سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفي Leon The Professional

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: معرفي Leon The Professional

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    معرفي Leon The Professional


    LEON : The Professional
    کارگردان : Luc Besson
    بازیگران :Jean Reno
    Natalie Portman
    Gary Oldman
    IMDB
    امتیاز 8.2 از 10
    ژانر : درام . هیجانی

    ویرایش توسط ScarFace : 08-23-2010 در ساعت 10:49
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     




    هرچقدر با خودم کلنجار رفتم که درباره ی این فیلم یه چند خط بنویسم نتونستم
    فقط میتونم بگم بازیه زیبا و هنرمندانه ی ژان رنو و ناتالی پورتمن نوجوان و فییلم نامه ای زیبا و حرفه ای
    که با کنا هم گذاشتن این 3 عنصر یک فیلمی پدید اوردن که فکر نکنم کسی دیده باشه این فیلم رو و اخر ناراضی باشه
    مطمعن باشین این فیلم همه چی داره .
    شک نکنید که طوری این فیلم با روانتان بازی خواهد کرد که همیشه تو یادتان خواهد ماند
    با ماموریت لئون شروع می شود . او باید یک قاچاقچی مواد مخدر را بکشد . کارش را به بهترین نحو انجام می دهد وبه خانه اش بازمی گردد.
    لئون ( ژان رنو ) یک قاتل حرفه ای است . کار وی کشتن افرادی است که توسط واسطه اش تونی به وی معرفی می گردد. لئون عاری از هر گونه احساس و محبت و علاقه است ، تنها غذای او شیر است . هرگاه که احساس گرسنگی می کند شیر می نوشد . شبها روی کاناپه و با عینک آفتابی به صورت نشسته می خوابد . تنها زندگی می کند و کارش قتل است . اما در عین گرفتن جان دیگران به مراقبت از جان یک گل علاقه دارد که این گلدان را هر روز در زیر نور آفتاب قرار داده و برگهایش را با آب نوازش می کند . این تنها سرگرمی و دلبستگی اوست .
    تمامی این مشخصات ، ویژگی های لئون است که این نقش را ژان رنوی فرانسوی به بهترین شکل ممکن بازی می کند. شاید به غیر او تنها خود او بود که می توانست این نقش را بازی کند .
    در همسایگی لئون خانواده ای با 3 فرزند زندگی می کند . پدر و مادر قاچاقچی مواد مخدر هستند . دختر کوچک خانواده ماتیلدا نام دارد که مورد ضرب وشتم همیشگی پدر است . ماتیلدا از والدین خود متنفر است و تنها امید و عشق او به برادر 4 ساله اش است .
    پس از آن ماموریت ابتدایی لئون که با کشت و کشتار متعارف در فیلم های اکشن همراه است ، داستان فیلم به کلی دگرگون می شود . در راه بازگشت به خانه لئون با ماتیلدا روبرو می شود و صحبت های رد و بدل شده بین آنها مسبب ایجاد رابطه بین آن دو می گردد . مواد مخدری که پدر ماتیلدا در رادیوی منزلش پنهان کرده بود توسط افراد رئیس باند قاچاق ( استنسفیلد ) که در اداره ی امنیتی پلیس هم مشغول به کار است و یک روانی به تمام عیار می باشد کشف می شود و او به همین دلیل تمامی اعضای خانواده را به رگبار می بندد ، به غیر از ماتیلدا ! زیرا او برای خرید شیر به فروشگاه رفته بود . در راه بازگشت به خانه ماتیلدا که با پیکر بی جان پدرش در جلوی درب منزل روبرو می شود مستقیما به سمت خانه ی لئون می رود و از او کمک می خواهد . در این صحنه ی بسیار زیبا ، لئون از پشت درب به ماتیلدا نگاه می کند و صورت گریان و وحشت زده ی او را می بیند ، اما او که هیچ احساسی ندارد و مدت هاست که عشق و عاطفه را فراموش کرده در تردید و بی تفاوتی برای باز کردن درب به سر می برد و این حالت را با خاراندان پشت گوش خود به بهترین صورت به بیننده منتقل می کند . اما روزنه ی امید پیدا می شود و لئون در را به روی ماتیلدا می گشاید و نور چهره ی ماتیلدا را فرا می گیرد .
    بعد از آرام شدن ماتیلدا ، وی که به حرفه ی لئون پی برده است از او تقاضا می کند که قاتل برادرش را بکشد ، اما لئون نمی پذیرد ، بنابراین از او می خواهد که راه و رسم آدم کشی را به او بیاموزد تا خود انتقام برادرش را بگیرد . بعد از رد و بدل شدن مکالمات بین لئون و ماتیلدا بالاخره لئون قبول می کند و فیلم وارد مرحله ی تازه ای می شود . در این مکالمات جالب ترین جمله این بود که لئون به ماتیلدا می گوید که تو هنوز برای این کار کوچکی ، اما ماتیلدا در جواب می گوید : من بزرگ شدم ، فقط باید کمی سنم بیشتر بشه . و لئون می خندد و می گوید : من سنم به اندازه کافی بزرگه ، اما باید بزرگ بشم !!!
    لئون کسی که نمی داند باید پتو را باز کرده و روی ماتیلدا بکشد و کسی که شب بخیر گفتن بلد نیست ، کسی که در شب اول ورود ماتیلدا تصمیم به قتل وی می گیرد و حتی اسلحه را تا بالای سر ماتیلدا برده بود ، ناگهان روحی تازه در وی دمیده می شود و دوباره عشق در زندگی وی معنا می یابد . لئون در جوانی عاشق دختری شده بود ، اما پدر دختر پس از مخالفت ازدواج آن دو دختر خود را به قتل می رساند و لئون از دیدن این صحنه شوکه می شود پدر دختر را می کشد و از آن به بعد به یک قاتل حرفه ای بدل می شود .
    بعد از گذشت فیلم قاتل برادر ماتیلدا ( استنسفیلد ) برای کشتن لئون به خانه ی او می آید . لئون ماتیلدا را از طریق هواکش خانه فراری می دهد و یکی از احساسی ترین صحنه های فیلم در این سکانس خلق می شود . سکانسی که یک قاتل حرفه ای و بی احساس ، با تمام احساس ، عشق و علاقه خود را به ماتیلدا با گفتن : دوستت دارم ماتیلدا ، ابراز می کند و ماتیدا نیز با صورتی معصوم پاسخ می دهد : منم دوستت دارم لئون .
    لئون خود نیز در حال فرار است و به طرف درب خروجی ساختمان می رود . که در این صحنه کارگردان مجددا از نور استفاده می کند ، نوری که نوید بخش آزادیست . اما استنسفیلد از راه می رسد و از پشت به لئون شلیک می کند . لئون که ضامن نازنجک های روی بدنش را درآورده است آن را به دست استنسفیلد می دهد و می گوید این هدیه ای از طرف ماتیلداست . و با هم به جایی می روند که باید بروند . در این سکانس کارگردان به نوعی لئون را به خاطر قتل هایی که انجام داده است تنبیه می کند و نمی گذارد وی به نور برسد .
    از سکانس های جذاب و تاثیر گذار دیگر فیلم می توان به موارد زیر اشاره کرد :
    - صحنه ای که ماتیلدا به خانه ی خود بازمی گردد تا عروسک و وسایل خود را بردارد و در هنگام خارج شدن از منزل ناگهان خود را در میان خط کشی جنازه ی برادر خود می یابد .و با حالتی وهم گونه به عقب می پرد.
    - و بهترین سکانس فیلم که در واقع آخرین سکانس نیز محسوب می شود وقتی است که ماتیلدا در مدرسه شبانه روزی گل لئون را از گلدان درآورده و در خاک می کارد و می گوید : اینجا دیگه در امانیم . و بعد از آن آهنگ فراموش نشدنی استینگ (
    Shape Of My Heart ) شروع می شود . این گل که در خاک کاشته می شود را می توان نماد لئونی تازه که از گناه قتل های خود پاک شده است در نظر گرفت . نماد رشد و نمو و نماد پاکی .
    منبع: Miladico


    فقط یک کلام : اگه ندیدین پاشین نت رو ول کنین برین لئون ببینین
    ویرایش توسط ScarFace : 09-15-2010 در ساعت 14:40
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #3
    PHOENIX آواتار ها
    وضعیت : PHOENIX آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 694
    سپاس ها : 1,914
    سپاس شده 1,552 در 525 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 5 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفي و دريافت فيلم Leon The Professional

    بله ، یکی دیگر از فیلمهای ماندگار و زیبای دنیای سینما ، خیلی وقت پیش این فیلم رو دیدم ، اما کامل یادمه ، واقعا فیلم قشنگیه ، احساساتی که تو این فیلم هست از نوع خاصیه و البته مسلما نمی شه از بازی قهار هنرپیشگانش گذشت خصوصا ژان رنو.مرسی سروش جان بابت فیلمهای قشنگی که می ذاری

  7. 2 کاربر از پست مفید PHOENIX سپاس کرده اند .


  8. #4
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفي و دريافت فيلم Leon The Professional

    خواهش اوا جان هرکاری کردم از فیلمه چیزی یادم نیومد . حدودا 1.5 سال 2 سال پیش این فیلم رو دیدم خوب یادم نیومد
    اما خدایی این فیلم خیلی تکه . من که خیلی میخوامش
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. #5
    We're all on planes
    Mendicant آواتار ها
    وضعیت : Mendicant آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 173
    سپاس ها : 360
    سپاس شده 415 در 142 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 21 تاپیک

    پاسخ : معرفي و دريافت فيلم Leon The Professional

    از معدود فیلم هایی که بیشتر از یک بار دیدمش !! و به جرات میگم همه ی اجزای این فیلم به طور جداگانه یک شاهکار محسوب میشه ! از بازیگرها و کارگردانی و دیالوگ ها بگیرید تا موزیک هایی که پخش میشه ! در مورد داستان هم که دیگه چیزی نگم بهتره !! «شاهکار» به تمام معنا !
    ... Sometimes you see more with your eyes shut
    : )

  10. 2 کاربر از پست مفید Mendicant سپاس کرده اند .


  11. #6
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : معرفي Leon The Professional

    لئون (به فرانسوی: Léon) ( که همچنین با عنوان حرفه ای یا لئون: حرفه ای نیز شناخته می‌شود ) فیلمی فرانسوی و با زبان انگلیسی به کارگردانی لوک بسون محصول سال ۱۹۹۴ شرکت آمریکایی کلمبیا پیکچرز است. این فیلم در آمریکا با نام حرفه‌ای (The Professional) به روی پرده رفت.

    فیلم با صحنه ای از بالای شهر نیویورک شروع می‌شود و داخل کافه و مرکز کار تونی ( دنی آیلو ) می‌شود ، تونی در حالی که سیگار می کشد در مورد کار با شخصی صحبت می‌کند که چهره اش چندان پیدا نیست ، وی با یک عینک دودی در مقابل تونی نشسته است ، کار را می پذیرد و لیوان شیر جلویش را سر می کشد. وی همان لئون ( ژان رنو ) آدمکشی حرفه ای و خطرناک است ( که خودش را بعداً « پاک کننده » معرفی می کند. ) او در محله ایتالیای کوچک از شهر نیویورک زندگی می کند.کار سپرده شده را که تهدید و ترساندن یک قاچاقچی مواد مخدر است انجام میدهد.او که به خاطر شغلش مجبور است مرتباً مکان زندگیش را تغییر دهد ؛ در صحنه ای از پله‌ها بالا می آید که دختر بچه ای دوازده ساله ، در راهروی پله‌ها نشسته و مشغول سیگار کشیدن است که ماتیلدا لاندو ( ناتالی پورتمن ) یکی از نقش‌های اصلی فیلم می باشد. لئون و ماتیلدا آشنایی مختصری با یکدیگر پیدا می کنند. در صحنه بعد شاهد درگیری لفظی یکی از مأموران دی.ای.اِی با پدر ماتیلدا هستیم که به خاطر کسری در مواد مخدری است که توسط وی نگه داری می شده اند. مأمور که از کلنجار رفتن با او به نتیجه ای نمی رسد موضوع را به اطلاع رئیس خود می رساند. در اینجا با نورمن « استن » استنفیلد ( گری اولدمن ) یکی دیگر از نقش‌های اصلی فیلم آشنا می شویم. وی که از رؤسای دی.ای.اِی است ، خود در کار قاچاق مواد و مصرف آن نقش دارد. به پدر ماتیلدا توصیه می‌کند که تا فردا ظهر مواد را تحویل دهد. فردا ظهر استنفیلد به همراه چندین مأمور و همکار خود با اسلحه به منزلشان حمله می کنند و تمام اعضای خانواده را به غیر از ماتیلدا که به منظور خرید برای لئون بیرون رفته ، از جمله پسر چهار ساله خانواده را به قتل می رسانند. ماتیلدا از خرید بازگشته و متوجه قضیه می‌شود و برای نجات یافتن و تحویل خرید خود به در منزل لئون رفته و زنگ می زند. لئون که مردد در باز کردن در است بر اثر اصرار و التماس ماتیلدا در را باز می کند. ماتیلدا متوجه شغل لئون می‌شود و تصمیم می گیرد از لئون بخواهد تا انتقام خون برادرش را بگیرد ، لئون نمی پذیرد ولی بعد از اصرارهای فراوان ماتیلدا و گذشت زمان لئون می پذیرد تا به ماتیلدا اصول و شیوه « تمیز کردن » یا همان آدمکشی را یاد بدهد. ماتیلدا همچنان مصمم است تا انتقام خون برادرش را بگیرد.یک روز به منزل خودشان باز می گردد تا پول مخفی شده ای که در حدود دو هزار دلار است را بردارد که تصادفاً همان موقع استنفیلد و چند مأمور دیگر از راه می رسند و مأمورین ارشد از استنفیلد در مورد قتل عام خانواده بازجویی می کنند که استنفیلد پاسخگوی عملکرد خود نشده و با پاسخ مختصر و فریاد اینکه برای سؤال و جواب به دفتر من بیایید از آنجا خارج می شود. ماتیلدا وی را تعقیب می‌کند و نام و محل کارش را یاد می گیرد. سرانجام در یک گفتگو بین لئون و ماتیلدا ، ماتیلدا در ازای رفتارها سرد و خشک لئون تصمیم می گیرد تا خودش را بکشد ، اسلحه ای را پر می‌کند و آن را روی شقیقه اش می گذارد و خود را آماده کشتن می‌کند که لئون اسلحه را کنار می زند و مانع از خودکشی اش می شود. از اینجا به بعد لئون گرم تر از قبل می‌شود و به ماتیلدا علاقه بیشتری پیدا می کند. و در جریان گفتگویی ماجرای زندگی خویش را بازگو می‌کند که در جوانی دختری را دوست داشته اما پدر دختر به او اجازه ملاقات با لئون را نمی داده و در نهایت دختر را با گلوله به قتل می رساند و لئون برای انتقام با یک اسلحه دوربین دار پدر دختر را می کشد و سپس فرار می‌کند و به پیش پدرش که نزد تونی کار می‌کند می آید و از آن به بعد وارد حرفه و شغل آدمکشی می شود.

    لئون تصمیم می گیرد قاتلین خانواده ماتیلدا را از بین ببرد و برای این کار از کشتن مالکی ، دستیار استنفیلد شروع می کند. از طرفی ماتیلدا برای کشتن استنفیلد شخصاً عمل می‌کند و چند اسلحه بر میدارد و به سمت دفتر کاریش روانه می‌شود و با بهانه آوردن غذا تصمیم به وارد شدن به ساختامن دی.ای.اِی می گیرد. استنفیلد به توالت مردان می رود و ماتیلدا به دنبال وی می رود اما اثری از وی پیدا نمی کند تا اینکه در توالت عمومی بسته می‌شود و استنفیلد از پشت در نمایان می گردد و کم کم جلو می آید. وی که فرد زرنگی می‌باشد حدس می زند که ماتیلدا برای کشتن وی آمده اما فکر می‌کند کسی او را فرستاده ولی بعد با گفته خود ماتیلدا متوجه می‌شود که قضیه شخصی است. در همین حال یکی از مأمورینش خبر کشته شدن مالکی را می آورد که باعث ناراحتیش می‌شود ، ماتیلدا را توسط مأمور به اتاقش می فرستد. لئون باز می گردد و متوجه نبود ماتیلدا و نامه وی می‌شود که در آن گفته که خودش به سراغ استنفیلد رفته است. لئون به سمت ساختمان مذکور می رود و ماتیلدا را از دست مأمورین آزاد می کند.استنفیلد برای پیدا کردن لئون به کافه و محل کار تونی مراجعه می‌کند و اظهار می دارد که در منطقه تونی آدمکشی با تیپ ایتالیایی‌ها دست به قتل مأمورین وی زده است. استنفیلد بعد از گرفتن پاسخ خود و شناسایی لئون با تعداد زیادی مأمور راهی آپارتمانی که لئون در آن زندگی می‌کند می شود. ماتیلدا طبق معمول به خرید شیر رفته و باز می گردد که در جلوی درب منزل مأمورین از پشت وی را می گیرند و از او اطلاعاتی در مورد لئون می خواهند و کلید منزل را از او می گیرند. مأمورین در را باز می کنند و وارد می شوند. در نمای دوربین ، دستی دیده می‌شود که از بالا ، در را می بندد و پی آمد آن شنیده شدن صدای شلیک چند گلوله است و با باز شدن در معلوم می‌شود که تمام نیروهای اعزامی کشته شده اند. با اعلام این خبر به استنفیلد ، وی به یکی از مأموران خود دستور می دهد که هر چه نیرو وجود دارد فرستاده شود. باز هم تعدادی نیرو راهی منزل می شوند که لئون از بالای در یکی از آنها را که داخل شده و سپس با آویزان شدن مابقی را که پشت در هستند می کشد. سپس پائین آمده و با تهدید یکی از نیروها ماتیلدا را آزاد می کند. بعد از داخل شدن به منزل ، لئون گلدانش را که خیلی دوست دارد و همیشه مراقب آن است از طریق کانال هوا کش پائین می اندازد و ماتیلدا را نیز فراری می دهد.بعد از انفجار جلوی منزل توسط نیروهای پلیس لئون با ماسک خود را قاطی پلیس‌ها می کند. استنفیلد متوجه موضوع می‌شود و حدس می زند که وی همان لئون و فرد مورد نظر اوست. همه نیروهای خود را بیرون می‌کند تا لئون را تنها گیر بیاورد. لئون در حالی که از در عقبی بیرون می رود می تواند فرار کند اما باز می گردد و از پله‌ها پائین می آید تا بعد از گذر از راهرو از در اصلی بیرون برود که استنفیلد وی را از پشت مورد اصابت گلوله قرار می دهد.لئون در هنگام مرگ دست استنفیلد را می گیرد و در آن چیزی قرار می دهد و اضافه می‌کند " این از طرف ماتیلداست " وقتی استنفیلد دست خود را باز می‌کند یک ضامن را می بیند که بعد از باز کردن لباس لئون متوجه می‌شود ضامن متعلق به بمبی است که لئون به خودش بسته است. بمب با قدرت زیادی منفجر می شود. ماتیلدا بعد از گرفتن پول اندکی که تونی به وصیت لئون به او می دهد و صحبت‌های تونی در کافه اش به مدرسه اش باز می گردد و گیاه گلدان لئون را در حیاط مدرسه خاک می‌کند تا به گفته قبلی اش " ریشه دار شود "

    منبع : ويكي پديا

  12. کاربر روبرو از پست مفید M.Night سپاس کرده است .


  13. #7
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,644 در 7,115 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفي Leon The Professional

    فیلم با ماموریت لئون شروع می شود . او باید یک قاچاقچی مواد مخدر را بکشد . کارش را به بهترین نحو انجام می دهد وبه خانه اش بازمی گردد.
    لئون ( ژان رنو ) یک قاتل حرفه ای است . کار وی کشتن افرادی است که توسط واسطه اش تونی به وی معرفی می گردد. لئون عاری از هر گونه احساس و محبت و علاقه است ، تنها غذای او شیر است . هرگاه که احساس گرسنگی می کند شیر می نوشد . شبها روی کاناپه و با عینک آفتابی به صورت نشسته می خوابد . تنها زندگی می کند و کارش قتل است . اما در عین گرفتن جان دیگران به مراقبت از جان یک گل علاقه دارد که این گلدان را هر روز در زیر نور آفتاب قرار داده و برگهایش را با آب نوازش می کند . این تنها سرگرمی و دلبستگی اوست .
    تمامی این مشخصات ، ویژگی های لئون است که این نقش را ژان رنوی فرانسوی به بهترین شکل ممکن بازی می کند. شاید به غیر او تنها خود او بود که می توانست این نقش را بازی کند .
    در همسایگی لئون خانواده ای با 3 فرزند زندگی می کند . پدر و مادر قاچاقچی مواد مخدر هستند . دختر کوچک خانواده ماتیلدا نام دارد که مورد ضرب وشتم همیشگی پدر است . ماتیلدا از والدین خود متنفر است و تنها امید و عشق او به برادر 4 ساله اش است .
    پس از آن ماموریت ابتدایی لئون که با کشت و کشتار متعارف در فیلم های اکشن همراه است ، داستان فیلم به کلی دگرگون می شود . در راه بازگشت به خانه لئون با ماتیلدا روبرو می شود و صحبت های رد و بدل شده بین آنها مسبب ایجاد رابطه بین آن دو می گردد . مواد مخدری که پدر ماتیلدا در رادیوی منزلش پنهان کرده بود توسط افراد رئیس باند قاچاق ( استنسفیلد ) که در اداره ی امنیتی پلیس هم مشغول به کار است و یک روانی به تمام عیار می باشد کشف می شود و او به همین دلیل تمامی اعضای خانواده را به رگبار می بندد ، به غیر از ماتیلدا ! زیرا او برای خرید شیر به فروشگاه رفته بود . در راه بازگشت به خانه ماتیلدا که با پیکر بی جان پدرش در جلوی درب منزل روبرو می شود مستقیما به سمت خانه ی لئون می رود و از او کمک می خواهد . در این صحنه ی بسیار زیبا ، لئون از پشت درب به ماتیلدا نگاه می کند و صورت گریان و وحشت زده ی او را می بیند ، اما او که هیچ احساسی ندارد و مدت هاست که عشق و عاطفه را فراموش کرده در تردید و بی تفاوتی برای باز کردن درب به سر می برد و این حالت را با خاراندان پشت گوش خود به بهترین صورت به بیننده منتقل می کند . اما روزنه ی امید پیدا می شود و لئون در را به روی ماتیلدا می گشاید و نور چهره ی ماتیلدا را فرا می گیرد .
    بعد از آرام شدن ماتیلدا ، وی که به حرفه ی لئون پی برده است از او تقاضا می کند که قاتل برادرش را بکشد ، اما لئون نمی پذیرد ، بنابراین از او می خواهد که راه و رسم آدم کشی را به او بیاموزد تا خود انتقام برادرش را بگیرد . بعد از رد و بدل شدن مکالمات بین لئون و ماتیلدا بالاخره لئون قبول می کند و فیلم وارد مرحله ی تازه ای می شود . در این مکالمات جالب ترین جمله این بود که لئون به ماتیلدا می گوید که تو هنوز برای این کار کوچکی ، اما ماتیلدا در جواب می گوید : من بزرگ شدم ، فقط باید کمی سنم بیشتر بشه . و لئون می خندد و می گوید : من سنم به اندازه کافی بزرگه ، اما باید بزرگ بشم !!!
    لئون کسی که نمی داند باید پتو را باز کرده و روی ماتیلدا بکشد و کسی که شب بخیر گفتن بلد نیست ، کسی که در شب اول ورود ماتیلدا تصمیم به قتل وی می گیرد و حتی اسلحه را تا بالای سر ماتیلدا برده بود ، ناگهان روحی تازه در وی دمیده می شود و دوباره عشق در زندگی وی معنا می یابد . لئون در جوانی عاشق دختری شده بود ، اما پدر دختر پس از مخالفت ازدواج آن دو دختر خود را به قتل می رساند و لئون از دیدن این صحنه شوکه می شود پدر دختر را می کشد و از آن به بعد به یک قاتل حرفه ای بدل می شود .
    بعد از گذشت فیلم قاتل برادر ماتیلدا ( استنسفیلد ) برای کشتن لئون به خانه ی او می آید . لئون ماتیلدا را از طریق هواکش خانه فراری می دهد و یکی از احساسی ترین صحنه های فیلم در این سکانس خلق می شود . سکانسی که یک قاتل حرفه ای و بی احساس ، با تمام احساس ، عشق و علاقه خود را به ماتیلدا با گفتن : دوستت دارم ماتیلدا ، ابراز می کند و ماتیدا نیز با صورتی معصوم پاسخ می دهد : منم دوستت دارم لئون .
    لئون خود نیز در حال فرار است و به طرف درب خروجی ساختمان می رود . که در این صحنه کارگردان مجددا از نور استفاده می کند ، نوری که نوید بخش آزادیست . اما استنسفیلد از راه می رسد و از پشت به لئون شلیک می کند . لئون که ضامن نازنجک های روی بدنش را درآورده است آن را به دست استنسفیلد می دهد و می گوید این هدیه ای از طرف ماتیلداست . و با هم به جایی می روند که باید بروند . در این سکانس کارگردان به نوعی لئون را به خاطر قتل هایی که انجام داده است تنبیه می کند و نمی گذارد وی به نور برسد .
    از سکانس های جذاب و تاثیر گذار دیگر فیلم می توان به موارد زیر اشاره کرد :
    - صحنه ای که ماتیلدا به خانه ی خود بازمی گردد تا عروسک و وسایل خود را بردارد و در هنگام خارج شدن از منزل ناگهان خود را در میان خط کشی جنازه ی برادر خود می یابد .و با حالتی وهم گونه به عقب می پرد.
    - و بهترین سکانس فیلم که در واقع آخرین سکانس نیز محسوب می شود وقتی است که ماتیلدا در مدرسه شبانه روزی گل لئون را از گلدان درآورده و در خاک می کارد و می گوید : اینجا دیگه در امانیم . و بعد از آن آهنگ فراموش نشدنی استینگ (
    Shape Of My Heart ) شروع می شود . این گل که در خاک کاشته می شود را می توان نماد لئونی تازه که از گناه قتل های خود پاک شده است در نظر گرفت . نماد رشد و نمو و نماد پاکی .
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  14. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •