مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفتگو با بهروز افخمي پس از بازگشت از كانادا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گفتگو با بهروز افخمي پس از بازگشت از كانادا

  1. #1
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,539
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    گفتگو با بهروز افخمي پس از بازگشت از كانادا

    آقای اعتباریان چیزی از سینما نمی‌داند !



    بهروز افخمي كه مشغول ساخت فيلم «black noise» در كانادا بود، پس از يك‌سال و براي تدوين اين فيلم به ايران بازگشته است. اين اولين گفت ‌و گوي مفصلي است كه او بعد از بازگشت به ايران انجام داده است. متن اصلي گفت‌وگو خيلي مفصل‌تر از اينها بود اما از آنجا كه مسائل مربوط به «فرزند صبح» هنوز ادامه دارد، افخمي ترجيح داد كه تا زمان روشن شدن تكليف فيلم خيلي از مسائل گفته نشود. همچنين افخمي در سفرش به ايران موفق شده نسخه‌اي از «سن پطرزبورگ» را كه روي پرده رفته ببيند و نظرش را اين بار بعد از ديدن فيلم ابراز كند. همچنان گلايه‌ها از آقاي تهيه‌ كننده دارد و البته ما مشتاقيم كه اگر حميد اعتباريان تمايل داشت، حرف‌ها و پاسخ‌هاي وي را هم بشنويم.


    کمتر از دو ماه به برگزاري بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر باقي مانده است. تهيه‌ كننده و سرمايه گذار فيلم «فرزند صبح» طي مصاحبه‌اي با خبرگزاري ايسنا اعلام كردند كه مايل نيستند سرمايه‌شان بيش از اين راكد بماند و فيلم را براي جشنواره امسال آماده مي‌كنند. خبرهاي رسيده گواه اين مسئله را مي‌دهد كه در غياب شما موسيقي متن و صداگذاري فيلم به طور كامل انجام شده است، می‌خواستم نظرتان را درباره این اتفاق بدانم؟

    در مورد فيلم «فرزند صبح» چيزهايی كه من شنيده‌ام با قضيه «سن پطرزبورگ» فرق مي كند. به نظر مي‌رسد «فرزند صبح» كه براي من فيلم خيلي عزيزي است به طرز مشكوكي از اختيار آقاي شرف الدين هم خارج شده است. اتفاقاتي كه براي اين فيلم افتاد بسيار ناگوارتر از اتفاقاتي بود كه براي «سن پطرزبورگ» رخ داد. اول اينكه پس از پايان فيلمبرداري موسسه توليدكننده و همينطور آقاي شرف الدين ما را رها كردند و تدوين اين فيلم در دفتر من با نظر من و توسط مرحوم سيف‌الله داد به صورت مجاني و بدون اينكه حتي ريالي بابت كرايه وسايل داده شود انجام شد و تا دو سال بعد از فیلمبرداری آن هيچ قدمي برای دوبله و صداگذاري اين فيلم توسط موسسه توليدكننده برداشته نشد و درست به محضي كه من از ايران خارج مي شوم اين آقايان مي‌نشينند و فيلم را با سليقه خودشان دوبله مي‌كنند. با سليقه خودشان آهنگساز انتخاب می‌کنند و در نهايت تدوين سيف‌الله داد را دور می‌ریزند و فیلم را مجددا خودشان تدوین می‌کنند.

    همه اين عملكردها توسط موسسه نشر آثار امام صورت گرفته است؟

    بله. من تا جايي كه اطلاع دارم مي‌دانم كه آقاي شرف‌الدين هم در اين زمينه اختياري نداشته است و این کارها ظاهرا تحت مسئولیت آقای مهدی ارگانی انجام شده است. من خیلی خوشحال خواهم شد اگر ایشان مسئولیت خودشان را بپذیرند و نام خود را به‌ عنوان کارگردان این فیلم در تیتراژ بیاورند تا کار را تمام کرده باشند و خیال همه ما را راحت کنند. يك چيز را هم بهتر است بگويم ماجراي فيلم «فرزند صبح» كاملا با فيلم «سن پطرزبورگ» متفاوت است حتي اگر لازم شود من براي تك تك مخاطبان بالقوه فيلم، نامه مي‌نويسم كه من اين فيلم را كارگرداني نكرده‌ام.

    یک بار اشاره کردید که سینمای ایران در این سال‌ها به‌ لحاظ تولید بسیار حقیر شده و در مقابل امکانات سینمای کانادا را با اینجا مقایسه کردید و گفتید ممکن است دیگر در ایران فیلم نسازید. چقدر در اجرای این تصمیم مصمم هستید؟

    می‌توانم ادعا کنم فیلمسازی در کانادا بسیار آسان‌تر است. آنجا کسی منتظر ننشسته تا برای شما مجوز تولید صادر کند. در عوض همه تلاش می‌کنند تا فیلم شما به بهترین نحو ساخته شود. نکته دیگر این است که خیلی از فیلم‌هایی که ما در ایران می‌سازیم، تولیدش در کانادا بسیار ساده‌تر و کم‌خرج‌تر از ایران است. حتی به نظر من می‌توان پس زمینه‌های خیابان را در اینجا فیلمبرداری کرد و با ساخت دکور و کروماکی فیلم را در تورنتو تولید کرد و ارزان‌تر هم در‌بیاید. اما این‌ها که گفتم به این معنی نیست که دوست ندارم در ایران فیلم بسازم. علاقه اصلی من همیشه این بوده که در ایران کار کنم به شرطی که شرایط مناسب و آبرومند باشد و شرمنده تماشاگران نشوم.

    از «black noise» برای ما بگویيد، فکر کنم کمترین تعداد جلسات فیلمبرداری را در آثار شما این فیلم داشت؟

    چون فیلم جمع و جوری بود. بخش عمده‌ای از «black noise» در یک خانه و آسایشگاه سالمندان فیلمبرداری شده و البته بخش کوچکی هم در خیابان‌های تورنتو و جاده بین تورنتو و نیاگارا. شاید می‌توانست از این سریع‌تر هم فیلمبرداری شود ولی تهیه‌کننده ما برخلاف اینجا در همان روزهای اول فیلمبرداری وقتی نتایج کار را دید، اصرار کرد که فیلم به جای یک ماه در دو ماه تصویربرداری شود و پس از کشمکش‌های بسیار با من روی شش هفته توافق کرد! فیلم بدون هیچ گونه تشنج و استرسی و با یک گروه کاملا جوان و علاقه‌مند به کار که حاضر بودند هر چند ساعت كه لازم باشدکار کنند، فیلمبرداری شد.

    «سن پطرزبورگ» را بالاخره ديديد؟

    بله، سه هفته پيش فيلم را ديدم.

    نظرتان درباره تدوينش چيست؟

    پیش از این حدس می‌زدم که فیلم در تدوین و صداگذاری ضایع شده است. وقتی آن را دیدم مطمئن شدم. یک چیزی حدود 15 دقیقه طولانی‌تر از آن چیزی است که باید باشد. نیمه دوم فیلم خیلی لق و کش‌دار شده است. صحنه‌هایی را که می‌توانست خیلی بانمک باشد و شوخی‌های دیگر را تکمیل کند، حذف کرده‌اند و صحنه‌هایی را کش داده‌اند که بايد خیلی کوتاه‌تر می‌بود. به نظر من آقای اعتباریان با این کار لگد به بخت خود زده و فیلمی‌ را که می‌توانست دو برابر یا بیشتر فروش کند به فیلمی ‌با فروش متوسط تبدیل کرده که به‌ لحاظ هنری هم یک فیلم کم‌ اهمیت شده است. اگر فیلم آنطور که من می‌خواستم در می‌آمد بسیاری از تماشاگران آن را دوباره و چند باره می‌دیدند و هر بار کسان دیگری را با خود به سینما می‌بردند. ولی در حال حاضر اینطور نمی‌شود و فیلم فعلی به نظر من بیش از یکبار، ارزش دیدن ندارد.

    منظور شما از نيمه دوم فيلم تقريبا همزمان با ورود شخصيت‌ها به تالار وحدت است؟

    من فقط فیلم را یک‌ بار دیده‌ام اما در بخش‌های مربوط به تالار وحدت کاملا مشخص است که فیلم خیلی كشدار شده است. احتمالا به خاطر اینکه فکر می‌کردند پول زیادی خرج کرده‌اند و سیاهی لشکر آورده‌اند سعی کردند هر نمایی را از اول تا آخر نشان بدهند و پول خرج شده را به رخ بیننده بکشند. اغلب نماهای این بخش، بنا بود که با سرعت زیاد نمایش داده شود مثلا آن نمای كش‌دار که به تقلید از فیلم «بد نام» آلفرد هیچکاک از چلچراغ‌های سقف تالار وحدت شروع می‌شود و به تدریج پایین می‌آید تا به تصویر نزدیک تلفن همراه در دست فرشاد می‌رسد بنا بود به تدریج سریع‌تر و سریع‌تر نمایش داده شود و در نهایت با یک سرعت غیر عادی و مضحک به نمای نزدیک تلفن همراه برسد. چون که قرار است با فیلم هیچکاک شوخی کنیم نه اینکه ادای آن فیلم را در بیاوریم. گذشته از این چند تا نمای دیگر در تالار وحدت هست که با کرین بلند و حرکات مارپیچ و پیچیده انجام شده اما قرار نبود با سرعت عادی و این شکل متظاهرانه که هیچ ربطی به فیلم کمدی ندارد در تدوین بیاید. هرکدام از این نماها بنا بود در بخش‌هایی و در لحظاتی تند شود و بعد دوباره به سرعت عادی برسد. آقای اعتباریان و تدوینگرشان این را نمی‌دانند که وقتی با امکانات دیجیتال کار می‌کنیم این کارها ممکن است در طراحی فیلم و طراحی تدوین پیش‌بینی شده باشد. البته حالا که فکرش را می‌کنم یادم می‌آید که من این چیزها را در طول فیلمبرداری به آقای اعتباریان گفتم و حتی گفتم که تمام فیلم را در حدود پنج درصد تند می‌کنیم که هم سریع‌تر و سر حال‌تر بشود و هم پنج دقیقه سریع‌تر نمایش داده شود. این هم از آن کارهایی است که با سینمای دیجیتال امکان‌پذیر شده است. یعنی شما می‌توانید فیلم را کمی‌کند و با احتیاط اجرا کنید تا همه چیز درست و تمیز از آب دربیاید و بعد همه چیز را بین پنج تا 10 درصد تندتر نمایش دهید و به زمان‌سنجی و سرعتی که مناسب می‌دانید برسید. نرم افزارهایی هست که با آن می‌توانید صدای بازیگر را حتی تا حدود بیست درصد تند یا کند کنید بدون اینکه ترکیب فرکانس‌ها و جنس صدای بازیگر خراب بشود. یعنی دیالوگ سریع‌تر اجرا می‌شود اما صدای بازیگر تن طبیعی خود را از دست نمی‌دهد وحالت زیر وجیغ و ساختگی پیدا نمی‌کند. من این را بارها به آقای اعتباریان گفته بودم اما ایشان ظاهرا فراموش کرده و تدوینگرشان هم که چیزی از الفبای تدوین نمی‌داند چه برسد به امکانات تدوین دیجیتال. اگر فیلم آن طور که طراحی کرده بودم در حدود پنج درصد تند می‌شد و بعضی از نماهایش با سرعت خیلی بیشتری نمایش داده می‌شد خود به خود به زمان حدود صد دقیقه می‌رسیدیم ولی بعضی از لحظات و نماهای فیلم فعلی اصولا قابل حذف است و حتی بعضی از سکانس‌ها می‌تواند به یک نما تقلیل پیدا کند و در عوض بعضی از سکانس‌هایی که خیلی بامزه بودند و نمی‌دانم به چه دلیل حذف شده‌اند، می‌توانند به فیلم برگردند. در مجموع به نظرم می‌شد فیلمی ‌داشته باشیم در حدود 100 دقیقه که مطابق فرم و زیبایی‌شناسی کمدی‌های کارتونی به ‌تدریج هر چه به پایان نزدیک‌تر می‌شود، سریع‌تر و خند‌ه‌دارتر باشد.

    به صداگذاري فيلم هم اشاره كرديد. مشكل شما با صداگذاري فيلم چيست؟

    اگر این فیلم در یک سینمای مجهز و استاندارد نمایش داده شود و تماشاگران هم به صداگذاری و پخش صدای خوب عادت کرده باشند وضع مضحکی پیش می‌آید. صداگذاری اشتباهات ابتدایی دارد و خیلی خنده‌دار است و فیلم را در یک جاهایی دو برابر کمدی کرده است.

    پيمان قاسم خاني سه روز بعد از مصاحبه من با شما در كانادا گفت‌وگويي با خبرگزاري فارس انجام دادند و در آن مصاحبه عنوان كردند كه فيلم فعلي تفاوت اندكي با خواسته شما دارد. چقدر اين ديدگاه را تاييد مي كنيد؟

    چند روز پیش با پیمان صحبت کردم . قبول داشت که نیمه دوم خیلی لق و پر ایراد است اما گذشته از این وقتی که پیمان قاسم خانی از من خواست که این فیلم را کارگردانی کنم، احتمالا فکر می‌کرد می‌توانم چیزهایی به کار اضافه کنم که به عقل خودش نمی‌رسید. این فیلمی‌که الان هست چندان تفاوتی با فیلمی‌که خود پیمان می‌توانست کارگردانی کند ندارد. در حالی که من طراحی کرده بودم و نقشه کشیده بودم تا فیلمی‌بسازم که رفته رفته سرعتش بیشتر شود و حوادثش دیوانه‌وارتر شود و حرکات دوربین و نحوه اجرایش بی‌منطق‌تر تا بالاخره به یک پایان کاملا دیوانه‌وار سریع و شبیه به کارتون برسد. پیمان سعی خودش را کرده که فیلم را در مراحل تدوین و صداگذاری نجات دهد اما هم گرفتار کارهای دیگرش بوده و هم از پس آقای اعتباریان و خانم مهاجر بر نیامده است. آقای اعتباریان چیزی از سینما نمی‌داند. آنها فیلم را بر داشته بودند و متواری شده بودند! به تلفن‌های من و ایمیل‌هایی که می‌فرستادم جواب نمی‌دادند و اصرار داشتند که فیلم را به صورتی که ملاحظه می‌کنید در بیاورند. هر چقدر پیغام می‌فرستادیم که فیلم قبلا تدوین شده است و کوتاه کردن و شکل دادن به آن در مرحله نهایی تدوین از طریق اینترنت امکان پذیر است و خیلی هم سریع و راحت انجام می‌شود فایده‌ای نداشت. پس پیمان احتمالا از دست آنها عاجز شده و رضا به قضا داده است! اساسا پیمان قاسم خانی آدم خیلی خوش‌اخلاق و آسان‌گیری است و وقتی می‌بیند فیلمنامه‌هایش در مرحله ساخت ضایع و نفله می‌شود می‌خندد و می‌گوید خب این هم خراب شد حالا برویم سر کار بعدی! راستش را بخواهید من به رفتار او و آسانگیری‌اش غبطه می‌خورم از من حرفه‌ای‌تر و خونسردتر است. درست که حسابش را بکنید من هم به این ماجراها باید بخندم. آقای اعتباریان این اواخر پرت و پلاهایی گفته که جز خندیدن و سر تکان دادن جوابی ندارد. مثلا شنیده‌ام در یک مراسم فرش قرمز بالا رفته وگفته که ما موفق شدیم «سن پطرزبورگ» را بعد از 45 سال بسازیم و یا در مصاحبه‌ای ادعا کرده که فکر استفاده از پیمان قاسم‌خانی اول به ذهن خودش رسیده و من آن را روی هوا قاپیده‌ام و جای دیگر ادعا کرده بود که مرجان شیرمحمدی می‌خواسته در فیلم بازی کند و ایشان مخالفت کرده در حالی‌که فیلم «سن‌پطرزبورگ» چند نقش فرعی زن دارد و همه می‌دانند که مرجان شیر محمدی همیشه نقش اول بازی کرده و اصرار من برای اینکه در یکی از نقش‌های این فیلم بازی کند به جایی نرسید. آقای اعتباریان وقتی وارد دعوا می‌شود هیچ مرام و مسلکی را رعایت نمی‌کند. مثلا معلوم نیست که مرجان شیر محمدی توی دعوای ما چه تقصیری داشته؟ غیر از اینکه همسر من است. فیلم «سن پطرزبورگ» در همین شکل حاضر تا حدود زیادی مدیون طراحی صحنه و طراحی لباس و حتی ایده‌هایی است که مرجان شیر محمدی برای گریم فیلم داد اما آقای اعتباریان سعی می‌کند او را هم ناراحت و آزرده خاطر کند چون با من نسبتی دارد. می‌گویند خدا دوبار می‌خندد: یک بار وقتی می‌خواهد بنده‌ای از بندگانش را زمین بزند و ادب کند و بعضی از بندگان دیگرش جوش می‌زنند و فعالیت می‌کنند تا آن بنده خدا زمین نخورد اینجا خدا می‌خندد. یک بار دیگر هم وقتی است که می‌خواهد بنده‌ای را بالا ببرد وعزت و دولت بدهد و بعضی از بندگان جمع می‌شوند تا نگذارند اینطور شود و باز هم خدا خنده‌اش می‌گیرد ما تمام سعی خودمان را کردیم که آقای اعتباریان چند میلیارد پول در بیاورد و اعتبار واقعی پیدا کند اما نشد گمان می‌کنم حالا که درجه کینه توزی ‌ایشان معلوم شده تعجبی ندارد که چرا فیلم «سن پطرزبورگ» هم باید به سود مختصری اکتفا کند. ایشان همه جا گفته که من سر صحنه می‌خوابیدم اما آنقدر مرام ندارد که بگوید در کدام شب از شب‌های فیلمبرداری خوابیده‌ام چون خودش می‌داند که این اتفاق در سه، چهار شبی پیش آمد که در نیمه اول خرداد ماه من مشغول ساختن فیلم‌های انتخاباتی بودم و با وجود اینکه در طول روز کار می‌کردم برای فیلمبرداری شبانه سر صحنه «سن پطرزبورگ» می‌آمدم و از فرصت‌های کوتاه آماده شدن گروه فیلمبرداری استفاده می‌کردم تا چرتی بزنم و بتوانم فکر کنم. روی هم رفته ایشان آدم خیلی بی‌معرفتی است !

    ظاهرا آقاي اعتباريان در يكي از مصاحبه‌هاي خود عنوان كرده بودند كه قرار بود مايكل كين براي نقش كريم استفاده شود كه شما اصرار داشتيد محسن تنابنده آن را بازي كند!

    مايكل كين جاي محسن تنابنده ؟! (مي‌خندد) مايكل كين نمي‌تواند راه برود ! مايكل كين را من پيشنهاد دادم براي يك نقش فرعي آن هم در حد يك مكالمه تلفني كه از لندن صورت مي‌گيرد با يك مامور مخفي در ايران(امين حيايي) كه اين زوج را تعقيب مي كند يعني گفتم اگر شرايطي باشد كه مايكل كين فقط يك سكانس آن هم پشت ميز بنشيند و براي ما يك مكالمه تلفني را انجام دهد، خوب است .فکر کرده بودم مايكل كين در چند نما از فيلم ظاهر شود و امين حيايي را در تهران با تلفن هدايت كند! ولي اين حرف هرگز جدي گرفته نشد نه خود من خيلي جدي گفتم و نه آقاي اعتباريان آن را جدي گرفت.

    پس احتمالا در قسمت دوم فيلم كه در روسيه مي‌گذرد ما شاهد حضور مايكل كين خواهيم بود.

    من فكر مي كنم آقاي اعتباريان بهتر است خودش را از اين پروژه کنار بكشند و بگذارند من، پيمان قاسم خاني و محسن تنابنده قسمت دوم اين فيلم را بسازيم ولي اگر ايشان حضور داشته باشند ما نيستيم.

    پس چندان بي‌ميل هم به ساخت قسمت دوم این فیلم نیستید؟

    فکر کنم زوج با مزه‌ای شده‌اند و ماجرا های بعدی نیز می‌تواند بانمک باشد.

    سخن آخر در مورد «سن پطرزبورگ» ؟

    يك چيزي را كه فراموش كردم بگويم اين است كه ما قرار بود «سن‌پطرزبورگ» را به صورت پرده عريض اكران كنيم اساسا اين فيلم را ما در اندازه 169 براي نسخه دي‌وي‌دي و اندازه يك به دو فرمت 35 براي نمايش سينما ساختیم كه همه اينها فراموش شده است ! آقاي اعتباريان حتي اسم فرعی فيلم را كه قرار بود «ريكس كنندگان» باشد فراموش كردند من واقعا نمي دانم آقاي اعتباريان در چه فكري بودند كه این چیزها را فراموش کردند فيلمي كه قرار بود پرده عريض باشد اينگونه نمايش داده مي‌شود؟

    منبع: سینما نگار

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  2. 3 کاربر از پست مفید ADoLF سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. گروه خبری - خط و نشان بهروز افخمي از كانادا !
    توسط ADoLF در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای ایران سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-10-2010, 16:27

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •