سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
نمایش شاخه ای2علاقمندی ها
  • 2 ارسال شده توسط aminrafael3

موضوع: نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento

  1. #1
    seven pounds آواتار ها
    وضعیت : seven pounds آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    محل سکونت : Esf
    سن: 26
    نوشته ها : 182
    سپاس ها : 653
    سپاس شده 158 در 65 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 261 تاپیک

    نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento




    فیلم " یادآوری " با وجود اینکه داستان تقریبا ساده ای داره اما ساخت پیچیده ای داره . داستان فیلم از این قراره که لئونارد یا لنی ( گای پیچی ) در حین اینکه به همسرش تجاوز میشه و کشته میشه ،‌ضربه ای به سرش میخوره و باعث ایجاد مشکل حافظه ای میشه . به این ترتیب که حافظه دور خودش رو به یاد داره اما نمیتونه حافظه جدیدی بسازه یعنی یک ظرف غذا رو میخوره اما بعد از چند دقیقه که به ظرف خالی از غذا نگاه میکنه نمیدونه که غذا خورده یا هنوز شروع به خوردن نکرده .



    همونطور که گفتم داستان فیلم ساده است اما نوع ساخت اون پیچیدگی هایی در اون ایجاد کرده و همین پیچیدگی ها باعث میشه تا در عین سادگی داستان فیلم سوال های زیادی برای بیننده در ذهن ایجاد بشه و فیلم از یک فیلم دسته 2 یا 3 به یک فیلم درجه 1 تبدیل شود و همواره جز بهترین فیلم های تاریخ جهان باشد.

    من خودم این فیلم رو دو بار دیدم تا متوجه داستان اصلی فیلم شدم و تونستم حوادث مختلف داستان رو در کنار هم بچینم و به اسکلت اصلی داستان برسم و این رو هم بدونید که هر کس میگه با دیدن 1 بار این فیلم تمامی مسائل فیلم رو متوجه شده تا حدود زیادی خالی بندی کرده .

    اسپویلر :

    من خلاصه ای از داستان فیلم رو مینویسم ،‌هر جا اشتباه بود لطفا تصحیحش رو در همین تاپیک ذکر کنید چون حتی با دیدن چندباره فیلم هم نمیشه با قطعیت از داستان فیلم صحبت کرد.




    فیلم رو میشه به 3 بخش تقسیم کرد ،‌ زمان حال ( ابتدای فیلم ) ،‌ زمان گذشته ( هر چه فیلم جلوتر میرود ،‌به این زمان نزدیک تر میشیم ) و زمان گذشته ای که چندین ساعت یا چندین روز قبل زمان گذشته مذکور اتفاق میافتد .

    ابتدا سکانس های سیاه و سفید فیلم که روایت چندین ساعت یا چندین روز قبل تر از گذشته است . لئونارد در حال صحبت با شخصی است نامعلوم که در پایان فیلم میفهمیم که همان تدی گمل یا ( جان ادوارد گمل ) است . بعد از صحبت هایی که با تدی انجام میده به سالن انتظار متل میره و تدی رو میبینه ( در حالیکه از قبل او رو میشناخته اما به دلیل مشکل حافظه ای که داره او رو به یاد نمیاره ) ،‌ با او به سر قراری میره که بیرون از شهر هست تا جیمی رو ببینه که تدی به لئونارد گفته جیمی قاتل همسرش است . لئونارد جیمی رو میکشه . به بیرون میره و جوری وانمود میکنه که تدی رو نمیشناسه ، تدی بالای سر جسد میاد و اینجاست که لنی ( لئونارد ) او رو سوال پیچ میکنه . از تدی میخواد توضیح بده که چرا جیمز با خودش 2 هزار دلار پول سر قرار آورده ( چون تدی میخواست با این کار هم سر جیمز رو زیر آب بکنه و هم پولی به جیب بزنه ) . بعد از اون تدی سعی میکنه تا به لنی بقبولونه که شخصیت سمی در اصل خود لنی است ( لنی قبل از اینکه به این مشکل حافظه دچار بشه یک مامور بیمه بوده . سمی مشکلی مشابه مشکل کنونی لنی داشته اما در وضعیتی وخیم تر و لنی مسئول بررسی این مشکل برای برخورداری سمی از بیمه بوده . بعد از اینکه لنی به این مشکل حافظه مواجه میشه برای همه از سمی صحبت میکرده ، از جمله برای تدی ) . تدی به سختی سعی میکنه تا شخصیت اصلی لنی رو به وسیله داستان سمی زیر سوال ببره اما برای اینکه در آینده نه چندان دور بهانه ای برای کشتن کس دیگه ای با نام مشابه " جان . جی " داشته باشه به سراغ عکسی که از تدی گرفته میره و پشت اون مینویسه : دروغ هاش رو باور نکن ، اون دروغ گوست .
    تدی به لنی میگه که " جیمی " اولین " جان . جی " نیست که او میکشه و با نشون دادن عکسی از خود لنی در حین ارتکاب جرم به او میگه که 1 سال پیش " جان . جی " اصلی رو کشته ( حالا اینکه اولین جان . جی بوده یا نه ؟ جان . جی واقعی بوده یا نه ؟ ما نمیدونیم .... )



    بعد از اون لنی به ماشین جیمز میره و اینبار برای کشتن " جان . جی " دیگری پلاک ماشین تدی که نام اصلیش جان گمل ( مخففش میشه جان . جی ) رو بر روی کاغذی مینویسه تا مقتول بعدی او باشه .
    بعد از اون لنی که لباس هاس جیمز رو پوشیده در جیبش کاغذی رو پیدا میکنه که نوشته شده : ناتالی رو ملاقات کن . اینجاست که شروع جدیدی است برای لنی تا به کمک شخص دیگری ( دفعه قبل تدی و اینبار ناتالی ) بتونه یک جان . جی دیگر رو به قتل برسونه . پس به ملاقات ناتالی میره و او رو متقاعد میکنه تا به او در پیدا کردن جان . جی کمک کنه . ناتالی لنی رو به خونه اش میبره ،‌حالا ناتالی هم قصد داره تا از لنی با توجه به این مشکل حافظه اش سو استفاده کنه . بنابراین کاری میکنه تا لنی او رو بزنه ،‌بعد از اون از خونه بیرون میره و بعد از چند دقیقه به خونه بازمیگرده و وانمود میکنه شخصی به نام " داد " او رو کتک زده . بنابر این لنی سراغ " داد " میره و با او کتک کاری میکنه و در کمد اتاق خود داد زندانیش میکنه . بعد از اون اتفاقاتی میفته که خیلی به داستان اصلی ارتباطی نداره اما نباید دیدنشون رو از دست داد!! شب بعد از کتک کاری لنی و داد ،‌ناتالی ( که در بار جیمز کار میکنه و قصد داره تا انتقام جیمز رو بگیره ) برای لنی مشخصات جان . ج ( تدی ) رو از روی پلاک ماشینی که لنی یادداشت کرده بود رو آماده میکنه . حالا لنی جان جی جدیدش رو پیدا کرده و در نهایت ( که در ابتدای فیلم میبینیم ) ، تدی یا همون جان . جی جدید رو میکشه .




    2 سوال مهم پیش میاد :

    آیا لنی واقعا این مشکل حافظه رو داره و قصد انتقام از قاتل همسرش را داره ؟
    آیا لنی خودش دیوانه است ،‌شخصیت سمی چیزی بیش از یک خیال نیست و سمی خود لنی است . لنی خودش همسرش را به قتل رسانده و حالا برای تسکین دردی که دارد این بازی ها را به نمایش درمیاره و هر دفعه بعد از کشتن یک جان . جی بیگناه ،‌عطشش فرو کش نمیکند و دوباره داستان دیگری سر هم میکند ؟


    پاسخ تا حدودی مشکل است و شاید خیلی از دوستان با من هم عقیده نباشند اما با توجه به حوادث پایان فیلم ( اول داستان ) من فکر میکنم باید سوال اول را کنار گذاشت و به سوال دوم پرداخت ....

    در پایان فیلم تدی عکسی از لنی را به او نشان میدهد که در آن لنی برهنه است ، خال کوبی هایی به سینه داره و اونطور که تدی میگه بعد از قتل " جان . جی " این عکس را از او گرفته . بعد از اون به لنی میگه که سمی خود تویی و بعد از اینکه همسرت از تجاوزی که بهش شد و در حال خفه شدن بود ، جان سالم به در برد ( در اینجاست که صحنه نفس کشیدن همسر لنی در حمام در حالیکه پلاسنیک پیچ شده است را میبینیم . صحنه ای که در طول چند دقیقه قبل فیلم برای ما بی معنی بود اما حالا معنی میدهد ) . لنی بر اثر ضربه ای که به سرش توسط متجاوزان وارد میشود ،‌این مشکل حافظه را پیدا میکند و از اینجاست که شخصیت سمی را در ذهن میپروراند در حالیکه سمی واقعی وجود ندارد و سمی همین لنی است .
    پس من فکر میکنم باید اتفاقاتی که برای سمی خیالی افتاده رو به خود لنی نسبت داد .



    لنی بعد از اینکه همسرش بر اثر تزریق زیاد انسولین توسط خود لنی ، میمیرد با مشکل روانی مواجه میشود . تدی به او کمک میکنه تا " جان . جی " را پیدا کند و او را بکشد . اما لنی به دلیل فراموش کاری که دارد راضی نمیشود و دوباره و دوباره دست به کشتن جان . جی های مختلف میکند . ( آیا اساسا جان . جی وجود دارد تا قاتل همسرش باشد ؟ )

    اما تدی هم چندان حقیقت را نمیگفت ، من فکر نمیکنم 1 سال پیش لنی " جان . جی " واقعی را کشته باشد . اصلا آیا جان . جی وجود خارجی دارد ؟ ( به نظر من ،‌نه ..............) .
    تدی از این مشکل لنی سواستفاده میکند تا به اهداف خود مثل اون 2 هزار دلار برسه . ناتالی از لنی سواستفاده میکنه تا هم تدی رو بکشه و هم با " داد " کتک کاری بکنه . و در نهایت لنی هم چندان از این قضیه ناراحت نیست چون همونطور که در پایان فیلم میگه " منم میتونم دروغ بگم ،‌اینم یه جان . جی دیگه " .

    در پایان باید بگم نکاتی هست که من بهشون اشاره نکردم ،‌اگر با نظر من مخالفید یا بخش هاییش رو اشتباه میدونید ،‌خوشحال میشم در همین تاپیک درباره اش بحث کنیم .



    ویرایش توسط seven pounds : 08-05-2011 در ساعت 19:59

  2. 4 کاربر از پست مفید seven pounds سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    aminrafael3 آواتار ها
    وضعیت : aminrafael3 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    سن: 33
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 7 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento

    من این متنو تو fexon خدا بیامرز دیدم از خودم نیست شاید کمک کنه

    راستش من هم دفه اول که فيلمو ديدم گيج شدم اما داستان رو فهميدم. داستان که مشخص و سر راسته ولي عدم توالي سکانسها آدمو گيج مي کنه ٬ يعني آخر هر سکانس رو که مي بيني بايد چند لحظه فکر کني و اول سکانس قبلي يادت بياد.
    همونطور که احتمالا فهميدي ٬ داستان فيلم اينطوريه که ظاهرا يک شب دو تا دزد ناشي وارد خونه لئونارد (گاي پيرس) مي شن ٬ و بر اثر حادثه اي که ديدي لئونارد به سرش ضربه مي خوره و حافظه کوتاه مدت خودش رو از دست مي ده و به زنش هم تجاوز مي شه. در ضمن حافظه لئونارد تا قبل از اين حادثه از بين نمي ره و فقط از بعد حادثه هستش که فراموشي مي گيره.زنش توي مدتي که لئونارد تحت درمان بوده ازش پرستاري مي کرده و تمام اتفاقاتي که لئونارد توي سکانسهاي سياه و سفيد در مورد شخصي به نام سامي و زنش تعريف مي کرده در واقع سرگذشت خود لئونارد و زنش بوده.. بعد از کشتن زنش ٬ لئونارد بدليل فراموشي و بدليل اينکه اين شکل از واقعيت رو دوست نداشته داستان خودش رو تغيير مي ده و به داستان سامي تبديلش مي کنه از جمله کشتن زن خودش بوسيله تزريق انسولين به دليل مسايلي که حتما ديدي.
    ولي چون لئونارد حافظه کوتاه مدت نداره تمام اين اتفاقات يادش مي ره و آخرين چيزي که يادش مي آد حادثه اون شبه و تصور اين که زنش توي اون حادثه کشته شده. بنابراين به فکر انتقام گرفتن مي افته ٬ البته لازم به ذکره که به علت کافي نبودن مدارک ٬ پرونده اون حادثه که منجر به فراموشيه لئونارد شد بسته مي شه و کسي هم مجازات نمي شه.
    بعد از کشته شدن زن لئونارد به وسيله انسولين ٬ لئونارد به فکر انتقام واهي مي افته و تصميم مي گيره براي اينکه چيزهاي مهم و حياتي يادش نره اونارو روي بدنش بنويسه از جمله اينکه به زنش تجاوز شده و به قتل رسيده و اون بايد انتقام زنش رو بگيره. و ساير مدارک و چيزهايي که بايد يادش بمونه رو ازش عکس مي گيره و ساير موارد ....
    بعد از اينکه لئونارد هدف اصلي زندگيشو با حک کردن رو بدنش به خاطر سپرد با پليسي آشنا مي شه به نام تدي . تدي همون پليسي هست که در جريان تحقيقات حادثه اون شب خونه لئونارد حضور داشته و ابتدا بدليل دلسوزي تصميم مي گيره به لئونارد کمک کنه تا اون دزدها رو پيدا کنه و انتقام بگيره براي همين هم مدارکي رو براي لئونارد مي فرستاده تا لئونارد بتونه از طريق اونا به هدفش برسه و سرانجام هم لئونارد به هدفش مي رسه و دزد اصلي رو پيدا مي کنه و مي کشه که ما اين قسمت رو تو فيلم نمي بينيم و فقط از زبون تدي مي شنويم. بعد از اين اتفاق تدي به اين فکر مي افته که از لئونارد سوء استفاده کنه. اون تمام مدارک و عکسهايي که لئونارد از کشتن دزد داشته بر مي داره و لئونارد هم اين اتفاق از ذهنش پاک مي شه و مدارکي هم نداره که يادش بياد بنابراين آخرين چيزي که يادش مي آد اتفاق اون شب هستش و فکر انتقام و در واقع اين جا نقطه شروع فيلم هست که لئونارد توي هتل از خواب بلند مي شه و يه انجيل توي کشوي ميز هتل پيدا مي کنه.
    تدي هم اين وسط از لئونارد براي معاملات قاچاقش و کشتن افرادي که بايد توي اين جريان مي مردن استفاده مي کرده به اين بهانه که اين افراد همونايي هستن که زنش رو کشتن .. از جمله نفر آخري که اسمش رو تو فيلم يادم نيست و همون قاچاقچي مواد هستش که لئونارد مي کشتش و لباسش رو مي پوشه و با دوست دخترش هم اون جريانات رو داره. و لئونارد ظاهرا چندبار به همين شيوه قاتل زنش رو با مدارک تدي کشته و دوباره يادش رفته که دست آخر هم خياط توي کوزه مي افته و نوبت خود تدي مي شه که نقش قاتل همسر لئونارد رو بازي کنه و بميره و اين جريان انتقام ٬حدش به سمت بينهايت ٬ تعريف نشده مي شه ظاهرا و ادامه داره.
    و اما اينکه ساختار فيلم چه جورياست. در حالت کلي فيلم از آخر شروع مي شه و مي آد به سمت اول. ولي چيزي که باعث گيج شدن بيننده مي شه روايتهايي هست که به صورت سياه و سفيد نشون داده مي شه که اين سکانسهاي سياه و سفيد برعکس سکانسهاي رنگي از اول به سمت آخر مي ره !
    اگر فيلم تماما به اين صورت بود که از سکانس آخر مي رفت به سمت سکانس اول ٬ خيلي پيچيده نمي شد و همه مي فهميدن .مثل غزل معکوس آينه اي که من توي تاپيک شعر نوشتم.
    ولي کار هوشمندانه اي که نولان کرده اينه که اومده نصفه اول فيلم رو از بقيه فيلم جدا کرده و به صورت سياه و سفيد در آورده.. و نصفه دوم رو به صورت رنگي ٬ معکوس پخش کرده يعني از سکانس آخر به اول و براي اينکه مخ بيننده رو به کار بگيره اون نصفه اول رو با ترتيب درست (از اول به آخر) وسط اون سکانسهاي رنگي پخش کرده !
    در واقع فرض مي کنيم سکانسهاي فيلم به صورت مرتب و آدميزادي از ۱ تا ۱۵ باشه
    و سکانسهاي ۱ تا ۷ سياه و سفيد و ۸ تا ۱۵ رنگي باشه. اونوقت ترتيب پخش اين سکانسها در فيلم به اين صورته (از راست به چپ):
    ۱۵ - ۱ - ۱۴ - ۲ - ۱۳ - ۳ - ۱۲ - ۴ - ۱۱ - ۵ - ۱۰ - ۶ - ۹ - ۷ - ۸
    يک دليل اين کار به نظرم اينه که بيننده نياد کلک بزنه و فيلم رو از آخر به سمت اول ببينه چون در اين صورت يه فيلم درام-اکشن با داستان معمولي از آب در مي آد . براي همين اومده اون قسمتهاي سياه سفيد رو پخش کرده که نشه فيلم رو به ترتيب از آخر ديد و يه ذره ذهن رو به کار انداخت. البته بيننده هاي سمج حتما يه اين کاري که من کردم رو هم کردن ٬ من يه بار اول قسمتهاي سياه و سفيد رو به ترتيب از اول تا آخر ديدم بدون اينکه قسمتهاي رنگي وسطش رو ببينم ( رنگي ها رو مي زدم بره جلو)‌ يعني از ۱ تا ۷ بعدش که تموم شد اومدم از آخر به سمت اول سکانسهاي رنگي رو ديدم ( فيلم رو سکانس به سکانس مي زدم عقب)‌ يعني از ۸ تا ۱۵ اينجوري بود که داستان دستم اومد و نيازي هم به نقد هاي اينترنتي نشد خدارو شکر.
    يه چيز جالبي که پيش اومد تو پروسه ديدن اين فيلم ٬ زماني بود که داشتم فکر مي کردم با خودم که حالا اين چه مرضيه که آدم يه فيلم رو اين شکلي نشون بده و درگيري ذهني رو به اين حالت ايجاد کنه ( يعني در گيري ذهني ظاهري نه معنايي) ٬ نکته جالبي که به ذهنم رسيد از اين قرار بود ٬ اگر دقت کرده باشي توي يک سکانس مسوول هتل به لئونارد مي گه تو شرايط جالبي داري ٬ من هميشه از گذشتم خبر دارم ولي از آيندم خبر ندارم ولي تو بر عکسي ٬‌ تو از گذشتت خبر نداري ولي از آيندت خبر داري ( دقت کنيم که لئونارد به خاطر شرايط خاصي که داره تمام آيندش در گرفتن انتقام زنش خلاصه مي شه و آينده ديگه اي نداره چون گذشته و حالي نداره که باهاش آينده ديگه اي بسازه ٬ لذا تنها آينده اي که داره و محتمل هم هست انتقام گرفتنه که چند بارم اين کار رو انجام داده و ظاهرا بازم انجام مي ده). پس لئونارد فردي هستش که گذشتش رو نمي دونه ولي آيندش رو مي دونه . و ما با ديدن فيلم به اين شيوه ساختاري به طرز ماهرانه اي دقيقا توي شرايط لئونارد قرار داده مي شيم. به اين معني که با ديدن هر صحنه فيلم چون سکانس بعدي رو اول ديديم پس هميشه در طول فيلم اتفاقي که جلوتر رخ مي ده رو مي دونيم ولي اينکه قبلش چه اتفاقي افتاده رو نمي دونيم و بايد تا آخر فيلم صبر کنيم تا پي به گذشته ببريم در حاليکه آينده رو اول فيلم ديديم. با اين اوصاف دقيقا همون حالت گيجي و تعجب رو که لئونارد در درک وقايع تجربه مي کنه ما هم تجربه مي کنيم با اين تفاوت که ما حافظه کوتاه مدتمون سالمه و مي تونيم تجزيه تحليل کنيم. و به نظر من شاهکار کريستوفر نولان و راز جاودانه اين فيلم همين انتقال مستقيم حس شخصيت فيلم به بيننده هست
    professor.gemin و bahram m به این پست علاقمند بوده اند.

  5. 7 کاربر از پست مفید aminrafael3 سپاس کرده اند .


  6. #3
    sahar_sani آواتار ها
    وضعیت : sahar_sani آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2014
    سن: 26
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento

    سلام من یک بار فیلم رو دیدم و همون ابتدا وقتی متوجه تدوینِ غیر معمول و خط روایتی خاص داستان شدم ناخودآگاه یاد فیلم Reservoir Dogs یا همون سگدونی کوینتین تارانتینو افتادم.
    اینطور ساختار شکنی های غیر متعارف جزء علاقمندی های من به شخصه هستن.
    اگر بخوام خیلی سریع به نکته ی کلیذی از فیلم اشاره کنم که تو دو تا پست قبلی بهش اشاره نشد صحنه ای از فیلم تو دقیقه ی
    1:49:50 هست. زمانی که لئوناردو ماشینِ جیمز رو برداشته و حالا داره به سرعت رانندگی میکنه و خاطراتی وهم آلود از جلوی چشمش رد میشن. دقیقا کمی قبل از اینکه به اون سالن تاتو بره و شماره پلاک ماشین تدی رو تاتو کنه.
    چیز مهمی که هست ایه که ما به وضوح میبینیم تصویری رو که لنی روی تخت دراز کشیده و همسرش هم سرش رو روی سینه اش گذاشته و داره به تاتو های لنی نگاه میکنه.
    تاتوی جمله هایی مثل:
    He Raped And Killed My Wife. زمانی که همسرش در آغوشش هست.






    این تصویرِ مهم که به عمد کوتاه و گذرا بهش اشاره میشه و چند ثانیه بعد از اون فیلم تموم میشه- دقیقا کلیدی هست که درِ اصلی رو برای ما باز میکنه و مامتوجه میشیم که لئوناردو (سمی) ار ابتدا مشکل داشته و هیچ متجاوزی هم شاید وجود نداشته.
    جمله های مهم فیلم همون جایی هستند که تدی و لنی توی یه بار دارن چیزی میخورن:
    تدی: لئونارد تو نمیتونی بر اساس چند تا عکس و یادداشت با جون یه آدم بازی کنی!
    لنی: چرا؟
    تدی: چون شاید یادداشت هات مطمئن نباشن... .
    لنی: حافظه هم مطمئن نیست.
    ندی: اوه خواهش میکنم بس کن.
    لنی: نه. واقعا. حافظه هم کامل نیست. برو از پلیس بپرس. شهادت یک شاهد عینی هم غیر قابل اعتماده.
    تدی: ...
    لنی: پلس با نشستن و به یاد آوردن یه قاتل رو دستگیر نمیکنه. اونا مدرک جمع میکنن و کارو تموم میکنن.
    تدی: این چیزی نیست که من گفتم!
    لنی: (تاکید میکنه) مدرک... نه حافظه! اینجوری تحقیق میکنن. منم همین کارو میکنم. ببین حافظه میتونه شکل یک اتاق یا رنگ یک ماشین رو عوضی بگیره. و میتونه یه چیزی رو از شکل طبیعی بندازه.
    "اونها فقط یه تفسیر هستن." و به حقایق ربطی ندارن.

    خب لنی حالا که اینقدر خوب میتونی بفهمی که حافظه چقدر غیر مطمئن و ناکامله چطور پس به خاطراتی تکیه میکنی که ار حافظه ی نصف و نیمه ات به خاطر میاری؟!
    من خودم دقیقا یک همچین مشکلی رو دارم.
    اتفاقاتی رو پشت سر گذاشتم (یا حداقل فکر میکنم پشت سر گذاشتم) تو گذشته ی چند سالِ پیشم که هیچ مدرک یا شاهدی واسش نیست اما من به عینه او تصاویر و خاطرات رو یادمه!
    حالا هر چه قدر که بزرگتر میشم واسم عجیب تر میشه و بیشتر سوال میشه که واقعیت کدومه!
    شاید هیچ تجاوزی اصلا به زن لنی نشده- داستانی که لئونارد از سمی و زنش تعریف میکنه واقعیتِ زندگیِ خودش و همسرش هست. ذهن وقتی نمیتونه چیزی رو بپذیره اونو تعغیر میده. به همین ساده گی. اون واقعیت ها رو به شکل خاطرات و داستانِ جنایی- دهن پر کن و منطقیِ تجاوز و قتل رو جایگزینِ واقعیت میکنه.
    ما کمی قبل از صحنه ی آخر فیلم- درست جایی که لنی و تدی در حال بحث هستن توی فلش بک های چند ثانیه ای از گذشته ی لنی میبینیم که همسر لنی زیر پلاستیک توی حموم انگار داره خفه میشه ولی ناگهان پلاستیک رو کنار میزنه. انگار همه ی اینها صحنه های ساختگی هستن تا به قولِ خودِ لنی : "همسرِ سمی میدونست که سمی عاضق اونه- و شاید ایندفعه رویِ واقعی خودشو نشون بده."
    بله- همسرِ لنی خودش اون بازی ها رو با لنی کرده. اون فقط میخواست مطمئن بشه که آیا لنی فیلم بازی میکنه یا نه!
    یه جایی از فیلم لنی میره تا وسایل همسرش رو بسوزونه.
    اون یک کتاب میاره بیرون از پاکت و به یاد میاره که همسرش بار ها و بارها اون کتاب رو خونده. یک روز بهش میگه دوباره داری میخونیش؟
    - آره. لذت بخشه.
    + فکر میکردم لذت کتاب خوندن به هیجانیه که نمیدونی بعدش چه اتفاقی قراره بیوفته.
    - تیکه ننداز. نمیخوام که اذیتت کنم فقط دارم کتابو میخونم . لذت بخشه واسم.
    این دیالوگ داستانِ همه ی زندگی لنی هست.
    اون میدونه که بعد چه اتفاقی قراره بیوفته.
    اون همیشه به دنبال جان. جی های بعدی میگرده.
    اون هر روز صبح که بیدار میشه میدونه که باید یک جان. جی رو بکشه.
    و همین واسش لذت بخشه.
    و به قولِ خودش: شاید دارم به خودم دروغ میگم که خوشحال باشم.

    ساختارِ مغز خیلی پیچیده است. ذهن ما بر حسب موقعیت تصمیماتی میگیره که کاملا از کنترل خارجه.
    اون برای خوشحال تر کردنِ خود- راضی کردنِ خود- قبول کردنِ خود- پذیرفتنِ خود- و غیره و غیره مکانیزم های مختلفی داره که کاملا غیر ارادی به کار میبندشون.

    از وجود غلط های املایی احتمالی عذر خواهی میکنم.
    مرسی.






    تصاویر کوچک فایل پیوست untitlssssssssssed-1.jpg  

  7. کاربر روبرو از پست مفید sahar_sani سپاس کرده است .


  8. #4
    سبحان س آواتار ها
    وضعیت : سبحان س آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2017
    سن: 17
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک
    من فقط بخاطر اینکه این نظر رو بدم اینجا ثبت نام کردم

    چرا همه فک میکنن کشتن جان جی ها تا ابده. لنی شوهر ناتالی رو بخاطر اینکه اسم سمی رو به زبون اورد فک میکرد جا جی حقیقی نیس و عکسشو سوزوند واون یکی هم که تدی عکسشو بهش نشون داد بخاطر اینکه فک میکرد تدی دروغگویه سوزونو واس این یکی که کشت (همون تدی)چه بهونه ای واسه سوزوندنش داره

    از این گذشته مگه یه جای خالی واسه موقعیکه جان جی رو کشت نذاشته پس ممکنه این عکسو خالکوبی کنه که یادش نره


    فرق سامی که روانه ی اسایشگاه شد وقاطی کرد با لنی که اینجوری نمیشه چیه؟

    جوابش اولای فیلم تو صحنه های سیاه وسفید که لنی با خودش میگه : اون تو زندگیش هدف نداشت به یه سری یادداشت های روزانه وابسته بود و بعد قاطی میکرد

    منظورش سامی جنکیزه

    ولی من هدف دارم (کشتن قاتل زنش) (وکارهاشو حول این هدف انجام میده پس قاطی نمیکنه مث سامی)(باید خوب به این نکته فک کنین تا درکش کنین)
    از نظر من کشتن جان جی هی تا ابده (البته دلیل اصلیش رو نمیدونم و همین هدف لنی تو زندگیه تا کارهاش حول این هدف انجام بده ومث سامی قاطی نکنه)

    و دس اخر شاید کریستوفر نولان میخاسته به ما بگه تو زنگیمون یه هدف داشته باشیم و تمام کارهامون رو حول اون هدف انجام بدیم نه اینکه هر کاری فک کردیم خوبه انجام بدیم و به انزوا کشیده نشیم.
    ویرایش توسط autumn63 : 01-27-2017 در ساعت 21:46

  9. کاربر روبرو از پست مفید سبحان س سپاس کرده است .


  10. #5
    tourbin آواتار ها
    وضعیت : tourbin آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2017
    نوشته ها : 4
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی اجمالی به سوالات فیلم Memento

    memento به نظر من بهترین کار نولانه. هم داستان هم روایت. اون چیدمان دقیق و حساب شده ی فیلم های بعدیش مثل inception و interstellar اذیتم میکنه. زیادی فکر شده است. شاید هم اولین باری که memento رو دیدم خیلی سنم کمتر بوده و این نوع چیدمان انقدر شگفت انگیز بوده برام که متوجه دقت بیش از حدش نشدم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی که مک با مینی گان جنگل رو هموار کرد!!!! (نگاهی به فیلم غارتگر)
    توسط FFKIA در انجمن مقالات سينمايي (اختصاصی)
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 03-03-2016, 18:20
  2. نامهای بزرگ در اثری کوچک (نگاهی به فیلم خیابان بیست و چهارم)
    توسط FFKIA در انجمن تحلیل و بررسي فيلـــم هاي ايراني
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: 07-22-2012, 20:54
  3. نگاهی به فیلم The Killer Elite با بازی رابرت دنیرو و جیسون استاتام(اختصاصی)
    توسط FTSAMO در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 11-12-2011, 11:10
  4. 138 دقیقه در اوج التهاب با Face/Off (نگاهی به فیلم تغییر چهره)
    توسط FFKIA در انجمن مقالات سينمايي (اختصاصی)
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 09-15-2011, 16:05
  5. نگاهی متفاوت به فیلم "جدایی نادر از سیمین"
    توسط Anti Trust در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-01-2011, 15:14

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •