سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh لئو نیکولایوویج تولستوی

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: لئو نیکولایوویج تولستوی

  1. #1
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    لئو نیکولایوویج تولستوی




    زندگی نامه

    لئو نیکلایوویچ در خانواده‌ای بسیار قدیمی و اشرافی در یاسنایا پالیانا در ۱۶۰ کیلومتری جنوب مسکو زاده شد. مادرش را در دو سالگی و پدرش را در ۹ سالگی از دست داد و پس از آن تحت تکفل عمه‌اش قرار گرفت. او در سال 1884 میلادی در رشته زبان‌های شرقی در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و پس از سه سال، تغییر رشته داده و خود را به‌دانشکده حقوق منتقل نمود تا با کسب دانش وکالت به‌وضعیت نابسامان ۳۵۰ نفر کشاورز روزمزد که پس از مرگ پدر و مادرش به‌او انتقال یافته بودند، رسیدگی و با اصلاحات اراضی خود به شرایط رنج‌آور اجتماعی آنان خاتمه دهد.


    دوران خدمت در ارتش


    تولستوی در سال 1851 پس از گذراندان دوران مقدماتی نظام، در جنگ‌های قفقاز شرکت نمود . تجاربی که از زندگی سربازان کسب نمود، مبنای داستان‌های قفقازی او شد و با نوشتن داستان کودکی در 1852 سه‌گانه‌ای را آغاز کرد که با نوجوانی 1854 و جوانی 1857 آن را ادامه داد . باشروع جنگ‌های کریمه در سال 1854 به‌جبهه سواستویل منتقل و به‌خاطر ارسال گزارشات واقعی از صحنه‌های نبرد در کتاب خود به نام قصه های سواستویل، نامش به‌عنوان نویسنده‌ای چیره‌دست در ادبیات روسیه به‌ثبت رسید . او پس از سقوط سواستوپل به سنت‌پترزبورگ رفت که در آنجا از ارتش کناره‌گیری کرد و پس از آن به شهر خود بازگشت.
    اصلاحات اجتماعی و تعلیم و تربیت کودکان

    لئو تولستوی، به‌لحاظ توجه قابل احترامی که به‌آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان داشت، در سال ۱۸۵۷ به‌مدت پنج سال از کشورهای اروپای غربی دیدن کرد و با مشاهیر اروپا مانند: چارلز دیکنز، ایوان تورگنیف، و آدلف دیستروگ، دیدار و پس از بازگشت به‌کشورش، براساس تجارب نوآموخته، دست به‌یک رشته اصلاحات آموزشی زد و در همین راستا به‌پیروی از ژان ژاک روسو، به‌تأسیس مدارس ابتدائی در روستاها پرداخت . لئو نیکلایوویچ ، در نامه‌ای که به‌یکی از خویشاوندانش که اداره امور دربار و مباشرت املاک تزار روسیه را به‌عهده داشت، چنین می‌نویسد:
    «هرگاه به‌مدرسه قدم می‌گذارم، با مشاهده چهره‌های کثیف و تکیده، موهای ژولیده، و برق چشمانِ این کودکان فقیر، دستخوش ناآرامی و انزجار می‌شوم و همان حالتی به‌من دست می‌دهد که بارها از دیدن شرابخواران مست، بر من مستولی شده‌است. ای خدای بزرگ! چگونه می‌توانم آن‌ها را نجات دهم؟ نمی‌دانم به کدامین یک کمک کنم. من آموزش و پرورش را فقط برای توده‌ها می‌خواهم و نه کسی دیگر، مگر بتوانم پوشکین ها و لومونوسف های آینده را از غرق شدن رهائی بخشم.» تولستوی هیچ‌گاه تفاوتی بین کودکان قائل نشد و دانش‌آموزان نخبه را از دیگران متمایز نکرد تا در خور توان و استعداد هر کودکی، آموزش مناسب را به آن‌ها ارزانی دارد. پس از این‌که مدارس از سوی اداره سلطنتی تزار تعطیل شد، تولستوی به‌فعالیت‌های فرهنگی و اهداف تربیتی مورد علاقه‌اش ادامه داد. او با انتشار کتاب‌های سرگرم‌کننده با ترکیبی از علوم طبیعی و انسانی، همچنین داستان‌های آموزشی به‌ویژه داستان‌های ازوپ، کودکان را با ارزش‌های اخلاقی، اجتماعی و معنوی آشنا نمود. میلیون‌ها کودک روسی تا دهه دوم قرن بیستم با آموزش الفبای لئو نیکلایوویچ تولستوی، سال اول دبستان را آغاز نمودند. با اتخاذ این روش، تولستوی توانست در جنبش اصلاحات آموزشی وایجاد مدارس آزاد به گونه سامرهیل، مؤثر واقع شود.


    زناشوئی با سوفیا


    تولستوی در سال 1862 با دختر هیجده‌ساله‌ای با سلف آلمانی به‌نام سوفیا آندر ژونا پرس 1844-1919 ازدواج کرد و رمان‌های جاودانه‌ای به نام جنگ و صلح و انا کارنینا را تألیف و منتشر ساخت. پشتیبانی همسر جوانش از فعالیت‌های ادبی تولستوی که به روایتی ۱۴۰۰ صفحه از پیش نویس جنگ و صلح را بیش از هفت بار پاکنویس کرده‌است، شایسته احترام می‌باشد. این دو رمان به‌مثابه شخصیت شکوهمند ادبی تولستوی در جهان محسوب می‌گردد. وی در دفتر خاطراتش چنین می‌نویسد:
    «چیزی در درونم شعله ور است که بیش از نیکی دلبسته آنم، شکوه و جلال.» انقلاب درونی

    تولستوی، در اوج اشتهار، مبتلا به‌سرگشتگی و ناامید از بهبود وضعیت جامعه شد و در مرز انحطاط فکری و شکست روحی قرار گرفت. او به‌عنوان عضوی از اداره کل آمار و سرشماری در مسکو در سال ۱۸۸۲ میلادی با فقر روزافزون کارگران که در مقام مقایسه با محرومیت دهقانان از ابعاد وسیع‌تری برخوردار بود، آشنا شد. با تأثیرپذیری از این واقعیت تلخ، به منظور کمک‌رسانی به‌کشاورزان و جلوگیری از مهاجرت دستجمعی آنان به‌شهرها، اقدام به‌ایجاد تشکیلاتی نمود که حمایت از روستائیانی که محصولاتشان در اثر حوادث و آفات طبیعی آسیب دیده بود، در دستور کار خود قرار داد. او خود نیز با ترک سیگار و الکل و کناره‌گیری از تفریحات مخصوص مانند شکار حیوانات، اعلام همدردی نمود و اعتراف کرد: «چه لذایذ ظالمانه‌ای!»
    ازجمله فعالیت‌های اجتماعی تولستوی، حمایت از زندانیان سیاسی، مذهبی و سربازان فراری بود. از سال ۱۸۸۱ میلادی به‌بعد، در نتیجه مطالعات و تحقیقات بیشتر در حیطه ادیان، گرایش و تعلقات مذهبی وی نیز شدت یافت و در همین رابطه نسبت به‌ترجمه مجدد انجیل به‌زبان روسی اقدام کرد.
    تضادهای بیرونی

    اشتهار تولستوی هرچه بیشتر در خارج از روسیه وسعت می‌یافت، به‌همان نسبت نیز در داخل روسیه مورد طعن و لعن و انزجار دستگاه‌های دولتی و مراجع ارتودوکس قرار می‌گرفت. نوشته‌هایش قبل از انتشار توقیف و شایعه روانی بودن او به‌سرعت پراکنده می‌شد. پلیس تزاری کوچک‌ترین حرکت وی را تحت نظر گرفته بود. هنگامی که به‌پشتیبانی از مریدانش برخاست و برای آزادی آن‌ها از بازداشت، تمام مسئولیت‌ها را که به‌عنوان مدرک جرم مطرح بودند به‌عهده گرفت، به‌او گفتند:
    «جناب کنت، جاه و جلال شما بقدری بزرگ است که زندان‌های ما گنجایش آن را ندارد!»کلیسای ارتدکس و اتهام ارتداد

    انتشار رمان رستاخیز بهانه‌ای بود در دست مرجع عالی کلیسای ارتدکس، تا در تاریخ ۱۹۰۱ میلادی به‌دلایل زیر، تولستوی را به‌عنوان مرتد معرفی نماید:

    • تکذیب وحدت تثلیث مقدس در وجود خدای واحد
    • تکذیب بکارت مریم مقدس، قبل و بعد از تولد مسیح
    • تکذیب رستاخیز مسیح، و ضدیت با مظهر لاهوتی - ناسوتی مسیح پسر خدا
    • تکذیب وقوع معجزه در مراسم عشای ربانی. (تولستوی، معجزه را بطور عام و اعجاز تبدیل نان به تن مسیح را بطور خاص نفی کرده‌است.)

    تولستوی، مبارزات سوسیالیست‌ها را نیز در جهت برقراری دیکتاتوری پرولتاریا، مردود دانسته و به عنوان پرچمدار انسان‌دوستی و مخالف با جنگ و خونریزی شناخته شده‌است. آثار او نیز، جاده‌صاف‌کن انقلاب 1905 روسیه نام گرفته‌است.
    سال‌های پایانی

    علاوه بر تضییقات حکومت، سخت گیری‌های پلیس تزاری و ضبط پیش‌نویس رمان‌هایش در سال 1908، مشکلات خانوادگی هم مزید بر آن شد. تولستوی در آخرین روزهای حیات خود به‌اتفاق پزشک خانوادگی و دختر کوچکش، همسر خود را ترک و به‌سوی جنوب روسیه مسافرت نمود. این، آخرین سفر تولستوی در تاریخ 7 نوامبر 1910 در ایستگاه راه آهن آستایوفو به‌پایان رسید. دو روز بعد در زادگاهش به‌خاک سپرده شد.
    تالستوی در 1938 نشان لنین را دریافت کرد و در 1939 به‌عضویت آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی درآمد. در 1941 به‌خاطر رمان پطر کبیر و سال بعد برای گذر از رنج‌ها جایزه استالین را دریافت کرد.آثار تولستوی

    جنگ و صلح
    آنا کارنینا
    رستاخیز
    کودکی، نوجوانی، جوانی
    داستانهایی برای بچه ها
    اعتراف و سرشماری در مسکو
    کودکی نیکیتا
    گذر از رنجها
    پطر اول
    ایوان مخوف
    کوپن تقلبی
    پول و شیطان
    عید پاک
    خداوند حقیقت را میبیند اما صبر میکند
    جوانی بربادرفته
    قزاقان
    مورچه و کبوتر
    طبل میان تهی
    داستانهای سواستوپل
    و ...


    دوباره خواهيم روييد...




  2. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    سخنانی از تولستوی

    «آدم‌ها، اول جوان‌ها را باوجود این‌که هم‌دیگر را دوست ندارند، به‌عقد ِ هم درمی‌آورند و بعد از این‌که آن‌ها نمی‌توانند یک‌دیگر را تحمل کنند، تعجب می‌کنند... آخر چطور می‌توان با کسی زندگی کرد بدون این‌که عاشق‌اش بود؟»
    سونات کرویتزر

    «آن عصای جادوئی به‌من واگذار شده، این منم که باید چگونگی استفاده از آن را بدانم.»
    دفترهای خاطرات، ۱۹۰۰

    «انسان نمی‌تواند به‌تنهائی و برای خود زندگی کند، این مرگ است نه زندگی.»
    دفترهای خاطرات،1889

    «این ادعا که حکومت نماینده مردم است، رؤیایی پوچ و دروغی است باطل.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۹۳

    «این حرف‌ها تازگی‌ها مد شده است. یک زن بیش از هرچیز باید بترسد و مطیع باشد... منظورم ترسی است که یک زن باید در برابر شوهرش داشته باشد.»
    سونات کرویتزر

    «این‌که آدم‌ها ادعا می‌کنند که به‌هنگام خشمگنی از اعمال خود بی خبرند، سخن هجو و بیهوده‌ایست. من همه‌چیز را می‌فهمیدم و حتی برای یک‌لحظه هم هشیاری خود را از دست ندادم.»
    سونات کرویتزر

    «به‌هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسان‌هائی که توانائی بررسی ِ اعمال ِ خویش را دارند به ‌اراده‌ای قوی دست می‌یابند.»
    جنگ و صلح

    «تصور این موضوع که سرنوشت بشر می‌تواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را به‌معنی واقعی ناممکن می‌سازد.»
    جنگ و صلح، مؤخره، 1

    «دوست‌داشتن، رحمت است؛ مورد محبت واقع شدن، خوشبختی است.»
    دفترهای خاطرات، ۱۹۰۷

    «سعادت را می‌توان در اِزای درد و خستگی، ارزان به‌دست آورد.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۸۴

    «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.»
    دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰

    «قدرت از آن ِ خلقی است که کار می‌کند و اگر تاکنون از قید یوغ اسارت رهایی نیافته، به‌دلیل فرورفتن در یک خواب مصنوعی (هیپنوتیزم) است. بیدارکردن او ضرورتیست بنیادین و مبرم.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۹۸

    «مالکیت زمین از اهمیت خاصی برخوردار است. چنانچه مقرر گردد که زمین متعلق به هیچ‌کس نباشد مگر آن‌کس که روی آن کار می‌کند، آن‌گاه می‌توان آزادی ِ پایدار را تضمین کرد.»
    دفترهای خاطرات، ۱۹۰۱

    «موسیقی، تندنویسی ِ احساسات است.»
    سخنرانی، ۱۲ ژوئن ۱۹۰۵

    «هر‌آنچه به‌ژرفنا سقوط کند، تا مرز شفافیت قابل وضوح است.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۹۹

    «هرجا که محتوا وجود داشته باشد، اشکال نیز خودبه‌خود آن‌را دربر می‌گیرند.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۹۶

    «هنگام مطالعه، به‌دقت می‌توان اندیشید.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۵۷

    «هیچ پدیده‌ای تحت تأثیر ِ سنت‌گرایی، به‌اندازه قلمرو هنر آسیب ‌پذیر نیست.»
    دفترهای خاطرات، ۱۸۹۶

    «یک گلوله‌ی برف را نمی‌توان به یک لحظه آب کرد. حدّ زمانی ِ معینی هست که هرقدر هم که بر مقدار حرارت بیفزاییم برف تندتر از آن آب نمی‌شود. به عکس، هر قدر بر مقدار حرارت افزوده شود برف باقی‌مانده سخت‌تر می‌شود.»
    جنگ و صلح، جلد۴ ، ص۱۲۳۹

    «هنر، کاردستی نیست بلکه انتقال احساسی است که هنرمند تجربه کرده است.»
    هنرچیست؟

    «شگفت آور است که توهم یکسان پنداشتن زیبایی و نیکی تا چه حد نیرومند است.»
    سونات کرویتزر

    «در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفته اند.»
    آنا کارنینا

    درباره تولستوی

    «در طول زندگی ام برای هیچکس به اندازه تالستوی احترامی اینگونه عمیق و شاید اینهمه افراطی قایل نبوده م» آنتوان چخوف نامه مورخ 28 ژانویه 1889

    «آیا آتش این انقلاب روسی از فوران آتشفشان وزوی درون تو شعله ور نشده است؟»
    ولادیمیر استاسوف، ۱۸ سپتامبر ۱۹۰۶ - از دوستان تولستوی

    «آرزو می‌کنم همانند تولستوی این پدر پیر، به‌درگاه خداوند نیایش کنم.»
    کاترین مانسفیلد - نویسنده نیوزلندی
    ویرایش توسط FTSAMO : 07-29-2010 در ساعت 14:55


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  5. کاربر روبرو از پست مفید FTSAMO سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •