مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

موضوع: نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد


    با سلام خدمت کاربران گرامی سینماسنتر

    هفته گذشته فرصتی دست داد تا با اصرار دوست عزیزم سهیل به سینما برویم. فیلمی که دیدیم اثری بود از آقای سعید اسدی به نام خیابان بیست و چهارم.

    تحلیل و بررسی این فیلم واقعا بحث این تاپیک نیست, اما گاهی برخی آثار سینمائی چنان آدم را به تعجب وامیدارند که تا مدتها به این فکر میکنم که واقعا چرا چنین اثری ساخته شده است ؟

    خیابان بیست و چهار فیلمی است با شروعی خوب و قابل قبول, تیتراژی که کمتر در ایران شاهد اینگونه تیتراژ بوده ایم و لیستی بلند بالا از بازیگرانی که نام هر کدام از آنها برای موفقیت کامل یک فیلم کفایت میکند. نگاهی به این نامها بیندازیم ...

    نیکی کریمی، جمشید هاشم پور, شیلا خداداد، مهدی ماهانی، بهاره افشاری، حمید گودرزی و ....

    فیلم ماجرا مردی است که پس قتل فجیح اعضای خانواده اش با تغییر قیافه وارد زندگی یک مادر و دختر میشود تا با آنها تشکیل زندگی جدیدی دهد. پس از گذشت مدتی کوتاه متوجه میشویم که این مرد یک روانی با متدی خاص است که قبل از این ممکن است افرادی زیادی را با همین نحوه کشته باشد و در آینده هم ممکن است این کار را بارها تکرار کند. او با نشان دادن علاقه خود به خانواده وارد حریم خصوصی زنان بیوه میشود و به سرعت تا پای ازدواج میرود و ...

    داستان جوهره ای داشت که با کمک یک فیلم نامه نویس قوی میتوانست به یک اثر جنائی فوق العاده تبدیل شود, اما عملا پتانسیل داستان در فیلم نامه آقای اسدی به صفر رسیده و داستان بدل به یک اثر دسته چندمی در ژانر جنائی شده. شخصیت پردازی های بدون فکر و گذاشتن حرفهای بالاتر از حد سنی دخترک موضوع ماجرا "نازک" در همان ابتدای کار بیننده را خسته میکند و دقیقا حس میکند که بیننده کاری غیر طبیعی است. جا به جائی های نالازم میان وظایف اجتماعی پلیس, خبرنگار و خانواده ولی دم جنایت اول سبب نوعی به هم ریختگی ذهنی برای بیننده میشود که تا پایان هم حل نمیشود.

    بازیها به جز بازی مهدی ماهانی آن هم در برخی لحظات فیلم که از او حالات هیستریک میبینیم, کاملا ضعیف است. بازی جمشید هاشم پور در نقش یک سرهنگ نیروی انتظامی که از طرف یک دخترک ساده (خواهر زن مقتول اول فیلم) هم "سرهنگ" نامیده میشود کاملا معمولی است و کاراکتر او به راحتی پلیس را در جامعه زیر سوال میبرد و من واقعا تعجب میکنم که چرا نیروی انتظامی واکنشی به این فیلم نداشته است. نقش پلیس را که قطعا باید محور یک فیلم در ژانر جنائی باشد را خواهر زن مقتول بر عهده دارد با بازی بهاره افشاری که با هیجانات خود قصد به پیش بردن قانون و خبرنگاران را در باز نگاه داشتن پرونده چند قتل دارد.

    قاتل با خیالی آسوده از این پلیس و خبرنگاران خنثی در چهار تا خیابان آن طرف تر با تبدیل ریش انبوهش به ریش محدود دوباره در حال زمینه سازی یک جنایت دیگر است. با این که او رسما نمیخواهد قتل کند اما همواره خانواده ای که او انتخاب میکند طوری رفتار میکند که او ناچار است آنها را پاکسازی کند و به سراغ خانواده بعدی برود و درست اینجاست که میس مارپل و هرکول پوارو در هیات یک خواهر مقتول و یک خبرنگار وارد ماجرا میشوند.


    هرکول و میس مارپل

    نقش پلیس هم در فیلم چیزی نزدیک به گروهبان دودو در پلنگ صورتی است و واقعا جا داشت که جایگاه پلیس در این فیلم تقویت میشد. حمید گودرزی در نقش خبرنگاری بازی میکند که باید به دنبال دختر کارآگاه (بهاره افشاری) بدود ... کارآگاه زن ما که هوشمند تر از آگاتاکریسی و همه زنان قاتل یاب دیگر است تنها با یک نقشه حدود فعالیتهای قاتل را پیدا میکند و راسا به دنبال او میگردد, قاتل با بازی ماهانی تنها بر اثر دیدن خبری که همین خبرنگار (گودرزی) در روزنامه گذاشته دچار اشتباهات پی در پی میشود و پلیس فیلم با بازی درخشان هاشم پور فقط باعث خواهد شد که از همان ابتدا بیننده پلیس را از معادله بیرون بگذارد.

    اما همه این مسائل زمانی تاسف بار تر میشود که خانم نیکی کریمی که همیشه بازی های خوبی را از ایشان شاهد بوده ایم در نقش یک پزشک روانشناس سعی در حل مشکل ارتباطی دختر کوچک "نارک" با پدر ناتنی اش دارد. مشخص است که برای خانم کریمی این فیلم فقط جنبه مادی اش مهم بوده, زیرا نه بازی همیشگی و تاثیر گذار ایشان را شاهد هستیم و نه به عنوان یک کاراکتر در فیلم جایگاه مناسبی دارند. از همه اینها بدتر این که در سکانس چهارمی که ایشان را میبینیم, به دست قاتل روانی فیلم در زیر ضربات چماق, جان به جان آفرین تسلیم میکنند. آنهم باز در صحنه ای که روانشناس تصمیم میگیرد نقش پلیس را بازی کند و وارد ارتباطات کاری قاتل شود!!!

    قاتل روانی که دست پروفسور موریارتی را از پشت بسته در یک اقدام عجیب ماشین را در کنار جاده با بنزین داخل باکش منفجر میکند و این در حالی است که حتی یک کودک هم میتواند به این صحنه مشکوک شود و مطمئن باشد که فقط به خاطر خروج از جاده ماشینی منفجر نمیشود. اما پلیس فیلم کلا توجهی به این وقایع ندارد و به قول خودش روزی چهل تا از این بدتر را میبیند.


    قاتل بی رحم و بانو

    مادر نازک یا همان عشق رویائی قاتل خشمگین ... خانم شیلا خداداد هستند که مدتی است به کارهای ضعیف ایشان عادت کرده ایم و دیدن یک نقش ضعیف دیگر چندان ناراحت کننده نیست, ایشان هم البته در نوع خود شاهکاری به حساب می آیند ... در زمانی که قاتل خطرناک فیلم تصمیم به کشتن خانواده جدیدش میگیرد خانم خانه تصمیم میگیرد که به محل کار ایشان زنگ بزند و این در حالیست که قاتل خطرناک با بازی دل انگیز آقای ماهانی قبلا از محل کارش استعفا داده تا مقدمات قتل جدیدش را فراهم کند و در 3 کیلومتر آنطرف تر خانواده جدیدی تشکیل دهد و لازمه این کار نیز تنها یک سبیل مصنوعی و یک جفت لنز رنگی چشم است و نه بیشتر!!
    با همین تلفن دست قاتل خطرناک رو میشود و این قاتل بی رحم که باهوشتر از پروفسور موریارتی و آرسن لوپن است آنچنان دستپاچه میشود که یادش میرود که در منزل خود را به چه نامی معرفی کرده بوده و آنقدر کند ذهن است که بهانه دیگری هم نمیتواند بیاورد و تنها راه, کار کشتن زن و بچه جدیدش است!!!!

    از سوی دیگر خانم کارآگاه با هوش و فراستی که خانم مارپل خوابش را هم نمیبیند و با گرفتن اسامی افرادی که در ظرف دو سال گذشته در منطقه چند ده کیلومتر مربعی ازدواج کرده اند شروع میکند به گشتن به دنبال قاتل روانی, خطرناک و بی رحم!!!

    خوب خیلی مشخص است که صرف سه سوت و با کوبیدن درب چند منزل قاتل بی رحم پیدا میشود و میماند امید بستن به آمدن جک باور و الیویا دانم ....

    تنها حرکت موثر جمشید هاشم پور در نقش سرهنگ یک دور در جا در میان جاده پیچ وا پیچ است که قرار است خیلی آرتیستیک باشد!!! ... صرف نظر از این که دور زدن با سمند چقدر آرتیستیک است, جناب سرهنگ هرگز به موقع به محل نمیرسد و خانم مارپل در یورش به آشیانه قاتل بی رحم تنها میماند ...

    او که بسیار باهوش است تصمیم میگیرد تا از یک قیچی باغبانی برای معدوم کردن فرشید (همان قاتل خطرناک) استفاده کند. در رویاروئی نهائی میان دختری که دو سال است در انتظار انتقام همه کاری کرده و قاتل بی رحم ... هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ... فکر نکنید که شاهد جدال میان mib و جک شپرد در پایان لاست هستید...

    خانم مارپله ... در کسری از ثانیه به دستان توانمند هیستریکال کیللر ماجرا به قتل میرسد و حتی آخ هم نمیتواند بگوید.

    اما دستان انتقام از آستین دختر بچه فیلم بیرون می آید و او با استفاده از تکنیک جنگ و گریز که در فیلمهائی نظیر تنها در خانه و ... دیده ایم قاتل را از پا می اندازد ... صحنه شکسته شدن درب اطاق به دست قاتل خونریز ... فوق العاده از کار درآمده (اینو جدی میگم.... حیرت کردم) ... ناگفته نماند که این صحنه کپی ای است صحنه در شکستن جک نیکلسون در درخشش ...

    اما بلافاصله در صحنه بعدی سازنده همین تنها هنرش در فیلم را هم زیر سوال میبرد ... در میان جنگ و گریز ناگهان شیلا خداداد با rpg7 ببخشید ... جو گرفت ... شات گان !!!!! به قاتل خونریز شلیک میکند و در سکانسی که بیدرنگ بیننده را به یاد لیندا هامیلتون (سارا کانر) در پایان ترمیناتور 2 می اندازد ... او را زخمی میکند.
    شیلا خداداد هم کم نمی آورد و گلن گدن کشیدنهایش دست کمی از آرنولد ندارد ... اما از آنجا که قرار است ماهک ... ببخشید نازک قاتل خونریز را ادب کند و البته نازک هم کمی زخمی شده است, او از بالای پله های دوبلکس خانه سینه خیر به سمت لبه پله می آید و قاتل بیرحم هم از پله به بالا میرود تا سرانجام دختر 10 ساله در جدالی که شبیه مچ انداختن با قاتل بی رحم است, کارد آشپزخانه 15 اینچی را تا انتها در قلب این دژخیم خطرناک و روانی بی مغز فرو ببرد !!!!

    در پایان و بعد از پایان داستان صدای آژیر پلیس هم به گوش میرسد و سرهنگ با بازی هاشم پور که بسیار هم از مرگ دخترک (خانم مارپل) ناراحت است از راه میرسد...
    به گفته سرهنگ متاسفانه دخترک عجله داشته و وقت به اندازه کافی برای رسیدن پلیس نبود!!!!

    سرانجام داستان نیزبسیار جالب است... نازک قهرمان بلامنازع داستان با اره کردن تیرک خانه پرنده ای که فرشید (جانی خطرناک) در حیاط ساخته بود, ریشه ظلم و همه قاتلهای بیرحم دیگر را از جهان میکند!!!

    و پایان ...

    واقعا متاسفم از حضور هنرمندان ارزشمندی که چنین ارزش هنری خود را زیر سوال میبرند.
    اینجاست که میتوان ضعف واقعی فیلم نامه ها را دید ... به نظر من داستان این فیلم میتوانست با دستکاری های ساده ای از جمله مسئول تر نشان دادن پلیس, جا به جا کردن دختر پلیس ماب ماجرا با یک پسر و تغییرات مثبتی در دیالوگها و برخی حوادث تا 80 درصد بهتر از چیزی که بود شود. اما افسوس ...

    به امید روزهای بهتر برای سینمای ایران.
    ارادتمند ....فرخ



    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد
    ویرایش توسط FFKIA : 05-06-2011 در ساعت 22:44
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. 13 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    DarkAngel آواتار ها
    وضعیت : DarkAngel آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 3,031
    سپاس ها : 3,646
    سپاس شده 3,898 در 1,241 پست
    یاد شده
    در 23 پست
    تگ شده
    در 750 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    ما بعد این فیلمه کلی دربارش صحبت کردیم که چرا اینطوری بود و چرا حتی زحمت یه بازبینی به فیلم داده نشده بود واقعا آدم تاسف میخوره فیلم با موضوع جالبی شروع میشد ولی واقعا پس از گذشت 10 دقیقه آدم کاملا میخوره توی ذوقش که چی فکر میکرده و چی انتظار داشته و یهو چی شده و جالب اینکه ما با یه اثر جنایی دلهره آور طرفیم ولی پایان فیلم اکثر تماشاچی ها با خنده سالن رو ترک میکردن عین من و فرخ که مونده بودیم چی بگیم به این فیلمه اکثر ایراداشو فرخ نوشت چون فکر کنم خلاصه ای از بحث 2 ساعتمون بعد فیلم بود ولی یه چیز رو فرخ یادش رفت بگه که خودشم بعد فیلم اشاره کرد مردی به این روان پریشی چطور تونسته خودشو به زنان بیوه نزدیک کنه که تا مرحله ازدواج و زندگی مشترک پیش بره مردی که معمولا یک سال پس از ازدواجش از خانوادش به علت برخی حرکاتشون زده میشد و تصمیم به عوض کردن خانواه میگرفت واقعا جای سوال هست توی این یک سال چطور زنش متوجه رفتار عجیب و مرموز شوهرش نشده توی همین 10 دقیقه از فیلم که میگذره قاتل ما اینقدر رفتارهای عجیب و غریب از خودش نشون میده که ادم کر و کور هم متوجه مشکل دار شدنش میشن ولی حالا همسرش چرا متوجه نشده خیلی عجیبه

    و مشکل دیگه ای هم که فرخ گفت بزرگتر از سن نشون دادن کودک های سریال و فیلم های ما هستش چرا کودکان فیلم های ما کودک نیستن و دیالوگهاشون مثل یه زن یا مرد پخته 30-40 ساله هستش من هنوز سر در نیاوردم نه تنها توی این فیلم بلکه توی خیلی از فیلم و سریال های دیگر هم این روال مدام تکرار میشه. نمونش دیالوگ دخترخانواده هنگامی که میخواست بره مدرسه شبانه روزی یا دیالگ های ابتدایی فیلم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    نقش پلیس هم در فیلم چیزی نزدیک به گروهبان دودو در پلنگ صورتی است
    نقش پلیس رو هم فرخ خیلی خیلی عالی توصیف کرد واقعا جای هیچ حرفی نذاشت
    واقعا خجالت اورده کشورهای دیگه پلیسشون رو حتی به دروغ هم که شده بالا میبرن بعد توی کشورما چنان پلیس رو میکوبن که نبودن و بودنش هیچ فرقی نمیکنه و دیالوگهای تمام مسخره جناب سرهنگ فیلم که آدم میمونه چی بگه
    واقعا مسخره تر از این نمیتونستن پلیس رو نشون بدن آخر فیلم همون خانم کاراگاهمون زنگ میزنه به سرهنگ، سرهنگ هم طوری که نشون میده وسط جاده و خارج شهر هستش با همون صحنه کمدی که فرخ گفت سرهنگ دور میزنه ولی بفکرش نمیرسه چیزی به اسم بیسیم و موبایل هم اختراع شده و باهاش میشه پیغام فرستاد و زنگ زد و گفت به فلان جا نیرو بفرستید این کار رو نه تنها نمیکنه بلکه اخر میاد و فقط همون ( فرخ گفتش) دیالوگ احمقانه رو (آخر فیلم) به حمید گودرزی ( خبرنگار ) میگه.
    دیگه درباره مرگ خانم دکتر نمیگم بیشتر زا این پلیس فیلمو خجالت زده نمیکنم )

    خلاصه اگه خواستین یه دل سیر به یه فیلم جنایی و دلهره اور بخندین برین فیلمو ببینین :دی

  5. 4 کاربر از پست مفید DarkAngel سپاس کرده اند .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    اقا این نقد بوود یا طنز؟؟؟ اونوقت این چی بود واقعا
    خانوم مارپل پلنگ صورتی ترمیناتور هرچی فیلم بود اوردی وسط جک نیکلسون
    فرخ جان مردم از خنده دیگه اخراجی ها رو میرفتی میدیدی چی مینوشتی در موردش>>؟؟؟؟
    rpg7 این اخر خنده بود خداییش
    فکر کنم این تحلیل رو بفرستی تو قسمت طنز طرفدار پیدا میکنه ها

    در مورد فیلم نظری ندارم!!! چون کلا ..............

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  7. #4
    DarkAngel آواتار ها
    وضعیت : DarkAngel آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 3,031
    سپاس ها : 3,646
    سپاس شده 3,898 در 1,241 پست
    یاد شده
    در 23 پست
    تگ شده
    در 750 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    کاش این نویسنده و کارگردان بعضی وقتا یه سری به اینترنت بزنن ببینن نظر ببینندهاشون درباره فیلماشون چیه درسته نقدر فرخ حالت طنز داشت ولی برای نویسنده و کارگردانش فکر کنم از هر زهری تلخ تر باشه
    ولی حیف که این بحث هایی که ما میکنیم را کسی نمیبینه و شایدم براشون مهم نباشه و فقط بخوان سرمایشون برگرده و این براشون کافیه.

  8. 3 کاربر از پست مفید DarkAngel سپاس کرده اند .


  9. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط DarkAngel نمایش پست ها
    کاش این نویسنده و کارگردان بعضی وقتا یه سری به اینترنت بزنن ببینن نظر ببینندهاشون درباره فیلماشون چیه درسته نقدر فرخ حالت طنز داشت ولی برای نویسنده و کارگردانش فکر کنم از هر زهری تلخ تر باشه
    ولی حیف که این بحث هایی که ما میکنیم را کسی نمیبینه و شایدم براشون مهم نباشه و فقط بخوان سرمایشون برگرده و این براشون کافیه.
    سهیل جان وقتی یه منتقد قهاری مثل فراستی هست ما که نباید کلا نظر بدیم!!!
    یا یه دکتری بود درباره سریال ها نظر میداد ره به ره!!! اسمش یادم نیست اون هست کی به نظرات ما اهمیت قائل میشه اخه؟؟؟
    پس ما هیچ کاره ایم فراستی و اون یکی همه کاره !!!

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  10. #6
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    اقا این نقد بوود یا طنز؟؟؟ اونوقت این چی بود واقعا
    خانوم مارپل پلنگ صورتی ترمیناتور هرچی فیلم بود اوردی وسط جک نیکلسون
    فرخ جان مردم از خنده دیگه اخراجی ها رو میرفتی میدیدی چی مینوشتی در موردش>>؟؟؟؟
    rpg7 این اخر خنده بود خداییش
    ببین سروش شاید به نظر خنده دار بیاد . اما من اینو از فرط عصبیت نوشتم.
    اینقدر عصبی بودم حین نوشتم که دیگه این چیزی که سهیل گفت رو یادم رفت.
    واقعا از سینما که اومدیم بیرون تا کرج داشتیم با سهیل همین بحث رو میکردیم.
    آخه واقعا نباید یکی باشه که یک نظمی به این داستان بده . این قدر بی فکر رو اینقدر سر سری ؟

    از کاراکتر دکتر روانشناس که واقعا اشک آدم در می اومد...
    فکر کن نیکی کریمی 4 تا سکانس داشت که آخر هم بی خود و بیجهت و در یک حرکت نالازم یارو اینقدر زدش تا مرد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط DarkAngel نمایش پست ها
    کاش این نویسنده و کارگردان بعضی وقتا یه سری به اینترنت بزنن ببینن نظر ببینندهاشون درباره فیلماشون چیه درسته نقدر فرخ حالت طنز داشت ولی برای نویسنده و کارگردانش فکر کنم از هر زهری تلخ تر باشه
    ولی حیف که این بحث هایی که ما میکنیم را کسی نمیبینه و شایدم براشون مهم نباشه و فقط بخوان سرمایشون برگرده و این براشون کافیه.
    سهیل مشکل اصلی همینه. این که اینها نمیان تو فضای نت. چون همش به نقدهایی عادت کردن از جنس ابریشم.... براشون گزنده نیست. چون همه میان تعریف میکنند از همین.
    چی بگم والاااا
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  11. 2 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  12. #7
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    ضمن تشکر از فرخ عزیز که این نقد موجز و بجا رو نوشتند حرفم رو در یک ضرب المثل قدیمی خلاصه میکنم.
    این تازه یه چارکشه فرخ جان!!


    دوباره خواهيم روييد...




  13. #8
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    به نظر من داستان این فیلم میتوانست با دستکاری های ساده ای از جمله مسئول تر نشان دادن پلیس, جا به جا کردن دختر پلیس ماب ماجرا با یک پسر و تغییرات مثبتی در دیالوگها و برخی حوادث تا 80 درصد بهتر از چیزی که بود شود. اما افسوس ...
    قبل از هر چیزی تشکر می کنم از فرخ عزیز بابت این مقاله زیبا و البته دل نشین
    با اینکه این فیلم رو ندیدم ، اما برام جالب بود توضیحات و البته واقعا نا امید کننده ! چرا داستانی مثل این که می تونست جای کار زیادی داشته باشه ، با این وضع فیلم نامه جلو بره و بدتر از اون هم حضور هنرمندان و نام آشنایان عرصه سینماست ! که متاسفانه مدتی هست که از هنر فاصله گرفتند و تمام خاطرات خوش روزهای درخشان رو در پشت فیلم های تجاری و ارزش های مادی به خاک سپردند ! به نظر من این بیشتر باعث تاسف می تونه باشه !
    کل مقاله ت زیبا بود و اما بذار واقعا این آخرش به یه چیزی مخالف باشم !
    چرا باید نقش این کارگاه رو حتما یه پسر بازی کنه ؟؟؟؟
    واقعا تصورت این بود که با این جابه جایی نقطه قوت به فیلم برمی گشت ؟!!!!!
    من فکر می کنم همین نقش با بازی یک زن ، اما با یه فیلم نامه قوی شکل زیبایی به خودش می گرفت !
    با ان جمله ت کاملا مخالف بودم فرخ جان !

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  14. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  15. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    قبل از هر چیزی تشکر می کنم از فرخ عزیز بابت این مقاله زیبا و البته دل نشین
    با اینکه این فیلم رو ندیدم ، اما برام جالب بود توضیحات و البته واقعا نا امید کننده ! چرا داستانی مثل این که می تونست جای کار زیادی داشته باشه ، با این وضع فیلم نامه جلو بره و بدتر از اون هم حضور هنرمندان و نام آشنایان عرصه سینماست ! که متاسفانه مدتی هست که از هنر فاصله گرفتند و تمام خاطرات خوش روزهای درخشان رو در پشت فیلم های تجاری و ارزش های مادی به خاک سپردند ! به نظر من این بیشتر باعث تاسف می تونه باشه !
    کل مقاله ت زیبا بود و اما بذار واقعا این آخرش به یه چیزی مخالف باشم !
    چرا باید نقش این کارگاه رو حتما یه پسر بازی کنه ؟؟؟؟
    واقعا تصورت این بود که با این جابه جایی نقطه قوت به فیلم برمی گشت ؟!!!!!
    من فکر می کنم همین نقش با بازی یک زن ، اما با یه فیلم نامه قوی شکل زیبایی به خودش می گرفت !
    با ان جمله ت کاملا مخالف بودم فرخ جان !
    درباره مرد بودن کارآگاه یک مشکلی در فیلم وجود داشت. ارتباط بهاره افشاری با حمید گودرزی یک ارتباط خیلی خیلی پوچی بود.
    اگه به جای این که خواهر مقتول دنبال مسئله رو بگیره مثلا حمید گودرزی نقش برادرش رو بازی میکرد که خبرنگار هم بود, اصولا نقش نفر دوم حذف میشد.
    در اینجا دو تا بازیگر داشتیم که فرق نمیکرد کدوم حذف بشه. مهم این بود که یکی از اینها زیاد بود. حتی میشد که حمید گودرزی نقش افسر پلیسی رو بازی کنه که به شدت پیگیر باز موندن پرونده اون قتل بود و این طوری نقش هاشم پور هم قابل حذف بود.
    مشکل این بود که شخصیتهای بی معنی در این فیلم زیاد وجود داشت که در یک فیلم نامه منسجم اینها لازم نبودند.
    از طرفی مشکلات دیگه ای هم بود که من اصلا بهش اشاره نکردم. یکیش این بود که دختره گذاشته بود بعد از یکسال یا دوسال از قتل خواهرش یادش اومده بود که باید پیگیری کنه.
    بعد به شکلی خیلی بی سرو تهی یکدفعه حمید گودرزی رو برد در اون خونه محل قتل و بهش گفت تو باید این رو پیگیری کنی ..... حالا حمید گودرزی در نقش خبر نگار چرا باید این کار رو میکرد مشخص نبود. اصولا این که ارتباط اینها چی بود هم معلوم نبود.

    من الان بازم دقیقا یادم نیست که با سهیل چی صحبت کردیم . اما به جائی رسیدیم که حضور دختره در فیلم عملا لازم نبود و به فیلم ضربه میزد.
    مشکل اصلی اینه که فکر میکنم فیلم نامه کاملا با عجله و بدون فکر شاخته شده بود و از همین بابت ضعفها یکی بعد از دیگری در فیلم مانده بود.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  16. #10
    DarkAngel آواتار ها
    وضعیت : DarkAngel آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 3,031
    سپاس ها : 3,646
    سپاس شده 3,898 در 1,241 پست
    یاد شده
    در 23 پست
    تگ شده
    در 750 تاپیک

    پاسخ : نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    کل مقاله ت زیبا بود و اما بذار واقعا این آخرش به یه چیزی مخالف باشم !
    چرا باید نقش این کارگاه رو حتما یه پسر بازی کنه ؟؟؟؟
    واقعا تصورت این بود که با این جابه جایی نقطه قوت به فیلم برمی گشت ؟!!!!!
    من فکر می کنم همین نقش با بازی یک زن ، اما با یه فیلم نامه قوی شکل زیبایی به خودش می گرفت !
    با ان جمله ت کاملا مخالف بودم فرخ جان !
    منظور فرخ این نبود که چون دختر بازی کرده نقشو اینطوری شده و اگه پسر بازی میکرد بهتر بودش.
    همینی که خودش پایین گفته آخه این خواهر مقتول با یه دلیل مسخره میگه مقاله خبرنگار رو براش فرستاده بودن و چون ایشون سفر بودن و نبودن مقاله با تاخیر یک ساله بدستشون میرسه و حالا بعد از یک سال اومده خِر خبرنگار رو گرفته که تو باید به من کمک کنی و باید این مقاله رو با عکس برای من دوباره چاپش کنی چون من نشستم بررسی کردم فهمیدم قاتل توی همین محدوده دوره بر هستش ( حالا یه نقشه نشون میده محدوده توش مشخصه حوالی تهران و ساری دایره کشیده) یعنی رفته از 4 نفر پرسیده این اقای فلانی میومده سرکار یا نه اونا گفتن نه فهمیده سه هفته قبل از قتلها اقا استعفا داده یعنی پلیس اینم نمیتونه انجام بده ((( من چقدر اخه سرمو بکوبم به این مانیتور گناه داره مانیتورم ) بس که مراحل تحقیقش ابدوخیاری و روی اعصاب هست.
    مشکل از همین جاها شروع میشه میشد اصلا نقش خبرنگار و خواهر مقتول اینطوری وجود نداشته باشه عوضش یه بازرس جوون اداره پلیس که سرش درد میکنه برای پیدا کردن رمز و رموز قتل های کشف نشده باشه اینطوری پلیس از این بیخاصیتیش در میومد بعد همه این کاراگاه بازیه مسخره ای که خواهر مقتول انجام داد رو اون پلیسه انجام میداد برای همین ما در اصل نقش اون خبرنگار رو حذف کردیم دادیمش به یه پلیش جونن برای همین فرخ گفت باید یه مرد بازی میکرد چون دختره سرجاش باشه اینطوری از این بی خاصیتیش کم میشد آخه مراحل تحقیقش واقعا مسخره بود بارها من و فرخ به خودمون گفتیم یعنی پلیس عقلش به این چیزا نمیرسه البته با اون دیالوگ زیبای سرهنگ که روزی 40 تا از این پرونده ها داریم نبایدم برسه )

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها


    درباره مرد بودن کارآگاه یک مشکلی در فیلم وجود داشت. ارتباط بهاره افشاری با حمید گودرزی یک ارتباط خیلی خیلی پوچی بود.
    اگه به جای این که خواهر مقتول دنبال مسئله رو بگیره مثلا حمید گودرزی نقش برادرش رو بازی میکرد که خبرنگار هم بود, اصولا نقش نفر دوم حذف میشد.
    در اینجا دو تا بازیگر داشتیم که فرق نمیکرد کدوم حذف بشه. مهم این بود که یکی از اینها زیاد بود. حتی میشد که حمید گودرزی نقش افسر پلیسی رو بازی کنه که به شدت پیگیر باز موندن پرونده اون قتل بود و این طوری نقش هاشم پور هم قابل حذف بود.
    مشکل این بود که شخصیتهای بی معنی در این فیلم زیاد وجود داشت که در یک فیلم نامه منسجم اینها لازم نبودند.
    از طرفی مشکلات دیگه ای هم بود که من اصلا بهش اشاره نکردم. یکیش این بود که دختره گذاشته بود بعد از یکسال یا دوسال از قتل خواهرش یادش اومده بود که باید پیگیری کنه.
    بعد به شکلی خیلی بی سرو تهی یکدفعه حمید گودرزی رو برد در اون خونه محل قتل و بهش گفت تو باید این رو پیگیری کنی ..... حالا حمید گودرزی در نقش خبر نگار چرا باید این کار رو میکرد مشخص نبود. اصولا این که ارتباط اینها چی بود هم معلوم نبود.

    من الان بازم دقیقا یادم نیست که با سهیل چی صحبت کردیم . اما به جائی رسیدیم که حضور دختره در فیلم عملا لازم نبود و به فیلم ضربه میزد.
    مشکل اصلی اینه که فکر میکنم فیلم نامه کاملا با عجله و بدون فکر شاخته شده بود و از همین بابت ضعفها یکی بعد از دیگری در فیلم مانده بود.
    من تو جواب نوشته نازنین توضیح دادم همه اینایی که ما داریم بحث میکنیم رو یه بار بازخونی کرده بودن مشکل حل میشد حتی بدون حذف کردن بازیگرا هر چند اون مدلی که با هم بحث کردیم نقش سرهنگ و خواهر مقتول کمرنگ تر میشدن.

  17. کاربر روبرو از پست مفید DarkAngel سپاس کرده است .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 138 دقیقه در اوج التهاب با Face/Off (نگاهی به فیلم تغییر چهره)
    توسط FFKIA در انجمن مقالات سينمايي (اختصاصی)
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 09-15-2011, 16:35
  2. نگاهی به فیلم‌های پاییزی در حال اکران سینمای ایران
    توسط MiSS SAYTA در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای ایران سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-19-2010, 22:26

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •