوق‌العاده ظاهر شد و از جناح راست تیمش بارها حریفان را به زحمت انداخت و در مرحله یک چهارم نهایی نیز یک گل انفرادی زیبا مقابل اوکراین به ثمر رساند.
    الساندرو نستا (2006-1996)
    نستا در کنار بازیکنانی مانند گائتانو شیره آ، کلودیو جنتیله، فرانکوبارسی و الساندرو کاستاکورتا، یکی دیگر از مدافعان در کلاس جهانی تیم ملی ایتالیاست. این مدافع اهل رم بهترین مدافع نسل خود است. او ترکیبی از دوندگی، قدرت بدنی، تسلط در بازی‌های هوایی، دانش تاکتیکی، قدرت بازی خوانی بالا، قابلیت دور کردن توپ از محوطه خطر و آغازکننده حرکات هجومی است. نستا که در کنار فابیو کاناوارو و لیلیان تورام یکی از نامزدهای عنوان بهترین مدافع 10 سال اخیر است، در یورو 2000 غیر قابل نفوذ نشان داد اما در اکثر رقابت‌های پس از آن، از جمله در جام جهانی 2006 که بازی‌های بعد از مرحله گروهی را از دست داد، به دلیل مصدومیت دور از میادین بود. همین مساله موجب شد تا او تصمیم بگیرد که بعد از جام جهانی 2006 و تنها با 78 بازی ملی، از تیم ملی کناره گیری کند.
    فابیو کاناوارو (...-1997)
    آیا در دهه اخیر زوج بهتری از کاناوارو و نستا در قلب دفاع تیمی وجود داشت؟ این دو مکمل‌های خوبی برای یکدیگر بودند و در چهار تورنمنت دیوار دفاعی تیم ملی ایتالیا را تشکیل دادند. کاناوارو در جام جهانی 2006 در اوج قرار داشت و بدون شک بهترین بازیکن رقابت‌ها و نماد تیم ایتالیا بود. پس از صعود از مرحله گروهی، کاناوارو دیگر نستا را در کنار خود نمی‌دید اما قدرت رهبری او از مارکو ماتاراتزی نیز یک مدافع در کلاس جهانی ساخت. پس از غلبه بر فرانسه در ضربات پنالتی، کاپیتان کاناوارو در صدمین بازی ملی، جام قهرمانی را بالای سر برد و همچنان نیز در پی شکستن رکورد بازی‌های ملی پائولو مالدینی است.
    پائولو مالدینی (2002-1988)
    مالدینی سرانجام در پایان فصل گذشته پس از 25 سال دوران غیر قابل تکرار از میادین خداحافظی کرد، هرچند نام او به عنوان یکی از بهترین بازیکنان و البته مدافعان چپ همه دوران، در کتاب تاریخ باقی خواهد ماند. او 126 بازی ملی برای ایتالیا انجام داد و پیش از بازنشسته شدن، تنها در دو تورنمنت در دهه اخیر، یورو 2000 و جام جهانی 2002، برای ایتالیا به میدان رفت. در یورو 2000 او بازی‌هایی به یاد ماندنی از خود به نمایش گذاشت و چیزی نمانده بود که تیمش را در آن رقابت‌ها به قهرمانی برساند. دو سال بعد دوران حضور مالدینی در تیم ملی در شرایط اسفباری به پایان رسید. آن یون هوانگ، مهاجم تیم ملی کره، بالاتر از او و با ضربه سر دروازه ایتالیا را باز کرد تا یکی از تاریک ترین روزهای فوتبال ایتالیا رقم بخورد. مالدینی دعوت مارچلو لیپی به تیم ملی ایتالیا برای جام جهانی 2006 را نپذیرفت و اینگونه بزرگترین عنوانی که می‌توانست در دوران بازی‌اش به دست آورد را از دست داد.
    فابیو گروسو (...- 2003)
    گروسو زمانی که برای حضور در جام جهانی آلمان به ترکیب تیم ملی ایتالیا فراخوانده شد، هنوز بازیکن نه چندان معروف تیم کوچک پالرمو بود اما به ستاره غیر منتظره ایتالیا در آن رقابت ها تبدیل شد. او آن پنالتی معروف و جنجالی بازی با استرالیا را از حریف گرفت، سپس در نیمه نهایی با آن ضربه مواج در دقیقه 118، زمینه ساز پیروزی حماسی ایتالیا مقابل آلمان میزبان شد و در نهایت آخرین پنالتی و ضربه پیروزی ایتالیا را مقابل فرانسه به ثمر رساند. تا سال 2009 او همچنان بازیکن ثابت تیم ملی ایتالیا در سمت چپ خط دفاعی است و به ندرت بازی‌های بدی از خود به نمایش می‌گذارد. او یکی از بهترین بازیکن ایتالیا در یورو 2008 و جام کنفدراسیون‌های 2009 نیز بود.
    آندرآ پیرلو (....- 2002)
    او بهترین بازیساز دهه اخیر ایتالیاست. اگرچه او از سال 2002 در ترکیب میلان می‌درخشد اما تا زمانی که مارچلو لیپی هدایت تیم ملی ایتالیا را به عهده نگرفته بود، به عنوان یکی از بازیکنان ثابت تیم ملی ایتالیا شناخته نمی‌شد. جیووانی تراپاتونی با آن افکار عجیب و غریبش کریستیانو زانتی و سیمونه پروتا را به او ترجیح می‌داد و نتیجه آن تورنمنت کابوس وار یورو 2004 بود. با این وجود، پیرلو یکی از ارکان تیم ملی ایتالیا در جام جهانی 2006 بود. اولین گل ایتالیا در این مسابقات را مقابل غنا به ثمر رساند و سه پاس گل، از جمله گل ماتراتزی مقابل فرانسه در فینال، نیز برای همبازیانش فراهم ساخت. او در یورو 2008 نیز نمایش خوبی داشت و بسیاری غیبت او در مقابل اسپانیا در مرحله یک چهارم نهایی را دلیل حذف ایتالیا می‌دانند. او در ارسال پاس و خلق موقعیت، فوق العاده است.
    رینو گاتوزو (...-2000)
    یک مکمل تمام عیار برای پیرلو در میلان و تیم ملی ایتالیا. البته پیرلو یک بازیساز است و گاتوزو یک تخریبی. او در مرکز میدان برای تیم ملی ایتالیا مانند یک سگ شکاری است و یکی از عناصر اصلی تیم در جام جهانی 2006 نیز بود. او بی‌وقفه در زمین می‌دود و حریفان را مغلوب می‌کند. ایتالیا هیچ وقت بازیکنی مانند گاتوزو نداشت و به دلیل تعصب و جنگندگی‌اش در بین هواداران متعصب ایتالیایی محبوبیت زیادی دارد. اگرچه در 18 ماه اخیر دائما مصدوم بوده اما نمی‌توان تاثیر او در ترکیب تیم ملی ایتالیا را در دهه اخیر کمرنگ جلوه داد. او برای همیشه با ضرباتی که بعد ازسومین پیروزی ایتالیا در مرحله گروهی جام جهانی آلمان در مقابل جمهوری چک به مارچلو لیپی زد، در خاطره‌ها خواهد ماند.
    فرانچسکو توتی (2006-1998)
    این عقیده که توتی برای تیم ملی ایتالیا همواره ناامیدکننده بازی کرده است، یکی از افسانه‌های سیاه آتزوری‌هاست. بت تیم رم، برای خیلی ها، بهترین بازیکن یورو 2000 بود. او در آن رقابت‌ها دو گل به ثمر رساند و در مقابل هلند میزبان، در نیمه نهایی و در ضربات پنالتی، آن پنالتی چیپ معروفش را نواخت. در بازی فینال نیز اگرچه ایتالیا مغلوب شد اما او بی تردید بهترین بازیکن زمین بود و روی گل دل وکیو تاثیر به سزایی داشت. در جام جهانی 2002 نیز موقعیت‌های زیادی خلق کرد و در مقابل کره جنوبی یک گل نیز به ثمر رساند که نه تنها به اشتباه پذیرفته نشد بلکه موجب اخراج او از زمین شد. اگرچه در جام جهانی 2006 کاملا آماده نبود اما با این وجود بیش از بقیه موقعیت‌ساز بود و پنالتی حساس مقابل استرالیا را نیز به گل تبدیل کرد. تنها نقطه تاریک کارنامه او، پرتاب آب دهان به صورت کریستین پولسن دانمارکی در یورو 2004 بود.
    کریستین ویری (2005-1997)
    ویری ترکیبی از قدرت بدنی، تبحر در بازی هوایی، سرعت ویران کننده و ضربات پای چپ مرگبار بود. در دوران اوج بازی‌اش، بین سال های 1997 تا 2003، البته اگر رونالدو مصدوم را در نظر نگیریم، او بهترین مهاجم دنیا بود، یک مهاجم گردن کلفت که کابوس هر مدافعی بود. او پنج گل در جام جهانی فرانسه و چهار گل نیز در جام جهانی 2002 به ثمر رساند. دوران بازی او از سال 2004 رو به افول گذاشت. در آن سال در یورو چندان به بازی گرفته نشد و جام جهانی 2006 را نیز به دلیل مصدومیت از دست داد. به‌رغم این مساله، آتزوری‌ها هیچ گاه نتوانستند جای خالی او را پر کنند و مهاجمی با توانایی‌های بیابند.
    پیپو اینزاگی (2007-1997)
    روزی که پیپو اینزاگی بازنشسته شود، روز غم انگیزی برای فوتبال ایتالیا خواهد بود. شاید سوپر پیپو مهارت، تکنیک، قدرت بدنی و سرعت بالایی نداشته باشد اما بی تردید او یک مهاجم نابغه در محوطه جریمه است. کمتر مهاجمی را می‌توان یافت که موقعیت سنجی، جابه‌جایی و هوش غریزی اینزاگی را داشته باشد (شاید تنها مهاجمی مانند گرد مولر دارای چنین خصوصیاتی بود). برای هر تیم که به میدان رفت، گل‌های زیادی به ثمر رساند؛ به‌رغم اینکه او کمتر پشت ضربات آزاد یا پنالتی قرار می‌گرفت. او با 25 گل در 57 بازی ملی، پنجمین گلزن تاریخ تیم ملی ایتالیاست. او در یورو 2000 عالی بود و دو گل نیز به ثمر رساند. در جام جهانی 2002 بارها موفق به گلزنی شد اما به دلیل آفسایدهایی که رخ نداده بود، گل هایش پذیرفته نشد. در جام جهانی 2006 تنها یک بار به عنوان بازیکن جانشین در مقابل چک به میدان رفت و البته گلزنی کرد.

    الساندرو نستا (2006-1996)
    پائولو مالدینی (2002-1988)
    آندرآ پیرلو (....- 2002)
    رینو گاتوزو (...-2000)
    پیپو اینزاگی (2007-1997)
    از 11 بازیکن اصلی این لیست 5 تا بازیکن میلانن که واقعا شاهکارهایی هستند که رو هیچ کدوم نخواهد آمد
    جالب اونجاست که زامبروتا نیز الان در میلان بازی میکند
    که میشود 6 از 11

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. # ADS
     

  3. #2
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    دانستنیهای ورزشی

    این تاپیک برای ثبت آمارهای رسمی فوتبال و دانستنیهای ورزشی راه اندازی شد

    بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس می گوید سید مهدی رحمتی از سپاهان یک میلیارد تومان پول گرفته است.
    گلر زردها به خشم می آید و می گوید: «من خیلی زحمت کشیدم که به اینجا رسیدم. زمانی که با ماشین در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کردم این آقایان کجا بودند؟
    هنوز به محله قدیمی امان می روم، همان جایی که مسافرکشی می کردم. کار کردن را عار نمی دانم.»

    سرگذشت اغلب فوتبالیست های معروف چنین است.
    آنها که معمولا فوتبال را از زمین های خاکی جنوب شهر شروع کرده اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده اند تا تبدیل به آدم های متمولی شوند.
    حرف های سید مهدی رحمتی بهانه ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند.
    در گذشته فوتبالیست ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول های هنگفتی را به جیب بزنند.
    برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.

    پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود.
    در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم.
    بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتح‌آبادی که هم تیمی‌های من بودند، روی تاکسی کار می‌کردند.»

    مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت!
    برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد.
    روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.

    رحمتی در ماشین می خوابید!
    سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است.
    او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

    صادقی مسافرکشی می کرد

    امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد.
    اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد.
    ماشین او یک پیکان خسته بود!

    عنایتی، کارگر ساده
    رضا عنایتی از گفتن واقعیت ها ابایی ندارد.
    مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست فروشی می کرد.
    او بعدها به یکی از کارخانه های فرش بافی رفت و در آنجا کارگری کرد.
    او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول های زیادی به جیب زد.

    ستاره وانت دار
    عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند.
    او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.

    دایی دستفروشی کرده؟
    علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است.
    ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.

    شماره هست مسافرکش
    علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد.
    او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد.
    نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

    جوراب فروشی که مشهور شد
    حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد.
    یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می زد!

    مربی کارت فروش
    یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود.
    او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.

    ستاره ای که تاکسی پدرش را فروخت

    ستاره استقلال هیچگاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند.
    این ستاره آبی ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می گفت که این ستاره، پسرش است!

    کیا، ماهر در پشم چینی!
    مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند.
    او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می کرد.
    دوستان نزدیک کیا می گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می زد تا در اموارات به او کار کند.
    می گویند مهدی در چیدن پشم های گوسفندان تبحر ویژه ای دارد!

    گلر مسافر کش
    وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می کرد.
    گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده اش را می داد.

    ستاره های شالیزار!
    شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند.
    شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر.
    این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!

    کبوترداری!
    بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند.
    بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند.
    یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت.
    او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد.
    این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!
    ویرایش توسط 1CHAMPION : 01-08-2011 در ساعت 22:02
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  4. #3
    SEYED AMIR آواتار ها
    وضعیت : SEYED AMIR آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : ......
    نوشته ها : 1,732
    سپاس ها : 2,628
    سپاس شده 2,279 در 865 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 494 تاپیک

    پاسخ : شغل سابق فوتبالیستهای ایرانی

    خیلی باحال و جالب بود
    ممنون علی


  5. #4
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    پاسخ : شغل سابق فوتبالیستهای ایرانی

    آره امیر
    اونوقت به این بدختا اینقدر گیر میدن اون روزهائی که گشنگی میخوردن اینا کجا بودن که از این حرفا بزنن
    البته نظرم اینه که پولهائی که فوتبالیستها میگیرن یخورده بی حساب و کتاب هستش
    بعضیهاشون اینقدر افتضاح هستن که اصلا نباید پول بگیرن بلکه باید پول هم بدن تا بازی کنن
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  6. #5
    m_a1100 آواتار ها
    وضعیت : m_a1100 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : mashhad
    نوشته ها : 704
    سپاس ها : 2,057
    سپاس شده 1,285 در 459 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 386 تاپیک

    دانستنیهای ورزشی


    مرد اسطوره اي دنياي رزمي سوساي اوياما تنها كسي كه در 3 روز موفق به شكست دادن 300 نفر از قويترين مبارزان زمان خود شد.


    سوساي اوياما مرد پر آوازه کاراته جهان٬ پس از چندين سال تمرين٬ رياضت در کوهستان و پشتکار در فراگيری هنرهای رزمی و کسب تجربيات فراوان٬ توانست کاراته ای را ابداع نمايد که محور آن بر پايه مبارزه آزاد٬ ذن (تمرکز)٬ تامه شيواری ( شکستن اجسام سخت) و بدن سازی بود.

    او معتقد بود مبارزه آزاد اوج کاراته می باشد٬ تا زمانی که کاراته کا نتواند مهارت های لازم را در مبارزه آزاد کسب نمايد٬ نمی تواند مطمئن باشد که کاراته واقعی را ياد گرفته است. اگر کاراته کا به چند تکنيک کلاسيک٬ نمايشی و اجرای حرکات با پا و حرکات توبی(پرشی) اکتفا کند و تصورش اين باشد که کاراته واقعی را ياد گرفته٬ بی شک در اشتباه می باشد٬ چرا که در اين صورت می توان گفت او شکل ساده ای از ژيمناستيک را ياد گرفته نه کاراته را. اگر چه يک ژيمناستيک کار بهتر از يک کاراته کا يا رزمی کار می تواند حرکات نمايشی همراه با تعادل را به خوبی انجام دهد٬ ولی نمی توان به او گفت يک رزمی کار.

    او همچنين معتقد بود ممکن است هر يک از ما در قبال مسائلی ترسو باشيم٬ همه ما از باخت و يا از مرگ می ترسيم٬ اما عدم مقابله با مشکلات تنها باعث می شود که ما تا آخر عمر ترسو باقی بمانيم.

    شهامت تنها در عرصه مبارزه حاصل می شود و راه مطمئن برای پيروزی در مبارزه٬ آمادگی و اشتياق برای به خطر انداختن جان است و من معتقدم تمامی اقشار مردم بايد با انواع مسائل٬ مشکلات و خطرات روبرو شوند تا ياد بگيرند در هنگام بحران های شديد با آنها بجنگند و از آنها فرار نکنند.كساني که روش های مقابله با اين خطرات را ياد نگيرند٬ حتی از يک زن معمولی هم ترسوتر هستند٬ چرا که زن در هنگام به دنيا آوردن فرزند٬ شهامت روبرو شدن با خطر بزرگی را از خود نشان می دهد.

    پس انجام مبارزه (فول) به طريقه فنی و صحيح که هم مستلزم کار زياد و هم کسب مهارت در اجرای تکنيک ها می باشد٬ ما را به اين مسير سوق خواهد داد.

    همچنين تا زمانی که در هنرهای رزمی اثری از رقابت های سنگين وجود نداشته باشد به چيزی شبيه رقص تبديل خواهد شد و اين گفته که: « ما هر وقت اراده کنيم٬ می توانيم همان ضربات و تکنيک هايی را که آموزش داده ايم با تمام قدرت به حريف وارد نماييم» توجيحی بيش نيست و صرفاً قصد اميدوار کردن هنرجويان را دارد.

    اين مهم زمانی تحقق مي يابد که هنرجو و استـاد, در مبارزه آزاد٬ روی حرکات و ضـربات واقعی تمرين نمايند؛ لذا در تمرينات کلاسيک اين مهم محقق نخواهد شد.

    به نظر اوياما اگر قدرت به منظور زنده ماندن از دست برود٬ اين شکست است و شکست يعنی نابودی. پيدايش هنرهای رزمی برای دستيابی به پيروزی است و به همين دليل هم در هنرهای رزمی نياز به رقابت احساس می شود.


    خلاصه ای از زندگی نامه اوياما:

    1923 ميلادی: ماسوتاتسو اوياما دان 10 و مبتکر کيوکوشين که بعداً به لقب سوسایِ سازمان جهانی کيوکوشين کای کان کاراته دست يافت در 27 جولای 1923 ميلادی در جنوب غربی کره متولد شد.

    1925: اوياما توسط والدينش به منزل خواهرش در منچوری فرستاده شد.

    1930: در دوران اشغال کره توسط ژاپن به اتفاق خانواده اش به کشور ژاپن مهاجرت کرد و در آنجا به تحصيل و ورزش همت گماشت.

    1936: اوياما وارد مدرسه ای در سئول شد. در همين حين شروع به يادگيری کمپوی چينی کرد و پس از دو سال تمرين به دان يک ارتقا پيدا کرد.

    1938: در سن 15 سالگی پدرش او را به ژاپن فرستاد تا در مؤسسه هواپيمايی جوانان ياماناشی (Yamanashi) به تعليم بپردازد. در اين حين اوياما کاراته را زير نظر گی چين فوناکوشی (Funakoshi Gichin ) آغاز کرد و هر روز دو ساعت به تمرينات خود با اين استاد بزرگ ادامه داد. او قبل از اينکه کاراته را زير نظر گی چين فوناکوشی بياموزد، برای مدت کوتاهی جودو را در زمانی اندک فرا گرفت.

    1940: اويامای جوان در 17 سالگی موفق به اخذ دان 2 (Ni-Dan ) در کاراته شد و وارد دانشگاه تاکوشوکو (Takushoku) گرديد. او پس از گذراندن دوره خدمتش در ارتش دوباره به تمرين کاراته روی آورد.

    1945: اوياما تحقيقات در مورد کاراته را در موسسه ايوا (Eiwa) در منطقه سوگی ناميکو (Suginami-Ku ) واقع در توکيو آغاز کرد اما پس از سپری شدن 6 ماه موسسه مذکور تعطيل شد.

    1946: ماس اوياما وارد بخش تربيت بدنی دانشگاه واسدا (Waseda) گرديد و در آنجا بود که با دو نفر از نويسندگان مشهور ژاپنی به نام های يوشی کاوا (Yoshikawa) و شيرو اوزاکی (Ozaki Shiro) آشنا و به مطالعات بيشتر درباره روش سامورايی پرداخت و پس از آن، جهت تمرين به منطقه مينوبو (Minubu ) رفت. اوياما زير نظر معلمين مختلف کاراته تعليم گرفت و خيلی سريع پيشرفت نمود و در همين سال (در سن 23 سالگی) به دريافت دان 4 کاراته دست يافت.

    1947: ماس اوياما در اولين دوره مسابقات سراسری ژاپن در کيوتو شرکت کرد و موفق شد تمام قهرمانان کاراته ژاپن را شکست دهد و مقام قهرمانی را از آن خود کند. دوران بعد از جنگ جهانی دوم دوران آشفتگی و زحمت برای ژاپنی ها بود و در همين دوران ماس اوياما اغلب دچار مشکلات ناشی از اشغال آمريکايی ها بود.

    1948: اوياما تصميم گرفت زندگی خود را وقف کاراته کند، به همين علت 18 ماه تمرينات خود را به تنهايی در منطقه کوهستانی کيوسومی (Kiyosomi) واقع در استان چيبا (Chiba ) آغاز کرد.

    او برای مدت طولانی با تمرينات روزانه به قوی نمودن بدن و قدرت خود مبادرت ورزيد و اجرای تکنيک های خود را به حد عالی رساند.



    1950: او پس از مراجعت از کوهستان در شهر چيبا اتاقی اجاره کرد و تمرينات خود را ادامه داد. ايشان تمرينات کشتن گاو را شروع کرد. به طور مثال طی چهار روز با 51 گاو وحشی به مبارزه پرداخت که چهار گاو را کشته و شاخ 47 گاو ديگر را با تيغه دست (شوتو) شکست و آنها را از پای درآورد. همچنين با يک گاو نر وحشی به مقابله پرداخت.

    1951: سوسای آموزش کاراته را در ارتش آمريکا که در ژاپن مستقر بود، آغاز کرد و بعد نيز تمرينات جودو را در شهر چيبا آغاز نمود و به دان 4 اين رشته دست يافت.

    1952: سازمان کاراته شهر شيکاگو وی را به آمريکا دعوت کرد. او در حدود 11 ماه توانست 32 مورد کارهای نمايشی را به اجرا بگذارد. وی در ايالات مختلف درس داد و در هفت مبارزه که در مقابل بکسورها و کشتی کچ کاران آمريکايی شرکت نمود به پيروزی نائل گرديد و سپس به ژاپن بازگشت.

    1953: سوسای مجدداً به آمريکا رفت و اين بار در شهر شيکاگو و در حضور تماشاچيان با يک گاو نر وحشی به مبارزه پرداخت و توانست اين گاو را شکست دهد و شاخ او را نيز بشکند و با اين کار در قاره

    آمريکا نيز بسيار مشهور شد.

    لازم به ذکر است سوسـای اوياما پس از شکسـت دادن گاو وحشی گفته است: هدف من قدرت نمـايی نبوده، بلکه می خواستم ثابت كنم انسان ها ذاتاً استعدادهايی دارند که اگر آنها را شکوفا سازند، می توانند بر همه چيز فائق گردند.

    1954: سوسای به ژاپن بازگشت و پس از3 ماه توقف و تمرين مستمر در توکيو، موفق گرديد در بوسو (Boso)، اولين دوجوی خود را خارج از منطقه ميجی رو (Mejiro) افتتاح نمايد. معلمين اين دوجو عبارت بودند از: «ميزوشيما» و «ياسودا».

    1955: سوسای به آمريکا دعوت شد، سپس به اروپا رفت، در اين سفر با مردان بسياری مبارزه کرد و برای اولين بار سر بطری شيشه ای را با تيغه دست خود شکست و موجب حيرت همگان شد. ايشان در شيکاگو مجدداً با يک گاو وحشی به مبارزه پرداخت، اين امر موجب انتقاد باشگاه دوستی حيوانات گرديد.

    1956: سوسای اوياما دوجوی ديگری در پشت دانشگاه «ريک کيو» افتتاح نمود که معلمين آن عبارت بودند از: «ميزوشيما»، «ياسودا»، « ايشی ياشی» و «مينای موتو». اين دوجو شروع کيوکوشين کای کان (مرکز کيوکوشين کای) بود.

    1964: در اين سال توکيو هونبو (باشگاه مادر در توکيو) افتتاح شد و سازمان بين المللی کاراته تأسيس شد.


    اوياما به قدرت های فوق العاده ای دست پيدا کرده بود و اين امر باعث شده بود اشکالات و نواقص ديگر سبک های موجود آن عصر را به آنها متذکر شود، اما آنها به جای اينکه عملکرد تمرين و شيوه های غلط خود را، برای انسجام بخشيدن و پر قدرت کردن هنر رزمی يک کشور تغيير دهند، با وی دشمنی کردند و يک شکارچی را برای کشتن وی اجير کردند.

    شکارچی برای کشتن اوياما به جنگل رفت و او را پيدا کرد و در حالی که نزديک اوياما می شد، اوياما نيز به نزديکی وی می رفت، در يک لحظه در چند متری هم قرار گرفتند، شکارچی به محض نشانه رفتن به سمت اوياما با ضربه ناکايوبی اوياما مواجه شد (ضربه بند دوم انگشت بزرگ) و در دم جان داد. اين امر باعث شد اوياما برای هميشه کاراته را کنار بگذارد. او به سمت منطقه کيوتو روانه شد و به محل زندگی شکارچی رفت. موضوع را به خانواده شکارچی گفت و با مشکلات زياد يک سال رايگان برای آن خانواده کشاورزی کرد. او ديگر کيوکوشين را فراموش کرده بود و در طول اين يک سال حتی يک تکنيک هم اجرا نکرد. در اين مدت مردان زيادی برای حمايت اوياما به ديدنش می آمدند و از هر لحاظ به وی پيشنهادهايی می دادند، ولی اوياما به هيچ چيز غير از خدمت کردن به خانواده آن شکارچی که ناخواسته کشته شده بود، فکر نمی کرد. بالاخره خانواده شکارچی به اوياما گفتند: تو ديگر وظيفه ای در قبال ما نداری و ما نيز از تو رضايت کامل داريم، تو نيز برای قوي تر شدن و خدمت به ديگران ما را ترک کن.

    اوياما بار ديگر به دنيای پر رمز و راز هنرهای رزمی بازگشت و خود ايشان بيان می کردند: پس از گذشت يک سال در حالی که حتی يک تکنيک هم نزده بودم، احساس می کردم قوي تر شده ام و تسلط بيشتری در اجرای فنون دارم.

    اوياما به يک کشتارگاه رفت و در آنجا ادعا کرد من می توانم با يک مشت خود، گاو را بکُشم. آنها تعجب کردند ولی برای ارضای حس کنجکاوی اين مسئله را قبول کرده و به اوياما اجازه دادند که اين كار را انجام دهد. اوياما روبروی يک گاو نر ايستاد و مشتی قوی به قسمت ميانی سر گاو زد، گاو پس از خونريزی مغزی از پای افتاد و از آنجا بود که اوياما به نمايش خارق العاده خود، يعنی مبارزه کردن با گاوهای نر وحشی پرداخت. همچنين به مکان های مختلف جهان سفر کرد و اين هنر خود را به نمايش گذاشت. او در طول زندگی خود با 51 گاو وحشی مبارزه کرد.

    اوياما برای به نظم درآوردن سبک خود، بسيار تلاش کرد؛ از جمله مبارزه کردن با افراد قوی دنيا. يکی از کارهای عجيب وی اين بود که خود به نقاط دور دست دنيا سفر می کرد تا فردی قوی را برای مبارزه پيدا کند. يکی از سفرهای ايشان به تايلند و مبارزه با کبری سياه بود. استاد اوياما برای مبارزه با قوی ترين مرد تايلند، که قهرمان جهان هم شده بود (در رشته موآی تای)، به آنجا سفر کرد. در تايلند همراه مترجم خود، به روستايی که محل زندگی کبری سياه بود رسيدند. يک روز قبل از اجرای مبارزه وی با اوياما، مترجم، اوياما را برای گردش به رودخانه دِه برد. پس از رسيدن به رودخانه، اوياما به صحنه ای برخورد که برايش عجيب بود. وی پسر بچه ای را ديد که ميان آب است و دست های خود را روی هم قرار داده و در همان حالت به درون آب نگاه می کند. دخترکی هم آن طرف رودخانه برادر خود را نگاه می کرد؛ گويا که هر دو منتظر اتفاقی بودند. اوياما از مترجم خود سوال کرد: آنها در حال انجام چه کاری هستند؟ مترجم در پاسخ گفت: صبر کن تا خودت ببينی! پس از چند لحظه پسرک آب جلوی پايش را به کمک پای راست خود به حالت دورانی، به شکل يک گرداب درآورد و ماهی ای را که ميان اين گرداب بالا آمده بود، با دستانش گرفت و برای خواهرش پرتاب کرد. اوياما گفت: اوه! عجب عکس العمل سريع و چه پاهای پر قدرتی.

    او در پی کشف اين قدرت برآمد. مقداری که جلوتر رفتند، ديدند که خانه های مردم دِه بالای درخت ساخته شده و مردم هم به خاطر اين مسئله و برای اينکه هر روز می بايست چندين بار از اين درختان بالا و پايين بروند، دارای پاهای قوی و سريعی هستند.

    بالاخره روز مسابقه فرا رسيد، همه کبری سياه را تشويق می کردند؛ وی دارای جثه ای قوی و کاملاً عضلانی بود. اوياما هم مصمم و با اطمينان کامل به ميدان مبارزه نزديک شد. مبارزه آغاز شد، تکنيک هايی با احتياط کامل از هر دو مبارز رد و بدل می شد، تکنيک هايی که نمايانگر شناخت حريفان از يکديگر بود.

    از يک سو کبری سياه دارای پاهايی قوی بود و استقرار وی که به زبان ژاپنی داچی گفته می شود، بسيار فشرده و ضربات وی انفجاری و مهلک بود، از سوی ديگر مردم شعار می دادند: کاراته کار ژاپنی بايد بميرد! اوياما به مبارزه سختی دعوت شده بود. کبری سياه حمله هايی فوق العاده سرعتی با گام های بلند داشت؛ اوياما در يک لحظه حرکتی به ذهنش خطور کرد که از يک پسر بچه کوچک ديروز ياد گرفته بود. او مانند پسرک ماهي گير پاهايش را دور زانوی کبری سياه حلقه کرد و با تمام قدرت، وی را به سمت بالا پرتاب کرد و با اين حرکت غافلگيرانه، حريف به پشت نقش بر زمين شد و به نفس نفس زدن افتاد. اوياما دستش را گرفت و از او پوزش خواست و گفت اين هنر را از پسر بچه ای که اهل همين دِه است، ديروز ياد گرفته ام و اميدوارم کارساز بوده باشد. کبری سياه احترام عميقی به اوياما کرد و ماجرا به خوبی تمام شد.

    يکی ديگر از کارهای فوق العاده مرحوم اوياما شکستن سر بطری بود. وی بارها و بارها اين کار را در مکان های مختلف انجام داد. او همچنين قادر بود سنگ های رودخانه را با دستان خالی خرد کند، اما کاری که ايشان در مبارزه با تعداد زيادی از مبارزان و جنگجويان قوی کرد، بسيار جالب تر از مقام و لقب پدر شکستن اجسام سخت بود.


    در تاريخ هنرهای رزمی قبل از اوياما، يک کندوکار (هنر رزمی که توسط چوب دستی، شمشير و ... انجام می شود)، توانسته بود مبارزه 200 نفره را با موفقيت انجام دهد، اما اوياما تصميم گرفت با 300 نفر از بهترين مبارزان که بيشتر آنها از شاگردان قوی خود او و از قهرمانان جهان هم بودند مبارزه کند. او آنها را فراخواند و در سه روز پياپی در هر روز با 100 نفر به مبارزه پرداخت و در آخر با اينکه ايشان آسيب ديده بودند باز اعلام آمادگی کردند، ولی ديگر کسی ابراز وجود نکرد.

    شايد به جرأت بتوان استاد ماسوتاتسو اوياما، اين مرد اسطوره ای هنرهای رزمی را پيشگام و پيشرو معرفی هنرهای رزمی مشرق زمين در جهان معرفی کرد. اين استاد کره ای الاصل که نام اصلی اش «جوی يونگ ای» می باشد، پس از 40 سال مطالعه و تحقيق جامع، بنيانگذار سبکی در کاراته شد که در واقع تلفيقی از کاراته ژاپنی، کمپوی چينی و ته کيهون کره ای بود. اين سبک بعدها نام «کيوکوشين کاراته» را به خود گرفت و در حال حاضر اين هنر اصيل در اقصی نقاط جهان تدريس و تمرين می شود.

    اگر بازيگرانی همچون بروس لی با بازی در فيلم های رزمی سهمی عمده در شناساندن اين هنرها بخصوص «کانگ فو» در جهان ايفا کردند، استاد «ماسوتاتسو اوياما» اين نقش را سال ها پيش، يعنی در سال1950 و در جريان اولين نمايش مبارزه خود با يک گاو نر وحشی که در شيکاگو انجام داد، به نمايش گذاشت. در اين نمايش، استاد در مبارزه ای نفس گير از پس اين گاو وحشی برآمد. وی ابتدا با مشت مرگباری که به پيشانی گاو زد او را کاملاً گيج کرد و سپس با يک دست يکی از شاخ های گاو را از جا کند و با ضربه تيغه دست (شوتو اگه اوچی) شاخ ديگر گاو را شکست به طوري که شاخ گاو بين تماشاچيان پرتاب شد و جالب اينکه بعدها به اويامای گاو کُش مشهور گشت.

    استاد اوياما مؤلف چندين کتاب کاراته نظير: «کاراته چيست؟»، « اين هست کاراته» و «کاراته پيشرفته» نيز می باشد. ايشان به موازات فعاليت های انتشاراتی، به اقصی نقاط جهان سفر می کرد و به معرفی و نمايش هنر رزمی ويژه اش همت می گماشت.

    « طريقت کيوکوشين» آخرين کتاب اين استاد فقيد است که درباره مهمترين جنبه های فلسفی و اخلاقی «کيوکوشين کاراته» نگاشته شده است و همچنين درباره مشکلاتی که در آن زمان برای گسترش هنرهای رزمی وجود داشته است، به تفصيل به بحث می پردازد.

    سوسای ماسوتاتسو اوياما سرانجام در73 سالگی (1996 ميلادی) و پس از 63 سال زندگی آميخته با رياضت در هنرهای رزمی، به علت ابتلا به سرطان ريه، دار فانی را وداع گفت و جامعه کاراته جهان را به اندوه و تأثر نشاند.

    سوسای طی وصيت نامه ای « شوکی ماتسويی» بهترين شاگردش را که يکی از اساتيد ارشد و از قهرمانان وزن آزاد جهان در چندين سال متمادی بود، به عنوان جانشين خود انتخاب نمود.

    شوکی ماتسويي تنها فردي است که در سايه تمرينات سخت و مستمر زير نظر شخص اوياما توانست در مدت دو ساعت و پانزده دقيقه بدون استراحت با صد نفر مبارزه کند و بر تمامی حريفان فائق آيد و اين کاري است بس مشکل و طاقت فرسا که از عهده هر فردی بر نمی آيد.


    اوياما در زندگی دچار تحولات زيادی شد، سختی های بسياری را تحمل کرد و رياضت های زيادی برای ارتقای اين هنر والا کشيد، پس چنين نتايجی فقط و فقط برازنده ايشان است و بس. شايد برخی ها با خواندن اين داستان ها و عجايبی که اوياما خلق کرده، با خود بگويند در تعاريف از اوياما اغراق شده است، اما لازم به ذکر است هر آن چيزی که تاکنون نوشته ايم و خواهيم نوشت، واقعيت دارد و در صورت تمايل می توانيد نوشته های معتبر در مورد اوياما، خاطرات اوياما در مقاله های مختلف و حتی فيلم های مستند اين استاد بزرگ را مشاهده کنيد تا به اين باور برسيد که اويامـا يک واقعيت در هنـرهای رزمی بود و ديگر مسداق وی را نخواهيم يافت.

    اسم کيوکوشين توسط سوسای اوياما به کاراته ابداعی و جديد، که از نظر فنی کاملاً متفاوت با کاراته سنتی ژاپن بود، اطلاق شد و توانست ظرف مدت نه چندان زياد نظر رزمی کاران، کارشناسان و ديگر علاقمندان داخلی و خارجی را به خود جلب نمايد. اکنون با گذشت ساليان متمادی نه تنها رنگ کهنه گی چه از نظر فنی و چه از نظر استقبال عمومی نداشته، بلکه هنوز يک سبک رزمیِ دارای شخصيت و جاودان می باشد که ديگر سبک ها از اين کاراته واقعی متأثر می باشند. امروزه کيوکوشين کاراته در تمام قاره های دنيا نفوذ کرده است. دنيای رزمی به خصوص کاراته ديگر شاهد تولد چنين مبتکر و استادی نخواهد بود. بعد از فوت اين ابَرمرد که فقدانی بس بزرگ بود، پندها و اندرزها و تمرينات جسمی و روحی وی همانند يک يادگاری با ارزش، محفوظ و ماندگار است و هر ساله در سالروز فوت ايشان، نفرات برجسته ملی و بين المللی برای ادای احترام به زحمات و قدردانی بر سر مزار وی حضور می يابند.

    يادش گرامی؛ اوس

    پ.ن: در ادامه این متن باید بگم که اگر در مورد سوسای اویاما کنجکاو شدین فیلم مبارزی در باد تونسته قسمتی از زنگی سوسای رو به تصویر بکشه و خیلی از سوالات رو حل بکنه.

  7. #6
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    پاسخ : اسطوره ي دنياي رزمي سوساي اوياما

    ممنون محمد چه مطلب جالبی بود
    برام جالب بود که کره ای بوده و نشون میده انسانها چقدر قدرتمند هستن و به هرچی بخوان میتونن برسن
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  8. #7
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    دانستنیهای ورزشی



    يكي از جانبازان جنگ تحميلي، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم بستري شده بود.
    از قضا چند روزي بعد از بستري شدن اين جانباز جنگ تحميلي متوجه مي شود خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش مالديني است.
    اين جانباز ابتدا تصور مي كند تشابه اسمي است، اما در نهايت نمي تواند جلوي كنجكاوي اش را بگيرد و از خانم پرستار مي پرسد: آيا با پائولو مالديني ستاره شهر تيم آ.ث. ميلان نسبتي داري؟ و خانم پرستار در پاسخ مي گويد: پائولو برادر من است!
    جانباز ايراني در حالي كه بسيار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي به يادگار بياورد و خانم پرستار هم قول مي دهد تا برايش تهيه كند، اما جالب ترين بخش داستان صبح روز بعد اتفاق مي افتد.
    هنگامي كه جانباز هموطن ما از خواب بيدار مي شود، كنار تخت بيمارستان خود پائولو مالديني بزرگ را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدن او نشسته است و ... باقي اش را ديگر حدس بزنيد!

    راستي هيچ مي دانيد پائولو مالديني اسطوره ميلان از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا، به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدود ششصد كيلومتر دارد رفت، تا از يك جانباز جنگي ايراني را كه خواستار عكس يادگاري اوست، عيادت كند؟
    آيا فوتباليست ايراني را سراغ داريد كه چنين مسافتي را براي به دست آوردن دل يك جانباز، معلول، بچه يتيم، بيمار و ... بپيمايد؟


    دوباره خواهيم روييد...




  9. #8
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    دانستنیهای ورزشی



    يكي از جانبازان جنگ تحميلي، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم بستري شده بود.
    از قضا چند روزي بعد از بستري شدن اين جانباز جنگ تحميلي متوجه مي شود خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش مالديني است.
    اين جانباز ابتدا تصور مي كند تشابه اسمي است، اما در نهايت نمي تواند جلوي كنجكاوي اش را بگيرد و از خانم پرستار مي پرسد: آيا با پائولو مالديني ستاره شهر تيم آ.ث. ميلان نسبتي داري؟ و خانم پرستار در پاسخ مي گويد: پائولو برادر من است!
    جانباز ايراني در حالي كه بسيار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي به يادگار بياورد و خانم پرستار هم قول مي دهد تا برايش تهيه كند، اما جالب ترين بخش داستان صبح روز بعد اتفاق مي افتد.
    هنگامي كه جانباز هموطن ما از خواب بيدار مي شود، كنار تخت بيمارستان خود پائولو مالديني بزرگ را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدن او نشسته است و ... باقي اش را ديگر حدس بزنيد!

    راستي هيچ مي دانيد پائولو مالديني اسطوره ميلان از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا، به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدود ششصد كيلومتر دارد رفت، تا از يك جانباز جنگي ايراني را كه خواستار عكس يادگاري اوست، عيادت كند؟
    آيا فوتباليست ايراني را سراغ داريد كه چنين مسافتي را براي به دست آوردن دل يك جانباز، معلول، بچه يتيم، بيمار و ... بپيمايد؟


    دوباره خواهيم روييد...




  10. #9
    John Christopher Depp II آواتار ها
    وضعیت : John Christopher Depp II آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : فعلا ایران!
    نوشته ها : 220
    سپاس ها : 644
    سپاس شده 339 در 142 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : حرکت انسانی پائولو مالدینی

    چقدر قشنگ
    خدا حفظش کنه

  11. #10
    John Christopher Depp II آواتار ها
    وضعیت : John Christopher Depp II آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : فعلا ایران!
    نوشته ها : 220
    سپاس ها : 644
    سپاس شده 339 در 142 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : حرکت انسانی پائولو مالدینی

    چقدر قشنگ
    خدا حفظش کنه

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •