مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسی مجموعه "راه در رو"

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسی مجموعه "راه در رو"

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    بررسی مجموعه "راه در رو"



    ایام نوروز امسال نیز به مانند سالهای گذشته فرصت خوبی بود تا مخاطبان برنامه های تلویزیون، پی گیر مجموعه های طنزی باشند که برای اوقات فراغت آنها درنظر گرفته شده بود...
    ایام نوروز امسال نیز به مانند سالهای گذشته فرصت خوبی بود تا مخاطبان برنامه های تلویزیون، پی گیر مجموعه های طنزی باشند که برای اوقات فراغت آنها درنظر گرفته شده بود.ازجمله سریال«پایتخت»که با کنارهم چیدن بازیگران حرفه ای توانست مورد استقبال مخاطبانش قرار بگیردویا مجموعه«راه دررو»به قلم مصطفی کیایی و به کارگردانی سعید آقاخانی که روی آنتن شبکه سه سیما رفت و به نسبت سایر سریالهایی که امسال پخش شد،به لحاظ فیلمنامه یک سروگردن بالاتر بود.گرچه این کارهم به مانند اکثر سریالهای تلویزیونی نقاط ضعفی داشت،اما فیلمنامه خوب و منسجمی داشت که تا حدودی توانست کمبودها را جبران کند.«راه دررو»بابازی مهران غفوریان،یکی از بازیگران طناز تلویزیون وداستان آن بایک اتفاق آغاز شد که شروع خوبی برای ادامه داستان وماجراهایی که پیش روی کاراکترهای اصلی آن بودمی توانست باشد.گرچه باورود سایر بازیگران به مجموعه،خاطره نه چندان خوب سریال«خوش نشینها»در ذهن تداعی شد.اما بازی خوب و کنترل شده و حساب شده بازیگران این مجموعه به خصوص حلیمه سعیدی و احمد پورمخبر(!) ثابت کرد که سعید آقاخانی در زمینه کارگردانی یک گام روبه جلو برداشته و برخلاف سریال پیشینش،روی بازیها تسلط بیشتری داشته و از آن شلوغ بازیها و شلختگیهای گذشته در بازیها خبری نبود و بازیگرها مقابل دوربین به حال خود رها نبودند تا از بداهه در دیالوگ و بازی به کرات استفاده کنند.تا جایی که مخاطب راپس بزنندو این نکته می توانست یکی از نقاط قوت کار باشد که به فیلمنامه هم مرتبط است.بدین معنی که بازیگرها بیشتر ازآنکه بداهه گویی کند، به متن وفادار بودند و درکنار شخصیت پردازی درست و بجای نقشهای اصلی،دیالوگها به اندازه و بجا بود.حتی میزان حضورهر بازیگردرهرپلان،فکر شده و حساب شده بود تا باری به هرجهت.شاید یکی از دلایل اصلی آن نویسنده بود که خود نیز در زمینه کارگردانی تجربیاتی داشته وهمین امر باعث شده که هنگام نگارش فیلمنامه،کاردکوپاژراهم که یکی از وظایف هر کارگردان است، انجام بدهد و همه چیزمقابل دوربین شسته رفته باشد.درکنار بازیگران طناز و محبوب تلویزیون از جمله مرجانه گلچین،یوسف تیموری،مهران غفوریان ،رضا نیکخواه و سعید آقاخانی شاهد بازی چهره هایی نه چندان آشنا بودیم که به خوبی توانسته بودند از پس نقشهایی که به آنها سپرده شده بود بربیایند.به عنوان مثال بازیگرنقش پیام بازرگانی که از قضا برادر نویسنده نیز هست و یا بازیگر نقش سمیرا همسر مسعود گلدارکه به جای استفاده از تکیه کلامهای لوس و دیالوگهای نه چندان جذاب که دراکثر مجموعه های طنز به کرات دیده می شود،درکنار بازیگران حرفه ای توانستند بازی قابل قبولی ارائه بدهند و به دل بیننده بنشینند.ویا بازی زهره، همسر دوم ناصر بازرگانی که به خوبی توانسته بودنگرانی یک مادر را از گم شدن فرزندش بهبیننده منتقل کند.همچنین سکانسهای زندان و بازی مهران غفوریان و یوسف تیموری و سکانسهای بازی مرجانه گلچین و رضا نیکخواه و بده بستانهایی که در بازی با هم داشتند به خوبی به تصویر کشیده شده بود.


    وازهمه مهمتر حضور دایی رحمت و پولک خانم با بازی احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی که در این مجموعه به اندازه بود و از آن همه بازی و دیالوگ اضافی ای که در سایر کارها داشتند،خبری نبودوکارگردان در این مجموعه توانسته بود روی بازی آنها کنترل بیشتری داشته باشد که یقینا این امر برای آقاخانی کار راحتی نبود.گرچه این موضوع هم به فیلمنامه خوب کار برمی گردد،اما آقاخانی در این زمینه تلاش بیشتری کرده بود که همه چیز طبق برنامه و روی نظم پیش برود.یکی دیگر از نکات مثبت کارکه باز هم به فیلمنامه برمی گردد و رکن اصلی هراثر هنری به حساب می آید،پرداختن به بحث ازدواج که در جامعه امروزی به معضل و مشکلی تقریبا لاینحل بین جوانان تبدیل شده است بود.از طرفی ماجراهای خواستگارهای گلرخ که هرکدام به نوبه خود بجا و نکات مهم و قابل بحثی در این زمینه بودند،ازجمله خواستگار اینترنتی و ازطرف دیگر ماجرای دو زنه بودن ناصر بازرگانی که نویسنده توانسته بود با زبان شیرین طنز به این معضلات هم نیم نگاهی داشته باشدتا مخاطب رادرحین دیدن سریال،به فکر فرو برد که در این زمینه نیز موفق عمل کرده بود.همچنین رفاقت خسرو و مسعود که در یک محیط و شرایط نه چندان مناسبی چون زندان شکل گرفته بود،اما عمیق و صادقانه بود.به خصوص زمانی که بحث نیاز به پول به میان می آمد،خسرو تمام توانش را به کارمی گرفت تا بتواند رفاقت خالصانه را که این روزها کم رنگ شده،برای مسعود تمام کند وبه یاد بیننده نیز بیاورد که هنوز رفاقت و دوستی صادقانه وجود دارد.گرچه راهی را که خسروبرای کمک به مسعود انتخاب کرده بود،راه درست و منطقی ای نبود.اما یکی از اهداف کارگردان و نویسنده به تصویر کشیدن رفاقت ودوستی بود که در این زمینه هم توانسته بودند به خوبی منظور را برسانند و پیامشان را منتقل کنند.واما قسمت آخر سریال که مهمترین قسمت مجموعه های تلویزیونی محسوب می شود و یکی از نقاط ضعف اکثر سریالها همین بخش از کار است که نویسنده توانست از پس این کارنیز به خوبی بربیایدوآدمهای بد داستان تا حدودی نادم از اعمال گذشته شان بودند.نه مثل سایر سریالها که بدها به نتیجه اعمالشان می رسند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود،برخلاف چیزی که در واقعیت اتفاق می افتد.به عنوان مثال پیام بازرگانی که فرد معتادی بود و در پایان ،فقط برای چند ثانیه به کاری که می کرد فکر کردوپشیمان شد.واز همه مهمتر اینکه همه دست به دست هم دادند تا راز ناصر بازرگانی فاش نشودوتولد فرزندپسری که قرار بود دختر باشد،اما توانست پایان خوبی برای مجموعه ای که درنوروز روی آنتن رفت باشد.درنهایت می توان گفت که اگر مخاطب این سریال نه از روی وقت گذراندن و صرفا لبخند زدن،بلکه عمیقا داستان را دنبال کرده باشد،نتیجه می گیردکه یکی از بهترین سریالهای نوروز امسال،«راه دررو»بود. با مضمونی که این کار داشت و همچنین تیتراژپایانی آن که مانند مضمون سریال،اصیل و منحصر به فرهنگ ایرانی ویکی از بهترین اجراهای گروه رستاک بود که به تازگی توانسته اند با اجراهای قطعات فولکلور و موسیقی اصیل ایرانی با همگان به خصوص مخاطب جوان ارتباط برقرار کنند،تلنگری بودبه مخاطب تلویزیون تا برخی نکات از یاد رفته را به یاد بیاورد. «به دنبال راه دررو»ایام نوروز امسال نیز به مانند سالهای گذشته فرصت خوبی بود تا مخاطبان پروپاقرص برنامه های تلویزیون، پی گیر مجموعه های طنزی باشند که برای اوقات فراغت آنها درنظر گرفته شده بود.ازجمله سریال«پایتخت»که با کنارهم چیدن بازیگران حرفه ای توانست مورد استقبال مخاطبانش قرار بگیردویا مجموعه«راه دررو»به قلم مصطفی کیایی و به کارگردانی سعید آقاخانی که روی آنتن شبکه سه سیما رفت و به نسبت سایر سریالهایی که امسال پخش شد،به لحاظ فیلمنامه یک سروگردن بالاتر بود.گرچه این کارهم به مانند اکثر سریالهای تلویزیونی نقاط ضعفی داشت،اما فیلمنامه خوب و منسجمی داشت که تا حدودی توانست کمبودها را جبران کند.«راه دررو»بابازی مهران غفوریان،یکی از بازیگران طناز تلویزیون وداستان آن بایک اتفاق آغاز شد که شروع خوبی برای ادامه داستان وماجراهایی که پیش روی کاراکترهای اصلی آن بودمی توانست باشد.گرچه باورود سایر بازیگران به مجموعه،خاطره نه چندان خوب سریال«خوش نشینها»در ذهن تداعی شد.اما بازی خوب و کنترل شده و حساب شده بازیگران این مجموعه به خصوص حلیمه سعیدی و احمد پورمخبر(!) ثابت کرد که سعید آقاخانی در زمینه کارگردانی یک گام روبه جلو برداشته و برخلاف سریال پیشینش،روی بازیها تسلط بیشتری داشته و از آن شلوغ بازیها و شلختگیهای گذشته در بازیها خبری نبود و بازیگرها مقابل دوربین به حال خود رها نبودند تا از بداهه در دیالوگ و بازی به کرات استفاده کنند.تا جایی که مخاطب راپس بزنندو این نکته می توانست یکی از نقاط قوت کار باشد که به فیلمنامه هم مرتبط است.بدین معنی که بازیگرها بیشتر ازآنکه بداهه گویی کند، به متن وفادار بودند و درکنار شخصیت پردازی درست و بجای نقشهای اصلی،دیالوگها به اندازه و بجا بود.حتی میزان حضورهر بازیگردرهرپلان،فکر شده و حساب شده بود تا باری به هرجهت.شاید یکی از دلایل اصلی آن نویسنده بود که خود نیز در زمینه کارگردانی تجربیاتی داشته وهمین امر باعث شده که هنگام نگارش فیلمنامه،کاردکوپاژراهم که یکی از وظایف هر کارگردان است، انجام بدهد و همه چیزمقابل دوربین شسته رفته باشد.درکنار بازیگران طناز و محبوب تلویزیون از جمله مرجانه گلچین،یوسف تیموری،مهران غفوریان ،رضا نیکخواه و سعید آقاخانی شاهد بازی چهره هایی نه چندان آشنا بودیم که به خوبی توانسته بودند از پس نقشهایی که به آنها سپرده شده بود بربیایند.به عنوان مثال بازیگرنقش پیام بازرگانی که از قضا برادر نویسنده نیز هست و یا بازیگر نقش سمیرا همسر مسعود گلدارکه به جای استفاده از تکیه کلامهای لوس و دیالوگهای نه چندان جذاب که دراکثر مجموعه های طنز به کرات دیده می شود،درکنار بازیگران حرفه ای توانستند بازی قابل قبولی ارائه بدهند و به دل بیننده بنشینند.ویا بازی زهره، همسر دوم ناصر بازرگانی که به خوبی توانسته بودنگرانی یک مادر را از گم شدن فرزندش بهبیننده منتقل کند.همچنین سکانسهای زندان و بازی مهران غفوریان و یوسف تیموری و سکانسهای بازی مرجانه گلچین و رضا نیکخواه و بده بستانهایی که در بازی با هم داشتند به خوبی به تصویر کشیده شده بود.


    وازهمه مهمتر حضور دایی رحمت و پولک خانم با بازی احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی که در این مجموعه به اندازه بود و از آن همه بازی و دیالوگ اضافی ای که در سایر کارها داشتند،خبری نبودوکارگردان در این مجموعه توانسته بود روی بازی آنها کنترل بیشتری داشته باشد که یقینا این امر برای آقاخانی کار راحتی نبود.گرچه این موضوع هم به فیلمنامه خوب کار برمی گردد،اما آقاخانی در این زمینه تلاش بیشتری کرده بود که همه چیز طبق برنامه و روی نظم پیش برود.یکی دیگر از نکات مثبت کارکه باز هم به فیلمنامه برمی گردد و رکن اصلی هراثر هنری به حساب می آید،پرداختن به بحث ازدواج که در جامعه امروزی به معضل و مشکلی تقریبا لاینحل بین جوانان تبدیل شده است بود.از طرفی ماجراهای خواستگارهای گلرخ که هرکدام به نوبه خود بجا و نکات مهم و قابل بحثی در این زمینه بودند،ازجمله خواستگار اینترنتی و ازطرف دیگر ماجرای دو زنه بودن ناصر بازرگانی که نویسنده توانسته بود با زبان شیرین طنز به این معضلات هم نیم نگاهی داشته باشدتا مخاطب رادرحین دیدن سریال،به فکر فرو برد که در این زمینه نیز موفق عمل کرده بود.همچنین رفاقت خسرو و مسعود که در یک محیط و شرایط نه چندان مناسبی چون زندان شکل گرفته بود،اما عمیق و صادقانه بود.به خصوص زمانی که بحث نیاز به پول به میان می آمد،خسرو تمام توانش را به کارمی گرفت تا بتواند رفاقت خالصانه را که این روزها کم رنگ شده،برای مسعود تمام کند وبه یاد بیننده نیز بیاورد که هنوز رفاقت و دوستی صادقانه وجود دارد.گرچه راهی را که خسروبرای کمک به مسعود انتخاب کرده بود،راه درست و منطقی ای نبود.اما یکی از اهداف کارگردان و نویسنده به تصویر کشیدن رفاقت ودوستی بود که در این زمینه هم توانسته بودند به خوبی منظور را برسانند و پیامشان را منتقل کنند.واما قسمت آخر سریال که مهمترین قسمت مجموعه های تلویزیونی محسوب می شود و یکی از نقاط ضعف اکثر سریالها همین بخش از کار است که نویسنده توانست از پس این کارنیز به خوبی بربیایدوآدمهای بد داستان تا حدودی نادم از اعمال گذشته شان بودند.نه مثل سایر سریالها که بدها به نتیجه اعمالشان می رسند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود،برخلاف چیزی که در واقعیت اتفاق می افتد.به عنوان مثال پیام بازرگانی که فرد معتادی بود و در پایان ،فقط برای چند ثانیه به کاری که می کرد فکر کردوپشیمان شد.واز همه مهمتر اینکه همه دست به دست هم دادند تا راز ناصر بازرگانی فاش نشودوتولد فرزندپسری که قرار بود دختر باشد،اما توانست پایان خوبی برای مجموعه ای که درنوروز روی آنتن رفت باشد.درنهایت می توان گفت که اگر مخاطب این سریال نه از روی وقت گذراندن و صرفا لبخند زدن،بلکه عمیقا داستان را دنبال کرده باشد،نتیجه می گیردکه یکی از بهترین سریالهای نوروز امسال،«راه دررو»بود. با مضمونی که این کار داشت و همچنین تیتراژپایانی آن که مانند مضمون سریال،اصیل و منحصر به فرهنگ ایرانی ویکی از بهترین اجراهای گروه رستاک بود که به تازگی توانسته اند با اجراهای قطعات فولکلور و موسیقی اصیل ایرانی با همگان به خصوص مخاطب جوان ارتباط برقرار کنند،تلنگری بودبه مخاطب تلویزیون تا برخی نکات از یاد رفته را به یاد بیاورد.

    منبع : سینماپرس
    ویرایش توسط 1CHAMPION : 04-05-2011 در ساعت 11:46
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. کاربر روبرو از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بررسی بازیگری در مجموعه فاصله ها
    توسط Eliya در انجمن تحلیل و بررسي فيلـــم هاي ايراني
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 05-23-2018, 16:02
  2. «صداها» در راه شبکه خانگی
    توسط 1CHAMPION در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای ایران سال 1389
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 10-06-2010, 22:34

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •