مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت - صفحه 4

صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 43

موضوع: جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

  1. #1
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    سلام دوستان
    بحث جالبی در تاپیک اپیزودیک لاست اتفاق افتاد و اینکه دوستان پیشنهاد دادند که شخصیتهای لاست و روند تغییرشون در جزیره رو بررسی کنیم.
    امیدوارم بحثهای جالبی داشته باشیم.



    از جک شروع میکنیم. به نظر شما این روند در جک چطور اتفاق افتاد؟




    دوباره خواهيم روييد...




  2. 9 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #31
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    نقل قول نوشته اصلی توسط .:mAysAm:. نمایش پست ها
    وای چقدر اینجا بحث شده و من نبودم.خیلی خیلی تاپیک ارزشمندیه.ممنون از همه دوستان.بنده هم نظراتم رو بگم که البته به مهناز خانم بسیار نزدیکتره.
    1- با این حرف فرخ عزیز شروع می کنم که گفت داستان تغییر کرد و نه جک. اولاً اینکه داستان به اعتقاد من از همون ابتدا چارچوبش بسته شده بود.یعنی دوران گذار از علم به اعتقاد در اون نهفته شده بود و تصور می کنم نویسنده ها خودشون می دونستند که می خوان در انتهای کار داستان رو بر مبنای مسائل اعتقادی جلو ببرند و لذا در طرح مسائل علمی بی پروا عمل کردند تا بلکه اگه در نقطه ای به جواب هم نرسیدند بتونند با منطق اعتقاد حلش کنند.البته این اتفاق نیافتاد و تمام اتفاقات علمی داستان ، بدون کمک از اعتقادات قابل حل بود و در بخش های اعتقادی داستان هم به مسائل علمی پرداخته نشد و تنها خیلی سعی کردند دود سیاه رو هضم کنند که البته در این راه به نظر من ناموفق بودند.اما در کل می شه گفت که خط سیر داستان از ابتدا مشخص نبود و من بر این اعتقادم که کاراکتر جک روی خط تغییر داستان قرار گرفت و از علم به اعتقاد گذر کرد. برای اثبات اینکه از همون ابتدا چنین دیدگاهی برای جک توسط نویسنده ها وجود داشته می شه یادآوری کرد که جک روح پدرش رو می دید(هر چند اخساس توهم می کرد.) و این یعنی نظر نویسنده ها بر فوکوس کردن روی تغییرات جک بوده یا بهتر بگم تغییر دادن جک بر مبنای تغییرات داستان.مضافاً بر اینکه نام جک شفرد به معنای چوپان و کریستین شفرد که دیگه مشخصه و نویسنده ها دیدگاههای مذهبی خودشون رو در این شخصیت در انتهای کار می دیدند.بنا بر این جک تغییر کرد چون باید تغییر می کرد و چون داستان اینو می خواست.
    2- اینکه سرنوشت و علم با هم در تضاد مطلق هستند رو قبول ندارم چون انسان هر چه بیشتر در این مقوله (سرنوشت) دقت کنه بهتر می تونه ببینه که سرنوشت رو می شه تغییر داد و سرنوشت رو نمی شه تغییر داد. چون از طرفی شما در انجام کارهات مختاری و در عین حال می دونی که انتهای داستان زندگی ات مشخصه.این گپ بین علم و سرنوشت دقیقاً همینجا دیده می شه.اینکه آیا هر آنچه را که می بینیم و می توانیم قبول کنیم رو انجام بدیم یا با تکیه بر سرنوشت هر کاری که انجام بدیم یک نتیجه خواهد داشت؟در اینجا می تونم بگم لاست بسیار خوب و روشن عمل کرد.خصوصاً در سیزن شش که اکثراً ناراضی بودند به نظر من اندرکنش بین علم و سرنوشت دیده می شد.مجموعه اوشنیک بالاخره تونستند تاثیری در سرنوشت جزیره داشته باشند.هر چند نمی شه سرنوشت و دامنه تلرانسشو با علم اندازه گیری و توجیه کرد ولی نمی شه در تضاد مطلق هم قرارشون داد.
    3- راجع به تاثیر شخصیت بن (بعنوان مثال) اشاره شد.درسته که بن همون هنری گیل بود و بازی روان مایکل امرسون باعث جلوگیری از حذفش شد ولی اگه شما دقت کنید تاثیر چندانی از بن در پیکره و فریم اصلی داستان نمی بینید. یعنی بن تنها در جاهایی مجری انجام کارهایی شد (مثل کشتن جیکوب) که با اندکی تغییر می شد توسط دیگری هم انجام بشه. از این دست شخصیت ها و اتفاقات زیاده و سوالات بی جواب هم زیاده ولی به نظر من چارچوب اصلی داستان به طور کامل بهش پرداخته شد و هر چیز دیگه ای (منهای تشریح نامطلوب دود سیاه) اگه قرار بود جواب داده بشه به نظر من به فریم داستان چیزی کمک نمی کرد.
    اینا رو برای ورود به بحث نوشتم و خیلی خوشحالم که بحث های چنینی ایجاد شد و از نظرات هم استفاده می کنیم.
    میثم جان من نوشته ات رو خوندم, اما سمت و سوی اون رو کتوجه نشدم. فکر میکنم یک مقدار گنگ بود. چون در هر پاراگراف هم یک موضوع رو رد کردی و هم دوباره تائید کردی!
    اگه میشه بیشتر توضیح بده. ممنون
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  5. # ADS
     

  6. #32
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    میثم جان من نوشته ات رو خوندم, اما سمت و سوی اون رو کتوجه نشدم. فکر میکنم یک مقدار گنگ بود. چون در هر پاراگراف هم یک موضوع رو رد کردی و هم دوباره تائید کردی!
    اگه میشه بیشتر توضیح بده. ممنون
    ببین فرخ جان در مورد اول من حرفم اینه که صددرصد انتهای کلی داستان (و اعتقادی تمام شدنش نه علمی) برای نویسنده ها روشن بوده و روند حرکتی تغییرات شخصیت جک از علم به اعتقاد ، هم ارز داستان بوده.یعنی داستان هم تغییر کرده و جک هم همچنین.
    در مورد دوم تضاد مطلق سرنوشت و علم رو رد کردم هر چند با هم ممکنه زیاد تطابق نداشته باشند اما تضاد هم ندارند.
    مورد سوم هم مثالی بود که شما از بن زدی و افزوده شدنش به داستان رو نشونه این دونستی که انتهای داستان برای نویسنده ها روشن نبوده و مدام دستخوش تغییر شده و من می گم درسته که این تغییرات نه فقط اینجا بلکه در مورد حذف بون و آنالوسیا هم بوده ولی در چارچوب داستان تغییری نداده.به نظرم چارچوب کلی داستان از همون ابتدا بر مبنای جک بسته شده بود و حتی جان هم یک آلترناتیو برای تکامل شخصیت جک بوده.

  7. 2 کاربر از پست مفید .:mAysAm:. سپاس کرده اند .


  8. #33
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    نقل قول نوشته اصلی توسط .:mAysAm:. نمایش پست ها
    ببین فرخ جان در مورد اول من حرفم اینه که صددرصد انتهای کلی داستان (و اعتقادی تمام شدنش نه علمی) برای نویسنده ها روشن بوده و روند حرکتی تغییرات شخصیت جک از علم به اعتقاد ، هم ارز داستان بوده.یعنی داستان هم تغییر کرده و جک هم همچنین.
    در مورد دوم تضاد مطلق سرنوشت و علم رو رد کردم هر چند با هم ممکنه زیاد تطابق نداشته باشند اما تضاد هم ندارند.
    مورد سوم هم مثالی بود که شما از بن زدی و افزوده شدنش به داستان رو نشونه این دونستی که انتهای داستان برای نویسنده ها روشن نبوده و مدام دستخوش تغییر شده و من می گم درسته که این تغییرات نه فقط اینجا بلکه در مورد حذف بون و آنالوسیا هم بوده ولی در چارچوب داستان تغییری نداده.به نظرم چارچوب کلی داستان از همون ابتدا بر مبنای جک بسته شده بود و حتی جان هم یک آلترناتیو برای تکامل شخصیت جک بوده.
    به نظر شما لاست داستانی بود که قصد داشت به بیننده ها نشون بده که همه چیز در نهایت اعتقادیه و علم به طور کلی نظریاتی که زیاد نمیشه به اونها اطمینان کرد؟
    به نظر من علم و مذهب در نقاطی ممکنه با هم اشتراک داشته باشند. اما در مواردی مانند سرنوشت به هیچ عنوان هم عرض نیستند. چرا که علم به هیچ عنوان به سرنوشت رقم زده شده از قبل گرایشی نداره و همه چیز رو در حرکت یکسویه به سمت جلو میبینه. این در حالتیه که بین مذهبیون هم در این رابطه نظر مشترکی وجود نداره و برخی از مذهبیون سرنوشت رو زائل کننده عقل انسان میبینند.
    در مورد بن من متاسفانه هم نظر نیستم با شما ... بن تقریبا بعد از حضورش در داستان باعث تغییرات بنیادین در داستان شد. این تغییرات رو اگه حذف کنید چیز زیادی در ادامه لاست برای پرداختن نمیمونه.
    به عنوان مثال : شما در یک چرخه مشخص بعد از ظهور بن در داستان اون رو تعیین کننده تکلیف افراد غریبه میبینید. این که ما از شخصیت بن به جیکوب میرسیم خیلی واضح نشون دهنده اینه که داستان به سمت تولی گری در جزیره حرکت کرده و سلسله مراتبی پیش اومده که بن در طول 30 سال کنترلش کرده.
    در فصل سوم به شکل بارزی بنجامین لاینوس تعیین کننده همه چیزه. دلیل علاقمند شدن بینندگان به اون هم همینه که بن برای همه چیز راه حل خاص خودشو داره و این راه حلها به طور متناوب در حال ایجاد گردشهای مختلف در داستان هستند.
    در فصول بعدی میبینیم که خیلی از اتفاقات گذشته مثل ماجرای روسو, مسائل فیمابین چارلز ویدمور و بن, دزموند هیوم, کشته شدن جان لاک, هدایت دوباره جک به جزیره, قتل عام مردم دارما, آوردن جولیت به جزیره, بحث نازائی...و و و ... همه و همه متاثر از کاراکتر بنجامین در داستانه که این گستره اونقدر در ماجرا عمیقه که در نهایت بیننده رو به عقل کلی تری در داستان برسونه.
    اما متاسفانه اون عقل کلی تر خودش باید بره از بنجامین درس بگیره, چون بخش بزرگی از ماجرا دیگه حتی زاده تفکرات جیکوب هم نیست و کاملا به بنجامین ارتباط داره. مثل انتقال جزیره که بعدها متوجه شدیم که ایده جیکوب نبوده و این که خود بن جزیره رو انتقال بده حاصل تفکر خودش بود و الهامات دود سیاه.
    نقش بن اونقدر در داستان گسترده میشه که حتی حذف کردنش از بخش 12 دقیقه ای لاست هم ممکن نیست, چه رسد به کل داستان.

    برای درک بهتر این مطلب, بهتر است که فکر کنید که بنجامین لاینوس در داستان وجود ندارد. بعد فکر کنید که حال باید چه چیزی را در داستان پیگیری کرد.
    اولین چیزی که کاملا دستخوش تغییرات عدیده میشود وضعیت سرنوشت در داستان است. زیرا بنجامن 3 رهبر جزیره را به دستان خود میکشد " جان لاک, چارلز ویدمور, جیکوب .... که دقیقا فصل های پنجم و ششم به خاطر کشته شدن جیکوب و جان شکل میگیرند.
    فقط در یک نکته مهم شما مردن جان لاک رو به دست بن حذف کنید و بعد فکر کنید که چه چیزی در داستان تغییر خواهد کرد.!!!
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  9. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  10. #34
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    جمله اولت رو تا حدی قبول دارم.تا حدی.اعتقاد داشتن رو پایه می دونم ولی علم رو بی اعتماد و بی اساس نمی دونم. اتفاقاً با اپیزودهای علمی لاست خیلی حال کردم ولی علم رو تا اندازه ای پاسخگو می دونم. چون اندازه فهم خودمون رو نوعاً دارای سقف می دونم. و به همین خاطره که تصور نمی کنم بین علم و سرنوشت تضاد مطلق وجود داره. به نظر من حرکت علمیون در مقایسه با اعتقادگراها یه جور حرکت منحنی واره که انحنای اون رو علم ساخته ولی نتونسته در برآیند یا در راستای کلی تاثیر مفرطی بگذاره.
    جان باید می مرد و مرد.جیکوب هم همینطور.چارلز ویدمور هم همینطور. نمی گم اینکه قاتل همه اونها بن بوده اتفاقیه نه ولی تمام مسائلی رو که شما گفتی می شه به نظر من از فریم کلی لاست بیرون کشید و رفت.اگر بن نبود چه می شد؟ هر چند من کلاً کاراکتر بن رو دوست داشتم ولی مطمئناً راه دیگه ای برای اجرای پروسه حرکتی داستان بوجود می اومد. من می پرسم.لاک مرد.لاک اصلی تجربه گرای ایمان دار و از ارکان اصلی داستان.چه تغییری در داستان بوجود اومد؟ حذف جیکوب؟حذف چارلز ویدمور؟ به اعتقاد من هیچکدوم از اینها نتونستند روند کلی داستان رو تغییر بدهند.
    لاست داستان دارما نبود. داستان رهبری جیکوب و بن و چارلز و هر کس دیگه ای نبود.درسته که تمام این زیرداستانها یا شایدم ریزداستانها ، در قوام این پیکره نقش مهمی هم دارند ولی به نظر من لاست داستان گم شدن بود. گم شدن در لابلای علم و سرنوشت و اعتقاد و ایمان.حتی می تونم بگم که خود نویسنده ها هم به واسطه عدم تطابق سلایقشون در سیزن 3 و 4 تا حدی در این ورطه گم شده بودند ولی هر چند نامطلوب ولی تونستند خودشون رو نجات بدند.

  11. #35
    Skyfly آواتار ها
    وضعیت : Skyfly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,882
    سپاس ها : 4,547
    سپاس شده 7,229 در 1,439 پست
    یاد شده
    در 22 پست
    تگ شده
    در 778 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    با ميثم موافقم كه اشاره كردن اتفاقات علمي داستان بدون كمك از اعتقادات قابل حل بود و در بخش هاي اعتقادي هم به مسائل علمي پرداخته نشده. داستان به هر ترتيب پيش مي ره، چه گذر از علم به اعتقاد باشه، چه سرنوشت مداري و ...، مسئله روند تغييرات شخصيت هاست در مواجهه با اين گذر.
    مي گيم ساوير سير تكامل شخصيت رو طي مي كنه يا جان از كجا به كجا رسيده و ...، اين سير تغيير براي همه هست، به هر ترتيب كه درگير مسائل باشن. كسي كه علم مدار هم فكر مي كرده تغيير كرده و اوني كه سرنوشت مدار فكر مي كرده هم شخصيتش تغيير كرده. خودمون چه به سرنوشت اعتقاد داشته باشيم يا نه، چه كاملاً علمي فكر كنيم و چه بي تفوت باشيم، تغيير مي كنيم. همه اون چيزي كه به عنوان معرفي در قسمت هاي اول داريم پايه ريزي اين شخصيت ها رو نشون مي ده.
    جك شخصيتيه كه اونچه رو كه مي بينه قبول داره، دو قدم اونطرف تر رو حاضر نيست ببينه و يا حتي در موردش بدونه، خيلي محدود فكر مي كنه، به منطق بقيه بي توجهه چه برسه به اينكه بپذيره و البته براش پشيموني هم داره. اما همين رو هم باز حاضر نيست بپذيره، غرور بي جا داره ، نتيجه گيري غلط مي كنه و با اين طرز فكرش همه چيز رو خراب كرده .
    ازدواج ناموفق، رابطه بد با پدرش، تصميم گيري هاي نادرست توي جزيره، ارتباط ناموفق با كيت، گرفتار الكل شدن، مشكل كاري و ... . همه اينها موارديه كه اگر زمان تصميم گيري در مورد اونها كمي فقط كمي فكر كرده بود و يك قدم اون طرف تر رو هم مي ديد، پيش نمي يومد.

    جان حرف قشنگي بهش مي زنه: مجبوري دروغ بگي و اين موضوع تو رو از درون مي خوره. دقيقاً هم به اين حرف مي رسه.

    يادداشت جان هم كه تكميلش مي كنه: كاش باورم كرده بودي.

    ---
    ببخشيد كه يادداشت من مثل صحبتهاي دوستان تخصصي نيست.

  12. #36
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    میثم جان خودتون به نکات مهمی در این باره اشاره کردین اما ما سعی نکنیم که خط سیر داستان و شخصیتها رو تغییر بدیم.
    بحث ما پیرامون این موضوع اتفاقات و شخصیتهای ثابته داستانه وگرنه میشد گفت که اگر جک در داستان نبود چه میشد و یا اگر نویسنده گان داستان اشخاص دیگری بودند چه میشد.
    شما میگین بن اگر نبود جای اون فرد دیگری و به شکل دیگری این اتفاقات رو پوشش میداد. من باید خدمتتون عرض کنم که هر تغییر در اپیزود اولیه داستان به طور مستقیم در پایان بندی تاثیر میگذاشت.
    به عنوان مهمترین الگو, اگر در اپیزود اول خبری از دود سیاه نمیشد, مطمئنا داستان به 3 فصل هم نمیرسید, چرا که مابقی ماجرا دارای یک معمای بزرگه به نام دود سیاه که تا انتها هم همه درگیر همین ماجرا هستیم.

    یکی از دلایلی که فرینج برای شما به اندازه لاست جذاب نبوده دقیقا همین مسئله است که شما به اعتقاد باور بیشتری دارید تا علم. نتیجتا میبینیم که در فرینج که سر و کار داستان با الگوهای علمی است ( حال میتواند تئوری های علمی و یا قوانین علمی باشد) و بحث سرنوشت گرائی در آن به حداقل رسیده است, دیگر داستان برایتان جذابیت لاست را ندارد. هر چند که تصور میکنم که فرینج هم در حال طی کردن مسیر لاست به شکل دیگری است, اما در حال حاضر بیشتر داستان علم مدار است.

    خاطرم هست که در ابتدای فصل دوم و با پیدا شدن دریچه خیلی از طرفداران لاست دلسرد شده بودند. چرا که فکر میکردند که داستان از اوج اعتقادی آن و درگیری با معماهای ماورائی, با کشف دریچه به دنبال توجیه علمی اتفاقات خواهد رفت.
    وقتی که روسو به طور مشخص دود سیاه را یک سیستم امنیتی نامید این تصور بیشتر شد. زمانی که متوجه شدیم که جزیره دارای مکانهای مختلف و ساخته شده توسط بشر است, ماهیت بکر آن زیر سوال رفت.
    در آن زمان شکی نداشتم که نویسندگان ایده هائی را درباره علمی کردن خط سیر داستان دنبال میکنند.

    این خط سیر در فصل دوم افتان و خیزان به پیش میرفت تا این که شخصیتی به نام بنجامین لاینوس پا به میدان گذاشت. اوج آزمایشهای مختلف علمی در کنار مکانهای مختلفی مانند ایستگاه شعله و غیره نشان داد که میان غریبه ها و افراد بیرون جزیره ارتباطاتی بر مبنای علومی مانند ماهواده و بی سیم, بر قرار است.

    زمانی که بحث مدار 325 مطرح شد, اگر همه چیز اعتقادی بود باید به جای مدار 325 به دنبال جمله ای مانند "سسمی باز شو" میگشتیم. اما دلایل علمی برای وجود جزیره یک به یک مطرح شد.
    خیلی از دوستان عزیز مانند جاهد رجبی و حسین و در فواصل بعد از فصل پنجم بنده حقیر تعداد وسیعی تاپیک در مدح علم و لاست ایجاد کردیم. که البته در بیشتر تاپیکهای من پیشبینی پایان اعتقادی داستان شده بود.
    با رسیدن به فصل چهارم این علم گرائی تا حدی پیش رفت که همان طور که بارها در همین تاپیک و تاپیک کلی نتیجه گیری نهائی که خواندن آنرا به شما هم توصیه میکنم, داستان یکسره در وادی علم فرو رفت. اما شاید اگر اشتباه انتقال جزیره را مرتکب نمیشدند, میشد کاری برای داستان کرد. ولی این انتقال عجیب اسباب مشکلات بعدی را فراهم کرد. مشکلاتی که رسما داستان را از چهارچوب علمی خارج کرد.

    در پایان داستان ما جزیره ای داشتیم که هم خواص علمی داشت و هم نداشت. هم میشد آنرا منتقل کرد و هم میشد با یک آونگ که شبیه به رادار کار میکرد پیدایش کرد.
    هم در آن نور بود و هم ظلمت و هم دارما در آن بر روی خواص زمان کار میکرد و هم جیکوب در آن به شکل پیامبر گونه ای بر روی خواص انسانی !!!!

    حال این جزیره عجیب که حتی در شرایطی خاص مانند عالم برزخ هم عمل میکرد (نجواها) مکانی بود که در عین خاص بودن و اعتقادی بودن میتوانستید با یک مختصات جغرافیای و محاسبات مداری به آن دست پیدا کنید.
    حال ما با محیطی روبرو بودیم که قرار بود علمی باشد و مختصاتش علمی بود, اما شناور بود!!!! یا این که جائی بود مانند آنچه که جیکوب با اشاره به آن بطری حاوی شراب به آن اشاره کرده بود, اما میشد با ایستگاهی مانند تیر چراغ برق به آن راه پیدا کرد!!!!
    جائی که الویز هاوکینگ میگفت متحرک است در زمان !!!! اما چشم بیننده میدید که متحرک است در مکان !!!!

    درست مثل این که بگوئیم که به بهشت میتوان راه یافت, آنهم نه از طریق اعمال خوب و نیکوکار بودن....فقط با داشتن قطب نما و یک مختصات و البته یک وسیله نقیلیه مناسب!!!!
    به نظر من منطق داستان در خیلی از جاها ایراد داشت...
    ویرایش توسط FFKIA : 01-31-2011 در ساعت 15:37
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  13. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  14. #37
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    فرمایشات شما جملگی متین و قابل قبوله اما بحث من چیز دیگه ایه.ببین من در نقایص و جواب ندادن ها و حتی درماندگی به پاسخ بسیاری از سوالات (مثل نجواهایی که فرمودی و یا همون دود سیاه کذایی) تردیدی ندارم.اما بحثم در اینجا اینه که اگه بخواهیم داستان لاست رو در یک جمله خلاصه کنیم اینه(تطور از علم تا اعتقاد).
    تمام مثال های زیبایی که شما می زنی و نشان از تسلط فوق العاده ات به داستان لاست داره بجاست اما گویا منظر نگاه شما و بنده نسبت به لاست در دو پوزیشن مختلفه. من دارم از بیرون به لاست نگاه می کنم که از یک نقطه شروع به حرکت کرد و مسیری پر تلاطم رو طی کرد و خیلی جاها دچار نقص شد و از مسیرش منحرف ، ولی نهایتاً به همون نقطه ای رسید که از اول براش تصور کرده بودند. بنا به همین دلیله که می گم خیلی از این وقایع می تونست به شکل دیگری اتفاق بیافته و در پیکره داستان اثر منفی نگذاره. ولی شما داخل کشتی نشستی و راجع به انحراف از مسیر حتی به اندازه درجه اندکی ، یا کاپیتان کشتی یا روند انجام فعالیت های روزانه پرسنل کشتی در طول مسیر هم بحث می کنی. فرمایش شما درست ولی صرف نظر از هر ناخدایی و جزئیاتی ، به نظر من به انتهای مسیر رسوندند داستانو.
    راجع به فرینج هم اون بخش از حرفت رو که داره سیری مشابه لاست رو به شکلی زلال و واضح طی می کنه دقیقاً تایید می کنم و شاید به همین دلیله که تا حدی در مسیر دنبال کردن داستان قرار دارم.
    ویرایش توسط .:mAysAm:. : 01-31-2011 در ساعت 16:19

  15. کاربر روبرو از پست مفید .:mAysAm:. سپاس کرده است .


  16. #38
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    چقدر این مباحثه رو دوست دارم و از خوندن تک تک نظرات لذت میبرم. ولی فکر میکنم ما کمی از مسیر اصلی خارج شدیم.
    بحث ما روند تغییر جک هست. اما ظاهرا فرخ عقیده داره که این تغییر ناگهانی اتفاق افتاده و از ابتدا تصمیم سازندگان این نبوده. اما نظر من کماکان همونیه که از اول این بحث گفتم. چرا که الان که دارم اول سریال رو تماشا میکنم میبینم که باورهای علمی جک در همین ابتدای داستان زیر سوال قرار داره. چون جک در راستای این باورها انسان موفقی نیست. اگر داستان از ابتدا میخواست علم باوری رو تائید کنه جک رو هم یک انسان موفق نشون میداد و گذشته سرتاپا اشتباه اونو به تصویر نمیکشید. در مقابل ما جان رو داریم که مرد اعتقاد داستانه. اون از زمانی که وارد جزیره شده بر این باوره که دلیلی برای اومدنشون وجود داره و این رو به کرات به این و اون میگه. و ظاهرا همین ابتدای داستان که از نظر فرخ نویسندگان قصد داشتند با اثبات علمی پیش برن جان در اولویت قرار داره و حرفها و منطقهاش باور پذیر تره. همین خوب شن پای جان! مگر جان با سقوط به جزیره شفا پیدا نکرد؟ یا رز؟ فرخ، این رو چجور توجیه میکنی در راستای اینکه نویسندگان در ابتدای داستان علم گرا بودند؟


    دوباره خواهيم روييد...




  17. #39
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    میثم جان من در اعتقاد گرائی لاست از ابتدا تا انتها شکی ندارم .
    اصولا تا به حال زیاد هم بر سر این موضوع بحث کردیم. منم مثل شما معتقدم که از لحظه ای که با نمایش تنوره دود سیاه داستان از شکلی منطقی به سمت ماورا حرکت کرد داستان اعتقادی شد.
    این اعتقاد در فصل اول کاملا به چشم می آمد و شکی در این نیست. تمام صدر تا ذیل فصل اول به سمت اعتقاد و اعتقاد گرائی رفت و همین باعث شد که همچنان هم زیباترین فصل لاست همان فصل اولش باشد, با این که از افت و خیز کمتری برخوردار بود, اما معماهای بسیاری ایجاد کرد که نوع طرح این معماها توانست جذابیت فوق العاده ای در ذهن تماشاگر ایجاد کند.
    بحث من بیشتر به جائی بر میگردد که در فصل دوم قهرمان اعتقاد داستان هم اعتقادش را کنار گذاشت و دست از فشردن دکمه در هر 108 دقیقه برداشت. این دکمه که من اسمش را میگذارم کلید علم (نه اعتقاد) برای این تولید شده بود که در هر 108 دقیقه جلوی یک فرایند علمی (فشار الکترو مغناطیس یا انباشت انرژی) را بگیرد.
    از دید من جان لاک با ابزار اعتقاد هر بار کلید علم داستان را میفشرد. این بزرگترین مفهومی بود که تا آن زمان در داستان تولید شده بود, حال آنکه جک با همان دید علمی هم حاضر نبود این کار را بکند. تا این جای کار شاهد بودیم که حتی در راه علم هم اعتقاد لازم است.
    اما در ادامه جای جان و جک تغییر کرد. جان تبدیل شد که کسی که نمیخواست دیگر دکمه علم داستان را بفشارد و این ماجرا تا جائی ادامه پیدا کرد که تصمیم گرفت ببیند که بعد از نفشردن دکمه چه پیش خواهد آمد... نتیجه کار ساده بود .
    هر کنش علمی یک واکنش علمی داشت و نتیجه نفشردن دکمه این بود که دریچه نابود شد.

    پیام این صحنه تا این جای کار این بود که در پس پرده فشردن کلید در هر 108 دقیقه یک منطق علمی وجود داشت که خواه با اعتقاد و خواه بی اعتقاد در نتیجه نفشردنش یک انفجار رخ میداد.
    این منطقی ترین و علمی ترین وجه ماجرا بود.
    اما از دید من جان اعتقادش را از دست نداده بود, بلکه نوع آن تغییر کرده بود. به این ترتیب که فکر میکرد که تا کنون کسی پیدا نشده که دست از این کار تکراری برداشته باشد و نتیجه را ببیند. او فکر میکرد که او نشانه مورد نظرش را در نفشردن کلید خواهد یافت.
    حال که اکو جای جان را گرته بود باز هم اعتقاد به اندازه کافی در داستان وجود داشت و از طرفی هم کنج کاوی وجود داشت.
    انفجار پایان فصل دوم داستان تائید این موضوع بود که از این به بعد باید بیشتر به بعد علمی داستان نگریست, چرا که این انفجار کاملا نشان داد که نه نظریه اکو درست بود ونه نظریه جان ....
    اتفاقا نظریه ای در این میان درست بود که دزموند آنرا مطرح کرده بود. این که نفشردن این کلید دلیل خیلی از اتفاقات, نظیر سقوط هواپیما در جزیره بوده است.

    تست علمی که از اواخر فصل دوم در داستان اتفاق افتاد و تا اواسط فصل پنجم هم ادامه پیدا کرد, با این که خیلی هم توانست به بیننده های لاست اضافه کند اما در نهایت مردود شد.
    همه منظور من این است که مردود شدن علم در داستان به این خاطر نبود که علم کلا مردود بود, بلکه به این خاطر بود که اعتقاد بهترین جواب ممکن برای پایان بندی لاست بود.
    شاید با پاسخ علمی 10 تا 15 درصد از طرفداران از این مجموعه راضی میماندند. اما با پایان اعتقادی بیش 60 تا 70 درصد از ماجرا راضی شدند. دلیل آن هم همان بود که دید مذهبی خود به خود طرفدار بیشتری نسبت به دید علمی داشت.
    دقیقا به همین خاطر بود که فصل اول لاست جذابتر از دیگر فصول بود. چرا که قهرمان بلامنازع آن جک نیست, بلکه جان است و جان در اینجا مرد اعتقاد است و داستان در فصل اول با اعتقاد او به پایان میرسد.

    اما درباره بحث این تاپیک.
    این بحث شاید خارج قسمت معادله ای باشد که ما در حال حل آن هستیم.
    فرایند تبدیل جک به مرد اعتقاد موضوعی است قطعی و بدیهی. شکی نیست که جک از مرد علم در پایان فصل پنجم به مرد اعتقاد مبدل شد.
    این فرایند در فصل ششم بیشتر و بیشتر شد و تا جائی پیش رفت که در اپیزود 13 فصل ششم وقتی که جک از قایق سویر بیرون پرید دیگر در اعتقادش شکی نبود.
    بحث من در مورد این مطلب این است که جک بیش از آن که به خاطر عوامل اطراف به این رویکرد دچار شده باشد, متاثر از تصمیم نویسندگان به سمت این ذهنیت حرکت کرده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  18. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  19. #40
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 39
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : جک و روند تغییر، از عقل گرایی به پذیرفتن سرنوشت

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    میثم جان من در اعتقاد گرائی لاست از ابتدا تا انتها شکی ندارم .
    فرایند تبدیل جک به مرد اعتقاد موضوعی است قطعی و بدیهی. شکی نیست که جک از مرد علم در پایان فصل پنجم به مرد اعتقاد مبدل شد.
    این فرایند در فصل ششم بیشتر و بیشتر شد و تا جائی پیش رفت که در اپیزود 13 فصل ششم وقتی که جک از قایق سویر بیرون پرید دیگر در اعتقادش شکی نبود.
    بحث من در مورد این مطلب این است که جک بیش از آن که به خاطر عوامل اطراف به این رویکرد دچار شده باشد, متاثر از تصمیم نویسندگان به سمت این ذهنیت حرکت کرده است.
    دقیقاً در این قسمت از حرفات با هم همسو شدیم. اینکه روند حرکتی جک از علم به اعتقاد مورد تایید قرار گرفت که می تونه متاثر از هر موضوعی باشه و این نشون می ده که جوهره این حرکت در کاراکتر جک گنجانده شده بود و بنابراین داستان به روند کلی خودش در عین حرکت در جزئیات ادامه داد.
    اما توضیحی که من در مورد بحث های جانبی و داستان های علمی نهفته در سیزن های ابتدایی به ذهنم می رسه فقط اینه که سازنده ها سعی داشتند مخاطبان علم گرا رو جذب نگه دارند و ضمناً به هیجان داستان اضافه کنند.
    در مورد مثال دکمه هم تا حد زیادی باهات هم عقیده هستم و دکمه رو دکمه علم تلقی می کنم و نه اعتقاد.اما در اون بخش ها از داستان ، داستان داشت مرحله انتقالی از علم رو می گذروند. هیوم در این بخش از داستان به لاست اضافه شد تا مرحله انتقال با منطق بهتری انجام بشه. برای همین هم نظریات دزموند در اون ابتدا بویژه نیمه علمی و نیمه اعتقادی بود. و تمام اون خط سیری که به زیبایی بازسازی کردی هم در راستای همین انتقال بود. همیشه بیشترین توربولانس داستان در این مراحله و برای همین تنوع برداشت ها در اون بخش ها می شه گفت که اون اپیزودها بهترین های لاست به حساب می اومدند.
    پا نوشت: این خارج قسمت رو خیلی خوب اومدی و من فکر می کنم به شخصه از نظرات دوستان در این تاپیک خیلی بهره بردم و بیشتر به لاست علاقه مند شدم چون لاست به قول خودت هنوز هم از این منظر(بحث و بررسی با فاصله دیدگاهی بسیار زیاد) یکه تازه.
    ضمناً شاید اینجا جاش نباشه ولی به عنوان فتح باب جسارتاً می گم که در فرینج هم به نظر میاد این انتقال به نحو نامحسوسی داره برای والتر اتفاق می افته که امیدوارم در جایگاه خودش مفصلاً از نظراتت بهره مند بشم.
    ممنون از دوستان.

  20. کاربر روبرو از پست مفید .:mAysAm:. سپاس کرده است .


صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بیایید درباره لاست حرف بزنیم!!
    توسط RASHNO در انجمن همه چيز درباره لاست
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: 11-02-2019, 18:13
  2. اسپویلر ها و خبرهای فصل 6 دکستر
    توسط ScarFace در انجمن Dexter
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: 12-03-2011, 16:00
  3. مهم های پاییز سینمای هالیوود
    توسط ScarFace در انجمن آرشـــــيو اخــــبار
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 10-31-2010, 07:39
  4. نگاهی به فیلم‌های پاییزی در حال اکران سینمای ایران
    توسط MiSS SAYTA در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای ایران سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-19-2010, 21:26

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •