سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ویکتو رهوگو

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط Parnian

موضوع: ویکتو رهوگو

  1. #1
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    ویکتو رهوگو



    «ويكتور ماري هوگو» بزرگترين شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شايد بزرگترين شاعر در عرصه ادبيات فرانسه و نيز داستان نويس، درام نويس و بنيانگذار مكتب رومانتيسم، در بيست و ششم فوريه 1802متولد شد. وي سومين پسر كاپيتان « ژوزف لئوپولد سيگيسبو هوگو» (بعدها به مقام ژنرالي نائل آمد) و «سوني تره بوشه» بود. هوگو به شدت تحت نفوذ و تاثير مادر قرار داشت. مادر وي از سلطنت طلبان و از پيروان متعصب آزادي به شيوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود كه پدرش، آن سرباز شجاع، توانست علاقه و محبت فرزندش را نسبت به خود برانگيزد.
    سال هاي كودكي ويكتور در كشورهاي مختلف سپري شد. به مدت كوتاهي در كالج نجيب زادگان واقع در مادريد اسپانيا درس خواند و در فرانسه، تحت تعليمات معلم خصوصي خود پدر ريويير، كشيش بازنشسته قرار گرفت. در سال 1814 به دستور پدر وارد پانسيون كورد يير شد و بخش اعظم تحصيلات ابتدايي را در آنجا گذراند.
    تكاليف مدرسه مانع از مطالعه آثار معاصران، به ويژه شاتوبريان و نيز مانع از نگارش تصنيفات اديبانه او نشد. سرودن شعر را با ترجمه اشعار ويرژيل آغاز كرد و همراه با اين اشعار، قصيده بلندي در وصف (سيل) سرود.
    شعر بلند «شادي مطالعه در لحظه لحظه حيات»، او را به جمع شاعران پيوند داد و در همين سالها (قبل از بيست سالگي) نخستين قصه بلند خود ، يعني كتاب Bug Jargalرا منتشر كرد و با انتشار اين كتاب به جمع ادبا راه يافت.
    در سال 1821 با انتشار كتاب« نوتردام دوپاري» ، كه بعد از بينوايان بزرگترين اثر اوست، شهرتي فراگير يافت. در سال 1822 با « آدل فوشه» دوست دوران كودكي خود، ازدواج كرد. در سال 1827 « درام كرمول» را نوشت و مقدمه اي مفصل براي آن آورد كه خود كتابي مستقل بوده و اهميت آن به مراتب فراتر از خود درام است. اين مقدمه را مي توان «مرامنامه مكتب رومانتيسم» دانست و با همين مقدمه، رومانتيسم به عنوان مكتبي مستقل آغاز مي شود و بدين گونه، هوگو مكتبي به نام « رومانتيسم» را بنيان مي نهد.
    او معتقد بود كه هر آنچه كه در طبيعت است، به هنر تعلق دارد و در مقدمه كرمول نوشت:
    « ... بشر در طول حيات خود، پيوسته يك نوع تمدن و يك نوع جامعه نداشته است. بشريت مانند هر يك از واحدهاي خود، يعني انسانها، بزرگ شده، باليده، به بلوغ رسيده و آن گاه به پيري پر عظمت خود رسيده است. پيش از دوراني كه جامعه امروز آن راعهد عتيق مي خواند، دوره اي بوده كه «عهد افسانه» نام داشته و بهتر بود «عصر آغازين» خوانده شود. از آنجا كه شعر، آينه انديشه هاي آدمي است، پس شعر نيز اين سه دوره عهد آغازين،عهد عتيق و عهد جديد را طي كرده است. اشعار غنايي، زاييده عهد آغازين است و خاستگاه اشعار حماسي،عهد عتيق و درام، پرورده عهد جديد است. نغمه و غنا ابديت را ساز مي كند. ماهيت غنا، طبيعي بودن، خصوصيت دومي (حماسه)، سادگي و صفت سومي (درام)، حقيقي بودن است. قهرمانان اشعار غنايي، اشخاص بزرگي چون آدم، قابيل و نوح بودند. قهرمانان حماسه ها، پهلوانان غول صفتي چون آشيل، هركول، آژاكس، پرومته و آگاممنون بودند و قهرمانان درام جز انسانهاي عادي نيستند، كساني چون هاملت، مكبث، اتللو و... ».
    هوگوي جوان، عصري نو در تاريخ ادبيات جهان گشود؛ عصري كه عنوان «رمانتيسم» به خود گرفت. از اين زمان به بعد، هوگو دوستداران بسيار يافت و از 1829 تا 1843 سال هاي بالندگي و كاميابي او بود و در اين دوران، ده ها رمان و منظومه سرود. در سال 1845 از طرف شاه به مجلس اعيان دعوت شد. انتخاب وي اعتراضات فراواني را برانگيخت و به مدت سه ماه، درگيري هايي آغاز شد كه سرانجام ،به گوشه گيري هوگو انجاميد و هوگو در انزواي تمام، شاهكار انسان دوستانه خود، « بينوايان» را به رشته تحرير درآورد. با وقوع انقلاب 1848 فترتي در قصه نويسي هوگو پيدا شد و بطور فعال وارد جريانات سياسي گرديد. در دسامبرهمان سال، از كانديداتوري لويي ناپلئون براي پست رياست جمهوري حمايت كرد و براي مدتي، حامي حزب محافظه كار و رياست جمهوري بود، ليكن بالاخره از او دوري گزيد و در نطق تاريخي 18 ژوئيه 1851 در بررسي قانون اساسي گفت: «چون زماني ناپلئون كبير داشته ايم، بايد ناپلئون حقير نيز داشته باشيم؟»
    بعد از كودتاي 2 دسامبر 1851 به بروكسل گريخت و در تبعيد دراز مدت خود ، آثار بزرگي را تدوين نمود. سرانجام، در سال 1870با سقوط ناپلئون سوم به ميهن بازگشت. او به مدت چند سال، مظهر مخالفت با امپراتوري و طرافدار جمهوري بود. در سال 1871 به مجلس ملي راه يافت، ولي خيلي زود از نمايندگي مجلس كناره گرفت.
    در سال 1874 در كمال بي اعتنايي نسبت به نقد هاي تاريخي ناتوراليست ها، كتاب «نود و سه» را به رشته تحرير درآورد.
    در سن هفتاد و پنج سالگي، كتاب دلنشين«هنر پدر بزرگ بودن» را نوشت؛ اما باز هم به دنياي سياست گرايش داشت و در سال 1876 به مجلس سنا راه يافت. در فوريه 1881 به مناسبت ورود به سن هشتاد سالگي، مراسم با شكوهي به افتخار وي بر پا گرديد كه كمتر كسي به زمان حيات خود، چنين افتخاري را كسب كرده است.
    ويكتور هوگو در ماه مي سال 1885 بعد از يك دوره بيماري در گذشت؛ ليكن با بر جاي گذاردن اشعار و داستان هاي شكوهمند، نامش براي هميشه جاويد ماند.





    دوباره خواهيم روييد...




  2. 5 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : ویکتو رهوگو

    نوشته‌های ویکتور هوگو

    آثار هوگو را بطور کلی در چهار بخش می‌توان از دید گذراند:

    آثار آغاز نوجوانی

    ۱. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته‌است.
    ۲. ترجمه بخش‌هایی از انه اید شاهکار ویرژیل:
    هخامنشی
    پیرمرد گالز
    غار سیکلوپ‌ها
    کاکوس
    ۳. درلیدی ترجمه‌ای از اشعار اوراس
    ۴. سزار از از روبیکون می‌گذرد ترجمه‌ای از فارسال تصنیف لوکن

    شعرهای هوگو

    ۱. اغانی جدید
    ۲. اغانی و قصاید
    ۳. شرقی‌ها
    ۴. برگ‌های خزان
    ۵. نغمات شفق
    ۶. صداهای درونی
    ۷. پرتوها و سایه‌ها
    ۸. کیفرها
    ۹. سیر و سیاحت
    ۱۰. افسانه قرون
    ۱۱. غزلیات کوچه‌ها و بیشه‌ها
    ۱۲. سال مخوف
    ۱۳. فن پدربزرگی
    ۱۴. پاپ
    ۱۵. شفقت عالی
    ۱۶. ادیان و دین
    ۱۷. خر
    ۱۸. ریاح چهارگانه روح
    ۱۹. عاقبت شیطان
    ۲۰. مکنونات چنگ
    ۲۱. خدا
    ۲۲. سال‌های شوم
    ۲۳. دسته گل آخرین

    نمایشنامه‌های هوگو

    ۱. کرامول
    ۲. آمی روبسار
    ۳. ارنانی
    ۴. ماریون دلورم
    ۵. شاه تفریح می‌کند
    ۶. لوکرس بورژیا
    ۷. ماری تودور
    ۸. آنژلو
    ۹. اسمرالدا
    ۱۰. روی بلاس
    ۱۱. توامان
    ۱۲. بورگراوها
    ۱۳. تورکه مادا
    ۱۴. تئاتر در هوای آزاد

    رمان‌های هوگو

    ۱. بوگژارگال
    ۲. هان دیسلند
    ۳. آخرین روز یک محکوم
    ۴. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
    ۵. کلود گدا
    ۶. بینوایان
    ۷. کارگران دریا
    ۸. مردی که می‌خندد
    ۹. نود و سه

    ویکتور هوگو در سینما

    بر اساس داستان‌ها و رمان‌های ویکتور هوگو فیلم‌های زیادی ساخته شده‌است.

    - نتردام دوپاری، کارگردان: آلیس گی، فرانسه، ۱۹۰۶م.
    - ولگرد، بخاری، سرقت شمعدانی، کارگردان:؟، فرانسه، ۱۹۰۷م. بر اساس بینوایان
    - سلطان تفریح می‌کند، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۰۹م.
    - نتردام دوپاری، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۱م.
    - بینوایان، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۲م.
    - نود و سه، کارگردان: آلبرتو کاپه‌لانی، فرانسه، ۱۹۱۴م.
    - زیبایی پاریس (نتردام دوپاری) کارگردان: گوردن ادواردز، آمریکا، ۱۹۱۷م.
    - کارگران دریا، کارگردان: آ. آنتوان، فرانسه، ۱۹۱۸م.
    - ماریون دلورم، کارگردان: هانری کراوس، فرانسه، ۱۹۱۸م.
    - بیوایان، کارگردان: فرانک للوید، آمریکا، ۱۹۱۸م.
    - گوژپشت نتردام، کارگردان: والاس وورسانی، آمریکا، ۱۹۲۳م.
    - بینوایان، کارگردان: هانری فسکور، فرانسه، ۱۹۲۵م.
    - مردی که می‌خندد، کارگردان: پل‌لنی، آمریکا، ۱۹۲۸م.
    - بینوایان، کارگردان: ریمون برنار، فرانسه، ۱۹۳۳م.
    - بینوایان، کارگردان: ریچارد بولسلاوسکی، آمریکا، ۱۹۳۵م.
    - گاوروش، کارگردان: ت. لوکاته‌ویچ، شوروی، ۱۹۳۷م. بر اساس بینوایان
    - گوژپشت نتردام، کارگردان: ویلیام دیترله، آمریکا، ۱۹۳۹م.
    - بینوایان، کارگردان: کمال سلیم، مصر، ۱۹۴۴م.
    - ری‌بلاس، کارگردان: پی‌یر بیلوس، فرانسه، ۱۹۴۸م.
    - بینوایان، کارگردان: فرناندو ریورو، مکزیک، ۱۹۴۴م.
    - فراری از تبعیدگاه اعمال شاقه، کارگردان: ریکاردو فره‌را، ایتالیا، ۱۹۴۸م. بر اساس بینوایان
    - بینوایان، ژان والژان، کارگردان: لویس مایلستون، آمریکا، ۱۹۵۲م.
    - بینوایان، کارگردان: دایسوکه اتیو، ماساهیرو ماکینو، ژاپن، ۱۹۵۲م.
    - ازاعی پادام پادو، کارگردان: رامنوت، هند/اندونزی، ۱۹۵۳م. بر اساس بینوایان
    - بینوایان، کارگردان: ژان پل لوشانوآ، فرانسه، ۱۹۵۷م.
    - هیولا، کارگردان: سیامک یاسمی، ایران، ۱۳۵۵ه.خ بر اساس گوژپشت نتردام
    - بینوایان، کارگردان: گلن جردن، آمریکا/انگلستان، ۱۹۷۸م.
    - بینوایان، کارگردان: روبر حسین، فرانسه، تلویزیون، ۱۹۸۲م.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  5. 4 کاربر از پست مفید FTSAMO سپاس کرده اند .


  6. #3
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : ویکتو رهوگو

    متنی رو به نام "آرزوهای ویکتور هوگو" یکی از دوستان به ایمیلم فرستاد. خیلی خیلی متن زیباییه. منم همین آرزوها رو برای همه دوستان خوبم دارم


    اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
    و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
    و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
    و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
    آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
    بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

    برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
    از جمله دوستان بد و ناپایدار،
    برخی نادوست، و برخی دوستدار
    که دست کم یکی در میانشان
    بی تردید مورد اعتمادت باشد.

    و چون زندگی بدین گونه است،
    برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
    نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
    تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
    که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
    تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

    و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
    نه خیلی غیرضروری،
    تا در لحظات سخت
    وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
    همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

    همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

    نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
    چون این کارِ ساده ای است،
    بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
    و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

    و امیدوام اگر جوان كه هستی
    خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
    و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
    و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
    چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
    و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

    امیدوارم سگی را نوازش کنی
    به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سهره گوش کنی
    وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
    چرا که به این طریق
    احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

    امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
    هرچند خُرد بوده باشد
    و با روئیدنش همراه شوی
    تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

    بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
    زیرا در عمل به آن نیازمندی
    و برای اینکه سالی یک بار
    پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
    فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

    و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
    و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
    که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
    باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

    اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
    دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم...
    The Original به این پست علاقمند بوده است.




  7. 3 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •