سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30
نمایش شاخه ای19علاقمندی ها

موضوع: Cwa.20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)


    نام فیلم: این گروه خشن
    نام: 3.gif نمایش: 1833 اندازه: 90.9 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان : سام پکین پا
    تهیه کننده : فیل فلدمن
    نویسنده : والون گریین
    فیلم نامه : سام پکین پا
    موزیک متن : جری فیلدینگ
    فیلم برداری لوسین بالارد
    تدوین : لو لومباردو
    کارگردان هنری: ادوارد کاریری
    بازیگران
    ویلیام هولدن : پایک بیشاپ
    ارنست بورگناین : داچ انگستروم
    رابرت رایان : دیک تورنتون
    ادموند اوبراین : فردی سایکس
    وارن اوتس : لایل گروچ
    جایم سانچز : آنجل
    بن جانسون : تکتور گروچ
    امیلیو فرناندز : ژنرال ماپاچی
    اطلاعات دیگر
    ژانر : حادثه ای , وسترن
    تاریخ نمایش : 29 ژانویه 1970
    درجه نمایش: R
    زمان فیلم : 143 دقیقه
    شرکت تولید کننده: برادران وارنر
    محصول ایالات متحده
    بودجه: 6 میلیون دلار
    فروش: 10میلیون دلار
    IMDB Rate 8.1 از مجموع 41 هزار رای

    افتخارات و جوایز
    نامزد اسکار بهترین موزیک متن
    نامرد اسکار بهترین نویسنده اورژینال
    نامزد اسکار بهترین فیلم نامه
    تحلیل و بررسی از فرخ

    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 16:53 دلیل: در جریان بید :دی
    .:SaMi:., Faramarz, LOSTFarid و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.gif
مشاهده: 2967
حجم:  98.2 کیلو بایت

    با سلام خدمت کاربران گرامی سایت سینماسنتر
    یکبار دیگر در دو هفته متمادی با یک فیلم دیگر از سینمای وسترن در خدمتتان هستیم. این که چرا تصمیم گرفتم دو فیلم وسترن مختلف از دو دیدگاه مختلف را تحلیل کنم داستانی دارد که در خلال این تحلیل به آن پی خواهید برد. در واقع باید گفت که تحلیل این گروه خشن بدون این که قبل از آن تحلیل یک فیلم مانند نابخشوده را خوانده باشید میسر نبود.
    این گروه خشن یکی از فیلمهایی است که دقیقا در پایان دوره وسترن و بعد از به نمایش در آمدن شاهکارهایی مانند خوب, بد زشت و روزی روزگاری در غرب به نمایش در آمد. اما به سرعت توانست طرفداران اختصاصی خود را در میان سینما دوستان و مخصوصا وسترن دوستان پیدا کند. این گروه خشن توانست نظر طیف وسیعی را به خود جلب کند که بخش بزرگی، آنرا بهترین و بخش دیگری آنرا بدترین اثر سینمای وسترن میدانند. این که دلیل این قضاوتهای مختلف درباره این گروه خشن چیست موضوعیست که قطعا پس از تماشای فیلم و با توجه به روحیه خودتان به آن پی خواهید برد, اما هیچ کدام از دو گروه در این موضوع شک ندارند که این گروه خشن یک نقطه عطف در سینمای وسترن ایجاد کرد و آن نقطه عطف همان خشن بودن فیلم است. از این حیث قطعا فیلم این گروه خشن یک استثناء در میان فیلمهای وسترن محسوب میشود.
    ضمن این که امیدوارم که از دیدن فیلم لذت برده باشید, توجه شما را به این تحلیل جلب میکنم...

    روزی روزگاری در مکزیک...


    با این که در داستان بر روی تاریخ مشخصی تاکید نشده اما با توجه به صحبتها درباره اتفاقات و افراد میتوان تصور کرد که ماوقع داستان در تاریخی بین 1909 تا 1916 رخ میدهد. دلیل رسیدن به این تاریخ نام بردن از پانچو ویلا انقلابی مشهور مکزیک است که در حدود 1909 تا 1916 به همراه امیلیانو زاپاتا اقدام به شورش کردند و حتی توانستند در سال 1914 مکزیکو را تصرف کنند.
    با کمی بررسی تاریخ آن دوره میتوان متوجه شد که داستان فیلم در یکی از بی قانون ترین مقاطع تاریخی و در یکی از بی قانون ترین مناطق دنیای آن روز و همچنین در یکی از خشن ترین دوران تاریخ آمریکای مرکزی روی می دهد. در این دوره بخصوص، کل منطقه مرزی بین آمریکا و مکزیک در ناامنی کامل به سر میبرد و در آنسوی مرز یعنی کشور بحران زده مکزیک تنها چیزی که ارزش داشت سلاح بود.
    مردمان معمولی مکزیک و از سوی دیگر نظامیان این کشور سارقانی بودند که به لباس سیاستمدار در آمده بودند و در واقع نظامی گری تنها روش قانونی بود که برای چپاول هر چه بیشتر مکزیک بلد بودند. در این دنیای آشوبزده و بی حساب و کتاب تنها دلیلی که سبب برتری گروهی بر گروهی دیگر بود, داشتن اسباب و آلات جنگی قوی تر و به روز تر بود که فقط از آمریکا میتوانست وارد مکزیک شود.
    این که چرا این تشنجات به ایالات متحده کشیده نمیشد و آمریکا گرفتار جنگ با مکزیک نبود تنها یک دلیل ساده داشت. راه آهن آمریکا در آن حدود تاریخی به سرتاسر کشور کشیده شده بود و چنانچه مکزیک قصد ایجاد گرفتاری داشت, ژنرالهای آمریکایی میتوانستند در کمترین زمان ممکن قشون خود را به داخل مرزهای مکزیک ببرند و حتی نیروهای نظامی ایالات هم مرز تگزاس و نیومکزیکو به تنهایی برای مقابله با نیروهای پراکنده و پابرهنه مکزیکی کافی به نظر میرسیدند. بنابراین هیچ گروه نظامی مکزیکی در خود توان وارد شدن به آمریکا را نمی دید.
    ولی تمام این شرایط از سوی دیگر به نفع خلافکاران آمریکایی تمام شده بود. این که نیروهای مکزیکی از وارد شدن به خاک آمریکا هراس داشتند دلیل نمیشد که مردان قانون آمریکایی نتوانند به راحتی وارد خاک مکزیک شوند. فضای مکزیک در آن روزگار برای هر انسان قانونمداری مسموم بود و شکی نیست که این فضا فقط میتوانست بهشت خلافکارانی باشد که با دلارهای آمریکایی میتوانستند در مکزیک اوضاع مناسبی برای خود ایجاد کنند.
    ترسیم فضای آن روزگار میتواند به درک بهتر از شرایط فیلم این گروه خشن کمک کند, زیرا این گروه خشن فیلمیست که دقیقا در این شرایط و با جایگذاری قهرمانان داستان در این فضا رخ میدهد و در نهایت مفهومی که مورد نظر سام پکین پا بوده در این شرایط مستفاد میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo1.png
مشاهده: 1759
حجم:  19.5 کیلو بایت

    آغازی کوبنده...


    افتتاحیه فیلم قطعا یکی از افتتاحیه های منحصر به فرد در سینماست. سام پکین پا توانسته در همان سکانس افتتاحیه ماجرای اصلی فیلم و حتی پایان آنرا برای بیننده مشخص کند. زمانی که فیلم آغاز میگردد بیننده شاهد بازی کودکانی است که در حال به جان هم انداختن چند عقرب و گروهی از مورچه ها هستند. اوج خشونت فیلم از همین سکانس شروع میشود, در جایی که حس میشود در فضایی قرار گرفته ایم که بیرحمی حتی در روح کودکان آن نیز ریشه دوانیده است. اما این بازی کودکانه به همین جا ختم نمیشود. در پایان سکانس افتتاحیه و در جایی که در برابر چشمان وحشت زده مردم افراد بیگناه زیادی به خاک و خون کشیده میشوند, بازگشت دوباره ای داریم به روزگار کودکان که این بار درنهایت همه مورچگان و عقربها را در آتش میسوزانند!
    زمانی که در نهایت پس از عبور از فراز و نشیبهای داستان به انتهای فیلم میرسیم, ناخودآگاه به یاد صحنه آغازین می افتیم, جایی که همه چیز و همه کس در آتش خشم و شرارت میسوزد و نابود میشود. سام پکین پا نیز مانند همکار سالهای بعد خود کلینت ایستوود و در فیلم نابخشوده, از همین آغاز داستان به برهم زدن شاخصه های فیلم های وسترن پیش از خود میپردازد و این برهم زدن تا جایی پیش میرود که بیننده در همان ابتدای داستان حس میکند که هیچ فرد مثبتی در داستان وجود ندارد.
    چهارچوب های داستانی که پکین پا خلق کرده چیست؟

    پایک بیشاپ رهبر گروهی از خلافکاران است که قصد دارند به عنوان آخرین کار خود یک بانک را در یک شهر نسبتا بزرگ جنوب تگزاس غارت کنند. طبق معمول فیلمهای وسترن که همیشه یکسوی داستان به حقوق کارمندان راه آهن ارتباط دارد در اینجا هم شاهد این هستیم که ماموران راه آهن که از دست سرقتهای پایک و گروهش به ستوه آمده اند, تصمیم گرفته اند که با توافق با یک خلاف کار دیگر که او هم روزگاری نزدیکترین دوست پایک بوده است برای او تله بگذارند.
    دیک تورنتون که یک زندانی در حال ماموریت محسوب میشود می بایست برای بدست آوردن آزادی خود, پایک و گروهش را به چنگال قانون بیندازد. این کار گرچه در ابتدا آسان به نظر میرسد اما وقتی که ابعاد ماجرا و خلق و خوی طرفین برایمان بیشتر مشخص میشود, متوجه میشویم که گیر افتادن گروه پایک در واقع کاری ساده نیست و چه بسا غیر ممکن است.

    همان طور که از سکانس ابتدایی فیلم مشخص میشود قرار است خشونت در این فیلم حرف نهایی را بزند و به همین خاطر بیننده در تمام صحنه های مربوط به سرقت بانک میبایست که تمام تصورات خود از رحم و مروت و مردانگی را به کنار بگذارد و بنشیند و به پرده خیره شود و شاهد قتل عام مردم به اصطلاح مذهبی شهر باشد که در میان گلوله ها و در زیر سم اسبان به قتل میرسند. ترکیبی که پکین پا از خشونت به دست میدهد به هیچ عنوان محدود به خط قرمزی نیست. مردان گروه پایک افرادی هستند که دقیقا مانند خود او قصد هیچ ترحمی را ندارند. در لحظاتی که افراد گروه پایک متوجه شرایط میشوند بلافاصله مخفی کاری جای خود را به آشکار سازی کل سرقت میدهد.

    اما شاید پایک این گونه فکر میکند که با وجود حرکت مردم در خیابان افراد راه آهن تیر اندازی نخواهند کرد, ولی درست در این نقطه است که پکین پا تلاش کرده تا در همین صحنه ماهیت واقعی سمت به ظاهر قانونی ماجرا را نیز بر ملا کند. افراد گروه دیک تورنتون از اوباشی تشکیل شده اند که هدفی جز کسب منافع از این آشوب شکل گرفته ندارند. برای آنها حتی پوتینهای افراد مرده نیز منفعتی بزرگ به نظر میرسند و درست همین مسئله است که باعث میشود تا بلافاصله پس از خروج افراد پایک از بانک، کشتار مردم بیگناه آغاز شود.
    افراد گروه تورنتون حتی برای کشتن نفرات پایک هدف گیری درستی نمیکنند و شاید تنها آدم متعهد این فضای بحران زده خود دیک تورنتون باشد که سعی میکند تنها افراد گروه پایک را هدف بگیرد. از سوی دیگر گروه پایک نیز سعی میکنند که از مردم به عنوان سپر بلا استفاده کنند و از مهلکه بگریزند.
    افراد گروه پایک حرفه ای تر از گروه تورنتون هستند, باید دید که این گروه خشن از چه افرادی تشکیل شده است. کسانی که با فضای وسترن سالهای 60 تا 70 آشنا هستند بی شک با همه نقش آفرینان این گروه آشنایی کامل دارند. قدر مسلم باید ترکیب شکل گرفته در گروه پایک را یکی از رویایی ترین گروههای بازیگری وسترن در آن دوران نامید.

    حضور ویلیام هولدن, ارنست بورگناین, وارن اوتس و ادموند اوبراین و بن جانسون در آن روزگار برای موفقیت یک فیلم وسترن کاملا کافی به نظر میرسید چه رسد که در آن سوی ماجرا هم فردی مانند رابرت رایان در نقش دیک تورنتون حضور داشته باشد.
    درگیری میان دو گروه جان عده زیادی از مردم و افراد دو گروه را میگیرد و در نهایت از گروه پایک تنها 6 نفر باقی میمانند که میتواند گفت همان کسانی هستند که چکیده آن گروه 12 نفری بودند و باید زنده می ماندند. پایان ماجرای سرقت بانک بسیار رقت انگیز تر از ابتدای آن است. زمانی که افراد گروه تورنتون را همچون کرکس ها بالای سر افراد کشته شهر میبینیم بیشتر از قبل به روح پلید افرادی که میبایست نماینده طرف قانونی باشند پی میبریم. از سوی دیگر شاهد خروج افراد پایک از شهر هستیم در حالی که توانسته اند طلاهای بانک را بربایند و تکمیل کننده این صحنه بازی کودکان خشنی است که در نهایت همان طور که در ابتدا هم گفتم به آتش زدن حشرات با قساوتی مافوق تصور میپردازند!

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo2.png
مشاهده: 1695
حجم:  13.6 کیلو بایت

    آشوبی بی انتها...


    زمانی که با افرادی که این فیلم را دیده اند صحبت میکنید, اغلب از شما خواهند پرسید که این فیلم داستان چه بود؟ بیشتر اوقات ممکن است که در پایان دیدن فیلم و زمانی که حس میکنید که شاهد فیلم خوبی بودید متوجه نباشید که این فیلم چرا خوب بود و یا حتی چرا بد بود!
    همان طور که گفته شد ماجرای این گروه خشن از یک فضای بحرانی در یک شهر به ظاهر قانونمند آغاز میشود, فضایی که به نظر میرسد در آن ارکان مختلفی از قانون وجود دارد. اما با شروع داستان بلافاصله متوجه میشویم که فاصله زیادی بین یک دنیای قانونمند و این شهری که پکین پا به نمایش گذاشته وجود دارد. جائی که جان آدمها حتی برای مجریان قانون پشیزی ارزش ندارد. وقتی که مدیران شهر برای این کشتار به مدیر راه آهن اعتراض میکنند, پاسخ او این است: ما نماینده قانون هستیم!!!

    این که آقای هریگن از چه قانونی صحبت میکند موضوعیست که در حوصله این تحلیل نیست, اما قدر مسلم او هم میداند که قانون واقعی چیزی نیست که او به اجرایش پرداخته است. روش او برای اجرای قانون به گفته تورنتون این است که خود را عقب بکشد و ارازل و اوباش را به جان مردم بیندازد و این جاست که می بینیم فردی خلاف کار مانند دیک تورنتون نیز از رفتار هریگن ابراز انزجار میکند.
    با گذشت دقایق اولیه فیلم متوجه میشویم که با سه نوع آدم در داستان طرف هستیم که به زودی نوع چهارم و پنجمی نیز به آن اضافه خواهد شد.

    گروه پایک... اولین آدمهایی که با آنها آشنا میشویم افراد گروه پایک هستند. افرادی که همه در انتهای روان خود به سر میبرند. روزگاری طولانی را به سرقت و خلافکاری مشغول بوده اند و نیتشان از این سرقت این است که کار خلاف را به کنار بگذارند و باقی عمر را در کناری به استراحت و خوش گذاری سپری کنند. در ادامه فیلم متوجه میشویم که گروه پایک متشکل از خود پایک, داچ, برادران گروچ و سایکس از کسب پول بیشتر هدفی جز خوش گذرانی و زندگی همراه با لذات دنیوی ندارند. در این بین تنها آنجل است که در این ماجرا به دنبال هدفی دیگر است, هدفی که در نهایت هم اسباب نابودی اش خواهد شد.

    گروه تورنتون... گروهی که اعضای آن با رهبرشان هیچ سنخیتی ندارند. افراد این گروه انسانهایی هستند از جنس کرکس و رهبر این گروه فردیست از جنس افراد گروه پایک. اما به واقع تورنتون کاملا از جنس افراد گروه پایک و خود پایک نیست. او تنها آدم عقل مدار داستان است که به نظر میرسد فکرش بیشتر از باقی آدمهای داستان کار میکند. بازی رابرت رایان طبق معمول خارج از چهارچوبهای فیلم نیست. او همانیست که باید باشد و میتوان در یک کلام گفت که او همان فردیست که پکین پا برای نقش دیک تورنتون نیاز داشته است. دیک تورنتون بر خلاف دیگر افراد فیلم یک مرد آزاد نیست و باید گفت که تنها مردی است که در این ماجرای آشوب زده به دنبال هدفی غیر از کسب پول است. او به هریگن قول داده است و با وجود این که هریگن به عنوان نماینده قانون فرد منزجر کننده ایست, تورنتون خود را ملزم به انجام قولش میداند. با این حساب باید گفت تورنتون فردی با وجدان خاموش نیست. هر چند که به نظر میرسد روزگاری همکار پایک و نزدیکترین دوست او بوده است, ولی در همان زمان هم مانند پایک بی فکر عمل نمیکرده است. این برداشتی است که از صحنه دستگیری تورنتون به دست مردان قانون داریم.

    گروه هریگن... در واقع هریگن گروهی ندارد. اما منظور از این کلمه پرداختن به همه آدمهایی است که پشت سر فردی مانند هریگن قرار دارند و قانون برای آنها ملعبه ای است تا به خواسته های خود برسند. این افراد با این که خود در منتها الیه بی قانونی ایستاده اند, یکسره دم از قانون میزنند و برای پیشبرد کارهای راه آهن از قانون هزینه میکنند. کشته شدن افراد شهر بحران زده تنها با عنوان "ما نماینده قانون هستیم" رفع و رجوع میشود. حال آنکه جان مردم برای این قانونی که آقای هریگن عنوان میکند دارای هیچ ارزشی نیست.
    با تعریف گروههایی که از ابتدا درگیر این ماجرا هستند میتوان متوجه شد که در حقیقت داستان درباره نظم دادن به یک ماجرای نامنظم نیست. آنچه از چهارچوبهایی که پکین پا تعریف کرده میتوان فهمید این است که کلیت داستان درباره یک آشوب بسیار بزرگ است, آشوبی که نوک پیکان آن نیز به هیچ وجه به سمت ایجاد نظم نیست. در این میان قهرمانان داستان برای رسیدن به منتهای آشوب حتی از کشتن همدیگر نیز دریغ نمیکنند. در سکانسی که همراه آسیب دیده گروه پایک به دست پایک کشته میشود به نظر میرسید که آدم زنده و حتی کور خیلی بهتر از یک آدم مرده است. اما میتوان فهمید که حضور یک نفر کمتر میتواند افراد باقی مانده را دارای سهم بیشتری از طلاها کند. طلاهایی که به سرعت مشخص میشود که واشرهایی بیش نیستند که توسط هریگن در بانک به جای پولهای اصلی گذاشته شده بودند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo1.png
مشاهده: 1759
حجم:  19.5 کیلو بایت

    طلا یا واشر... مسئله این است!!!


    تقسیم غنائم از سکانسهای هیجان انگیز فیلم است. جائی که در نهایت همه متوجه میشوند که بیش از 30 نفر از مردم و تبهکاران و افراد راه آهن به خاطر به دست آوردن چند کیسه واشر توسط گروه پایک به قتل رسیدند! عصبانیت افراد پایک و حتی فردی سایکس در این باره بسیار جالب است. واکنش های افراد گروه پایک به این اتفاق از جهات مختلف قابل بررسی است. از سویی درگیری برادران گروچ با آنجل بر سر بردن سهم بیشتر و از سوی دیگر واکنش استثنایی فردی سایکس در جایی که فریاد میزند: اونها ... اونها دیگه چه لعنتی هایی هستند؟!!

    اما بلافاصله پس از این درگیری که در قسمتهایی از آن خشونت صحنه کاملا قابل تشخیص است, میبینیم که ذات اصلی گروه پایک چیزی غیر از آن خشونت کاملا غیرقابل مهار است. شکی نیست که خشونت در این گروه امریست بدیهی, ولی این خشونت برای رسیدن به پولی بروز داده میشود که در نهایت قرار است صرف خوشگذرانی های این افراد شود. پس زمانی که اندکی از عصبانیت همه کاسته میشود تنها چیزی که میماند خندیدن های هیستریک و در عین حال دوستانه آنهاست. خنده هایی که میتواند اولین مفهوم را در این داستان که تا اینجا فارغ از ارزشهای انسانی بوده خلق کند.
    با این حال این موضوع پایان گرفتاری های گروه پایک نیست. این گروه از سوئی باید به فکر امرار معاش خود باشد, از سوئی دیگر میداند که توسط فردی باهوش مانند دیک تورنتون مورد تعقیب است و این اصلا برای پایک خوشایند نیست.

    شبانگاه و در زمانی یکی از افراد گروه دیک از او درباره شخصیت پایک سوال میکند, پاسخ دیک این است که پایک بهترین است, او هیچ وقت گیر نیفتاده است.
    در این جا پکین پا توانسته به خوبی ارزشهایی که قصد مطرح کردن آنها را داشته از زبان دیک بیان کند. برای افرادی نظیر پایک و دیک ممکن است خیلی چیزها مهم نباشد, اما آنها به خوبی ارزشهای یکدیگر را میدانند و به آن احترام میگذارند. کشتن مردی مانند پایک برای دیک آسان نیست و به همین دلیل بود که هریگن دیک را به خاطر نکشتن پایک مواخذه کرد. پایک و دیک با این که در دو گروه مختلف و بر علیه هم در حال فعالیت هستند اما به طور کلی افرادی هستند از یک جنس. این که دیک در هر حال آرزو میکرد که در گروه پایک بود قطعا نشانگر این است که او به هیچ عنوان حاضر نیست به قیمت تحویل دادن پایک از زندان آزاد شود. ولی زمانی که شکنجه های افراد راه آهن و رفتار گذشته پایک که عملا اسباب دستگیری و به وجود آمدن روزگار فعلی او شده را به خاطر می آورد, تصمیم میگیرد که تا به آخر به قولی که به هریگن داده وفادار بماند.
    از سوئی دیگر پایک هم فردی نیست که بتواند تا ابد مورد تعقیب بماند. او همان طور که در شبانگاه به داچ میگوید, قصد داشته تا بعد از ربودن طلاهای بانک برای همیشه دست از دزدی بردارد. اما تا این جا همه نقشه های خود را نقش بر آب میبیند و سعی میکند تا نقشه ای جدیدی برای ادامه کار بریزد. از طرفی هم حس میکند که دیک تورنتون با آشنایی ای که با طرز تفکر او دارد ممکن است تمام نقشه های او را بر هم بزند. پس راه و چاره کار کجاست؟

    همان طور که دیک تورنتون مانند وجدان آگاه گروه اجیر شده راه آهن عمل میکند, در گروه پایم نیز داچ این نقش را به عهده دارد. او پایک را به یاد آشتباهاتی که کرده می اندازد. پایک آن طوری که در یادآوری خاطراتش به دیک میگوید مردی است که از همه چیر مطمئن است, ولی در همان یادآوری هم میبینیم که دیک را فدای این اطمینان اشتباه میکند. این همان اشتباهی است که در سرقت بانک اسباب کشته شدن عده زیادی را فراهم آورد. داچ در جمله ای مهم به پایک میگوید: آیا ما توانستیم از اتفاق امروز درس بگیریم؟ (جمله داچ به طور مشخص این است که آیا ما "در اشتباه بودن" را یاد گرفتیم) به این ترتیب میتوان تصور کرد که مهمترین اتفاق در داستان در همین صحنه رخ میدهد.

    شاید تا خیلی بعد از این صحبت میان پایک و داچ هم تصور میشود که داستان در بی هدفی به سر میبرد, اما در حقیقت اگر به اندازه کافی به انتهای ماجرا و اتفاقات میانه داستان دقت کنیم متوجه این حقیقت میشویم که کلیت این گروه خشن بر اساس این فرضیه شکل گرفته است که افرادی مانند پایک و داچ تا کجا ممکن است به طریق اشتباه زندگی کنند و از کجا آن ضربه ای را که باید دریافت میکنند و متوجه اشتباه خود میشوند. با این که پایک در پاسخ داچ میگوید که امیدوارم که از این موضوع به اندازه کافی درس گرفته باشیم, ولی با اقدامات بعدی مشخص میشود که پایک هیچ درسی از این حادثه نگرفته و همچنان به دنبال یک امتیاز بزرگ است.
    مسیری که دیک تورنتون و پایک بیشاپ ادامه میدهند با این که در هر دو قتل و کشتن و بیرحمی وجود دارد اما در نهایت جای این دو را با هم عوض خواهد کرد. پایان راه دیک تورنتون در صورت موفقیت به آزادی و پایان راه پایک در نهایت در صورت عدم موفقیت به مرگ یا زندان ختم میشود. با توجه به گفته دیک تورنتون مبنی بر این که پایک فردیست که تا کنون توانسته از دست قانون فرار کند, میشود تصور کرد که مسیر هر دو بسیار دشوار است و پر دردسر...

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  2.gif
مشاهده: 1734
حجم:  107.5 کیلو بایت

    همه ما به آخر رسیده ایم !!!


    یکی دیگر از صحنه های تعیین کننده داستان زمانی است که به خاطر اشتباه فردی سایکس افراد گروه بر روی تپه شنی میغلتند. بار دیگر پکین پا سعی میکند که در این صحنه این موضوع را یاد آوری کند که همه اعضای گروه از این طرز زندگی خسته هستند. تکتور گروچ بلافاصله پیرمرد را میزند و قصد به قتل رسانیدن او را دارد. ولی باز این پایک است که با یادآوری این که آنها باید همیشه همدیگر را حمایت کنند سعی میکند قائله را ختم به خیر کند. اما ماجرا از جای دیگری دوباره آغاز میشود و آن مشکل پایک در سوار شدن به اسب است. این موضوع در واقع یک مشکل چند وجهیست. از طرفی با زخم زبانهای برادران گروچ موضوع رهبری پایک زیر سوال میرود و از سوی دیگر نشان میدهد که پایک واقعا در حال نزدیک شدن به دوران بازنشستگی است.
    وقتی به صحنه صحنه ماجراهایی که پکین پا در برابر این گروه خشن میگذارد مینگریم متوجه میشویم که او در حال ساختن پله پله هدفی است که شاید تا اینجا به نظر میرسید که ممکن است اصلا وجود نداشته باشد.
    ماجراهایی که در دهکده محل زندگی دوستان آنجل میگذرد همگی موید این نکته است که همه اعضای گروه ترجیح میدهند که از زندگی سوار بر اسب هر چه سریعتر رها شده و سامانی پیدا کنند. اما اتفاق جالبتر در این بخش فیلم موضوعی است که درباره همسر آنجل به وجود می آید. ماجرایی که تا آخر داستان را پس از این تحت تاثیر قرار میدهد.

    همان طور که از نقشه های پایک میشود فهمید او تصمیم به انجام عملیاتی در مرزهای مکزیک دارد. به همین منظور بعد از این فضای فیلم به طور کلی ناپایدار تر و بحرانی تر میشود و این از تبعات وارد شدن به خاک مکزیک است. همان طور که در ابتدا هم گفته شد خاک مکزیک در این دوران به شدت ناپایدار است. بنابراین بهترین فرصت این است که پایک و گروهش با به سرقت بردن حقوق افراد راه آهن یا سربازان به خاک مکزیک بگریزند. اما وقتی که پایک متوجه حضور ژنرال ماپاچی نزدیک دهکده آنجل میشود تصمیم جدیدی میگیرد که در این برهه منطقی به نظر میرسد.

    برآورده کردن نیازهای تسلیحاتی ژنرال ماپاچی میتواند درآمد بزرگتری را برای پایک و گروهش به ارمغان بیاورد. صرف نظر از این که معامله با ژنرال ماپاچی کار هر کسی نیست, باید در نظر گرفت که کاری که پایک برای آن برنامه ریزی کرده هم کار آسانی به نظر نمیرسد.
    پس از اطلاعاتی که درباره همسر آنجل در دهکده به دست آمد, سرانجام همسر او را در اختیار ژنرال ماپاچی میبینیم. با کشته شدن همسر آنجل توسط او میتوان تصور کرد که آنجل از دایره انتقام ماپاچی بیرون نخواهد ماند. اما تنها دلیلی که اسباب نجات او میشود این است که پایک او را به حال خود رها نمیکند. بخش زیادی از فیلم در این لحظات به خوش گذرانی افراد گروه پایک میگذرد که به شکلهای مختلف در حال لذت بردن از شرایط موقت خود هستند. نوع خوشگذرانی آنها نیز حاوی پیامی مهمتر است. این گروه با هیچ معیاری مبدل به یک گروه سعادتمند نخواهد شد. از این بخش داستان به بعد آنجل محوریت بیشتری در کلیت ماجرا پیدا میکند. او توانسته از پایک قول مثبت برای رسانیدن اسلحه و مهمات به دوستان مکزیکی اش بگیرد و از طرفی با کشتن همسرش در برابر ژنرال ماپاچی شرایطی پیدا میکند که بیش از این مورد توجه بیننده قرار خواهد گرفت.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo2.png
مشاهده: 1695
حجم:  13.6 کیلو بایت

    زمانی برای کار...


    سرانجام زمان انجام کار بزرگ گروه پایک فرا میرسد. سرقت بزرگ از یک محموله تسلیحاتی آمریکائی و تحویل دادن آن به ژنرال ماپاچی در ازای ده هزار دلار طلا ماموریتی است که پایک برای آن برنامه ریزی کرده است. از طرف دیگر به محض این که نمای داخل قطار حامل اسلحه ها را میبینیم متوجه میشویم که دیک تورنتون دقیقا متوجه ارزشمند ترین محموله در حال جا به جایی آن منطقه بوده است و او هم به همراه گروهش در قطار آماده مقابله با گروه پایک است.
    وقتی که به افراد حاضر در قطار حامل اسلحه نگاه میکنیم متوجه تفاوت عمیقی بین افراد اوباش و کرکس مسلک تورنتون و افراد ارتش آمریکا میشویم که بی خبر از همه جا بر روی صندلی های قطار به خواب رفته اند. حتی فرمانده آنها که باید هوشیارترین فرد گروه سربازان باشد خوابش از همه عمیق تر است. با این که افراد پایک برای ربودن قطار نقشه مفصلی کشیده اند اما به محض بلند شدن کوچکترین صدا از لحظه جدا کردن واگن, دیک تورنتون به افرادش فرمان حرکت میدهد.

    صحنه های مربوط به تعقیب و گریز محموله اسلحه از صحنه های به یاد ماندنی وسترن است. سام پکین پا در این سکانس با توجه به برخورد فکری ای که میان پایک و تورنتون در جریان بوده توانسته به یک راندمان بالا در پرداخت های متوالی و همچنین تعقیب و گریزهای پس از ربودن محموله اسلحه برسد. با این که دیک تورنتون توانست بلافاصله به همراه سوارانش به تعقیب محموله به سرقت رفته بپردازد, اما به دلیل سرعت بیشتر قطار پایک توانست دقایقی از دیک جلو بیفتد, دقایقی که تقریبا تا آخر این سکانس همچنان برقرار است. بازگشت هوشمندانه قطار و برخورد آن با واگنهای باقی مانده در اختیار ارتش، از صحنه هایست که بیش از قبل به بی اعتبار شدن ارتشی های از همه جا بیخبر می انجامد.

    با این که پایک با انفجار پل سرانجام از دست دیک تورنتون میگریزد اما همه اعضای گروه میدانند که این پایان تعقیب دیک نیست. افراد گروه پایک باید هر چه سریعتر و قبل از این که ماپاچی برای همیشه به دست پانچو ویلا نابود شود, اسلحه ها را به دست او برسانند. اما در اینجا یک سوال بزرگ مطرح است. آیا با توجه به خصلتی که افراد گروه پایک از ماپاچی و نفراتش کسب کرده اند, رسانیدن اسلحه ها به او همان درس نگرفتن از تجربیات قدیم نیست؟

    در حالی که افراد پایک در حال رسانیدن خود به محدوده تعیین شده با ماپاچی هستند, ماپاچی در حال واگذار کردن یک به یک مناطق تحت تصرفش به پانچو ویلاست. پانچو ویلا انقلابی مشهور با استفاده از آتش توپخانه ماپاچی را از جایی که در آن منتظر رسیدن اسلحه های آمریکایی است به عقب میراند. ماپاچی میداند که رفتن از این موضع ممکن است به از دست رفتن کل اسلحه ها بینجامد. اما خبر خجسته ای به ماپاچی میرسد که سرانجام او را به قانع به عقب نشینی میکند. با توجه به این که اسلحه ها به دست آمریکائی ها افتاده دیگر او نیازی نیست که در ایستگاه راه آهن به انتظار بنشیند.
    عقب نشینی ماپاچی با قطار از صحنه نشان میدهد که در دنیای آنروز لوکوموتیو تا چه حد تاثیر مثبتی داشته است. ماپاچی به اتفاق باقی مانده افرادش به سمت مقر حکومتی اش که دست کمی از یک ویرانه ندارد عقب مینشیند و از سوئی پایک که میداند ماپاچی خیلی هم به وعده هایش وفادار نیست اقدام به دینامیت گذاری محموله اسلحه میکند.

    در سوی دیگر این درگیری چند جانبه دیک تورنتون با بازمانده های گروهش که دیگر بیشتر از 4 نفر نیستند با گرفتن رد پایک به خاک مکزیک وارد میشود. تورنتون همچنان هوشیار است و زیرک. او میداند که در همان لحظه ای که در بیابانها مشغول سواری است, پایک او را زیر نظر دارد. ریتم داستان در این لحظات به شدت تند میشود. گرفتاری های ماپاچی, برنامه ریزی های پایک و ترفندهای تورنتون هر لحظه هیجان داستان را بالا و بالاتر میبرد. اگر خاطر دوستان باشد گفتم که در این داستان با چند گروه مختلف روبرو هستیم که سه گروه از این گروهها را خدمت شما معرفی کردم و گفتم که گروه چهارم و پنجم نیز به این گروهها اضافه خواهد گردید.

    گروه ماپاچی... این گروه که تا این جای کار تا حدودی معرف حضور خوانندگان میباشد از این به بعد به بازیگر طراز دوم کل ماجرا مبدل میشود. ژنرال ماپاچی که یکی از ژنرالهای تازه به دوران رسیده مکزیک است با به دست آوردن منابع مالی که توسط آلمانی ها تامین میشود و همچنین به دست آوردن اسلحه و مهمات توانسته است در شمال مکزیک برای خود نام و نشانی دست و پا کند. اما آنچنان که در داستان مشخص است دست اندازی او به مناطق تحت تصرف پانچوویلا براش تولید دردسر میکند و نتیجتا درگیری بین این دو سرکرده مکزیکی بالا میگیرد. اتفاقاتی که بین پانچوویلا و ماپاچی می افتد سندیت تاریخی ندارد. اما پکین پا ماجرا را طوری تعریف میکند که میشود به وجود چنین آدمی در آن دوره باور داشت. ژنرال ماپاچی با غارت دهکده های اطراف و تبدیل شهرهای ویرانه به ویرانه های ویرانه, صاحب نام پروحشتی شده به شکلی که باعث شده او از دست اندازی به نوامیس مردمان هم ابائی نداشته باشد. شخصیت ماپاچی طوری تعریف شده که او را قادر به هر کاری برای کسب قدرت بیشتر میبینیم. او در ظاهر از درافتادن با ایالات متحده هراس دارد اما بنا به نیازش حاضر است که محموله اسلحه های آنها را بدزدد و در ظاهر هم با آنها اظهار دوستی کند. با این وجود در منطقه شمال مکزیک او نظام قانونی محسوب میشود و این تائید همان جمله که داستان لحظه به لحظه بیشتر به سمت ناپایداری حرکت میکند. زمانی که در کشوری که در آن زمان داعیه تمدن داشته است برنامه ریزی سران راه آهن به گونه ای است که مردمان عالی به اجسادی در خون خود غلتیده بدل شوند, از یک ژنرال بیسواد و قصی القلب مکزیکی چه توقعی میتوان داشت؟!

    بدین ترتیب است که چهار گروه اولیه داستان یکی از دیگری خشن تر مینمایند. ولی گروه دیگری در ماجرا وجود دارد که با این که کمتر از بقیه به چشم می آید اما میتوان آنها را افرادی دانست که تنها به دفاع از جان و نوامیس خود میپردازند و در برابر زیاده خواهی های ماپاچی ایستادگی میکنند.

    گروه هم رزمان آنجل... این گروه که آنجل به خاطر آنان حاضر شد به کمک به پایک بپردازد و حتی در این راه از سهم طلای خویش هم گذشت افرادی هستند که به نوعی هم ولایتی آنجل محسوب میشوند و شاید از معدود گروههایی باشند که در آن دوره هنوز در برابر حاکمان مقاومت میکردند. آنجل که تا این جای کار هم نشان داده که در کل اهدافی فراتر از دزدی و سرقت به منظور خوش گذرانی دارد, در این جا با یک اقدام خیره کننده از کل سهم طلایش برای کمک به هموطنانش میگذرد و به جای آن بخشی از اسلحه ها را میگیرد. حضور این افراد در داستانی که سر تا پای آن را خشونت محض فرا گرفته کورسوی امیدی است که شاید افراد گروه پایک را هم تحت تاثیر قرار دهد.

    با این پیش زمینه به سراغ بخشهای انتهایی داستان میرویم. جائی که پس از آنکه سهم سلاح مکزیکی ها تحویلشان میشود افراد پایک آماده میشوند تا به سراغ ماپاچی بروند. پایک که کاملا مطمئن است با افراد ماپاچی روزگار راحتی را نخواهد داشت خود و بقیه را آماده این مواجهه میکند و طبق چیزی که فکر میکرد در یک دره افراد بیشمار ماپاچی گروه پایک را در محاصره میگیرند. دیک تورنتون نیز در همان حوالی مشغول رصد کردن این ماجراست اما باهوش تر از این است که با گروه پنج نفره و بی لیاقتی که به همراه دارد وارد معرکه ای شود که در آن مسلما او و گروهش قربانیانی بیش نخواهند بود. حرکت دلاورانه پایک و افرادش باعث عقب نشینی نیروهای ماپاچی میشود و همه چیز به تحویل در محل اسلحه ها می انجامد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  3.gif
مشاهده: 1441
حجم:  90.9 کیلو بایت

    تاوان اشتباهات...


    به فصل انتهایی داستان میرسیم که خود شامل سه بخش است. اما در این جا به این موضوع می اندیشیم که این گروه خشن تا این جا برای ما چه تعریف کرد؟ آیا این فیلم یک فیلم کاملا وسترن بود؟ آیا یک فیلم ترسناک بود؟ آیا یک فیلم معنی گرا بود؟
    قطعا این گروه خشن در عین این که هیچ یک از گزینه های گفته شده نیست دارای مفاهیم خاصی است. در بخش اول فصل نهایی فیلم شاهد برنامه ریزی پایک برای تحویل اسلحه ها هستیم. این برنامه دقیقا طوری طراحی شده که پایک مطمئن باشد که همه پول را از افراد ماپاچی خواهد ستاند. تقسیم کردن اسلحه ها به چهار قسمت و تحویل دادن مسلسل به ماپاچی به عنوان هدیه پایک, امنیت کل معامله را تضمین میکند. از طرفی برای فردی مانند ماپاچی این کار آنقدر ارزش دارد که خود را بدقول نکند.

    اما با وجود همه برنامه ریزی های پایک کار با خوشی به پایان نمیرسد و آنجل بابت کینه ای که ماپاچی به او دارد و همچنین بابت تحویل اسلحه ها به هموطنانش توسط افراد ماپاچی دستگیر میشود.
    داچ در حالی که خیلی با خود میجنگد که در صحنه دستگیری آنجل کاری برای او بکند, اما مشخص است که کاری از دست او بر نمی آید و چاره ای ندارد جز این که جان خود را بردارد و بازگردد. اما اتفاقی که برای آنجل میافتد همان ضربه ایست که میبایست یک روز به افراد گروه پایک وارد شود. در این جاست که میتوان به این نتیجه رسید که شاید از ابتدا بینندگان در جائی از ذهن خود به دنبال آن میگشتند. واقعا این همه جنگ و جدال و کشت و کشتار برای چیست. سام پکین پا از طراحی این همه خشونت چه منظوری دارد؟

    از ابتدای داستان خیلی سعی کردم که به تعریف داستان نپردازم. علی رغم این که این کار را در یک تحلیل صرف اصلا لازم نمیدانم اما این گروه خشن فیلمیست که ممکن است هر بیننده ای به تماشای آن ننشیند و یا در میانه راه دست از آن بکشد. فیلمهایی نظیر این گروه خشن با محتوای متفاوت تا کنون زیاد بوده اند. ممکن است که یک کارگردان و یا یک نویسنده داستانی را با یک افتتاحیه مفهومی شروع کند و به تدریج با عمق بخشیدن به این مفهوم بتواند یک نتیجه مفهومی تر از ماجرا بگیرد. اما سام پکین پا این کار نمیکند. کاری که پکین پا در این گروه خشن کرده آغاز داستان از یک نقطه ابتدایی نیست. ما از جائی وارد ماجرا میشویم که داستان قبل از آن شکل گرفته و به همین دلیل است که در ادامه راه کارگردان ما را با گذشته این افراد بیشتر آشنا میکند. البته این گذشته هم فقط به دیک تورنتون و پایک منحصر میشود و در بخشهایی هم به زندگی آنجل میپردازد. با این حال کارگردان نیازی به تعریف بیشتری از قهرمانانش نمیبیند و فقط به خصلتهایی بخصوص از آنها میپردازد که بناست در ادامه داستان درباره آنها بیشتر بدانیم.
    آنچه که در این فیلم اهمیت دارد این است که داستان دارای مقدمه و یک موخره نیست. پکین پا از میان یک قائله ماجرایی را شروع میکند و در نهایت در جائی آنرا تمام میکند که دیگر قهرمانان داستان به شکل اولیه آن حضور ندارند. اما هدف از این حرکت به سمت پایان چیست.

    پکین پا برنامه ای برای معرفی یکسری آدم تعریف میکند که در ابتدا بیننده بتواند بفهمد با چه افرادی در این فیلم سر و کار دارد و زمانی که فهمید که این افراد از چه نوعی هستند آن وقت به طراحی روابط میان آنها میپردازد و در نهایت به چند گروه مختلف در داستان میرسد, گروههایی که هر کدام با قابلیتهایی شبیه به هم از جهتی و متفاوت از هم در جهت دیگر تعریف شده اند. به این ترتیب پیچیدگی های داستان این گروه خشن تعریف میشود, پیچیدگی هایی که با این که ممکن است در ابتدا جذابیتی نداشته باشد اما پس از این که آنجل همسرش را میکشد, شکلی جذابتر میابد یا بعد از سرقت از قطار به اوج میرسد. در این داستان شاهد ماجراهای مختلفی بین افراد این گروه خشن هستیم. به طور کل اختلافات و گرفتاری های دیگر گروهها اهمیتی ندارد. اما زمانی که به عمق اختلافات در صحنه تقسیم غنائم (واشرها) میرسیم, این اختلافات دارای عمق زیادی هستند. اگر در این صحنه دقت کنید متوجه خواهد شد که برادران گروچ نه تنها حاضر نیستند جان خود را برای فردی مانند آنجل به خطر بیندازند که قصد دارند در اولین فرصت کلک او را بکنند. این رابطه در ادامه مشکلات دیگری را هم در پی دارد. در صحنه ای دیگر میبینیم که تکتور قصد دارند که از شر سایکس خلاص شود. اما میتوان گفت که این آخرین برخورد میان افراد گروه است و پس از این که سرقت از قطار با موفقیت انجام میشود اعضای گروه را یکسره در حال حمایت از هم می بینیم و این حمایت تا جائی پیش میرود که در سکانسی که افراد گروه بطری نوشیدنی را به هم پاس میدهند دیگر به هیچ وجه شاهد رفتار خصمانه نیستیم. دوستی و حمایت در اینجا جای خصومتها را گرفته است.

    سرانجام در زمانی که محموله تحویل ماپاچی میشود همه منتظر این هستند که با گرفتن سهم کامل خود به دنبال کار خود بروند. اما اتفاقی که برای آنجل افتاد در هیچ یک از پیش بینی های پایک نبود و همه اعضای گروه را دچار شوک کرد و از همه مهمتر این که آنجل قبلا سهم خود را به صورت اسلحه به هموطنانش واگذار کرده بود و دلیل رفتنش به اردوی ماپاچی تنها همراهی با گروه تا آخر کار بود.
    برعکس تمام زمانهای فیلم این بار درگیری جدیدی میان اعضای گروه درمیگیرد, درگیری ای که دیگر بر سر رها کردن یک فرد و نابود کردن او نیست. این بار چیزی که همه اعضای گروه را تحریک میکند و به طغیان وامیدارد چشمان غمبار و اشکبار آنجل است که تنها فرد فداکار گروه در اغلب اوقات بود, فردی که نه برای خود که برای کمک به هموطنانش با گروه همراه بود.
    درگیری گروه زمانی بالا میگیرد که فردی سایکس نیز توسط افراد تورنتون زخمی و متواری میشود. این بار دیگر داچ که خونسردترین فرد گروه بود نیز به فریاد درمی آید. او قول دادن تورنتون را زیر سوال میبرد. اما سوال اصلی اینجاست که در این وضعیت چه باید کرد. پایک افراد را به حرکت به سمت شهر تشویق میکند, با این که بهانه او برای این کار فرار از دست تورنتون است, ولی به نظر میرسد که دلایل مهمتری هم در پس این دلیل اولیه پنهان شده است.

    این دلیل مهمتر چیزی نیست جز خستگی پایک و دیگر اعضای گروه از این نوع زندگی بی هدف و پوچ. تا این جای داستان شاهد گروه بی هدفی بودیم که برای امرار معاش خود دست به هر جنایتی میزد. از کشتار مردم بیگناه یک شهر گرفته تا منفجر کردن پل در زیر پای افراد تورنتون. پایک حس میکند که برای ایجاد یک هدف تنها یک فرصت بیشتر نمانده است. شاید باز پس گرفتن آنجل آنقدر مهم نباشد که به عنوان یک هدف بزرگ محسوب گردد اما برای پایک همین کار میتواند یک شروع و یک پایان باشد, آنهم در زمانی که یار دیرینه اش فردی سایکس هم مجروح و متواری شده است.
    این تفکر شاید تا قبل از رسیدن گروه پایک به شهر زیاد ملموس نباشد, اما با دیدن کارنوالی که ماپاچی در شهر به راه انداخته و موضوع این کارنوال که کسی جز آنجل نیست, کلیت داستان رنگ و بوی جدیدی به خود میگیرد. نفرت و انزجار را میتوان با تعریف جدیدی در چشمان پایک دید. دیدن روزگار آنجل آنقدر برای اعضای گروه ناراحت کننده است که تصمیم جدیدی برای زندگی خود بگیرند و این تصمیمی نیست که برای ادامه باشد, تصمیمی برای پایان است...
    در این جا باید یادی کنم از تحلیل زیبای آقای مدیری بر فیلم زیبای گوست داگ و مقایسه آن با سلطان (مسعود کیمیایی). شاید این تلقی از این فیلم به داستانهای زیادی سرایت کرده باشد. اما وقتی این گروه خشن را میبینید و وقتی به پایان ماجرا میرسید, بیدرنگ به این فکر میکنید که باید زندگی کرد و باید درست و حسابی زندگی کرد, اما بخش مهمتر این خوب زندگی کردن این است که چگونه باید در پایان راه درست و حسابی کلک آدم کنده شود!

    افراد گروه پایک برای آخرین بار به خوش گذرانی میپردازند. شاید این کار هم دیگر برای آنها حلاوت گذشته را نداشته باشد. پایک با آدم گذشته تفاوت زیادی کرده است, او اکنون به جزئیات همه چیزهای اطرافش دقت میکند و از فضای شرم آور اطرافش احساس خوش آیندی ندارد. از سوی دیگر در همین کار نیز داچ همراه گروه نیست. او تنها منتظر رسیدن لحظه نهایست. لحظه ای که شاید برای او و هر کسی یکبار پیش بیاید.
    سرانجام لحظه نهایی فرا میرسد و پایک به همراه تکتور و لایل از خانه بیرون می آیند. در دنیای وسترن کمتر پیش آمده که حرکت 4 نفره یک گروه از محلی به محلی دیگر اینقدر تاریخ ساز شده باشد.آغاز حرکت این چهار نفر به همراه موزیک مارش مانند مبدل به یکی از سکانسهای به یاد ماندنی تاریخ سینما شد. صلابت ویلیام هولدن, شیطنت ارنست بورگناین, شوخ طبعی وارن اوتس و جدیت بن جانسون و حرکت توامان دوربین با قهرمانان داستان سبب میشود تا همه عناصر برای یک پایان رویائی آماده گردد. رویارویی که قبل از هر چیز تاوانیست بر اشتباهاتی که خود این افراد مرتکب شدند.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo1.png
مشاهده: 1759
حجم:  19.5 کیلو بایت

    پایان این گروه خشن ...


    تنها یک اشتباه کافی بود که خون ژنرال ماپاچی بر زمین ریخته شود پس این اشتباه او را در کشتن آنجل به هیچ روی نمیتوان بخشید. در آخرین صحنه ای که با گروه خشن هستیم حداکثر خشونت فیلم تا به آخر به نمایش گذاشته میشود. قتل عام افراد ژنرال ماپاچی توسط چهار آمریکائی که از ابتدا میدانستیم خشن ترین افراد روزگار خود هستند چندان عجیب نیست. آنچه عجیب است این است که این بار این افراد بی هدف نیستند. هدف گروه خشن این بار جبران تمام اشتباهاتیست که تا کنون مرتکب شده بود. این بار با نابود کردن فردی قصی القلب که حتی نسبت به هم وطنانش مهربان نبود, سعی در جبران اشتباهات بزرگی میکنند که تاکنون از ایشان سر زده بود. گروه نظامی ماپاچی با این ضربه هولناک کاملا مضمحل میشود و دیک تورنتون از فاصله ای دور با دوربین شاهد این قتل عام هولناک است.
    مفهوم درست و حسابی مردن را در این صحنه میتوان به خوبی درک کرد. افراد گروه یک به یک به دست آخرین بازماندگان مکزیکی به قتل میرسند و پایک و داچ نیز سرانجام از نفس میافتند و به دست مکزیکی ها کشته میشوند.

    شاید با مردن این گروه هیچ گاه اشتباهات آنان جبران نشود, اما با مرگ ماپاچی و افرادش قطعا زندگی های زیادی از این پس از بین نخواهد رفت.
    ماجرا در همین جا به پایان نمیرسد, لحظاتی بعد کرکسهای تورنتون به محل میرسند و کرکس وار به جمع کردن غنائم و در صدر آنها اجساد گروه پایک میپردازند. تورنتون نیز سرانجام به نزدیکترین فاصله به پایک میرسد ولی پایک زنده نیست. اسلحه کمری پایک میتواند به عنوان یادگاری از پایک همراه دیک تورنتون باشد. در ذهن دیک تورنتون پایک خلافکاری بود که هیچ گاه به دام نیفتاد و تا دم مرگ میله های زندان را ندید. شاید از این جهت آقای هریگن برای همیشه در حسرت زندانی کردن پایک مانده باشد, ولی زمانی که کرکسهای تورنتون به دست افراد مکزیکی و دوستان قدیمی آنجل که اکنون با سایکس همکاری میکنند کشته میشوند متوجه میشویم که حتی اجساد گروه پایک هم به دست هریگن نخواهد رسید.

    تورنتون که اکنون دیگر دینی به کسی ندارد بیرون دروازه شهر بر زمین مینشیند. او نه تنها دینی ندارد که دیگر هدفی هم ندارد. بلاتکلیفی از سرتاپای او میبارد. موزیک غمبار فیلم در این لحظات بیش از پیش خلاء گروه پایک را یادآوری میکند. برای بیننده ای که تمام فیلم را شاهد روزگار این گروه بوده, بسیار سخت است که باور کند دیگر پایک, داچ, تکتور, لایل و آنجل در داستان حضور ندارند.
    بازگشت سایکس به داستان برای تورنتون ارمغان هدفی جدید است, در تمام زمان فیلم دیک تورنتون را مردی یافتیم که بر مدار عقل و مردانگی حرکت میکرد. دیک تورنتون به عنوان تنها کسی که هدف والای آزادی را برای خود در نظر گرفته بود, اکنون میتواند به فردی سایکس برای حمایت از گروه مکزیکی ها کمک کند. کاری که دیگر مثل اعمال گذشته اش زشت و تبه کارانه نباشد.
    خنده های سایکس پیر تائید کننده تصمیم دیک تورنتون است و پایان کلاسیک فیلم با خنده های به یادماندنی گروه پایک, یادآور روزگار خوش این گروه به یادماندنی تاریخ سینماست.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo2.png
مشاهده: 1695
حجم:  13.6 کیلو بایت

    برآیند...


    این گروه خشن فرایند تصمیم گیری یک گروه از مردان خشن روزگار است. فرایندی که در نهایت به تصمیم گیری آنها برای نابودی خود و یک ژنرال دیوانه مکزیکی می انجامد. شاید خشونت این فیلم مطلوب خیلی از بینندگان نباشد, شاید افرادی باشند که این گروه را دوست نداشته باشند. اما برای علاقمندان به سینمای وسترن و بخصوص پکین پا, این فیلم یک نقطه عطف به شمار می آید. آغاز فیلم همان طور که گفته شد نشان دهنده اتفاقات فیلم تا پایان است. بازی کودکانه بچه های شهر از جنگ بین گروهی با گروه دیگر خبر میدهد, شاید بتوان در این بازی عقربها را به گروه پایک و مورچگان را به افراد ماپاچی تشبیه کرد و آنچه در نهایت اتفاق می افتد سوختن همه آنهاست و نابودی محض برای هر دو سوی ماجرا. خنده های شیطنت آمیز کودکان را در نهایت میتوان به وجدان خاموش آنها و افرادی مانند هریگن تشبیه کرد.

    این گروه خشن داستان هفت تیر کشان با سرعت دست بالا نیست. این داستان به دنیای کابوی ها و جایزه بگیرها نمی پردازد, سام پکین پا از همان ابتدا سعی میکند که فضای جدیدی را در فیلمش ترسیم کند, فضایی که در آن خشونت ذاتی افراد حرف اول و آخر را میزند. پایک, داچ, تکتور, لایل, آنجل و سایکس نمایندگان این نوع تفکر هستند و در سوی دیگر دیک تورنتون به عنوان تنها فردی که هدفش به دست آوردن آزادی است نماینده تفکری که قصد به دام انداختن قانون شکنان را دارد.

    افراد گروه پایک که در زندگی های شخصی خود به انتهای راه رسیده اند و همه تقریبا شکست خورده محسوب میشوند, در زندگی حرفه ای خود نیز به شرایطی میرسند که بر آن نامی جز بن بست نمیتوان گذاشت. فرایند فهم این شرایط بن بست برای گروه پایک, فیلمیست به نام این گروه خشن و از نظر این نگارنده سام پکین پا به بهترین و به یادماندنی ترین شکل ممکن آنرا به تصویر کشیده است.
    موزیک انتهایی زیبای جری فیلدینگ فضای غریبانه ای را ترسیم میکند که در پایان هیچ فیلم وسترنی شاهدش نیستیم. آمیختن این موزیک زیبا با کشته های درگیری نهایی و سرگشتگان مکزیکی توانسته به خوبی فضای غمبار آخر داستان را ترسیم کند و از سوی دیگر بلاتکلیفی دیک تورنتون را که همچنان به این گروه خشن فکر میکند.

    بازی های انجام شده در نوع خود زیبا و خاص هستند, بازی رابرت رایان و ارنست بروگناین در این فیلم بارها توسط کارشناسان فن تقدیر شده است. بازی زیبای ویلیام هولدن در نقش پایک این شخصیت را برای همیشه به یکی از خاطره انگیزترین شخصیتهای وسترن بدل کرد. اما اگر بخواهم بگویم که بهترین بازیگر فیلم که بود باید بدون شک گفت که وارن اوتس در نقش لایل گروچ... بازی اوتس را در معدود فیلمهایی که از او دیده ام دوست داشته ام, اما بازی او در این گروه خشن نام او را وارد تالار افتخارات فیلمهای وسترن کرد. ادموند اوبراین که پیش از این در سریالهای تلویزیونی درخشیده بود هم با تنها فیلم بزرگ زندگی اش خوش درخشید و نقشی خاطره انگیز از خود به یادگار گذشت.

    این گروه خشن به عنوان بهترین اثر سام پکین پا از او نام نیکی بر تارک سینما به یادگار گذاشت.
    امیدوارم که از این تحلیل استفاده کافی برده باشید.

    با تشکر از مهناز عزیز بابت ویراستاری

    جمعه بیست و چهارم دی ماه یکهزار و سیصد وهشتاد ونه
    ارادتمند....فرخ

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  logo2.png
مشاهده: 1695
حجم:  13.6 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 04-16-2011 در ساعت 18:29
    Faramarz, Backstreetboy, ScarFace و 7 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  4. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    فقط میتونم بگه فوق العاده بود خسته نباشی فرخ جان
    من این فیلم رو نمیدونم کی دیدم فقط میدونم واقعا دیده بودمش یا از تلویزیون ایران یا از ماه.... خلاصه
    دیشب نشستم دوباره این فیلم رو دیدم و از تک تک لحظاتش لذت بردم اصولا علاقه عجیبی به وسترن دارم
    به نظره من این فیلم خشونت زیادی در بر نداشت
    شاید خشونت اصلی فیلم اغاز و پایان فیلم بود اغازی با حمله به بانک و فرار از بانک که در فرارش با مشکلات زیادی مواجه شدند
    لحظه ی پایانی فیلم که با قتل عام عجیب افراد ژنرال ماپاچی تموم شد واقعا نفس رو تو سینه ها حبس کرد به شخصه اصلا دوست نداشتم این گروه هیچ کدمشون بمیرن
    علاقه ی عجیبی بهشون پیدا کردم
    فرخ جان تمام زوایای فیلم رو از کوچکترین تا بزرگترینش رو تو متن زیباش آورده که حرف زیادی باقی نمیمونه برا ما منتظر حرف های دوستان هستم تا بحثی داغ رو جلو ببریم
    چون فیلم ارزش مندی هست و به نظرم اصلا خشن نیست
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #4
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    جا داره اول يه خسته نباشيد به فرخ عزيز بگم بابت تحليل زيبا و بسيار كاملشون
    در ابتداي اين فيلم سوال برام پيش اومد كه واقعا اين فيلم سراسر خشونت در تحليل چطور مي تونه پيش بره ، اما سوالم خيلي زود پاسخ داده شد ..... فيلم فقط خشونت نبود . هوش و ذكاوت يك كارگردان بود
    البته بايد به نكته سنجي و انتخاب به جاي فرخ هم تبريك گفت ، بابت اين انتخاب ! عالي بود فرخ
    كلا روند جالب و حساب شده اي داشت فيلم ... همون لحظه كه جنگ اجباري بين عقرب و مورچه ها رو مي ديدم ، با خودم گفتم اين جنگ سرانجام اتفاقات و سرلوحه اي براي آشوب و هياهوي موجود در داستانه ، واقعا هم فرخ اشاره خوبي كرد به اين موضوع ... جنگ بين مورچه و عقرب و بچه ها ! سه دسته بودن ،‌گروه سوم ناظر !!!! برام اين سكانس جالب بود ! حتي در آتش سوختن گروه جنگ طلب !

    جائی که جان آدمها حتی برای مجریان قانون پشیزی ارزش ندارد.
    ما نماینده قانون هستیم!!!
    مجريان قانوني كه از نمايندگي خودشون صحبت مي كردند ! قانون براي چه ؟ كلا قانون براي اين گروه چه تعريفي داشت ؟ لزوم اجراش چي بود ؟ برام جالب بود كه اين دسته از قانوني حرف مي زدن كه بطور معمول براي حفظ امنيت و حفاظت از جان انسان هاست و به قول فرخ ..........

    کلیت این گروه خشن بر اساس این فرضیه شکل گرفته است که افرادی مانند پایک و داچ تا کجا ممکن است به طریق اشتباه زندگی کنند
    بهتره به اين عبرت نگيران يه جورايي ديك هم اضافه بشه نه ؟ يا شايد هم گروه بي شماري در اين دسته قرار مي گيرن !

    این بار چیزی که همه اعضای گروه را تحریک میکند و به طغیان وامیدارد چشمان غمبار و اشکبار آنجل است
    سكانسي بود كه واقعا ظلم و ستم و بي رحمي دنياي ما انسان ها رو نشون مي داد ! دنياي بي رحم انسانيت ! واسم سواله كه داچ بعد از دقايقي وقتي آنجل رو اونقدر حقيرانه در دستان گروه ژنرال ديد ، چه حسي داشت ؟؟ تنفر كافي بود ؟ يعني اداي كلمه تاسف و تنفر واقعا كفايت مي كرد ؟؟

    بخش مهمتر این خوب زندگی کردن این است که چگونه باید در پایان راه درست و حسابی کلک آدم کنده شود!
    دقيقا ... شايد بشه گفت اين گفته براي پايك كاملا صدق كنه و براي مرگش زيباترين بيان ممكن باشه !


    من فكر مي كنم فضايي مملو از گرد و غبار در لحظات پاياني هم نشان از روزگاري داشت كه شاهدش بوديم .. فضايي تيره و غير شفاف ... فضايي كه پاكي و انسانيت مفهومي نداشت ، چه با وجود پايكي كه نابودي ژنرال و افرادش مي تونست كورسوي روشني در پرونده ش باشه ، چه بدون پايك !‌ لبخند تلخ ديك در اين لحظات هم جالب توجه بود ! لبخندي كه پشتش حرف هاي نا گفته داشت

    ممنون فرخ

  7. 2 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  8. #5
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    داستان فیلم این گروه خشن همونطوری که فرخ گفت چند گروه رو نشون میده. گروهی که فقط برای رسیدن به خوشیهای خودشون آدم میکشن و غارت میکنن. گروه دیگه ای که برای اجرای قانون آدم میکشن. گروه سومی که برای دستگیری گروه اول و غارت اونها و بقیه مردم آدم میکشن. و در نهایت افراد ژنرال مکزیکی که برای حفظ قدرت و دیوانگی آدم میکشن.
    وقتی به بانک حمله میشه و درگیری بین دو گروه شروع میشه بیننده در این تردیده که کدوم گروه سفیده و کدوم گروه سیاه! واقعا نمیشه بین دزدان آدمکش و نمایندگان قانون خط فارقی قائل شد. هر دو گروه به قساوت آدم میکشن و رفتار گروه تورنتون زشت تر و خشن تر از گروه پایکه.
    این داستان فقط یک گروه رو ارزیابی نمیکنه و در برگیرنده افراد زیادیه اما در نهایت گروهی میتونه راه درست رو پیدا کنه که حس انسان دوستی در وجودش پیدا بشه و برای انتقام یکی از افرادش دست به کشتار بزنه. وقتی که پایک و گروهش به این نتیجه میرسن که همه چیز پول نیست و باید به قوانینی هم پایبند باشن. البته پایک از ابتدا به این موضوع تاکید داشت که باید پشت هم باشن و اینو در سکانس پایانی فیلم ثابت کرد. عجیبه که با اینکه همیشه از صحنه های خشونت و کشتار متنفرم ولی از صحنه های پایانی فیلم بی نهایت لذت بردم. زمانیکه پایک و دوستانش تصمیم میگیرن که ژنرال ماپاچی رو به قتل برسونن نهایت لذت از فیلم در بیننده زنده میشه. اینقدر تصاویری که در رابطه با این موجود خلق شده بود چندش اور و اعصاب خورد کن بود که یک لحظه تماشاچی نمیتونه تصور کنه اینهایی که قراره اونو بکشن یک مشت قهرمان نیستند بلکه همون مردمی هستند که در اول فیلم اون جنایت رو در شهر برای دزدی از بانک مرتکب شدن.
    شاید همه چی زیبا زندگی کردن نباشه. زیبا مردن خیلی از اون مهمتره و پایک و گروهش خیلی زیبا مردند.
    ویرایش توسط RASHNO : 01-14-2011 در ساعت 17:55


    دوباره خواهيم روييد...




  9. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  10. #6
    Unhealthy , Unclean
    Mr Shinoda آواتار ها
    وضعیت : Mr Shinoda آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : ایــــــ فعلا ــــران
    نوشته ها : 963
    سپاس ها : 2,103
    سپاس شده 1,489 در 567 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 748 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    واقعا این تحلیل عالی حرفی رو برای گفتن باقی نمیذاره

    بدون شک بهترین زاویه رو برای تحلیل انتخاب کرده فرخ خان چون برای منم مثل نازنین این سوال پیش اومده بود که فیلمی با این همه عنصر خشونت

    در جریان تحلیل چه چیزی برای ارائه پیدا میکنه !!؟


    ولی وقتی تحلیل فرخ رو خوندم لحظه لحظه فیلم برام زنده شد


    ممنون فرخ خان

    در دنیا هیچ بن بستی نیست ،
    یا راهی‌ خواهم یافت ، یا راهی‌ خواهم ساخت !


  11. کاربر روبرو از پست مفید Mr Shinoda سپاس کرده است .


  12. #7
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    واقعا خوشحالم که این تحلیل مورد توجه دوستان قرار گرفت.
    وقتی تصمیم به تحلیل این فیلم گرفتم یکی از نگرانی هام این بود که شاید دیدن این فیلم برای خیلی از دوستان خوش آیند نباشه.
    اما خوشبختانه مشخصه که این طور نبود و این تحلیل تونست کمک بکنه در زمینه نوع نگرشی که میشه به یک ساخته خاص مثل این گروه خشن داشت.

    این موزیک زیبا که مربوط به صحنه انتهایی فیلم است رو به همه علاقمندان فیلم تقدیم میکنم, امیدوارم که شما هم مثل من از شنیدن اون لذت ببرید.
    http://www.4shared.com/audio/-PDkEDO...nd_Finale.html
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  13. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  14. #8
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    واقعا خوشحالم که این تحلیل مورد توجه دوستان قرار گرفت.
    وقتی تصمیم به تحلیل این فیلم گرفتم یکی از نگرانی هام این بود که شاید دیدن این فیلم برای خیلی از دوستان خوش آیند نباشه.
    اما خوشبختانه مشخصه که این طور نبود و این تحلیل تونست کمک بکنه در زمینه نوع نگرشی که میشه به یک ساخته خاص مثل این گروه خشن داشت.

    این موزیک زیبا که مربوط به صحنه انتهایی فیلم است رو به همه علاقمندان فیلم تقدیم میکنم, امیدوارم که شما هم مثل من از شنیدن اون لذت ببرید.
    http://www.4shared.com/audio/-PDkEDO...nd_Finale.html
    فرخ جان باید اعتراف کنم که با تحلیلهات نگرش من به فیلمها عوض شده و از تماشای فیلمها لذت میبرم...
    ممنون که دریچه جدیدی رو به چشم من باز کردی... دارم برای خودم یه فیلم باز حرفه ای میشم


    دوباره خواهيم روييد...




  15. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  16. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    فرخ جان باید اعتراف کنم که با تحلیلهات نگرش من به فیلمها عوض شده و از تماشای فیلمها لذت میبرم...
    ممنون که دریچه جدیدی رو به چشم من باز کردی... دارم برای خودم یه فیلم باز حرفه ای میشم
    ممنون مهناز جان نظر لطفته ... اگه من چیزی مینویسم به این خاطره که خواننده های خوبی داره.
    مسلما اگه شما با این دقت نمی خوندین تا الان کارها بهتر نشده بود.
    منم از شما و همه بچه ها ممنونم به خاطر دلگرمی ها و پشتیبانی هاتون.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  17. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  18. #10
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 20- تحليل و بررسي فيلـــــــم این گروه خشـن (The Wild Bunch)

    وای خدا هنوز صحنه های فیلم داره عجیب میاد جلوی چشم هام عاشق این فیلم شدم بدجوری
    هنوز تو کف دزدی از قطارشون هستم اما یک اشتباه کردن به نظرم که قطار رو دنده عقب فرستادن کاش همین طوری ادامه پیدا میکرد و به عقب نمیرفت
    عاشق تک تک کاراکتر هاشون شدم. از یک چیزه این گروه بدم اومد که دوستاشون رو ول میکردن
    مثل اونجایی که اول فیلم بعد فرار از بانک یکی از هم گروهی هاشون رخمی شده بود و کشتنش . و دیگری پیرمرده!!!!!!!
    اما درکل کارشون حرف نداشت .واقعا بهتری بهترین های زمان خودشون بودن
    ----------
    راستی دیشب حسابی در فیسبوک بحث بود که فرخ حان در ادامهی 3تحلیلی که ارائه داده در هفته های اینده فیلم هایی مثل داستان اسباب بازی و وال - ای و .... رو کار کنه تا خشن به نظر نیاد و دختران سایت نیز بتونن ببینن
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  19. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترجمه نقد فیلم Cwr.88- نقد و بررسی فیلم Beasts of the Southern Wild توسط راجر ایبرت(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 10-09-2013, 15:11
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 02-04-2013, 09:29
  3. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 09-03-2012, 00:28
  4. سکانس برگزيده فيلمنامه «اين گروه خشن» wild bunch
    توسط ♚ReZa__SoLtAn♚ در انجمن نقـــــدهای آزاد سینمای جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 06-13-2012, 16:22
  5. معرفی فیلم در دل طبیعت وحشی(into the wild)
    توسط desmound در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-11-2011, 15:49

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •