سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفی فیلم Oliver Twist الیور توئیست

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط ScarFace

موضوع: معرفی فیلم Oliver Twist الیور توئیست

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 30
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,142
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    معرفی فیلم Oliver Twist الیور توئیست

    عنوان فارسی:الیور تویست

    کارگردان:Roman Polanski

    تاریخ عرضه:30 September 2005

    ژانر:درام

    بازیگران:

    Barney Clark
    در نقش
    Oliver Twist
    Jeremy Swift
    در نقش
    Mr. Bumble
    Ian McNeice
    در نقش
    Mr. Limbkins
    Richard Durden
    در نقش
    Unkind Board Member
    Timothy Bateson
    در نقش
    Parson / Man with a Punch
    Andy de la Tour
    در نقش
    Workhouse Master
    Filip Hess
    در نقش
    Workhouse Boy
    Andreas Papadopoulos
    در نقش
    Workhouse Boy
    Laurie Athey
    در نقش
    Workhouse Boy
    Joseph Tremain
    در نقش
    Hungry Boy

    فیلمنامه:Charles Dickens ، Ronald Harwood

    محصول کشور:انگلیس ، چک ، فرانسه ، ایتالیا


    اولیور تویست در زایشگاه یک محله فقیر نشین لندن به دنیا آمد . چند ساعت پس از تولد ، مادرش را از دست داد . چون هیچ نشانی از پدر و بستگانش نداشتند ، مجبور شدند او را به یک پرورشگاه بسپارند . خانم «مان» سرپرست پرورشگاه زن سنگدل و تند خویی بود . با کوچک ترین اشتباه ، بچه ها را به سختی تنبیه می کرد و در سیاهچال می انداخت . «اولیور» دوران کودکی اش را زیر دست این زن سنگدل سپری کرد . وقتی 9 سال شد ، او را به همراه چند کودک بی خانمان دیگر به یتیم خانه بزرگ شهر سپردند . مدیر یتیم خانه مرد تنومند و خشنی به نام آقای «بامبل» بود . بچه های نحیف و رنجور را به کارهای سخت و طاقت فرسا وا می داشت و در مقابل آن همه کار ، جیره غذایی کمی به آن ها می داد .

    بچه های نوانخانه همیشه گرسنه بودند . اگر کسی از گرسنگی شکایت می کرد ، شلاق وحشتناک آقای «بامبل» پوست تنش را سیاه و کبود می کرد . سه ماه از ورود «اولیور» به یتیم خانه گذشته بود که بچه ها تصمیم گرفتند جیره غذایی بیش تری از آقای «بامبل» درخواست کنند . اما هیچکس جرأت این کار را نداشت . « اولیور» که از شدت گرسنگی روز به روز نحیف تر می شد ، روزی که از شدت گرسنگی روز به روز نحیف تر می شد ، روزی از روزها دل به دریا زد و پس از سر کشیدن سوپ ، کاسه خالی را به طرف آشپز دراز کرد و گفت :
    من هنوز گرسنه ام ، خواهش می کنم باز هم کمی سوپ بدهید .
    آشپز که تا آن موقع هرگز با چنین صحنه ای رو به رو نشده بود ، با دهان باز و حیرت زده به « اولیور» خیره شد و فریاد زد :
    تو ... چی گفتی ؟
    بچه ها با چشم های گود نشسته و وحشت زده نگاه می کردند . آشپز دوان دوان رفت و آقای «بامبل» را خبر کرد .« اولیور» قانون نوانخانه را شکسته بود . آقای «بامبل» با چشم های دریده و شلاق در دست رسید . به بچه ها و « اولیور» نگاه کرد . کاسه خالی را با لگد به طرفی پرتاب کرد و با شلاق به جان « اولیور» افتاد . شلاق چرمی زوزه کشان بر پوست بدن « اولیور» فرود می آمد و با هر ضربه خط کبود و خونینی بر تن نحیف او می کشید . آقای «بامبل» با صورت گوشتالو و عرق کرده بالای سر « اولیور» ایستاده بود . اطمینان داشت که دیگر هیچ بچه ای فکر غذای بیشتر را به سرش راه نخواهد داد . « اولیور» با بدن خونبن و مجروح روی زمین خزید . کاسه خالی را برداشت و در حالی که به زحمت روی پاهایش ایستاده بود کاسه را به طرف آقای«بامبل» دراز کرد و گفت :
    من هنوز گرسنه ام ... باز هم سوپ می خواهم !
    این دیگر غیر قابل تحمل بود . آقای «بامبل» با خشم و ناباوری به این پسر بچه لجوج زل زد . خطر را خیلی نزدیک می دید . لجاجت « اولیور» می توانست روح شورش و اعتراض را در بچه های نوانخانه بیدار کند . پس باید هر چه زود تر شر این پسرک لجوج را از سر خود کم می کردند . آقای «بامبل»دستور داد « اولیور» را توی سیاهچال زندانی کردند . جیره غذای او نصف شد . همه می دانستند که با این غذای کم « اولیور» چند روز بیش تر زنده نخواهد ماند . پس هر یک از بچه ها تکه نانی از سهم روزانه خود را کنار گذاشته تا به « اولیور» برسانند . دو نفر از بچه های بزرگ تر ، نیمه شب خود را به سیاهچال رساندند . با گشودن دریچه روی سقف سیاهچال « اولیور» را بالا کشیدند . « اولیور» پس از خوردن چند لقمه نان ، جانی تازه گرفت و گفت قصد فرار دارد . آن دو دوست را در آغوش گرفت و از کمکشان تشکر کرد و بعد در سیاهی شب به طرف دیوار بلند نوانخانه خزید و با زحمت بسیار از آن بالا رفت و در اعماق تاریکی ناپدید شد ...
    « اولیور» فکر می کرد لندن آن قدر بزرگ است که آقای « بامبل » هرگز او را پیدا نخواهد کرد ...
    The Original به این پست علاقمند بوده است.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 7 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    Majid Leave آواتار ها
    وضعیت : Majid Leave آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2013
    سن: 28
    نوشته ها : 43
    سپاس ها : 120
    سپاس شده 132 در 37 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 179 تاپیک

    پاسخ : معرفی فیلم Oliver Twist الیور توئیست

    وقتی ریت 6.9 رو دیدم تعجب کردم چون انصافا خیلی فیلم خوبی بود . من البته کتاب الیور توئیست رو نخوندم و مطمئنا خواننده های کتاب عصبانی شدن چون شخصیت های زیادی حذف شده تو فیلم .

    ولی به عنوان یه بیننده خیلی لذت بردم و به جز بازیگر اصلی نقش اولیور هیچ ایرادی نمیتونم ازش بگیرم . هیچ عنصر فیلم تو ذوق نمیزد و همه چی از نکات فنی گرفته تا فیلمنامه و بازیگرا مکمل همدیگه بودن .

    البته بازی عالی بن کینگزلی با اون گریم سنگین شاید تنها موردی بود که از همه بازیگرا بیشتر به چشم میومد .

  5. 2 کاربر از پست مفید Majid Leave سپاس کرده اند .


  6. #3
    H Seven آواتار ها
    وضعیت : H Seven هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jan 2013
    محل سکونت : یزد
    نوشته ها : 125
    سپاس ها : 329
    سپاس شده 167 در 75 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 502 تاپیک

    پاسخ : معرفی فیلم Oliver Twist الیور توئیست

    اتفاقا من رمانشو خوندم ولی هنوز فرصت نکردم فیلمشو بگیرم.ان شاء الله امشب میبینمش...خیلی رمانشو دوس داشتم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •