مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh دیالوگ های دو فیلم و سریال مشهور (بوی خوش زن و شرلوک هولمز)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: دیالوگ های دو فیلم و سریال مشهور (بوی خوش زن و شرلوک هولمز)

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    دیالوگ های دو فیلم و سریال مشهور (بوی خوش زن و شرلوک هولمز)

    [آقای ترسک، مدیر کالج، در جلسه‌ی انضباطی چارلی را تهدید به اخراج می‌کند و او را دروغگو می‌خواند]
    سرهنگ اسلید (آل پاچینو): ولی خبرچین نیست!
    آقای ترسک: ببخشید؟!
    سرهنگ: نه، نمی‌بخشم!
    آقای ترسک: آقای اسلید…
    سرهنگ: اینا یه مشت مزخرفاته!
    آقای ترسک: مراقب حرف زدنتون باشید آقای اسلید! شما در کالج بِرد هستید، نه سربازخانه! آقای سیمز، فرصت آخر رو بهتون می‌دم…
    سرهنگ: آقای سیمز قبول نمی‌کنه! اون نیازی به القاب شما نداره: «ارزشش را دارید که مرد کالج بِرد خطاب شوید!» این دیگه چه جور کوفتیه؟! این چه‌جور شعاریه؟ «پسران! دوستانتان را لو دهید تا در امان باشید!» خب، اگه این کارو نکنید بالای صلیب می‌سوزونیمتون! خب، آقایان! وقتی اوضاع بی‌ریخته، بعضیا فرار می‌کنن، بعضیام وای‌می‌ایستن، این چارلیه، که جلوی آتش وایستاده، اونم جورجه، که تو جیب بابا جونش قایم شده! شما چه‌کار می‌کنید؟ به جورج پاداش می‌دید و می‌خواید چارلی رو نابود کنید!
    آقای ترسک: تموم شد آقای اسلید؟
    سرهنگ: نه، تازه گرم شدم! نمی‌دونم تا حالا کیا این‌جا اومدن، ویلیام هاوارد، ویلیام جنینگز، ویلیام تل، اصلاً هر کی! ارزش‌های اونا مُرده، تموم شده، البته اگه ارزشی داشتن، به هر حال، تموم شده! شما دارید یه کشتی پر از موش می‌سازید، یه کشتی، پر از خبرچین که بفرستید دریا، و اگه فکر کردید می‌تونید این ماهی‌ها رو آدم کنید، بهتره دوباره روش فکر کنید! چون فکر می‌کنم دارید این ارزشهایی که توی این کالج ادعاشو می‌کنید، می‌کُشید! جای تأسفه! این چه مسخره‌بازی‌ایه که امروز راه انداختین؟ تنها کسی که اینجا ارزش داره، کنارم نشسته [به چارلی اشاره می‌کند] و امروز اومدم که بهتون بگم این پسر چه روح بزرگی داره! فروشی نیست! می‌دونید چرا؟ چون یکی اینجاست که نمی‌خوام اسمشو ببرم [اشاره‌اش به ترسک است] و می‌خواست بخردش، ولی چارلی خودشو نفروخت!
    آقای ترسک: شما دیوانه‌اید آقا!
    سرهنگ [فریاد می‌زند]: بهت نشون می‌دم دیوانه کیه! [بلند می‌شود] تو کلاً نمی‌دونی دیوانگی چیه آقای ترسک! نشونت می‌دادم، ولی دیگه خیلی پیر شدم! خیلی خسته‌ام و خیلی کور، ولی اگه اون مردی بودم که ۵ سال قبل بودم، این‌جا رو به آتش می‌کشیدم [عصایش را محکم روی میز می‌کوبد] دیوانه؟ فکر کردی با کی داری حرف می‌زنی؟! من هم توی این دنیا بودم، یه زمانی من هم می‌دیدم، و دیدم، پسرایی مثل اینا، جوونتر از اینا، که دستشون جدا شده‌بود، پاشون قطع شده بود و تو… داری روح این پسر رو نابود می‌کنی! و چرا؟ چون یه مرد بِرد نیست! [با نیشخند] مرد بِرد!!! اگه به این پسر آسیبی برسه، شما ولگرد بِرد هم نیستین، همه‌تون! و هری، جیمی و ترنت، هر جا نشستین، گور باباتونم کرده! [بچه‌ها می‌خندند]
    آقای ترسک: لطفاً بنشینید آقای اسلید!
    سرهنگ: حرفام هنوز تموم نشده! وقتی داشتم می‌اومدم اون حرفا رو شنیدم: «مهد تمدن!» وقتی پایه بیافته، گهواره هم سقوط می‌کنه و الان، اینجا، سقوط کرده! سقوط کرده! سازندگان مردان، خالقان رهبران! مراقب باشید چه جور رهبرایی این‌جا تولید می‌کنید! من نمی‌دونم سکوت امروز چارلی درست بود یا نه، من که قاضی نیستم! ولی می‌تونم بهتون بگم که اون کسی رو نمی‌فروشه تا باهاش آینده‌شو بخره! دوستان من به این می‌گن ثبات! بهش می‌گن شجاعت! و این چیزیه که رهبران باید باهاش ساخته بشن! من هم در زندگی‌م سر دو راهی بودم. همیشه می‌دونستم مسیر درست کدومه، بدون استثناء می‌دونستم، ولی انتخابشون نمی کردم. می‌دونید چرا؟ چون خیلی سخت بود! ولی چارلی هم به دو راهی رسیده، اون هم یه راه رو انتخاب کرده، راه درست رو هم انتخاب کرده، راهی که بر اساس اصولیه که یه شخصیت رو می‌سازن. بذارید به راهش ادامه بده! اعضای انجمن! آینده‌ی این پسر در دستان شماست! آینده‌ی ارزشمندیه! باور کنید! نابودش نکنید، ازش حفاظت کنید! در آغوش بگیریدش. یه روز می‌یاد که بهش افتخار می‌کنید، بهتون قول می‌دم!
    [سرهنگ می‌نشیند، چارلی با تحسین نگاهش می‌کند. دانش‌آموزان، همگی، برای سرهنگ کف می‌زنند.]




    من خودم عاشق این سکانس هستم بارها و بارها این سکانس رو تماشا کردم

    واقعا الپاچینو هنرمند تموم نشدنی سینما است

    این فیلم نقطه ی اوج بازیگری ال هستش این سکانس بیادموندنی ترین انها

    دیالوگ های این سکانس فوق العاده است هرچی بگیم کم گفتیم

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. 5 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    یکی از دیالوگ های زیبای سریال شرلوک هولمر :(خواندنی)

    هلمز: گل سرخ چه چیز زیبایی است. محصورکننده است… در مورد اعتقادات، استنتاج معتبر نیست، پس می‌شه گفت یه علم تمام و کماله. ولی به نظر من بزرگترین نمایش حُسن تقدیر الهی در گل‌ها متجلی شده و فقط خوبی‌ه که در زندگی ارزش داره و به این جهت، من معتقدم که باید فقط به گل‌ها دل بست!
    (ماجراهی شرلوک هلمز- اپیزود «قرارداد دریایی»)
    هلمز: [در حال کار با میکروسکوپ] خب! واتسن! پس تصمیم گرفتی در مؤسسات آفریقای جنوبی سرمایه‌گذاری نکنی!
    واتسن (ادوارد بروک): از کجا می‌دونی که نباید این کار رو بکنم؟!
    هلمز [همچنان توی چشمی میکروسکوپ نگاه می‌کند، لبخند رضایتمندی می‌زند، به‌سرعت روی صندلی به‌سمت واتسن می‌چرخد]: اول اعتراف کن، که غافلگیر شدی!
    واتسن: اعتراف می‌کنم!
    هلمز: مجبورم ازت اعترافنامه‌ی کتبی بگیرم!
    واتسن: چرا؟
    هلمز: چون دو دقیقه‌ی بعد خواهی گفت نخیر! خودم می‌دونستم! [دوباره پشت به واتسن می‌نشیند]
    واتسن [می‌خندد]: به‌هیچ‌وجه همچین‌کاری نمی‌کنم!
    هلمز: ببین واتسن عزیز! تدوین یک سری استنتاج‌ها که هر یک مرتبط با قبلی باشه، و استنتاج ساده‌ای هم باشه، کار چندان مشکلی نخواهد بود، اگر پس از انجام چنین کاری، شخص صرفاً استنتاجات اصلی رو نادیده بگیره و مخاطب خودش رو در برابر استنتاج اولی قرار بده، ممکنه در ذهن مخاطبش تأثیر تکان‌دهنده و غیرمنتظره‌ای بگذاره! [کنار شومینه ایستاده و سیگار می‌کشد] من می‌تونم از روی شکافی که بین انگشت سبابه و شستت وجود داره، بگم که تو تصمیم داری ثروت محدود خودت رو در معادن طلا سرمایه‌گذاری نکنی!
    واتسن [خیره به دستش]: این چه ربطی به موضوع داره هلمز؟
    هلمز: ظاهراً هیچی! ولی می‌تونم به‌سرعت به هم ربطشون بدم! این‌ها حلقه‌های مفقود یک زنجیر هستند. وقتی دیشب از باشگاه برگشتی بین انگشت سبابه و شستت علامت گچ بود. تو همیشه وقتی بیلیارد بازی می‌کنی انگشتتو گچی می‌کنی! و فقط با ترستون بیلیارد بازی می‌کنی، و چهار هفته قبل به من گفتی که ترستون در معادن آفریقای جنوبی منافعی داره، البته با اعتبار یک ماهه و می‌خواسته تو رو با خودش شریک بکنه. دسته‌چک تو توی کشوی میز منه، درش هم قفله و چون تو سراغش رو نگرفتی، پس خیال سرمایه‌گذاری نداری!!!
    (ماجراهای شرلوک هلمز- اپیزود «مردان رقصان»)

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  5. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پوسترهای فیلم شرلوک هولمز و بازی سایه ها (Sherlock Holmes A Game of Shadows)
    توسط Anti Trust در انجمن پوسترهای مجموعه فیلم ها
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 12-22-2011, 17:58
  2. معرفی فیلم Scent of a woman بوی خوش یک زن
    توسط ScarFace در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-04-2010, 19:58

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

(الپاچینو), :(خواندنی), «مردان, فقط, فوق, فیلم, فریاد, فرار, قبل, قبلی, قطع, من, مورد, موضوع, می‌کند, می‌زند, می‌شود, ماجراهای, مثل, مخاطب, مدیر, مراقب, مرتبط, مرد, مردی, مسیر, نقطه, نمایش, چندان, چه, چهار, چیز, نیست, نیستم, نگاه, چارلی, نشدنی, نشده, نظر, هفته, هلمز, هم, همیشه, هنرمند, هولمر, های, هر, هستم, هستند, وقتی, ویلیام, وجود, یه, یک, یکی, کنار, که, کیا, کار, کجا, کرده, کسی, کشتی, گفت, گل, پیر, پاچینو, پایه, پر, پس, پشت, آل, آخر, افتخار, العاده, انجمن, انجام, او, اول, این, اینجا, اگه, اگر, اپیزود, اخرین, ادامه, ارزش, از, است, اصلی, اعتراف, اعضای, بلند, به, بوی, باور, باید, بابا, بازی, بازیگری, باشید, باشگاه, بده!, بدون, برابر, بزرگترین, بعد, تقدیر, تمام, تماشا, تمدن, تولید, تازه, ترین, ثروت, جلوی, جای, جدا, حفاظت, حال, حالا, حرف, خواندنی, خودت, خوش, دل, دنیا, دهید, دوباره, دیالوگ, داره, داری, دارید, داشتم, در, درست, ذهن, روی, روح, روش, را, راه, زمانی, زن, زندگی, زیبای, زیبایی, سینما, سکانس, سال, ساخته, سازندگان, سخت, سری, سریال, شما, شجاعت, شخصیت, شدم, شده, شده،, شرل.ک, شرلوک, صندلی, طلا, علم, عاشق, عزیز

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •