سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
دیالوگ های زیبای فصل 5 دکستر

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

 

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
نمایش شاخه ای5علاقمندی ها
  • 3 ارسال شده توسط ScarFace
  • 2 ارسال شده توسط ScarFace

موضوع: دیالوگ های زیبای فصل 5 دکستر

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,317
    سپاس ها : 9,938
    سپاس شده 25,179 در 7,014 پست
    یاد شده
    در 44 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    دیالوگ های زیبای فصل 5 دکستر


    Dexter: She died a brutal death, and I can't fix it. But I know I have to try, here in Miami with the people who knew her, who cared about her, who loved her

    دکستر : اون وحشیانه به قتل رسید و من نمیتونم جبرانش کنم . ولی مي‌دونم که بايد تلاشم رو بکنم
    اينجا در ميامي با کساني که اون رو مي‌شناختن . و اون‌هايي که ... اونهايي که براش اهميت قائل بودن و دوستش داشتن

    **

    Masuka: I've imagined her naked plenty times, but never like this

    ماسوکا : مي‌تونم تصور کنم که براي مدت زيادي برهنه بوده ، ولي نه ديگه اينطوری

    **

    Dexter [on Rita] : She had a big heart, big enough for the both of us, had to be, I wasn't even human when we first met

    دکستر (مراسم ریتا ) : اون قلبي بزرگ داشت .. به اندازه کافي بزرگ براي هر دو نفر ما ، درحالی که
    من حتي يک انسان هم نبودم ، وقتي که براي اولين بار همديگه رو ديديم

    **

    Astor: I wish that it was just my mom and me and Cody and Harrison because we all would have been better off if she'd never met you

    استور : کاش فقط من و مامان و کدي و هريسون بوديم . چون براي همه ما خيلي بهتر مي‌شد اگه مامان هيچوقت تو رو نديده بود

    **

    Dexter: I've watched 67 people die, and at the moment of truth I looked into their eyes and I knew - and they knew - they got what they deserved. But what if that's not what happens, if you don't get what you deserve?

    دکستر : من شاهد مرگ 67 نفر بود‌م و در لحظه حقيقت ، به چشمای اونا نگاه کردم و هم اونها مي‌دونستند و هم من مي‌دونستم که به آنچه سزاورارش هستند مي‌رسند .. ولي اگه اونی که اتفاق ميوفته اينگونه نباشه چي ؟
    اگه اتفاقي که براي تو مي‌افته اون چيزي نباشه که سزاوارش هستي ...


    -----------------------------------------------------

    Episode 2: " Hello Bandit "

    Dexter: Normally, having a target would make me feel good, give me direction, a sense of purpose. But now it means nothing. And I don't know what's going to make me feel better

    دکستر : معمولاً داشتن يک هدف باعث مي‌شه که من احساس خوبي داشته باشم به من جهت و سو میده
    احساس هدف داشتن . ولي الان هيچ معنايي نداره و نمي‌دونم چه اتفاقي بايد بيافته تا احساس بهتري در من ايجاد بشه

    **

    Dexter: I suppose killing someone with my bare hands in a men's room was my way of working through the anger stage

    دکستر : ظاهراً کشتن يک نفر توسط من با دستان برهنه در يک دستشويي مردانه روش گذر من از مرحله خشم بوده

    **

    Astor : You come along and become a part of the family and we thought everything was going to be good forever. You made us think that ! And it's not true; things got worse

    استور : تو اومدي و عضوي از خانواده شدي . ما فکر کرديم همه چيز براي هميشه خوب خواهد موند
    تو باعث شدي ما اين فکر رو بکنيم و اين حقيقت نداره .. همه چيز بدتر شد

    **

    Dexter: It's like when you get on a plane, they tell you if the oxygen masks come down, to put yours on first before taking care of the kids. I need to take care of my own needs, too. Otherwise, I'll be spinning out of control. That's not good for any one

    دکستر : مثل اينه که وقتي توي يک هواپيما نشستي . ميگن که اگه ماسک‌هاي اکسيژن آزاد شد
    اول براي خودتون رو بگذاريد ، قبل از اينکه به بچه‌ها کمک کنيد . من بايد مراقب نيازهاي خودم هم باشم
    در غير اينصورت اين خطر وجود داره که کنترلم رو از دست بدم . اين براي هيچکس خوب نيست


    -----------------------------------------------------

    Episode 3: " Practically Perfect "

    Dexter: No church bells. No Hallelujah chorus. Nothing feels different. If anything, I'm emptier

    دکستر : نه زنگ کليسايي . نه سرود يا عيسي مسيح . هيچ احساس متفاوتي وجود نداره
    اگر هم چيزي هست، اينه که من تهي‌ترم

    **

    ? Fowler: Who are you
    فاولر : تو کی هستی ؟
    Dexter: Just a fellow traveler who also likes to pick up dead animals
    دکستر : فقط يک همسفر که دوست داره حيوانات مرده رو جمع‌آوري کنه

    **

    ? Masuka : Damn. Don't people just shoot each other any more

    ماسوکا : لعنتي، مردم ديگه به هم شليک نمي‌کنن ؟

    **

    Masuka: This man is a knight in shining armor. You should be polishing his lance. I meant that metaphorically - not how it sounded

    ماسوکا : اين مرد يک شواليه با شمشيري درخشانه .شما بايد شمشيرش رو برق بندازين .
    منظورم استعاره‌ش بود . نه ... اونجوري که به نظر مي‌رسه

    **

    Dexter: I'm just not used to checking the fridge for notes [Voice over]... just notes from other serial killers

    دکستر : من فقط عادت ندارم يادداشت روي يخچال رو چک کنم ..
    البته به غير پيامهاي ساير قاتلين زنجيره‌اي

    SEYED AMIR, ali.121 و مرضیه 3 به این پست علاقمند بوده اند.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 5 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,317
    سپاس ها : 9,938
    سپاس شده 25,179 در 7,014 پست
    یاد شده
    در 44 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : دیالوگ های زیبای فصل 6 دکستر

    Episode 4 : " Beauty And The Beast "

    Dexter: If I can get the crotchety, judgmental babysitter from Ireland to trust me, why not you

    دکستر : اگر من تونستم حس قضاوت پرستار بچه‌اي رو از ايرلند به اعتماد به خودم وادارم ، به خودم ميگم که چرا در مورد تو نتونم ؟

    **

    Dexter: Ten months old and you've had your first cigarette. Sorry about that

    دکستر : ده ماهته و اولين سيگارت رو کشيدي . بابتش متاسفم !

    **

    Dexter: The babysitter doesn't trust me because of the lies; Lumen doesn't trust me because of the truth, there must be a name for that. Oh, right, Dexter Morgan

    دکستر : پرستار بچه به من اعتماد نداره . بخاطر دروغهام و لومن به من اعتماد نداره
    بخاطر حقيقت . بايد اسمی براي اون وجود داشته باشه . اوه ، درسته . دکستر مورگان ..

    **

    Masuka: He's got daddy's eyes.
    Batista:... and your penis size

    ماسوکا : اوه ، چشم‌هاش شبيه پدرشه
    باتیستا : و اندازه ی اونجاش !

    **

    Harry: What's your plan here? Nurse her back to health so she can go to the police? If she gives the cops enough to track you down then everything falls apart. Harrison grows up visiting you on death row

    هری : خب ، حالا نقشه ‌ت چيه ؟ ازش پرستاري کني تا سلامتي ‌ش رو بدست بيار
    تا بعدش بتونه بره پيش پليس ؟ اون به اندازه کافي به پليس‌ها اطلاعات خواهد داد تا بتونن تو رو رديابي کنن
    و بعد همه چيز از هم ميپاشه . هريسون در حالي بزرگ مي‌شه که بايد تو رو توي بند محکومين به اعدام ملاقات کنه


    -----------------------------------------------------

    Episode 5 : " First Blood "

    Masuka : We all have our own ways of expressing ourselves. I have my ink, and you have your man boots.

    ماسوکا : همه ما راه‌هاي مخصوص خودمون رو براي بيان خودمون داريم . من جوهر خودم رو دارم و تو هم
    پوتين‌هاي مردونه خودت رو ..

    **

    Deb [to Masuka]: Don't you have to have a soul
    before it could be in crisis

    دب به ماسوکا : مگه نه اينکه تو اولش بايد يه روح داشته باشي
    تا بتونه اسير بحران هم بشه ؟

    **

    Dexter [on Harrison] : Not even a year old you're already destroying evidence...and having to flee the scene of the crime

    دکستر به هریسون: هنوز يک سالت هم نشده و مدارک جرمت رو از بين بردي ...
    و اضطراب داري که از صحنه جرم فرار کني

    **

    Dexter: Harry's right. I have to convince Lumen to do what I never could: to move on

    دکستر : حق با هريه . بايد لومن رو متقاعد کنم کاري رو بکنه که من هرگز تنونستم

    **

    Dexter [on Harrison]: I want to believe that smile, that watching your mother die hasn't changed you the way that watching mine changed me

    دکستر به هریسون : دوست دارم که اون خنده‌ها رو باور کنم و اينکه تماشاي مرگ مادرت تو رو تغيير نداده
    اونطور که تماشاي مرگ مادر من ، من رو تغيير داد


    -----------------------------------------------------

    Episode 6 : " Everything Is Illumenated "

    Dexter: Lumen didn't witness her mother's murder, but she was born in blood like me. Some experiences are so big they change your DNA

    دکستر : لومن شاهد به قتل رسيدن مادرش نبوده .. ولي او هم در خون متولد شده . مثل من
    بعضي از تجربه ها چنان بزرگن که ميتونن دي ان اي تو رو تغيير بدن

    **

    Masuka: I have two words: autoerotic mummification

    ماسوکا : دو کلمه‌ست ... خود ارضايي موميايي

    **

    Dexter: I remember your first words: shoes. You were very girly once upon a time.
    Deb: That's funny. I always remember my first words as being, 'Hurry the f--- up

    دکستر : من اولين کلمه‌هاي تو رو يادمه . " کفش " .. یه روزایی رفتار تو خيلي دخترانه بود
    دبرا : خنده‌ داره، چونکه من هميشه تصور مي‌کردم اولين کلمه های من " بسه ، خفه شو " بوده

    **

    ? Deb: Hey, f---wad, taking the scenic route

    دبرا
    : هی اسگول ، داري منظره‌هاي تو راه رو مي‌کشي ؟

    **

    Lumen: Why do you have that in your purse ?
    Dexter: It's not a purse

    لومن : چرا تو بايد اونو توي کيف دستي‌ ت داشته باشي ؟
    دکستر : اين کيف دستي نيست

    **

    Dexter: I can't get revenge for Rita's death, but I can help Lumen avenge what was done to her

    دکستر : من نمیتونم انتقام مرگ ريتا رو بگيرم . ولي مي‌تونم به لومن کمک کنم تا انتقام
    چيزي که براي او اتفاق افتاده رو بگيره
    SEYED AMIR و ali.121 به این پست علاقمند بوده اند.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 5 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اسپویلر ها و خبرهای فصل 6 دکستر
    توسط ScarFace در انجمن Dexter
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: 12-03-2011, 04:30 PM
  2. دیالوگ های دو فیلم و سریال مشهور (بوی خوش زن و شرلوک هولمز)
    توسط ScarFace در انجمن اطلاعــــــات سینمــــــــــایی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 01-31-2011, 06:50 PM
  3. اسپویلر های فصل 5 سریال Dexter
    توسط BLACK MASTER در انجمن Dexter
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 09-17-2010, 07:58 PM

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0