مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh اعتراف می کنم!!!

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: اعتراف می کنم!!!

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    اعتراف می کنم!!!


    بچه بودم از خواب که بیدار میشودم چشمام که قی‌ میکرد از مامانم می‌پرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پا میشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی‌ شبا شیطون میاد پی‌ پی‌ می‌کنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی‌ میاد پی پی کنه تو چشمام.... اسکل بودم :دی

    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم


    اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
    همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
    وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم !

    اعتراف ميكنم تموم سالهاي بچگيم فكر ميكردم مامان بابام منو تو حرم_مشهد پيدا كردن چون اولين عكسي كه از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه

    اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ...ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
    اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
    تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد!!!!

    اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ - هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم

    اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
    بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی

    اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟

    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
    اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
    مامان گفت نوید کیه؟
    گفتم: پسر آقای ...
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

    یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود
    :Dبا خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟

    گفت پدرم فوت کرده
    :l گفتم تسلیت میگم



    اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده :دی


    اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
    و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....


    اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!!

  2. 16 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هر چیزی را که باور داشته باشی به دست خواهی آورد!!
    antonio آواتار ها
    وضعیت : antonio آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : G3rmany
    سن: 24
    نوشته ها : 90
    سپاس ها : 96
    سپاس شده 62 در 40 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 146 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    اعتراف می کنم وقتی بچه بودم فرش خونه مون رو که دستباف بود سوزوندم و همه فک کردن کار دادشمه ودعواش کردن من هم به روی خودم نیاوردم!
    اعتراف می کنم که تو راهنمایی از قصد دست معلمون رو گذاشتم لا دو تا نیمکت.
    اعتراف می کنم که ان 8 که بابام دو روزه خریده من داغون کردم
    اعتراف می کنم یه بار یواشکی رفتم تو دفتر مدیرمون و پرونده ی محرمانه ی معلم ها رو خوندم
    اعتراف می کنم که زندگی خیلی خوبی دارم ولی ناشکری می کنم
    بهتره دیگه اعتراف نکنم........

  5. 2 کاربر از پست مفید antonio سپاس کرده اند .


  6. #3
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,215 در 2,018 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    اعتراف ميكنم كه تو راهنمايي با يكي از دوستام زاغ سياه مدير مدرسه امون رو كه يه پير دختر بود چوب ميزديم چون كشف كرده بوديم با يكي از راننده سرويسها سر و سري داره


    دوباره خواهيم روييد...




  7. 4 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  8. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    اعتراف میکنم که در کودکی اینقدر به آتش علاقه داشتم که وقتی جلوی آتش می ایستادن اگه کسی بغل گوشم داد میکشید متوجه نمیشدم.
    اعتراف میکنم که یکی از همینها که داد میکشید قصد داشت منو از آتش سوزی نجات بشه و نتونست در نتیجه پام سوخت
    اعتراف میکنم که در کلاس پنجم دبستان قصد ساخت موشک با سوخت پرمنگنات داشتم, اتفاقا به موفقیتهائی هم رسیدم, تنها مشکل این بود که موشک پرواز نمیکرد.
    اعتراف میکنم که اعتراف نکنم بهتره
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  9. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  10. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    من همون بهتر اعتراف نکنم
    خوب بچه ها اعتراف کردن منم بکنم دیگه !!! کشیش داریم اینجا؟؟
    من اعتراف میکنم تو دبیرستان معلم ورزشمون رو بد زدم !! چون تو مسابقات متقلب بازی در اورد!!
    اعتراف میکنم که تو دوران دبیرستان یک هفته در میان 3 نفری از مدرسه و کلاس اخراج میشدیم
    اعتراف میکنم که راهنمایی بودم هرروز دعوا میکردم همین طوری بیخودی
    اعتراف میکنم که وقتی درس ادبیات راهنمایی معلمه برگم رو به جرم تقلب گرفت اون قدر گریه کردم که برگشتنی از 2متری افتادم تو رودخونه!! برگم رو اب برد
    اعتراف میکنم که کاردانی سره استادا خیلی بلا اوردم که همین طوری الکی بهم نمیره میدادن از دستم راحت شن
    اعتراف میکنم که نمره کاراموزیم رو خودم به خودم دادم و اون زمان 1ترابایت از اینترنت دانشگاه دانلود کردم فقط تو 3ماه

    پس در نتیجه همون بهتر اعتراف نکنیم بهتره

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  11. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  12. #6
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    هااا...
    اینو یادم رفت!
    اعتراف می کنم تویه راهنمایی یک بار معلم دینی خیلی دیگه داشت .... می گفت! بعد هفته بعد لوله بخاری رو از سقف اتاق در آوردم! بعد نشستم کنار بخاری، یهو خودکارم خورد به بخاری لوله کنده شد افتاد رو کله معلم، سوخت! دهنش سرویس شد!
    بعد اومد یکی دیگه رو بردن مث ... زدنش!

  13. کاربر روبرو از پست مفید SovRan سپاس کرده است .


  14. #7
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,748
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    راستش هم واسم شيرين بود اعتراف كردن و هم ياد روزهاي خاطره انگيز گذشته افتادم
    هراسي از اعترافم ندارم ...

    اعتراف مي كنم كه وقتي 7 سالم بود داداشم سهوا باعث شد يه كارد آشپزخونه دستم رو زخمي كنه و من براي انتقام با يه قيچي دستش رو بريدم !!!!

    اعتراف مي كنم يه بار كه با داداشم دعوام شد براي انتقام رفتم و دفتر مشقش رو پاره كردم و باعث شدم معلمشون بهش جريمه بده و كل يه روز جمعه رو بشينه جريمه بنويسه !!!!

    اعتراف مي كنم يه بار زدم كل سرويس چيني هاي مامانم رو شكستم و انداختم گردن دختر عمه ام !!!!

    اعتراف مي كنم كه ....... نه انگار دارم چهره منفور سال مي شم ، ديگر اعتراف نمي كنم !

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






  15. 3 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  16. #8
    quasar آواتار ها
    وضعیت : quasar آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : تهران.
    نوشته ها : 972
    سپاس ها : 3,395
    سپاس شده 3,198 در 699 پست
    یاد شده
    در 13 پست
    تگ شده
    در 869 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    چه جالب اعتراف ..... !!!
    اعتراف می کنم یه زمانی ساعت 3صبح زنگ می زدم تک تک پسر عمه هام رو از خواب می پروندم...
    اعتراف می کنم یه بار تو شال گردن شوهر خاله ام مار آبی گذاشتم .....
    اعتراف می کنم یه بار تو کیف یکی از معلم هام - تو دوره ی راهنمایی - 9 تا کردم خاکی ول کردم...
    اعتراف می کنم خیلی ها رو سرکار گذاشته ام .....
    اعتراف می کنم یه بار رو مبل های سفید خونه که مامانم روشون حساس بود قهوه ریختم بعد انداختم گردن بابام .....
    اعتراف می کنم وقتی بچه بودم خیلی خواهرم رو می ترسوندم .....
    اعترافاتم زیاده ولی دیگه فکر کنم بیشتر از این درست نباشه رو کنم ......

  17. 2 کاربر از پست مفید quasar سپاس کرده اند .


  18. #9
    joker آواتار ها
    وضعیت : joker آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : همدان
    نوشته ها : 1,983
    سپاس ها : 3,635
    سپاس شده 4,006 در 1,164 پست
    یاد شده
    در 12 پست
    تگ شده
    در 994 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    اعتراف میکنم دوم راهنمایی که بودم ماشین معلم پرورشی مدرسمون رو پنچر کردم .اونم وقتی دید ماشینش پنچر شده خواست برگرده تو مدرسه که به مدیرمون بگه ماشینش پنچر شده که یهو ماشین زد بهش و از اون زمان رو ویلچر میشینه
    اعتراف میکنم چهارم ابتدایی که بودم در روز معلم روی یکی از دوستام که روش برف شادی ریخته بودن کبریت روشن انداختم و بدن دوستم به شدت سوخت چون فکر میکردم برش شادی مثل برف واقعی سرده
    اعتراف میکنم از من دیوونه تر تو دنیا وجود نداره


  19. کاربر روبرو از پست مفید joker سپاس کرده است .


  20. #10
    *Shiny* آواتار ها
    وضعیت : *Shiny* آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,372
    سپاس ها : 4,310
    سپاس شده 3,488 در 920 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 376 تاپیک

    پاسخ : اعتراف می کنم!!!

    اعتراف میکنم وقتی پنجم بودم فکر میکردم راننده سرویسمون تو صندلی ها مواد مخدر جاسازی کرده برای همین یه روز دوستم چاقو اوردو دوتایی صندلی رو پاره کردیم ولی چیزی توش نبود

    اعتراف میکنم یه بار برای فرار از دست معلم دینی با دوستم تمام زنگ تو دست شویی قایم شده بودیم

    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم از دست خواهرم که یک سال و نیم از من کوچکتره عصبانی می شدم میخوابوندمش کنار بخاری تمام پتو ها رو میکشیدم روش تا از گرما بپزه خودمم با دمپایی بالا سرش وای میستادم تا در صورت فرار کتک بخوره

    اعتراف میکنم همین اواخر امثال با دوستم زیر پای معلم ترقه انداختیمولی معلمه انقدر خنگ بود که نفهمید و فقط گفت بچه ها چرا بو سوخته می آد

    اعتراف میکنم که اوایل امثال سر کلاس موشک بازی می کردیم چون حوصلمون سر رفته بود که من انداختم اد رفت جلو معلمه افتاد اونم سگ بلند شد گفت کی کرده بلند شدم گفتم من!!! بردم دفتر منم قضیه رو ماسمالی کردم ثبت انضباطی نکرد
    خب بسه دیگه اگه قرار باشه اعتراف کنم میشه یه کتاب 600 صفحه ای

  21. 4 کاربر از پست مفید *Shiny* سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اعتراف آل پاچینو پس از 40 سال!!
    توسط ScarFace در انجمن اخبــــار سينماي جهان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-08-2010, 14:42
  2. گودزیلا باز می گردد
    توسط ScarFace در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای جهان سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-24-2010, 21:47
  3. ماه چهره خلیلی: برای دلم بازی می کنم
    توسط FTSAMO در انجمن مصــــاحبـــه هـــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-28-2010, 20:49

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •