سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh اتفاقات خواندني در زندگي نويسندگان

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: اتفاقات خواندني در زندگي نويسندگان

  1. #1
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    اتفاقات خواندني در زندگي نويسندگان

    تولستوي و آنا كارنينا

    نويسندگان بزرگ در جهان ادبيات داستاني گاهي آن قدر با فضا و شخصيت‌هاي آثار خود عجين شده‌اند كه باعث اتفاقات جالب شده است،نوشتن در ذات خود داراي رمز و رازهايي است كه گاهي ممكن است نويسنده را به مسير‌هاي غير قابل پيش بيني بكشاند يعني روايت داستاني آن قدر به صورت خودجوش پيش مي‌رود كه شخصيت‌ها خود براي خود سرنوشت لازم را انتخاب مي‌كنند.

    ************************************************** ******

    معروف است كه لئو تولستوي در جلسه‌اي كه براي نقد و بررسي رمان «آنا كارنينا» حضور داشت كه ناگهان يك زن گريه كنان به او نزديك شد وگفت:«شما نويسنده‌ها آدم‌هاي بي‌رحم و سنگدلي هستيد چون يك شخصيت را مي‌پرورانيد تا خواننده با او حس همذات پنداري پيدا كند اما ناگهان او را به زير چرخ‌هاي قطار پرتاب مي‌كنيد، همان بلايي كه بر سر آناكارنينا آورديد، آخر چرا؟»

    لئو تولستوي لحظاتي به فكر فرو مي‌رود و بلافاصله مي‌گويد: «باور كنيد من همه تلاشم را براي نجات ايشان به كار گرفتم،حتي بارها با او حرف زدم اما او بر خلاف ميل من رفتار كرد و خودش را نابود كرد،من هرگز چنين سرنوشتي را براي آنا انتخاب نكرده بودم».

  2. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اتفاقات خواندني در زندگي نويسندگان

    بورخس و شخصيت‌هايش

    معروف است كه «خورخه لوئيس بورخس» نويسنده بزرگ آرژانتيني هميشه با شخصيت‌هاي داستاني‌اش زندگي مي‌كرد و حتي در محافل دوستانه هم گويي در جاي ديگري بود. بورخس آن قدر در ساخت فضاهاي داستاني‌اش حساسيت به خرج مي‌داده كه ماجراهاي مربوط به شخصيت‌ها را شخصا تجربه مي‌كرده است يعني اين كه اگر بنا بوده يك شخصيت به مدت چند شبانه روز در تاريكي زندگي كند نويسنده اين كار را پيش از او تجربه مي‌كرده تا كارش واقعي تر به نظر آيد.
    «گابريل گارسيا ماركز» نويسنده شهير كلمبيايي و برنده جايزه ادبي نوبل خاطره جالبي از بورخس دارد؛او مي‌گويد:«زماني كه در پاريس زندگي مي‌كردم هميشه آرزو داشتم بورخس را ببينم چون او هم در آن زمان مقيم پاريس بود. روزي داشتم قدم مي‌زدم كه بورخس رادر آن سوي خيابان ديدم و با اشتياق خودم را به او رساندم و پرسيدم:«ببخشيد شما جناب بورخس هستيد؟» بورخس با همان آرامش هميشگي‌اش گفت:«بعضي وقت ها!»
    ماركز اين چنين نتيجه مي‌گيرد كه بورخس راست مي‌گفت چون ذهنيت او هيچ گاه به شكل صددرصد متعلق به خودش نبود و هر لحظه در پوست يك شخصيت داستاني فرو مي‌رفت.

  5. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اتفاقات خواندني در زندگي نويسندگان

    بالزاك و بابا گوريو

    بالزاك نويسنده معروف فرانسوي از آن جمله نويسندگاني است كه هموطنانش هنوز هم آثار او را در حجم بسيار بالايي مطالعه مي‌كنند،اين نويسنده در يكي از شاهكارهايش يعني «بابا گوريو» شخصيتي را خلق مي‌كند كه به گونه‌اي نماينده قشر مرفه فرانسه در آن دوران است.
    اين مرد كه تمام زندگي‌اش را متعلق به دو دخترش مي‌داند و عاشقانه آن‌ها را دوست دارد تصميم مي‌گيرد كه تا ريال آخر را به دو دخترش تقديم كند اما فرزندان قدر نشناس اوحتي در زمان
    مرگ هم به سراغش نمي‌آيند.
    نكته خواندني در اين ميان در گيري‌هاي كلامي و شبانه بالزاك با دوشخصيت دختر داستان است؛مي گويند بالزاك گاهي با صداي بلند آن دو دختر را به اسم صدا مي‌زد و حتي التماس مي‌كرد كه در لحظات آخر سري به پدر پيرشان بزنند، بخشي ديگر ازاين ماجراي خواندني زماني است كه باباگوريو مي‌ميرد و بالزاك چند روزبرايش گريه مي‌كند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •