مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفي نمايشنامه درد خفيف

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: معرفي نمايشنامه درد خفيف

  1. #1
    Skyfly آواتار ها
    وضعیت : Skyfly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,882
    سپاس ها : 4,547
    سپاس شده 7,229 در 1,439 پست
    یاد شده
    در 22 پست
    تگ شده
    در 778 تاپیک

    معرفي نمايشنامه درد خفيف

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  spint-web-450_b.jpg
مشاهده: 1264
حجم:  49.0 کیلو بایت




    درد خفيف نمايشنامه اي تراژدي-كمدي است كه در سال 1958 توسط هارولد پينتر Harold Pinter نوشته شده است و اولين بار در سال 1961 انتشار يافت. نمايشنامه درباره رؤياها و آرزوهاي يك زوج ميانسال است و عمدتاً بر ترس هاي مرد از ناآگاهي، پير شدن و "ديگري" به عنوان تهديدي براي ماهيت وجودي خود، تأكيد دارد.

    نمايشنامه با گفتگوي ادوارد Edward و فلورا Flora سر ميز صبحانه آغاز مي شود. گفتگوي انها در مورد موضوعات روزمره، مبتذل و بي ارزش است. پشه اي دور ميز صبحانه دور مي زند و پرسش آيا پشه نيش مي زند يا گاز مي گيرد باعث بروز مجادله سختي بين آنها مي شود. نزديك به دو ماه است كه پيرمردي كبريت فروش در پشت ورودي باغ آنها ايستاده تا به عابريني كه از آنجا عبور نمي كنند كبريت بفروشد. در طول نمايشنامه پيرمرد كبريت فروش كلامي صحبت نمي كند.

    يكي از موضوعات نمايشنامه احساس ناامني دروني از تهديدهايي است كه ماهيت وجودي فرد با آن روبروست. در اينجا تهديد مرد كبريت­فروش است كه ادوارد از او مي­ترسد. موضوع پير شدن نيز در اين نمايشنامه مشهود است. كبريت­فروش پير است، كر است و عينك طبي دارد و ادوارد و فلوراي ميانسال در طول نمايشنامه مرتب جواني خود را مرور مي­كنند. تهديد "ديگري" و حسادت عاشقانه و وسواس­گونه نيز در نمايشنامه وجود دارد.



    شخصيت ها:
    • ادوارد Edward
    • فلورا Flora
    • كبريت فروش Machseller

  2. 8 کاربر از پست مفید Skyfly سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : معرفي نمايشنامه درد خفيف

    يكي از موضوعات نمايشنامه احساس ناامني دروني از تهديدهايي است كه ماهيت وجودي فرد با آن روبروست.
    همون چیزی که شاید همیشه در درون انسان وجود داره و همیشه هم در حال مبارزه ست با اون ، حس فرا رسیدن پیریه !
    البته این بر می گرده به این که انسان نمی خواد و از مقابله با واقعیات هراس داره !
    نمایشنامه درد خفیف از حسی می گه انسان ابتدای امر اون رو ناچیز می دونه و توجهی بهش نداره ... اما دردی هست که به مرور زمان گریبانگیر می شه و ... !
    عالی بود هما جان

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  5. 2 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #3
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    پاسخ : معرفي نمايشنامه درد خفيف

    مختصری از نمایشنامه درد خفیف

    ادوارد و فلورا زن و شوهری میان سال از طبقه ثروتمند انگلیس در خانه ای ویلایی در خارج از شهر به دور از انسان های دیگر با یکدیگر زندگی می کنند. ادوارد روزها در باغچه به پرورش گل و گیاه مشغول است و فلورا به کارهای روزمره رسیدگی می کند. نمایش از جایی شروع می شود که پیرمردی کبریت فروش در این محل متروک و به دور از سکنه پشت در ویلای ادوارد و فلورا مشغول کبریت فروشی است! ادوارد که مردی بدبین و انسان گریز است به پیرمرد شک می کند و از فلورا می خواهد غازی برای نهار تهیه کند و پیرمرد را دعوت کند تا از کار پیرمرد سر در بیاورند. فلورا هم ترتیب نهاری می بیند و پیرمرد را با جعبه کبریت فروشی اش به داخل منزل هدایت می کند. پیرمرد هیچ حرفی نمی زند و در برابر سوال ها و حرف های ادوارد و فلورا سکوت می کند. پیرمرد را به داخل خانه می برند و به نوبت برای حرف زدن و حرف کشیدن از او به داخل اتاق می روند و هر بار نطقی طولانی برایش می کنند. اما پیرمرد حتی کلامی بر لب نمی آورد و در آخر ادوارد خشمگین شده و جعبه کبریت فوشی پیرمرد را خرد می کند و پیرمرد را کتک می زند و از خانه بیرون می کند.

    ممنون هما خانوم،درد خفیف نمایشنامه خیلی زیبایی هست که تحلیل های زیادی هم در موردش نوشته شده!!!

  7. 4 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  8. #4
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    پاسخ : معرفي نمايشنامه درد خفيف

    نمایشنامه درد خفیف نشانگر دل مشغولی ها و ترسها و تزلزل طبقه متوسط مرفه انگلیس است.مردمی که از هیچ برای خود چیزی می سازند. و به دین وسیله زندگی خود را با آن به مخاطره جدی می افکنند. البته این ترس ها و مخاطرات از یک نقطه نظر هم چندان پوچ و بی ارزش نیستند چه انسان غربی همیشه در طول حیات خویش شاهد تجاوزات و به دام افتادن ها بوده است. از این روست که هر چیز کوچکی را مشکوک شمرده و او را به خطر می اندازد. انسان هایی که روزانه شاهد اتفاقات شوم و تجاوزات و قتل و جنایت در نزدیک خویشند نمی توانند با آرامش و در صلح و صفا زندگی کنند و این تا بدان جا پیش می رود که از وجود پیرمرد کبریت فروش بی آزاری هم چنان به وحشت می افتند.
    نمایشنامه درد خفیف که در واقع باری رادیو نوشته شده بود اجرای صحنه ای نیز داشت. لیکن اجرای رادیوئی آن باید با توفیق بیشتر همراه بوده باشد. زیرا که شنونده رادیو بهتر می تواند درک کند که آیا کاراکتر پیرمرد کبریت فروش با سکوت سنگین خود (که در رادیو صد چندان می شود) اصلا وجود خارجی دارد یا فقط زائیده ی ذهن این زن و شوهر است!!! این متن از نخستین نمایشنامه های هارولد پینتر است که زبان آن به شدت شبیه به طبقه متوسط انگلیس است از اینرو بیشتر مردم انگلیس با این نمایشنامه ارتباط برقرار می کنند.

    ادوارد و فلورا یک زوج ثروتمند از طبقه متوسط هستند که در یک خانه روستایی بزرگ که اطراف آن باغ های زیادی فرا گرفته است زندگیی می کنند. سابقا ادوارد در کار تجارت بوده است. ولی در حال حاضر او خود را یک روشن فکر می داند و مدعیست که در حال نگارش کتابی پیرامون فضا و زمان است!!!. در جای دیگری به مناسبت دیگری اشاره می کند که در نظر دارد کاری در خصوص کنگوی بلژیک انجام دهد.
    نمایشنامه از جایی شروع می شود که ادوارد و فلورا مشغول صرف صبحانه اند. رد و بدل شدن کلماتی در مورد موضوعات بی ارزش و مبتذل روزمره مانند آنچه در نمایشنامه گارسون لال میان بن و گاس رد و بدل می شود. و نشان می دهد میان این دو زن و شوهر با یکدیگر شکراب است. آیا پشه ها گاز می گیرند؟ (یا نیش می زنند؟) این سوالی است که به مجادله سختی منجر می شود. در این حین پشه یا زنبوری که دور میز صبحانه مدام دور می زند به وسیله ی چای داغی که ادوارد روی پشه می ریزد می میرد و ادوارد که از درد خفیفی در چشمانش شکایت دارد از این که پشه با این چای داغ چشمانش کور می شوند به وجد می آید!!!
    در اینجا ما با تم کوری روبرو هستیم. مانند آنچه در نمایشنامه های (اطاق) و (جشن تولد) داشتیم. به نظر می رسد این مسئله اشاره به عدم توانایی جنسی و مرگ برابر باشد. در واقع داستان مهم و ضمنی ای که در طراف پشه می گذرد عمل تلخی و تنفر و ظلمی را نشان می دهد که پشت کلمات مودبانه و رفتار رسمی این ازدواج پنهان شده است!
    ادوارد و فلورا هر دو نگرانند. مدتی نزدیک دو ماه است پیرمردی نحیف با جعبه کبریت فروشی اش پشت ورودی باغ آنها ایستاده و سعی دارد به عابرینی که از آنجا رد هم نمی شوند کبریت بفروشد! البته به زحمت می شود گفت عابری از آن حوالی می گذرد و این نکته ایست که پیرمرد کبریت فروش را برای ما مرموز می کند که چه هدفی از این کار دارد. ادوارد و فلورا پیرمرد را دعوت کرده و با او رفتاری رسمی و در عین حال صمیمانه می کنند تا بتوانند از او حرف بکشند و سکوت پیرمرد منجر به منولوگ های عصبی و طولانی و خشنی می گردد که ادوارد با پیرمرد دارد. دراین حین فلورا به درون اتاق می آید و ادوارد از او می خواهد بقیه کارها را راست و ریست کند چرا که دیگر توانی در خود نمی بیند و درد خفیف او تابدان جا پیش رفته است که او را به حال کهوات و پوسیدگی انداخته است بنابر این از اتاق بیرون می رود و فلورا با پیرمرد به گفتگو می پردازد. قلورا یاد جوانی اش می افتد و به خاطر می آورد زمانی را با مردی مثل او ملاقات داشته است و اتفاقات جوانی در او بیدار می شود و با اینکه پیرمرد بویی بسیار زننده دارد فلورا خود را مجبور می کند که به کنار پیرمرد برود و جوانی خود را بار دیگر زنده کند.در اینجا فلورا از حالت عادی خارج شده و نمی داند پیرمردی که در کنار اوست هیچ نیست مگر زائیده ذهن بیمار شده اش! در این حین ادوارد وارد اناق می شود و فلورا به او می گوید نزدیک بوده او را به حرف دراورد ولی ادوارد که معتقد است فلورا دروغ می گوید با فحاشی فلورا را بیرون می راند و بار دیگر با پیرمرد از زمان جوانی و کریکت و ورزش هایی که می کرده سخن می گوید و باز هم با سکوت سر و سنگین پیرمرد مواجه می شود. در این حین ادوارد داغان تر از پیش خود را پیرمرد و پیرمرد کبریت فروش را جوان فرض می کند و مدام از میکروبی که در چشمش رفته است شکایت می کند و می نالد و اینبار فلورا وارد می شود و ادوارد از او می خواهد کمکش کند. سینی کبریت فروشی را به دست فلورا می دهد و از او می خواهد اورا به بیرون از باغ هدایت کند.


    آیا پیرمرد کبریت فروش کیست؟ چرا در چنین جای بی سکنه و عابری به فروختن کبریت می پردازد؟ آیا می تواند نمادی از فرشته مرگ باشد که حتی در چنین جای دوردست و پرتی این زوج را رها نمی کند؟ پینتر در این نمایشنامه سعی دارد زوال زندگی زناشویی و تزلزل طبقه متوسط را نشان دهد. میزانتروپی در این نمایشنامه بیدید می کند و با ضد اومانیسم نیچه ای رو به رو می شویم. این نمایشنامه یکی از موفق ترین آثار رادوئی جهان شناخته شده که هارولد پینتر را همه طبقات اجتماع می شناساند.


    نوشته مارتین اسلین

  9. 3 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفي نمايشنامه اديپ شهريار
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 11-24-2014, 17:17
  2. معرفي نمايشنامه آنتيگونه
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 07-01-2014, 15:08
  3. معرفي نمايشنامه الكترا
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 03-08-2011, 15:49
  4. معرفي نمايشنامه پيگماليون
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 02-14-2011, 19:48
  5. معرفي نمايشنامه مرگ فروشنده
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 12-14-2010, 23:46

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •