مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ماهیت و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ماهیت و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    ماهیت و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی

    نام: fj29.jpg نمایش: 104 اندازه: 13.5 کیلو بایت


    ماهيت انقلاب اسلامي:

    تمايلات سياسي، بينشهاي اجتماعي و مذهبي افراد درون و برون حاکميت سبب گريده تا نسبت به سؤال دلايل وقوع انقلاب اسلامي، پاسخهاي متفاوتي بيان شود. انقلابي که تحولات آن نه در داخل جامعه ايران، بلکه بر اوضاع سياسي منطقه ي خاورميانه و سياست بين الملل تغييرات ژرفي پديد آورد.
    آن چه که مهم است اين انقلاب انقلابي الهي بود چنان که شهيد مطهري تئوري مذهب، عامل انقلاب را در تحليل انقلاب اسلامي ارائه نموده اند. آقاي دکتر محمدي در کتاب تحليلي بر انقلاب اسلامي در صفحه 88 مي نويسد: «علت اصلي و اساسي قيام مردم اين بود که شاه نسبت به نابودي ارزش هاي مسلط جامعه آنها که از مذهب و آئين آنها سرچشمه گرفته بود قيام کرد و به همين دليل بود که باجريحه دار شدن احساسات مذهبي امت ايران ديگر مجالي براي صبر و تحمل و شکيبايي در مقابل ساير ناملايمات اجتماعي وجود نداشت». آقاي عميد زنجاني نيز با تأکيد بر عامل مذهبي در وقوع انقلاب اسلامي معتقد است که شاه که متکي بر استکبار بود و چون اسلام مخالف وابستگي امت به چنين قدرت هايي مي باشد لذا رژيم به ستيز با اسلام پرداخت و اين مبارزه شاه با اسلام سبب اعتراضات مردمي به رهبري امام خميني (ره) و در نتيجه وقوع انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 شد. آقاي عميد زنجاني مي نويسد: «شاه با پوشش اصلاحات از سال 1340 پا به ميدان مبارزه نهاد و از آنجا که کشور و ملت مسلمان و پايبند به اسلام، وابسته به روحانيت حامي اسلام بود. در همان گام اول با مقاومت روحانيت که زمان اسلام و بيانگر خواسته هاي ملت مسلمان ايران بودند مواجه شد. و در جايي اگر ما به جستجوي علل و عواملي که خارج از ماهيت انقلاب اسلامي و آرمانها و ريشه هاي تاريخي آن است بپردازيم. تنها عاملي که به عنوان علت اصلي و عامل اول مي توان از جريان انقلاب از تولد تا پيروزي آن استنباط نمود. اعمال سياست اسلام زدايي توسط شاه بود.»
    بنابراين پر واضح است نهضت انقلاب اسلامي، نهضتي است که بسياري از معيارها و موازين جهاني را به هم ريخت، چرا که پايگاه اين نهضت جايگاهي خدايي و عبادي بنام مسجد بود. مردم با قدرت ايمان و اعتقاد راسخ در آن شرکت داشتند. رهبري بنام امام خميني «ره» داشتند که رسالتش همچون پيامبران بود. زيرا انديشه ي پيروزي نهايي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم، گسترش جهاني ايمان اسلامي، استقرار کامل و همه جانبه ي ارزش هاي انساني، تشکيل مدينه فاضله و جامعه اي ايده آل اسلامي جزء آرمانهاي رهبر کبير انقلاب بود که از سنخ آرمانهاي پيامبران و ائمه ي اطهار است. انقلاب اسلامي تحول ژرف در فکر و عقيده بود که خواهان رساندن جامعه ي ايراني به مقصد نهايي است. (حرکت به سوي الله) که البته اين مهم ميسر نخواهد شد مگر در سايه ي رهبري مطلقه ولي فقيه تا از يکسو جامعه را بر اساس موازين اسلامي جامعه ي نمونه (اسوه) بنا نمايد و از سويي ديگر ضامن عدم انحراف سازمان هاي مختلف، گروهها و ... از وظايف اصلي اسلامي باشد. بنابراين همزمان با قرار گرفتن حضرت امام در موضع رهبري و مرجعيت، ايشان در سراسر کشور در جهت افشاي فساد و خيانت دستگاه حکومتي ستم شاهي به مبارزه پرداخت. ايشان در آغاز 1341 با انتشار کتاب کشف الاسرار ضمن تعليم شيوه هاي مبارزاتي اسلام، ديانت را عين سياست معرفي مي کنند و مسلمين را به منظور مبارزه با استکبار جهاني دعوت و حمايت مي نمايند. ايشان با زبان قرآن پيام انقلابي اسلام را بيان مي دارند و مي فرمايند: «... اي بي خردان! اسلامي که مي گويد و قاتلو المشرکين کافه کما يقاتلونکم کافه (1) آيا مي گويد بنشينيد تا طعمه ي ديگران شويد؟ اسلامي که مي گويد: واقتلوهم حيث تقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوکم، آيا مي گويد دست روي دست بگذاريد تا ديگران بر شما چيره شوند؟ اسلامي که مي گويد: و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم (2)، مي گويد خود را تسليم ديگران کنيد؟ و.... »(3)
    اين عباران نشان مي دهد که امام همچون پيامبران خواهان مبارزه با طاغوت تا زمان پيروزي نهايي است. زيرا در سايه ي اين پيروزي و غلبه است که استقلال و عظمت مسلمين بر مي گردد و زندگي سراسر ذلت و خواري نصب جهانخواران مي گردد.

    عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران:

    براي درک علل پيروزي انقلاب اسلامي بايد به دو مسئله ي اساسي توجه کرد:
    اول: سابقه ي تاريخي مبارزات مردم ايران: مانند جنبش تنباکو و نهضت مشروطه
    دوم: حضور همزمان، هماهنگ و در حد کمال مطلوب سه رکن اصلي و مهم انقلاب (رهبري، مردم و ايدئولوژي) در انقلاب اسلامي ايران.

    الف- رهبري:

    هر کس از نزديک با امام محشور بوده است متوجه مي شود که اين روحاني عظيم الشأن يک انسان ايده آل با همه ي صفات، با ويژگي هاي حسنه مي باشد. ترکيبي از توانائيهاي خداداده روحي، سياسي، فکري و اخلاقي اين شخصيت استثنائي را در موقعيتي قرار داده که توانست چنين نقش عظيمي را در ايران بر عهده بگيرد. امام داراي هوش و استعداد سرشاري بود، نوع برخورد ايشان با رژيم رويه اي کاملا غير سازش کارانه و شيوه ي راديکال بود. شيوه ي مبارزه امام بسيار ساده بود و از ابتدا هدف اصلي خود را در اجراء و اداي تکليف شرعي قرار داده بود.
    حضرت امام «ره» در پاسخ به سؤال: بعضي از دول غربي ادعا مي کنند که شاه بايستي بماند براي اين که مخالفين برنامه مشخصي که بتواند مملکت را اداره کنند، ندارند، نظر حضرتعالي چيست؟ مي فرمايند: اين ها تبليغات طرفداران شاه است که مي خواهند مملکت در اين هرج و مرجي که هست باقي باشد و شاه يک حکومت استبدادي غير قانوني بر مردم بکند. ايران رجال برجسته و کارشناس هاي متعهد و مسئول دارد که اداره مملکت را بر عهده مي گيرند. ولي اين اداره اي که شاه مي کند که تمامش مبني بر خيانت و جسارت ملت مي باشد، هيچ دردي را دوا نمي کند اصولا شاه در اين سي و چند سال چه دردي را دوا کرده است؟ (4)
    هم چنين امام بيان مي دارد که حتي به لحاظ اقتصادي نيز ما برنامه داريم. زيرا اسلام برنامه دارد. (5)
    دوران رهبري امام (ره) به چهار مرحله ي متفاوت مي توان تقسيم کرد:

    دوره ي اول؛

    ظهور امام به عنوان رهبر سياسي - مذهبي کسب مقبوليت ايشان از طرف توده هاي تشنه مردم بود. اين دوران با اعلاميه مخالفت با قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي آغاز و اوج شکوفايي آن در سخنراني معروف ايشان در روز عاشوراي ماه محرم و دستگيري و قيام 15 خرداد بود که با تبعيد ايشان به ترکيه به پايان رسيد. دراين دوره از مبارزه امام، چهار اقدام اساسي انجام دادند:
    1. با تحريم تقيه که در طول ساليان متمادي مهم ترين مانع در راه مبارزات مستقيم مردم با رژيمهاي خود کامه بود، اين مانع را از سر راه حکومت و مبارزه اسلامي برداشتند.
    2. امام با کشاندن مبارزه به کانون اصلي فعاليت هاي مذهبي يعني حوزه علميه قم براي هميشه خط بطلان بر تز جدايي دين از سياست کشيد.
    3. با متوجه کردن لبه حملات خود به لانه و کانون فساد يعني سلطنت و شخص شاه به شيوه محافظه کارانه ي تبليغي پايان داد.
    4. با حمله مستقيم به همه قدرت هاي بزرگ خارجي (آمريکا) هر نوع ملاحظه کاري سياسي را که در گذشته و در دوران نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت رايج بود، مطرود دانسته و شيوه اي کاملا نو در مبارزه انتخاب کرد.

    دوره دوم:

    شامل يک دوره ي فترت طولاني پانزده ساله است که با تبعيد امام به ترکيه و با عزيمت ايشان از نجف به پايان مي رسد، در اين دوره با انتشار اطلاعيه ها و فتاوي و انجام سخنرانيها مبارزه با رژيم ادامه داشت، يکي از کارهاي اصلي و مهمي که امام انجام دادند اين بود که عنوان ايدئولوگ انقلاب با آغاز يک سري دروس حوزوي که به حکومت اسلامي يا ولايت فقيه معروف است طرح اصلي حکومت بعد از انقلاب را ريخته و براي کساني که تا آن زمان برايشان حکومت اسلامي نامفهوم و در ابهام بود روشن کردند که در صدد ايجاد چه نوع جامعه و حکومتي مي باشند.

    دوره سوم:

    رهبري امام از زماني آغاز شد که اولين جرقه هاي انقلاب در ديماه 1356 در قم موجب شعله ور شدن آتش زير خاکستر گرديده و ديري نگذشت که خرمن هستي نظام مستبد ستم شاهي بر ايران را سوزاند.
    شيوه هاي امام در اين دوره براي رهبري و نهايتا به پيروزي رساندن انقلاب عبارتند از:
    1. امام با قاطعيت تمام تلاش بسياري از ليبرال ها و ميانه روها را براي وادار کردن امام به اتخاذ سياست معتدلتر و به اصطلاح گام به گام خنثي نمودند.
    2. امام از موقعيت نسبتا مناسبي که در پاريس از نظر دسترسي به رسانه هاي گروهي دنيا داشتند حداکثر استفاده را براي رساندن پيام انقلاب به گوش مردم کردند.

    دوره ي چهارم:

    که حساسترين و مشکلترين دوره انقلاب و رهبري بود. دوره اي که رهبر انقلاب هم به عنوان رهبر اجتماعي و هم به عنوان رئيس حکومت مي بايست کشتي هيجان زده ي انقلاب را به ساحل آرامش هدايت نمايد. رهبر انقلاب مي بايست با قدرت و توانايي فوق العاده ضمن کنترل هيجان و احساسات عمومي توده هاي مردم و جلوگيري از هرج و مرج همچون معماري توانا ساختمان جديد حکومت اسلامي را بر ويرانه هاي حکومت ساقط شده بنا نمايد. در اين دوره هر گونه غفلت و بي دقتي مي توانست انقلاب را از مسير اصلي و ترسيم شده اش خارج نمايد. امام در طول يکسال پايه ي نظام اسلامي را با انجام انتخابات متعدد از جمله رفراندم جمهوري اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي، انتخاب رياست جمهوري و به رفراندم گذاشتن قانون اساسي، تثبيت و تحکيم نمود.

    ب- مردم:

    يکي از مسائل مهمي که اغلب تحليل گران انقلاب اسلامي و ناظرين خارجي را به حيرت انداخته، حضور ناگهاني تمام مردم به صورت همزمان و هماهنگ و هم صدا که خواستار تحول و تغيير اساسي يعني سقوط رژيم شاه و برقراري حکومت اسلامي بودند، مي باشد. در ايران (بر خلاف ساير انقلابات) تمام اقشار و طبقات مختلف جامعه (کشاورز، کارگر، اصناف، کارگران دولتي، دانشجويان، شهري، روستايي و ...) همه و همه با هم تحت رهبري امام خميني (ره) قيام کردند و بدون آنکه ائتلاف يا تفاهمي بر سر خواسته هاي متفاوتشان کنند با هم همصدا شدند و قيام کردند. تبلور عيني اين وحدت و يکپارچگي را مي توان درتظاهرات روزهاي عيد فطر، تاسوعا و عاشوراي سال 57 در تهران ديد.

    ج- ايدئولوژي:

    يکي از وظايف مهم رهبري تدوين و ارائه ايدئولوژي انقلاب است. ايدئولوژي انقلاب براي برخورداري از مقبوليت وسيع اجتماعي بايد در برگيرنده ي طرد و نفي نظام و ارزش هاي موجود بوده و آينده مطلوبي را در پيش روي انقلابيون ترسيم نمايد.
    از ديرباز در ايران سه نوع ايدئولوژي مطرح بوده که عبارتند از:

    الف- ناسيوناليسم يا ملي گرايي:

    ناسيوناليسم در تعريف عبارتست از وجود يک احساس مشترک يا وجدان و شعور در ميان عده اي از انسان ها که يک واحد سياسي يا ملت را مي سازند. اين ايده از جامعه ي ليبراليستي غرب الهام گرفته شده و در کشورهاي خاورميانه وسيله اي براي مبارزه با نفوذ و سلطه ي استعمارگران و بيگانگان شده بود، اين مکتب تا حدودي توانست طبقات روشنفکر و تحصيل کرده و طبقات متوسط شهري را بخود جلب کنند و در نهضت مشروطيت و ملي شدن صنعت نفت موفقيتهاي ناچيزي را کسب نمايد. اما اين مکتب هچگاه در ميان توده هاي مذهبي مردم ايران نتوانست پايگاه محکمي به دست آورد؛ زيرا از يک طرف ناسيوناليسم با اعتقادات مذهبي مردم مغايرت داشت و از طرفي ديگر ويژگي هاي خاص جامعه ي ايراني با معيارهاي ناسيوناليسم تطبيق نمي کرد.

    ب- مارکسيسم - لنينيسم؛

    که بعد از تحقق انقلاب اکتبر روسيه توجه نيروهاي انقلابي راديکال و جوان را به خود جلب کرد، و در ايران هم به خاطر مجاورت با روسيه، تبليغات وسيع و ايجاد تشکيلات مخفي رواج و تأثير گذاشت، تبلور اين حرکت و تلاش در تشکيل حزب توده مشاهده مي شود: اين حرکت (فعاليت حزب توده) به دو دليل ناموفق تر از ناسيوناليسم بود:
    1- ماهيت الحادي و اساس ماديگري مارکسيسم - لنينيسم با طبيعت و اعتقادات مذهبي مردم ايران در تضاد بود و نمي توانست مقبوليت عام داشته باشد.
    2- وابستگي شديد مارکسيستها به مسکو با توجه به سوابق تلخ روابط ايران و روسيه موجب مي شد که نه تنها آنها را گروهي غيرمستقل و وابسته به بيگانه شناخته شوند بلکه خود نيز بازيچه دست سياست هاي بين المللي روسيه تلقي شوند.

    ج- اسلام؛

    که به عنوان يک مذهب و مکتب الهي در اعماق قلبها و روحهاي اقشار وسيع جامعه نفوذ داشت. جامعه اي اسلامي که مردمش به کتاب آسماني قرآن اعتقاد داشته و به احکام آن عمل مي کنند آمادگي زيادتري براي پذيرش آن به عنوان يک ايدئولوژي انقلابي داشت.

    ويژگي هاي ايدئولوژي اسلام:

    1. واقعيت و هستي مساوي با ماده و طبيعت نيست.
    2. جهان مادي پديده ايست که از هستي و واقعيت مطلق سرچشمه مي گيرد و داراي مبدأ و مديري مدبر و عالم و ... مي باشد که بر تمام روابط و عوامل طبيعي حاکم است.
    3. در جهان بيني الهي، جهان هستي تحت سرپرستي و ولايت الهي قرار دارد و بازگشت همه به سوي اوست.
    4. انسان موجودي ابدي و جاوداني است که با مرگ فاني و نابود نمي شود.
    5. انسان موجودي آزاد و مسئول و با اختيار است.
    6. زندگي در اين جهان مرحله اي است که انسان در آن تحصيل کمال مي کند و با عمل خود زندگي ابدي خود را تأمين مي کند. و صدها ويژگي برجسته ديگر همچون ظلم ستيزي و جهاد، ايثار و شهادت و ... که اسلام به عنوان يک ايدئولوژي الهي از ساير ايدئولوژي هاي مادي متمايز مي سازد.

    جنگ تحميلي:

    پيروزي انقلاب اسلامي ايران تغييرات بنيادي در موقعيت آمريکا در منطقه خاورميانه بوجود آورد که مهم ترين آنها، از دست دادن شاه به عنوان ژاندارم منطقه و يکي از طرفين دکترين دو پايه نيکسون کسينجر، انحلال کامل پيمان سنتو، از دست دادن منابع نفتي ايران بخطر افتادن امنيت خليج فارس و در نهايت بهم ريختن تمامي بلوک بنديها و معاملات سياسي منطقه. لذا آمريکا از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي سعي در متوقف ساختن حرکت انقلاب کرد. بسرعت بر نفوذ و حضور خود در کشورهاي عربي و منطقه خليج فارس افزود و با تحريم هاي اقتصادي که در اين ميان همکاري اروپا را نيز به همراهي خود داشت، سعي کرد ايران را تحت فشار قرار دهد. در ادامه نيز سعي در اقدام نظامي کرد. شکست طبس آمريکا را به برانگيختن کشور عراق که داراي يکي از قويترين ارتش هاي عرب بود وادار ساخت. عراق حمله را آغاز کرد و ارتش متجاوز آن، شهرهاي جنوبي کشور را به اشغال خود درآورد اما طولي نکشيد که با فتح خرمشهر در سال 1361 توسط سلحشوران ايراني بار ديگر شکست سياست هاي آمريکا در قبال ايران نمايان شد.

    نتيجه گيري:

    پر واضح است که امروز بيش از گذشته مسئوليت ما فرزندان انقلاب در پاسداري از دستاوردهاي جاودانه ي رهبر کبير انقلاب اسلامي و شهيدان والا مقام اين آب و خاک، سنگين تر شده است. ايران اسلامي که با سياست نه شرقي و نه غربي، بدون هراس در برابر سياست هاي خصمانه دشمنان اسلام ايستادگي کرده و تا امروز تنها کشور حامي محرومين و مستضعفين جهان است، لذا چشم اميد همگان بدان دوخته شده است. خصوصا امروز که امپرياليسم جهاني به سرکردگي شيطان بزرگ براي حفظ قدرت خود از هيچ جنايتي روي گردان نيست و به هر وسيله اي متوسل مي شود تا هم چنان بر منابع ثروت مسلط باقي بماند و ميليونها انسان را در فقر و فلاکت نگه دارد . بنابراين ما وارثان انقلاب اسلامي که مي بينيم از يکسو با هزاران توطئه و صف بندي هاي خصمانه مواجه هستيم و از سويي ديگر در داخل کمبودها و نارسائيهايي مطرح است تکليف است تا ضمن حفظ استقلال و نگه داشتن پرچم پر توان و هميشه پايدار اسلام از گذشته ي خود درس بگيريم تا با دانستن زير و بم تاريخ خود، اولا از هرگونه رسوخ و نفوذ بيگانگان جلوگيري نمائيم، ثانيا به منظور داشتن آينده اي پر افتخار مشکلات را حل و اشتباهات را به حداقل برسانيم تا انشاءا... بدون تزلزل اين انقلاب اسلامي تا زمان ظهورش استوار ماند و اين امانت الهي را به دست با کفايت حضرت ولي عصر (عج) بسپاريم. چنان که در مقدمه نيز آورديم غرض از ذکر اين دورنماي تاريخي، کسب تجربه ي لازم از گذشته به منظور تهيه ي راه کارهاي نظري و عملي در برقراري نظم اجتماعي مي باشد. فرض نموده ايم که برقراري نظم و انضباط اجتماعي که همواره مورد تأکيد مقام معظم رهبري در سالهاي اخير نيز بوده است، يک اقدام و سياست عملي براي اصلاح امور است. بنابراين براي آنکه بخواهيم به اين مهم نائل آئيم مي بايست از نکات مثبت و منفي تاريخ پند گيريم، چرا که هم فرصت اندک است و هم دشمنان فعال. لذا در اين قسمت فهرست وار به نتايج به دست آمده از اين بخش اشاره مي نمائيم:
    1. پيروي از شرع انور اسلام و خاصه ولايت مطلقه ي فقيه به منظور حفظ وحدت و جلوگيري از رسوخ افکار منحرف.
    2. رسيدن به تعريفي مشخص و واحد از اصلاحات، از آن جهت که تفاهم مقدم بر توافق است. چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامي مي فرمايند: «اصلاحات بايد تعريف بشود [که] اصلاحات چيست؟ اولا براي خود ما که مي خواهيم اصلاحات بکنيم، تعريف بشود و مشخص باشد که مي خواهيم چکار کنيم، ثانيا براي مردم تعريف بشود که منظور ما از اصلاحات چيست؟ تا هر کسي نتواند به ميل خودش اصلاحات را معنا کند ... اين جزء کارهايي است که مجموعه اي از مسئولان دولتي، دستگاه قضايي و مجلس و ... مي توانند انجام دهند» (6)
    3. اجتناب از الگوبرداري کورکورانه از ديگران؛ مقام معظم رهبري در اين مورد مي فرمايند: «... اگر تعريف از اصلاحات مشخص نشوند الگوهاي تحميلي غلبه خواهند کرد. همان اتفاقي که در شوروي افتاد، چون نمي دانستند سراغ تقليد ناشيانه ي اصلاحات در الگوها و مدلهاي غربي رفتند و به آنها پناه بردند امام بزرگوار ما هوشمندانه اين ضعف را در آنها تشخيص دادند ...» (7)
    4. اصلاحات يک ضرورت واقعي و حقيقي است. چنان که مقام معظم رهبري مي فرمايند: «... بنده معتقدم که اصلاحات يک حقيقت ضروري است و بايد در کشور ما انجام گيرد. اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نيست که فلان حاکمي مورد مطالبات سخت قرار بگيرد و مجبور بشود گوشه و کناري را اصلاح کند. نخير، اصلاحات جزء ذات هويت انقلابي و ديني ماست، اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگيرد، نظام فاسد خواهد شد و به بيراهه خواهد رفت. اصلاحات يک فريضه است.» (8)
    5. در اصلاحات بايد مصاديق معضلات و مشکلات کشور مورد امعان نظر قرار گيرد نه منافع گروهي و يا شخصي. مقام معظم رهبري در اين مورد مي فرمايد: «ما احتياج داريم که دستگاه اداريمان مقرراتي داشته باشد که براي همه يکسان باشد و در آن تبعيض نباشد، اگر بود نقطه ي فاسدي است که بايد اصلاح شود. بايد رشوه و ارتشاء وجود نداشته باشد. اگر بود فساد است و بايد اصلاح شود. راههاي کسب ثروت بايد مشروع باشد. اگر کساني از راههاي نامشروع کسب ثروت کردند، اين فساد است و بايد اصلاح بشود. اگر کساني از امتيازات بي جا استفاده کردند، ثروتهاي باد آورده پيدا کردند ... اين فساد است و بايد اصلاح بشود ...» (9)
    6. در اصلاحات بايد وحدت رويه همياري و هم دلي همه ي گروهها و آحاد مردم باشد و نه اختلاف.
    7. وجود برنامه ريزي در انجام اصلاحات ضروري است. زيرا طبق برنامه ريزي چگونگي انجام اصلاحات از زمان شروع تا زمان اخذ نتيجه ي مطلوب پيش بيني مي شود. تعجيل به معناي شتاب زدگي و بي برنامه گي از آفات مهم هر اقدام اصلاحي است. مقام معظم رهبري در اين مورد ضمن تأکيد بر انجام اصلاحات و لوازم آن معتقدند که انجام درست اصلاحات در ايران منوط به قاطعيت و اقدام از سوي مسئولان نظام است. (10)

    1- تعيين اولويتهاي اصلاحاتي:

    اولويت بندي درباره ي اصلاحات چنان مهم است که در اين باره مقام معظم رهبري بارها اولويتهاي اصلاحات را از جمله مبارزه با فقر، فساد و تبعيض بيان نموده اند. (11)

    2- مقابله ي جدي با دخالت خارجيان و نفوذ عناصر بيگانه:

    رهبر معظم انقلاب مي فرمايند: «مقابله ي جدي با دخالت خارجيها و غربيها و سوءظن به آنهاست. البته بحث ديپلماسي و بحث ارتباطات خارجي بحث ديگري است. انسان در مقام ديپلماسي، مي دهد، مي گيرد، قرارداد مي بندد و همه کار مي کند؛ اما در مسائل اساسي نظام بايستي انگشت اشاره آنها را با سوءظن مورد ملاحظه قرار داد ...» (12)

    3- مقابله ي جدي با هر گونه تند روي در روند اصلاحات:

    مقام معظم رهبري مي فرمايند: «مقابله ي جدي با هر گونه تند رويي و تند رواني است که جاده صاف کن دشمنند. يعني مدل يلتسيني! همه ي دستگاهها بايد با مدل يلتسيني به شدت مقابله کنند، نگذارند يک جاه طلب، يک فريب خورده، يک مغرض و يک غافل بيايد و حرکت را از حالت صحيح خودش خارج کند.» (13)

    4- حفظ ساختار قانون اساسي:

    ساختار قانون اساسي بايستي به طور دقيق حفظ بشود. زيرا قانون اساسي منبعث از اسلام مي باشد.

    پي نوشت ها:

    1. سوره توبه /36
    2. سوره بقره 19/02
    3. کشف الاسرار ص 289 به نقل از کتاب بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني ص 84
    4. تاريخ معاصر ايران از ديدگاه حضرت امام خميني «ره» ص 449
    5. همان منبع، ص 449
    6. اصول و مبادي اصلاحات از ديدگاه مقام معظم رهبري، معاونت فرهنگي ستاد کل نيروهاي مسلح، ص 8
    7. همان منبع، صفحه 9
    8. اصول و مبادي اصلاحات از ديدگاه مقام معظم رهبري، معاونت فرهنگي ستاد کل نيروهاي مسلح، صفحه 13
    9. اصول و مبادي اصلاحات از ديدگاه مقام معظم رهبري، معاونت فرهنگي ستاد کل نيروهاي مسلح، صفحه 54
    10. همان منبع، صفحه 16
    11. همان منبع، صفحه 49
    12. اصول و مبادي اصلاحات از ديدگاه مقام معظم رهبري، معاونت فرهنگي ستاد کل نيروهاي مسلح، صفحه 57
    13. همان منبع، صفحه 54


    منبع: کتاب طرح تحقيقاتي شهر اسوه

  2. 5 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    پاسخ : ماهیت و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی

    مرسی ی ی یحیی عزیز بابت این تاپیک...
    انقلاب ایران در نوع خودش بی نظیره و جهان رو هنوز هم در بهت فرو برده چون نتونستن این انقلاب رو با هیچ یک از نظریاتی که در مورد انقلاب ها وجود داره تطبیق بدن...
    انقلاب ایران تأثیر زیادی بر جنبش های معاصر داشته و داره و نمونه بارزش رو میشه در فلسطین و لبنان و این روزها در مصر دید.




  5. 2 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •