سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh Swa.43- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: Swa.43- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,615
    سپاس ها : 11,335
    سپاس شده 25,839 در 4,622 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Swa.43- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4.gif
مشاهده: 2068
حجم:  363.4 کیلو بایت

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  inf.png
مشاهده: 1132
حجم:  19.1 کیلو بایت

    نام سریال : بازی پادشاهان فصل اول

    تهیه کننده : جاناتان برایتوس, کریستوفر نیومن
    کارگردان : دیوید بینیوف, دانیل میناهان, آلن تایلور, تیموتی ون پاتن
    نویسنده : جرج.آر.آر. مارتین, دیوید بینیوف, دی بی وایز
    موزیک متن : رامین دژاوادی
    تدوین : فرانسیس پارکــــر
    ژانـــــر : درام, فانتزی
    تاریخ نمایش اولین اپیزود : 17 آپریل 2011
    محصول : ایالات متحده


    بازیگران :

    شان بین : لرد ادارد استارک
    ایساک همپستد رایت : برن استارک
    کییت هارینگتون : جان اسنو
    ریچارد مدن : ران استارک
    سوفی ترنر : سانسا استارک
    مایسی ویلیام : آریا استارک
    چارلز دنس : توئین لینیستر
    لنا هدی : کرسی لینیستر
    نیکولاج کاستر والدو : جیمی لینیستر
    امیلی کلارک : دینریس تارگرین
    هری لوید : وایسریس تارگرین
    لاین گلن : سر جراح مورمونت
    مارک اددی : رابرت باراتون (پادشاه)
    ژوزف مالو : بنجن استارک

    امتیاز در imdb
    9.5 از 4700 رای


    درباره نویسنده :

    اولین جلد از کتابهای چند جلدی بازی پادشاهان در سال 1997 منتشر شد. نویسنده آن جرج.آر.آر.مارتین (جرج ریموند ریچارد مارتین) یک فرد آمریکائی اهل بایون از توابع نیوجرسی است. جرج ماریتین این داستان را در سال 1991 آغاز کرد و تنها در سال 1997 بود که اولین جلد آن موسوم به "نغمه های یخ و آتش" آماده نشر شد و بلافاصله هم با استقبال مناسبی روبرو شد و تا به امروز پنج جلد از این داستان هفت جلدی منتشر شده است و نوشتن آن همچنان ادامه دارد.

    درباره داستان :

    بازی پادشاهان داستان سرزمینی است که دارای چند لرد نشین و یک پادشاه است. بخش شمالی تخت نظر لرد ادارد استارک است. کشور با شروع داستان گرفتار توطئه چینان برای پادشاهی میشود و لرد ادارد با توجه به دوستی نزدیک با پادشاه رابرت باراتون به پایتخت میرود تا او را یاری کند ... اما کشور با مهاجمان خارجی و توطئه چینان داخلی زیادی روبروست... و سیر حوادث شروع میشود...


    تحلیل و بررسی از فرخ
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 6 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,615
    سپاس ها : 11,335
    سپاس شده 25,839 در 4,622 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  3.gif
مشاهده: 1971
حجم:  91.3 کیلو بایت

    تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان (اپیزود دوم راه شاهی)


    با سلام خدمت همه کاربران گرامی و علاقمندان به سریال بازی پادشاهان
    همان طور که در تحلیل اپیزود اول توضیح داده شد تا چندین اپیزود داستان سریال به شخصیت پردازی و فضا پردازی خواهد گذشت. آنچه در اپیزود دوم نیز اتفاق افتاد دقیقا در راستای پردازش بیشتر فضا و شخصیت ها بود.
    داستان در اپیزود دوم, همان طور که از نامش نیز پیداست در مسیر میان وینترفیل و پایتخت در جریان است و در این فاصله ما فرصت پیدا میکنیم که بیشتر عناصر ماجرا را بشناسیم. اپیزود دوم از بازی پادشاهان جذابیت های بیشتری نسبت به اپیزود اول داشت. شاید دلیل این جذابیت آشنائی بیشتر با گذشته این سرزمین بود.

    اما تحلیل اپیزود راه شاهی...

    شروعی دوگانه

    داستان در اپیزود دوم آغازی دوگانه دارد. از یک سو با ادامه وضعیت دینریس و از سوی دیگر با جلسه صبحانه لینیسترها... این که چرا داستان با این پرداخت دوگانه آغاز میشود کاملا مشخص است.
    هم تارگرینها و هم لینیستر ها در حال توطئه علیه رابرت باراتون هستند. از یک سو میبینیم وایسریس همچنان اندر پی کال دروگوست تا او به وعده اش برای همراهی با او در فتح پادشاهی عمل کند و از سوی دیگر میبینیم ملکه و جیمی لینیستر به دنبال ادامه برنامه خود در پرده پوشی از اقدام به قتل برن و همچنین اقدام علیه شاه هستند. نکات جالبی در این افتتاحیه وجود دارد، این که در هر دو گروه توطئه گر اشخاصی هستند که با بقیه گروه همداستان به نظر نمیرسند.
    در گروه تارگرینها به طور مشخص سر جراح مورمونت و دینریس تارگرین با وایسریس خیلی هم مسیر نیستند, به طوری که از رفتار مورمونت مشخص است او با این که از سرزمین پادشاهی به شکل نامشخصی رانده شده و یا فرار کرده, اما دل در گرو سلطنت وایسریس هم ندارد. با این حال رفتار مورمونت با دینریس مهربانانه است و دینریس را مانند برادرش نمیبیند. دینریس نیز به نوبه خود در یک عمل انجام شده قرار گرفته و این چیزی که نیست که خود خواسته باشد.
    برای دینریس وقایع و انتقام جوئی های برادرش شخصی به نظر میرسند و دینریس در این راه ملعبه دست وایسریس در به قدرت رسیدن احتمالی شده است. مورمونت به خوبی این را درک میکند و به نظر میرسد که مورمونت هم چندان به موفقیت وایسریس امیدوار نیست و همراهی او از این بابت است که چاره دیگری ندارد. اما او در آتیه دینریس چیزهای بهتری میبیند که از همین بابت با او ارتباط برقرار میکند. ارتباط دینریس با برادرش تقریبا با ورود به دوتراک به طور کامل قطع میشود و این قطع ارتباط خبر خوشی برای تارگرینها نیست. منتها دید وایسریس هنوز دارای عمق کافی نیست که متوجه باشد که به زودی خواهرش آنچنان کال دروگو را متاثر خواهد کرد که کاری را بکند که او میخواهد و نه برادرش.

    در این مسیر دینریس اسیر رفتارهای وحشیانه کال دروگو نمی ماند. او با استفاده از کمک ندیمه هایش خیلی زود سعی میکند که کنترل رفتارهای کال دروگو را به دست بگیرد و در این مسیر نیز کاملا موفق است. او در این مسیر تنها میتواند از خاصیت زن بودنش استفاده کند و به سرعت تصمیم میگیرد که مانند یک برده با او رفتار نشود. او با کمک ندیمه اش این توانائی را بدست می آورد.
    کال دروگو هم که به نظر میرسد تاکنون جز با سیستم برده وار با زنان ارتباطی نداشته برایش این تغییرات جدید خوش آیند است و البته همه اینها در ظاهر در راستای اهداف وایسریس اتفاق می افتد و توصیه او به خواهرش که "خوشحالش کن".

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  25.png
مشاهده: 1587
حجم:  25.3 کیلو بایت

    آنسوی دریا...


    در سمت دیگر این توطئه لینیستر ها نیز با مشکل جدیدی روبرو هستند. برن برخلاف تصور ملکه و جیمی لینیستر با افتادن از برج نمرده و حال این خود یک دردسر جدید برای لینیسترهاست. اما ظاهرا تنها دردسرشان نیست.
    بخش مهمتر دردسر لینیسترها برادر حرام زاده شان است که با ادامه داستان جایگاه محکم تری را در سریال به خود اختصاص میدهد. توین لینیستر که در اپیزود اول نیز با نوع نگاهش کمی آشنا شده بودیم در اپیزود دوم کاملا برجسته میشود و در ابتدای داستان هم به شکل کاملا شجاعانه ای فرزند شاه و ولیعهد آینده را مورد تربیت اساسی قرار میدهد و در این راه درنگی به خود راه نمیدهد. حرفهای او سر صبحانه با جیمی لینیستر نیز کاملا کنایه آمیز است. اما وقتی درباره قطعی بودن مرگ و پر احتمالات بودن زندگی صحبت میکند حرفهایش بسیار فیلسوفانه به نظر میرسد و این درحالی است که خود را برای رفتن به نایتس واچ آماده میکند.

    در اینجا توضیحات مختصری هم درباره محل زندگی وایت واکرها داده میشود. لازم به ذکر است که به کار بردن کلمه آدر به جای وایت واکر در ترجمه فارسی کتاب جورج مارتین اتفاق افتاده که ظاهرا دوستانی که زحمت زیرنویس این سریال را میکشند هم قصد دارند از آن تبعیت کنند. به هر حال آدرها همان وایت واکرها هستند.

    توئین لینیستر با کلماتی ساده هم خواهر و هم برادرش را به بازی میگیرد و کار را به جائی میرساند که ملکه ترجیح میدهد از این بازی فکری اعصاب خورد کن بیرون برود. با این حال جیمی لینیستر از این دایره بیرون نیست. وقتی توئین درباره زمانی که برن از خواب بیدار شود میگوید, به شکل آشکاری جیمی را تحت تاثیر قرار میدهد!
    به نظر میرسد که توئین به خوبی از نوع ارتباط خواهر و برادرش مطلع است و در جملاتی که آشکارا تهدید آمیز است آنها را با حقیقت تلخ حضور و مطلع بودنش از این راز نافرخنده آشنا میکند.

    مسیر تازه...


    زمان جدائی خانواده استارک از یکدیگر فرا رسیده است و همچنین حرکت خانواده سلطنتی به پایتخت. ملکه سعی میکند که از همه هنرش در ناامید کردن کاتلین در ادامه زندگی برن استفاده کند و با صحبت از خاطره ای که خود دارد وانمود کند که همدرد خانواده استارک است. اما کاتلین پیش از این میداند که لینیستر ها برای سلطنت خوابهایی دیده اند و از چهره اش کاملا مشخص است که به ملکه اطمینان نمیکند.
    در بخشهای دیگری از خداحافظی اعضای خانواده استارک از هم، متوجه ارتباط قوی بین فرزندان استارک با جان اسنو میشویم. مشخص است که با این که کاتلین تحمل جان را ندارد اما فرزندانش کاملا او را دوست دارند و این علاقمندی باز میگردد به محبتی که جان اسنو همیشه به آنها دارد. در اپیزود اول هم دیدیم که ارتباط برن با جان بسیار خوب بود.

    در گفته های جیمی لینیستر به جان اسنو باز هم به نایتس واچ, وایت واکرها و مسئله حفاظت اشاره میشود که با از کنار هم نهادن این موارد مشخص میشود که دیوار بیش از هر چیز نقش محافظت از افراد سرزمین پادشاهی را در برابر مهاجمان شمالی (وایت واکرها) بازی میکند. با این که افرادی که راهی شمال میشوند در شرایط بخصوصی قسم یاد میکنند, اما رفتن جان اسنو و توئین لینیستر به همراه بنجن استارک به نایتس واچ در این بخش داستان برای جان اسنو نوعی فرار از دست تبعیض ها و برای توئین لینیستر نوعی تفریح است.
    در زمان جدائی, لرد استارک به جان اسنو قول میدهد که در ملاقات بعدی ای که خواهد داشت راز تولد و سرنوشت مادرش را برای او بگوید. چیزی که شاید برای جان مهمترین اتفاق زندگی اش باشد. سرانجام مسافرت آغاز میشود و هر کدام از این گروهها به راه خود میرود. جان اسنو, بنجن استارک و توئین لینیستر به نایتس واچ و لرد استارک و فرزندانش به همراه رابرت باراتون و خانواده اش به سمت پایتخت.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  30.png
مشاهده: 1529
حجم:  2.2 کیلو بایت

    در مسیر نایتس واچ...


    آنچه از وینترفیل تا نایتس واچ میگذرد خیلی پیچیده نیست, اما به دلیل صحبتهای تعیین کننده میان جان اسنو و توئین لینیستر در استراحت شبانه, به شکل جداگانه ای به آن پرداختم.
    این مسافرت را شاید بتوان سفر حرام زادگان نیز نامید, چرا که هیچ یک از عناصر این سفر حلال زاده محسوب نمیشوند. در صحبتی که میان دو همسفر شکل میگیرد میتوان به نکات جالبی پی برد که در راس آن همان داستان پادشاه قبلی (تارگرین) و ماجرای مرگ اوست و در مرحله بعدی نیز روشن شدن بیشتر دلیل اهمیت نایتس واچ است. در این صحبت کوتاه میتوان متوجه شد که احتمالا توئین متفکرترین عنصر زنده لینیستر هاست. او با سخنان حکیمانه اش هر کسی را تحت تاثیر قرار میدهد و در این بخش از داستان جان اسنو را...
    با صحبتهای مشخصی که میان این دو شکل میگیرد میتوان متوجه ماهیت اصلی دیوار شد, دیواری که به گفته جان اسنو برای حفاظت از خاندان پادشاهی ساخته شده و با توضیح توئین میتوان فهمید که همان طور در تحلیل قبل هم گفته شد, مهمترین مورد حفاظت همان وایت واکرها هستند که توئین از آنها با عنوان هیولاها و لولوها یاد میکند. با این که توئین ماهیت دیوار را زیر سوال میبرد, اما شکی نیست که این دیوار آنقدر هم که توئین میگوید مسخره نیست. قدر مسلم چنین بنای عظیمی که در پایان این سفر شاهد آن هستیم, فقط بنایی برای پر کردن اوقات فراقت محافظان نبوده و از خطر بزرگی جلوگیری میکند.
    با دقت به رفتار توئین و ارتباط او با جان اسنو میتوان متوجه شد او تفکراتی دارد که زیاد در راستای اهداف ملکه و جیمی لینیستر نیست. او همان طور که میگوید تلاش میکند که به جای شمشیر از عقل برای حل مسائل استفاده کند. به همین دلیل راهکارهائی که برادر و خواهرش در حل و فصل امور استفاده میکنند برای او جالب نیست و همین ایده ها باعث میشود که جیمی و ملکه هم زیاد او را قابل اطمینان ندانند.
    انتهای مسیر حرکتی این گروه، نایتس واچ است. دیواری عظیم تر از هر دیواری که ممکن است در جهان دیده شده باشد و به درستی توئین آنرا بزرگترین سازه ساخته دست بشر میداند. با توجه به اتفاقات این اپیزود و نام اپیزود بعدی "لرد اسنو" توقع میرود که در اپیزود سوم بیشتر وقایع حول و محور نایتس واچ بگذرد و قدر مسلم خیلی از مسائل روشن تر خواهد شد.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  25.png
مشاهده: 1587
حجم:  25.3 کیلو بایت

    آنچه در وینترفیل میگذرد...


    در وینترفیل پس از رفتن اعضای خانواده و همچینی خانواده سلطنتی اوضاع خیلی مرتب به نظر نمیرسد. اولین چیزی که باید بعد از رفتن لرد استارک و همراهانش مرتب شود, پر کردن جای خالی افرادی است که از وینترفیل به همراه لرد استارک رفته اند. با توجه به اینکه کاتلین استارک رسما راهبر گروه بازمانده در وینترفیل محسوب میشود, او باید سررشته امور را به دست بگیرد, اما به نظر میرسد که با توجه به نگرانی ای که او برای برن دارد, در این کار موفقیتی ندارد.
    راب هم با این که دوست دارد به کارها مسلط باشد اما هنوز قدرت برنامه ریزی درستی ندارد و از همین شکاف تصمیم گیری و برنامه ریزی قاتل اجیر شده لینیسترها استفاده میکند که خود را به برن برساند. جانفشانی کاتلین برای حفظ فرزند به کما رفته تا حدیست که چیزی نمانده که قاتل خود او را هم به قتل برساند اما محافظ بزرگی برای نجات جان برن و کاتلین از راه میرسد.
    از ابتدای داستان به این فکر میکردیم که نقش گرگها در زندگی استارکها چگونه میتواند باشد, به گرگ برن اجازه حضور در اتاقش را نمیدهند, ولی با حضور آدم اجیر شده گرگ فرصتی کوتاه بدست میآورد تا میزان وفاداری اش را به صاحبش و خانواده استارک نشان دهد و همین فرصت کوتاه کافی است تا سوءقصد کننده را به سزای اعمالش برساند.
    کاتلین اکنون متوجه میشود که افتادن برن از برج اتفاقی نبوده و حال لازم است که در این باره به بقیه هم هشدار داده بشود. بررسی های کاتلین به کشف موی ملکه در بالای برج منتهی میشود و اکنون او به خوبی میداند که اتفاقات دیگری در راه است.
    حال به نظر میرسد که خطرات برزگتری جان لرد استارک و سانسا و آریا را نیز تهدید میکند. جلسه میان افراد مهم باقی مانده به این نتیجه میرسد که باید فردی به سرعت خود را به لرد استارک برساند و او را از اوضاع آگاه کند. با این حال رفتن کاتلین به این سفر پر خطر رفتار عجیبی از سوی او به نظر می آید. دلیل این تصمیم بیش از آنکه به خاطر خطرات احتمالی باشد به نظر میرسد که به خاطر نزدیک بودن کاتلین به لرد استارک انجام میشود. او که قبل از رفتن لرد استارک به او گفته بود که بار قبل رفتن او منجر به بازگشتش با یک فرزند شده بوده, این بار تلاش میکند تا همسرش را در پایتخت تنها نگذارد.

    به این ترتیب کاتلین به همراه محافظی مطمئن و البته در شرایط مخفیانه به سمت پایتخت به راه می افتد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  2.gif
مشاهده: 1506
حجم:  53.1 کیلو بایت

    در راه شاهی...


    با اولین صحبتهای لرد استارک با رابرت باراتون مشخص میشود که اوضاع پادشاهی بسیار خطرناک تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. آنچنان که مشخص است پیام شروع حرکت تارگرینها توسط پیک برای رابرت ارسال میشود, اما شکی نیست که خود رابرت در این باره نگران بوده و قبل از آن برای این کار افرادی را تعیین کرده است. شاید بپرسید که چه فرقی میکند که پیک خودش آمده باشد یا رابرت در پنتوس جاسوسانی گمارده باشد؟
    تفاوتش در این است که به نظر میرسد رابرت باراتون تنها برای وزیر بودن لرد استارک را از شمال به پایتخت نمیبرد و این حسی است که لرد استارک به خوبی آنرا حس میکند. او در میان صحبتهای رابرت است که درمیابد واقعیت بسیار تلخ تر از چیزی است که ابتدا به نظر میرسید. اکنون او مشاور اعظم مملکتی است که از داخل و خارج مورد توطئه های مختلفی واقع شده است. از داخل با دسیسه های مختلف از طرف لینیسترها و از بیرون برنامه ریزی های تارگرینها برای گرفتن حق از دست رفته خود.

    جالب اینجاست که خود رابرت هم میداند که در صورت شروع حرکت وایسریس خیلی ها ممکن است به او کمک کنند. چرا که رابرت را یک غاصب میدانند و پادشاهی او را به رسمیت نمیشناسند. حال لرد استارک با حقیقت تلخ تری روبرو شده است. او اکنون باید در جبهه مردی بجنگد که خودش هم به غاصب بودن خودش واقف است و این یعنی نداشتن اعتماد به نفس در ابتدای نزاع...
    از آن سو این پادشاهی با دشمنی روبروست که حتی حاضر است خواهرش را دچار فردی مانند کال دروگو و 40 هزار افراد قبیله اش بکند تا پادشاهی را بدست آورد.
    با این حال اینها تمام مشکلات لرد استارک نیستند. گرفتاری های داخلی از درگیری بچه گانه آریا با شاهزاده باراتون آغاز میشود. با این که این درگیری در ابتدا کاملا بچگانه است اما به سرعت بدل به یک جناح بندی بزرگ در میان افراد پیرامون رابرت باراتون میشود.

    از این درگیری چیزهائی دیگری نیز مشخص میشود, بی عقل بودن کامل ولیعهد که خود به خود به ناپایدار بودن سلطنت رابرت باراتون خواهد انجامید, باری به هر جهت بودن سانسا که نادانسته طرف پدر و خواهرش را رها میکند و حقیقت را زیر سوال میبرد شاید که روزی ملکه فرد احمقی مانند ولیعهد باشد, نترس بودن آریا و جرات بیش از حد او در درگیری با شاهزاده, ترس رابرت باراتون از این که ند استارک رهایش کند و پی کارش برود, ملکه ای که در همین شرایط به خوبی نشان میدهد که چه تفکری دارد, نگران بودن استارک از بلاهای پی در پی ای که به سر خانواده اش می آید و نمودار شدن یک به یک نشانه های مرگ دایر ولف به دست گوزن, جان فدا بودن گرگها در راه حفاظت از خانواده استارک و در نهایت هم کشته شدن غم انگیز لیدی به دست ند استارک... به خاطر دفاعی که نامریا از آریا کرد...

    اما همه اینها نباید باعث شود که فراموش کنیم که مظلوم ترین فرد ماجرا پسر قصابی است که تنها جرمش لحظاتی بازی کودکانه با آریا بود و این هم نشانی دیگر از پادشاهی است که رعیت پرور نیست.
    ماحصل این درگیری مرگ لیدی است, اما دقیقا پس از مرگ اوست که برن در وینترفیل چشم باز میکند و قبل از آن گرگ دیگر در وینترفیل حس کرده بود که اتفاقی در شرف وقوع است. این گرگها به هم کاملا وابسته به نظر میرسند و از نظر روحی به هم متصل هستند, آنها از نظر روحی فرزندان استارک را نیز به هم متصل کرده اند. در یک آن این طور به نظر می آید که مرگ لیدی سبب حلول روح او در وجود برن شد و یا قدرت زندگی اش را برای به پاخواستن برن به او داد.

    برآیند...


    بازی پادشاهان در اپیزود دوم آغاز یک بحران را به خوبی نشان داد. با این که به نظر میرسد که باید با رسیدن گروه پادشاه و لرد استارک به پایتخت مدتی اوضاع در آرامش بگذرد, اما در همان میانه راه سیر حوادث دست به دست هم داد تا همه چیز دستخوش هیجان شود. اکنون لرد استارک باید تدبیر ویژه ای برای مصون ماندن از توطئه ها بیندیشد, یعنی همان کاری که برای انجام آن به پایتخت آمده است.
    ولی برخورد او با همین اولین شراره های آتش زیاد مطمئن به نظر نمیرسد, او هنوز متزلزل است و زمان بیشتری برای استحکام احتیاج دارد. اتفاقات پایتخت مانند شمال نیست و همچنان باید منتظر اتفاقات جدیدی باشد.
    کاتلین در راه است هرچند که به نظر میرسد در مسیر رسیدن به پایتخت با حوادث ناخوش آیندی روبرو خواهد بود. جان اسنو و توئین به همراه بنجن استارک به دیوار میرسند, جائی که به نظر میرسد محور خیلی از اتفاقات بعدی خواهد بود. محلی که داستان با حوادث ناگوار آن شروع شد.
    اپیزود دوم کمک بیشتری به شخصیت پردازی در داستان کرد و بازی ها هم به نظر روان تر شده بودند. بازی بازیگران نقش آریا و توئین لینیستر به شکل بارزی خوب بود و بقیه بازی ها در حال بهتر شدن هستند.
    فردا اپیزود سوم به نمایش در خواهد آمد که به نظر میرسد محور آن نایتس واچ و رفتن کاتلین به پایتخت باشد.
    امیدوارم که این تحلیل نیز مورد توجه علاقمندان قرار گرفته باشد.

    ارادتمند... فرخ
    دهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود

    با تشکر مهناز RASHNO بایت ویراستاری

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  25.png
مشاهده: 1587
حجم:  25.3 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    تحلیل اپیزودهای قبل :

    1- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود اول Winter is Coming)
    ویرایش توسط RASHNO : 05-02-2011 در ساعت 10:22
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  5. 6 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  6. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,641 در 4,252 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    ممنونم فرخ
    تحلیل بسیار قوی و البته فوق العاد زیبایی بود
    فکر کنم حتما باید چند بار مطالعه کنم تحلیل این قسمت رو ... نکات خیلی مهمی در این اپیزود و این تحلیل بیان شد
    مهم ترین موضوع مسیریه که از این به بعد لرد استارک در پیش گرفته ، تردید و آشفتگی لرد با گذشت زمان بیشتر هم می شه ، چرا که خود ند می دونه اوضاع نا به سامان و غیر قابل پیش بینی خواهد بود
    من فکر می کنم رسیدن کاتلین به ند می تونه حداقل باعث بشه ند و رابرت از خطر ملکه و جیمی آگاه بشن
    مسئله دیگه ای که به ذهنم می رسه در مورد اینه که با رسیدن لشگر دوتراکی ها و حمله احتمالی اونها موضع لینیسترها چه تغییراتی داره ؟
    من فکر کنم در حال حاضر با توجه به شخصیتی که از توئین توصیف کردی ، تنها اتحادی که می شه روش حساب کرد و کمک حال فرماندهی خواهد بود همان محافظان و در راسشون برادر لرد و ... خواهند بود

    جالب اینجاست که خود رابرت هم میداند که در صورت شروع حرکت وایسریس خیلی ها ممکن است که به او کمک کنند
    حتی بعید به نظر نمی رسه که رابرت و ند در دو جبهه باید مبارزه کنند و جبهه خانواده ملکه هم مثل آتش زیر خاکستری به نظر می رسند که با ورود وایسریس فوران می کنه !

    از آن سو این پادشاهی با دشمنی روبروست که حتی حاضر است خواهرش را دچار فردی مانند کال دروگو و 40 هزار افراد قبیله اش بکند تا پادشاهی را بدست آورد.
    و البته من فکر می کنم بزرگترین اشتباه وایسریس همین تصمیم بود و همین تصمیم هم در ادامه ممکنه موجب سرنگونی و نابودی خودش بشه ... چرا که به نظر من هدف خواهرش از ابتدا نیز با او یکسان نبوده و چه بسا کینه از رفتار بی شرمانه و ظالمانه برادر باعث بشه که مقابلش نیز بایسته ، اونم با پشتوانه کال دروگو !!!

    تحلیل فوق العاده ای بود فرخ ، بدون اغراق می گم

  7. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  8. #4
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 30
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,142
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    مرسی دوباره از فرخ عزیززززززززززززززززز بابت ارائه به موقع و سریع قسمت دو
    واقعا تحلیل فوق العاده ای بود و واقعا این ریز نکاتی که تو تحلیل های سریالی ارائه میدی ادم رو به حیرت وا میداره
    مرسی فرخ جان بابت شروع تحلیل این سریال
    همون طور که خودتم تو تحلیل اشاره کردی سریال هنوز داره به شناسوندن کاراکترهاش میپردازه و بازی بازیگرها نیز رفته رفته داره جا افتاده تر از قبل میشه
    تو این قسمت بارها و بارها تردید هایی از لرد استارک شاهد بودیم. استارک خیلی خیلی اشفته است و به قول معروف باد بوزه میوفته این اشفتگی لرد شاید در اینده براش بد تموم شه !!
    امیدوارم که این طور نباشه
    در این قسمت زیاد در مورد گرگ ها فهمیدییم !! گرگ ها محافظینی خوب از استارک ها !! نابودی دشمنان استارک ها توسط گرگ ها!! اخر سر هم مرگ یک گرگ و نجات یک استارک!!
    اما چیزی که مشخص است همه چیز در نایتس واچ میگذرد و همه چیز پشت دیوار است!! همه چیز به دست پسر حرامزاده استارک باز خواهد شد
    و نیز چیزی که مشخص است مادر این پسر نقش به سزایی در داستان خواهد داشت !! همان طور که بارها لرد ادارد استارک درباره گفتن درباره مادر این پسر طفره رفت!!
    کوتوله نقش جالبی در سریال داره ایفا میکنه !! نقش یک فرد دانا و تقریبا همه چیز دانن!!

    اگه عمری بود فردا شب باز میام به بحث !!!
    مرسی دوباره فرخ جان ممنون
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  10. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,615
    سپاس ها : 11,335
    سپاس شده 25,839 در 4,622 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    و البته من فکر می کنم بزرگترین اشتباه وایسریس همین تصمیم بود و همین تصمیم هم در ادامه ممکنه موجب سرنگونی و نابودی خودش بشه ... چرا که به نظر من هدف خواهرش از ابتدا نیز با او یکسان نبوده و چه بسا کینه از رفتار بی شرمانه و ظالمانه برادر باعث بشه که مقابلش نیز بایسته ، اونم با پشتوانه کال دروگو !!!
    منم همین طور فکر میکنم. دینریس خیلی مشخص از برادرش آزرده شد, البته با توجه به سنش نباید در حدود 10 تا 15 سال پیش که پدرش رو از دست داده به درستی در خاطرش باشه.
    بنابر این درک کارهای برادرش زیاد براش ممکن نیست.
    اون هر چی باید داشته باشه رو در همون پنتوس هم داشت. پس این که گرفتار کال دروگو بشه تا کاخش عوض بشه براش احمقانه به نظر میرسه.
    شکی نیست که وایسریس هم تاوان این کارش رو پس میده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    در این قسمت زیاد در مورد گرگ ها فهمیدییم !! گرگ ها محافظینی خوب از استارک ها !! نابودی دشمنان استارک ها توسط گرگ ها!! اخر سر هم مرگ یک گرگ و نجات یک استارک!!
    همون طور که در داستان بیان میشه دایرولفها در جنوب دیوار وجود ندارند و این یکی هم معلوم نیست چطور سر از جنوب در آورده. حال این که چرا وجود ندارند مسئله ایه که زیاد در موردش نمیشه نظر داد تا بخشهای بعدی.
    زندگی استارکها در هم پیچیده در زندگی این گرگهاست و نماد خانوادگیشون هم هست.
    فکر میکنم که نایمریا هم به صورت دورادور مراقب آریا و سانسا خواهد بود.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  11. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  12. #6
    memoli آواتار ها
    وضعیت : memoli آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    نوشته ها : 8
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 59 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    بابا ایول .
    ولی قبول کن این تفسیر بدون اطلاعاتی که کتاب میده میسر نمیشد.
    با این حال تحلیل این قسمت خیلی خوب و قسمت اول که عالی بود.

  13. #7
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,615
    سپاس ها : 11,335
    سپاس شده 25,839 در 4,622 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    نقل قول نوشته اصلی توسط memoli نمایش پست ها
    بابا ایول .
    ولی قبول کن این تفسیر بدون اطلاعاتی که کتاب میده میسر نمیشد.
    با این حال تحلیل این قسمت خیلی خوب و قسمت اول که عالی بود.
    دوست عزیز تحلیل دیده ها نیازی به کتاب نداره. نکاتی که در این تحلیل و بخشهای اصلی تحلیل اول اشاره شد در کتاب هم وجود نداره.
    در ابتدای تحلیل اپیزود اول هم گفتم که این تحلیلها ربطی به کتاب ندارند, چرا که داستان در برخی موارد طی فیلم نامه نویسی دچار تغییر شده و مبنای تحلیل ما همه چیزهائیست که در سریال اتفاق می افتد و نه در کتاب.
    کار اصلی این سایت تحلیل و بررسیه و شما با نگاهی به سوابق تحلیلی ما متوجه میشین که نیازی به مراجعه به کتاب نبوده.

    تنها نکته ای که من در تحلیل به کتاب استناد کردم نوشته زیر بود که اونم به خاطر ادامه دار شدن اشتباه در زیرنویس بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    در اینجا توضیحات مختصری هم درباره محل زندگی وایت واکرها داده میشود. لازم به ذکر است که به کار بردن کلمه آدر به جای وایت واکر در ترجمه فارسی کتاب جورج مارتین اتفاق افتاده که ظاهرا دوستانی که زحمت زیرنویس این سریال را میکشند هم قصد دارند از آن تبعیت کنند. به هر حال آدرها همان وایت واکرها هستند.

    در هر حال خوشحالم که از تحلیل رضایت داشتید.
    ارادتمند ...فرخ
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  14. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  15. #8
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,641 در 4,252 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    منم همین طور فکر میکنم. دینریس خیلی مشخص از برادرش آزرده شد, البته با توجه به سنش نباید در حدود 10 تا 15 سال پیش که پدرش رو از دست داده به درستی در خاطرش باشه.
    بنابر این درک کارهای برادرش زیاد براش ممکن نیست.
    اون هر چی باید داشته باشه رو در همون پنتوس هم داشت. پس این که گرفتار کال دروگو بشه تا کاخش عوض بشه براش احمقانه به نظر میرسه.
    شکی نیست که وایسریس هم تاوان این کارش رو پس میده.
    یه نکته ای که فکر منو خیلی مشغول کرده در مورد دینیرس و کلا آینده ای که می تونه داشته باشه هست
    جدا از اون اون تخم های اژدها نگاه و توجه دینریس رو بسیار جلب کرده و من فکر می کنم موضوعی در پس اینها می تونه باشه ، گرچه می دونم که ممکنه داستان رو بیش از حد فانتزی کنه
    اما با این گفته ت که می گی هر چی باید می داشت رو داشت موافق نیستم .... حکومت و فرماندهی از دست رفته چیزی نیست که نشه براش جنگید و فقط به داشته ها بسنده کرد

  16. #9
    ross آواتار ها
    وضعیت : ross آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 3 در 2 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    اول از همه ممنون از آقا فرخ که با حوصله و به زیبایی این اپیزود رو نقد کردن...

    من خودمم کتاب رو نخوندم و اینایی که میگم حاصل سری تحقیق هستن که درباره این مجموعه انجام دادم

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    توین لینیستر که در اپیزود اول نیز با نوع نگاهش کمی آشنا شده بودیم در اپیزود دوم کاملا برجسته میشود و در ابتدای داستان هم به شکل کاملا شجاعانه ای فرزند شاه و ولیعهد آینده را مورد تربیت اساسی قرار میدهد و در این راه درنگی به خود راه نمیدهد.
    اون کوتوله هه اسمش "تیریون" هست و Tywin Lannister درواقع پدر تیریون، جیمی و سرسی ـه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    کاتلین تحمل جان را ندارد
    که البته این نامهربونی های کتلین رو توی سریال خیلی خفیف تر نشون دادن.
    توی اون صحنه کتلین خیلی تندتر با جان برخورد میکنه و حتی بهش میگه "کاش این بلا به جای "برن" سر تو میومد!"


    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    شرایط بخصوصی قسم یاد میکنند, اما رفتن جان اسنو و توئین لینیستر به همراه بنجن استارک به نایتس واچ در این بخش داستان برای جان اسنو نوعی فرار از دست تبعیض ها و برای توئین لینیستر نوعی تفریح است.
    همون طور که اشاره کردید "نگهبانان شب" دو دسته هستن:
    1-یاغی ها و خلافکارایی که به "قلعه سیاه" تبعید میشن
    2- نجیب زاده هایی که برای کسب افتخار و خدمت به "هفت اقلیم" به طور داوطلبانه میرن و اجازه دارن که از قلعه هم خارج بشن.

    حالا سوگند میخورن که هیچ وقت ازدواج نکنن و بچه دار هم نشن و تمام عمرشون فقط به سرزمینشون خدمت کنن و اون دسته اول هم که نباید از قلعه فرار کنن، در غیر این صورت مجازاتشون مرگه...




    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    این گرگها به هم کاملا وابسته به نظر میرسند و از نظر روحی به هم متصل هستند, آنها از نظر روحی فرزندان استارک را نیز به هم متصل کرده اند. در یک آن این طور به نظر می آید که مرگ لیدی سبب حلول روح او در وجود برن شد و یا قدرت زندگی اش را برای به پاخواستن برن به او داد.
    البته این حقه کارگردان سریال بود چون در واقع مرگ لیدی به بیدار شدن برن ربطی نداره...



    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    به نکات جالبی پی برد که در راس آن همان داستان پادشاه قبلی (تارگرین) و ماجرای مرگ اوست
    نکات جالبی درباره همین گفت و گوهای در طول راه:

    • آخرین پادشاه تارگرین ها (اریس مجنون) به دست جیمی لنیستر کشته شده، واسه همین به جیمی "شاه کش" هم میگن
    • پدر جیمی به مدت 20 سال مشاور اعظم همین اریس مجنون بوده
    • ریگار (برادر ویسریس تارگرین)، خواهر ند (معشوقه رابرت) رو کشته
    ویرایش توسط ross : 05-02-2011 در ساعت 23:06

  17. 2 کاربر از پست مفید ross سپاس کرده اند .


  18. #10
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,641 در 4,252 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : 32- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود دوم The Kingsroad)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ross نمایش پست ها
    که البته این نامهربونی های کتلین رو توی سریال خیلی خفیف تر نشون دادن.
    توی اون صحنه کتلین خیلی تندتر با جان برخورد میکنه و حتی بهش میگه "کاش این بلا به جای "برن" سر تو میومد!"
    من فکر می کنم دلیل این اندازه نامهربانی باید برگرده به اون شخصی که مادر جان هست !
    فکر می کنم تنها وجود یک رقیب برای کتلین انقدر عذاب آور و خصمانه نباشه ، اینکه اون رقیب(مادر جان ) چه کسی هست باعث این کینه و خصومته ! البته این نظر منه

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Swa.42- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود اول Winter is Coming)
    توسط FFKIA در انجمن تحلیل و بررسی سریال Game Of Thrones
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: 05-27-2018, 18:42
  2. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 05-12-2013, 15:33
  3. Swa.44- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود سوم Lord Snow)
    توسط FFKIA در انجمن تحلیل و بررسی سریال Game Of Thrones
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 06-03-2011, 01:20
  4. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 05-19-2011, 20:11
  5. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 10-09-2010, 19:45

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •