مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی ام)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی ام)

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی ام)

    انقلاب بوگاچف

    ظهور بوگاچف

    امپراتوری ها پس از آنکه «بی اندازه بزرگ می شوند» آماده فروپاشی هستند. روسیه قرن هجدهم از این قاعده می توانست مستثنی نباشد. امپراتوران قوی مانند ایوان مخوف، پتر کبیر و کاترین این کشور را مبدل به قدرتی بسیار بزرگ کرده بودند که ده ها ملیت را تحت اختیار داشت. روسیه به مانند امپراتوری رم بر اساس قدرت نظامی و بهره کشی از ملت های تحت سلطه، قدرت خود را حفظ کرده بود. این نیروی جهنمی در اواسط قرن هجدهم قادر به درهم کوبیدن قوی ترین دولت های اروپایی و آسیایی بود. کاترین کبیر ملکه آهنین روس، در زمان طولانی (34 سال) حکومت خود، روسیه را به حداکثر قدرت رساند اما وی در 1771م. با مردی آزادیخواه برخورد کرد که نزدیک بود امپراتوری تزاری را 150 سال زودتر از بین ببرد.


    ستمگری اشراف زمینه ساز ظهور بوگاچ

    حکومت اشرافی گری تزاری در 1771م. در اوج خود بود و دهقانان عاصی از ظلم آنها، مترصد فرصتی برای نبرد. در 1772م. بوگاچف، قزاق بی سواد، (اما زرنگ) با ادعای اینکه پتر سوم است به جمع آوری نیرو برای قیام علیه کاترین پرداخت و جرقه آتش را در جنوب غربی روسیه روشن کرد. دزدان دریایی ولگا، دهقانان فراری (سرخ ها)، قزاق ها و سربازان فراری به زودی تحت لوای او درآمده و ماجراجوترین نیروی مبارز قرن را ایجاد کردند. وسعت عملیات او بزرگ تر از اسپارتاکوس شده بود.
    البته آغاز عملیات او به مانند اسپارتاکوس از فتح قلعه ای کوچک در 1773م. آغاز شد. قتل عام افسران و سربازان قلعه یایبیتسک در ابتدا حتی مورد توجه فرماندهان محلی روس قرار نگرفت تا آنکه وی در سال بعد با تصرف اورنبرگ در نزدیکی اورال از نیروهای پراکنده خود ارتشی بزرگ و پرقدرت ساخت. مردم تیره بخت شتابان به او پیوستند اکنون بوگاچف نزدیک رود مهم ولگا بود. کاترین که خطر را جدی گرفته بود ناگهان دید ژنرال هایش یکی پس از دیگری شکست خورده و سربازانشان به بوگاچف ملحق می شوند.
    در 1774م. بهترین سردار روس یعنی بی بیکف از طرف کاترین مأمور نجات مسکو و مرکز روسیه شد. وی در نبردی سهمگین در اطراف ولگا مردان بوگاچف را شکست داد و وی را به عقب راند اما به دلیل بیماری ناگهانی درگذشت.
    مرگ وی سبب قدرت مجدد بوگاچف شد و غازان به تصرف این شورشی بزرگ درآمد اما سرداران جانشین بی بیکف از جمله سوروف، بوگاچف را در نبردی دیگر شکست داده و وی را به اطراف خزر راندند.
    بوگاچف عاقبت بدی داشت چرا که یارانش متفرق شدند و نیروهای باقیمانده اش به او خیانت کرده و وی را در قفس کرده و به مسکو بردند. بوگاچف پس از یک محاکمه طولانی اعدام شد.


    نتیجه نبرد

    شورش بوگاچف می توانست در صورت پیروزی مسیر تاریخ را تغییر دهد و این امر چندان دور از دسترس نبود چرا که روسیه کشوری تحت سلطه اشراف و ملاکین بود و وضعیت دهقانان و کارگران روس بسیار بدتر از همتایان فرانسوی و انگلیسی قلمداد می شد اما قدرت نظامی دوره کاترین مانع از قدرت گرفتن شورشیان شد. بوگاچف از بدشانسی پنجه در پنجه قوی ترین امپراطریس تاریخ انداخته و شاید اگر طرف او یک تزار ضعیف بود انقلاب 1917م. در 1780م. روی می داد.
    سقوط روسیه می توانست سبب شود تا قدرت های منطقه ای آسیا نقش تاریخی بزرگ تری را بازی کنند و عثمانی نیز از شر قدرت مخوف روسیه خلاص شود. اما به هر تقدیر قرار نبود که در آن سال ها روسیه ضعیف شود و شاهین مرگ بر سر لویی فرانسه در 1789م. نشست و «انفجار انقلاب» فرانسه را منهدم کرد.



    نبرد لهستان

    سقوط لهستان در 1795م.

    شاید بتوان مؤثرترین حرکت کاترین را حذف لهستان از نقشه اروپا دانست. این حرکت ارزشی در حد شکست سوئد از پتر کبیر داشت و روسیه را مبدل به بازیگر دست اول دنیای سیاست اروپا کرد.


    محو قدرت اول اروپا ظرف 150 سال

    در 1630 م. لهستان بزرگترین دولت اروپا از نظر وسعت بود. این کشور قدرتمند مانع حرکت روس ها به سمت غرب و عثمانی ها به سمت شمال بود. اما در 1681م. لهستان از جانب این دو کشور به شدت تحت فشار قرار گرفت و اتریش نیز از غرب فشار جدیدی را به لهستان وارد کرد.
    در 1783م. کاترین دیگر طاقت نیاورد و پس از پیروزی بر ترک های عثمانی تصمیم گرفت تا شرق لهستان را تصرف کند.
    از آن طرف ویلهلهم دوم پادشاه پروس نیز خواهان بخش غربی لهستان شد و دو قدرت مذکور 5 شهر بزرگ از جمله مینسک و کانال دانتزیک را تصرف کردند. اما میهن پرستی لهستانی که نابودی کشورشان را قطعی دیدند تن به «تجزیه بدون نبرد لهستان» ندادند و به رهبری مرد از جان گذشته ای به نام کوسیو سزکو آماده مبارزه شدند. این مردان در جویس درگیر نبردی سهمگین با روسیه شدند اما قدرت نظامی کاترین آنها را در هم شکست و علی رغم جانفشانی فراوان، روس ها به نزدیکی ورشو رسیدند.
    کوسیو سزکو در آخرین لحظه زندگی فریاد زد لهستان نابود شد. پیش بینی وی درست بود چرا که ورشو به سرعت سقوط کرد و لهستان مرکزی و ورشو به دست پروس افتاد و کراکوس و لوبلین نیز نصیب اتریش شد.


    نتیجه سقوط لهستان

    سقوط لهستان قدرت روسیه را به شدت افزایش داده و این کشور را با دولت های ژرمن، پروس و اتریش هم مرز کرد. عثمانی نیز مبدل شد به قدرت دست سوم در بالکان.
    اتریش و پروس نیز با تصرف لهستان قدرتی بی نظیر و وسعتی معادل فرانسه یافتند.
    لهستان از این زمان به بعد دیگر هیچ گاه کشوری مهم در تاریخ نشد و 12 سال (بین سال های 1795 تا 1807م.) اصولا وجود خارجی نداشت.
    در 1815م. در کنگره وین رسما تجزیه شد و شورش های پی در پی برای استقلال آن تا سقوط حکومت تزارها در 1917م. بی نتیجه بود.
    در 1918م. پس از شکست آلمان و اتریش از متفقین، ژنرال پیل سودیسکی پس از 123 سال دولت مستقل لهستان را بنا نهاد. (در تاریخ جزو نوادر است که کشوری پش از 123 سال مجددا استقلال خود را به دست آورد.)



    منبع: صدجنگ بزرگ تاریخ، علی غفوری
    ادامه دارد




  2. 9 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •