سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون


    مدرسه موشها به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    نویسنده : احمد بهبهانی
    دکور : اصغر بهمن زاده
    ساخت عروسک : مرضیه برومند - رضا پرنیانزاده
    آهنگساز سرود : محمد رضا علی قلی
    کارگردان عروسکی : مرضیه برومند
    گویندگان و عروسک گردانها :
    کپل : حمید جبلی
    دم باریک : ایرج طهماسب
    دم دراز : راضیه برومند – مسعود کرامتی
    معلم : ناصر غفرانی فر – طاهره برومند
    سرمایی و موش موشک : آزاده پورمختار
    عینکی : مهدی میگانی – رضا پرنیانزاده
    گوش دراز : کامبیز صمیمی مفخم
    نارنجی و خواهر عینکی : سیمین ( فاطمه ) معتمد آریا
    خوش خواب : مجید شناور – راضیه برومند
    موشی : صوفیا محمودی
    موشهای دیگر : اعظم بوریاباف – فرانک عرب – هایده مهراد

    ک مثل کپل
    از مدرسه موشها، یکی از موفق‌ترین برنامه‌های عروسکی چیزی یادتان مانده؟




    «مدرسه موشها» اول بخشی از یک جنگ بود، یک جنگ 11- 10 قسمتی که سال 60 پخش می‌شد و قرار بود بچه‌ها را تشویق کند که بروند مدرسه. وحید نیک خواه بهرامی‌ که آن زمان مسوول گروه کودک شبکه 1 بود، طرح ساخت این بخش را به مرضیه برومند سفارش داد. البته آن موش‌ها با موش‌هایی که توی ذهن ماست خیلی فرق دارند، خیلی بی رنگ و رو بودند و غیر از کپل و عینکی بقیه شخصیت‌ها شکل نگرفته بودند.
    آن زمان سعید پور صمیمی‌، مسوول گروه نمایش تلویزیون بود و خیلی پایه بود تا کار خوبی از آب در بیاید. برای درآوردن شخصیت خیلی تمرین کردند. مرضیه برومند با کمک رضا پرنیان زاده که دوست صمیمی ‌جبلی و طهماسب بود شروع کردند به عروسک ساختن و رنگ آمیزی صورت‌هایشان. لباس‌هایشان را هم خود برومند دوخت: این طوری 11 قسمت اول مدرسه موش‌ها ضبط شد. خانم برادر مرضیه برومند – صوفیا محمودی – شعر «می‌رم مدرسه. جیبام پره فندق و پسته» را گفت و زنده یاد محمد رضا علیقلی رویش موسیقی گذاشت. کلانتر و طایفه برومند‌ها، انگار برای خودشان یک پا هنرمندند. آن قدر از این مجموعه استقبال شد که مردم کوچه و بازار شعرش را می‌خواندند. به خاطر همین سری دوم مدرسه موش‌ها ساخته شد و تا 105 قسمت روی آنتن رفت. تا سال 63 جمعه ظهر‌ها، موش‌ها مهمان ما بودند.
    خیلی‌ها با مدرسه موش‌ها پایشان به کار عروسکی باز شد، مثلا فاطمه معتمد آریا و آزاده پور مختار کارشان را با مدرسه موش‌ها شروع کردند. طهماسب و جبلی هم توی کار بودند. عروسک‌ها را همان کسانی می‌گرداندند که به جایشان حرف می‌زدند، یعنی اول صداها توی استودیو ضبط می‌شد و بعد یک کم دورش را تند می‌کردند تا صداها نازک بشود. به خاطر همین همه کمی‌ کند صحبت می‌کردند. بعد صداها پخش می‌شد و تصویر‌ها را می‌گرفتند.
    سال 63 درست در دوره اوج مدرسه موش‌ها، فیلم سینمایی «شهر موش‌ها» ساخته شد. کار سختی بود چون باید عروسک‌ها را می‌بردند توی فضای آزاد. قصه اش را همه یادمان است، یک گربه سیاه که موش‌ها به آن می‌گفتند «اسمشو نبر» (حتی وقتی اسمش را می‌آوردند هم می‌ترسیدند) حمله می‌کرد به شهر موش‌ها. به خاطر همین موش‌ها می‌روند به یک شهر دیگر. قرار می‌شود پدرها و مادر‌ها از راه سخت و کوتاه بروند تا شهر را آماده کنند و بچه‌ها هم با معلم و آشپز باشی راه طولانی‌تر را انتخاب می‌کنند. فیلم نامه را مرحوم احمد بهبهانی نوشت. بیشتر متن سریال مدرسه موش‌ها هم کار او بود. متن «خونه مادر بزرگه» را هم او با کمک مرضیه برومند نوشته، موسیقی فیلم را هم زنده یاد محمد رضا علیقلی ساخت. می‌بینید، ما حق داشتیم عاشق موش‌ها، مدرسه شان و شهرشان باشیم. شما این عوامل حرفه ای را نگاه کنید. آدم‌هایی که حالا اسم هرکدامشان کافی است تا به فیلمی ‌اعتبار بدهد چه برسد به این که همه با هم باشند.
    فیلم با بودجه یک میلیون و 200 هزار تومان ساخته شد. صف‌های طولانی جلوی سینماهای سال 64 برای یک فیلم کودک فقط یک بار دیگر تکرار شد، برای کلاه قرمزی و پسر خاله. اما مدرسه موش‌ها هنوز آبروی سینمای کودک به حساب می‌آید، آن قدر که برای آشتی کودکان با سینما، همین روز‌ها هم دوباره در سینما آزادی نمایش داده می‌شود.
    شخصیت‌ها
    کپل : معروف ترین عروسک مدرسه موش‌ها بود. شاید به خاطر همین است که مرضیه برومند فقط همین یک عروسک را نگه داشته و داده به موزه سینما. خیلی چاق و شکمو بود و همین خصوصیاتش همیشه کار دستش می‌داد. مثل آن سکانس در شهر موش‌ها که زنگ خطر را با زنگ ناهار اشتباه کرده بود.
    بچه موش‌ها فرار می‌کردند و کپل ذوق می‌کرد: «آخ جون، امروز 2 بار 2 بار ناهار می‌دن!» حمید جبلی به جای بامزه‌ترین موش مجموعه حرف می‌زد.
    نارنجی : «صبح به خیر بچه موش‌ها»
    - «صبح به خیر نارنجی»!
    - «ایش، حالم به هم می‌خوره از این بچه موش‌های بی تربیت»
    اگر همه سین‌ها و شین‌ها را چیزی بخوانید بین س و ش و چ، حتما نارنجی یادتان می‌آِید، دختر لوس و ننر و بچه پولدار مدرسه که همیشه لباس نارنجی تنش بود و همه مسخره اش می‌کردند. به جای نارنجی فاطمه معتمد آریا حرف می‌زد.
    سرمایی : موقعی که عروسک‌ها تازه داشتند ساخته می‌شدند، یک روز صوفیا محمودی – شاعر میرم مدرسه – می‌رود توی کارگاه و یک کلاه بر می‌دارد و می‌گذارد سر یکی از موش‌ها. بعد هم می‌گوید: «ببین چقدر قشنگ شده. انگار سردشه» این طوری سرمایی به وجود می‌آید. آزاده پور مختار صدای سرمایی و موش موشک را در می‌آورد. یادتان هست؟ موش موشک دلش می‌خواست برود مدرسه پیش برادر بزرگش، دم باریک.
    دم باریک : مرضیه برومند این موش را بیشتر از بقیه دوست دارد. چون خیلی بدبخت بیچاره بود و کپل اذیتش می‌کرد. شخصیت ظریفی داشت که ایرج طهماسب خوب توانسته بود درش بیاورد. برای خواهرش می‌خواند: «موش موشک من، می‌خوره غصه، که نمی‌تونه بره مدرسه»
    دم دراز : شاگرد شیطان کلاس بود. همه را اذیت می‌کرد. راه دستش هم نارنجی بود و کپل. توی گوش نارنجی صدای گربه در می‌آورد و او را می‌ترساند و رئیس تیم مسخره کردن کپل بود. راضیه برومند به جایش حرف می‌زد.
    عینکی : تنها بچه مثبت و مبصر کلاس بود. حرص همه را در می‌آورد. برپا و برجاهایش با صدای مهدی میگانی و رضا پرنیان زاده، توی ذهن همه مان مانده.

    گوش دراز : «دیو، دیو، دارم می‌شنوم...» گوش دراز با صدای کامبیز صمیمی‌ مفخم این طوری همه چیز را می‌شنید. وقتی آقا معلم نزدیک می‌شد می‌فهمید، چون می‌گفت: «صدای پای یک موش بزرگ را می‌شنوم»
    خوش خواب : تا همه بچه موش‌ها ساکت می‌شدند صدای خرو پف او شنیده می‌شد، یک بالش به گردنش چسبیده بود و چشم‌هایش از یک حدی باز تر نمی‌شد، تا از خواب می‌پرید می‌گفت: «من کی‌‌ام؟ این جا کجاست؟» و بچه موش‌ها غش می‌کردند از خنده.
    آقا معلم : «بنشینید بچه موش‌های عزیز!» معلم بچه موش‌ها اعصای آهنینی داشت و به بچه‌ها با حوصله زیاد چیز یاد می‌داد. به جای معلم ناصر غفرانی حرف می‌زد.
    موشیرو می‌شونه : این را دیگر عمرا یادتان بیاید «من موشیرو می‌شونه، هیچ جا ندارم خونه، یوکوساها جهانگرد، یعنی من هست جهانگرد» «موشیرو می‌شونه» اسم این موش ژاپنی کاراته کار بود.
    فیلم سینمایی شهر موشها
    یكی بود یكی نبود؛ یك شهری بود با یك جمعیت 200 تایی. این جمعیت با اینكه قالب كله‌هاشون با گچ ساخته شده بود، اما آن‌قدر مهربان و صمیمی و زبل بودند كه همه با هم توانستند، تنها غریبه‌ای را كه قصد داشت بین آنها تفرقه بیندازد، از شهرشان بیرون كنند. آن شهر جایی نبود، مگر همان شهر موش‌ها.
    200 موش بامزه‌ای كه توسط 20 هنرمند عروسك‌ساز، از جمله عادل بزدوده، ایرج تهماسب و مرحوم كامبیز صمیمی‌ مفخم جان گرفته بودند و آن شهر هم توسط علی طالبی، كارگردان سینمایی و مرضیه برومند، كارگردان عروسكی نظم پیدا كرده بود. اگر چه متأسفانه به گفته بزدوده در حال حاضر هیچ اثری از این شهر، كه در دهه 60 ساخته شده بود، نیست و سرنوشت هیچ‌كدام از این موش‌های عروسكی و دشمن آنها، گربه سیاه و پشمالو مشخص نیست. بزدوده از مرحله ساخت این فیلم سینمایی عروسكی خاطره های زیادی دارد كه یكی از آنها را این‌طور تعریف می‌كند: «در این فیلم سكانسی داشتیم كه كانالی را نشان می‌داد كه موش‌ها برای به دام‌ انداختن گربه كنده بودند و قرار بود موش‌ها به نحوی «خوشخواب» را، كه مثل همیشه خواب بود، از دست گربه نجات دهند.



    بنابر این داخل كلاه مواد منفجره می‌گذارند كه وقتی گربه خواست كلاه را بردارد منفجر شود. از آنجا كه صدابرداری سرصحنه نبود، قرار براین شد كه این مواد ساختگی بدون صدا و كاملاً بی‌خطر باشد، غافل از این كه مسئول افكت بی‌خبر از همه جا، برای این كه كار طبیعی‌تر باشد، مواد اصلی را در كلاه قرار داده بود.
    در آن سكانس قرار شد، من در نقش گربه، دستم را دراز كنم و كلاه را بردارم. چشم شما روز بد نبیند، همین كه دستم به كلاه خورد، ناگهان مواد با صدای مهیبی منفجر شد. همه عوامل وحشت‌زده از بالای كانال مرا صدا زدند. اما من كه از موج انفجار كاملاً شوكه شده بودم، تا 20 دقیقه نه می‌توانستم حرفی بزنم و نه حركت كنم.»
    خاطره ای دیگر : در نشستی تلویزیونی مجری از خانم مرضیه برومند پرسید: آیا شما خاطره ای از مدرسه موشها دارید؟ ایشان گفتند: بلی ! چون ما با عروسک ها زیاد کار می کردیم قاعدتاً آنان کثیف می شدند که من مجبور بودم آنان را برای شستشو به خانه ببرم. او ادامه داد : یک بار كه بعد از شستن کُپل می خواستم او را به بند آویزان کنم گوش کپل را گرفتم و به او گفتم: آخه کپل ، من به تو حسودیم می شه. چرا تو باید این قدر مشهور باشی ولی من که خالق و آفریدگار این اثر ، وکارگردان و بازیگردان تو می باشم ناشناس و گمنام بمانم !!!! . . . . . .







    ویرایش توسط ScarFace : 03-04-2018 در ساعت 21:31
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 4 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    Anti Trust آواتار ها
    وضعیت : Anti Trust آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : In Wonderland
    نوشته ها : 3,432
    سپاس ها : 8,365
    سپاس شده 7,934 در 2,131 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 952 تاپیک

    پاسخ : مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    دمت گرم.......خیلی حال دادای به من داداش....ایول....قشنگ منو بردی یاد گذشته ها......خداییش بردی منو به دوران 7 سالگیم اینا.....خیلی قشنگ بود....یادش بخیر.....
    من اخه واقعا خاطره دارم.....همین قدر بگم کیک تولد دوران بچگیم کپل بود......اشکم درومد....اخه یکی از دوستامم فوت کرده که تو تولدم بود....با بعضیاشونم دیگه ارتباط ندارم....کلا یه عالمه خاطره واسم زنده شد.....
    بزودی عکس خودمو تو اون دوران میزارم واستون که چه کیکی بود کیک کپل که با ارزش تر از هر کیک تو تمام دورانم بود....بهترین دورانم همون دوران بود.....چه صافو ساده بودیم....چقدر بی ریا میخندیدم....چقدر الکی خوش بودیم....مهم خوش بودنش بود...همین

  5. #3
    D.H
    D.H آواتار ها
    وضعیت : D.H آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2014
    محل سکونت : ناکجا اباد
    نوشته ها : 74
    سپاس ها : 3
    سپاس شده 45 در 31 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    خدایی این مدرسه ی موش ها یه حال دیگه داره ااز همه بیشتر دم باریک و کپلو دوست داشتم

  6. #4
    .:: خــــــدا ::.
    Saffar آواتار ها
    وضعیت : Saffar آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : خونمون
    نوشته ها : 666
    سپاس ها : 1,239
    سپاس شده 1,522 در 653 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 45 تاپیک

    پاسخ : مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    واقعا دست سازندگانش درد نکنه واقعا قشنگ بود و هستش من که عاشق این مدرسه جالب هستم.

  7. کاربر روبرو از پست مفید Saffar سپاس کرده است .


  8. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    ییهو نمیدونم پریدم وسط این تاپیک از کجا
    خلاصه پست اول یکم بروز رسانی شد و ....

    مدرسه موشها یکی از خاطره انگیزترین مدرسه هاست برای ما دهه 60ی ها ( تیکه بود برای ...... )
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  10. #6
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : مدرسه موشها :به یاد موفق‌ترین برنامه عروسکی تلویزیون

    حالا به نظرتون فیلمش موفق بود؟ نوستالژیک بود براتون؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •