مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh كشتي نوح به روايتي ديگر

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: كشتي نوح به روايتي ديگر

  1. #1
    jak4100 آواتار ها
    وضعیت : jak4100 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    نوشته ها : 4
    سپاس ها : 17
    سپاس شده 8 در 6 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    كشتي نوح به روايتي ديگر

    محقق : سيد عليرضا واعظ موسوي



    حركت به سوي درك آخر الزمان ، و تلاش براي رهايي از مصائب پايان دنيا ، موضوعي است كه مدتها مورد توجه سينما گران غربي بوده است .
    اما اينك ، زماني خاص براي نابودي دنيا مشخص مي شود ، يعني 21 دسامبر 2012 ميلادي ، اين تاريخي است كه بنا به گفته محققين : زمين شاهد اتفاقات طبيعي و در پي آن اتفاقات اجتماعي – سياسي خواهد بود .
    به دنبال بيان نظريات گوناگون درباره چگونگي دگرگوني زمين ، سينما گران هم بيكار ننشسته و اقدام به ساخت فيلم هاي مرتبط با اين جريان كرده اند .
    فيلم هاي « 2012 Doomsday » ( روز قيامت 2012 ) ، « Nostradamus 2012 » ( نوستراداموس 2012 ) و « 2012 » ؛ همگي بر مبناي نظريه ي كلي نابودي زمين در سال 2012 مي باشد ، ولي در اينكه زمين چگونه نابود مي شود ، اين سه فيلم علامه بر داشتن ديدگاه هاي مشترك ديدگاه خاص خود را هم دارد ، البته درباره اينكه در فرداي بعد از نابودي چه رخ مي دهد ، سه فيلم به نوعي به يك مطلب اشاره مي كنند .
    اين سه فيلم كه به نوعي مكمل يكديگر اند ، قصد به تصوير كشيدن پايان جهان را دارند ، اما نه پايان به معناي نابودي جهان به طور كامل ، بلكه آخر الزماني كه به تصوير مي كشند ، خود دريچه اي براي شروعي دوباره در زمين است ، و اين نگاه با نگاه اسلامي كه آخر الزمان را پايان دنيا و شروع قيامت و روز داد رسي مي داند ، كاملا متفاوت است . چرا كه اين سه فيلم آخر الزمان سال 2012 را ، حادثه اي مي داند كه در آن زمين تصفيه مي شود ، و دوباره جهاني نو زاده مي شود تا انسان هاي نجات يافته در آن زندگي كنند .
    به عقيده ي من اين سه فيلم در يك سير زنجيره اي قرار دارند و با هماهنگي كامل ساخته شده اند و به بيان ديگر يك پروژه نهايي را در نظر دارند ، چرا كه با بررسي هر فيلم متوجه مي شويم كه هر كدام هدفي خاص را دنبال مي كند ، كه در نهايت هر يك ، يك تكه از پازل اين پروژه را تكميل مي كنند :
    فيلم نوستراداموس 2012 در پي آن است كه با تكيه بر گفته ها و نقاشي هاي منتصب به نوستراداموس ، و تطبيق آن با حوادث علمي و پژوهش هاي زمين شناسي و سياسي ، اين فكر را در مخاطبان جاري كند كه : اتفاقات كهكشاني در حال رخ دادن است و باعث گرم شدن سطح زمين ، مختل شدن سيستم هاي مخابراتي و برق رساني و آب شدن يخ هاي قطبي مي شود و در پي اينها قحطي ، هرج و مرج و سقوط حكومت ها و ... رخ مي دهد . در اواخر فيلم هم با تكيه بر سنگ تراشي هايي كه در كليساهاي عصر گوتيك و ... مي باشد ، به اين مطلب اشاره مي كند كه سازندگان آنها كه جوامع فراماسون بودند ، با داشتن علوم مختلف فهميده اند كه جهان در روزي به پايان مي رسد و باز در فرداي آن مسيح مي آيد و جهان را اداره مي كند .
    اگر چه يكي ديگر از جنبه هاي معنايي اين فيلم ، اين است كه مي خواهد چهره ي منفور و مخدوش فراماسون ها را - كه عامه مردم جهان آنها را افرادي سود جو و عاملين اصلي بسياري از فجايع تاريخي مي دانند ،_ به صورت افرادي داراي علوم خفيه بداند و آنها را حاميان مسيح نشان دهد ، اما اين مطلب اينك مورد توجه ما نيست ، بلكه هدف اصلي فيلم مهم است ، كه همانا ، قبولاندن مفهوم ويراني زمين در سال 2012 و روي كار آمد مسيح نو - در فرداي بعد از نابودي - ، با عدله هاي علمي و پژوهشي است !
    در فيلم قيامت 2012 ، باز هم شاهد نابودي زمين در سال 2012 هستيم ، اما هدف اصلي فيلم ، چگونگي نابودي زمين نيست ، بلكه توجه فيلم به آينده زمين و بشريت است . در اين فيلم شاهد هستيم كه افرادي از نقاط مختلف آمريكا به نحوي متوجه مي شوند كه بايد به معبد مايا بروند ، اما نمي دانند چرا ، و از سوي ديگر زني باردار هم به معبد آورده مي شود ، اين زن كه در فيلم سخني از شوهر وي به ميان نمي آيد ، بر روي سكويي سنگي كه بر روي ديواره هاي آن درباره پايان دنيا و آمدن مسيح نوشته شده است ، بچه خود را به دنيا مي آورد ، لحظه ي به دنيا آمدن فرزند او ، با زمان پايان دنيا تلاقي كرده ، و جالب آنكه همه دنيا زير و رو مي شود ، الا اين معبد كه تعدادي افراد را از زن و مرد درون خود جا داده ! هدفي كه اين فيلم دنبال مي كند اين است : افرادي برگزيده مي شوند تا نسل آينده بشر را بعد از نابودي دنيا ، ادامه دهند ؛ از سوي ديگر ، اين افراد پيرامون مسيح آينده جمع شده اند . اين كودك كه مسيح آينده است ، از مادري زاده مي شود كه در فيلم شوهري براي او متصور نشده اند ! كه به نوعي نماد مريم مقدس است .
    و جالبتر آنكه اين افراد خاص و مسيح جديدشان به جاي آنكه در كليسا جمع شوند ، در يك معبد باستاني متعلق به مايا ها گرد آمده اند .
    پس تا اينجا اين دوفيلم ، دو پازل مهم را تشكيل دادند : يك فيلم از نظر علمي پايان دنيا و آمدن مسيح را اثبات مي كند و ديگري فرداي بعد از نابودي را به صورت شروعي نو با مسيحي نو به تصوير كشيد !!
    اما اينك نوبت به پازل اصلي و نهايي اين پروژه مي رسد و آن فيلم 2012 ، ساخته رونالد امريخ مي باشد . اين فيلم كه به مراتب از نظر جلوه هاي ويژه و به قولي زحمات سينمايي از فيلم قيامت 2012 بالا تر و قوي تر است ؛ قصد دارد جهان را پيش روي تماشا گران به كلي نابود كند ! نابودي به معناي واقعي كلمه . هر آنچه از تمدن ، شهرها ، جنگل ها ، و نمادهايي كه بشر به آنها دلبستگي دارد ( برج ايفل ، مجسمه مسيح ، كليساي واتيكان و ... ) ، همگي در اين فيلم به طرز حيرت آوري نابود مي شود .
    اما نكته مهم اين است كه در اين فيلم ، كشتي نوح را مي بينيم !
    اما اينبار اين كشتي ها از سوي دولت مردان كشور هاي قدرتمند جهان ساخته شده است و نه به وسيله ي يك پيامبر !
    رونالد امريخ به زيبايي تاريخ را از نو نوشته ، اما اينك اين تاريخ بازنويسي شده ، به روايتي مورد قبول غرب مي باشد . در ماجراي نوح ، خداوند به او دستور داد كه كشتي را بر بلنداي كوهي بسازد و او اينكار را كرد ، چنانكه در اين فيلم هم شاهد اين هستيم كه پروژه نجات بشريت كه شامل كشتي هاي غول پيكري است ، بر روي كوه هاي تبت بنا شده است !
    از سوي ديگر خداوند به نوح دستور داد كه از هر جفت از حيوانات در كشتي سوار كن ، در اين فيلم هم اين موضوع به زيبايي به نمايش در آمده ؛ اما مسئله ما اينجاست كه ، خداوند به نوح فرمان داد كه افراد مومن را در كشتي سوار كن و حتي نوح پسر كافر خود را هم به كشتي سوار نكرد ، يعني آينده اي كه بعد از نابودي زمين براي ماجراي نوح متصور است ، آينده اي پاك مي باشد و جهاني كه ميراث خواران آن صالحان اند ، چرا كه صالحان در كشتي او سوار هستند ، اما در فيلم 2012 ، دو گونه از انسان ها سوار كشتي نجات مي شوند ، يك دسته كه افرادي انتخاب شده به شيوه هاي ژنتيكي هستند و عده اي ديگر ثروتمنداني هستند كه اين پروژه ي كشتي ها با پول آنها بنا شده است . يعني آن ارزش والا براي سوار شدن به كشتي نجات كه ايمان نام داشت ، جاي خود را به ارزشي پست به نام پول داد ، و آينده اي كه براي اين ماجرا متصور مي شود ، آينده اي سرمايه داري است ، يعني نظم نوين جهاني ، نظمي سرمايه داري است .
    اما جايگاه دين در اين فيلم كجاست ؟ فيلم به وضوح اين معنا را بيان مي كند كه آنانكه براي توبه و طلب بخشش در اماكن مذهبي گرد آمده اند ، به هيچ جا نمي رسند ، چرا كه اينك علم به فرياد انسان مي رسد و نه دين . اين موضع در دو نمايي از فيلم به روشني به تصوير كشيده شده است :
    1)زماني كه مسيحيان در كليساي واتيكان جمع شده و در حال دعا هستند ، زلزله اي رخ مي دهد و سقف داخلي كليسا تَرَك مي خورد ، و يك تَرَك بين نقاشي خدا و انسان ( كه نشان دهند دميده شدن روح در انسان است ) درست بين انگشت خدا و انسان به وجود مي آيد كه به معناي فاصله افتادن بين خدا و انسان است ، كه اين نشان از اين معنا دارد كه خدا روح را در انسان دميد و او را رها كرد كه خود زندگي كند و آينده خود را بسازد ! و در همين حال گنبد اين كليسا مي شكند و بر روي مردماني كه در حياط مركزي كليساي واتيكان جمع شده اند و در در حال دعا هستند ، مي غلطد و همه را مي شكد . اين هم همان مطلبي است كه ساليان سال اهل علم بيان كرده اند : دين نابود كننده ست .
    2)در نمايي ديگر ، زماني كه كاخ سفيد در جنب و جوش اقدام براي نجات افراد است معاون رئيس جمهور درحال ديدن شبكه هاي تلويزيوني است اخبار وقايع سراسر دنيا را نشان مي دهند ، از جمله صحنه اي از مردم را نشان مي دهد كه در خيابان ها راه مي روند و با پلاكارد نوشته هايي مردم را به توبه فرا مي خوانند تا شايد خدا رحم كند . معاون رئيس جمهور آمريكا با تمسخر مي گويد : احمق هايي با تابلو هاي مقوايي! اما محقق سياه پوست كه در كنار اوست مي گويد : آنها كه اينجا نيستند .
    يعني انسان ها نمي دانند كه دين به كارشان نمي آيد ، بلكه علم است كه نجات بخش است .
    در اواخر فيلم ، پس از اينكه اين افراد نجات يافته و سوار بر كشتي نجات ، از دغدغه ها و مشكلات ، جان به در برده اند ، بر روي عرشه مي آيند و هواي جهان جديد را استشمام مي كنند .
    بله اينك جهان غرب علاوه بر اينكه قصد دارد زندگي كنوني انسان ها را تحت تسلط خود در آورد ، براي آينده بشريت هم طرح ريزي مي كند و بر آن است كه موعود خود را به جهانيان معرفي كند ! اگر چه عيسي مسيح منجي اصلي آخر الزمان نيست - ، بلكه او در ركاب امام زمان (عج) است ، - اما جاي بسي ناراحتي دارد كه مسيح معرفي شده توسط آمريكا، نه آن مسيح حقيقي ، بلكه مسيحي سرمايدار و غربي است . در يك كلمه مسيحي كه در معبد به دنيا بيايد ، و كشتي نجاتش را با سرمايه انسان هاي پول پرست بنا كند نه با ايمان و ياري الهي ، اين مسيح نتنها نجات بخش نيست ، بلكه گمراه كننده است .

  2. کاربر روبرو از پست مفید jak4100 سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •