مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفته های شخصی جیم جارموش

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گفته های شخصی جیم جارموش

  1. #1
    Mr Shinoda آواتار ها
    وضعیت : Mr Shinoda آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : ایــــــ فعلا ــــران
    نوشته ها : 963
    سپاس ها : 2,103
    سپاس شده 1,489 در 567 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 748 تاپیک

    گفته های شخصی جیم جارموش


    1) همیشه اسلحه دارم ولی باهاش موجود زنده نمی کشم . در آمریکا این موضوع یه مسیله ریشه داره ، به هر حال این کشور بر پایه ی کشتارهای جمعی بنا نهاده شده . به نظرم مردم باید حق حمل اسلحه رو داشته باشن ولی در نوع اسلحه ای که می تونن داشته باشن باید محدود باشن .

    2) به نظرم واقعا با مزه است که دارند رو دلفین های تحقیق می کنند و می کوشند زبان دلفین ها را کشف کنند در عین حال دلفین از آب بیرون میاد و به انگلیسی می گه : (( من ماهی می خوام )) ، دلفین ها مجبور نیستند کرایه بدهند ، حق بیمه نمی دهند . فقط می خورند ، بازی می کنند ، تولید مثل می کنند ، تفریح می کنند و حرف می زنند . فکر کنم آن ها خیلی درست تکامل پیدا کرده اند .

    3) فرد المز ( فیلمبردار قطار اسرار آمیز ) دوست داشت از ابریشم جلوی لنز استفاده کند تا هر شهری فضای نوری خودش را پیدا کند او از جوراب های خیلی نازک زنانه استفاده می کرد . در پاریس رفت توی یک جوراب فروشی و گفت : (( می تونم این جوراب های زنانه رو ببینم ؟ )) واقعا موقعیت خجالت آوری بود . به من گفت : (( جیم ، ببین این ها قشنگ نیستند ؟ )) و دختران فرانسوی که آن جا ایستاده بودند فکر می کردند : (( چه آمریکایی های عجیبی ! ))

    4) در خیلی از جاهای آمریکا اگر وارد کافه ای بشی و فقط کلمه شعر رو به زبون بیاری ، احتمالن کتک می خوری ، ولی شعر برای من یک فرم هنری زیبا و پر قدرت است و بسیاری از ابداعات زبانی از شعر میاد . اصلا من از شعر خوشم میاد کسی با این قضیه مشکلی داره ؟

    5) کارگردان محبوب همه دوران های من باستر کیتون است

    6) در جواب این سوال که : هیچ وقت وسوسه شده ای فیلمی در ابعاد بزرگتر بسازی ؟ می گوید : (( مثلن یه وسترن علمی تخیلی با مایه های ***** برای تبلیغ کوکاکولا ؟ ))

    7) هالیوودی ها شوکه می شوند وقتی بهشان می گویی : (( من این طوری کار نمی کنم .)) و فکر می کنند : (( اون فکر می کنه کیه ؟ بقیه دارند خودشون رو به در ودیوار می زنند که ما در کارشون سرمایه گذاری کنیم ، اما اون پول مارو نمی خواد ؟)) ممکن است روزی کارم به زندان بکشد چون در مواجهه با یکی از این آدم هایی که لباس چهار هزار دلاری می پوشند ، با تیر می زنم به کشکک زانوشان . نه اینکه من فیلم بد نمی سازم ، ولی فیلم بد را به شیوه خودم می سازم .

    یک بار در هلسینکی داشتیم ماشین بکسل می کردیم ( مربوط به فیلم شب روی زمین ) و قلاب کنده شد وماشین بازیگران ماند روی ریل ترموا و قطار هم داشت می اومد و بازیگران با واکی تاکی و لهجه فنلاندی شان می گفتند : (( ای وای ما قراره این جا بمیریم ؟ ))

    9) در جوانی تصمیم گرفتم وارد مدرسه سینمایی نیویورک شوم . در رشته دستیاری تولید پذیرفته شدم ولی آخرش هم مدرکم رو نگرفتم چون سال آخر به عنوان پایان نامه فیلمی ساختم با نام تعطیلا همیشگی و آن ها به من بورسیه ب . مه یر دادند و اشتباه کردند . به جای اینکه شهریه رو برای دانشکده بفرستند مستقیمن به خودم دادند و من آن را برای ساختن فیلم خرج کردم . دانشکده از فیلم خوشش نیامد ؛ همین طور از اینکه شهریه رو خرج کرده بودم . بنابر این مدرکم رو ندادند . ولی بعدا شروع کردند به استفاده کردن از نام من در آگهی های تبلیغاتی شون . بعدش من مصاحبه ای کردم و گفتم : (( اونا از فیلم من خوششون نیومد ومدرک بهم ندادند )) بعدش مدرک رو برایم فرستادند . با آن مدرک و یک دلار و پنجاه سنت احتمالن می تونی تو نیویورک یه فنجون قهوه بخری !

    10) چه چیزی بهتر از اینکه نیل یانگ تهیه کننده فیلم باشد که می گوید: (( مرد حسابی من نمی دونم . از هرچی دلت خواست فیلم بگیر . بعدن سرهم اش می کنیم . شاید خوب از آب در بیاد . ))

    11) کی گفته که هر کاری که می کنی باید نو باشه . چرنده . فیلم های داستانی یه فرم جدید نیستن ، فیلمهای جاده ای به زمان هومر بر می گردن حتی دادائیست ها .

    12) رابرت می چام در مرد مرده با ید تفنگ دستش می گرفت . می دونستم خودش سلاح شخصی داره . سوار ماشین شدم و از لس آنجلس تا سانتا باربارا محل زندگی اش رانندگی کردم . زنش در رو باز کرد و من تفنگ ها رو روی فرش چیدم . او وارد شد و گفت : (( اینا چه کوفتیه ؟ )) من گفتم : (( خب می خواستم تفنگ مورد نظرتون رو خودتون انتخاب کنید .)) گفت : (( برا من چه فرقی می که ، کارگردان لعنتی این فیلم تویی ! )) گفتم : (( براتون مهم نیست کدوم یکی باشه ؟ )) گفت : (( باید این ماسماسک رو تو چند صحنه دستم بگیرم ، نه ؟ کدومشون سبک تره ؟ ))

    13) «هنوز خودمو یه کارگردان قلابی فرض می کنم. چون فیلم سازی رو با دوستام شروع کردم و داستانامو با همفکری اونا نوشتم. یه جورایی الان هم همینطوره!»

    14) تو فنلاند با یه گروه موتور سوار آشنا شدم ، اونا منو به مهمونیشون دعوت کردن . دو تا از اون رییسای گندشون پیشم اومدن ، من خودم قدم 190 سانتی متره و اونا کلی ازم بلند تر بودن و منو یه گوشه نشوندن و گفتن : (( تو جیم جارموشی ، نه ؟ ما از فیلمات خیلی خوشمون میاد . حالا بیا و با ما یه آبجویی بزن )) فکر کردم دچار دردسر شدم . اونا دائمن تف می کردن و آبجو می خوردن و من هم به عقرب های خالکوبی شده روی گردناشون زل زده بودم . ولی بچه های خوبی بودن .

    15) حدود سال های 70 و80 درست مقابل باشگاه خانوادگی گامبینو ( یکی از مافیاهای بزرگ ) زندگی می کردم ، یه بار با تام ویتس تو خیابون مالبری بودیم و چند تا لینکن گنده جلوی کلوپ خانواده گامبینو توقف کرده بودند و راه بند اومده بود . چند تا از اون خلاف کار ها هم داشتند با یکی تو ماشین حرف می زدند ، ما هم پشتشون معطل بودیم . تام داغ کرده بود و شروع کرد بوق زدن وفریاد کشیدن : (( برین کنار ! می خوایم رد شیم )) گفتم : (( تام خفقون بگیر اونا خانواده گامبینو هستن ! )) بهم گوش نمی داد و کاملن آشفته بود . بعدش یه یارو با کت شلوار هزار دلاری خیلی آروم به طرف ما اومد و خم شد و گفت : (( مشکلی دارین ؟ )) تام فریاد زد : (( آره مشکل دارم ! می خوام رد شم . چراغ قرمز شده ، سبز شده ، بازم قرمز شده ، بسه دیگه . )) و من گفتم : (( چیزی نیست ، آقا به کارتون برسید ما منتظر می مونیم )) تام نعره زد : (( آره به کارتون برسید )) اون یارو خیلی آروم رفت و تام تمام مدت داشت بوق می زد ، آخرش راه افتادیم و تام براشون شکلک در آورد . تو دلم گفتم : (( وایکارمون در اومد)) ولی اتفاقی نیفتاد و اونا بهمون شلیک نکردن . بعدها این موضوع را توی کله تام کردم که : (( می دونی اونا مافیا بودن )) تام هم جواب داد : (( اوه . واقعن ؟ پس چرا بهم نگفتی ! ))

    16) من دو رگه ام ، خون ایرلندی دارم ، خون کولی دارم ، مقداری هم خون آلمانی ، همه آمریکایی ها خونشان مخلوط است

    17) از بلایی که تارانتینو بر سر موسیقی های فیلمش می آره متنفرم .همش تقصیر اون نیست . این قضیه قبل از اون شروع شده . (( بیایین فله ای آهنگ های پاپ بخریم وتو فیلم بذاریم . )) و این کار شبیه جمع کردن یه سطل گه و کوبوندن اون تو صورت تماشاچی است

    1 تو فنلاند با یه گروه موتور سوار آشنا شدم ، اونا منو به مهمونیشون دعوت کردن . دو تا از اون رییسای گندشون پیشم اومدن ، من خودم قدم 190 سانتی متره و اونا کلی ازم بلند تر بودن و منو یه گوشه نشوندن و گفتن : (( تو جیم جارموشی ، نه ؟ ما از فیلمات خیلی خوشمون میاد . حالا بیا و با ما یه آبجویی بزن )) غکر کردم دچار دردسر شدم . اونا دائمن تف می کردن و آبجو می خوردن و من هم به عقرب های خالکوبی شده روی گردناشون زل زده بودم . ولی بچه های خوبی بودن .

    19) من عاشق کار روبی مولر( فیلمبردار مرد مرده ) بودم . در سال 1980 از ویم وندرس پرسیدم چه طور می شه با او آشنا شد . داشتم می رفتم جشنواره روتردام ، آن موقع آدم هایی که در جشنواره شرکت داشتند در یک کشتی مستقر می شدند که آن جا لنگر می انداخت و یک کافه داشت . ویم گفت : (( فقط برو توی کافه کشتی کنار دستگاه بادام زمینی ، روبی مولر آن جا می نشیند .)) رفتم توی کافه کنار دستگاه ، روبی مولر اون جا نشسته بود

    20) در جواب این سوال که ایا بهشت وجود داره یا نه ؟ : ((نه. واقعا نه. من به گرفتن هویج جلوی چشم الاغ اعتقادی ندارم. به نظر من آدم باید با واقعیتهای اطرافش روبرو بشه. ))

    21) من خیلی خودم را تحلیل نمی کنم . واقعا نمی خواهم بدانم فیلم جارموشی چه جور چیزی است . آدمی هستم که تلاش می کند فیلم ساختن را یاد بگیرد . ولی دوست ندارم برگردم وبه گذشته نگاه کنم . رابرت ***من عاشق فیلمهایش است وبارها فیلم های قدیمی اش را می بیند و آن ها را به دیگران نشان می دهد ، فیلمهای او مثل بچه هایش هستند . فیلم های من هم مثل بچه هایم هستند ، اما می فرستمشان سر بازی .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست ،
    یا راهی‌ خواهم یافت ، یا راهی‌ خواهم ساخت !


  2. کاربر روبرو از پست مفید Mr Shinoda سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •