مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

    كاش لنگ همه باباها دراز بود

    قرار نيست حتما يتيم باشي و خانم «ليپت» موقع برداشتن يواشكي شيريني از روي ميز، پشت دستت زده باشد. همين‌طوري هم مي‌تواني خودت را بگذاري جاي او. «جودي» انتقام همه‌مان را از اين دنيا و آدم‌هايش مي‌گيرد.

    و همه‌اش را، همة اين كارها را با «جودي» بودنش مي‌كند. با كاراكترش كه پر از زندگي و آن همه چيز عجيب و غريب است. كارتون «بابا لنگ دراز» براي دو دسته از آدم‌ها، دوجور مختلف معني مي‌شود.

    آن‌هايي كه كتاب را قبلش خواندند و آن‌هايي كه كتاب را بعدش خواندند يا اصلا نخواندند. اگر كتاب را خوانده باشي، همة آن‌نقاشي‌ها، خط خطي‌ها، تصويرهاي محو و خيال‌ها جان مي‌گيرند، تمام خط‌هاي سياه و سفيد، رنگي مي‌شوند و جلوي چشمت راه مي‌روند.

    هرچي خواندي و توي ذهنت ساختي، زنده مي‌شود. كارتون بابا لنگ دراز، اين‌طوري است. جودي از پس تمام خاطره‌ها و كابوس‌هايش با آن موهاي بافتة دو طرف، با آن لباس‌هاي پارة بچگي و بلوز و شلوارك آبرومند بزرگي (كه خيلي عوض نمي‌شد) جلوي چشمت رژه مي‌رود، مي‌خندد و اشك توي چشم‌هايش حلقه مي‌زند.

    آن وقت، جودي و همة آن چيزي كه ازش خواندي، معنا پيدا مي‌كند. تمام آن نامه‌هاي رد و بدل شده، تبديل به قصه و فضا مي‌شوند. يتيم‌خانة «جان گرير» همان‌قدر تلخ، تيره و تنفرآميز؛ جوليا همان‌قدر از خودراضي و كله شق؛ و سالي همان‌قدر ساده و مهربان.

    انيميشن «بابا لنگ دراز» يك سينماي واقعي است. كادرها، قاب ‌بندي، زاويه‌هاي عجيب و چرخش دوربين‌ها بيداد مي‌كند. وقتي جودي پشت پنجرة اتاقش دست زير چانه زده و خودكار به دهان فكر مي‌كند.

    وقتي با دخترها بسكتبال بازي مي‌كند، وقتي تا صندوق پست، كودكانه و شلنگ تخته‌اندازان مي‌دود، و وقتي نور از لاي شاخه‌ها بيرون مي‌زند و سايه مي‌سازد، دل آدم از تصويرسازي‌ها با آن موسيقي و چفت و بست‌شان به هم، غنج مي‌رود.

    وقتي آن مدرسة بزرگ، خانم مدير جدي و دلسوز مخفي، دخترها، معلم پير ادبيات و باقي آن چيزها و آدم‌ها آن‌قدر واقعي و درست و حسابي از آب در آمدند اين‌طوري است كه لحظه‌هاي شاد، حالت را خوب مي‌كند و از لحظه‌هاي تلخ، دمغ مي‌شوي.

    و چقدر «جرويس پندلتون» و آن شخصيت عجيب و غريبش، آن بي‌اعتنايي و پشت پازدنش به اشرافيت و زندگي شهري، در كنار معصوميت و بي‌قراري و از اين شاخ به آن شاخ پريدن‌ها و بالا پايين‌شدن‌هاي «جودي»، فوق‌العاده از آب درآمده است.

    لباس‌ها و سر و وضعشان در كنار دوبلة فارسي، حالت چشم‌ها و نگاه‌ها، لبخندهاي سرسري و از ته دل، قيافه‌هاي مضحك يا جديِ جدي، همه به نظر ما پذيرفتني و از جنس اصل داستان است.

    حتي اگر كتاب را بيشتر دوست داشته باشي، اين‌جا بيشتر از قبل عاشق بابا لنگ دراز و دختر خواندة كله ‌خرابش مي‌شوي. كارتون را كه مي‌بيني، از سر به هوايي‌ها، ورجه و ورجه‌ها، از سقف بالا رفتن، حقه‌ها و گِل بازي‌هايش (در كنار تمام ضعف‌ها و شكست‌هايش) بيشتر به سرت مي‌زند كه هوس جودي بودن بكني و داشتن بابايي كه لنگ‌هايش دراز باشد.

    دلت مي‌خواهد سايه‌هاي بلند آن «پاها» را ببيني همان‌طور كه «جوديِ » كارتون ديد و از لاي همان در بدوي دنبالش.

    دوست داري با «سالي» و «جوليا» خوش باشي و گاهي دستشان بيندازي. از خدايت است كه كلة پر بادي مثل جودي داشته باشي و از حراجي، ميز و كمد بخري و با طناب از پنجره‌ بالا بكشي.

    حتي براي خيالي كوتاه، بدت نمي‌آيد چنين عزت نفس و عزم جزمي پيدا كني كه پول‌هاي راه به راهِ «بابا» را برگرداني و مثل آدم بنشيني و «داستان» نوشتن تمرين كني، ماهي‌گيري ياد بگيري، داستان بخواني و اين همه اشتياق و ذوق براي زندگي كردن داشته باشي.

    جودي عزيز من!

    بايد داستايفسکي خوانده باشيد و حداقل با يکي از آن زن‌هاي ساديست يا مازوخيست که هيچ‌وقت نمي‌فهمي چه مرگشان است، آشنا شده باشيد، تا قدر «جودي ابوت» را بدانيد.


    جودي که انرژي و زندگي ازلابه‌لاي نامه‌هايش بيرون مي‌زند و يک چيزهايي را به جاي اين که بگويد، نقاشي مي‌کند. به جاي اين‌که به سرپرست‌اش بگويد «آقاي ژان اسميت» ـ که واقعا مسخره است ـ مي‌گويد «بابا لنگ دراز».

    من هميشه فکر مي‌کردم، بابا از همين‌جا تصميمش را مي‌گيرد که از جودي خوشش بيايد. نمي‌تواني دختري را که مي‌خواهد «بابا لنگ دراز» صدايت کند، ناديده بگيري. طنز، در شخصيت آدم‌ها مثل خود «شخصيت» است.

    وقتي هست، توجه‌ات را جلب مي‌کند. طنز جودي، برگ برندة او و سکة شانسش در زندگي است. همين است که در آن انشاي «چهارشنبة عزيز» چشم بابا را مي‌گيرد و باعث مي‌شود فکر کند اين يتيم ارزشش را دارد.

    ارزشش را دارد که از اين جهنم دره بيايد بيرون، و باز همين است که باعث مي‌شود بابا عاشقش شود و... اين‌جاست که مشکلي پيش مي‌آيد.

    قبول کنيد اين واقعا از آن حقه‌هاي کثيف قديمي است که «سرپرست پولدار»، يکي از يتيم‌هايش را بفرستد دانشگاه و بعد عاشقش شود و تازه به جاي اين‌که اين سرپرست عزيز، همان آقاي چاق طاس مسخره‌اي باشد که جودي طفلک فکر مي‌کند ـ چون در واقعيت، معمولا همين شکلي‌اند ـ مرد ترکة سي و چند سالة خوش تيپي باشد که... قبول کنيد زيادي هاليوودي است.

    اما جين وبستر حواسش هست که چيز خوبي وجود دارد به اسم «طنز» که با آن مي‌شود اين لبه‌هاي تيز را سوهان زد.

    جرويس پندلتون حالا که طنز دارد، نمي‌تواند «پندلتون بودن» خودش را دست نيندازد. نمي‌تواند به ريش ايل و تبار فيس و افاده‌اي‌اش ـ که او را يک مشنگ واقعي مي‌دانند، که پول‌هايش را مي‌ريزد توي چاه و حق هم دارند ـ نخندد.

    نمي‌تواند وقتي عاشق يتيمي مي‌شود که خرجش را مي‌دهد، جوري رفتار کند که توي سريال‌هاي ما رفتار مي‌کنند. چيزي که اگر اتفاق مي‌افتاد، قصه را به گند مي‌کشيد.

    فکر کنيد نامه‌هاي جودي به جاي آن جک و جانورها، پر از کلمه‌هاي خيس عاشقانه بود و جرويس پندلتون هم از آن‌ور قربان صدقه‌اش مي‌رفت. اصلا رغبت مي‌کرديد برويد سمت اين کتاب؟

    طنز باعث مي‌شود ما آدم‌ها، راحت‌تر بتوانيم خودمان را تحمل کنيم. راحت‌تر بتوانيم خودمان و همديگر را ببخشيم. بابت همه چيز. بابت پندلتون بودن، بابت عاشق بودن، بابت هاليوودي بودن، بابت آدم بودن. بله. طنز واقعا چيز خوبي است.

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. 4 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    پاسخ : جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

    جودی ابوت هم یکی از شخصیت های بسیار مورد علاقه من بووود به خصوص که نویسنده هم بود
    من کتابش رو یادم نیست تا الان چند بار خوندم... واقعا داستانش برام جذاب بوده و هست...
    شیطنت هاش رو خیلی دوست داشتم و اون حس علاقه ای که به جرویس داشت و صداقتش رو ...

    جلد دوم این کتاب رو هم که در مورد سالی هست خیلی دوست دارم: دشمن عزیز... البته به جذابیت جودی ابوت نیست اما قشنگه...




  5. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

    اتفاقا من حدود يه هفته پيش كارتون بابا لنگ دراز رو دانلود كردم و جاتون خالي كلش رو يه دل سير تماشا كردممممممم
    چقدر شيطنت ها و سادگي جودي رو دوست داشتمم .... از همون اول كه پا به دبيرستان گذاشت ... روزهايي كه تمام تلاشش رو كرد تا يه نامه از بابا لنگ درازش دريافت كنه .... وقتي تعطيلات مي شد و جايي نداشت كه براش برنامه ريزي كنه .... چقدر از بر ملا شدن هويت و رازش مي ترسيد ... آخرش هم با شهامت كامل گفت من از نوانخانه اومدم .... شخصيت دوست داشتني بود .... نمي گم يادش بخير ، چون تازه ديدمش

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  6. #4
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

    به نظر من بابا لنگ دراز یکی از شاهکارهای ادبیات کلاسیکه. و البته دشمن عزیز هم برای کسانی که بابا لنگ دراز رو خوندن خیلی جذابه. بگم 10 بار بابا لنگ دراز رو خوندم دروغ نگفتم...
    یادش به خیر... کاش دوباره بچه بودم و اونجوری کتاب میخوندم که اون موقع میخوندم... خدایا چقدر کتاب نخونده دارم...
    سروش ترکوندی این چند روزه با این کارتونها...


    دوباره خواهيم روييد...




  7. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : جودی ابوت : كاش لنگ همه باباها دراز بود

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    به نظر من بابا لنگ دراز یکی از شاهکارهای ادبیات کلاسیکه. و البته دشمن عزیز هم برای کسانی که بابا لنگ دراز رو خوندن خیلی جذابه. بگم 10 بار بابا لنگ دراز رو خوندم دروغ نگفتم...
    یادش به خیر... کاش دوباره بچه بودم و اونجوری کتاب میخوندم که اون موقع میخوندم... خدایا چقدر کتاب نخونده دارم...
    سروش ترکوندی این چند روزه با این کارتونها...
    i know
    میدونم مهناز خانوم دارم حال میدم به همه :دی

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •