مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh جنگ اول خليج فارس

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: جنگ اول خليج فارس

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جنگ اول خليج فارس

    از پايان جنگ ايران و عراق در مرداد سال ۱۳۶۷ تا حمله عراق به كويت تقريباً ۲ سال فاصله شد اما طى اين مدت اوضاع شرق خاورميانه كاملاً دگرگون شده بود.
    غرب و اعراب در طى سالهاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ ايران را دشمن بزرگ خود فرض مى كردند و با اعطاى حدود ۸۰ ميليارددلار كمك و ارسال انبوهى از تسليحات و تكنولوژى عراق را مبدل به قدرت اول منطقه و ارتش پنجم جهان كردند.
    آنها در محاسبات خود يك نكته را از ياد بردند و آن اينكه اين نيروى عظيم تهاجمى پس از جنگ با ايران به چه كارى خواهد آمد؟ نيرويى مركب از ۶۰۰ هواپيما، ۵۳۰۰ تانك، ۷ هزار زره پوش، ۳ هزار توپ و دهها ميليارددلار موشك و بمب در كنار يك ميليون سرباز با تجربه جنگ ۸ ساله و ...
    چنين مسأله اى اصلاً در محاسبات غرب و اعراب ثروتمند و كم جمعيت منطقه به حساب نيامده بود.
    اما در مرداد ۱۳۶۹ (اوت ۱۹۹۰) اوضاع كاملاً دگرگون شده بود. ۴۰ لشكر عراقى (كه حداقل يك سوم آن زرهى و مكانيزه بودند) به گونه اى ترس آور در سمت مرزهاى جنوبى و جنوب غرب عراق متمركز شده و نيروهاى عراقى مرتب در حال تهديد كويت بودند.
    در مرزهاى شرقى عراق، ايران به سرعت در حال بازسازى ويرانه هاى جنگ بود و هيچ علاقه اى به دخالت در درگيرى هاى بين برادران عرب(!) نشان نمى داد اسرائيل نيز با ترس از ضربه متقابل صدام كه اكنون ديوانگى او بر همه ثابت شده بود حاضر نبود به مانند سال ۱۳۶۰ دست به حمله پيشگيرانه به عراق بزند.

    حمله به كويت
    ۲ اوت ۱۹۹۰ چند واحد عراقى بدون اينكه به هشدارهاى جهانى توجه كنند با حمله به كويت و تسخير ۱۳ ساعته اين كشور ثروتمند به جهان ثابت كردند كه از نظر آنها دوران ديپلماسى در خليج فارس به سر آمده و زور جاى آن را گرفته است. هدف آنها از حمله به كويت در درجه اول خروج از بن بست اقتصادى و در درجه دوم جلوگيرى از ركود در ارتش بزرگ عراق بود.
    فرار سريع مسؤولان سياسى و نظامى كويت به كشورهاى همسايه نشان داد كه ارتشهاى اعراب منطقه چه اندازه كوچك و غيرقابل اتكا هستند.
    اما آمريكا، اروپا و اعراب سريع واكنش نشان داده و از عراق خواستند تا از كويت عقب نشينى كند.

    صدام در ابتدا گمان مى كرد آمريكا تن به مذاكره با وى بدهد و شوروى نيز (كه اكنون در آستانه فروپاشى بود) از وى حمايت كند اما گورباچف اكنون در ماه عسل سياسى با آمريكا بود و آمريكا نيز به دنبال آن بودكه همزمان دو ضربه را فرود آورد اول آنكه به بهانه كويت ماشين جنگى صدام را از كار بيندازد دوم آنكه با ارائه نمايشى عظيم، نظم نوين را به دنيا نشان دهد.

    لجستيك عظيم
    قسمت با ارزش جنگ خليج فارس، قدرت آمريكا در ارسال تجهيزات به منطقه بود. از اوت ۱۹۹۰ تا ژانويه ۱۹۹۱ به مدت ۵ ماه صدام حسين احمقانه ورود نيرو و تجهيزات آمريكايى را نظاره كرد و اجازه داد غرب ۵۵۰ هزار سرباز خود را در عربستان مستقر كند حال آنكه از نقطه نظر نظامى اين مدت براى صدام كافى بود تا تمام بنادر مهم مورد استفاده متفقين را تسخير كند و از آنها فرصت تحكيم مواضع را بگيرد.
    تعلل صدام سبب شد تا در ژانويه ۱۹۹۱ ، ۵۰۰ هزار سرباز آمريكايى، ۳۶ هزار سرباز انگليسى، ۱۵۰ هزار سرباز شوراى همكارى خليج فارس، ۱۹ هزار سرباز فرانسوى، ۲۰ هزار سرباز مصرى و ۳۰ هزار سرباز از كشورهاى ديگر سخت ترين قسمت لجستيك متفقين رساندن حدود ۳ هزار تانك سنگين و ۲ هزار هواپيما به منطقه بود.

    آغاز حملات هوايى
    ژنرال نورمن شوارتسكف سرفرمانده آمريكايى على رغم ارتش عظيمى كه در جنوب كويت و جنوب غرب عراق مستقر كرده بود هنوز از درگيرى با ارتش يك ميليون نفرى عراق واهمه داشت بنابراين تصميم گرفت ابتدا با موشك هاى كروز و هواپيما زيرساختهاى دفاعى صدام، خطوط ارتباطى و واحدهاى رزمى او را منهدم كند و آنگاه دست به حمله بزند.

    در ۱۷ ژانويه ۱۹۹۱ ، ۱۸۰۰ هواپيماى متفقين دست به عظيم ترين حمله هوايى نيمه دوم قرن بيستم زدند. فرماندهان نيروى هوايى آمريكا چون از قدرت پدافند فشرده بغداد اطلاع داشتند ابتدا با استفاده از بمب افكن هاى نامريى استيلت اف - ۱۱۷ ، ۲ هزار پدافند بغداد را شناسايى كرده و پس از آن راه را براى حمله اصلى باز كردند. اف - ،۱۸ اف - ،۱۶ اف - ،۱۵ تورنادو و ميراژ ستون فقرات حمله را تشكيل مى داد و چون كليه اين هواپيماها قدرت عمليات در شب را داشتند حمله در نيمه شب آغاز شد.

    آنگونه كه فرماندهان اسكادرانهاى مهاجم اعلام كردند فشردگى آتش دفاعى بغداد بسيار بيش از تخمين هاى اوليه بود و خلبانان متفقين مجبور بودند عمدتاً از ورود به گردونه آتش ايجاد شده پرهيز كنند.
    اما از روزهاى دوم و سوم به بعد حجم آتش عراق كمتر شد و درنتيجه هواپيماهاى متفقين ارتفاع خود را كاهش داده و با دقت بيشترى اهداف را شكار مى كردند. آمريكا تلفات هوايى ۳ روز اول خود را حدود ۱۰ هواپيما ذكر مى كرد حال آنكه صدام اين رقم را بيش از ۳۰ فروند مى دانست و با نشان دادن ۷ خلبان اسير غربى بر اين نكته تأكيد كرد.
    صدام در ۲۲ ژانويه حملات موشكى به اسرائيل را آغاز كرد تا بلكه اعراب را به صف خود بازگرداند اما به دستور آمريكا، اسرائيل از اقدام تلافى جويانه خوددارى كردو آمريكا سعى كرد باموشكهاى ضدموشك پاتريوت مانع تداوم حركت عراق شود. اگرچه پاتريوت تا حدودى موفق بود اما نتوانست توقف حملات موشكى به اسرائيل را به دنبال داشته باشد.

    در هفته دوم، حملات هوايى متفقين با ۱۸۰۰ حمله در روز ادامه يافت و دهها هزار سرباز عراقى در پناهگاههاى خود كشته شده و صدها تانك نابود شدند. پلها، خطوط مخابراتى ، جاده ها، نيروگاهها، ساختمانهاى نظامى و فرودگاهى تماماً نابود شدند و عملاً ارتباط بين نيروهاى صدام دچار مشكل شد.
    در هفته سوم نبرد، دهها بمب افكن عظيم بى _ ۵۲ با بمباران لشكرهاى گارد رياست جمهورى را كه در اطراف ناصريه (به صورت ذخيره) موضع گرفته بودند مورد حمله قرار دادند.
    در نبردهاى هوايى نيز برترى خردكننده تكنولوژيكى غرب بر عراق ثابت شد و جنگنده هاى ميگ،۲۳ ميگ،۲۷ سوخو،۲۴ ميگ۲۵ و ميراژ هيچ كدام نتوانستند از تور رهگيرهاى آمريكايى و انگليسى بگريزند و عراق مجبور شد بخشى از هواپيماهاى خود را به خاك ايران بفرستد كه ايران نيز به دليل لزوم حفظ بى طرفى اين هواپيماها را پس نداد. ضربات ويران كننده هوايى آمريكا و متفقين به عراق در پايان ۴ هفته سبب شد تا ارتش عظيم عراق مبدل به غولى دست و پا بسته شود چرا كه دستورات فرماندهى به واحدها نمى رسيد و بالعكس هم واحدها نمى توانستند فرماندهى را از تحركات دشمن و اتفاقات منطقه باخبر كنند.
    اما برآوردها نشان مى داد هنوز ارتش عراق ۷۰ درصد توان رزمى خود را حفظ كرده است بنابراين شوارتسكف دستور تداوم بمباران را تا نابودى نيمى از ارتش عراق صادر كرد.
    بمب هاى هوشمند در اين جنگ به شدت مورد توجه قرار گرفته و با كنترل تلويزيونى با دقت تمام پلها و پايگاههاى نظامى را در هم مى كوبيدند. بمبارانهاى سنگين بى _ ۵۲ ها نيز تداوم يافت. آنها با به كارگيرى بمبهاى۸۲ . K .m محيطى به وسعت ۱۳۰ تا ۳۰۰ متر را تخريب مى كردند و به دليل پرواز در ارتفاع بسيار بالا از آسيب پدافندها مصون بودند.
    پس از ۳۹ روز بمباران بى رحمانه و شديد ۱۳۰۰ تانك عراقى (حدود يك سوم توان رزمى)، ۱۱۰۰ توپ (۳۵ درصد واحدهاى توپخانه عراق) و حداقل ۵۰ هزار سرباز عراقى از بين رفتند. مضافاً اينكه خطر نيروى هوايى عراق مرتفع شد (حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هواپيماى عراقى از بين رفتند و حدود ۱۰۰ فروند به ايران گريخته و بقيه به دليل نبودن امكان پرواز در پناهگاهها باقى ماندند).
    اما مهمتر از همه مسأله بى خبرى ارتش عراق از اتفاقات محيطى او بود. انهدام خطوط مواصلاتى اين ارتش سبب گرسنگى، تشنگى و فقدان مهمات براى نيروهاى خط مقدم شده بود.
    البته متفقين نيز از اين حملات عظيم آسيب ديده بودند. در حقيقت ۸۰ هزار سورتى پرواز آنها، سبب سقوط حداقل ۴۰ هواپيما (عراق اين رقم را حدود ۲۰۰ فروند مى دانست)، آسيب دهها هواپيماى ديگر، تحليل رفتن شديد انبارهاى مهمات و از همه مهمتر افزايش بى سابقه هزينه جنگ شده بود.

    حمله ۱۰۰ ساعته
    در ۲۴ فوريه ۱۹۹۱ نورمن شوارتسكف به سپاههاى عظيم زمينى فرمان آماده باش كامل براى هجوم نهايى را داد. حمله اوليه را آمريكا و متفقين از طريق سپاه ۱۸ و سپاه هفتم از طريق جنوب و غرب كويت انجام مى داد اما براى آنكه صدام كاملاً غافلگير شود نيروهاى آبى _ خاكى آمريكا در ۲۳ فوريه حركتى گمراه كننده را از سواحل كويت آغاز كردند و آنگاه در حالى كه عراقى ها جهت حمله خود را به سمت جنوب كويت و دريا تغيير دادند، عمده نيروهاى متفقين در حدود ۷۰۰ هزار سرباز و ۳ هزار تانك در پناه آتش پشتيبانى هواپيماهاى آمريكايى در عملياتى كم نظير و سريع ظرف ۲۴ ساعت ابتدا ۳۰۰ هزار نيروى عراقى مستقر در كويت را دور زده و سپس ظرف ۷۲ ساعت با گازانبرى وحشتناك جنوب عراق را از خاك اصلى اين كشور جدا كردند. قبل از آنكه ارتش عراق به خود بيايد نيم ميليون سرباز عراقى در محاصره افتادند.
    هواپيماهاى ضربتى آى _ ۱۰ در كنار هلى كوپترهاى سوپر كبرا او آپاچى باقيمانده ادوات زرهى عراق را به راكت مى بستند و توپهاى عراق كه هنوز بزرگترين مانع برسرراه مهاجمان بود توسط ماهواره شناسايى شده و با توپهاى ۸ اينچى (كه اطلاعات خود را ازطريق جى.پى.اس مى گرفتند) منهدم مى شدند.
    ظرف ۴۸ ساعت ارتش متفقين صدها كيلومتر در داخل خاك عراق پيشروى كرده و به حوالى ناصريه رسيده بود. از آن طرف اخبار رسيده حاكى بود كه در كويت، عراقيها دسته دسته تسليم مى شدند.
    لشكرهاى گارد نيز نتوانستند موضع تهاجمى بگيرند چرا كه بمبارانهاى عظيم امكان تحرك را از آنها سلب كرده بود.

    كالين پاول فرمانده ديگر آمريكايى در ۲۷ فوريه رسماً اعلام كرد كه توان رزمى عراق منهدم شده و در منطقه جنوب عراق نيرويى نيست كه آماده براى جنگ باشد.
    فرماندهان آمريكايى، انگليسى و عربى نيز در كليه جبهه ها با اعلام اين نكته كه دشمن دست از مقاومت برداشته كسب دستور مى كردند. اما در واشنگتن جرج بوش ظاهراً هنوز علاقه اى به حذف صدام نداشت. بنابراين دستور توقف عمليات را در پشت دجله صادركرد. حال آنكه براى دنيا واضح بود كه بغداد در چنين شرايطى طى يك هفته فتح مى شود.
    با قبول شكست از سوى صدام در ۲۸ فوريه ،۱۹۹۱ جنگ ۴۳ روزه خليج فارس به پايان رسيد و كويت پس از ۷ ماه آزاد شد.

    منبع: روزنامه ایران




  2. 2 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •