سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16
نمایش شاخه ای7علاقمندی ها

موضوع: Cwa.26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)


    نام فیلم: یک مشت دلار
    نام: gaatx34h4hzdktv4y3zo.gif نمایش: 1389 اندازه: 138.4 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    تهيه كننده :آریگو کلمبو
    كارگردان : سرجیو لئونه
    نويسنده : مارک لوول
    موزيك متن : اِنیو موریکونه
    فيلم بردار : رابرت سینگیونی
    تدوين : کارلو سیمی
    کارگردان هنری: کارلو سیمی
    بازیگران
    کلینت ایستوود ( جو )
    ماریانه کوچ ( ماریسول )
    جان ماریا ولونته (رامون روجو)
    جانی ولس ( رامون )
    اطلاعات دیگر
    ژانـــــر : اکشن ، وسترن
    تاريخ نمايش : 18 ژانویه 1966 در آمریکا

    درجه نمایش: PG
    زمان فیلم: 100 دقیقه
    شرکت تولید کننده: کنستانتین
    محصول ایالات متحده
    بودجه ساخت: 200 هزار دلار
    فروش کل: 11 میلیون دلار
    IMDB Rate 8 از مجموع 56 هزار رای
    افتخارات و جوایز
    نامزد اسکار در سه بخش در سال 2000
    برنده 8 جایزه از جشنواره های مختلف
    نامزدی در 17 بخش در جشنواره های مختلف
    تحلیل و بررسی از سهیل
    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 01:54
    Faramarz, Caligula و 1CHAMPION به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 14 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  8hbx183lsegmcj02qsqq.gif
مشاهده: 2934
حجم:  179.6 کیلو بایت



    تاریخچه جنگ داخلی آمریکا :
    در زمانی که هنوز آمریکا تبدیل به این آمریکا نشده بود، دو قشر بزرگ، تشکیل دهنده اصلی این کشور بودند. در جنوب ایالت هایی با مردمانی تندخو و مکزیکی که از نسل سرخپوستان بودند و به ایالت های برده معروف بودند و در شمال و همچنین شرق، ایالت هایی با مردمانی که از نسل تاجران و استعمارگران بریتانیایی بودند و به یانکی ها شهرت داشتند. در زمانی که قانون برای این کشور هنوز معنا پیدا نکرده بود، ایالت های جنوبی برده داری می کردند و از برده های آفریقایی به رایگان بهره می بردند. اما ایالت های شمالی که اندکی پیشرفته تر بودند، در صدد قانون مند شدن بودند. آبراهام لینکلن رئیس جمهور ایالت های شمالی بود و جفرسون دیویس رئیس جمهور یازده ایالت جنوبی بود. این یازده ایالت علاقه ای به قانون ترک برده داری نداشتند به همین علت، میان این دو قشر، جنگ سختی در گرفت. ایالت های شمالی با یونیفرم های سرمه ای و ایالت های جنوبی با یونیفرم های خاکستری تجهیز شده بودند. در طی این جنگ خون زیادی ریخته شد اما سود اصلی را خلافکاران و گانگستر ها بردند. آن ها که به دور از جنگ در پی دزدی و تجارت غیر قانونی بودند، توانستند دوره ای را در تاریخ رقم بزنند که ما امروزه آنرا با نام وسترن میشناسیم. در سال 1864 ایالت های شمالی توانستند که پایتخت جنوبی ها، ریچموند را فتح کنند. جنرال لی که فرماندهی نیرو های نظامی جنوبی ها را بر عهده داشت، به علت نداشتن مهمات و سرباز به اندازه کافی، بالاخره در 9 آوریل 1865 تسلیم شد و جنگ به سود یانکی ها پایان یافت.
    مقدمه :
    در سال های 1964 ، 1965 و 1966 شاهد سه فیلم فوق العاده در ژانر وسترن با بازی کلینت ایست وود که شهرت خود را با بازی در سینمای وسترن به دست آورده است، بودیم. پس از موفقیت فیلم (یک مشت دلار 1964) ، فیلم (به خاطر چند دلار بیشتر 1965) ساخته شد و سپس چهارمین فیلم برتر تاریخ ، یعنی فیلم (خوب ، بد ، زشت 1966) ساخته شد که با گذشت 46 سال، هنوز هم نماد اصلی ژانر وسترن است. یک مشت دلار فیلمی است که لوکیشن زیادی ندارد و تمام اتفاقات فیلم، در یک شهر مرزی به وقوع می پیوندد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    الکل یا اسلحه مسئله این است!

    کلینت ایستوود با همان لباس های معروف و استیل خاص خودش، وارد شهری میشود. زورگویی دو گاوچران به یک مرد و فرزند خردسالش از همین ابتدا نشان دهنده این است که در این شهر خبری از عدالت نیست! خبری از کلانترها و مارشال های گردن کلفت نیست. اینجا اسلحه حرف اول و آخر را میزند. بیوه زن ها و مغازه های بسته و تعطیل شده اینجا، در نگاه اول نظر هر کسی را جلب میکند. از مهمان تازه وارد به شهر سن میگل، با گلوله استقبال میشود... تنها یک ناقوس زن کلیسا و یک تابوت ساز در این شهر کار می کنند که هر دو به کفن و دفن افراد مشغولند! کافه متروکه ای هم در شهر وجود دارد که مرز میان دو طرف شهر است. با وجود اینکه سن میگل شهر بسیار سوت و کور و مرده ای است، اما درآمد خیلی زیادی را کسب میکند. اما این پول فقط برای دو مرد حکم فرمای این شهر و افراد آنهاست. در غرب وحشی برای مدت بسیار زیادی مشروب و اسلحه بزرگترین تجارت خلافکاران بود. سن میگل به سبب اینکه در نزدیکی مرز واقع شده، از این تجارت به خوبی بهره می برد. در دوره ای که جنگ میان جنوب و شمال قاره آمریکا در جریان بود بسیاری از گانگسترها به قانون شکنی عادت کرده بودند و هر کسی که وارد تجارت اسلحه و مشروبات الکلی و حتی قمارخانه ها و خانه های فحشا میشد، سود بسیار زیادی کسب میکرد. برگردیم به داستان، خواهش سلوانیتو، صاحب کافه از جو برای رفتن از شهر گویای خطرناک بودن شهر است. سن میگل شهری مرزی است که در یک طرف آن سرخپوست ها و مکزیکی ها، و در طرف دیگر یانکی ها قرار دارند. بکستر در یک طرف شهر زندگی میکند که تاجر اسلحه است و جو یکبار با گلوله های افراد او آشنا شده، و در طرف دیگر برادران روخوس که مشروبات الکلی می فروشند. جنگ و رقابتی آشکار میان این دو سمت شهر وجود دارد اما هر دو خانواده به دلیل حفظ منافع، حاضر به درگیری نیستند و فقط این مردم بیچاره شهر هستند که ضرر می کنند. با ورود این غریبه به شهر، همه منتظر صدای ناقوس هستند تا جان دئوس آن را به صدا در بیاورد و پریپرو تابوت ساز وی را به گورستان ببرد. با بررسی شرایط حاکم بر شهر و با صحبت های وسوسه برانگیز صاحب کافه، جو برای نشان دادن ارزش های خودش چهار نفر از افراد بکستر را در یک چشم بر هم زدن نقش بر زمین میکند. راستش این صحنه کمی اغراق آمیز است اما به خاطر بهتر جلوه دادن قهرمان داستان، باید شاهد این سکانس باشیم.
    گرایش جو به الکل است. او با این کار به خانواده روخوس ها که مشروبات الکلی می فروشند می پیوندد و در قدم اول، او به حرف خود رسیده است که در این شهر پول خوبی میتوان به دست آورد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    دلیجان آتش!

    جو با ورود به خانواده روخوس، اولین دستمزد خود را دریافت میکند. با مهارت او در تیراندازی، هر دو خانواده به دنبال استخدام او هستند. در این شهر که قدرت هر دو طرف مساوی است، حضور در هر طرف، برگ برنده ای است. پس از اشاره به اسم رامون از طرف صاحب کافه، این بار این اسم از زبان میگل روخوس شنیده میشود که بالاخره این بار جو پی میبرد که قدرتمندترین فرد در این شهر رامون است که علیرغم اینکه جو میگوید که مشتاق است که او را ببیند ولی اینطور به نظر میرسد که او احساس خطر میکند و متوجه میشود که حضور رامون میتواند برای او خطرساز باشد . نکته جالب در مورد رامون این است که او عاشق زنی به نام ماریسول است که جو تا به حال دو بار با وی برخورد داشته است.
    نیروهای نظامی مکزیکی وارد سن میگل میشوند. آن ها همراه با خود دلیجانی را حمل میکنند که به شدت از آن محافظت می شود. جو آنقدر تجربه دارد که متوجه شود چیز باارزشی در آن دلیجان است و نکته تعجب برانگیز هم این است که آنها به طرف مرز می روند. مرز میان آن ها و یانکی ها! با خارج شدن نیرو های مکزیکی از شهر، جو و تنها دوستش که سیلوانیتو صاحب بار است به دنبال آن ها راهی میشوند. سرانجام به محل مبادله میرسند. ریو براوو! یانکی ها و نیرو های مکزیکی با هم روبرو میشوند. حدس جو درست بود، دلیجان مکزیکی حامل طلا است. طلایی که در قبال اسلحه به یانکی ها داده میشود. اما دلیجان یانکی ها حامل محموله ای متفاوت است. این سکانس فیلم یکی از کلیشه ای ترین ترفند های دوران غرب وحشی را به نمایش می گذارد ولی به هر حال این سکانس خونبار لذت بخش است. در یک چشم بر هم زدن، مردی از دلیجان یانکی ها همه مکزیکی ها را به گلوله می بندد. تمام نیروهای نظامی مکزیکی حاضر در این مبادله کشته میشوند و مردی فرمانده یانکی ها است که جو نام وی را زیاد شنیده است. رامون! رامون و دار دسته اش، یانکی ها را کشته و لباس آنها را به تن کرده اند و وارد مبادله شده اند. بالاخره برادر سوم خانواده روخوس هم ظاهر میشود. در نگاه اول، باید متوجه شد که او بسیار باهوش و خطرناک است. میگل روخوس که با دیدن هفت تیرکشی جو، او را استخدام کرد. برادر دیگر، استبان برای اینکه یک یانکی به عضویت خانواده درامده و حتی پیش پرداخت هم گرفته ناراضی است. اما نظر اصلی را رامون میدهد. او قصد صلح کردن با بکستر را دارد و به همین علت جو تصمیم میگرد که از خانواده روخوس ها جدا شود. از همینجا می توان پی برد که هر دو طرف در این گفتگو به نتیجه هایی می رسند. رامون متوجه میشود که جو بسیار باهوش است و جو هم متوجه میشود که رامون نقشه ای زیر سر دارد. رامون به دلیل کشتن هر دو طرف نظامی، حالا باید احتیاط کند. او صحنه کشت و کشتار را طوری ساخته است که هم دولت مکزیک و هم دولت آمریکا گمان کنند که این درگیری میان خود نیرو های نظامی پیش آمده است. در بحبوحه جنگ و کمبود مهمات، مکزیکی ها مخفیانه با دولت آمریکا به توافقاتی رسیده اند که در قبال طلا به آنها اسلحه تحویل دهند. پس میتوان گفت که جنگ میان این دو طرف به خاطر عقیده متفاوت نبود. بلکه برای پول بوده است. به طوری که میبینیم یانکی ها با دشمن خود وارد معامله میشوند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    سربازان جان سخت!

    دوباره شرایط مانند قبل میشود. روخوس ها در یک طرف شهر، بکستر ها در طرف دیگر، و جو در وسط آنها! اما مثل اینکه او دست بردار نیست و قصد ندارد دست خالی از این شهر بیرون رود. جو بسیار باهوش است که توانسته است با این کله شقی خود در این دوران در غرب وحشی زنده بماند. او برای پول دراورن به این شهر آمده که با دیدن شرایط، تفرقه را بهترین راه حل میداند. از طرف دیگر خانواده بکستر بنا به دعوت رامون به خانه آنها میروند. حالا در داستان با شخصیت جدیدی روبه رو میشویم که همسر بکستر است. گویی تجربه او از خود بکستر هم بیشتر است. با وجود تمام تضمین امنیتی که روخوس ها کرده اند اما او باز هم نگران است و آخرین توصیه ها را به افرادش میکند. روخوس ها با زیرکی پیشنهاد صلح را به بکستر میدهند اما همانطور که اشاره شد، او بر خلاف عقیده بکستر، این مهربانی روخوس ها را عجیب می داند. جو که از خانواده روخوس ها سودی نبرده، ماجرای اتفاقات در کنار رودخانه ریو براوو را با اندکی تغییر برای آن ها شرح میدهد! او جسد دو سرباز را به قبرستان سن میگل برده و طوری آنها را جاسازی کرده است که گمان رود این دو سرباز توانسته اند از مهلکه بگریزند. حالا دوباره موقعیت خوبی برای پولدار شدن است. جو به خاطر فاش کردن اسرار روخوس ها پانصد دلار از بکستر گرفت و بار دیگر به خاطر باخبر کردن روخوس ها از اینکه بکستر قصد دستگیر کردن آن دو سرباز را دارد، پانصد دلار دیگر هم پول دریافت کرد. با این کلک، متوجه میشویم که حتی خلافکاران پر قدرتی مانند روخوس ها و بکستر، هوش زیادی ندارند. آنها فقط اسلحه را میشناسند و میبینیم که هر دو با هم، از پس جو، مهمان ناخوانده شهر بر نمی آیند. پس از زد و خورد بسیار میان افراد بکستر و افراد خانوده روخوس، بار دیگراین دو سرباز کشته میشوند! در حالی که در قبرستان درگیری شکل گرفته است، جو مخفیانه وارد خانه روخوس ها شده تا طلاهایی که از سربازان مکزیکی دزدیده شده است را بردارد. او به خوبی میداند که رامون تمام صحنه سازی های درگیری ریو براوو را برای به دست آورن این طلا انجام داده است. روخوس ها علاوه بر کشتن دو سرباز از قبل مرده و ناکام گذاشتن بکستر، پسر او آنتونیو را هم گروگان میگیرند. اما جو، به جای طلاها معشوقه رامون را میدزدد و او را نزد بکستر می برد. رامون که از گروگان گرفتن پسر بکستر بسیار خوشحال است و خیال نابود کردن قدرت بکستر را دارد، از دزدیده شدن معشوقه اش مطلع میشود. جو پاداش آوردن ماریسول را میگیرد و رامون هم حاضر میشود تا صبح فردا، هر دو طرف گروگانهایشان را معاوضه کنند. و باز هم یک مشت دلار بیشتر از آن جو میشود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    کار بدون دستمزد!

    معاوضه انجام میگیرد...
    اما عیسی، فرزند ماریسول همه هماهنگی های هر دو طرف را به هم میزند. رامون به واسطه قدرت خویش، ماریسول را از همسر و فرزندش به بهانه بدهکاری همسر او جدا کرده است. یکی از علت های ناکامی و دوام نیاوردن این زورگویان، همین بی عدالتی فاحشی بود که انجام میدادند. آن ها بدون داشتن سیاست و فقط فقط بر پایه قدرت به مردم زور می گفتند و همین باعث شد که مردم با روی باز از قانون استقبال کنند و به دوران وحشی غرب پایان دهند. رامون که بسیار عصبانی شده است، دستور میدهد تا همسر او را بکشند. کافه چی بی طرف ما بالاخره عصبانی میشود و به طرف افراد رامون اسلحه میکشد. به خاطر اینکه او به جو تا اینجا کمک کرده است، تنها نیست. افراد رامون به خاطر اینکه قبلا هنر تیراندازی جو را دیده اند، بیخیال کشتن همسر ماریسول و کافه چی میشوند اما جو هنوز به دنبال پول است. با شنیدن اینکه رامون چه بلایی سر ماریسول و خانواده اش آورده، دوباره نقشه ای را پایه ریزی میکند. اما این بار دستمزدی دریافت نمیکند. دوباره برای کار به پیش روخوس ها میرود و آنها هم با خوشحالی از او استقبال میکنند. جو و رامون هر دو بر سر اسلحه برتر گفتگو میکنند. رامون معتقد است که اسلحه وینچستر (رایفل) بهتر از اسلحه های کمری (45 میلی متری) است...
    این بار دیگر جو به دنبال پول نیست. او مخفیانه به خانه ای که ماریسول در آن نگهداری میشود، میرود. بعد از کشتن پنج نفر از افراد روخوس، ماریسول را آزاد کرده و او و خانواده اش را فراری میدهد. با خیال راحت به خانه روخوس ها برمیگردد اما رامون منتظر اوست! در اینجا قهرمان داستان، به فکر چند دلار بیشتر نیست. او این بار برای شرافت وارد ماجرا میشود که حتی باعث میشود که به قیمت جانش تمام شود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    آخرین گلوله

    رامون و افرادش که برای کمک گرفتن از بقیه برای تعمیر واگن برگشته اند، از نبود جو مطلع میشوند. جو خانه ای که افراد روخوس را در آن کشته است را طوری بازسازی میکند که انگار افراد بکستر به آن حمله کرده اند. اما نقشه او فاش میشود. به دستور رامون او را تا حد مرگ کتک میزنند. رامون خودش میداند که نمیتواند نشانی ماریسول و خانواده اش را از جو بگیرد ولی کار دیگری هم از او بر نمی آید. جو با بدن نیمه جان باز هم از عقلش استفاده کرده و از خانه روخوس ها می گریزد. افراد رامون تمام سن میگل را برای پیدا کردن او زیر و رو میکنند و سلوانیتو بیچاره را همانند جو کتک میزنند. درفیلم ما لوکیشن زیادی از شهر نمی بینیم و به همین علت از مردم، فقط چند نفر از آنها را میشناسیم و این موضوع، حس مجازی بودن داستان را به بیننده منتقل میکند. جو که در یکی از تابوت های پرپیرو پنهان شده است، متوجه میشود که رامون به این نتیجه رسیده است که او پیش بکستر ها پناه برده است. رامون رویای چند ساله خود را بالاخره به حقیقت پیوند میزند. با حمله به خانه بکستر، او و تمام افراد خانواده اش را میکشد اما باز هم اثری از یانکی باهوش نمیابد. جو با کمک سلوانیتوی کافه چی و پرپیروی تابوت ساز میتواند در خارج از شهر برای مدتی استراحت کند. رامون بعد اینکه تیرش به سنگ میخورد و نمیتواند جو را دستگیر کند و ماریسول را برگرداند، تنها حامی و دوست جو را تنبیه میکند. اما سلوانیتو حاضر نیست تا اطلاعاتی از جو به رامون فاش کند. رامون حالا دیگر حاکم مطلق شهر شده است و تجارت کل شهر زیر دستان اوست ولی حس انتقام، او را آزار میدهد. جو از قطعات فولاد و آهن یک جلیقه ضدگلوله درست میکند. آن را میپوشد و وارد شهر میشود... این ایده در زمان خودش خیلی جالب به نظر می رسد. در ادامه شاهد خواهیم بود که حتی کارگردانان فیلم های وسترن هم آرزوی فناناپذیر بودن قهرمان داستانشان را داشتند.
    رامون با دیدن او با اسلحه وینچسترش شروع به تیر اندازی به او میکند. اما پس از شلیک هر گلوله، جو دوباره بر میخیزد و به راه خودش ادامه میدهد. بعد از تمام شدن فشنگ های رامون، جو افراد او را میکشد و سلوانیتو را از بالای طناب دار، پایین میاورد. اما برای اثبات حرفش یک بار دیگر به رامون مهلت میدهد. هر دو اسلحه های خود را به زمین میاندازند و فقط یک فشنگ در دست دارند. هر کس که زودتر بتواند اسلحه خود را خشاب گذاری کند، برنده این دوئل است. با اینکه کارگردان سعی دارد تا این سکانس را مهیج جلوه دهد اما معلوم است که جو بعد از این همه اتفاقاتی که برایش پیش آمده و هنوز هم زنده است، برنده این دوئل نیز خواهد بود. با اینکه هر دو در تیراندازی مهارت زیادی دارند اما مشخص است که اسلحه کمری بسیار سریع تر از وینچستر، خشاب گذاری میشود. جو طلا ها را نزد سلوانیتو میگذارد تا دولت مکزیک برای برگرداندن آنها بیاید. عجیب است که جو بعد از تمام نیرنگ ها یی که برای در آوردن پول انجام میدهد بیخیال این طلاها میشود. شاید علتش این است که او حدس میزند که دولت مکزیک برای برگرداندن این طلاها همه جا را زیر و رو خواهد کرد و برداشتن طلاها، ریسک به خطر افتادن جانش را در پی دارد اما این بار چون نیرو های نظامی مکزیک یک طرف، و نیروهای نظامی یانکی ها طرف دیگر است، صلاح میبیند که نباید وسط این دو قرار گرفت!

    با تشکر از مهناز عزیز بابت ویراستاری و سعید عزیز بابت گرافیک

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bt9r1muj2yma1nng2f1d.png
مشاهده: 1878
حجم:  35.5 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط ADoLF : 02-13-2011 در ساعت 14:41
    ScarFace, Amélie, FFKIA و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  5. 12 کاربر از پست مفید ADoLF سپاس کرده اند .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    شاید بد نگفته باشم یکی از بیادماندنی ترین وسترن های تاریخ به خاطر یک مشت دلار هستش بد نگفته باشم
    همیشه از طرز لباس پوشیدن کلینت تو این فیلم ها خوشم میومده و همیشه اون سیگارهایی که تو دهنش این ور اون ور میشد رو دوست داشتم
    همیشه به خودم میگفتم یک نفر چطوری میتونه این همه سریع باشه که در عرض چند ثانیه 4.5 نفر رو بکشه حتی اون 4 نفر فقط بتونن تازه اسلحه رو بکشن
    چیزی که تو این فیلم جالبه مهارت بی نظیر کلینت بر اسلحه هستش!!!
    جمله اصلی فیلم : رامون و گروهش یک طرف راخوس و گروهش یک طرف و جو درست وسط انها و برای نابودی آنها تلاش کند و نیز این وسط بتوند پولی نیز کسب کند و به عیش و نوش خود بپردازد
    جمله ای که در اخره فیلم هم دوباره تکرار شد: ارتش امریکا یک طرف ارتش مکزیک یک طرف و جو وسط اما این دیگه برا جو خطرناکه !!!!
    صحنه ی اخره فیلم خیلی جالبه شلیک های رامون به قلب جو همه انگاری به خطا میرود و یا جو روین تن است
    همه با ترس به جو مینگرند و جو همچنان به راه خود ادامه میدهد و گلوله هیچ اثری بر جو ندارد اخرین شلیک رامون نیز بر جو اثر ندارد و جو همه را تارومار میکند
    ---------------
    مرسی تحلیل قسنگی بود سهیل جان ورود دوباره ات رو هم به تحلیل و بررسی خوش امد میگم عزیز . منتظر تحلیل قسمت 2 این فیلم به عبارتی به خاطر دلار بیشتر هم هستیم و حتی خوب بد زشت
    فیلم های زیبایی هستند این 3تا من یکی که خیلی دوستشون دارم
    الکل یا اسلحه مسئله این است! واقعا کدومشون؟؟ الکل یا اسلحه و حتی سیگار ؟؟؟؟ سه رکن اصلی وسترن
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  7. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  8. #4
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    با تمام زیبایی و جذابیتی که سینمای وسترن داره خیلی غلو میکنه و بعضی جاها واقعا غیر قابل باوره...
    البته من این فلیم رو خیلی دوست داشتم ولی بعضی مواقع خیلی شور میشه...
    ضمن اینکه از سهیل عزیز هم تشکر میکنم برای تحلیلش
    ویرایش توسط RASHNO : 02-12-2011 در ساعت 23:31


    دوباره خواهيم روييد...




  9. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  10. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    با تمام زیبایی و جذابیتی که سینمای وسترن داره خیلی غلو میکنه و بعضی جاها واقعا غیر قابل باوره...
    البته من این فلیم رو خیلی دوست داشتم ولی بعضی مواقع خیلی شور میشه...
    ضمن اینکه از سهیل عزیز هم تشکر میکنم برای تحلیلش
    سهیل جان ممنون از تحلیلت
    مهناز جان باهاتون موافقم. این دقیقا همون نکته ای بود که کلینت ایستوود در زمان ساخت نابخشوده سعی کرد کلا رفعش کنه.
    برخی مواقع در فیلمهای وسترن واقعا شورش در می آمد. من دقیقا در فیلمهای زیادی این رو حس کردم.
    یکی از دلایلی هم که سراغ فیلمی مثل نابخشوده و یا این گروه خشن رفتم دلیلش این بود که این مسائل رو نداشت.
    البته به هیچ عنوان منکر زیبائی های این سه فیلم نیستم. (خوب بد زشت, به خاطر یک مشت دلار, به خاطر چند دلار بیشتر) حتی خیلی مواقع دوباره و چند باره اونها رو نگاه میکنم.
    البته این فیلمها سوژه خیلی فیلمهای بعدی هم شدند ... یکیش هم آخرین مرد مقاوم بود با بازیگری بروس ویلیس

    بازم ممنون سهیل جان
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  11. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  12. #6
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    با تشکر از سهیل عزیز بخاطر تحلیل خوب، مختصر و مفید

    این فیلم نه تنها تمام عناصر کلیشه ای تجاری جهت فروش رو رعایت کرده بود بلکه با اون سکانس آخر و روئین تن کردن قهرمان فیلم پارو از حد متعارف این نوع فیلمها فراتر گذاشته بود تا به جای قهرمان یک ابرقهرمان معرفی کنه...

    نکته دیگری که در فیلم کاملاً مشهود هست و شاید تنها نکته مفید فیلم هم همین باشه اشاره به افرادی مثل جو هست که به اصطلاح از آب گل آلود ماهی می گرفتند. در بین جنگهای داخلی آمریکا و جنگهایی از این دست مثل همین جنگ ایران و عراق افراد سودجو که فقط به فکر خودشون بودند و از این فرصت ها برای خودشون ثروتی به هم زدند کم نبودند. البته جو در اواخر فیلم به اصطلاح منقلب میشه و دست از کارهاش به خاطر پول برمیداره و به مانند یک قهرمان شهر رو از وجود اشرار نجات میده که بسیار غلو شده و مجازی هست.

    ولی با تمام این اوصاف فیلم جذاب و دیدنی هست و بازی خوب همیشگی ایستوود در این نقش ها به یاد ماندنی هست.... البته باید اشاره ای هم بکنم به دوبله های خوب این فیلمها که انصافاً جذابیت فیلمهای قدیمی رو دوچندان میکرد...



  13. کاربر روبرو از پست مفید SHAHIN سپاس کرده است .


  14. #7
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    سروش جان
    شاید بد نگفته باشم یکی از بیادماندنی ترین وسترن های تاریخ به خاطر یک مشت دلار هستش بد نگفته باشم
    همیشه از طرز لباس پوشیدن کلینت تو این فیلم ها خوشم میومده و همیشه اون سیگارهایی که تو دهنش این ور اون ور میشد رو دوست داشتم
    همیشه به خودم میگفتم یک نفر چطوری میتونه این همه سریع باشه که در عرض چند ثانیه 4.5 نفر رو بکشه حتی اون 4 نفر فقط بتونن تازه اسلحه رو بکشن
    چیزی که تو این فیلم جالبه مهارت بی نظیر کلینت بر اسلحه هستش!!!
    جمله اصلی فیلم : رامون و گروهش یک طرف راخوس و گروهش یک طرف و جو درست وسط انها و برای نابودی آنها تلاش کند و نیز این وسط بتوند پولی نیز کسب کند و به عیش و نوش خود بپردازد
    جمله ای که در اخره فیلم هم دوباره تکرار شد: ارتش امریکا یک طرف ارتش مکزیک یک طرف و جو وسط اما این دیگه برا جو خطرناکه !!!!
    صحنه ی اخره فیلم خیلی جالبه شلیک های رامون به قلب جو همه انگاری به خطا میرود و یا جو روین تن است
    همه با ترس به جو مینگرند و جو همچنان به راه خود ادامه میدهد و گلوله هیچ اثری بر جو ندارد اخرین شلیک رامون نیز بر جو اثر ندارد و جو همه را تارومار میکند
    ---------------
    مرسی تحلیل قسنگی بود سهیل جان ورود دوباره ات رو هم به تحلیل و بررسی خوش امد میگم عزیز . منتظر تحلیل قسمت 2 این فیلم به عبارتی به خاطر دلار بیشتر هم هستیم و حتی خوب بد زشت
    فیلم های زیبایی هستند این 3تا من یکی که خیلی دوستشون دارم
    الکل یا اسلحه مسئله این است! واقعا کدومشون؟؟ الکل یا اسلحه و حتی سیگار ؟؟؟؟ سه رکن اصلی وسترن
    جالب اینجاست که اون سیگار با این همه ورجه ووجه از دهنش نمیوفته !
    این فیلم یکی از قهرمانانه ترین نقش های کلینت ایسنوود در سینمای وسترن هست ..
    جالب اینجاست که واقعا لوکیشن های فیلم فقط به چند مکان خلاصه میشه .
    بر خلاف فیلم که نشان دهنده ی این است که الکل طرف سنگین ترازوست ولی به نظر من اسلحه از اهمیت بیشتری برخوردار هست .
    مرسی سروش جان
    انشاا...


    مهناز خانم
    با تمام زیبایی و جذابیتی که سینمای وسترن داره خیلی غلو میکنه و بعضی جاها واقعا غیر قابل باوره...
    البته من این فلیم رو خیلی دوست داشتم ولی بعضی مواقع خیلی شور میشه...
    ضمن اینکه از سهیل عزیز هم تشکر میکنم برای تحلیلش
    خیلی خوشحالم که اکثر دوستان همدر این رابطه با من هم نظر هستند که سینمای وسترن واقعا در بعضی جاها تخیلی میشه .. اما خوب بسته به شرایط ، قهرمانان پروری هدف اصلی اینگونه فیلم ها بوده .
    این فیلم با در نظظر نگرفتن سکانس های درگیریش ، داستان جالبی رو داره
    شهر های مرزی که به واسطه الکل و اسلحه به قدرت مندانی تبدیل شده اند که حتی به منابع دولت هم دست درازی می کنند !
    مرسی مهناز خانم .. بابت ویراستاری هم به شما زحمت دادیم .


    فرخ عزیز
    سهیل جان ممنون از تحلیلت
    مهناز جان باهاتون موافقم. این دقیقا همون نکته ای بود که کلینت ایستوود در زمان ساخت نابخشوده سعی کرد کلا رفعش کنه.
    برخی مواقع در فیلمهای وسترن واقعا شورش در می آمد. من دقیقا در فیلمهای زیادی این رو حس کردم.
    یکی از دلایلی هم که سراغ فیلمی مثل نابخشوده و یا این گروه خشن رفتم دلیلش این بود که این مسائل رو نداشت.
    البته به هیچ عنوان منکر زیبائی های این سه فیلم نیستم. (خوب بد زشت, به خاطر یک مشت دلار, به خاطر چند دلار بیشتر) حتی خیلی مواقع دوباره و چند باره اونها رو نگاه میکنم.
    البته این فیلمها سوژه خیلی فیلمهای بعدی هم شدند ... یکیش هم آخرین مرد مقاوم بود با بازیگری بروس ویلیس

    بازم ممنون سهیل جان
    مرسی فرخ جان .. از ابتدا توی تحلیل این فیلم بهم کمک کردی
    یکی از دلایلی زیبایی فیلم نابخشوده و مسلما تحلیل شما همین نکته عدم وجود تخیل در فیلم بود .
    شاید از دیدن فیلم های پر حادثه و هیجان انگیز بیننده به وجد بیاد ولی مطمئنا این لذتی که در فیلم های نظیر نابخشوده هست رو نداره .. این فیلم هم خوشبختانه فقط 2 سکانس تخیلی داره و از این مورد کمی در حالت تعادل قرار داره . با توجه به اینکه این 3 فیلم پشت سر هم و یکی پس از دیگری ساخته شده اند ، علت شباهت این 3 فیلم به یکدیگر مشخص هست .


    شاهین جان
    با تشکر از سهیل عزیز بخاطر تحلیل خوب، مختصر و مفید

    این فیلم نه تنها تمام عناصر کلیشه ای تجاری جهت فروش رو رعایت کرده بود بلکه با اون سکانس آخر و روئین تن کردن قهرمان فیلم پارو از حد متعارف این نوع فیلمها فراتر گذاشته بود تا به جای قهرمان یک ابرقهرمان معرفی کنه...

    نکته دیگری که در فیلم کاملاً مشهود هست و شاید تنها نکته مفید فیلم هم همین باشه اشاره به افرادی مثل جو هست که به اصطلاح از آب گل آلود ماهی می گرفتند. در بین جنگهای داخلی آمریکا و جنگهایی از این دست مثل همین جنگ ایران و عراق افراد سودجو که فقط به فکر خودشون بودند و از این فرصت ها برای خودشون ثروتی به هم زدند کم نبودند. البته جو در اواخر فیلم به اصطلاح منقلب میشه و دست از کارهاش به خاطر پول برمیداره و به مانند یک قهرمان شهر رو از وجود اشرار نجات میده که بسیار غلو شده و مجازی هست.

    ولی با تمام این اوصاف فیلم جذاب و دیدنی هست و بازی خوب همیشگی ایستوود در این نقش ها به یاد ماندنی هست.... البته باید اشاره ای هم بکنم به دوبله های خوب این فیلمها که انصافاً جذابیت فیلمهای قدیمی رو دوچندان میکرد...
    ایده ساخت جلیقه ضد گلوله در آن زمان هم بلاخره جذابیت های خاص خودش رو به همراه داشته ..
    ولی خوب باید قبول کرد که این فیلم تا حدی در مرز میان واقعیت و تخیل قرار داره .
    در تاریخچه اول تحلیل هم به این موضوع اشاره کردم که این گانگستر ها بودند که سود بسیار زیادی از جنگ بردند. این موضوع عوض شدن جو هم در داستان رو با عنوان "کار بدون دستمزد!" بهش پرداختم که از تیتر مطلب هم گویای موضوع هست .
    همانطور که میبینیم همه کلینت ایستوود رو نماد وسترن مینامند ولی نمیدونم چرا او به این عنوان نرسید !
    مرسی شاهین جان

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  15. کاربر روبرو از پست مفید ADoLF سپاس کرده است .


  16. #8
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    اصولا کلینت ایستوود زاده شده برای وسترن فیلم های وسترن او واقعا دیدنی هستند
    از 3گانه دلار (همین فیلم. دلار بیشتر و خوب بد زشت). جو کید نیز یکی دیگر از شاهکارهای کلین هستش بازی های کلینت ایستتود در این فیلم ها رو میشه زنده کردن دوباره وسترن تو اون زمون دانست
    جلیقه و اون اهنری که به خودش در این فیلم بسته بود طوری ایده جدیدی واقعا بود در دوران فیلم سازی رویین تن کردن فردی مثل جو در این فیلم همه رو شگفت زده میکرد!!!
    اولین کار جو به قتل رساندن کسانی بود که به او برخورد بد داشتند واقعا چه زیبا انها رو تک تک به قتل رسوند!!!!
    امیدوارم بچه ها تواین تاپیک شرکت کنند چون میخوام بحث جالبی بشه
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  17. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  18. #9
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    فرصت شد تا منم بتونم تو اين تحليل شركت كنم
    ممنون سهيل از تحليل زيبات ...
    بعد از تحليل نابخشوده كه زحمتش رو فرخ جان كشيدند ، اين بار دوباره به لطف تحليلت رفتيم سراغ ايستوود ! به قول سروش واقعا اين شخصيت متناسب ايفاي نقش در فيلم هاي وسترنه !
    همون طور كه خودت هم اشاره كردي‌، نوع رفتار ، سيگار كشيدن ، نوع نگاه ، حتي به نظر من نوع به دست گرفتن اسلحه هم واسه اين بازيگر خاصه !

    زورگویی دو گاوچران به یک مرد و فرزند خردسالش از همین ابتدا نشان دهنده این است که در این شهر خبری از عدالت نیست! خبری از کلانترها و مارشال های گردن کلفت نیست. اینجا اسلحه حرف اول و آخر را میزند.
    نمي دونم چرا تو خيلي از فيلم هاي وسترن اين نكته به چشم مي خوره ... بي عدالتي و اصولا بهتره بگيم عدم وجود قانون ! به نظر من حتي با وجود كلانتر ها و به قول خودت مارشال هاي گردن كلفت ، اين عدالت نبود كه اجرا مي شد

    سهيل بايد بگم در توصيف شهر و موقعيت و فضاي اطراف خيلي خوب نوشتي .... از حال و هواي صحنه و .... خيلي خوبه كه اين نكات رو طوري بيان كنيم كه خواننده با مطالعه بتونم ترسيم كنه اون موقعيت رو
    ممنون ، باز هم ميام

  19. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  20. #10
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 26- تحليل و بررسي فيلـــــــم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)

    سروش جان
    اصولا کلینت ایستوود زاده شده برای وسترن فیلم های وسترن او واقعا دیدنی هستند
    از 3گانه دلار (همین فیلم. دلار بیشتر و خوب بد زشت). جو کید نیز یکی دیگر از شاهکارهای کلین هستش بازی های کلینت ایستتود در این فیلم ها رو میشه زنده کردن دوباره وسترن تو اون زمون دانست
    جلیقه و اون اهنری که به خودش در این فیلم بسته بود طوری ایده جدیدی واقعا بود در دوران فیلم سازی رویین تن کردن فردی مثل جو در این فیلم همه رو شگفت زده میکرد!!!
    اولین کار جو به قتل رساندن کسانی بود که به او برخورد بد داشتند واقعا چه زیبا انها رو تک تک به قتل رسوند!!!!
    امیدوارم بچه ها تواین تاپیک شرکت کنند چون میخوام بحث جالبی بشه
    این فیلم از پایه مبنای قهرمان پروری داره
    و در پایان هم به راه راست کشیده شدن کلینت ایستوود که هم به یه خانواده کرد و هم قید پول های دولتی را زد !
    این یک فیلم کاملا آمریکایی هست.فیلمی برای بهتر جلوه دادن آمریکا
    میبینیم که در این راه موفق هم بوده اند و ما تو این سر دنیا بعد از 50 سال داریم راجع بهش حرف میزنیم!
    این فیلم جای بحث زیادی داره ..


    نازنین عزیز

    فرصت شد تا منم بتونم تو اين تحليل شركت كنم
    ممنون سهيل از تحليل زيبات ...
    بعد از تحليل نابخشوده كه زحمتش رو فرخ جان كشيدند ، اين بار دوباره به لطف تحليلت رفتيم سراغ ايستوود ! به قول سروش واقعا اين شخصيت متناسب ايفاي نقش در فيلم هاي وسترنه !
    همون طور كه خودت هم اشاره كردي‌، نوع رفتار ، سيگار كشيدن ، نوع نگاه ، حتي به نظر من نوع به دست گرفتن اسلحه هم واسه اين بازيگر خاصه !

    زورگویی دو گاوچران به یک مرد و فرزند خردسالش از همین ابتدا نشان دهنده این است که در این شهر خبری از عدالت نیست! خبری از کلانترها و مارشال های گردن کلفت نیست. اینجا اسلحه حرف اول و آخر را میزند.


    نمي دونم چرا تو خيلي از فيلم هاي وسترن اين نكته به چشم مي خوره ... بي عدالتي و اصولا بهتره بگيم عدم وجود قانون ! به نظر من حتي با وجود كلانتر ها و به قول خودت مارشال هاي گردن كلفت ، اين عدالت نبود كه اجرا مي شد

    سهيل بايد بگم در توصيف شهر و موقعيت و فضاي اطراف خيلي خوب نوشتي .... از حال و هواي صحنه و .... خيلي خوبه كه اين نكات رو طوري بيان كنيم كه خواننده با مطالعه بتونم ترسيم كنه اون موقعيت رو
    ممنون ، باز هم ميام
    سلام نازنین جان
    مرسی .. ممنون
    اصلا به خاطر کلینت ایستوود این فیلم رو تحلیل کردم که از همون تحلیل نا بخشوده سر چشمه گرفت
    مشکل اصلی اینجا بوده که تعداد مارشال های ایالتی در برابر گانگستر ها نا چیز بوده.
    کسی که قدرت هفت تیرکشی داشت ، این استعدادش در راه پول درآوردن استفاده میکرد.
    کسی به سمت شغل کلانتر ها نمیرفت که هم بسیار حطرناک بود و هم بسیار کم درآمد. به هیمن دلیل هست که بی قانونی کاملا واضح است و این بی قانونی در ادامه بی عدالتی رو به همراه میاره .
    به راستی که غرب وحشی از هر نظر بهترین نام برای این دوره زمانی و مکانی بوده ..
    مرسی .. خودم هم نیت داشتم تا خواننده با خوندن تحلیل شهر را در ذهن خودش تصور بکنه .. حتی کسانی که این فیلم ندیدند.
    قربونت .. منتظرم

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی ایران Cia.03- تحلــيل و بــررسي فيــلم طــلا و مــس
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش رسمي تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 04-18-2013, 23:20
  2. تحلیل و بررسی ایران Cia.08- تحلــيل و بــررسي فيــلم مـن مـادر هســتم
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش رسمي تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: 01-07-2013, 20:07
  3. بررسي صد جنگ بزرگ تاريخ (بخش سي و هفتم)
    توسط Parnian در انجمن صد جنگ بزرگ تاریخ
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 12-12-2011, 23:40
  4. دانلود موسیقی متن ماندگار فیلم به خاطر یک مشت دلار "A Fistful of Dollars"
    توسط Ali_Silent-Killer در انجمن موسیقی متن فیلمهای جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-30-2011, 21:04
  5. نقد و بررسي فيلم مظنونين هميشگي
    توسط MOHAMMAD در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 08:57

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •