مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    يک والس غمگين

    هر روز بعد از تمام شدن کلاس‌هاي مدرسه، بدوبدو به خانه مي‌آمديم و دست و رو نشسته، مي‌نشستيم پاي تلويزيون تا موسيقي والس ايتاليايي‌الاصلِ «بچه‌هاي مدرسة والت» روي عنوان‌بندي کارتون، که تصاويري از معماري ايتاليايي شهر و منظرة غروب دلگير رودخانة ميان آن بود و دست‌ کمي‌ از داستان‌هاي دردناک و غم‌انگيز هر قسمت نداشت، شروع شود.

    خاطره‌اي که هنوز هم با ديدن هر فيلم ايتاليايي، ناخودآگاه در ذهنمان جان مي‌گيرد. اوايل ماجرا است که معلم بچه‌هاي مدرسه تغيير مي‌کند و آقاي پربوني با آن عينک يک‌چشمي و خط‌هاي پيشاني‌اش (با صداي مرحوم پرويز نارنجي‌ها) که خيلي خشک و عصا قورت داده به نظر مي‌رسد، به کلاس مي‌آيد.

    از موقعي که آقاي پربوني شروع مي‌کند و قصه‌هاي اندوهگين و عبرت‌دهنده‌اش را سر کلاس براي بچه‌ها تعريف مي‌کند، همه از اين‌رو به آن‌رو مي‌شوند، جز فرانچي.

    اما آقاي پربوني ول‌کن معامله نيست، او که با گفتن هر داستان، باعث مي‌شود هر کدام از بچه‌ها به طريقي با قهرمان داستانش همذات‌پنداري کنند و به پهناي صورت اشک بريزند، آن‌قدر ميان داستان‌هايش مي‌گردد تا بالاخره يک قهرمان (ضدقهرمان؟!) مشابه فرانچي مي‌يابد و او را به زانو درمي‌آورد.

    راوي داستان‌هاي هر قسمت، انريکو است؛ يکي از بچه‌هاي خانواده‌دار و متشخص مدرسه که وقايع را در دفتر خاطراتش ثبت مي‌کند و در واقع، نتيجه‌گيري اخلاقي پايان هر داستان، از زبان او است.

    اصل داستان، متعلق به اِدموندو دِ آميچيز (1864 ـ 1908)، رمان‌نويس ايتاليايي است که موفق‌ترين و محبوب‌ترين کتابش (Cuore / Heart) را در سال 1886 نوشت و شهرت او جهاني شد.

    سري کارتوني که در تلويزيون ما با نام «بچه‌هاي مدرسة والت» نشان داده شد، محصول کمپاني نيپون است که سال 1981 ساخته شده و شبکة TBS آن را پخش کرده است. جالب است که تمِ ايتاليايي موسيقي کارتون را يک موزيسين ژاپني به نام ياسوشي آکوتاگاوا ساخته است.


    انریکو، انریکوی عزیز

    اصولا چندان علاقه‌ای به نوشته‌های احساسی در باب گذشته و این که چقدر بچگی ما همه‌ چیز قشنگ بود و دنیا یک رنگ دیگر بود و همه با هم مهربان بودند و وقتی در خیابان دادوبيداد مي‌كرديم، صدای چَه‌چَه بلبل‌ها هم می‌آمد و این‌ها، ندارم


    علتش هم این نیست که واقعا اوضاع این‌طوری نبوده، بلکه بیشتر به این دلیل از نوشتن این‌جور مطالب بیزارم که دیگران تا توانسته‌اند بچگی‌شان را به انحای مختلف زیبا کرده‌اند و دیگر چیزی برای من باقی نگذاشته‌اند تا من هم اندکی واقعیت را با خیال تحریف کنم. مانند آن نوشته‌های دم جشنواره که همه از سینما آزادی می‌نویسند و این که چه شب‌هایی برای فلان فیلم تا صبح در صف مانده‌اند و از سرما لرزیده‌اند.

    اما خب اگر قرار باشد از میان کارتون‌های کودکی و برنامه‌هایی که با آن‌ها بزرگ شده‌ام یکی را برای ستایش انتخاب کنم، بی‌درنگ «بچه‌های مدرسه والت» (و نه آلپ) را نام می‌برم.

    اگر بخواهم صادق باشم، دلیل این ارادت دوران خردسالی و کودکی را نمی‌دانم. اما الان که فکر می‌کنم، می‌بینم فضای داستان و روابط شخصیت‌ها یک‌جورهایی بزرگ‌تر از سن آن موقعم بود و خب کدام بچه‌ای ا‌ست که در کودکی، عاشق «بزرگ شدن» نباشد؟

    از آن مهم‌تر این که ماجرا نه مانند اکثر کارتون‌های دیگر آن سال‌ها (و این سال‌ها؟ ) دربارة یک مشت حیوان و جانور بود و نه در روستا و کوه و بیابان می‌گذشت.

    داستان «بچه‌های مدرسة والت» وسط یک شهر متمدن اروپایی می‌گذشت و دربارة پسری ده ، دوازده ساله به‌ نام «انریکو» از یک خانوادة متوسط بود. هر بارهم از وسط دفترچه خاطرات او بود که ماجرا شروع می‌شد.

    اگر آن اصل همذات‌پنداری را در محبوب شدن داستان‌ها و فیلم‌های کودکی در نظر بگیریم، حتما تصدیق می‌کنید که این شرایط خیلی مناسب‌تر و دم‌دستی‌تر از رفاقت یک گوریل و سنجاب در جنوب‌شرقی استرالیا، برای همذات‌پنداری ا‌ست، مخصوصا برای ما بچه‌های شهری که دور و برمان به‌جز گربه و سوسک، حیوان دیگری زندگی نمی‌کند.

    نمی‌دانم شاید هم دلیل واقعی این دوست داشتن، چیز دیگری باشد؛ شاید به ترکیب خصوصیات مختلف بچه‌های مدرسه در کنار یکدیگر برگردد. اما راستش حالا که به آخر مطلب رسیده‌ام فکر می‌کنم دلیلش خیلی هم مهم نیست. مهم این است که این کارتون را دوست داشتم. فقط می‌توانم قول بدهم اگر دوباره به بچگی برگشتم، سعی خواهم کرد دلیلش را پیدا کنم. همین.



    بزودی با تاپیک های خاطره انگیز از کارتون هاتون برمیگردم .....

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. 8 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    من هم بچه های مدرسه والت رو خیلی دوست داشتم...
    به خصوص فرانچی ... همیشه بیشتر یه جور حس دلسوزی براش داشتم... از اینکه چرا باید شرایط خانوادگیش طوری باشه که فرانچی بچه شروری از آب دربیاد
    مرسی ی ی ی سرووووش...




  5. کاربر روبرو از پست مفید Parnian سپاس کرده است .


  6. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    يادش بخير....
    يه زماني ساعت پخش برنامه هاي كودك بود ،‌هر خونه اي كه مي رفتي ، بچه ها جلوي تلويزيون بودند و تك تك برنامه هاش رو با علاقه نگاه مي كردند ... چقدر كودكي كرديم با اون برنامه ها ...چقدر خاطره ! بچه هاي مدرسه والت يكي از همونا بود .... چقدر از فضاي داستان خوشم مي يومد ... خيابون هاي شهر ، مدرسه .... اون موقع ها هميشه آرزوم بود يه همچين فضايي زندگي كنم !
    ممنون سروش

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  7. #4
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    من مدرسه والت رو با بچه هام دیدم اما همون موقع یادمه چقدر دوستش داشتم و از مدرسه خودمون یادم میومد که ما هم تو مدرسه از این فرنچیها داشتیم


    دوباره خواهيم روييد...




  8. #5
    Shabnam آواتار ها
    وضعیت : Shabnam آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 45
    سپاس ها : 100
    سپاس شده 42 در 23 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    خيلي تاپيك قشنگي بود سروش ممنون منم دلم براي بچگيام تنگ شده مخصوصا كارتوناي قشنگ و جذابش كارتون به اونا ميگفتن كه همه ر. از بزرگ و كوچيك جذب خودش ميكرد نه اين كارتوناي الكي و دوزاري امروزي كه ديدنشس وقت تلف كردنه توي بچه هاي والت من انريكو رو دوست داشتم
    يادش بخير.....

  9. #6
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    اگر آن اصل همذات‌پنداری را در محبوب شدن داستان‌ها و فیلم‌های کودکی در نظر بگیریم، حتما تصدیق می‌کنید که این شرایط خیلی مناسب‌تر و دم‌دستی‌تر از رفاقت یک گوریل و سنجاب در جنوب‌شرقی استرالیا، برای همذات‌پنداری ا‌ست، مخصوصا برای ما بچه‌های شهری که دور و برمان به‌جز گربه و سوسک، حیوان دیگری زندگی نمی‌کند.


    [/B][/FONT][/QUOTE]

    مرسی سروش از پست قشنگت اما با این حرف چندان موافق نیستم. گروه سنی که اون کارتون ها رو می دید ، قابلیت همذات پنداری با هر موجودی رو داشت و از بودن در جنگل و روستا هم لذت می برد.
    من منکر زیبایی های این کارتون نیستم.خودم مدتهای مدید ، آهنگ این کارتون رینگ تون گوشی ام بود. هر چند بیشتر برای ما ملموس بوده ولی کارتون های حیوانات هم لطف خودشون رو دارند.
    حرف خانم پرنیان هم بسیار دلنشینه راجع به فرانچی. یادمه توی اون جو ، همه دوست داشتند انریکو بشن یا ارنست و یا حداقل گالنی که مهربون و با اخلاقه و از فرانچی بدشون میومد در حالی که من یه نفر همیشه تو دنیای کودکانه بازیهامون ، فرانچی بودم.!! بدجنس نبودم ولی بچه ها رو اذیت می کردم!

  10. #7
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط .:mAysAm:. نمایش پست ها
    اگر آن اصل همذات‌پنداری را در محبوب شدن داستان‌ها و فیلم‌های کودکی در نظر بگیریم، حتما تصدیق می‌کنید که این شرایط خیلی مناسب‌تر و دم‌دستی‌تر از رفاقت یک گوریل و سنجاب در جنوب‌شرقی استرالیا، برای همذات‌پنداری ا‌ست، مخصوصا برای ما بچه‌های شهری که دور و برمان به‌جز گربه و سوسک، حیوان دیگری زندگی نمی‌کند.


    [/B][/FONT]
    مرسی سروش از پست قشنگت اما با این حرف چندان موافق نیستم. گروه سنی که اون کارتون ها رو می دید ، قابلیت همذات پنداری با هر موجودی رو داشت و از بودن در جنگل و روستا هم لذت می برد.
    من منکر زیبایی های این کارتون نیستم.خودم مدتهای مدید ، آهنگ این کارتون رینگ تون گوشی ام بود. هر چند بیشتر برای ما ملموس بوده ولی کارتون های حیوانات هم لطف خودشون رو دارند.
    حرف خانم پرنیان هم بسیار دلنشینه راجع به فرانچی. یادمه توی اون جو ، همه دوست داشتند انریکو بشن یا ارنست و یا حداقل گالنی که مهربون و با اخلاقه و از فرانچی بدشون میومد در حالی که من یه نفر همیشه تو دنیای کودکانه بازیهامون ، فرانچی بودم.!! بدجنس نبودم ولی بچه ها رو اذیت می کردم!
    [/QUOTE]
    ببینم میثم تو فرانچی مدرسه ما نبودی؟
    یادمه کلاس سوم دبستان که بودم یه فرانچی خفن داشتیم...
    البته فکر کنم سنت کمتر از اینا باشه...
    ویرایش توسط RASHNO : 01-12-2011 در ساعت 11:10


    دوباره خواهيم روييد...




  11. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  12. #8
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : بچه‌های مدرسه والت : کارتونی دوست داشتنی

    ببینم میثم تو فرانچی مدرسه ما نبودی؟
    یادمه کلاس سوم دبستان که بودم یه فرانچی خفن داشتیم...
    البته فکر کنم سنت کمتر از اینا باشه... [/QUOTE]
    نه مدرسه شما که قطعاً نبودم ولی خب فرانچی بودم دیگه.
    البته الان دیگه فرانچی نیستم بخدا! ولی خداییش حرف خانم پرنیان خیلی تامل برانگیز بود. به نظر من فرانچی آدم منفوری نبود.شرایطش اونو فرانچی کرده بود.
    (البته من از فرانچی بازی حال می کردم)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •