سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60
نمایش شاخه ای9علاقمندی ها

موضوع: Cwa.18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,201
    سپاس شده 25,633 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    نام فيلم : ارباب حلقه ها (بازگشت پادشاه)
    نام: lordofndn.gif نمایش: 4646 اندازه: 136.5 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    كارگردان : پیتر جکسون
    تهيه كننده : پیتر جکسون- بری ام آزبورن- تیم سندرز – فرن والش
    نويسنده داستان اصلي : جی.آر.آر.تالکین
    نويسندگان فيلم نامه : پیترجکسون- فرن والش- فیلیپا بوینز
    موزيك متن : هاوارد شور
    فيلم بردار : اندرو لزنی
    تدوين : جان گیلبرت
    كارگردان هنري :جو بليك لي، دان هينا، فيليپ لووي
    بازیگران
    یان مک کلن: گاندولف
    ویگو. مورتنسن : آراگورن
    اورلاندو بلوم: لگولاس
    الیجا وود:فرودو
    شون آستین : سام وایز گمجی
    کیت بلانشت : بانوی جنگل "گالادریل"
    سالا بیکر: سایرون
    کریستوفر لی: سارامون
    یان هولم: بیل بو بگینز
    دومینیک موناگان: مری برندی باک
    بیلی بوید: پره گرین "پیپین" توک
    شون بین: بورومیر
    برنارد هيل : تئودن
    كارل اوربان : ايمور
    ديويد ونهام : فارمير
    اطلاعات دیگر
    ژانـــر :فانتزی، رومانس حماسی و اقتباس ادبی
    تاريخ نمايش : 17 دسامبر 2003
    درجه نمایش: PG-13
    زمان فيلم : 201 دقيقه نسخه سینمایی
    شرکت تولید کننده: نیولاین سینما
    محصول ایالات متحده و نیوزلند
    بودجه ساخت: 94 میلیون دلار
    فروش کل: 1119 میلیون دلار

    8.8 :imdb امتیاز از 545 هزار راي
    افتخارات و جوایز
    نامزد و برنده 11 اسکار سال 2004
    برنده اسکار بهترین فیلم سال 2004
    برنده اسکار بهترین کارگردانی سال 2004
    برنده اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی سال 2004
    برنده اسکار بهترین موسیقی متن سال 2004
    برنده اسکار بهترین ترانه سال 2004
    برنده اسکار بهترین تدوین سال 2004
    برنده اسکار بهترین گریم سال 2004
    برنده اسکار بهترین جلوه های ویژه سال 2004
    برنده اسکار بهترین ادیت صدا سال 2004
    برنده اسکار بهترین طراحی صحنه سال 2004
    برنده اسکار بهترین صداگذاری سال 2004
    برنده جایزه ویژه AFI سال 2004
    نامزد 13 جایزه بفتا و برنده 4 جایزه از بفتا سال 2004
    برنده 4 جایزه گلدن گلوب سال 2004
    برنده 2 جایزه گرمی سال 2004
    همچنین برنده بیش از 200 جایزه بین المللی و معتبر دیگر...
    تحليل و بررسي از شاهين

    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 04:41
    Don Corleone و The Original به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 16 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه



    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  lordofhhh.gif
مشاهده: 6942
حجم:  41.2 کیلو بایت


    تحليل فيلم بازگشت پادشاه


    این بخش را با گفته هایی زیبا از استاد تالکین نویسنده داستان ارباب حلقه ها آغاز می کنم
    .
    بزرگترین نویسنده خداوند است که به تعداد مخلوقات داستان هایی موسوم به سرنوشت می آفریند

    زندگي تفسير سه کلمه است*:خنديدن.بخشيدن و فراموش کردن* پس ....* بخند*...* ببخش*... و*فراموش کن

    اگر بيشتر انسان ها ارزش شادماني , غذا و آواز خواندن را بالاتر از زر و زيور بدانند , دنياي شادي خواهيم داشت.



    دوربین
    فیلمبردار با نمایش کرمی در حال تلاش برای رهایی از دست یک هابیت قسمت سوم را آغاز می کند. هابیت به کرم خیره شده و لبخندی از سر رضایت بر لب دارد گویی از شکنجه این حیوان لذت می برد و درنهایت با فرو بردن قلاب در بدن کرم کارش را تکمیل می کند. (سرنوشتی مشابه در انتظار خود اوست بی آنکه مطلع باشد) در نمای بعدی دو هابیت را در قایقی بر روی رودخانه در حال ماهیگیری می بینیم. در ابتدای قسمت سوم ما با یک فلاش بک به درون خاطرات اسمیگل رفته ایم و زمانی را می بینیم که او هنوز در دام حلقه گرفتار نبوده است. شخصیت او در این صحنه ها شکل می گیرد و ذات خود را در همین سکانس به ما نشان میدهد. دوست اسمیگل بطور اتفاقی به داخل رودخانه افتاده و حلقه قدرت رامیابد. او نیز محو وجود حلقه شده و اسمگیل که روز تولدش می باشد آن را به عنوان هدیه طلب می کند. مقاومت دوست او و وسوسه حلقه به درگیری بین این دو هابیت منجر شده و در نهایت اسمیگل با قتل او حلقه را به دست می آورد. (این صحنه به نوعی دیگر تداعی کننده داستان هابیل و قابیل است) حلقه در طول زمان باعث می شود او به یک موجود نفرت انگیز تبدیل شود. موجودی که از خودش نیز تنفر دارد. او از جامعه هابیت ها طرد می شود، حتی چهره ظاهری او نیز به مرور زمان تغییر یافته و بسیار مشمئز کننده می گردد. بخاطر خوردن کثافت وکرم صداهایی از گلویش خارج می کند که به دلیل همین او به گالوم شهرت میابد. او طعم نان و هرچه نعمت در طبیعت است را فراموش می کند. او فقط به یک موضوع می اندیشد، حلقه عزیزش. زمانی که از خاطرات گذشته اسمیگل برمیگردیم، سام وفرودو در خواب فرو رفته اند. فرودو بیم دارد که در خواب حلقه را ربوده باشند و سراسیمه حلقه را می جوید حلقه ای که کم کم وابسته اش شده است. ازطرفی جیره غذایی آنها رو به اتمام است. سام غذا نمی خورد تا فرودو قوی بماند.

    یاران حلقه از جنگل فانگورن عبور کرده و دو هابیت دیگر را پیدا می کنند و ازبلایی که درختان بر سر آیزنگارد آورده اند متعجب شده و مسرور می گردند. درخت نگهبان و افرادش سارومان را در داخل قلعه اش زندانی کرده اند و جادوی سیاه از بین رفته است. پپین گوی جهان نما را میابد ولی گاندلف آن را گرفته و زیر ردایش پنهان می کند. شب هنگام همه خوشحال از پیروزی به برگزاری جشن مشغول هستند. ایووین همچنان به آراگورن اظهار علاقه می کند ولی رفتار سرد آراگورن او را دلگیر می کند. مری و پپین با سرودن ترانه و پایکوبی همه راسرگرم کرده اند. تنها فرد نگران در این جمع آراگورن است ولی گاندلف به او امید می دهد که فرودو زنده است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    گالوم در خواب هم با وسوسه درون در ستیز است. او خواب راحتی ندارد. بنابراین بیدار شده و خود را در رودخانه تماشا می کند. دیدن تصویر خود در آب و گفتگو با خودش او را به وسوسه انداخته تا فرودو و سام را به قتل برساند. سام حرفهای انتهایی او را شنیده و او را به باد کتک می گیرد ولی فرودو مانعش میگردد. فرودو تغییر کرده است و به جای گالوم، سام را ملامت می کند.

    درروهان، آراگورن لگولاس را نگران با چشمان خیره به آسمان در ایوان قصر میبیند. لگولاس از تاریکی شب و پنهان شدن ستاره ها و جنبشی که در غرب به راه افتاده است نگران است. چشم دشمن بی وقفه در حال چرخش است. شب که همه درخواب هستند پپین کنجکاویش تحریک شده و گوی جهان نما را پنهانی از دستان گاندلف خارج کرده و نگاه می کند. گوی جهان نما که با چشم بزرگ مستقیماً درارتباط است او را به گاندور می برد و از او سوالاتی میپرسد. او نمی تواندخود را از گوی جدا کند و اگر گاندلف به موقع به دادش نمیرسید جان خود را از دست داده بود. پس از جدا کردن او از گوی حالت سکته به او دستمی دهد. گاندلف از او درباره چیزهایی که در گوی دیده سوال می کند. او یک درخت سفید خشک شده و شهری درحال سوختن را دیده است. پپین آینده را دیده ولی خوشبختانه از فرودو و ماموریتش حرفی به سایرون نزده است. گاندلف از شنیدن این اعترافات به نقشه آتی سایرون پی می برد و همراه با پپین به سرعت به سمت میناس تریس حرکت می کند تا به دنتور جریان را اطلاع دهد. گاندلف همچنین با آراگورن قرار می گذارد هر وقت آتشکده ها روشن شد بااین علامت برای کمک به گاندور همراه با لشکریان روهان عازم آنجا شوند.

    گاندلف به محض ورود به میناس تریس وقت را تلف نکرده و به سرعت از کوچه های پیچ درپیچ قصر بالا رفته تا به تالار اصلی برسد. همزمان با حرکت او و اسب زیبایش شدوفکس دوریبن فیلمبردار به زیبایی نمای شهر را از زوایای مختلف به تصویر می کشد. در تالار اصلی چیزی که بیشتر چشم نواز است، مجسمه پادشاهان و شکوه تاریخ گذشته است. دنتور خدمتگزار تاج و تخت گاندوربا ترشرویی از آنها استقبال می کند. او اخبار گاندلف را توهینی برای خودقلمداد می کند چون او را نادان فرض کرده است. او از تمامی ماوقع اتفاقات اطلاع دارد. دنتور شیپور شکسته بورومیر را در دست دارد و در سوگ اوست. او که پسر بزرگش و تنها امید خود را از دست داده است. علت مرگ پسرش را سوال میکند. پپین باز هم نمی تواند دهان خود را بسته نگهدارد و می گوید که بخاطرنجات آنها کشته شده است. او از رشادت های بورومیر تعریف می کند و از دنتورمی خواهد در ازای دینی که دارد خدمتگزارش شود. گاندلف از دنتور میخواهدارتش را آماده دفاع کند تا در برابر سایرون ایستادگی کنند. دنتور که فردی بسیار مغرور است حرف او را نمی پذیرد. او تصور می کند که از او به عنوان سپری استفاده خواهد شد تا بعد از آنکه از بین رفت آراگورن تاج و تخت راتصاحب کند. او نمی خواهد تاج و تخت را به پادشاه اصلی بازگرداند. دنتور،آراگورن را یک ژنده پوش خطاب می کند.

    تمامی اورک ها به اضافه انسانهایی که فریب خورده اند با سایرون متحد شده اند وبه سواحل ازگیلیات حمله کرده اند. اگر این بندر سقوط کند به راحتی به گاندور خواهند رسید. فرماندهی این جنگ را سایرون برعهده پادشاه جادوگر انگمار گذاشته است. کسی که هیچ مرد جنگجویی تا به حال نتوانسته شکستش بدهد. همان شبحی که شانه فرودو را زخمی نمود. رام کننده اژدها که در شهر میناس مورگول اقامت دارد. پیرو صحبت های گاندلف، فرودو و همراهانش به همین شهررسیده اند. گالوم آنها را به سمت پلکان مارپیچ بلندی هدایت می کند. فرودو ضعیف شده است و وسوسه حلقه او را به سمت دروازه شهر می کشاند ولی سام وگالوم مانع او می شوند و قبل از خروج شبح اژدهاسوار پنهان می شوند. نعره ای که از او برمی خیزد فشار زخم شمشیر را بر روی شانه های فرودو بیشتر میکند. گویی همین الان شمشیر را فرود آورده است. دروازه های شهر باز شده وارتش سایرون به حرکت در می آیند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    درمیناس تریس، گاندلف این جنبش را احساس می کند و به پپین ماموریت می دهد مخفیانه آتشکده را روشن کند. پپین از دیوارهای پشتی بالا رفته و آتشکده راروشن می کند. به محض روشن شدن آتشکده میناس تریس نوبت به آتشکده بعدی که دردوردست بر فراز کوهی موازی با شهر قرار گرفته می رسد که روشن شده و به قول گاندلف شعله های امید زبانه بکشد. آتشکده آمون دین نیز روشن می شود وزنجیروار نوبت به ایستگاههای بعدی می رسد که دوریبن آنها را همراهی کرده و ما را تا سرزمین روهان میبرد. آراگورن که سراپا انتظار می کشد به محض روشنشدن آتشکده آخری به سرعت خود را به تالار اصلی مدوسن می رساند. تئودن باکمی تامل قبول می کند به کمک گاندور برود.

    اولین گروه از ارتش سایرون که نیروی دریایی او محسوب می شوند دزدان دریایی هستندکه با اتحاد با اورکها به ازگیلیات یورش می برند. فارامیر همراه باسربازانش مقاومت زیادی می کند ولی آنها بسیار اندک هستند و مجبور به عقب نشینی می شوند. فارامیر با یک شکست دیگر به خانه بازمیگردد. ولی او خبرخوشحال کننده ای برای گاندلف دارد. فرودو زنده است و امید همچنان وجوددارد. آنها به سمت گذرگاه تاریک رفته اند که مکانی بسیار مخوف و خطرناک است. در مورد این مکان از فارامیر سوال می شود و در جواب او ما صحنه بعدی را می بینیم که فرودو و سام به سختی از پلکان سنگی بالا می روند. اسمیگل فرصت پیدا می کند که آنها را بکشد ولی سام حواسش جمع است اما گالوم باسیاست عمل کرده، منصرف می شود و خود را مطلوم جلوه می دهد. او شروع به تخریب سام نزد فرودو کرده است. او به فرودو می گوید که سام قصد دارد حلقه را برای خودش بردارد.

    شب گالوم از فرصت استفاده کرده و درحالیکه هابیت ها درخواب هستند اندک نان باقی مانده آنها را بیرون میریزد و کمی از خرده نان را بر روی شانه سام میریزد. سام بیدار شده و با او درگیر می شود و از فرودو میخواهد که به جای او حلقه را حمل کند و این درخواست شک و تردید را در دل فرودو به یقین تبدیل می کند. خرده های نان نیز مزید بر علت شده و فرودو به او دستور می دهدآنها را ترک کند. در پایان این سکانس با اشکهای سام همراه میشویم و آنها از یکدیگر جدا می شوند. اسمیگل یک قدم دیگر به اهداف شومش نزدیکتر می شود.

    فارامیر که مورد تحقیر پدر واقع شده، برای اثبات شجاعت و وفاداریش به پدر به مقابله ای نابرابر دست میزند. او با تعداد کمی سرباز به قلب لشکر عظیم سایرون حمله می برد. صحنه بعدی بسیار زیبا ولی دردناک است. پسری به آغوش مرگ میرود. پدر بی رحم و بی خرد او که در تمام مدت نسبت به او تبعیض قائل شده و او را تحقیر کرده است به ظاهر خود را بی خیال مشغول غذا خوردن نشان می دهد و خدمتگزار جدید او پپین با این صحنه ها غم نامه ای را سر میدهد. آنها همگی زیر تیرهای بیشمار ارتش سایرون کشته می شوند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    فقط شش هزارنفر در اردوگاه سربازان روهان جمع شده اند. این تعداد نفرات برای شکست ارتش موردور کافی نیست. کوهستانی که در آن اردو زده اند یک مکان نفرین شده است. اسبها در آنجا آرامش ندارند. شب هنگام آراگورن در خیمه خود به خواب و رویایی دوردست و شیرین رفته است. او آرون را ملاقات می کند که زندگی فانی را انتخاب کرده است. پاره شدن رشته خواب به پاره شدن زنجیرگردنبند او متصل شده و بیدار می شود. شخصی به دیدار او آمده است. چادرتئودن محل ملاقات آراگورن و ارلاند است که برای تحویل شمشیر موروثی خاندان او به آنجا آمده است. به درخواست آرون شمشیر مجدداً ترمیم شده است. ارلانداز آراگورن میخواهد که برای آوردن کمک به کوهستان نفرین شده برود. جایی که عهدشکنان قرار دارند. ارواح سرگردانی که با ایزیلدور پیمان بسته،عهد شکسته اند و نفرین شده اند. آنها فقط در مقابل شمشیر پادشاه گاندورمجبور به اطاعت می شوند. آراگورن بدون معطلی برای همراه کردن لشکر مردگان به کوهستان می رود و قبل از رفتن برای همیشه ایووین را از عشقش ناامید میکند. لگولاس و گیملی دو یار وفادار او به همراهش می روند. سه یار وفادار باشجاعت همیشگی دل به دریا زده و به تاریک ترین و مخوف ترین مکان قدم میگذارند. جایی که فقط صدای نعره های مردگان کافی است که اسبهای آنها بگریزند.

    دراردوگاه، ارتش روهان عازم گاندور می شود. تئودن، مری را از همراهی برای جنگ منع می کند. ایووین که سرنوشتی مشابه دارد لباس رزم مبدل مردانه پوشیدهو مری را نیز با خود به جنگ می برد. از طرفی دیگر در همین زمان، ارتش تاریکی هلهله کنان به سمت دیوارهای میناس تریس می روند.

    درکوهستان، سه قهرمان در محاصره لشکری از ارواح مردگان قرار می گیرند. رهبرارواح که باور ندارد آراگورن وارث ایزیلدور است به آنها حمله می کند. آراگورن با شمشیر موروثی جوابش را می دهد. شمشیری که سند پادشاه گاندوراست. آراگورن از آنها میخواهد که به یاریشان بیایند و این بار آنها را تنها نگذارند و در عوض قول می دهد روح آنها را از نفرین آزاد کند.

    درمیناس تریس اسب فارامیر، جسم او را به داخل قصر باز میگرداند، او هنوززنده است. در پشت درهای شهر ارتش تاریکی مستقر شده اند. رهبر آنها که هیبت خاصی دارد (توصیه می کنم با دقت بیشتری او را ببینید) از لشکر خود بازدید می کند. او دستور اولین حمله را صادر می کند. منجنیق های غول پیکر، سرهای بریده افراد فارامیر را به داخل شهر پرتاب می کنند. با این شیوه ضربه روحی بزرگی به سربازان گاندور وارد می شود. دنتور بربالین جسم نیمه جان فارامیر پسرش دچار شوک روحی شده است. او مثل دیوانه هارفتار می کند. پپین او را از زنده بودن فرزندش مطلع می کند ولی او انگارگوش شنوا ندارد. در لبه ایوان قصر دنتور از نمای بالا لشکریان سایرون رادیده و وحشت می کند و فریاد فرار از مهلکه را سر میدهد. گاندلف از فرصت استفاده کرده و با عصایش بر او ضربه ای وارد می کند تا ساکت شود و خودرهبری قوای جنگی را برعهده می گیرد.

    نظم ارتش تاریکی جالب است. غولها سنگهای بزرگی را بر روی منجنیق ها سوار کرده وبه سمت دیوارها وداخل شهر پرتاب می کنند. گاندلف در جواب حمله آنها باسنگهای به مراتب بزرگتری جواب آنها را می دهد. رهبر اورک ها برعکس رهبران قبلی سایرون که فقط جنگجو بودند و بی مغز، شخصیت خاصی دارد. او زیرک است وبسیار مغرور و هنگامی که سنگهای بزرگ به سمت آنها می آید ازافرادش می خواهد نترسند و فرار نکنند، ولی خودش وقتی یک سنگ بزرگ به سمتش می آید در آخرین لحظه خود را کنار می کشد. جلوه های ویژه در این صحنه ها غوغا می کند. اژدها سواران دسته بعدی هستند که به شهر حمله می کنند و عده زیادی را می کشند. ترول ها نقش ویژه ای دارند. آنها با نیروی فراوان خود منجنیق های بزرگ را حمل می کنند البته در این راه موجوداتی شبیه به کرگدن البته از گونه ای خاص آنها را یاری می کنند. ارتش سایرون توسط یکی از همین منجنیق ها موفق می شوند وارد شهر بشوند و جنگ را به داخل شهر می کشانند.

    گالوم،فرودو را به داخل غاری هدایت می کند که مخفی گاه موجودی پلید است. یک عنکبوت بزرگ. گالوم قصد دارد به این طریق او را به دام عنکبوت بیاندازد ودر فرصت مناسب خود حلقه را از جسد فرودو به راحتی بردارد. فرودو دیر متوجه می شود که فریب گالوم را خورده است و در حق سام بد کرده است. عنکبوت به فرودو حمله می کند. او فرار می کند و نور ارندیل به یاری اش میاید و عنکبوت را کمی به عقب میراند. بانو گالادریل در این زمان و درتنهایی و تاریکی چندبار به یاری او میاید. در میان غارها گالوم به او حمله می کند تا حلقه را از او بگیرد ولی درنهایت فرودو او را به پایین پرتگاه میاندازد. عنکبوت دوباره به فرودو حمله می کند و به زودی موفق می شود با نیش خود او را بی حس کرده، در بند تارهایش اسیر کند. از طرفی سام متقاعد می شود نباید دوستش را تنها بگذارد و به طرف آنها برمیگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    درمیناس تریس شب شده و دو طرف همچنان در نبرد هستند. با یک دژکوب عظیم به نام گراند که شبیه اژدهایی خفته است در قلعه را مورد هدف قرار می دهند. دراین میان دنتور دیوانه میخواهد جسم نیمه جان فارامیر را آتش بزند ولی پپین،گاندلف را خبردار کرده و او خود به درون آتش می افتد و در حالی که می سوزدو دوان دوان به سمت لبه قصر می رود از بالای قصر خودرا به پایین پرتاب می کند.

    درگذرگاه تاریک، سام به موقع سر رسیده و فرودو را از دست عنکبوت نجات میدهد. او گمان می کند که فرودو مرده است به همین جهت حلقه را برمیدارد. درهمین زمان تعدادی از اورک های نگهبان موردور به آنجا می رسند. سام مجبور میشود پنهان شود. آنها جسم فرودو را به داخل مخفی گاهشان می برند و سام آنهارا تعقیب می کند.

    نیروهای روهان به میناس تریس می رسند و از پشت ارتش سایرون را محاصره می کنند. بعداز حرفهای شاه که شارژ روحی افراد را به همراه دارد به دشمن حمله می کنند. درگیری بین دو گروه بسیار زیبا از نمای بالا به تصویر کشیده می شود. اورکها از هجوم آنها بسیار وحشت زده شده اند. تئودن موفق می شود در آن جبهه پیروز شود و انها را به عقب براند. در همین زمان انسانهای خیانتکار که باسایرون متحد شده اند به ارتش تاریکی ملحق می شوند. آنها همراه خود فیل هایی بزرگ را دارند که موجب وحشت می شود. چهره این فریب خوردگان نیز برای ما بسیار آشناست. تئودن دستور حمله به آنها را صادر می کند. ایومر و ایووین باشجاعت مثال زدنی دو ماموت را به هلاکت می رسانند. در شهر باقی مانده افراددر محاصره اروکها هستند و دروازه اصلی شهر توسط یک غول مورد هجوم واقع شده است.

    پپین به گاندلف می گوید "فکر نمی کردم آخرش اینطوری تموم بشه
    " گاندلف: "آخرش؟ مرگ تنها مسیر دیگری است که همه خواهیم پیمود" او سربسته میخو اهد به این هابیت بگوید هرکس در راه مبارزه برابر ظلم کشته شود راه بهشت را در پیش گرفته است.
    دربیرون شهر اژدها سواران و جادوگر انگمار به سربازها هجوم می برند. اوتئودن را هدف قرار می دهدو استخوانهای او را خرد می کند. ایووین که پادشاه را درخطر می بیند در برابر او قرار می گیرد و ایستادگی می کند وموفق می شود سر اژدهای او را قطع کند. جادوگر انگمار که بسیار عصبی شده برای کشتن ایووین از اژدهای نگون بخت پیاده می شود و به سمت او میاید. مری که در پشت لاشه اژدها پنهان شده با شمشیر خود ضربه ای را بر ساق پایش وارد می کند. ایووین از فرصت استفاده کرده و شمشیر خود را در چشم او فرو می برد. او قبل از کشتن جادوگر انگمار کلاه خود خود را برمی دارد و به اومی گوید که یک زن است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    آراگورن به همراه دوستانش و لشکری از ارواح از سمت ازگیلیات به اورکها حمله میکنند. در یک چشم به هم زدن ارتش سایرون توسط ارواح تار و مار می شود (لشکری که دیده نمی شود حکایت از اعجاز و امدادهای غیبی در جنگها دارد). با رشادت قهرمانان ما بخصوص لگولاس که ماموت ها را به روش جالب خود از پا در می آورد لشکر سایرون به کلی نابود می شودولی این پایان کار نیست.

    سام به اردوگاه اورکها در موردور رفته و فرودو را نجات می دهد. تفرقه و درگیری بین اورکها باعث می شود آنها خود، یکدیگررا بکشند. سام حلقه رابعد از کمی وسوسه شدن به فرودو بازمیگرداند. سام و فرودو برای رسیدن به کوههای آتشین بایستی از میان هزاران اورک که در موردور سکونت دارند عبورکنند. گرچه آنها لباس اورکها را پوشیده اند و تغییر چهره داده اند ولی کاربسیار دشواری است.

    درنهایت یاران حلقه در میناس تریس تصمیم می گیرند به یاری آنها بیایند و با لشکریان باقی مانده خود به موردور حمله کنندتا توجه چشم بزرگ به آنها جلب شود. این فداکاری و شجاعت باعث می شود فرودو و سام بعد از تحمل رنجهای بسیاربه کوههای آتشین برسند. زمانی که نیروهای ارتش تاریکی آراگورن و لشکرش را مانند یک حلقه محاصره کرده اند و مرگ همه آنها نزدیک است فرودو به ایستگاه آخر می رسد. ولی وسوسه حلقه باعث می شودفرودو نیز در لحظه آخر فریب خورده و منصرف شود. گالوم که هنوز زنده است به فرودو حمله می کند و انگشت او را با دندان قطع میکند و حلقه را به دست میآورد.(فرودو تاوان گناه خود را پس می دهد) فرودو گالوم را همراه با حلقه به داخل کوههای آتشین می فرستد و حلقه برای همیشه نابود می شود. کاخ سایرون به همراه نابودی حلقه از بین می رود. قدرت او تضعیف شده و نیروهای او متلاشی می شوند. کوه نابودی که در واقع آتشفشانی فعال است شروع به فعالیت شدیدی می کند. سام و فرودو در میان گدازههای آتشین در مقابل سرنوشت سر تعظیم فرود آورده و بر روی سنگی منتظر پایان عمرشان می شوند. گاندلف جادوگر سفید با همان جادوی حشره و عقاب آنها را ازمیان آن مکان نجات می دهد.

    چند روز بعد جشن باشکوهی برپا می شود. آراگورن به پادشاهی گاندور می رسد و با آرون ازدواج می کند. فارامیر و ایووین در جشن با یکدیگر دیده می شوند که نوید آینده مشترکی را می دهد. هابیتها به شایر بازمیگردند ولی دیری نمیگذرد که کشتی سرنوشت سر می رسد تا بیل بو و فرودو را به سرزمینی دیگر ببرد. شهرها نجات پیدا کردند ولی فرودو نجات پیدا نکرده است. او پس از خداحافظی با دوستانش و در وداعی تلخ به همراه بانو گالادریل، ارلاند و گاندلف سواربر کشتی به دنیای دیگری می روند.

    درپایان... برای چندمین بار که این فیلم را تماشا کردم، مانند همیشه اشکهایم سرازیر می شود و دلتنگ آنها می شوم. دوره حکومت انسانها آغاز می شود.


    پایان

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  lordofpwp.gif
مشاهده: 3350
حجم:  80.9 کیلو بایت


    نتیجه گیری نهایی
    :

    یکی از جذابیت های قسمت پایانی این تریلوژی سینمایی آن است که تماشاگر بدون این که کتاب ارباب حلقه های تالکین را خوانده باشد می تواند با قصه وماجرای داستان ارتباط برقرار کند. اینجاست که باید تمام اتفاقات به نتیجه ای معقول و حساب شده برسد و بیننده را همراهی کند. صحنه های نبرد قسمت سوم یعنی بازگشت شاه پخته تر و واقعی تر از قسمت های پیشین بود، به طوری که احساس می شود هیچ نشانی از انیمیشن کامپیوتری در آن به چشم نمی خورد. یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند «پیترجکسون» در بازگشت شاه شیوه ای است که اوبرای جمع کردن داستان انتخاب کرده است. او به شکل هوشمندانه و ظریفی تمام مسیرهای فرعی داستان را به شاهراه اصلی طرح داستانی اش هدایت می کند و در پایان نتیجه ای واقعی و حقیقتی جهانی را از آن استخراج میکند. نبرد بین خیر و شر که بارها و بارها در دنیای تصویر درقالب های داستانی گوناگون ومتفاوت روایت شده و پایانی محتوم را به نمایش گذارده است به بهترین شیوه به تصویر درآمده است.خارج شدن روشنایی و امید از دل سیاهی مطلق در تریلوژی «ارباب حلقه ها» پیام پیروزی حقیقت، خوبی بر بدی مطلق توسط این سینمایی پرخرج و زیبا به بهترین نحو انتقال یافته است. تمام سه گانه ارباب حلقه ها (نه جزء به جزءآن) به عنوان یک اثر هنری منسجم و تمام عیار هویت خاص خودش را دارد، سه گانه ارباب حلقه ها با موفقیت گسترده تجاری و هنری خود توانست به یکی ازآثار تاریخ ساز سینما بدل شود. با این تفاسیر به نظر شما قلع و قمع کردن چنین اثری خیانت و جسارتی عظیم نیست؟

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    جمع بندی نهایی در مورد سه گانه ارباب حلقه ها


    فیلم
    ارباب حلقه ها در مورد سفر ابدی انسان به سوی آزادی از هر نوع شری می باشد، آزادی از هر آن چه که وجود دارد. و سرنوشت انسان را بیان می کند. انسانی که در بهشت زندگی می کرده است و قدرت کامل و برتر او را وسوسه کرده تا به زندگی فانی و محدود قدم بگذارد. زیرا طرز استفاده از قدرت را نمی دانسته است و قدرت را به نفع خود و بر علیه دیگری به کار گرفته است. غافل از این که اگر جهان نابود شود، او نیز نخواهد بود. با وجود شرارت بسیاری که در وجودانسان ریشه می دواند، بالاخره زمانی می رسد که کنترل قدرت از دستش خارج میشود و به دست نیروی پاک و سادۀ وجودش می افتد. او نیز نمی تواند مدت زیادی آن را نگه دارد و نیروهای برتر درونی انسانی که آگاه ترند، درک می کنند که باید از این قدرت درست استفاده شود. نباید به خدمت خواسته های حقیر آنان درآید بلکه لازم است به همۀ انسان ها، موجودات و جهان هستی خدمت کند.

    در جدال عظیم زندگی، بالاخره انسان پی می برد که تنها یک ماهیت و یک شعور مطلق است که از این نیرو و قدرت تام، به نفع همه و مدبرانه استفاده می کند. همه آنرا برای خدمت به خویش می خواهند و جلب رضایت یک فرد الزاماً در راستای جلب رضایت همه نیست. بالاخره نیروی پاک درونی که همه را دوست دارد، انسان را وامی دارد که قدرت را به خدا واگذارد. تا انسان و جهان پایدار بماند نه این که تنها فردیت خویش را حفاظت کند. او پی می برد که بدون حکومت خدای واحد، زندگی او نیز دوامی نخواهد داشت. زیرا جهان از بین می رود. پس سفردرونی خویش به سوی آزادی را آغاز می نماید. خود و قدرتش را از همه کس محفوظ می دارد و برای این کار از طرف تمامی نیروهای مثبت وجودش حمایت می شود.اوخودش را از نیروهای مادی آزاد می کند ولی می بیند که نیروهای غیرمادی نیز قابل اعتماد نیستند و به شکلی ملایم تر، به فکر نوعی تصاحب قدرت هستند و آنان نیز برای برتری بر یکدیگر و کسب افتخار، تلاش می کنند. روح ماهیتی افتخار کننده و اهل شرف است. در نتیجه برتری جو می باشد. وی نیز لیاقت دردست داشتن قدرت را ندارد. زیرا او نیز می خواهد که قدرت در انحصار وی باشد.

    انسان درمی یابد که این راه به آن سادگی که فکر می کرده است، نیست. درک می کند که باید قدرت را نابود سازد تا دست هیچ کس به آن نرسد. در واقع بین همه تقسیم گردد. وقتی هیچ کس دارای قدرت نابودی نباشد، همه خوشبخت و جاودانه خواهندبود. عاقبت با سختی های زیادی موفق می شود که حلقۀ قدرت را نابود سازد و به اصل آن باز گرداند. آن گاه به مهار قدرت دست می یابد. او دیگر توسط قدرت جذب نمی شود بلکه قدرت تحت تسلط اوست. حالا می توان گفت که دیگر قدرتی وجودندارد. و در وجود او، تمامی موجودات به خوبی و خوشی زندگی می کنند.انسان درک می کند که در اعماق وجود هر چیزی از جمله خودش، حقیقتی ناب وجود داردکه کاملاً بی شکل است و در صورت ارتباط با آن، می تواند حیاتش را به اشکالی کاملاً دلخواه، هدایت نماید.انسانی که به این درجه از شعور و درک می رسد، بر اساس قانون درونش زندگی می کند وبه قانون درونی دیگران نیز عشق می ورزد. قدرت به قانون درونی مبدل میگردد. قانونی برای بودن به تمامی اشکال ممکن، که به همۀ صورت های وجوداعطاء می گردد. در نتیجه قدرت تجزیه شده و صورت هولناک خویش را از دست میدهد. بهرۀ هر کسی از قدرت، اینست که بتواند تا ابد همان گونه باشد که دوستدارد و بهرۀ او از بی قدرتی نیز آنست که نتواند به دیگری آزار رسانده یامانع سعادت وی گردد.بنابراین جهان فردی آزاد و مستقل برای همه، هنگامی پا به عرصۀ وجود می گذارد که انسان در شکل رهای خویش بر جهان حکومت کند.دراین فیلم، حلقه نماد قدرت تام و چشم، نمادی از دیدگاهی شرورانه و قدرتطلبانه است، آن قدرت روحی ای که تمایل به حکومت زندگی و مرگ دارد و جهان راپس از زنده کردن به سوی مرگ می راند.

    زیرا به اجزای وجود که هر کدام زندگی
    مستقلی دارند، علاقه ای ندارد.اسمیگل نیز با تمایل به در دست گرفتن قدرت، از آن جا سقوط کرده و به صورتی کریه که نشان از افکار و اعمال پلید وی دارد، درمی آید. وی زمان زیادی از قدرت بهره مند می شود؛ اما بالاخره به دلیل از بین رفتن تعادل اش، قدرت را ازدست می دهد. زیرا اگر طرز استفاده از قدرت را ندانیم، به خودمان و دیگران صدمه می زنیم. هر گاه قدرت در جهت منافع فردی حرکت نماید، جهانی محوری میسازد که در آن بردگی تن و روان دیده می شود. مراتب قدرت، به وجود آمده و به ارزش گذاری این مراتب از وجود، منجر می گردد. آزادی به جبر و تقدیر مبدل شده و بخشی از وجود به نام روح، بر بخش دیگری که جسم یا ماده نامیده میشود، اعمال زور و قدرت می نماید و از جهاتی نیز برعکس آن اتفاق می افتد. سپس حلقه به دست بیل بو افتاد. او در جهت خواسته های ساده دلانۀ خویش ازقدرت استفاده می کرد. دنیای وی محدود بود. تنها بهرۀ او از این قدرت، عمری صدساله و داشتن قدرت های روحی – روانی بود. وقتی که قدرت در خدمت خواستههای یک شخص باشد بسیار محدود عمل می کند زیرا یک فرد به نسبت تمامی دنیا،خواهش ها ی محدودی دارد. خواسته هایی که در کمال وسعت شان، آسایش یک نفر رامی خواهند.بنابراین جادوگری به نام گاندولف، که نمایان گر شعوری برتر و قوی تر در انسان است،آن فرشته ای که با تحکم انسان را، امر بر حق می کند؛ حلقه را از بیل بو ستانده و به فرشته ای به نام فرودو واگذار می نماید که بدون سوء استفاده میتواند از قدرت نگاهداری کند.فرودو نمایندۀ آن شعور و عقل برتری ست که در انسان عاشق همه چیز است و می داندکه قدرت باید در دست همه باشد. درعین حال نیز می تواند آن را به امانت گرفته و به اعماق وجود انسان ببرد تا آن را نثار تمامی ذرات وجودش بنماید. بنابراین تسلیم حق و حقیقت می باشد. وی مظهر آن عقلی ست که خود را به خداوند مطلق تسلیم و واگذار کرده و تنها شاهد بر اوضاع و احوال باقی مانده است.

    الف هانیز نوع دیگری از فرشته ها هستند که قدرت های خاصی دارند. در این مسیر گاندولف به قدرت های برتری دست می یابد که با آن به کمک انسان می آید. یعنی نیروهای پاک جادوی سفید، ارتقاء یافته و بر نیروهای شیطانی جادوی سیاه،غلبه می کند.حملۀ درخت ها نیز نمایان گر اینست که نیروهای غیرانسانی طبیعت نیز در این جنگ به کمک او می شتابند؛ زیرا طبیعت یک انسان شرور ولی قدرتمند، در حد یک انسان می ماند و نمی تواند بر طبیعت فائق شود. اما طبیعت یک انسان نیک وعاشق همه چیز، از حد یک انسان می گذرد و به ماورای قدرت بشری دست می یابد. وقتی که عشق ما ماورای انسان باشد، قدرتمان نیز ماورای او خواهد بود. درنتیجه می بینیم که قدرت جادوگر منفی فیلم نابود می گردد.ارواح بخشیده نشده، نشان دهندۀ کسانی یا وقایعی هستند که انسان را آزرده اند. زمانی که انسان می آموزد که تمامی آزارها برای این بوده است که بتواند آنچه را که شایسته ترین است بخواهد، زمانی که درک می کند که همۀ این حوادث به امر خود و برای ارتقاء خویشتن بوده، همه چیز و همه کس را خواهد بخشید. زیرا می بیند که همه در آزادی وی سهم داشته اند. هر چیزی که بتواند در آزادسازی فرد سهمی داشته باشد، در نهایت نیکی محسوب می گردد.دراین فیلم تنها دو انسان ویژه وجود دارد. یکی آراگون و دیگری برومیر است که سمبل هایی از انسان در دو وضعیت متقابل همیشگی می باشند. اولی وضعیتی است که فرد را وادار به تبعیت از حقیقت مطلق می نماید و دومی وضعیتی است که فردرا وادار به اطاعت از حقیقت شخصی و انفرادی می کند.

    آراگورن مظهر انسان و انسانیت می باشد و حکومت وی نیز حکومت به حق انسان بر جهان میباشد. برومیرآن وجه انسانی است که باشرف است ولی آزاد از دام های نفسانی نیست. یعنی نجات خود را بر نجات جهان ارجح می دارد. بنابراین توسط نیروهای نابودگر نابود می شود. زیرا می خواست برای حفاظت خویش، جهان را به خطربیاندازد. هر چند که صادقانه بود، ولی درست نبود. فرد برای حفظ خویش به حفظ جهان پیرامونش نیازمند می باشد.سم،سمبلی از وفای به عهدیست که فرودو را همراهی می کند. در خاتمه فرودو وسوسه می شود که قدرت را نگه داشته؛ به روح و تاریکی ناشناخته مبدل گردد. چیزی که همیشه در برابر ماده و شناخته قدعلم کرده است و گویا با آن می جنگد. اما فرودو متوجه می شود که نفس می خواهد بر او غلبه کرده و تمامی زحماتش رانابود سازد. می فهمد که در تمام زمانی که نفس، او را هدایت می کرد، به فکراین بوده است که به بالاترین قدرت ممکن دست یابد.تنهاچیزی که می تواند انسان را برای رسیدن به آگاهی برتر تهییج کند، نفس و بی قدرتی حاصل از آن می باشد. بی قدرت همیشه عاشق قدرت می باشد. در نتیجه تنهااوست که عشق لازم را دارد و به دنبال قدرت تا هر کجا می آید. اما تنها اونیز تهدیدی برای آخرین مراحل واگذاری قدرت، می باشد. بنابراین در آخرین لحظات فرودو درک می کند که نفس هیچ گاه بی خطر و رام نخواهد شد. بلکه همواره در کمین است. اگر چیزی وجود داشته باشد، مدار قدرت به او تعلق یافته و مشروط می شود. آن گاه حاکم و خداوندگار آن مدار می گردد. برای بی خدابودن و هدایت شدن از درون، براساس تمایلات قلبی، هیچ چیزی نباید در مدارانرژی قرار گیرد. والا ذات و ماهیتش را به صاحب مدار تحمیل خواهد ساخت.

    داستان با حکومت ابدی آراگون و وسعت یافتن عشق انسان از خویش به همه، پایان مییابد. به روایت داستان، انسان تنها زمانی می تواند جاودانه گردد که عاشق همه چیز باشد و از قدرتش علیه هیچ چیز استفاده نکند. برای این کار نیز بایدعشق و قدرتش را به تمامی عالم هستی نثار کند. به آن چیزی که همۀ عالم راعاشقانه به وجود آورده است و تمایل به جاودانگی هر ماهیتی دارد. آراگون پادشاهی است که به دلیل قدرت درونی اش برای رهبری جهان، انتخاب گردیده است. او همانقدر در اختیار دیگریست که دیگری در اختیار وی می باشد. یکی برا ی همه و همه برای یکی، شعار چنین حکومتی می باشد. حکومت وی در این جهت می باشد که هیچ حکومت کننده ای وجود نداشته باشد. بلکه صرفاً انجام وظیفه وقرار گرفتن در جایگاهیست که توانش را داراست. در خاتمه فرودو نمی تواند خودرا نجات دهد. به این منظور که عقل فردی در اقیانوسی از عقل الهی غرق می شود و به اوج تعالی خویش دست می یابد.

    به امید روزی که تمامی جهان در صلح و آرامش باشد
    .

    THE END

    با تشکر از تمام عزیزانی که در تهیه این اثر مرا یاری نمودند
    .
    فرخ عزیز: مدیریت سایت

    رشنوی گرامی: ویراستار

    سعید: گرافیک

    سهیل: همکار عزیز من در تحلیل تریلوژی ارباب حلقه ها

    نوشته شده توسط رحیم حنیفه پور(شاهین) در هفتم دی ماه سال 1389 در سایت سینما سنتر


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logoziz.png
مشاهده: 4952
حجم:  35.3 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-03-2011 در ساعت 09:45
    Amélie, saeedbehda, lotr و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  5. #3
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    و اکنون که این داستان تمام شده است چقدر دلتنگ آن شده ام... دلتنگ چشمهای زیبای فرودو و چشمهای نگران سم...
    دلتنگ مهربانی و آرامش گاندولف و طمانینه و صلابت آراگورن... دلتنگ لجبازیها و رقابتهای لگولاس و گیملی...
    و حتی دلتنگ مای پرشز گفتن گالوم و هر آنچه مرا ازین زندگی سراسر اضطراب و دلهره به دنیای مجازی زیبایی می برد که در نهایت نیکی بر بدی پیروز میشد...
    ..........
    ممنون دوست گرامی...
    بازهم خواهم امد...


    دوباره خواهيم روييد...




  6. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  7. #4
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه


    در مورد پیتر جکسون کارگردان سه گانه ارباب حلقه ها


    سه گانه «ارباب حلقه ها» را «پیتر جکسون» کارگردان نیوزیلندی کارگردانی کرده است.

    جکسون تا سال ۱۹۹۴ در نیوزیلند به فیلم سازی مشغول بود. او با ساختن فیلم های ترسناک کم بودجه به شهرت ملی گسترده ای دست یافت. سپس عازم هالیوود شد.

    در آنجا فیلم «مخلوقات ترسناک» را ساخت. این فیلم در گیشه با موفقیت عمل کرد و بدین ترتیب، جکسون جوان دومین فیلم هالیوودی اش را تحت عنوان «وحشت آفرینان» ساخت که در گیشه ناموفق عمل کرد.

    با این حال، این کارگردان چهل ساله که تا چندی پیش فیلمی گرانتر از ۱۶میلیون دلار نساخته بود، برای کارگردانی تریلوژی ارباب حلقه ها انتخاب شد.

    تریلوژی که چهارصد میلیون دلار بودجه برای ساخته شدنش در نظر گرفته شده است. گفته می شود که فیلم برداری دو قسمت بعدی همزمان با فیلم برداری قسمت اول انجام شده است.

    سه گانه «ارباب حلقه ها» هشت سال تمام از عمر پیتر جکسون را به خود مشغول کرد.

    این کارگردان نیوزیلندی برای متقاعد کردن مدیران استودیوی «نیولاین سینما» برای سرمایه گذاری روی این فیلم زحمات بسیار کشیده است.

    شرکت های فیلم سازی هالیوود در سال های اخیر قبل از ساخت «ارباب حلقه ها» با اکراه حاضر به سرمایه گذاری های گزاف بر روی فیلم های فانتزی-حماسی بوده اند.

    پروژه عظیم سرمایه گذاری بر روی سه گانه «ارباب حلقه ها» یک ریسک مرگ و زندگی برای شرکت «نیولاین سینما» بوده است.

    در صورتی که اگر «ارباب حلقه ها» در گیشه شکست می خورد قطعا شرکت نیولاین نیز ورشکست می شد.

    اما در نهایت جکسون ثابت کرد که فانتزی های بزرگ سینمایی هنوز هم می توانند محبوب عامه باشند.
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-03-2011 در ساعت 09:50



  8. 5 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  9. #5
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه




    دیالوگهای به یاد ماندنی فیلم


    یاران حلقه

    گاندلف: حلقه ای است برای جکومت برهمه، یک حلقه برای آوردن و به تاریکی پیوستن و نابودی

    بیل بو: وقتی پاتو توی جاده گذاشتی، اگر مراقب نباشی خدا میدونه سر از کجا در میاری

    آراگورن: اونهایی که طمع کورشون کرده بود، خیلی ساده حلقه رو پذیرفتند و پشت سرهم به قعر تاریکی سقوط کردند. اونها اسیر حلقه هستند، اونها مثل اشباح نه زنده هستند نه مرده و همیشه حضور حلقه رو احساس می کنند.

    یک اورک: درختها قوی هستند ارباب، ریشه ها عمیق اند سارومان: همه رو ریشه کن کنید.

    ارلاند: ماضعیف هستیم و نا امید، غرور و شرافتمون فراموش شده، بهمین دلیله که حلقه هنوز وجود داره

    بورومیر: خیلی عجیبه که برای شی به این کوچیکی باید این همه ترس و شک رو تحمل کنیم.

    گاندلف: بعضی ها که زنده هستند سزاوار مرگ هستند و بعضی ها که میمیرن سزاوار زندگی تو می تونی قضاوت کنی؟

    گاندلف: در صادر کردن حکم مرگ عجول نباش، حتی عقلا هم نمی تونن انتهای کار رو ببینن

    گاندلف: همه در طول زندگیشون با چنین موقعیت هایی مواجه می شن ولی تصمیمش با مانیست ما فقط باید از زمانی که داریم به درستی استفاده کنیم.

    گاندلف: تو این دنیا نیروهایی بجز نیروهای شیطانی هم وجود داره، این فکر امید بخشیه

    گلادریل: در این جستجو انگار برلبه چاقو قرار دارید اگر کمی منحرف بشید نابود خواهید شد ولی تا زمانی که یاران صادق بمانند امید هم وجود خواهد داشت.

    گلادریل: تو صاحب حلقه هستی فرودو، داشتن اون به معنای تنها بودنه

    گلادریل: حتی کوچکترین شخص هم میتونه آینده رو تغییر بده

    بورومیر: من فقط قدرتی رو که باهاش از مردمم دفاع کنم میخوام

    سام : آینده یعنی امید شاید دوباره دوستامون رو ببینیم.

    دو برج

    سارومان: دنیای قدیم در آتش صنعت خواهد سوخت. جنگل ها نابود خواهند شد.

    گالوم: اونها نمی دونند با بیروح شدن خورشیدو نابود شدن ماه چه اتفاقی قراره براشون بیفته

    گاندلف: من رها شدم از همه چیز و زمان، ستارگان عرش رو نورباران کرده بودند و هر روز به درازای یک عمر بر روی زمین بنظر می رسید ولی این پایان راه نبود.

    گاندلف: آمدن مری و پپین به فانگورن مثل غلتیدن سنگهای کوچکی است که بهمن عظیمی رو به حرکت در میاره

    تئودن: جوانها می میرند و پیرها زنده می مانند من باید زنده بمونم تا آخرین روزهای سلطنتم رو ببینم.

    ایووین: من ازقفس می ترسم از محصور شدن تا زمانی که دچار کهن سالی و پیری بشی ، از دست دادن فرصتها برای کسب افتخار

    گالوم: میشه یه ماهی زنده نپخته بهم بدی که داره وول میخوره، اون چیپس های لعنتی رو برای خودت نگهدار

    فارامیر: حس وظیفه شناسی اون کمتر از تو نبود، فکر می کنی از کجا اومده ؟ اسمش چیه؟ واقعاً قلبی شرور داشته؟ چه دروغ ها و تهدیدهایی اون رو از خونش دور کرده؟ آیا ترجیح نمی داد در خانه می موند در صلح؟

    گالادریل: در ظلمت فراگیر اراده حلقه قوی تر میشه، حلقه سخت در تکاپوست در دست انسانها قرار بگیره، انسانهایی که به راحتی تحت کنترل قدرتش قرار می گیرن.

    آراگورن: بانوی من، برای اثبات شجاعت نیازی به جنگیدن نیست.

    تئودن : چطور کار ما به اینجا کشید؟

    هالدیر: در گذشته بین ما اتحادی وجود داشت، افتخار می کنم یکبار دیگر در کنار انسانها بجنگم.

    تری بیرد: ما هرگز چیزی نمی گیم، مگر اینکه ارزش گفتن داشته باشه

    مری برندی باک: تمام چیزهای خوب دنیا در آتش نفرت اونها می سوزه، شایری وجود نخواهد داشت پپین.
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-03-2011 در ساعت 10:03



  10. 7 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  11. #6
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    جوایز و نظرات

    این فیلم در تاریخ ۱۷ دسامبر ۲۰۰۳ بر روی پرده آمد و به یكی از بزرگترین موفقیت‌های باكس‌آفیس همه دوران‌ها تبدیل شد. این فیلم همچنین تمام جوایز آكادمی را در ۱۱ رشته‌ای كه نامزد بود به خود اختصاص داد. این فیلم بعد از تایتانیک پرفروش‌ترین فیلم (با فروش ۱٬۱۲ میلیون دلار) در جهان محسوب می‌شود.


    پیتر جکسون در هنگام دریافت جایزهٔ بهترین فیلم سال مراسم اسکار، نویسندهٔ سری کتابهای ارباب حلقه‌ها، تالکین، را ستود و از آن به عنوان یکی از محبوب‌ترین کتب دنیا نام برد.


    منتقدان فیلم نیویورک اظهار دارند که این فیلم به زیبایی هرچه تمام‌تر ساخته شده‌است و یک اثر ناب در تاریخ سینما به حساب می‌آید و به تمام اهداف خود رسیده‌است.

    اسکارها
    بهترین فیلم
    بهترین کارگردانی برای پیتر جکسون
    بهترین فیلمنامه اقتباسی
    بهترین تدوین
    بهترین موسیقی
    بهترین کارگردان هنری
    بهترین طراحی لباس
    بهترین چهره پردازی
    بهترین آواز ارژینال
    بهترین صدا
    بهترین جلوه‌های ویژه



  12. 3 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  13. #7
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    خشونت، تفکّر و رهایی از ترس: تفسیری طبیعت‌گرایانه بر ارباب حلقه‌ها





    پیش از آغاز، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مراد فرهادپور (۱۳۳۷- ) “خوشبختانه” مترجم داستانهای کوتاه تالکین با عنوان “درخت و برگ” (چاپ انگلیسی ۱۹۶۴ – چاپ فارسی انتشارات طرح‌نو:۱۳۷۷) هم هست.


    این نوشته بر پایة برخی نظرات مراد فرهادپور – متفکّر معاصر – دربارة مفهوم خشونت نگاشته شده است. اساس خلاصه‌ایست که اینجا آمده. دربارة شخصیّتهای ارباب حلقه‌های تالکین هم بجز کتاب و فیلمها، به دایرة‌المعارف الفبایی شخصیّتها، حوادث، مکانها و ... آثار تالکین با عنوان “A Guide to TOLKIEN” (نوشتة David Day – انتشارات Chancellor – نوبت دوّم چاپ ۲۰۰۳) مراجعه کرده‌ام. از آنجاییکه نه در مورد مفهوم خشونت صاحب نظر هستم و نه در مورد سه‌گانة تالکین، این نوشته را اتود تقلیدی کمرنگی میدانم از طرحی که میتواند توسعه یابد؛ خصوصاً از سوی برخی دانش‌آموزانم که بسیار به تالکین و سه‌گانه‌اش علاقه دارند و بی‌اغراق، ماجراهای کتاب را از برمیدانند و همیشه با علاقة مفرطشان مرا به شگفتی واداشته‌اند. باین دلیل، این نوشته را اوّلاً خلاصه‌وار و ثانیاً با زبانی ساده نگاشته‌ام. ضمن اینکه همین تابستان، کلیّات این موضوع را با چند نفر از دوستان و دانش‌آموزان تالکین‌خوان مطرح کردم که نمونه‌ها و شواهد جالبی در این باره داشتند.

    ۱- در نگرشی متفاوت به مفهوم “خشونت”، میتوان این مفهوم را نه در مقابل “مدارا” که در مقابل “نفی و رهایی از ترس” قرار داد. هیچ نظام اجتماعی را نمیتوان یافت که جز از طریق سلطه بر طبیعت بیرونی (زیست‌جهان هابرماسی) و طبیعت درونی (میل) پدید آمده باشد. به عبارت دیگر، تمدّن، خود حاصل سرکوب است و سرکوب نوعی خشونت. در واقع، انسان نمیتواند هر آنطور که تمایل دارد و مطابق میل زندگی کند. پس از طریق اخلاق، طبیعت درونی و از طریق تکنولوژی، طبیعت بیرونی را سرکوب مینماید. از دیدگاهی فرویدی، خشونت بعضاً از ضعف برمیخیزد. ما از طریق فراافکنی ضعف درونیمان، آنچه را نمیتوانیم در خودمان تحمّل کنیم، فرا می‌افکنیم تا بعد بتوانیم آنرا در دیگران سرکوب کنیم. باین ترتیب بیشتر تجلیّات خشونت در ضعف و ترس ریشه دارد. (در واقع این نوع خشونت که بر اساس واکنش علیه “دیگری” – در مقابل کنش از سوی “خود” – صورت میگیرد، جزئی از اخلاق بردگان است که نیچه در تبارشناسی اخلاق بیان میکند.) بعنوان مثال، از آنجا که طبیعت، ناشناختة اسطوره‌ای ماست، در واکنشی ترس‌آلود میکوشیم طبیعت را از طریق تکنولوژی به موضوعی عینی و قابل تسلّط تبدیل کنیم.

    راه حل بیرون‌رفت از این خشونت، تفکّر است. هر نوع تفکّری بنابر دیدگاه هرمنوتیکی شناخت، منجر به تأمّل در نفس میشود. آنگاه است که انسان در میابد نفسش هم جزئی از طبیعت است و از آن جدا نیست. باین ترتیب، دیگربودگی از بین میرود و همه چیز جزئی از یک طبیعت بزرگ میشوند. آنگاه، ترس از بیگانه از بین میرود و به طریق اولی از آنجا که خشونت محصول ترس از بیگانه است، از طریق تأمّل نفس و بیگانگی‌زدایی، خشونت کاهش میابد.

    امّا اگر بخواهیم جنبة مخالف این موضوع را نگاه کنیم، میتوانیم بگوییم که خشونت خود را از طریق “نفی هویّت مستقل دیگری” و سعی در ادغام (مانند رابطة فاتحان و بومیان مغلوب) و یا “قبول هویّت دیگری بعنوان موجودی پست‌تر” (مانند رابطة استعمارگر و بومی یا سیاستهای جدایی نژادی) نشان میدهد. بنابراین بیگانگی‌زدایی از طریق تأمّل در نفس، اصولاً مرزهای مجازی بین خود و دیگری را کنار میزند.

    ۲- بطور کلّی داستانهای تخیّلی – که در آن آدمی با موجودات دیگر، از قبیل درختان (مثلاً Entها در ارباب حلقه‌ها)، پرنده‌ها (مثلاً Eagleها) یا پریان (شاید مثلاً Elfها) و اصولاً موجودات هوشمند غیربشری دیگر (مثل Dwarfها، Hobbitها و ...) به گفتگو میپردازد – نیاز به همان تأمّل در نفس و غیرنابودگی دیگر اجزای طبیعت را برآورده میسازد. بقول والتر بنیامین “نخستین قصّه‌گوی راستین، راوی حکایات پریان است و خواهد بود... داستان پریان با ما از نخستین تمهیدات بشر برای رهایی از چنگ بختکی که اسطوره بر سینه‌اش نشانده بود، سخن میگوید.”

    انسانها، اصولاً همزاد طبیعت هستند و نفس انسانی چیزی جدای از طبیعت نیست. باین ترتیب، در سوی بدجنس داستان ارباب حلقه‌ها، این Orcها هستند که با رنج و درد و نفرت زاده شده‌اند و طبیعت را با تیغ و آتش به نابودی میکشند و به Sauron – ارباب شیطانی حلقه‌ها – خدمت میکنند که از برج تاریکش در Mordor در قالب چشمی بدونِ پلک فرمان میراند. پس Orcها دشمنان اصلی طبیعتند و اصولاً به همین خاطر، Entها – نیمه‌درخت، نیمه‌انسانها که هیبتهای بزرگ جنگل و طبیعت‌اند – به Orcها و مردان Isengard – مقر Saruman -ِ جادوگرِ – حمله میکنند.

    اصولاً Entها، نماد اصلی طبیعت در داستان‌اند. این موجودات، چون دور از Entwifeها هستند، زیاد نمیشوند. ضمن اینکه با سالخوردگی هم نمیمیرند و تنها چیزی که بر آنها مؤثر است، سلاح آتش و تیغ آهن میباشد. (بهمین خاطر، دل خوشی هم از Dwarfها که تبر بدست‌اند هم، ندارند.) از سوی دیگر، Orcها که دشمن درختها هستند و آنها را به آتش میکشند، نماد ضد طبیعت در داستان‌اند؛ در بدن Orcها خونی سیاه و سرد جاری است.


    بهرحال جدای از تمام این استدلالها، اتّحاد یاران حلقه – که در آن همه جور موجودی از انسان (Boromir)، هابیت (Frodo Baggins، Sam Gamgee، Pippin و Merry)، دورف (Gimli)، جادوگر (Gandalf)، الف (Legolas)، نیمه‌الف–نیمه‌انسان (Aragorn) وجود دارد – خود نشان از همسانی دارد و میآموزد که انسان و طبیعت دو مقولة جدا از هم نیستند و “خود” انسان و “دیگری” طبیعت در کار نیست. باین ترتیب، بی‌شک ارباب حلقه‌ها، اثری طبیعت‌گرایانه و پس ضدّ خشونت است.
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-03-2011 در ساعت 10:17



  14. 3 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  15. #8
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه





    شاید قرار دادن این مصاحبه کمی برای این تاپیک بی ربط باشد و شاید هم یک مطلب تکراری ولی بدلیل اینکه یکبار دیگر یکی از استعدادهای ایرانی را بشناسیم شاید بد نباشد.

    با حسام بنی‌اقبال انیماتور مشهور ایرانی درباره کارهایش


    نوابغ ایرانی در همه جای دنیا در حال علم آموزی و بهره‌گیری از توان بالای هوشی و فكری خود هستند و بسیاری از آنها از عدم توجه شایسته در ایران به جایگاه خود و بهره‌گیری نادرست از توان نخبگان انتقاد دارند. نشریه دانستنی‌ها به گفتگو با یكی از این متخصصان توانمند پرداخته كه در زمینه انیمیشن توانسته در فیلم‌های مطرح و در كنار كارگردانان بزرگ جهان به فعالیت بپردازد.

    برای ما یك جورهایی افتخار است كه اسم یك ایرانی در پایان تیتراژ كارهای بزرگ هالیوودی باشد. حسام بنی‌اقبال ایرانی ای است كه تحصیلات انیمیشنش را در انگلیس تمام كرده است. او در پروژه‌های متعددی از «ارباب حلقه‌ها» و «شاهزاده پارسی» گرفته تا تبلیغ‌های تلویزیونی كار كرده است.

    گفتگو با بنی‌اقبال در روزهایی كه فیلم ملك سلیمان با تبلیغات بسیار در حال پخش است جالب توجه است. سازندگان این فیلم كه حدود ۵۰۰ میلیون هزینه جلوه‌های ویژه آن شده و از یك گروه تایوانی برای آن بهره‌گیری شده، مدعی هستند كه در ایران كسی توان اجرای این پروژه را نداشت. مشخص نیست با وجود امثال بنی‌اقبال، چرا فرصت در اختیار این جوان با تجربه و موفق ایرانی قرار نگرفته است؟

    بخش‌هایی از این گفتگو در ادامه می‌آید.


    • ملك سلیمان یك فضای مخوف و ترسناك و دهشتناك جادوگری و جادوی سیاه، ورود جن‌ها به زندگی انسان و ورود هیولاهای مخوف به دنیای انسان بود كه سلیمان باید تا آخر عمر با آن‌ها می‌جنگید و در این فیلم این دنیای ترسناك و وحشتناك را كم دیدیم. نماهای دوربین را می‌توانستند عوض كنند و ملك سلیمان را جور دیگر نشان بدهند.

    • برای این فیلم ۵ میلیارد هزینه شده كه با حدود یك پنجم این مبلغ (۱۴۰) میلیون می‌شد این پروژه را بست طوری كه اصلا این تفاوت پزوژه را نشان ندهد. من فكر كنم به تنهایی هم می‌توانستم این پروژه را انجام دهم. اگر تهران ۱۵۰۰ بیاید بیرون، شما هنر انیماتورهای ایرانی را می‌بینید.

    • بیشتر، دلایل احساسی سبب بازگشت من به ایران شد و این‌كه از موقعیت كارم در آن‌جا راضی نبودم. با یك شركت سینمایی همكاری می‌كنم، پروژه‌هایی هم با صداوسیما دارم. در دانشگاه تهران و تربیت مدرس هم تدریس می‌كنم. یك سری كارهای جشنواره‌ای هم برای خودم انجام می‌دهم كه از چند سال قبل شروع كرده‌ام. وقتی برگشتم، می‌خواهم مدیر شركتی كه در آن كار می‌كردم از دیدن این كارهای كوتاه لذت ببرد و جایگاهم بالاتر برود. البته این یك كار معمول در هالیوود است. وقتی در یك وضعیت تكرار می‌شوند، مدتی می‌روند و تجربه می‌كنند و بعد با دستی پر برمی‌گردند. من هم اینجا بیشتر موقعیت آزمون و خطا دارم.

    • تعدادی كار از طریق اینترنت با شركت‌های انگلیسی انجام دادم ولی خیلی توش پول نیست. دوست دارم تمركزم همین جا روی كارهایم باشد. اگر یك پروژه جشنواره‌ای قوی كار كنید و جایزه بگیرید، خیلی بهتر از این خواهد بود كه درآواتار باشید. پروژه‌ای كه شما كارگردان یا سرپرستش هستید، بیشتر مطرح می‌شود و دیده می‌شوید، تا اینكه مثلا در آواتار كه در آن ۱۰۲۵۰ نفر در ده سال از هشت شركت مختلف با زیرمجموعه‌های‌شان كار كردند.

    • دانشگاه‌های ایران حفظی است. در آخر شما بحرالعلوم می‌شوید ولی هیچ حركتی در آن‌ها نیست. وقتی وزارت علوم مدركم را تأیید كرد و برای تدریس به دانشگاه‌ها معرفی شدم دیدم جو دانشگاه‌ها خیلی تحقیقاتی نیست. امروزه دانشگاه‌ها در كل دنیا به سمت صنعتی شدن می‌روند.

    • من از طریق دوستان و استادانم در انگلیس یه چند كارگردان مشهور معرفی شدم. ابتدا به ما گفتند یك سری از كارهایی را كه انجام داده‌اید را بیاورید ولی نگفتند برای چه پروژه‌ای. بعد از آن كارهایم برای «شاهزده پارسی» و «ولف من» قبول شد. كارهای مفهومی قسمتی از ارباب حلقه‌ها را هم كه در انگلستان درست شد - «شكار برای گلوم» - من انجام داده‌ام. بعد از این پروژه‌ها به ایران برگشتم.

    • ما هیچ ارتباطی با كارگردان‌های فیلم‌ها مانند پیتر جكسون (كارگردان ارباب حلقه‌ها) و جو جانسون (كارگردان مرد گرگ‌نما) نداریم. ما گروه جلوه‌های بصری بودیم. فیلم‌ها آماده شده بود و وقتی تحویل ما داده می‌شد كارهای نهایی را انجام می‌دادیم.

    • امروزه كارها آن قدر گسترده است كه واقعا خود كارگردان هم تمام جزئیات كار خود را نمی‌داند. فیلم‌ها در آمریكا یا جایی دیگر فیلم‌برداری می‌شوند، بعد كار تقسیم می‌شود بین گروه‌های كوچك‌تر در سرتاسر دنیا، مثل همین آواتار.

    • اینكه ایده‌های هر فیلم چه پروسه‌ای را طی می‌كند تا از فكر اولیه به تصویر تبدیل شوند دارای چند مرحله است. اولین مرحله كه در ایران خیلی مرسوم نیست، دكوپاژ و ..... (Set Design) و یا دایركتینگ فوتوگرافی است؛ انتخاب لوكیشن‌ها به صورتی كه عكاس باید برود و از نماها عكس بگیرد.

    • بعد مرحله چیدمان دوربین‌ها و نحوه قرارگیری آنهاست؛ یعنی نحوه فیلم‌برداری و سبك كارهاست؛ یك سری از پروژه‌های دانشگاهی هم كه باید رفرنس داشته باشند. بعضی ها به خلاقیت سر صحنه اعتقاد دارند. در واقع آمیخته‌ای از هر دو یعنی شما هم پك برنامه‌ریزی از قبل دارید و هم سر صحنه چیدمان می‌كنید.

    • كارگردانی مثل دیوید فینچر برای فیلم اتاق وحشت (panic room) شش سال زمان گذاشت تا یك ماكت بزرگ از خانه‌ای ساخت كه می‌خواست دوربین‌ها را در آن حركت دهد، و هم آمیخته‌ای از چیزهای گرافیكی و خلاقیت سر صحنه بود. بعضی مواقع هم تولید موازی داریم: یك كارگردان سر صحنه به یك روش فیلم‌برداری می‌كند و همان كار را با كامپیوتر به یك روش دیگر انجام می‌دهد و هر كدام كیفیت بهتری داشته باشند انتخاب می‌شوند یا از تركیب هر دو استفاده می‌كند.

    • هزینه متخصص هم بالاست. دستمزد آن كسی كه می‌خواهد بیاید با شما سر صحنه و كار را انجام دهد زیاد است. این فرد باید دستگاه‌هایی را هم اجاره كند. مثلا ما در این زمینه استودیوهای گرین اسكرین و بلو اسكرین سه‌بعدی هم نداریم؛ استودیوهایی كه بخواهید سه‌بعدی در ابعاد بزرگ كار كنید. البته صدا و سیما یك سوله بزرگ برای این كار در نظر گرفته در هشتگرد كه قرار بوده از سال ۸۱ درست بكنند. پول خیلی زیادی هم دادند برای این كار. اگر بخواهند كاری را انجام دهند حتما می‌توانند، چون هم پول و هم تواناییش را دارند. مشكل اساسی همان عدم استفاده از آنهاست؛ به خاطر این‌كه نگاه هنرمندانه‌ای وجود ندارد.

    • خود من جلوه‌های بصری آپ (Up) را خیلی دوست داشتم. داستان اسباب بازی ۳ (Toy Story ۳) خیلی عالی بود. اگر شما بگردید الان جزو ۵۰ فیلم برتره. از نظر مفهوم خیلی قوی بود. هیچ كس فكر نمی‌كرد بعد از دو اپیزود كه یكی موفق و دیگری نسبتا موفق بود، سومی بتواند یك همچین اپیزود خیلی موفقی از آب در بیاید. در سینمای آمریكا مفهوم خیلی مهم است.

    • من فكر می‌كنم در آینده، فیلم و انیمیشن با هم تلفیق بشوند. اما فكر نمی‌كنم تكنولوژی از بازیگر جلو بزند، بازیگر از بین برود. شما در سینمای ایران هم اگر دقت كنید این اوضاع هست. عقلانیت از سینمای ما دوره، اشكال ما این است كه دوست داریم تقلید كنیم و همیشه فكر می‌كنیم كه مدینه فاضله جای دیگری است و فكر می‌كنیم برای رسیدن به سینمای روشنفكری باید چیزهایی از كارهای دیگران داشت مثلا مدت‌ها بعد از ساخت «آژانس شیشه ای» همه متوجه شدن كه از روی «بعد از ظهر سگی» سیدنی لومت (Sidney Lumet) ساخته شده، چون در آن زمان دسترسی به منابع كمتر بود، ولی الان جامعه بازتر شده وخیلی از فیلم‌ها را می‌بینند. اما الان كار هنرمندها كم شده و بیشتر همه به كامپیوتر وابسته شده‌اند.

    • الان در ایران به اصطلاح انیماتورها دو سبك وجود دارد: سبك حوری و صبایی كه برگرفته از اسم این شركت‌هاست. این یك فرهنگ چرتكه‌ای است كه چند دقیقه، دقیقه‌ای چند؟ این فرهنگ دارد از بین می‌رود، چون پیشرفت این سبك‌ها خیلی كم بوده است.

    • سرمایه این بخش بی‌تعارف دست كسانی افتاد كه تحصیلات دانشگاهی نداشتند و از علم هنر و انیمیشن چیزی نمی‌دانستند. اینكه اتفاقی بیفتد مانند فیلم بنجامین باتن كه حاصل یك تحقیق ۳۰ ساله و پژوهش‌های دانشگاهی بود، كاری نیست كه این اپراتورها انجام دهند. كسانی هم كه می‌دانستند و هنرمند، دانشمند و یا روشنفكر بودند از این آدم‌ها و سرمایه‌ها دور بودند. این تجارت دست عده‌ای افتاد كه بازاری مآب بودند و فقط به پول و دقیقه نگاه می‌كردند؛ مثلا می‌گویند فلان شركت ۲۰ هزار دقیقه تولید كرده كه این تولیدات كمی بوده‌اند و كیفیتی نداشته‌اند.

    • وضعیت انیمیشن در ایران در حال رشد است. چند پروژه در حال كار است كه وقتی بیرون بیایند همه متحیر می شوند؛ مثل بازی كامپیوتری گرشاسب، تهران ۱۵۰۰، یا قلب سیمرغ. اینها شروع یك حركت خوب هستند. مطمئن هستم كه تهران ۱۵۰۰ كه آماده شود خیلی عالی خواهد بود و شروع یك حركت تازه است و این یعنی ما می توانیم پیشرفت كنیم. یك مشكل هم در مدیریت سنتی ما، این است كه تهیه كننده ها در سینما و انیمیشن خیلی دستشان در كار نیست. اصطلاحات فنی را نمی دانند و قسمت تحقیق و توسعه (R&D) است كه نداریم. این فرصت را نمی دهند كه اول در دانشگاه روی پروژه ها تحقیق شود، طرح آنالیز شود و بعد به دست هنرمندان سپرده شود.

    • در برخی كشورها دوربین های ردوان و روباتیك كاربردشان بیشتر است؛ یك مزیتی كه دارند آنتی شوك یا حركات و افكت های تصویری است. دوربین را ست می كنید روی سه پایه و تمام تكان هایی را كه می خواهید براتون اجرا می كند؛ مثلا اگر یك هیولا وارد صحنه شود صحنه با ترك های كمتری روی كامپیوتر تنظیم می شود. این دوربین آنتی شاوك دارد و برای كارهای مستند گونه هم خیلی كاربرد دارد. اگر از این دوربین ها استفاده نشود برای همان صحنه هیولا باید چندین بار دوربین را ثابت كنید و محاسبه كنید كه كار بسیار سختی است. با این روش همه این مراحل اتوماتیك انجام می شود. فیلم هایی مثل سرزمین وراج ها (field Claver)، ناحیه ۹ (District ۹) و بعضی از اپیزودهای ۲۴ و گمشدگان (Lost) با این تكنولوژی فیلم برداری شده اند. ما بعضی از این تجهیزات را در ایران داریم ولی متاسفانه استفاده درستی نداریم.


    منبع: سایت شفاف
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-03-2011 در ساعت 11:00



  16. 3 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  17. #9
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  122029__gollum_l.jpg
مشاهده: 2539
حجم:  20.1 کیلو بایت


    گالوم


    از دانشنامه والیمار


    نام اصلی اوسمه‌آگول بود اما بخاطر صدای چندش آوری که از گلوی خود خارج می‌کرد بعدها به گالومGollumمشهور شد. او احتمالا در ۲۴۳۰دوران سوم متولد شده و تاریخ مرگش ۲۵ مارس ۳۰۱۹ د.س. می‌باشد. بخاطر حلقه یگانه گالوم خیلی بیشتر از حد طبیعی اش عمر کرد و زمانی که مرد ۵۸۹ سال سن داشت. هم جسم و هم ذهن او تحت تاثیر قدرت حلقه شکل حقیقی خود را از دست داد و به زشتی گرایید. بزرگترین آرزویش داشتن حلقه قدرت بود که ذهنش را به بند کشیده و باعث شد اکثر سال‌های عمرش را در تعقیب آن بگذراند. بعنوان یه هابیت استور، او اوائل همراه خانواده‌اش زیر نظر مادربزرگش زندگی می‌کرد. در حدود سال ۲۴۶۳ د.س. سمه‌آگول بعد از سائورون، ایسیلدور، ده‌آگول، چهارمین حامل حلقه یگانه شد. ده‌آگول یکی از خویشاوندان نزدیک او بود و در روز تولد سمه‌آگول آن دو برای ماهیگیری به دشت گلادن رفتند. آنجا بود که ده‌آگول بعد از افتادن داخل آب توسط یک ماهی بزرگ، حلقه‌ای طلایی را یافت. سمه‌آگول حلقه را بعنوان هدیه تولدش طلب کرد و بعد از اینکه ده‌آگول از دادن حلقه سرباز زد، او را خفه کرد. حلقه خیلی زود ذهن او را فاسد کرد، مردمش او را به کوهستان تبعید کردند و او به ناچار در یک غار میان کوهستان مه‌آلودسکنی گزید. قدرت سرکش حلقه ذهن و جسم هابیتی او را زشت و بدشکل کرد، اما در عوض عمری طولانی به او داد. او حلقه را «عزیزش» و یا «هدیه تولد» می‌خواند. او بیشتر از چهارصد سال در کوهستان مه‌آلود زندگی کرد و غذایش را از گوشت خام ماهی، گابلین‌هاتهیه می‌کرد، و سالها بعد او غذاهای الف‌هاو هابیت‌ها را منفور دانست. بعد از مدتی تحت تاثیر قدرت حلقه او دچار نوعی چند شخصیتی شد: سمه‌آگول شخصیت «خوب» او که هنوز چیزهایی مانند دوستی و عشق را به خاطر می‌آورد، در حالی که گالوم، شخصیت «بد» اش، در بند حلقه بود و هرکسی را که قصد گرفتن حلقه را داشت، بی درنگ می‌کشت. این دو شخصیت معمولا زمانی که او با خودش حرف می‌زد با هم ستیزه می‌کردند.

    معماها در تاریکی، اثر مایکل هاگو

    در جولای ۲۹۴۱ دوران سوم، هنگام جستجوی اره‌بور، بیلبو بگینز هابیت توی دریاچه زیرزمینی، جایی که گالوم زندگی می‌کرد، افتاد و حلقه را یافت. گالوم حلقه را در پیچ و خم غارها که به دریاچه منتهی می‌شد گم کرده بود، در واقع باید گفت که حلقه گالوم را ترک کرد تا آینده خودش را رقم بزند. همانطور که بعدها گندالف گفت، حلقه مراقب خودش بود و سعی می‌کرد پیش سائورون بازگردد. بعد از بازی معمای مشهور، گالوم که باخته بود، از نشان دادن راه خروج به بیلبو که قولش را داده بود، سر باز زد و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، اما وقتی که رفت تا «هدیه تولد» اش را بردارد، متوجه شد که اثری از آن نیست. او ناگهان فهمید که جواب آخرین معمای بیلبو - «چه چیزی در جیب من است؟» - چه بوده و بسیار خشمگین شد. وقتی بیلبو شروع کرد به فرار کردن بطور غیر عمدی با قدرت حلقه ناپدید شد، و اینگونه توانست با تعقیب گالوم ورودی غار را پیدا کند. در آنجا فکر کشتن گالوم از ذهن بیلبو گذشت، اما حس ترحم مانع از این کار شد و او از روی گالوم پرید و فرار کرد. با رفتن بیلبو گالوم گریان فریاد زد «دزد! بگینزِ دزد! همیشه از او متنفریم!».

    گالوم از غار خارج شد و چند سال بعد به تعقیب بیلبو پرداخت، اما کارش نتیجه‌ای نداشت. او به موردوررفت، جایی که دستگیر شد و مجبورش کردند هر چیزی که از حلقه می‌داند را فاش کند. مدتی بعد آزادش کردند، اما دوباره آراگورن او را گرفت و به الفهای سیلواندر قلمرو تراندویلدر سیاه بیشه تحویل داد. بعد از یک حمله هماهنگ به الفها، گالوم به موریا گریخت.

    گالوم رد حامل جدید حلقه، فرودو بگینز، را برداشت و در گذشتن یاران حلقه از موریا به تعقیب آنها پرداخت. در ۱۵ ژانویه ۳۰۱۹ د.س. گندالف در حال مبارزه با بالروگ موریاسقوط کرد و ناپدید شد، او به تعقیب باقیمانده یاران حلقه ادامه داد. مشخص نیست که گالوم چگونه از پل خازاد-دوم عبور کرده، با این حال بدون اطلاع یاران حلقه آنها را تا لوتلورین دنبال کرد. گالوم با استفاده از یک کنده چوب، در طول رودخانه آندوین نیز دست از تعقیب قایق‌های آنان بر نداشت. بعد از جدایی یاران حلقه او فرودو و همراهش سم‌وایز گمجی را در حالی که از امین مویل می‌گذشتند تحت نظر گرفت. او به تعقیب ادامه داد، تا اینکه در یک مواجهه او با سم درگیر شد و چیزی نمانده بود او را خفه کند که فرودو با استینگ او را تهدید و رام کرد. فرودو طنابی الفی را به دور غوزک پای گالوم بست تا او را مطیع سازد. گالوم که از طناب سفتی که دور پایش بود درد می‌کشید، ترحم فرودو را برانگیخت. از این رو فرودو او را مجبور کرد تا قسم بخورد که کمکشان کند، گالوم قبول کرد و به «عزیزش» قسم خورد و فرودو او را آزاد کرد. سرانجام گروه با راهنمایی گالوم به دروازه سیاه، راه ورود به موردور رسید.

    منازعهٔ گالوم، اثر تد ناسمیت

    با مهربانی‌های فرودو شخصیت «سمه‌آگول» دوباره پررنگ شد، و او تمام سعی اش را کرد تا به قولش وفادار بماند. هردوی آنها نوعی وابستگی یکسان داشتند، زیرا هردو از حاملان حلقه بودند. فرودو آینده خود را در گالوم می‌دید، بنابراین سعی داشت او را نجات دهد تا در واقع خودش را نجات داده باشد.
    وقتی به دروازه سیاه که به سختی توسط نیروهای سائورون محافظت می‌شد رسیدند، گالوم از آنها خواست که سمت آن نروند، زیرا اگر اسیر می‌شدند حلقه به سائورون می‌رسید. او گفت که آنها را به جنوب می‌برد، تا از راهی مخفی وارد موردور شوند.
    فرودو و سم توسط فارامیرگرفته شدند، و گالوم آنها را تعقیب کرد. فرودو به فارامیر اجازه داد تا سمه‌آگول را بدون خشونت اسیر بگیرد، با این حال، سمه‌آگول حس کرد به او خیانت شده و به شخصیت «گالوم» اجازه داد هدایتش کند. فارامیر دریافت که گالوم آنها را به محلی بنام کیریت آنگول می‌برد، از این رو در مورد خطری که در آنجا قرار داشت به فرودو و سم هشدار داد.
    فرودو و سم فارامیر را ترک کردند و شروع کردند به رد شدن از گذرگاه کیریت آنگول در کوهستان مرزی افل-دوات. گالوم عنکبوت غول پیکر، شیلاب، را ملاقات کرد زیرا تصمیم داشت به هابیت‌ها خیانت کرده و آن دو را تسلیم شیلاب کند. زمانی که پیش آن دو بازگشت هابیت‌ها خواب بودند، دیدن فرودو که در آرامش خفته بود باعث شد گالوم از خیانتش احساس پشیمانی کند. با این حال سم بیدار شد و به تندی با او برخورد کرد، و تمام امید برای پشیمانی از بین رفت. گالوم نقشه اش را پیش رو گرفت و فرودو و سم را به کنار شیلاب راهنمایی کرد.

    پلکان کیریت آنگول، اثر ژاویر پرایس

    همانطور که فرودو گفته بود، عدم وفای گالوم به عهدش باعث شد در بدست آوردن حلقه ناکام بماند، زیرا آن دو از تمام مخاطرات جان سالم بدر بردند و با موفقیت به کوه هلاکت رسیدند. گالوم در تمام راه تعقیبشان کرد و منتظر یک موقعیت مناسب شد تا آنها را غافلگیر کرده و حلقه را به چنگ آورد. زمانی که فرودو و سم به مقصدشان رسیده بودند، او حمله کرد اما نتوانست حلقه را از آن خود کند. سم که از گالوم متنفر بود، فرصت داشت که او را بکشد، اما دیدن آن جانور زخمی و درمانده ترحم اش را برانگیخت و از این رو رهایش کرد.
    لحظاتی بعد فرودو روی لبهٔ شکاف نابودی ایستاده بود، اما از نابود کردن حلقه منصرف شده، حلقه را برای خودش برداشت و آن را در انگشتش کرد. گالوم دوباره بازگشت و با فرودو درگیر شد و انگشت او را با دندان کند و حلقه را برداشت.
    در این لحظه پاداش تلاش فرودو برای نجات جان گالوم داده شد، زیرا گالوم که روی لبهٔ پرتگاه بالا و پایین می‌پرید، تعادلش را از دست داد و سقوط کرد، و با خود حلقه را هم به داخل آتش کوه هلاکت برد. اگر گالوم تا این آخرین لحظه زنده نمانده بود، سائورون فرصتی طلایی برای گرفتن حلقه به دست می‌آورد، زیرا وقتی که فرودو حلقه را در انگشتش کرد سائورون می‌دانست که او دقیقا کجاست.
    ویرایش توسط SHAHIN : 01-04-2011 در ساعت 11:01



  18. 4 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  19. #10
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه

    ممنون شاهين جان ، از زحمتي كه براي تحليل اين اثر بزرگ كشيدي واقعا ممنونم
    جدا از صحبت هايي كه در مورد تحليلت مي نويسم ، هم انتقاد داشتم و هم قدرداني .... در انتها بهش اشاره مي كنم .....

    انسانی که در بهشت زندگی می کرده است و قدرت کامل و برتر او را وسوسه کرده تا به زندگی فانی و محدود قدم بگذارد. زیرا طرز استفاده از قدرت را نمی دانسته است و قدرت را به نفع خود و بر علیه دیگری به کار گرفته است
    اين جمله ت رو خيلي دوست داشتم .... نمي دونم چرا وقتي ياد مبدا ارزشمندي انسان مي افتم و جايگاه كنوني ،‌چيزي جز تاسف برام نمي مونه !!!! انسان نه استفاده از قدرت رو فرا گرفت نه طعم شكست رو تحمل كرد ! نزول انسانيت اين مشكل بود !!!

    او پی می برد که بدون حکومت خدای واحد، زندگی او نیز دوامی نخواهد داشت. زیرا جهان از بین می رود
    انساني به اين موضوع پي مي برد كه در روزگاران و اعصاري دست به قتل و غارت و ظلم و... زده ... گاهي اوقات حقايق دير نشان داده مي شوند ....

    انسان درمی یابد که این راه به آن سادگی که فکر می کرده است، نیست. درک می کند که باید قدرت را نابود سازد تا دست هیچ کس به آن نرسد. در واقع بین همه تقسیم گردد. وقتی هیچ کس دارای قدرت نابودی نباشد، همه خوشبخت و جاودانه خواهندبود
    شايد هم زماني برسد كه قدرت در دست انسان طعم شيريني داشته باشد و دل كندن از آن آسان نباشد !!

    انسان تنها زمانی می تواند جاودانه گردد که عاشق همه چیز باشد و از قدرتش علیه هیچ چیز استفاده نکند.
    رمز و راز جاودانگي و خوشبختي و سعادت ! خيلي رويايي و دست نيافتني !

    ابتدا بايد بگم كه واقعا سه گانه ارباب حلقه ها از عظيم ترين پروژه هاي تاريخ سينما هست
    اثر بزرگ و ارزشمندي كه سال هاي سال و حتي هميشه نظير نخواهد داشت ... پرداختن به موضوع انسانيت و قدرت و ....
    خيلي خوب در اين تحليل قلم به دست گرفتي شاهين جان ... ممنون
    اما انتقادي هم بهت داشتم .... يادمه از انتقاد استقبال مي كردي .... نقد من اينه كه براي داستان و فيلم بزرگي مثل ارباب حلقه ها ، در جاهايي از تحليلت تعريف داستان رو چاشني كردي كه تا جايي پيش رفت كه صحنه به صحنه تعريف مي شد .... اين در كنار تحليل زيبات براي من جاي انتقاد داشت
    و اما قدرداني .... موضوعي كه بهش پرداختي و عالي بود ... بيان نتيجه گيري و برآوردي از كل داستان بود كه واقعا به دلم نشست و تحسينت مي كنم ... در كنار انتخاب ديالوگ هاي برتر كه اين مورد از علاقه مندي هاي منه تو تحليل ها ! چون هميشه باعث مي شه خواننده تحليل با مطالعه ديالوگ ها ،‌خودش رو به فضاي لحظات زيباي داستان نزديك بكنه ..... ممنون دوست من ! يه خسته نباشيد ويژه دارم خدمتت

  20. 3 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: 04-23-2015, 11:13
  2. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: 12-25-2013, 00:17
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 09-11-2013, 17:56
  4. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.13- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش دوم دو برج
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: 12-26-2012, 10:52
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 11-17-2012, 00:47

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •