سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23
نمایش شاخه ای11علاقمندی ها

موضوع: Cwa.36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,201
    سپاس شده 25,633 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    نام فیلم: بیمار انگلیسی
    نام: 7hfqi58j6f5dj5zlzdta.gif نمایش: 1426 اندازه: 61.3 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان :آنتونی مینگلا
    تهیه‌کننده :سال زینتز
    نویسنده ها :ایکل اونداتج (داستان)،آنتونی مینگلا
    موسیقی :گابریل یارد
    فیلم‌برداری :جان سیل
    موزیک متن: گابریک یارد
    تدوین: والتر مارچ
    کارگردان هنری: اورلیو کروگنولا
    بازیگران
    رالف فاینس
    ژولیت بینوش
    ویلیام دافو
    کریستین اسکات توماس
    نوین اندروز
    اطلاعات دیگر
    ژانر: درام، عاشقانه، جنگی
    تاریخ انتشار:۶ نوامبر، ۱۹۹۶
    درجه نمایش: R
    مدت زمان :۱۶۰ دقیقه

    توزیع‌کننده :میراماکس فیلم (Miramax Films)
    محصول انگلستان و آمریکا
    زبان :انگلیسی،آلمانی،ایتالیایی, عربی
    بودجه ساخت : 31میلیون دلار
    فروش کل: 231 میلیون دلار
    IMDB Rate 7.3 از مجموع 77هزار رای
    افتخارات و جوایز
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
    برنده جایزه اسکار بهترین کارگردان
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
    برنده جایزه اسکار بهترین تدوین
    برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی
    برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
    نامزد ۸ جایزه اسکار

    تحلیل و بررسی : یحیی

    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 00:32
    The Pianist و .:Reza:. به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 16 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ktpsj1v3ulzlbzy0400u.gif
مشاهده: 1187
حجم:  59.6 کیلو بایت


    تحلیل فیلم بیمار انگلیسی

    شاید وقت آن باشد که از خودمان بپرسیم از یک فیلم چه می خواهیم؟! با وجود اینکه هر ثانیه از عمر ما می تواند زمینه ساز موفقیت یا چیزهای دیگری باشد آیا 120 دقیقه ای که جلوی تلویزیون یا در سینماها یا... صرف دیدن فیلمی می کنیم ارزشش را دارد؟!
    امروزه اکران فیلم های بسیار بر روی پرده سینماها، خیلی از علاقه مندان به فیلم را به صندلی سینماها می کشاند ولی شاید شوق و جذابیتی که هر نفر قبل از دیدن یک فیلم دارد نسبت به چیزی که در انتها از چهره آنها می شود فهمید بسیار بسیار زیادتر است. به راستی دلیل این امر چیست؟ شاید بهنر باشد ما #####ی برای تماشای فیلم بسازیم! #####ی که فقط علایق ما را نشان خودمان دهد. شاید اولین قدم تقسیم بندی ژانرها و انتخاب بهترین فیلم در آن زمینه باشد.

    ژانر عاشقانه که این روزها طرفداران بسیاری دارد هیچ گاه نام فیلم بزرگی همچون بیمار انگلیسی را فراموش نمی کند و نخواهد کرد. بیمار انگلیسی با کارگردانی اسطوره بزرگ سینمای جهان آنتونی مینگلا یکی از ماندگارترین فیلمها در این زمینه می باشد که عنوان عاشقانه ترین فیلم تاریخ سینما را هم یدک می کشد. نامزدی 13 جایزه اسکار و برنده شدن 9 اسکار برای کارگردان 43 ساله، که این سومین ساخت وی است بسیار قابل توجه بود. مینگلا پیش از ساخت بیمار انگلیسی در سال 1997؛ برای فیلم حقیقی، دیوانه وار و عمیق برنده جایزه بفتا شده بود و با توجه به اینکه او در این امر بی تجربه بوده است باید وی را یکی از نوابغ صنعت سینما به حساب آوریم.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  i2e32j4s65wo059vco.png
مشاهده: 2544
حجم:  33.4 کیلو بایت

    داستان فیلم نوشته مایکل اونتاج و به تهیه کنندگی سال زینتر می باشد. مدت زمان فیلم 160 دقیقه می باشد که زمان نسبتا زیادی است ولی با این وجود در طول این مدت ذره ای به بیننده احساس خستگی دست نمی دهد.
    بیشتر موضوع این فیلم پیرامون 2 شخصیت اصلی می چرخد که عشق موضوع اصلی موجود میان این دو نفر است. عشقی که به دید بعضی ها ناپاک است و از جهاتی شیرین و دل انگیز!
    بقیه افرادی که در این فیلم حضور دارند بیشتر برای کامل کردن و شاخ و برگ دادن به آن هستند؛ مانند بقیه فیلم های عاشقانه!
    فیلم از آنجایی شروع می شود که ما شاهد پرواز خلبانی بر فراز کویر هستیم، این تکه از فیلم در ذهن بیننده یک شروع را تجسم می کند که 2 نفر بر فراز کویر در حال پرواز هستند که به اشتباه توسز نیروهای نظامی هدف گلوله قرار می گیرند و کشته می شوند و اینک ادامه داستان به نمایش در می آید که این موضوع کاملا بر عکس است.

    با پیدا شدن جسم مردی سوخته توسط صحرانشینان بیننده به موضوع داستان که پیرامون این شخص است می رسد ولی نمی داند این آغاز کار است یا انتهای آن که با گذشتن چند سکانس از فیلم این موضوع کاملا روشن می شود.
    در ادامه ما شاهد یک کوپه از قطاری هستیم که از آن به عنوان یک بیمارستان سیار در زمان جنگ استفاده می شده است. پرستار جوانی در این کوپه حضور دارد به نام هانا که در ادامه نقشی همانند یک راوی را بازی می کند و داستان این فیلم به گونه ای از زبان وی گفته می شود. پرستار در قطار با پسری زخمی صحبت می کند به گونه ای که نشان دهد وی به آن بیمار علاقه ای خاص دارد؛ این صحنه از فیلم با شوخی دیگر بیماران به پایان می رسد که ممکن است لبخندی را بر صورت بیننده بنشاند اما این لبخند ادامه ندارد زیرا در صحنه بعد هانا از طریق یکی از سربازان کانادایی در می یابد نامزدش کشته شده است. شاید غمی که در صورت هانا می نشیند به تنهایی این احساس را به بیننده منتقل کند ولی انفجاری که در این صحنه رخ می دهد بیننده را کاملا به صندلی میخکوب می کند.

    بعد از آن به صحنه سوال و جواب سربازی از مردی سوخته که در اوایل فیلم او را در حال پرواز دیدیم می رسیم! این مرد که داستان فیلم بر مبنای گذشته وی می گذرد چیزی را به خاطر نمی آورد که به همین دلیل نامش را بیمار انگلیسی می نامند چون هم بیمار است و هم انگلیسی صحبت می کند. شاید دیدن صورت وی برای بینندگان زیاد جالب نباشد چون تمام بدنش سوخته است و ما باید به گریمور این فیلم واقعا آفرین بگوییم که توانسته است به این زیبایی چنین چهره ای را به بیننده نشان دهد.
    در ادامه ما شاهد انفجار یکی از ماشین های حامل زخمی های جنگ که از اتفاق دوست بسیار صمیمی هانا نیز در آن قرار دارد هستیم! صحنه ای که واقعا با بهت زدگی هانا همراه است و پس از آن به وضوح می توان اثر یاس و ناامیدی را در چهره هانا مشاهده کرد اول کشته شدن نامزدش و بعد از آن تکه تکه شدن بهترین دوستش جلوی چشمش دست در دست هم می دهد تا هانا مسئولین بیمارستان را قانع کند که به وی اجازه دهند بیمار انگلیسی که چیزی به پایان عمرش نمانده است را در صومعه ای در نزدیکی محل انفجار تا بعد از مرگش پرستاری کند.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dr2j41rpxchtm2ww2pcl.png
مشاهده: 1715
حجم:  30.1 کیلو بایت

    با وجود دورافتاده بودن این مکان و نبودن امکانات می شود فهمید که تنها دلیل هانا برای اصرار به این امر ناامیدی وی از ادامه این راه می باشد زیرا کنار آمدن با این مسائل بسیار سخت است.
    زندگی در صومعه آغاز می شود؛ هانا خود را وقف مراقبت و پرستاری از بیمار انگلیسی می کند. شبها برای بیمار انگلیسی دفترچه خاطراتی که به همراه او پیدا می کنند را می خواند و خود را مشغول به زندگی روزمره ای که برای خود ساخته است می کند. طی خواندن کتاب خاطرات بیمار ما با فلش بک هایی به گذشته رو به رو می شویم که نمایش دهنده سرگذشت زندگی او می باشد. تقریبا تمامی این فلش بک ها یک صحرا را نشان می دهد که این موضوع ممکن است بیننده را مقداری خسته کند زیرا غیر از شن و ماسه قهوه ای و چند انسان و یکی 2 وسیله نقلیه و هواپیما چیز دیگری برای نمایش وجود ندارد؛ اما چرا این موضوع نتوانسته است موجب خستگی بیننده شود؟ شاید جواب این سوال جذابیت داستانی است که در ورای این صحرای خشک نهفته است.

    در این فلش بک ها ما با چند چهره جدید و تاثیرگذار فیلم آشنا می شویم؛ کاترین و شوهرش که کلیفتون نام دارد.
    پس از چند فلش بک ما به زمان حال باز می گردیم. در اینجا سر و کله فردی به نام کارواجینو پیدا می شود که با گذشت زمان به هویت بیمار انگلیسی پی می برد. بله، هویت بیمار انگلیسی فاش می شود ولی او خود هنوز این را به خاطر نمی آورد. او یک اشراف زاده مجارستانی با نام کنت آلماسی است که در صحرای لیبی باستان شناسی می کرده است.
    در ادامه ما شاهد ورود یک ستوان مین یاب به نام کیپ هستیم که به آن اطرف برای پیدا کردن و خنثی کردن مین آمده است. ورود این اشخاص به فیلم زندگی هانا را تغییر می دهد؛ او عاشق کیپ می شود و موضوع ازدواج خودش با او را به بیمار انگلیسی نیز می گوید.
    اما داستان اصلی فیلم چیست؟
    داستان اصلی پیرامون دلبستگی بیمار انگلیسی به کاترین که زنی شوهر دار است می چرخد. زمانی که آلماسی (بیمار انگلیسی) در حال اکتشافات باستانی در صحرا بوده است کاترین و همسرش به آن صحرا می آیند و وی در آنجا می فهمد که عاشق کاترین شده است. اما آیا دل بستن به زنی که شوهر دارد یک عشق حقیقی است؟

    در صحرا آلماسی زمانی این موضوع را به کاترین نشان می دهد که آن دو طی یک طوفان شن درون ماشین خود محبوس می شوند و کاری جز صحبت کردن با هم ندارند. در ادامه کاترین و آلماسی در قاهره به رابطه خود با یکدیگر به طور مخفی ادامه می دهند تا اینکه کلیفتون متوجه رابطه همسرش با آلماسی که همکار او بوده است می شود؛ اما جالب اینجاست که هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد.
    این موضوع می گذرد تا اینکه جنگ دوباره آغاز می شود. کلیفتون، کاترین را به دنبال خود بار دیگر به صحرا می برد و طی یک عمل جنون آمیز و شاید انتقام جویانه هواپیما را به پناهگاه آلماسی که می کوبد.
    زمانی بیمار انگلیسی گذشته خود را به خاطر می آورد که در حال بحث کردن با کارواجیو است. کارواجیو که بیمار انگلیسی را می شناسد در صحبت های خود از او می پرسد که چطور از صحرا فرار کرده است و در این لحظه آلماسی گذشته خود را به خاطر می آورد.
    به یاد آوردن گذشته آلماسی توسط او یکی از غمگین ترین صحنه های فیلم است که با آهنگی بسیار زیبا همراه می شود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  i2e32j4s65wo059vco.png
مشاهده: 2544
حجم:  33.4 کیلو بایت

    آلماسی به یاد می آورد که بعد از عمل جنون بار کلیفتون، کاترین به شدت مجروح شده است. او کاترین را به غاری که در آن نزدیکی کشف کرده است می برد و در آنجا او را با مقداری غذا و لباس تنها می گذارد تا به دنبال کمک برود. بعد از 3 روز پیاده روی به یک شهر می رسد اما بعد از اینکه خود را معرفی می کند او را به جای یک جاسوس دستگیر می کنند. در راه بازگشت موفق به فرار از قطار می شود و با فروش مقداری عکس و نقشه به آلمان ها هواپیمایی از آنها می گیرد. او به سمت غار پرواز می کند و خود را به کاترین می رساند که با پیکر بی جان کاترین مواجه می شود. آلماسی، کارترین را داخل هواپیما می گذارد و بر روی بیابان شروع به پرواز می کند. صحنه ای که ما در آغاز فیلم آن را دیدیم. در انتها بعد از اینکه آلماسی گذشته خود را به یاد می آورد از هانا می خواهد که با تزریق بیش از حد مورفین به زندگی او پایان بخشد که هانا هم با توجه به اینکه درد او را احساس می کند آن را می پذیرد و زندگی اش را به پایان می رساند.

    و اما به سوالی می رسیم که جواب دادن به آن فقط با درک کامل فیلم ممکن است! آیا دلبستگی آلماسی به کاترین عشقی پاک بود؟ از نظر من آن فقط یک هوس بود. شاید بتوان گفت احساسی که آلماسی به کاترین داشت بسیار عمیق بود چون اگر این چنین نبود او هیچ گاه به دنبال او در صحرا نمی رفت و همراه با جسد او بر فراز بیابانی که در آن با یکدیگر آشنا شده بودند پرواز نمی کرد. اما اگر او معنی واقعی عشق را درک کرده بود به دنبال کاترین که شوهر داشت نمی رفت و باعث مرگ کلیفتون نمی شد.
    اما نکته جالب و قابل توجهی که ما شاهد آن هستیم نتیجه ارتباط وی با یک زن شوهردار است. بدن او کاملا سوخته و ذهنش کوچکترین چیزی را به یاد نمی آورد که همین موضوع شاید مکافات عملی است که او مرتکب شده است. این موضوع با توجه به عقاید تمامی جامعه ها و فرهنگ ها مبنی بر منع رابطه با زن شوهر دار بسیار مورد توجه قرار می گیرد.

    این فیلم را در کل می توان به 3 قسمت تقسیم کرد:

    قسمت اول آشنایی با افراد داستان است.
    قسمت دوم به وقوع پیوستن داستان در صحرای لیبی
    و قسمت سوم نتیجه گیری از داستان به وسیله بینندگان با توجه به اعمالی است که آلماسی برای کاترین انجام می دهد.
    این فیلم از آنجا توانست به این موفقیت برسد که با داستان زیبایی که دارد، ذهن بیننده را برای مدتی به سمت عشق سوق دهد. سمت و سویی که فقط ذره ای فکرکردن در آن می تواند هر انسانی را به سختی درگیر خود سازد.

    از نظر من بیمار انگلیسی یک شاهکار بسیار قوی در صنعت سینما است که اگر موضوعاتی از قبیل نمایش بی اندازه تصاویر کویر و پیچیده بودن بسیار زیاد داستان را در نظر نگیریم می توان اقرار کرد شهرت واقعا در خور آن بوده است.
    موضوع دیگر که تحسین همگان را به خود معطوف ساخت آهنگسازی فوق العاده آن می باشد که شاید نیمی از موفقیت این فیلم مدیون همین موضوع است.

    برخی از دیالگ های به یاد ماندنی فیلم که می تونه خیلی چیز های رو نسبت به دیدگاههای فیلم روشن کنه:

    آلماسي: چه وقت خيلي خوشحالي؟
    كاترين: الان.
    آلماسي: چه وقت خيلي ناراحتي؟
    كاترين: الان!

    آلماسي: يه بار با يك راهنما همسفر بودم كه قرار بود منو به فايا ببره! اون 9 ساعت تمام بدون اينكه حرفي بزنه كنار من نشست و بعد افق رو نشون داد و گفت: فايا اونجاست! اون روز يه روز خوب بود!

    كاترين: تو فكر مي‌كني تنها كسي هستي كه احساس داره؟

    هانا: يه مرد طبقه پايينه. اون برامون تخم‌مرغ آورده. ممكنه اينجا بمونه.
    آلماسي: چرا؟ چون ميتونه تخم بذاره؟
    هانا: اون كانادائيه.
    آلماسي: چرا وقتي آدمهاي هم‌وطن همديگه رو مي‌بينن دوست دارن با هم باشن؟ وقتي تو توي مونت‌رئال كسي رو در خيابون مي‌بيني ازش دعوت مي‌كني كه باهات زندگي كنه؟

    كاترين: تو نمياي داخل؟
    آلماسي: نه!
    كاترين: ميشه لطفاً بياي داخل؟
    آلماسي: خانم كليفتون!
    كارتين: اين كار رو نكن...
    آلماسي: فكر مي‌كنم كتابم هنوز پيش شماست...

    كاراواجيو: توي ايتاليا مرغ هست اما تخم مرغ نيست، توي افريقا تخم مرغ هست اما مرغ پيدا نميشه. كي اينارو از هم جدا كرده؟



    پایان

    با تشکر از مهناز عزیز بابت ویراستاری و سعید عزیز بابت گرافیک

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dr2j41rpxchtm2ww2pcl.png
مشاهده: 1715
حجم:  30.1 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    ویرایش توسط FFKIA : 04-16-2011 در ساعت 19:49
    The Pianist, Ali_Silent-Killer, ScarFace و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...



  5. #3
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    مثل همیشه: کوتاه و عمیق!
    خیلی عالی نوشتی یحیی.

    بیمار انگلیسی یکی از فیلم های مورد علاقه منه... فیلمی که وقتی دیدمش طوری روم تأثیر گذاشت که هنوز هم حسش با من هست.
    به جرأت میگم یکی از معدود فیلم هایی با این تم داستانیه که دوووسش دارم:
    عشق به قول معروف ممنوعه.
    برخلاف تو، از نظر من این عشق اگرچه ممنوعه بود، اما هوس نبود!
    و یکی از زیبایی های فیلم هم همینه که مینگلا نتیجه گیری در مورد این عشق رو به بیننده واگذار می کنه... با هنرمندی نه اونو تقبیح می کنه و نه ستایش.

    فوق العاده ترین صحنه فیلم صحنه ایه که آلماسی، کاترین رو در حالیکه در حریر سفید پیچیده شده تو غار می بره... چقدر این صحنه ها زیباست و ماندگار.
    آهنگ فیلم هم فوق العاده است... یه موسیقی فراموش نشدنی.

    کاملا موافقم: این فیلم یک شاهکاره.




  6. کاربر روبرو از پست مفید Parnian سپاس کرده است .


  7. #4
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,645 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    مرسی یحیی جان
    تحلیل هات به دل میشینه چون خیلی کوتاه هستش و زودی تموم میشه و موضوع دیگه ای هم که هستش خیلی روان و خوب مینویسی و با همه جنبه های فیلم ادم رو درگیر میکنی
    مرسی یحیی جان بابت تحلیل فیلمی ارزشمند از سینمای هالییود که سالین سال اوازش باقی خواهد ماند ..
    بیماره انگلیسی واقعا فیلم خاصی هستش فیلمی ارزشمند از انتونی مینگلا که همون طور که خودت گفتی واقعا یه شاهکار خلق کرده
    اما چرا این موضوع نتوانسته است موجب خستگی بیننده شود؟ شاید جواب این سوال جذابیت داستانی است که در ورای این صحرای خشک نهفته است.
    چرا باید خسته کند داستان اصلی فیلم تو همین چند دقیقه انجام میشود و همه چیز تو این چند دقیقه است
    اگه کسی واقعا از فیلم سر درنیاورده باشد همین چند دقیقه براش کفایت میکند
    الماسی با عشقش به کاترین به نظره من هم به خودش خیانت کرد هم به شوهره کاترین
    الماسی میخواست عاشق باشه عاشق فردی که شوهر داشت و نمیتونست این حقیقت رو حتی از خودش پنهان کنه !!!
    شهر کاترین فهمید اما زبان به اعتراض فرو نبرد اما انتقام رو از الماسی و حتی کاترین گرفت!!!
    بیمار انگلیسی فیلمی عاشقانه و به نظرم روانی هستش!! روانی از چه نظر!! روانی از این نظر که با روح و روان انسان بازی میکنه نکاتی رو بیان میکنه که همه ما میدونیم اما تو بعضی از جامعه ها باز همون ها رو که میدونیم خوب نیست ادامه میدیم!!!
    امروز تو سریال camelot که قسمت جدیدش پخش شد همین اتفاق دوباره افتاد و ارتور با زنه یکی از هم رزمانش دوست شد و طرح دوستی ریخت!!!
    بازم مرسی یحیی جان
    امیدوارم دوستان زیادی وارد بحث بشن!!!
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  8. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  9. #5
    Unhealthy , Unclean
    Mr Shinoda آواتار ها
    وضعیت : Mr Shinoda آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : ایــــــ فعلا ــــران
    نوشته ها : 963
    سپاس ها : 2,103
    سپاس شده 1,489 در 567 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 748 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    واقعا یکی از فیلمهای خاصی هستش که برنده اسکار شده !

    این فیلم را در کل می توان به 3 قسمت تقسیم کرد:

    قسمت اول آشنایی با افراد داستان است.
    قسمت دوم به وقوع پیوستن داستان در صحرای لیبی
    و قسمت سوم نتیجه گیری از داستان به وسیله بینندگان با توجه به اعمالی است که آلماسی برای کاترین انجام می دهد.
    این فیلم از آنجا توانست به این موفقیت برسد که با داستان زیبایی که دارد، ذهن بیننده را برای مدتی به سمت عشق سوق دهد. سمت و سویی که فقط ذره ای فکرکردن در آن می تواند هر انسانی را به سختی درگیر خود سازد.

    از نظر من بیمار انگلیسی یک شاهکار بسیار قوی در صنعت سینما است که اگر موضوعاتی از قبیل نمایش بی اندازه تصاویر کویر و پیچیده بودن بسیار زیاد داستان را در نظر نگیریم می توان اقرار کرد شهرت واقعا در خور آن بوده است.
    موضوع دیگر که تحسین همگان را به خود معطوف ساخت آهنگسازی فوق العاده آن می باشد که شاید نیمی از موفقیت این فیلم مدیون همین موضوع است.
    کاملا موافقم ! مخصوصا موسیقی زیبای کار که به زیبای های فیلم افزوده بود !

    در کل تحلیل خیلی خوبی بود یحیی !

    جمع و جور و مفید

    ممنون

    در دنیا هیچ بن بستی نیست ،
    یا راهی‌ خواهم یافت ، یا راهی‌ خواهم ساخت !


  10. کاربر روبرو از پست مفید Mr Shinoda سپاس کرده است .


  11. #6
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,645 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    من چند صحنه از فیلم رو مینویسم

    اونجایی که رالف فاینس بعد از کلی بدبختی میرسه به غار و میبینه که عشقش از بین رفته و فقط واسش چند تا نامه به جا مونده . و بعد وقتی اونو در آغوش میگیره و از غار میاد بیرون در حالیکه اشکاش سرآزیرن (و موزیک ِ فیلم به اوج خودش میرسه) !

    اون جایی هم که به اون پرستاره هانا با حرکاتش میفهمونه که " بهم آمپول بزن و خلاصم کن " واقعا دردناکه !
    همون طور که یحیی جان گفت واقعا صحنه بدی بود این صحنه
    anton chigurh به این پست علاقمند بوده است.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  12. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  13. #7
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    الماسی با عشقش به کاترین به نظره من هم به خودش خیانت کرد هم به شوهره کاترین
    الماسی میخواست عاشق باشه عاشق فردی که شوهر داشت و نمیتونست این حقیقت رو حتی از خودش پنهان کنه !!!
    شهر کاترین فهمید اما زبان به اعتراض فرو نبرد اما انتقام رو از الماسی و حتی کاترین گرفت!!!
    بیمار انگلیسی فیلمی عاشقانه و به نظرم روانی هستش!! روانی از چه نظر!! روانی از این نظر که با روح و روان انسان بازی میکنه نکاتی رو بیان میکنه که همه ما میدونیم اما تو بعضی از جامعه ها باز همون ها رو که میدونیم خوب نیست ادامه میدیم!!!
    امروز تو سریال camelot که قسمت جدیدش پخش شد همین اتفاق دوباره افتاد و ارتور با زنه یکی از هم رزمانش دوست شد و طرح دوستی ریخت!!!
    مطلبی که میگی درسته سرووووش.
    اگه این فیلم (بیمار انگلیسی) دهه های قبل تر ساخته می شد مسلما طور دیگه ای به پایان می رسید... مثل کازابلانکا.
    زمانی که هنوز اخلاقیات تو سینما مهم بود و ارزش محسوب می شد...
    تصور کن اگه کازابلانکا دهه 90 به بعد ساخته می شد، مسلما پایان داستان الزا با ریک می رفت
    این البته نظر منه.
    اما با این حال باز هم تأکید می کنم که بیمار انگلیسی جزء معدود فیلم هایی با این تم داستانیه که نمیشه قدرت عشق ممنوعه رو ندیده گرفت و اونو هوس دونست.




  14. کاربر روبرو از پست مفید Parnian سپاس کرده است .


  15. #8
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,645 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    اگه این فیلم (بیمار انگلیسی) دهه های قبل تر ساخته می شد مسلما طور دیگه ای به پایان می رسید... مثل کازابلانکا.
    میدونی پرنیان به نظرم این طور فکر کردن درست نیست
    بیمار انگلیسی نیز مثل تمام فیلم های خاص تو زمان و مکان خاصه خودش درست شده .. مثل اینکه بگیم همشهری کین سال 1941 بود فکر کنم درست نمیشد امسال درست میشد !! بدون شک بهترین فیلم در میومد
    یا شاوشنک اون سال درست نمیشد امسال درست میشد و..... و....
    فیلم بیمار انگلیسی فیلم زیبایی هستش اماعشقش ناپاک بود حتی عشقی که کاترین داشت نیز ناپاک بود .
    کاترین زندگیش رو با شوهرش میکنه اما عشقش رو به الماسی اهدا میکنه
    راستی نباید از بازیگران خوب این فیلم نیز در کنار تمام عوامل به خصوص موسیقی فیلم یاد نکرد
    بازی عالی ژولیت بینوش که به تازگی با کارگردان خوش ذوق سینمای ایران کیارستمی نیز همکاری کرده
    و نیز بازی رالف فاینس در نقش الماسی یاد نکرد
    راستی اولین بار بود و خیلی هم تعجب کردم که نوین اندروز رو تو این فیلم دیدم جالبه بازیه جالبی رو هم از خودش به نمایش گذاشت!!!
    تصور کن اگه کازابلانکا دهه 90 به بعد ساخته می شد، مسلما پایان داستان الزا با ریک می رفت
    دیگه فیلم هندیش نکن پرنیان :دی
    فیلم های هالیوودی همینشون خوبه که غیر پیش بینی هستش و همیشه داستان های عاشقانه اش یه طوری ادم رو تو کف اخر فیلم قرار میده و تا اشکت رو درنیاره تمومش نمیکنه
    مثل فیلم داستان عشق . کازابلانکا . بربادرفته . بیمارانگلیسی . نوت بوک . و خیلی فیلم های دیگه....
    یه طوری هالیوود میخواد گریت رو دربیاره نه اینکه به قول فرخ جان تو نقد فیلم slumdog millioner تو یه تپه بهم برسن و بزنن برقصن و بیننده هم خوشحال بشه و حال کنه :دی:دی و حالش از فیلم بهم بخوره :دی
    اگه قرار بود فیلم های هالیوودی این طوری تموم بشن که دیگه بهش هالیوود نمیگفتن :دی
    ویرایش توسط ScarFace : 04-10-2011 در ساعت 11:28
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  16. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  17. #9
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,645 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    می میریم، می میریم، می میریم، غنی از عشاق و قبایل. آن چه را بلعیده ایم می‌چشیم. پیکرهایی‌ که وارد شده‌ایم و چون رود بالا رفته ایم، ترس هایی که در آن نهان کرده ایم، مثل این غار متروک. می‌خواهم پیکر ام نشانی‌ از این داشته باشد. کشور های حقیقی‌ مائیم، نه مرز‌های کشیده شده بر نقشه‌ها با عصای مردان مقتدر. می‌دانم که می آیی تا مرا به قصر باد‌ها ببری، تنها چیزی است که خواسته‌ام، قدم زدن در چنین مکانی، با تو، با دوستان، در جهانی‌ بدون مرز.
    اینم یکی از دیالوگ های فوق العاده فیلم که در اخرین سکانس فیلم گفته میشه همراه با اهنگ بینظیر فیلم!!!
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  18. #10
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 36- تحليل و بررسي فیلم بیمار انگلیسی (The English Patient)

    صحبت های خیلی جالبی بود!!!
    اگه یکم دقت کنیم می بینیم که این فیلم تونسته کاری کنه که هر کسی یک برداشت خاصی رو از فیلم بکنه!! من این رو وقتی فهمیدم که داشتم نظر بقیه رو هم در مورد این فیلم می خوندم و در واقع تحقیق می کردم. جالبی این اینجاست که برداشت هر کسی متناسب با شرایطی هست که درش قبل قرار داشته یا الان هست...
    ولی از نظر من همونطور که گفتم عشق آلماسی شاید واقعی بود ولی ماله کاترین بیشتر به یک هوس شباهت داشت!! حتی من عشق شوهر کاترین رو نسبت به خود اون واقعی تر می دونم چون آخر داستان واقعا با دل و جرات این کار رو انجام داد.
    به هر حال این فیلم واقعا یک شاهکاره!!! چون آدم رو عمیقا درگیر خودش می کنه

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بمب الکترومغناطیسی
    توسط SovRan در انجمن تاریـــخ تسلیحــــات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-01-2013, 22:12
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 08-07-2012, 00:56
  3. بهترین سریال ایرانی - ژانر پلیسی و حادثه ای - مرحله اول - گروه a
    توسط T.U.S در انجمن جشنواره بزرگ برترین های تلویزیون
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 05-23-2012, 19:49
  4. لغت نامه انگلیسی به مشهدی.!!!!
    توسط m_a1100 در انجمن بخش طنز و فكاهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-02-2010, 00:57

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •