مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی و پنجم)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی و پنجم)

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی و پنجم)

    نبرد پروس


    پروس پس از بی طرفی در نبرد بین ناپلئون و اتحادیه اتریش-روسیه، عملا در برابر قدرت تهاجمی فرانسه تنها ماند و از طرفی شاهزاده نشینان آلمانی به شدت توسط ناپلئون تحقیر شده و علاقه مند به نشان دادن شجاعت خود بودند. ویلهلم، پادشاه پروس، به درستی می دانست، نبرد با امپراتور بزرگ فرانسه انتحار نظامی ست اما تحت فشار افکار عمومی در اکتبر 1806م. از ناپلئون خواست نیروهای خود را از مرزهای پروس عقب بکشد اما خوب می دانست «فاتح بدون شکست نبردهای اروپا» از «پروس تنها» هرگز حساب نمی برد.
    ناپلئون پس از در هم کوبیدن اتریش و روسیه مترصد آن بود، پروس خود را تکانی بدهد تا به بهانه ای آن را در هم بکوبد. اکنون شرایط برای او مهیا بود. ارتش ها آلمانی از برلن و ماگدبورگ به سمت غرب به حرکت در امده بود. غافل از آنکه نیروهای ناپلئون در آن سوی «ساکس» در انتظار آنها بودند.
    پروس تا آن تاریخ چنین ارتشی را فراهم نکرده بود چرا که شاهزاده نشین های آلمانی اتحاد جدی با هم نداشتند. آنها اکتبر 1806م.، سپاهی بالغ بر 180 هزار سرباز گرد هم آوردند. ناپلئون نیز نیمی از گراند آرمه (یعنی 195 هزار سرباز) به همراه آورده بود.


    نبرد ینا

    در 19 اکتبر سپاهیان تحت فرمان مورا و برنادوت فرانسوی، جلوداران پروسی را در شلایتس شکست دادند و فردای آن روز مارشال لن در حوالی زالفله، 9 هزار سرباز پروسی را در هم کوبید.
    اما نبرد اصلی در ینا بود. ناپلئون با 3 سردار بزرگ خود «سو»، «نی» و «مورا» به کناره سپاه حمله کرد. او شب قل به سربازانش گفته بود: «با همین یک نبرد آلمان در اختیار فرانسه خواهد بود». ناپلئون 14 اکتبر پس از طلوع خورشید حمله را آغاز کرد و با چنان شدتی سپاه پروس را تحت فشار قرار داد که پروسی ها و ساکیس ها تنها چاره را در عقب نشینی دیدند. حال آنکه ناپلئون راه آنها را برای عقب نشینی منظم بسته بود و پس از گذشت چند ساعت ارتش پروسی ناگهان از هم پاشید و دسته های پراکنده این سپاه بزرگ به صورت نامرتب عقب نشینی را آغاز کردند و به سمت وایمار رفتند اما در این زمان سواره نظام مارشال مورا وارد عمل شده و باقی مانده پروسی ها را از دم تیغ گذراندند و حتی آنهایی که سلاح های خود را بر زمین انداختند، کشته شدند.


    آورشتات

    ناپلئون «چنان که عادت همیشگی اش بود» اجازه تجدید قوا به دشمن را نداد و روز به پایان نرسیده، به باقی مانده قوای پروس در آورشتات (25 کیلومتری شمال ینا) حمله کرد.
    قوای تحت فرمان دوک دو برونسویک پروسی ابتدا با خیل عظیمی از فراریان مواجه شد و بلافاصله سربازان فرانسوی به فرماندهی ژنرال داوو حمله به وی را آغاز کردند. نیروهای فرانسوی 26 هزار نفر و نیروهای پروس 63 هزار نفر بودند اما داوو به خود ترس راه نداد و حتی منتظر قوای امدادی مارشال برنادوت نماند. فرانسوی ها در حمله ای برق آسا قلب ارتش پروس را از کار انداختند و خود برونسویک نیز در این نبرد به شدت زخمی شد. اکنون 180 هزار سرباز پروسی مبدل به مشتی واحد شکست خورده، از هم پاشیده و یا خفته به خاک بودند.
    بقایای ارتش پروس بی هدف به سمت برلن فرار کردند. حال آنکه دو ژنرال دیگر فرانسوی مانع جمع شدن آنها می شدند و داوو نیز اجازه نمی داد که آنها به سمت شرق بروند چرا که ممکن بود به روس ها ملحق شوند.
    هو هنلوهه، ژنرال پروسی، ظرف چند روز مجبور به تسلم کامل شد و اکنون برلن در دست ناپلئون بود. شهردار برلن در 27 اکتبر 1806 یعنی تنها 19 روز پس از آغاز جنگ کلید شهر را تقدیم ناپلئون کرد و از او تنها خواست که شهر برلن را شهر خود بداند و آن را از غارت معاف کند.
    پروس تقریبا کاملا مطیع شده بود اما نه کاملا چرا که مردی به نام بلوخر (که بعدها به عنوان عامل اصلی شکست ناپلئون در کنار ولینگتون انگلیسی نقشی بزرگ را بازی کرد) با 20 هزار سرباز خود به شدت در برابر قوای برنادوت، مورا و سو مقاومت می کرد. این سردار پروسی با جنگ و گریز خود را به مرزهای شمالی آلمان رساند و هنگامی که قصد ورود به خاک دانمارک را داشت (به دلیل ترس دانمارکی ها از ناپلئون) با ممانعت دانمارک مواجهشد. بنابراین به نبردی نا برابر با 3 مارشال بزرگ ناپلئون داد و طی نبردی یأس آمیز 6 هزار سرباز خود را از دست داد و چون می دانست فرانسوی ها در صورت ادامه مبارزه حتی یک سرباز او را زنده نمی گذارند، تسلیم آنها شد.



    نتیجه نبرد

    ناپلئون آنگونه که مورخان می نویسند، هیچ گاه دیگر به قدرت بالاتر از سال 1806م. نرسید. در هم کوبیده شدن 180 هزار سرباز پروسی و ده ها دژ قوی آلمانی ظرف یک ماه چیزی نبود که بتوان آن را ساده انگاشت.
    نبرد پروس فرانسه را به قدرت بی چون و چرای اروپای غربی و مرکزی تبدیل کرد. اکنون این ارتش عظیم در برابر خود هیچ مانع و رادعی نداشت. تنها روس های نیمه جان در شرق می توانستند اندکی خیال ناپلئون را نگران کنند.
    سرعت عملو ضربات پی در پی و خرد کننده ناپلئون و 7 مارشال بزرگ وی سبب شد تا در 1806م. بپذیرد که مالک اروپا تنها یک نفر است: ناپلئون بناپارت.


    منبع: صد جنگ بزرگ تاريخ، علي غفوري
    ادامه دارد
    ...
    ویرایش توسط FFKIA : 07-29-2011 در ساعت 12:10 دلیل: جاستیفای!




  2. 13 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : بررسی صد جنگ بزرگ تاریخ (بخش سی و چهارم)

    ناپلئون یکی بزرگترین نابغه های نظامی اروپا و به روایتی بزرگترین آنهاست.
    با این که این نبوغ در نهایت او را به رهبر اروپا مبدل نکرد ولی این چیزی از قابلیتهای ذهنی او کم نمیکند.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •