مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh عشق مادر به فرزند

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: عشق مادر به فرزند

  1. #1
    *Shiny* آواتار ها
    وضعیت : *Shiny* آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,372
    سپاس ها : 4,310
    سپاس شده 3,488 در 920 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 376 تاپیک

    عشق مادر به فرزند



    همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه ۲۰۰۸ (۲۳ اردیبهشت ۸۷) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
    زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند. زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه سی چوان خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برای خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود قرار داده است.
    وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه – چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسکانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.
    مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد:
    عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.



    منبع : بزرگترین وبلاگ مرجع داستان

  2. # ADS
     

  3. #2
    reyhaneh آواتار ها
    وضعیت : reyhaneh آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    نوشته ها : 26
    سپاس ها : 72
    سپاس شده 28 در 16 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : عشق مادر به فرزند

    آخی ........الهی.....
    چه مادر فداکاری ...البته هر مادری هم بود همین قدر از خود گذشتگی میکرد
    دلم به حال بچه میسوزه .....

  4. کاربر روبرو از پست مفید reyhaneh سپاس کرده است .


  5. #3
    زندگی سرگذشت درگذشت ارزوهاست!!!
    Aphrodite آواتار ها
    وضعیت : Aphrodite آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2012
    محل سکونت : اهل کجا بودنم مهم نیست،”اهــل و بـجـا” بودنم مهمه
    نوشته ها : 20
    سپاس ها : 292
    سپاس شده 57 در 20 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 189 تاپیک

    پاسخ : عشق مادر به فرزند

    کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: “می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟” …..خداوند پاسخ داد: “از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.” اما کودک هنوز مطمئن نبود که می‌خواهد برود یا نه: “اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.”خداوند لبخند زد: “فرشته تو برایت آواز می‌خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.”کودک ادامه داد: “من چطور می توانم بفهمم مردم چه می‌گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟”خداوند او را نوازش کرد و گفت: “فرشتة تو، زیباترین و شیرین‌‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.”کودک با ناراحتی گفت: “وقتی می‌خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟”اما خدا برای این سؤال هم پاسخی داشت: “فرشته‌ات، دستهایت را درکنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعاکنی.”کودک سرش رابرگرداند وپرسید: “شنیده‌ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می‌کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟”- “فرشته‌ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.”کودک با نگرانی ادامه داد: “اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما راببینم، ناراحت خواهم بود.”خدواند لبخند زد و گفت: “فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهدکرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه درکنار تو خواهم بود.”در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. کودک می‌دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سؤال دیگر از خداوند پرسید: “خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید.”خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: “نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد. به راحتی می‌توانی او را مادر صدا کنی.

  6. کاربر روبرو از پست مفید Aphrodite سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فرزند خاک؛ احیای سینمای دفاع مقدس
    توسط SovRan در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-14-2011, 00:26
  2. معرفي فيلم مادر و رفرزند
    توسط sepide در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-08-2010, 11:30
  3. معرفی فیلم مادر
    توسط ScarFace در انجمن معـــرفی فیـــلم های ایـــرانی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 10-13-2010, 22:49
  4. فرزند سیسیلی هالیوود
    توسط PHOENIX در انجمن بيوگرافي هاي سينماگران جهاني
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 08-10-2010, 16:18

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •