مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

موضوع: بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته


    ماه عسل
    محصول 1355 ایران

    کارگردان: فریدون گله

    بازیگران:
    بهروز وثوقی
    فائقه آتشین
    جمشید مشایخی

    دوستان عزیز لطفا به قوانین انجمن احترام بگذارید.
    در این تاپیک فقط برداشت و نظر شخصی خود در مورد فیلم مورد بحث را آورده و از نقل قول از سایت های دیگر و نیز بحث های جانبی خودداری کنید.
    بحث و بررسی فیلم ماه عسل از هم اکنون تا ساعت 12 شب شنبه ادامه خواهد داشت.

    باتشکر... سرپرست انجمن تخصصی سینمائی


    ویرایش توسط FFKIA : 04-21-2011 در ساعت 19:49
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. 7 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    ماه عسل
    فیلمی از سینمای قبل از انقلاب
    سینمایی که جز چند کار قابل توجه و درخشان چیز دیگری برای عرضه ندارد. فیلمنامه های تکراری بالیوودی، دختری ثروتمند و پسری فقیر یا برعکس. مردانی که تا دیروقت در کاباره ها به نوشیدن مشغولند و به دختران معصوم دل داده اند و سخت دلباخته اند و آهنگهای غمگین گوش میدهند!!!
    پدران و مادرانی نگران فرزندان و مخالف با ازدواج این دلدادگان که در نهایت مجبورند به ازدواج طرفین رضایت دهند چرا که دلشان برای فرزندشان میسوزد
    هیچوقت از سینمای قبل از انقلاب خوشم نیامده است و این فیلمهای تکراری نه چندان خوشایند را که در نشان دادن صحنه های غیرخانوادگی گوی سبقت را از هالیوود ربوده اند و چه بسا که سی سال جلوتر هم بوده اند، هرگز نپسندیده ام.
    این فیلم هم چیزی بیشتر برای گفتن نداشت. لحن گفتار ناخوشایند و ادعای لوتی گری و مردانگی... صحنه های مصنوعی دعوای مردان قهرمان فیلم! در خانه خان بابا نان و نمک خوردن نمکدان شکستن و و در آخر دختر او را نیز به چنگ آوردن...
    گاهی به این فکر میکنم که اگر این رویه در سینمای ایران ادامه داشت ما امروز چیزهایی در فیلمهای سینماییمان شاهد بودیم که شاید هالیوود هنوز از نشان دادنش شرم دارد...
    ویرایش توسط Amélie : 04-22-2011 در ساعت 04:54 دلیل: حذف کلمات خارج از قوانین


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    خب می رسیم به فیلم ماه عسل
    نقش آفرینی هنرمندی مانند بهروز وثوقی
    خان بابا با بازی جمشید مشایخی ، از وصیت نامه ای سخن می گه که در زمان حیات و برای آسودگی خیالش تنظیم کرده ... وصیت نامه ای که تا حدودی عقیده و نظر پدر رو در مورد فرزندان و اطرافیانش مشخص می کنه
    در این وصیت نامه زحمات و علایق و نسبت ها از قلم نمی افته ... اما هر شخصی بسته به احساس عمیق خان بابا مورد لطف و عنایت اون قرار می گیره
    ماه عسل ، داستان دختری عزیز دردانه برای خان بابا را روایت می کند که دل در گرو پسر جوانی نهاده
    تا آخر فیلم روابط اون طور که باید تعریف خاصی به خودشون تو این فیلم نگرفتند
    تا آخر فیلم مشخص نشد چرا شخصیت خان بابا باید انقدر ضعیف و سطحی نمایش داده بشه
    این که خیلی راحت بعد از مشخص شدن خیانت همسرش ، اون رابطه رو ترک گفت ! اینکه در مورد مخالفت با ازدواج دخترش انقدر راحت کنار اومد ... اونم ازدواج دخترش با کسی که ......
    عشق پنهان دختر خانواده که بعد از سال ها به یکباره انقدر عمیق و سوزان ظاهر شد !
    ماه عسل ، اتفاقات ساده و مصور یه خانواده بود !

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  7. #4
    Amélie آواتار ها
    وضعیت : Amélie آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 30
    نوشته ها : 910
    سپاس ها : 3,829
    سپاس شده 1,528 در 607 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 413 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    منم از این فیلم خوشم نیومد!
    داستانش خیلی کلیشه ای و تکراری بود درست مثل بقیه ی فیلم های قبل از انقلاب!
    فیلمو که می دیدم همش رو هوا بودم احساس می کردم که هیچ کدوم ار شخصیت ها واقعی و محکم نیست!نه عشقی که یهویی شکل گرفت و انقدر هم آتشین نه قهرمان بازی های بهروز و نه خان بابا که بر خلاف ابهت اسمش انقدر ساده با ازدواج موافقت کرد!
    ماها همیشه داریم میگیم که چه سینمای بدی داریم و ... ولی وقتی یه همچین فیلمایی رو می بینیم به این نتیجه میشه رسید که پیشرفتمون فوق العاده بوده!

  8. کاربر روبرو از پست مفید Amélie سپاس کرده است .

    A!i

  9. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    خوب رسیدیم به این بحث و بررسی که به نظر میاد کمی عجیبه...
    این که یکدفعه چی شد که به فکر افتادیم سری به فیلمهای قبل از انقلاب بزنیم داستان پیچیده ای نداره.
    ماجرا تقریبا از همون مصاحبه جنجالی سینماسنتر با جناب ارجمند شروع شد. خاطرم هست که سینمای حال حاضر ایران رو نابود شده و شکست خورده میدونستند.
    کلی هم در این باره بحث کردیم و البته نتایج خوبی نداشت.

    اما باید گفت که سینمای قبل از انقلاب ما مثل تاریخمون میمونه ... تاریخی که بدون شناخت اون نمیتونیم درک درستی از حال حاضرمون داشته باشیم.
    در میان دوستان سایت خیلی محدود هستند کسانی که فیلمهای قبل از انقلاب رو دیده باشندو یا اونها رو بشناسند. برخی از دوستان که همین فیلمهای بعد از انقلاب رو هم ندیدند و با اونها آشنا نیستند.
    سینمای قبل از انقلاب به طور کامل در اختیار فیلمهای کاملا فارسی قرار داره و البته در این بین بوده اند فیلمهائی که کاملا هم فارسی نیستند و وقتی به اونها نگاه میکنیم اولین چیزی که به ذهنمون میرسه اینه که چرا اصولا این فیلم ها ساخته شدند.
    با این که از انقلاب اسلامی 33 سال میگذره اما هنوز بهترین فیلم تاریخ ایران فیلم گاو اثر استاد مهرجوئیست ... و پر بیننده ترین فیلم تاریخ ایران همچنان قیصر اثر استاد کیمیائی .....
    پس این سوال پیش میاد که چرا این سینما با چند اثر محدود همچنان در کیفیت و کمیت بر سینمای حال حاضر برتری داشته ؟

    سوال ممکنه خیلی پیچیده به نظر بیاد .... اما جواب خیلی ساده است. فیلم سازان دوران قبل از انقلاب به خوبی ذائقه مردم رو شناخته بودند و متوجه شده بودند که در ذهن بیش از 80 درصد سینما رو ها افکار پیچیده و عمق دید سینمائی جائی نداره.
    اونچه که برای بیننده اون دوران و البته با کمی گسترش همه دورانهای سینمای ایران مهم است, این است که یک فیلم از اصول ساده ای پیروی بکند, هنرپیشه ای داشته باشد به شدت معروف, دارای ساز و آواز و رقص به اندازه کافی باشد و در نهایت نزدیک باشد به چیزی که همه مردم آن روزگار ادعایش را داشتند "مردانگی"
    البته به نکات بالا باید نکته مهم تری را نیز افزود. بیننده سینمای قبل از انقلاب قدر مسلم میخواست که دو طرف خیر و شر خیلی مشخص نیز در فیلم حضور داشته باشند. این بیننده نمیتوانست ذهن خود را درگیر فیلمی مانند جدائی نادر از سیمین کند و یا به گرفتاری های مادر در فیلم مادر علی حاتمی فکر کند و یا بیندیشد که درگیری های ذهنی حمید هامون چیست... پس یک فیلم باید همه این الگوها را میداشت تا بتواند موفق شود. موفقیت هم فقط در فروش فیلم بود و نه چیزی دیگر ...

    دوستانی رو میشناسم که فیلمی مثل قیصر و رضا موتوری و کندو و همین ماه عسل رو بیش از 100 بار در سینما دیده اند و همچنان هم با هر جمله بهروز وثوقی میشه شعف رو در چشمانشون دید. این افراد عاشق سینمای اون دوران هستند و بازیگران اون دوران هم به خوبی این حس رو به بیننده منتقل میکردند.
    محمد علی فردین, بهروز وثوقی, ایرج قادری, ناصر ملک مطیعی و خیلی دیگر از این هنرمندان در آن دوران دقیقا در چنین فرایندی قرار داشتند.
    خاطرم هست که یکی از دوستان همین چند وقت پیش به من میگفت که بهترین کارگردان ایران مسعود کیمیاییست و بهترین آهنگساز اسفندیار منفرد زاده و بهترین بازیگر بهروز وثوقی و بهترین خواننده فرهاد مهراد .... در نتیجه به نظر او بهترین فیلم تاریخ ایران میدانید چه فیلمی بود ؟
    بله ... رضا موتوری ... ترکیبی از بزرگترینها ...

    هرچند که جای خیلی چیزها در این بهترینها خالی است. اما شکی نیست که افرادی که گفتم هنوز هم بهترین های ایران هستند. یا حداقل در آن زمان این گونه بود.
    اما نتیجه کار باز یک فیلم فارسیست و خیلی هم فارسی .

    با این پیش زمینه به سراغ سینمای فریدون گله میروم. سینمائی که متفاوت است اما نه بیننده آن زمان و نه حال حاضر همچنان متوجه طنز عمیق این فیلم ساز نشد.
    طنزی که به قول یکی از افراد نزدیک به فریدون گله اسمش هیجان برای دیدن تاریکی بود...

    بحث من روی دو فیلم شاخص این فیلم ساز است و در راس آن ماه عسل ...

    ماه عسل فیلمیست با رعایت تمام قوانین مربوط به فیلم فارسی . فیلمی که هم بهروز وثوقی دارد و هم فائقه آتشین ... هم موسیقی خوبی دارد و خواننده خوبی .... هم کارگردان خوبی دارد که یکی از معدود فیلم نامه نویسان دوران قبل انقلاب است و هم بازیگران مشهور دیگری نظیر مرحوم کرم رضائی و جلال پیشوائیان و مرحوم نادره ...
    موضوعی که از جای مشخصی شروع نمیشود و مقصود خاصی ندارد و به جای مشخصی هم ختم نمیشود. مردم در این فیلم همچنان برای رضا فریاد کشیدند و با متلکهای مختلفش در سراسر فیلم شاد شدند ... چیزی که به این شدت در هیچ فیلم دیگر ایرانی نبود....
    متلک های آخر فیلم که توسط بهروز به افراد مختلف گفته میشود گاها شرم آور هم هست. اما مردم برایش فریاد میکشیدند و شاد میشدند ...
    نام مردانگی در این فیلم بر لبان همه بیننده ها جاریست و قهرمانان فیلم یکی از دیگری نامرد ترند.... اما مردم برایشان فریاد میکشند ...

    فیلم ماه عسل یک فیلم کاملا تاریک است مانند کندو .... و بر خلاف تمام قواعد فیلمهای فارسی هرگز طرف روشنی ندارد ... هرچند که به پایانی خاکستری میرسد ... افراد این فیلم همه تاریکند و حتی خاکستری هم نیستند .... اما مردم همچنان از دیدنشان به شعف می آیند.
    شخصیتهای داستان یک به یک در تاریکی و ظلمات خود فرو رفته اند... رضا فردی که با معشوقه پدرخوانده اش همراه است و به وسیله او از پدرخوانده اش در نهایت پرروئی پول بیرون میکشد .... خان بابائی که در سنین پیری هم در است معشوقه بازی اش برنداشته است ... خان دائی که با داشتن همسر با خدمتکار خود هم رابطه داشته و نتیجه آن رضاست ... خدمتکار که در خدمت کاری خود هم درست از ارتباط با اربابش برنداشته .... چنگیزی که فرد تو سری خود فامیل است و یک قمار باز از پیش باخته وبی شخصیت ... دختری که نمیتواند عشق را از نفرت تشخیص دهد و با تمام خطاهای عیانی که از رضا میبیند با مغری پوک به او دلبسته است ... عروسهای خانواده دیگری که هر دو دامن عفت آلوده کرده اند و پسرانی که مسیر بی غیرتی را تا به انتها پیموده اند ....

    فریدون گله در ماه عسل هجویه ای برای سینمای فیلم فارسی میسازد و مانند داستان مشهور تاج خراسانی, مردم را با علائقشان به استهزا میگیرد .... از دیدی بیننده رضا همچنان قابل ستایش است. اما بیننده آن زمان به شخصیت تاریک و روشن نیندیشیده است. او فقط میخواهد بهروز برنده این ماجرا باشد .... و شخصیت رضا با تمام نامردی ها همچنان اسباب شعف مردم است .
    این نوع سینما را پیش از این فریدون گله در کندو ایجاد کرده بود . اما در آنجا میزان تاریکی شخصیتها خیلی آشکار تر بود. منتها با اضافه شدن داستان عشقی به ماه عسل فریدون گله به همان چیزی که مد نظرش بود رسید "هیجان برای دیدن تاریکی"

    ماه عسل هنوز هم این توانائی را دارد که سرخطهای تاریکی را در خود پنهان کند و نوشته های دوستان به خوبی این را نشان داد. با این که دیگر دید بیننده ایرانی همان دید بیننده قبل از انقلاب نیست. اما باز هم ار ترکیب بندی فریدون گله در ماه عسل نمیتواند این طنز تلخ را درک کند و همچنان این فیلم را در ژانر فیلم فارسی طبقه بندی میکند, حال که این فیلم از دید گاه خود سازنده هجویه ای برای آن سینماست و دیگر فیلم او کندو هجویه ای دیگر ... که البته به نظر برخی اسباب پایان زندگی اش هم شد ...

    بینندگان در سینما برای این فیلم دست میزدند و هورا میکشیدند ... حال آنکه تمام مردانگی های سینمائی شان در برابرشان از بین میرفت ... برای این فیلم هورا میکشیدند و این درحالی بود که دیگر شخصیت خیر و شر آشکار نبود ... برای بهروز همچون همیشه شادی میکردند ... حال آنکه دیگر بهروز هم بهروز قیصر و همسفر و رضا موتوری نبود .... هیچ کس با دیدن تمام این تاریکی ها فکر نمیکرد که موضوع این فیلم همان تاریکی است ... تاریکی ای که در آن دوران سینمای ایران را در بر گرفته بود ...

    با حرف پریسا جان موافقم ... این فیلم هنوز یک کارکرد خیلی خوب دارد .... وقتی آنرا میبینی تازه متوجه میشوی که سینمای حال حاضر ایران با همه کاستی ها و شکستها توانسته تا حد زیادی این نوع نگرش را در بین بیننده ها مرتفع کند ...
    هر چند که فیلمهای سریالی مانند ... هنوز هم یادر آور آن ایده ذهنی فریدون گله هستند "هیجان برای دیدن تاریکی"

    امیدوارم این بحث ادامه داشته باشد ....
    ارادتمند ....فرخ
    ویرایش توسط FFKIA : 04-22-2011 در ساعت 01:17
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  10. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  11. #6
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    اگر داستان فیلمهای آقای فریدون گله تا این حد عمیق و تفکربرانگیز است جای تحسین دارد و تشکر، که البته این را نه بینندگان آن دوران و نه بینندگان این دوران درک نکرده و نخواهند کرد. مگر آنکه مانند نقاشانی که در گالریهای نقاشیشان می ایستند و خطوط بی معنی روی بوم را برای بینندگان تفسیر میکنند خود به تفسیر کارشان پرداخته باشند وگرنه این فیلم هم همان است که الباقی فیلمهای فارسی... هم بهروز وثوقی دارد و هم فائقه آتشین، هم رضا کرم رضایی و هم نادره. هم ویلای شمال و لب دریا و هم ترانه های زیبای این خواننده، هم عشق در یک نگاه و هم الفاظ رکیک مردان آن دوره برای ابراز عشق آتشین...
    بعد از انقلاب خوشبختانه بساط فیلم فارسی برچیده شد و سینمای ما رو به معناگرایی و مفاهیم عمیق و پیچیده انسانی رفت و سالیان سال شاهد رشد و پیشرفت این سینما بودیم و برای سازندگان آن در جشنواره های مختلف داخلی وخارجی کف میزدیم و هورا میکشیدیم و افتخار میکردیم... اما متاسفانه روند اصلاحی مفیدی که در سینمای بعد از انقلاب پیش گرفته شده بود ادامه پیدا نکرد و ما امروز شاهد سینمای هجوگونه ای از نوع دیگر هستیم. و سینمای ما پر است از فیلمهای تکراری کمدی و طنز (البته به زعم سازندگان آن) و در واقع هزل، مانند ورقهای تکراری که یکی بعد از دیگری از دستگاه کپی بیرون می افتد، برگرفته از یک الگو، و به تکرار و تکرار ساخته میشوند و در بسته های هزارتومانی در دکه های روزنامه فروشی و سوپرمارکتها به فروش میرسند...
    ویرایش توسط Amélie : 04-22-2011 در ساعت 04:51 دلیل: حذف کلمات خارج از قوانین


    دوباره خواهيم روييد...




  12. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  13. #7
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    ممنون از توضیحات کامل فرخ عزیز
    با این حال ، من ماه عسل رو نه با دید سینمای قبل از انقلاب و نه با دید سینمایی که بعد از انقلاب بوده ندیدم
    ماه عسل در این دو دوره هیچ جایگاه خاصی نداشت
    شاید هم عادت کرده بودیم که فیلم ها یا آغاز داشته باشند ، یا در خلال داستان جریان درستی و یا لااقل پایان بندی مناسب !
    ماه عسل داستانی بود که از به طور مثال از یک روز هفته شروع شد و در یک روز دیگه به پایان رسید و در این فاصله زمانی ، اتفاقات و شخصیت ها هم دیده شدند و زندگی هایی به نمایش کشیده شد و ....
    فیلمی مثل "گاو " به نظر من هنوز موندگاره و بهترینه ، چون قابل قیاس با فیلم های فارسی نیست و اگر بخوایم دسته بندی کنیم ، شاید با کمی ارفاق و خوشبینی برای همردیفی باهاش بتونیم 2 الی 3 فیلم رو نام ببریم
    اما اون سینما به نظر من جز این موارد شاهکار و ماندگار ، دو رده بندی بیشتر نخواهد داشت : بد و بدتر ! فریدون گله تو این فیلم به چی پرداخت ؟ به ضعف اخلاقی ؟ به عدم پایبندی شخصی مثل خان بابا ؟ به عشق و نفرت ؟
    به نامردی ؟
    ماه عسل ، حق مطلب رو در مورد هیچکدوم از این موارد ادا نکرد ! اگر نفرتی بود و عشق زودگذری ، اما به وصال رسید !
    اگر خان بابایی بود که با وجود کهولت سن ، هنوز در پی معشوقه بود ، که خیانت دید و جدا شد !
    اگر رضایی بود که بطور کامل نامردی می کرد و باج می گرفت و سیاه بود ، که نهایت به هدف رسید !
    کارگردان همه این اتفاقات رو به تصویر کشید ، هم وصال صورت گرفت و هم خیانت و نامردی و هم باجگیری و هم جدایی و ... !!! اون نتیجه لازمه واسه فیلم چی بود ؟
    اصولا این فیلم نتیجه ای هم برای بیان کردن داشت ؟


    فیلم ماه عسل یک فیلم کاملا تاریک است
    کاملا موافقم !
    شاید ملموس ترین نکته و موضوع در ماه عسل ، تیرگی بیش از حد شخصیت هاش هست
    ماه عسل تاریک بود و تاریک ادامه داشت و حتی به نظر من خیلی تاریک هم به پایان رسید ، من وصال اون عشق نفرت انگیز رو باز هم تاریک می دونم ! نه خاکستری !

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  14. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  15. #8
    Anti Trust آواتار ها
    وضعیت : Anti Trust آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : In Wonderland
    نوشته ها : 3,432
    سپاس ها : 8,366
    سپاس شده 7,934 در 2,131 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 952 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    عالی بود تحلیلت فرخ جان...یعنی ترکوندی خداییش...مثله همیشه...مرسی.
    سینمای قبل انقلاب سینمای همه مردم ایرانه...زمانی که با یه 3 تومنی ناقابل تمام عشق مردم ایران این بود که بعد از مدرسه یا دانشگاه برن سینما فیلم بازیگران مورد علاقشونو ببیند...و با همون پول یک دونه ساندویچم میخریدند میرفتم سینما بهترین روزشونو اونجا میگذروندن
    پ-ن:حرفای داییو خالمه
    من فیلم های زیادی از سینمای قبل انقلاب دیدم...میتونم بگم بهترین فیلم ها مال اون زمانه.....قبل انقلاب بازیگران و کارگردان ها در دوران اوج خودشون بودند...زمانی که سینماها گوش تا گوش ادم بود....بعد مردم واسه فیلمهاشون ارزش قائل بودند.
    این روزا دیگه کسی سینما اصلا نمیره....بگذریم.
    فیلم ماه عسل با بازی زیبای بهروز وثوقی برترین بازیگر ایران....با دوبله قدرتمند اقای چنگیز جلیل وند و در نقش مقابل فائزه اتشین که زوج استثنایه سینمای ایران رو تشکیل داده بودند..
    البته خیلی ها عقیده دارند سینمای قبل انقلاب سینمای پوچی بود که من با این نظریه کاملا مخالفم.
    چون سینمای قبل انقلاب هسته اصلی سینمای ایرانه...جایه که همه جیز از اونجا شروع شده....تمامیه افرادی که الان دارند بازی یا کارگردانی میکنند تالگو و کارشون رو از افراد قبل انقلاب یاد گرفتند.
    افرادی بزرگی همچون داریوش مهرجویی...ناصر تقوایی...مسعود کیمیایی...علی معلم...و....بازیگرانی که با بازی زیباشون الگوی بیشتر بازیگران جوانی الان همچون حامد بهداد...فریبرز عرب نیا....محمرضا فروتن...بهرام رادان هستند....
    بهروز وثوقی رو الگوی خودشون دارند.....
    ما باید احترام بزاریم به سینمای قبل انقلابمون...چون اون سینما ریشه اصلی سینمای ماست....
    انتونی کویین اومده بود ایران که با خودش بهروز رو ببره روی یک پروژه کار کنه...فکرشو کنید...میتونستیم بریم هالیوود....
    ما باید نگامون منطقی باشه..اینکه مردم ما چی میخوان و دوست دارند....چرا الان سینما ها همشون به سینمای طنز مسخره تبدیل شدند...چرا سناریو ها چیزی واسه گفتند ندارند...چرا پارتی بازی تو سینما هم کشیده شده...
    مردم ما فیلمهای قبل انقلاب رو واقعا دوست دارند...باهاش زندگی کردندووومردم یعنی پدر و مادران ما...خیلی دور نیست.....همین الان هستند و میتونید ازشون بپرسید...چه شور و شوقی داشتند...
    مجله زیبای جوانان وقتی چاپ میشد فروش و رکورد فروش رو میشکست.....
    اون سینما رو باید احترام گذاشت.....الان کدوم بازیگر توانایی بازی مثل بهروز رو داره؟کدوم بازیگر 6 ماه خودشو معتاد میکنه تا فیلمی رو که بهروز نقش معتاد رو داشت بازی کنه..همراه با فرامرز قریبیان....
    ایراد میگیرم اون سینما مبتذل بود....چیش مبتذل بود؟واقعا باید با این دید به سینما نگاه کرد؟
    دیگه بالاتر از سینمای فرانسه یا امریکا نیستیم که.....تمامیه فیلم های اونها رنج سنی داره....و دارای صحنه های زیاد....در حالی که هیچ کس شکایتی نداره.....حالا ما اومدیم داریم میگیم سینمای قبل انقلاب ما کثیف بود....هیچی نداشت...
    اخه واقعا چرا با این دید؟
    الان مردان اصلیه سینمای ایران رو از سینما جدا کنیم....هیچی واسه گفتن نداریم.....بعد 33 سال اصغر فرهادی اومده فیلم داده بیرون...تهمینه میلانی فیلم داده بیرون محبوب شدند...محبوبیت دلیلش چی بود؟این بود که فیلم های میسازند که به درد مردم میگند...
    ار دل مردم سخن میگند....
    اون سینمای قبل انقلاب هم همین بود...اما نوعی دیگه....زمانی که تو هالیود دین مارتین ها شعر میگفتند....تونی کرتیس ها سینمای طنز رو بازی میکردند...ما فردین داشتیم...ما تو سینمای طنز ارهام صدر داشتیم...وحدت داشتیم...ظهوری داشتیم....میری داشتیم.....روحشون شاد واقعا....زمانی که اونها تو فیلمهای جدیشون مارلون براندوی بزرگ رو داشتند ما بهروز رو داشتیم....
    من با قدرت از سینمای خودمون دفاع میکنم.....چون سینمای قبل انقلاب از ادمای خودمون درست شده...و کساییم که دوسش داشتند پدران و مادران ما بودند.....
    ویرایش توسط Amélie : 04-22-2011 در ساعت 04:49 دلیل: حذف کلمات خارج از قوانین







  16. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    خیلی خوشحالم که این صحبتها رو میکنید ... این صحبتها تنها دلیلیه که در این مملکت انقلاب شد.
    چرا که به نظر میرسه دوران طاقوت به همین دلایل و به همین میزانی که گفتید نفرت انگیز بوده ...

    فریدون گله در مصاحبه ای که در سال قبل از مرگش داشت اشاره ظریفی به فیلم کندو داشت که البته خود به خود ماه عسل رو هم در بر گرفت چون ماه عسل نسخه تکمیلی کندو بود.

    داستان کندو داستان نسلی بود که انقلاب کرد ... داستان نسل عاصی ای که در نهایت انقلاب را آفرید ...

    توضیح بیشتری درباره این فیلم ندارم اما درباره صحبتهای دوستان چرا ...

    قبل از آن که به حرفهائی برسم که مخالفت زیادی با آنها دارم این آخرین گفتگوی فریدون گله را قبل از مرگش بخوانید ...


    گفت و گويي با فريدون گله پيش از مرگش
    من هنوز آنقدر پير نشدم كه . . .
    قهرماني كه به اعتقاد بسياري مشابه شخصيت رزمندگان و بسيجيان جنگ ايران در مقابل عراق بود ؛ چرا كه قهرمان كندو جرات خود را در راستاي نشان دادن قياس تفكرها و فاصله‌هاي طبقاتي شديدي كه در جامعه دهه پنجاه حاكم بود، به كار مي‌گرفت و اين مسئله نيز از انديشه‌هاي فيلمساز سرچشمه داشت. در مقابل افرادي كه به جنگ مي‌رفتند ، اين جرات را با همان تفكر در جنگي واقعي به كار بستند و چون به دنياي كثيف مادي معتقد نبودند به حضور در اين نبرد سخت تن دادند. گله خود نيز از قهرمان كندو به همين شكل ياد مي‌كرد و به جد به بچه هاي جنگ معتقد بود ، سينماي ايران شايد به دليل بي‌توجهي به اين فيلمساز و فيلم‌هايش ، قهرمان‌هاي آن چناني را ديگر در سينماي بعد از انقلاب خود خلق نكرد و سعي كرد به مسايل دنيايي و مادي روزمره خود را نزديك كند تا سينمايي صاحب انديشه!
    گله پس از كندو فيلم مهر گياه را به فاصله كوتاهي آغاز كرد ، فيلمي كه به گفته بسياري از منتقدان ؛ ادعا‌ نامه‌اي برضد شبه مدرنيسم و اعتراض به وضعيت جامعه آن برهه بود.اين فيلم ساز آخرين فيلم خود را پيش از انقلاب در ايران با نام ماه عسل (1355) ساخت كه خودش مي‌گويد ، نام اصلي فيلم از نظر من ماه منعكس است. او در سال 56 به آمريكا رفت تا محصول مشتركي با نام سبز خفته و با سرمايه گذاري آمريكايي بسازد ، وزارت فرهنگ و هنر هم در اين فيلم شريك شد و وقتي درصدد بود فيلم ديروزي را به طور مشترك تهيه كند در ميانه‌ راه فيلمبرداري فيلم ، در سال 1361 به علت بيماري پدرش به ايران باز گشت.در اين فاصله تعدادي از فيلمنامه‌هاي او كه در بنياد ميثاقيه باقي مانده بود ، پس از انقلاب به بنياد سينمايي فارابي واگذار شد و به نام ديگران تصويب و به قيمت هاي كلاني به فروش رسيد. فريدون گله در اين رابطه از كسي نام نبرد و دوست نداشت كسي از اين مسئله اطلاعي پيدا كند ، چون معتقد بود آن‌ها با يك فيلمنامه به جايي نخواهند رسيد و پس از ساخت آن فيلم ، ديگر نمي‌توانند آن تفكر را ادامه دهند.
    او پس از انقلاب علي رغم اين كه بسان بسياري از هنرمندان كه فعاليت هنريشان از آن ها سلب شد ، در حالي كه به دليل روحيه خاص خود ، آماده خلق و اضافه كردن به فرهنگ و غني كردن سينماي ايران بود ، اجازه فعاليت مجدد پيدا نكرد و در طول اين سال ها فيلمنامه‌هاي زيادي نوشت و به بسياري از فيلمسازان مشاوره داد ، ولي هيچكدام از آن ها حاضر به نام بردن از گله نبودند!
    فيلمنامه آب شور،آب شيرين كه توسط وي به نگارش درآمده بود يكي از فيلمنامه‌هايي بود كه قصد داشت آن را در دوره معاونت محمد مهدي حيدريان بسازد ولي هيچ اعتنايي از سوي اين معاونت به او نشد ، حتي فيلمنامه‌هايي بود كه فيلم سازاني نظير حاتمي كيا، رسول ملاقلي پور و كيومرث پور احمد نيز مي‌توانستند آن‌ها را بسازند ، اما ارتباط درستي ميان سينماگران و او به وجود نيامد.
    گله فيلمنامه مرد ابري را كه به آن بسيار اعتقاد داشت ، به قصد كارگرداني مجدد بعد از 20 سال ، آماده كرد ؛ اما سينماي ايران به رفتار زشت و ناپسند خود با وي ادامه داد و اجازه فعاليت مجدد به اين فيلمساز نداد.
    شرح مرگ فيلمسازي چون فريدون گله كه به احتمال فراوان ، داعيه رفاقت و ارتباط دوستانه با گله را از طريق فيلمسازان هم نسل خود در پي خواهد داشت ، بسيار تلخ و تكان دهنده است؛ يادم نمي رود كه با ايرج قادري پشت صحنه آكواريوم صحبت مي‌كردم و به او گفتم: چرا فيلمنامه گله را نساختيد؟ و او گفت: گله در تفكرات 40 سال پيش خود گير كرده است.
    اين در حالي است كه فيلم مهر گياه گله را بعد از سال‌ها مي توان ديد و حتي مي‌توان گفت كه براي 40 سال بعد هم حرف دارد.
    مسولين سينماي ايران يكبار ديگر حداقل به تنهايي خودشان بي‌توجهي نشان دادند و با شروع سوگنامه‌ها و حرف زدن‌ها در مورد گله ، به احتمال قوي موزه سينما تنديس گله را در آن مكان نصب خواهد كرد و هفته فيلمي با نام فيلمساز محبوب به راه خواهد افتاد و...


    روزنامه ايران در 21 دي 85 با گله مصاحبه اي داشته كه در پي مي آيد:
    ***************
    زماني كه «ماه و همهمه» به كارگرداني فريدون گله در آمريكا متوقف شد و او فيلمسازي را براي مدتي كنار گذاشت، كسي گمان نمي كرد سكوت گله ۲۵ سال ادامه بيابد. او مدتي بعد از سپري شدن روزهاي پر تب و تاب انقلاب و در فصل جنگ به ايران بازگشت. اما آمدن او خبر تازه اي براي سينماي ايران نبود و به اين ترتيب گله در انزوا فرو رفت.
    در اين اثنا داستان سرايي در اطراف غريبه سينماي ايران آغاز شد و عده اي در بي خبري محض او را مبتلا به جنون خواندند؛ تا اينكه در زمستاني سوزناك خبر سلامت فيلمساز را از فريماه فرجامي شنيدم.در مورد گله، تناقض هاي بسياري وجود دارد. بعضي از او چهره اي مثبت و بعضي منفي ترسيم مي كنند، شنيده شد گله مي خواهد فيلمي درباره يازده سپتامبر بسازد، اما هنوز اين فيلم ساخته نشده است.اما كارگرداني سه گانه«زيرپوست شب»، «مهرگياه» و «كندو» از او چهره اي قابل قبول براي سينماي ايران ترسيم كرده است. گرچه كارگرداني «كافر» و «دشنه» هدايتگر او در اين مسير بوده اند.
    گله معتقد است فيلم هايش براساس گرايش به «ايسم» خاصي ساخته نشده اند و قهرمانان آثار او ما به ازاي بيروني دارند.
    «مهدي كافر»پرسوناژ اصلي فيلم كافر در ديالوگي، شرايط پديداري اين قهرمانان را به خوبي روشن مي كند: «همه با همديگرند و هيچ كس با هيچ كس نيست». گله را در طبقه «هفتم» ساختماني مجلل كه با تعداد فيلم هايش برابر است و در بلندي هاي تهران ملاقات كردم و با او درباره محور فيلم هايش به گفت وگو نشستم.
    به اعتقاد بسياري از منتقدان سينماي «گله» ملهم از نگرش هاي نهيليستي و آموزه هاي ماركسيستي است. در فيلم هاي شما آگاهي و تضاد طبقاتي به گونه اي مطرح مي شود كه جز اعتراض و عصيان راهي پيش روي قهرمان داستان باقي نمي ماند و از طرفي قهرمانان فيلم هايتان پايان روشني ندارند. آيا اين تعبير از آثار شما صحيح است؟
    اين نظريه پيش از انقلاب هم مطرح شد و عده اي گفتند «گله» گرايش هاي ماركسيستي دارد؛ حال آنكه اينطور نيست. مثلاً در «فيلم» زيرپوست شب «تقسيم عادلانه» به عنوان آرمان جامعه معرفي نمي شود.
    شما در «زيرپوست شب» دو آدم را مي بينيد، كه با هم تفاهم دارند ولي هر دو گرفتار ماترياليسم و گرفتار جامعه شب هستند. آنها هر جا رجوع مي كنند «معنايي» نمي يابند، چون همه چيز «مفهوم» است.
    يعني داده هايي كه بايد «معنا» را شكل بدهند در جامعه وجود ندارند؟
    «مفهومي» كه در اين جامعه استخراج شده، از «معنايي» سرچشمه گرفته كه خودش در حبس است. مثلاً كاپيتاليسم آمريكا« مفهوم» است و «معنا» يش آپيكاليسم است. آمريكايي ها جاي Aو C را عوض كرده اند. آپيكاليسم يعني خرج از سرمايه همراه با رشد انسان. بنابراين هر آپيكاليستي كه سرمايه كلاني دارد و همواره بايد يك آپيكال بسازد و به طبقات ديگر اجازه حضور بدهد تا معاشرت نفساني انسان به خاطر سرمايه قطع نشود. اما در آمريكا عكس اين موضوع صادق است در آنجا هر چه قدر پول داريد همان قدر زور داريد.
    در «زيرپوست شب» ميان قاسم سياه (مرتضي عقيلي ) و آن زن فرنگي (سوزان گيلبر) يك نوع تفاهم به وجود مي آيد و آن ها هدفي را جست وجو مي كنند، گرچه اين هدف اروتيك است اما باز هم داستان به پوچي ختم مي شود!
    بايد ديد آنها كجا با هم آشنا شدند. اين دو در سرگرداني يكديگر را پيدا كردند. زن نمي داند در ۲۴ ساعت آينده چه مي خواهد بكند و قاسم سياه هم برنامه اي براي زندگيش ندارد. نطفه آشنايي آنها در سرگرداني بسته مي شود ولي مي خواهد از اين «مفهوم» به «معنا» برسد. يعني سفر به اصل است كه البته اتفاق نمي افتد. چون مفهوم، گرفتار شدايد محيط اطراف است. ملكوتي ترين فصل وجود آدم، فصل سرمايه گذاري عاطفي است.وقتي اين فصل محكوميت پيدا مي كند فرقي ندارد كه آدمي مال كجا باشد. اين محكوميت عاطفي آغاز فروپاشي آدم است، يعني همان برنامه اي كه غربي ها داشتند ولي مي خواستند حضور عاطفي خانواده را منحل كنند و تنها قدرت باروري آن رانگه دارند، به اين ترتيب كه بچه متولد شود، اما پدرومادرش را نشناسد.
    پس وقتي تحويل معنايي صورت نمي گيرد انسان ها به فروپاشي مي رسند و اين نهيليسم آشكار برخاسته از چنين موضوعي است؟
    انسان در مدار غرايز خود دوست دارد به فروپاشي برسد، مگر آنكه متمتع شود. بيشتر اوقات گرايش به مواد مخدر از فروپاشي دروني نشأت مي گيرد. معتاد با ضربه زدن به خودش به طور ناخودآگاه از جامعه انتقام مي گيرد. چون تنها وسيله اي كه برايش باقي مانده كائنات وجود خويش است. وقتي هسته انعقاد آدم كه حاوي ارزش ها، اخلاق، متانت و جبر عبور از مصايب زندگي است فرو مي پاشد او شروع به انتقام گيري مي كند و اگر دقت كنيد مي خواهد همه را معتاد كند، يعني اين خود آزاري و فروپاشي را تعارف مي كند.
    قهرمان هاي داستان هاي شما از اجتماع و اطرافيانشان سرخورده هستند وشايد فروپاشي براي آن ها آخرين راه است، آن ها بعداز فروپاشي چه مي شوند؟
    آنها در فرهنگ فروپاشيده خودشان اسطوره مي شوند. با پاهاي كثيف لخ ولخ راه مي روند، ژوليده هستند، اهميتي به ارزش هاي تو نمي دهند و يك گوشه مي نشينند و تزريق مي كنند. اين ها نمي خواهند اين وضعيت را از دست بدهند، مگر آنكه از نو ساخته شوند. ولي اگر بي شخصيتي همراهشان باشد تا لحظه مرگ فروپاشي را ترجيح مي دهند.
    اين تنهايي و نبرد قهرمانانتان تا چه اندازه برگرفته از تأثيري است كه به صورت عيني از زندگي خودتان گرفته ايد؟
    من چهار راه حسن آباد به دنيا آمدم و در دو سالگي خانواده ام به شميران نقل مكان كرد. تا آنجا كه به خاطر دارم هيچ گاه در زندگي تنها نبوده ام.
    ما خانواده بزرگي داشتيم و هميشه همه با هم بوديم. در خانواده ما حسن نيت فراواني وجود داشت. من با موسيقي و شعر بزرگ شدم، چهارساله بودم كه هنگام خواب بابا برايم اسكندرنامه مي خواند. ما هيچ وقت از جامعه جدا نبوديم، جدايي از مردم يك فصل بي فرهنگي است.
    جالب است شما در فيلم هايتان به جرياني توجه مي كنيد و جايگاهي تقديرآميز براي آن قايل مي شويد كه از سوي اجتماع با مهر «لومپن» طرد شده است و زندگي خودتان با آن جريان فرسنگ ها فاصله دارد!
    مشكل اين است كه هنوز تعريف لومپن را نمي دانيم. لومپن به زوايد بيماري زاي يك جامعه مي گويند كه معمولاً تبعيد مي شوند. قهرمان هاي من كجايشان لومپن بود؟ «ابي» در كندو قهرمان كشتي بود. هر كسي كه زندان رفت لومپن نمي شود. آغاز تمام اختلافات ما قبل از انقلاب همين بود. عده اي به زور مي خواستند قشر سوم جامعه ايراني را لومپن نشان دهند. اما خيلي بايد ساده لوح بود كه به جماعتي به اين بزرگي به خاطر چند نمونه خراب انگ لومپن زد. آن زمان به زور مي خواستند بگويند اين جامعه لومپني است. ولي اين جامعه بيماري زا نبود، جامعه اي بود كه اجازه حضور به آن نمي دادند.
    يعني مهدي كافر، قاسم سياه و ابي هيچ كدام حق حضور نداشتند؟
    آن ها در جاي خودشان نبودند. چون فواصلي وجود داشت كه پيمودني نبود و مي گفتند هر كسي اين فواصل را نپيمايد لومپن است. خب اينكه نمي شود بايد تناسب وجود داشته باشد در غير اين صورت فرد يا مشمول ديكتاتوري حكومت مي شود و يا به خشونت فردي روي مي آورد. اوبايد اين راه را با استفاده از قدرت هاي مالي و انساني كه حكومت برايش فراهم كرده بپيمايد. در اينجا قدرت هاي انساني «معنا» ست و «مفهوم» ، ارزش هايي است كه حكومت براي او در جامعه قايل است. حالا اگر مفهوم را طوري ساختند كه اين راه طي نشود او ديگر لومپن نيست. حكومت اشتباه كرده و مي خواهد به اين ترتيب او را از بين ببرد. تصور كنيد در رويدادهايي مثل جنگ همين به اصطلاح لومپن ها، جزو نخستين داوطلب ها هستند.يا در قحطي و گرسنگي آنها هستند كه بايد رنج بكشند، ولي به مجرد اينكه نوبت تقسيم منافع مي شود اين افراد اصلاً موجوديتي ندارند.
    انقلابي كه در شخصيتهاي شما روي مي دهد ارتباطي به كمونيسم ، نهيليسم و حتي امپرياليسم پيدا نمي كند، حال آنكه شخصيتهاي شما در اين كريدور حركت مي كنند؟
    اتفاقاً اين انقلاب را در كندو مي توان ديد. ابي صندلي اش را بر مي دارد. يعني او كه به نادرست لومپن معرفي مي شود، صندلي اش را بر مي دارد و بعد از اين مملكت هم دفاع مي كند واين كاري است كه تاريخ نظيرش را نديده...
    در كندو اين صندلي ديگر بار رها مي شود وباز هم آن هايي كه عصيان مي كنند منافع شان پادرهواست.
    شما بايد چارچوب صندلي را بشناسيد تا بتوانيد آن را درست برزمين بگذاريد و رويش بنشينيد.درسال ۱۹۸۷ در آمريكا با يكي از استادان دانشگاه صحبت مي كردم، به او گفتم: من در ايران يادگرفته ام كه ايراني ۹ تا ۱۱ صبح پان ايرانيست است، ۱۱ تا ۲ بعدازظهر سومكا مي شود، ۲ تا ۴ انترناسيوناليست است، ۴ تا ۶ شعار مي دهد و سوسياليست مي شود و ۶ تا ۸ بعدازظهر كمونيست است، اما شب كه مي خواهد به خانه برود همه را پشت در مي گذارد و پاي سفره ايراني مي نشيند، حالا چقدر سرمايه بايدگذاشت تا اين روحيه عوض شود.
    در تريلوژي شما يعني «زيرپوست شب» ، «مهرگياه» و «كندو» سه سفر اتفاق مي افتد، سفر جسم ،سفر جان و سفر جبر .چرا سفر جبر آخرين سفر است؟
    سفر اول موجوديت است بعد فطرت و در پايان سفر جبر. جبر، دفاع از اين موجوديت و فطرت است. در «زيرپوست شب» سفر جسم باغرايزش در دل شبهاي تهران آغاز مي شود. در «مهرگياه» سفرجان را با تمام عواطفش مي بينيم؛ علي ، زني را در ذهنش مي سازد كه اين زن هم زمين است، هم زن، هم مالكيت ، هم خانه، هم مادر و هم معشوقه. در «كندو» سفر جبر است و ابي براي دفاع از حيثيت مي رود. حالا اين حيثيت حكمي است كه بايد خوانده شود؛ يعني قانوني بين خودشان است. جامعه اي كه قانون داشته باشد لومپن نمي شود. پيرمردان مي گويند حكم خواندني نيست و بايد در محدوده قهوه خانه باشد. يك نسل دارد عوض مي شود و انقلاب پيش مي آيد، اين انقلاب را در وجود ابي مي بينيم. او متحول مي شود ولو به قيمت جانش.
    فكر مي كنم آنچه باعث شده فيلم «ماه عسل» مهجور بماند فاصله گرفتن اين فيلم از سينماي منتقد و نزديكي به سينماي عاميانه است.
    اين فيلم بايد به دلايلي ساخته مي شد. اين كه مي خواستيم به يك مابه التفاوت اشاره كنيم خب بايد مي ديديم اين اشاره از زبان چه كسي مطرح شود بهتر است، اگر مي خواستيم از ديد آن بالايي ها مطرح كنيم همان افاده بود و قصه ستارگان و از ما بهتران از ديد اين طرفي ها هم همه مسائل گفته نمي شد. پس بايد در اين حد وسط فيلمي ساخته مي شد كه در بطنش مسائل را ادا مي كرد و مي گفت اين جامعه چگونه خودش را از بين مي برد.
    آيا «ماه عسل» در تفاوت هاي صوري قهرمان ها خلاصه مي شود؟
    هم تفاوت هاي صوري و هم حضور پنهاني يك شخصيت سياسي نامريي . آن شخصيت سياسي ـ اقتصادي، خان بابا است. اين همان سيستم اقتصادي است كه بايد روي پايش بايستد.
    در اغلب فيلم هاي شما موسيقي تأثيرگذاري وجود دارد كه بعدها اين موسيقي پرچمدار موسيقي معترض و يا موسيقي نسل جوان بود. در «ماه عسل» و «كندو» ترانه و موسيقي با بافت تصاوير متناسب هستند.
    آهنگ هاي آن فيلم ها رامرحوم واروژان ساخت ، ولي يك اصل مهم در زندگي ما ايراني ها وجود دارد و آن اصل تناسب و قافيه است. در تهران شاتوت و بستني را با موسيقي مي فروختند، ما زيربناي ارتباطمان با موسيقي دل دارم قلوه دارم بود كه از روي آن موسيقي متن فيلم «كافر» ساخته شد. در «دشنه» بحث سرگرداني و تنهايي زن هاي ويژه مطرح بود و روي اين مسأله خيلي كار كرديم.
    زماني بحث سانسور اين ترانه ها هم مطرح بود، ترانه «كندو» كه تا مدتها صفحه نشد دليل اين مخالفت ها چه بود؟
    درباره دليلش تاريخ صحبت خواهد كرد. اما يك جو سياسي بين المللي وجود دارد كه خيلي شيك نظراتش را اعمال مي كنند بعد هم مي روند و مي گويند جنگي بود، مضراتي داشت، خونريزي شد و همه متأثرند. حالا بياييد آن تكه هايي كه باعث التهاب اين ملت در مورد جنگ وانتقام جويي مي شود در بياوريم. اين مطلب را همه مي پذيرند و پس از آن سانسور شروع مي شود. خب اين مسائل در همه جاي دنيا وجود دارد. نيويورك راويران كردند و آن همه انسان از بين رفت. به هر حال ما روي موسيقي و ترانه اين فيلم ها خيلي كار كرديم. در «دشنه» اردلان سرفراز بر مبناي داستان فيلم ترانه نوشت و روزي كه صدابرداري تمام شد من گفتم اين ترانه ماندگار مي شود، همين طور ايرج جنتي عطايي هفته ها براي نوشتن ترانه «كندو» زحمت كشيد و اگر به آن مونتاژ آخر دقت كنيد كلمه به كلمه و شات به شات با ترانه پيش مي آيد.
    در ترانه و تصوير به جايي مي رسيد كه از انسان سخن مي گوييد ولي از گذشته اش حرفي نمي زنيد!
    گذشته را خودشان تعريف مي كنند، در «كندو» آقا حسيني را در هاله اي از ابهام قرار دادم، مانند يك پيله او اين پيله را كم كم پاره مي كند. اين پيله آن قدر باز مي شود كه او از حفره آن قهوه چي را مي زند.
    در مورد «كندو» مي توانيم بگوييم كه يك ديدگاه كاملاً اومانيستي به قضيه داشته ايد.
    اصلاً ذات موجوديتش مي تواند اومانيستي باشد. چون به حساب نمي آيد.
    شما به اصالت اعتقاد داريد؟ يعني آن را نفي مي كنيد يا بر آن صحه مي گذاريد؟
    مكانيسم داشتن چيست؟ تو از طريق فلسفه مي تواني بگويي من كائنات را دارم. اما مكانيزم خرج چيست؟ منطق. تو تمام اين ها را داري حالا بايد با منطق خرج كني. اگر اصالت ذات نباشد كه موجوديت انسان تصادفي است. آنها مي گويند دنيا از بيگ بنگ به وجود آمده؛ پس انسان اصالت ندارد، ولي چرا اثر انگشت تودر كائنات نظير ندارد براي اينكه قانون توارث است.
    اما در سناريوهايي كه براي ديگران نوشته ايد ردپايي از «فريدون گله» به چشم نمي آيد!
    اغلب كارگردان هاي سينمابهترين فيلم هايشان را براساس فيلم نامه هاي من ساختند اين بحث مربوط به سينماي اداري است.به طور كلي سينماي شخصي و ادار ي با هم فرق مي كنند، در خانواده سينما هزاران نفر كار مي كردند وده ها سينما براي اكران فيلم مي خواستند. با فيلم هايي مثل «يك اتفاق ساده» ، «مهرگياه» و يا «گاو» چقدر جمعيت به سينما روي مي آورند؟
    جاي اين فيلم ها را فيلم هاي تجاري عربي، هندي و تركي پر مي كرد و صنعت سينماي ما مي خوابيد بله ابتذال بود و بايد جلويش را مي گرفتند، اما بحث سينماي اداري جدا بود فرض كنيد «دنياي آبي» هيچ گونه ابتذالي نداشت و فيلمي بود در رديف فيلم هاي اداري.
    منظور شما از ابتذال چيست؟
    ابتذال، ناهنجاري است. در خيابانهاي آمريكا ابتذال موج مي زند، آنچه كه حرمت مدني و مورد انتظار انسان را برهم بزند مبتذل است. مثلاً در خيابانهاي آمريكا پسري را ديدم كه يك قوطي خالي الكل به گوشش آويزان كرده و قسمتي از موهايش را بافته بود شلوار كوتاه به پا داشت و گيتار مي زد وقتي به او نگاه كردم از خودم شرمنده شدم.
    آقاي گله مي خواهم بار ديگر به يكي از گرايش هاي شما در سينما اشاره كنم و آن گرايش به سبك سينماي خياباني است. دراين سينما به فاصله گذاريهاي قانوني توجه مي شود و گاهي قانون به عنوان ابزار دست قدرتمداران جامعه عمل مي كند و آن ها درنهايت برنده مي شوند.
    سينماي دهه شصت ميلادي به علت تبلور اگزيستانسياليسم از مسائل خياباني متأثر شد. بعضي از توريست هايي كه با هزينه كم سفر مي كردند و آن ها را هيپي مي ناميدند ناقلان اگزيستانسياليسم بودند. بدين ترتيب جوان ها به مسافرت تشويق شدند و حواس خياباني پيدا شد. درتمام مسافرخانه هاي خيابان ناصرخسرو اتاق خالي پيدا نمي شد و همه مملو از توريستهاي يك دلاري بود. اين تأثيري بود كه اگزيستانسياليسم در اروپا، آمريكا و خاوردور گذاشت.
    پس «زير پوست شب» تحت تأثير اين فضا ساخته شده است؟
    نه، آن تأثيرات وجود داشت. در «زير پوست شب» مرتضي عقيلي را مي بيني در خيابان كتش را روي شانه اش انداخته وعلامت توقف ممنوع را گرفته و به شدت تكان مي دهد، اين يك اعتراض خفته ناخودآگاه انساني است، كه دليل توقف خودش را در علامت توقف ممنوع مي بيند و مي خواهد حركت كند. اگزيستانسياليسم آن حركت را داشت.
    با توجه به اينكه نگرش اگزيستانسياليستي موجب رواج فيلم هاي خيابان شده است، براي استفاده از «نيچه» در فيلم هايتان چه دليلي داريد؟ اين تأكيد به گونه اي بوده كه يك نوع تعلق خاطر را تداعي مي كند!
    نيچه بسياري از مطالب متفكرين اروپا را به ما منتقل مي كند نسل جوان ما كمتر از گفته هاي نيچه اطلاع دارد، آنچه كه زيربنا و قوام فلسفي دارد هيچ گاه نفي نمي شود. كنجكاوي سرمايه آدم است. نيچه مي گويد: از هركجاي چشمه كه اوباش بنوشند آبها همه زهرآگين است. مي گويد: چقدر سخت است تنها بودن تنها ماندن و تنها جنگيدن اما فقط از چنين بذري است كه حقيقت به دنيا مي آيد. اين زمينه اي است براي ارتباط برقرار كردن با آن ذهنيت كنجكاو.
    از تنها مبارزه كردن در كلام نيچه گفتيد درپايان فيلم هايتان آن ها كه تنها مبارزه مي كنند اگر چه به گفته خودتان به حقيقت مي رسند اما در ظاهر شكست مي خورند.
    اينها هميشه مفهوم وجودشان شكست خورده است ولي حقيقت وجودشان پابرجا مي ماند، اين مفهوم مورد اعتراض است و ناشي از آن حقيقت نيست. اين مفهوم را به عنوان خرج در دنياي امروز دردست ما گذاشته اند كه ناشي از يك ماترياليسم بسيار بسيار فجيع، يك كاپيتاليسم بسيار بسيار سطحي و منفعت طلب است. اين مفهوم دراولين مواجهه با حقيقت شكست مي خورد. يعني اولين بار كه تو بايستي و به آمريكا بگويي چرا؟ حكم محكوميت خودت را دادي.
    در دهه شصت ميلادي سينماي ايران از اگزيستانسياليسم تأثير پذيرفت، امروز در اين سينما كدام نحله هاي فكري به چشم مي آيند.
    اگر در دهه شصت اگزيستانسياليسم تأثير عميقي برسينما گذاشت دراين دوره هم تأثيرات ديگري را سبك هاي اعتقادي ديگر به جا مي گذارند و اين تأثيرات را نمي شود نفي كرد. براساس اين تأثيرات فيلم هايي ساخته مي شود، الآن فيلم هايي راجع به سرگرداني دختران ساخته مي شود كه اين تأثيرات برآمده ازتلفيق تبليغات با اوضاع جامعه است. شايد زماني كه حقايق آشكار شد اين ها پيشينه ماندگاري نداشته باشند ولي فعلاً تأثيرپذيرند وتأثيرگذاري دارند.
    دراين سالها بسياري بار ديگر به سينما برگشتند و فيلم هاي قابل توجهي هم ساختند ولي گويا هنوز شما با خود به اين نتيجه نرسيده ايد كه دراين سينما فيلمي بسازيد!
    تا آدم بعد از بيست سال دوري از سينما جوانب كار، كانالها و ريتم كار را بشناسد مدت ها طول مي كشد. من فرهنگ كار را مي شناسم دراين بحث نيست، بحث ضرباهنگي است كه بايد براي شما قابل تحمل باشد و شما با آن به نتيجه برسيد. اين ممكن است ماهها طول بكشد ولي دردست اجراست.
    فكر نمي كنيد دير شود؟
    چرا دير شود؟! يعني من آنقدر پير هستم؟ من هنوز صبحها نيم كيلومتر مي دوم، دوچرخه سواري مي كنم و هنوز دكتر نرفته ام نه قند دارم و نه چربي. اصلاً نمي دانم اين حرفها چيست؟
    دوشنبه پانزدهم خرداد 1385

    بعد از این مصاحبه فریدون گله با همین سلامتی که داشت در کمتر از چند ماه درگذشت !
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  17. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  18. #10
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بحث و بررسی فیلم "ماه عســل" در سینمای هفته

    ایراد میگیرم اون سینما مبتذل بود....چیش مبتذل بود؟واقعا باید با این دید به سینما نگاه کرد؟
    دیگه بالاتر از سینمای فرانسه یا امریکا نیستیم که.....تمامیه فیلم های اونها رنج سنی داره....و دارای صحنه های زیاد....در حالی که هیچ کس شکایتی نداره.....حالا ما اومدیم داریم میگیم سینمای قبل انقلاب ما کثیف بود....هیچی نداشت...
    اخه واقعا چرا با این دید؟
    به قول خودت سینمای اونا رنج سنی داره ولی سینمای ما هیچوقت رنج سنی نداشت. ضمن اینکه این فیلمها مال حداقل 35 سال پیش هستند در صورتیکه فیلمهای هالیوود در 35 سال پیش تا این حد مبتذل نبودند.


    دوباره خواهيم روييد...




صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بحث و بررسی فیلم The Apartment در سینمای هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته جهان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 03-27-2011, 00:07
  2. بحث و بررسی فیلم "درباره الی" در سینمای هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته ايران
    پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: 03-21-2011, 02:57
  3. بحث و بررسی فیلم The Prestige در سینمای هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته جهان
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: 02-26-2011, 23:46
  4. بحث و بررسی فیلم 21 گرم در سینمای هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته جهان
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: 12-04-2010, 00:08
  5. بحث و بررسی فیلم گلادیاتور در سینمای هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته جهان
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 10-30-2010, 09:42

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •