سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
نمایش شاخه ای109علاقمندی ها

موضوع: کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 2352
حجم:  126.9 کیلو بایت


    با سلام خدمت کاربران گرامی سینماسنتر و علاقمندان تاریخ ایران


    در خرداد ماه سال 1379 بود که سرانجام پس از 47 سال سازمان CIA تصمیم گرفت که جزوه مربوط به کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 را از طبقه بندی سری خارج کند و آن را در اختیار نیویورک تایمز قرار دهد.
    در همان زمان نسخه ای از این اسناد به فارسی ترجمه شد و در یک ماهنامه ایرانی به چاپ رسید.

    در ارائه چنین اسناد مهمی آنچه مهم است این است که اصل سند کامل و بدون تغییرات ارائه گردد و رسالت سینماسنتر در این برهه این بود که با بازنگری تاریخی کل سند بتوانیم از هر گونه تغییری در ارائه آن جلوگیری کنیم.

    شایان ذکر است که تا سال 1389 این اسناد در هیچ سایت ایرانی ارائه نشده بود ولی در سال گذشته از این اسناد ترجمه فارسی دیگری نیز ارائه گردید که بر روی یکی از سایتهای فارسی زبان قرار داده شده است. از آنجا که ترجمه مطالب تاریخی و خصوصا چنین اسنادی نیازمند دقت و کارشناسی در امر ترجمه و تاریخ است تصمیم بر این شد که برای ارائه در سایت به صورت اختصاصی, از نسخه قابل اطمینان استفاده گردد تا اطلاعات این اسناد بدون هیچ تغییر در اصل سند به طور اختصاصی در سایت ارائه گردد. به همین منظور من و پرنیان عزیز
    "parnian" (مدیریت انجمن تاریخ سایت) نسخه های مختلف این اسناد را با هم مطابقت دادیم و در نهایت متوجه شدیم که وفادارترین نسخه موجود به اصل سند نسخه ای از این اسناد است که در سال 1379 توسط مجله پیام امروز ترجمه شده است. این نسخه هم از نظر وفاداری به اصل سند قابل اتکا بود و هم ترجمه مستند تری داشت. همان طور که در توضیحات خواهد آمد اصل آن را از سایتهای خارجی و بخصوص نیویورک تایمز میتوان دریافت کرد.

    بنده در همان زمان انتشار این اسناد را در پیام امروز خوانده بودم و با خواندن آن متوجه شدم که حق هر ایرانی است که بداند در این کودتای شوم چه گذشت و چه چیزهائی دست به دست هم داد تا این کودتا در عین ناباوری موفق شود. ولی متاسفانه آنرا گم کرده بودم. دسترسی به مجله چاپ شده در 11 سال پیش نیز کار ساده ای نبود. سرانجام با تلاش فراوان و مراجعه به آرشیوهای قدیمی و جستجوی فراوان سرانجام این مجله پیدا شد.

    مجله اجتماعی فرهنگی پیـــام امروز
    در شماره 41 مهرماه 1379 و تنها 4 ماه بعد از خروج این اسناد از حالت محرمانه اقدام به چاپ شرح این اسناد نمود و به طور کامل و با ترجمه ای مستند آنرا منتشر کرده بود.

    با توجه به طولانی بودن مطلب بنا شد تا با کمک پرنیان عزیز
    "parnian" از امروز هر روز این تاپیک به روز شود و یک بخش دیگر از مطلب تایپ و به تاپیک اضافه گردد و در نهایت در تاریخ 28 مرداد 1390 تاپیک برای ارائه نظرات عمومی باز خواهد شد.
    در پایان اصل اسکن شده مجله پیام امروز نیز در همین تاپیک ارائه خواهد شد تا دوستانی که میل دارند آنرا برای خود حفظ کنند به صورت PDF آنرا آرشیو نمایند.

    امیدوارم که این مطلب در روشن شدن اذهان عمومی در شناخت ماهیت کودتا کنندگان و زوایای کودتای 28 مرداد کمک کند.
    لازم به ذکر است که پستهای بعدی به طور یک روز در میان, توسط من و پرنیان در تاپیک ارائه خواهد گردید.

    ارادتمند .... مدیر مسئول سینماسنتر



    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  28mordad.jpg
مشاهده: 5860
حجم:  17.2 کیلو بایت


    کودتا چگونه شکل گرفت.
    مقدمه مجله پیام امروز ...


    شش ماه پس از کودتای 28 مرداد سال 1332, دکتر "دانالد ان ویلبر" مامور ارشد سازمان CIA و یکی از طراحان و فعالان اصلی کودتا, جزوه ای به نام "سرنگونی مصدق, نخست وزیر ایران" برای سازمان CIA تهیه کرد.
    وی در این جزوه چگونگی شکل گیری پروژه کودتا (موسوم به "پروژه آژاکس") و همچنین رویدادهای منجر به سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق را شرح داد. قصد سیا از تهیه این جزوه آن بود که تا ماجرا در ذهن کودتاچیان اصلی زنده است و تا مدارک و منابع آن در دست است, بتوان سابقه ای مکتوب از این رویداد فراهم آورد.
    مقامات "اداره تاریخ" سازمان سیا معتقد بودند: "نتایج حاصل از این عملیات میتواند برای عملیات مشابهی که در آینده صورت خواهد گرفت کاربرد داشته باشد". در واقع کودتای 28 مرداد 1332 در ایران, اولین کودتائی است که سازمان سیا به کمک آن توانست یک دولت را سرنگون کند.
    این کودتا در واقع الگوئی برای دیگر کودتاها و عملیاتی از این دست در دوران جنگ سرد شد. حتی برخی از کودتاچیان 28 مرداد, درست همان کسانی بودند که در کشورهائی همچون گواتمالا , مصر , سوریه , نپال , ویتنام و دیگر جاها دست به تلاشهائی برای کودتا زدند.

    از همین رو, کودتای 28 مرداد 1332 در ایران, نه تنها برای ما ایرانیان بلکه برای همه جهانیان از اهمیت خاصی برخوردار است. کودتای 28 مرداد آزمون و تجربه ای بود که درسهایش در سراسر نیمه دوم قرن بیستم بارها و بارها به کار بسته شد.

    جزوه "سرنگونی مصدق, نخست وزیر ایران" در 47 سال گذشته جزو اسناد طبقه بندی شده سیا به حساب می آمد. حتی در سال 1986 هنگامی که دکتر "ویلبر" زندگینامه و خاطراتش را میخواست منتشر کند, کتاب وی به شدت از سوی سازمان سیا مورد ###### قرار گرفت و فقط وی اجازه یافت تا به وجود این جزوه اشاره کند. البته به گفته خود دکتر "ویلبر" وی در مورد عملیات کودتای 28 مرداد بارها برای گروههای مختلف ماموران سازمان سیا سخنرانی کرده است.

    جزوه " سرنگونی مصدق, نخست وزیر ایران" سرانجام در خرداد ماه در اختیار روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفت. این جزوه شامل چندین بخش است: یادداشت اداره "تاریخ" سازمان سیا, خلاصه ای از ماجرا به عنوان مقدمه, شرح کامل وقایع (مشتمل بر 10 بخش), و 5 ضمیمه.

    در قسمت شرح کامل وقایع (مشتمل بر 10 بخش) بخشهای یک تا هشت, مربوط به عملیات پشت پرده کودتا و رویدادهای روزهای کودتا و بخش نهم و دهم گزارشی به لندن و تحلیل دکتر ویلبر از عملیات کودتاست.
    آنچه در این در این مطلب ارائه میشود, بخشهای یک تا هشت جزوه مربوط است که اشاره به عملیات کامل پشت پرده کودتا دارد.

    هنگامی که "نیویورک تایمز" این اسناد را بر روی پایگاه اینترنتی خود انتشار داد, با این استدلال که ممکن است برای برخی از کسانی که نامشان در این سند آمده خطراتی به وجود آید, تصمیم گرفت برخی از اسامی را پنهان نگه دارد. شکل پنهان کردن این اسامی به این گونه بود که با استفاده از یک برنامه کامپیوتری کاری کرده بودند که هنگام دیدن سند بر روی اسامی یک برچسب سیاه بخورد.
    هنوز چند روز از انتشار سند نگذشته بود که برخی از خوانندگان این سند فاش ساختند که میتوانند اسامی را ببینند. قضیه از این قرار بو که در کامپیوترهای قدیمی تر که سرعتشان کم است, وقفه ای میان نمایش سند و خوردن برچسب ایجاد میشد و همین فرصت امکان میداد تا که برخی اسامی مندرج در سند دیده شود.
    از این پس چند پایگاه دیگر به انتشار نسخه هائی از این سند دست زدند که حاوی برخی از اسامی پنهان شده بود.

    آنچه در این جا میخوانید همراه با همین اسامی است که در داخل کروشه آمده است.

    گامهای مقدماتی ...

    اواخر پائیز و اوائل زمستان سال 1332 مقامات امنیتی و اطلاعاتی بریتانیا با مقامات بخش "خاور نزدیک و آفریقا" سازمان سیا, (NEA) در واشنگتن دیدار کردند. منظور از این دیدار گفتگو پیرامون عملیات جنگی مشترک و نقشه های پشت پرده در خصوص ایران بود. در این دیدار بریتانیائی ها, عبارت بودند از : "کریستوفر مونتاگیو وودهاوس" (رئیس جدید ستاد امنیتی اطلاعاتی بریتانیا در تهران), "ساموئل فال" (از اعضای ستاد امنیتی اطلاعاتی بریتانیا در تهران), و "جان بروس لاکهارت" (نماینده اس ای اس, سازمان ضد جاسوسی بریتانیا در واشنگتن). مقامات آمریکائی نیز عبارت بودند از: "کرمیت روزولت" (رئیس بخش خاور نزدیک و آفریقا "ان ئی ای"), "جان اچ لیویت" (رئیس شعبه ایران در "ان ئی ای"), "جان دبلیو پندلتون" (معاون "ان ئی ای") و "جیمز ای دارلینگ" (رئیس پرسنل شبه نظامی "ان ئی ای")

    مقامات امنیتی اطلاعاتی بریتانیا, خارج از دستور کار جلسه که از پیش تعیین شده بود, پیشنهاد انجام یک اقدام سیاسی مشترک برای برکناری مصدق را به میان کشیدند. مقامات "ان ئی ای" از پیش به هیچ وجه قصد بحث درباره این موضوع را نداشتند و آماده این کار نیز نبودند. از همین رو, جلسه بدون اتخاذ هیچ تصمیمی پایان یافت و "ان ئی ای" فقط متعهد شد تا جزئیات پیشنهاد مقامات بریتانیائی را مورد مطالعه قرار دهد.

    اسفند ماه 1331 تلگرامی از ستاد تهران رسید که در آن آمده بود: تیمسار [] با معاون وابسته نظامی سفارت تماس گرفته و خواسته بداند که به نظر "هندرسون" (سفیر آمریکا در تهران) آیا آمریکا به حمایت پنهانی از یک کودتای نظامی بر ضد مصدق علاقمند است یا نه؟
    جلسه ای در سفارت برگذار شد. در این جلسه بخشی از کارکنان ستاد مرکزی که در آن زمان در محل بودند و کارکنان ستاد تهران شرکت کردند. پاسخ محتاطانه تهیه شد و مضمون آن به اطلاع تیمسار [] رسید. این پاسخ هیچ تعهدی برای آمریکا ایجاد نمیکرد اما به شکل خفیفی تشویق کننده بود و علاقه آمریکا به این گونه طرحها را آشکار میساخت.

    ادامه دارد ...

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.



    ویرایش توسط FFKIA : 08-10-2011 در ساعت 22:46
    ScarFace, 1CHAMPION, FTSAMO و 17 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    با توجه به تماس تيسمار [ ] و با توجه به نشانه هاي روشني كه معلوم مي كرد مخالفت با مصدق در حال شكل گيري است و با توجه به شيوه كاملا خودسرانه و ويرانگر دولت مصدق، ژنرال «والتر بيدل اسميت» معاون وزير خارجه آمريكا اعلام كرد كه دولت آمريكا ديگر نمي تواند دولت مصدق را تأييد كند و دولت ديگري را ترجيح مي دهد كه هيچ يك از اعضاي «جبهه ملي» در آن نباشند. اين تغيير سياست به اطلاع سيا رسيد و به بخش «ان ئي اي» اطلاع داده شد كه اجازه دارد عملياتي را كه به سقوط دولت مصدق ياري رساند، مورد بررسي قرار دهد. وزارت خارجه آمريكا و سازمان سيا اين تغيير سياست و مجوز انجام عمليات را به هندرسون (سفير آمريكا در تهران) و «راجر گويران» (رييس ستاد سيا در تهران) اطلاع دادند. 16 فروردين 1332، رييس سيا بودجه اي يك ميليون دلاري به ستاد سيا در تهران اختصاص داد تا در هر كاري كه براي سرنگوني مصدق لازم باشد مصرف كند. به هندرسون و رييس ستاد در تهران اختيار تام داده شد تا بدون نياز به مجوز اضافي، هر مقدار از اين يك ميليون دلار يا همه آن را با توافق يكديگر به مصرف برسانند.
    28 فروردين 1332 گزارشي از يك بررسي جامع با عنوان «عوامل مؤثر در سرنگوني مصدق» تهيه شد. در اين گزارش آمده بود كه تلفيقي از نيروهاي شاه-زاهدي، با برخورداري از پشتيباني مالي و امكانات محلي سيا، بخت خوبي براي سرنگوني مصدق دارد؛ به ويژه اگر اين نيروي تلفيقي بتواند جماعت انبوهي را به خيابان ها بكشاند و شمار قابل توجهي از پادگان هاي تهران از دستورات مصدق سرپيچي كنند.
    تماس بعدي با تيمسار [ ] گرفته شد. با آنكه انگيزه هاي وي جدي مي نمود اما خيلي زود معلوم شد كه هيچ طرح مشخصي ندارد و هيچ مقامي نيست كه بر ضد مصدق وارد عمل شود.
    تيمسار زاهدي كه زماني عضو كابينه مصدق بود، تنها شخصيت مهمي محسوب شد كه در موضع مخالف آشكار مصدق قرار داشت. به همين دليل بود كه وي پيروان قابل ملاحظه اي براي خود دست و پا كرد. اويال بهار 1332 ستاد سيا در تهران، تماس هاي پنهاني با زاهدي را از طريق «اريك پولارد»، وابسته نيروي دريايي آمريكايي، از سر گرفت. اوايل تيرماه 1332، براي داشتن ارتباطي مؤثرتر و مطمئن تر با تيسمار زاهدي و همچنين به دلايل امنيتي، پسر وي اردشير زاهدي، به عنوان رابط انتخاب شد. پس از 30 تير 1332 تماس مستقيم با تيمسار زاهدي برقرار شد.


    طراحي پروژه آژاكس

    مرور چهره هاي سياسي ايران

    در اردیبهشت 1332 دکتر «دانالد ان ویلبر»، مشاور مخفی «ان ئی ای»، از سوی این بخش از سازمان سیا انتخاب شد تا به نیکوزیا برود و در همکاری نزدیک با اس آی اس (سازمان ضد جاسوسی بریتانیا) نقشه سرنگونی مصدق را بریزد. فرض ستاد مرکزی این بود که نقشه ریزان می توانند پروژه ای تدوین کنند و با وقوف کامل انجام آن را توصیه کنند.
    گفتگوهای میان «ویلبر» و مقام «اس آی اس»، «نورمن متیو داربی شایر»، در 24 اردیبهشت 1332 در نیکوزیا آغاز شد. گاهی نیز «اچ جان کالینز» (رییس ستاد اس آی اس در نیکوزیا) نیز در این گفتگوها شرکت می کرد. «داربی شایر» که در سازمان اس آی اس مسئول شعبه ایران بود سال ها در ایران زندگی کرده بود و به راحتی فارسی حرف می زد.گفتگوها در 10 خرداد 1332 به نتیجه رسید و پیش نویس یک نقشه عملیاتی تهیه شد. 12 خرداد دکتر «ویلبر» پیش نویس را به ستاد مرکزی مخابره کرد.
    در جلسه های اول کلیه چهره های مهم سیاسی ایران مورد بررسی قرار گرفتند تا معلوم شود چه کسی یا کسانی شایسته حمایت هستند. جلسات آغازین شامل مرور کلیه چهره های مهم عرصه سیاسی ایران بود تا معلوم شود که آیا تیمسار زاهدی، شناخته شده ترین سیاستمدار مخالف مصدق، تنها چهره قابل حمایت است یا نه. و اگر چنین است چه افراد و عناصری باید در حمایت از وی بسیج شوند. به زودی مشخص شد که دیدگاه های «ویلبر» و «داربی شایر» نسبت به شخصیت های سیاسی ایرانی کاملا همسان است. در گفتگوها اصطکاک یا اختلاف نظر فاحشی میان دو طرف دیده نشد. افزون بر این خیلی زود معلوم شد که اس آی اس راضی است که راهبردهای سازمان سیا را دنبال کند. برای «ویلبر» روشن بود که انگلیسی ها از همکاری فعال سازمان سیا بسیار خوشنودند و مراقبند تا دست به هیچ کاری نزنند که مشارکت آمریکا را در این طرح به خطر اندازند. در عین حال نشانه های کمرنگی از حسادت طرف انگلیسی نسبت به امکانات برتر مالی، پرسنلی و تجهیزاتی سازمان سیا ابراز می شد.
    به گزارش «ویلبر» گفتگوهایی مقدماتی در خصوص ایجاد یک کانال ارتباطی سه جانبه صورت گرفت. این کانال برای اطمینان از ارتباط فوری میان واشنگتن، نیکوزیا و تهران در نظر گرفته شده بود؛ به طوری که هر پیامی که سرچشمه آن در هر یک از این سه مرکز باشد در سریع ترین زمان به دو مرکز دیگر ارسال شود. این کانال «مرکز مخابرات خاورمیانه» یا MECA بود با یک دستگاه رله در چند مایلی نیکوزیا. (متأسفانه وضع ارتباطی میان نیکوزیا و تهران در این دوره که بیش از 45 تلگرام رد و بدل شد، به آن خوبی که به آن امید می رفت نبود.)
    مذاکرات نیکوزیا تا سطح افشای منابع انسانی و مالی دو طرف در ایران پیش رفت. منابع اس آی اس، متمرکز بود بر تماس های برادران رشیدیان در عرصه هایی همچون ارتش، مجلس، رهبران مذهبی، مطبوعات، دسته های اوباش خیابانی، سیاستمداران و دیگر چهره های بانفوذ. وقتی که این اطلاعات از نیکوزیا به تهران مخابره شد، ستاد سیا در تهران اعلام کرد که به باور آنها، در باره اهمیت این منابع گزافه گویی شده است. اس آی اس پاسخ داد که آنها نیز به اندازه ما از ضعف برادران رشیدیان آگاه هستند، اما مهم ترین نقطه قوت آنها، عزم جزمشان در به خطر انداختن جان و مال خود برای سرنگونی مصدق است. برادران رشیدیان در روزهای سرنوشت ساز مرداد ماه 1332 این عزم را به خوبی نشان دادند. دکتر «ویلبر» نیز به دنبال اعلام منابع از سوی اس آی اس، منابع سازمان سیا در ایران را آشکار کرد. پیش از عزیمت «ویلبر» به نیکوزیا، در دفتر مرکزی سازمان این بحث شده بود که کدامیک از منابع ستاد سیا در تهران برای اس آی اس افشا شود. توافق شد که هویت مأموران ارشد بسیار حساس ایستگاه تهران [جلیلی] و [کیوانی] و [ ] افشا نشود. از آنجا که اس آی اس از قبل و در جلسات آذر 1331 از وجود دو مأمور ارشد سیا در ایران خبر داشت، قرار شد دو نفر دیگر به جای [جلیلی] و [کیوانی] ضرورت یافت. این کار انجام شد و نام یک مأمور و ستاد و یکی از زیردستان به جای این مقامات ارشد ارائه شد. تا جایی که ما می دانیم در طول این عملیات [جلیلی] و [کیوانی] از سوی برادران رشیدیان یا دیگر مأموران اس آی اس شناسایی نشدند. ادامه گفتگوها در نیکوزیا بر پایه اطلاعاتی که درخواست کرده بودیم و عمدتا از ستاد تهران پاسخ آن را می گرفتیم ادامه یافت: این اطلاعات به طراحی برنامه عملیاتی کمک می کرد.
    تا این زمان دیگر مذاکرات ریز شده بود و به یک رشته فرضیات اساسی رسیده بود؛ فرضیاتی که هم در طرح پیش نویس و هم در طرح نهایی مورد تأکید قرار گرفت. معلوم شد که جزئیات طرح عملیاتی باید در چارچوب فرضیاتی گنجانده شود. این فرضیات عبارت بودند از: از میان نامزدهای بالقوه تنها زاهدی توان و شهامتی دارد که در خور حمایت است؛ شاه را بایستی وارد عملیات کرد؛ شاه ممکن است اکراه نشان دهد اما می توان او را مجبور به این کار کرد؛ اگر موضوع به روشنی اعلام شود، نیروهای مسلح نه از مصدق بلکه از شاه پیروی خواهند کرد؛ تا آنجا که ممکن است این عملیات باید قانونی یا شبه قانونی جلوه کند تا یک کودتای عریان؛ در آستانه شروع عملیات براندازی باید افکار عمومی علیه مصدق برانگیخته شود؛ عملیات از نظر نظامی فقط هنگامی موفق خواهد بود که ستاد سیا در تهران بتواند طرح را با همراهی ایرانی هایی که زاهدی برای اجرای عملیات برگزیده، مرور کنند؛ اقدامات احتیاطی عاجلی باید در پیش گرفته شود تا دولت جدید بتواند از پس واکنش نیرومند حزب توده برآید. برخی از این فرضیات از طریق تلگرام و پیش از آنکه طرح اولیه تکمیل شود مخابره شده بود. پاسخ هایی که از سوی ستاد سیا در تهران و ستاد مرکزی داده می شد همواره موافق با ایده های طراحان نبود. ستاد سیا در تهران، بر این عقیده بود که شاه قاطعانه علیه مصدق وارد صحنه نخواهد شد. ستاد مرکزی نیز می پرسید که آیا نباید از برخی افراد دیگر نیز حمایت کرد و آیا بعید نیست که ایرانی ها رهبری عملیات براندازی را که از پیش تدوین شده به دست نگیرند. با این همه توافق شد که ستاد تهران بلافاصله با «تبلغیات خاکستری»، سیاست جدید خود را در حمله به دولت مصدق شروع کند. ستاد تهران این خط را به عوامل خود و از طریق اس آی اس به برادران رشیدیان انتقال داد. از بخش طراحی و هنری سازمان سیا خواسته شد تا مقدار معتنابهی کاریکاتور ضد مصدقی تهیه کند.
    جلسات گفتگو چند روزی متوقف شد و آن هم به این خاطر بود که یکی از برادران رشیدیان توانست با گرفتن مجوز خروج از ایران (کاری که در دوره مصدق به هیچ وجه آسان نبود) به ژنو برود تا با مقام اس آی اس، «نورمن داربی شایر» دیدار کند.



    جالب توجه است که رشیدیان اجازه خروج و ورود خود را از کسی دریافت کرده بود که از طرفداران سرسخت مصدق بود؛ از سیدحسین فاطمی، وزیر امور خارجه مصدق. این مؤید یکی از دیدگاه های قدیمی سیا در خصوص فاطمی بود. به نظر سیا فاطمی مشکوک به این بود که به انگلیسی ها نزدیکی نشان می دهد و می خواهد در صورت سرنگونی مصدق، جایی در میان مخالفان مصدق و بریتانیایی ها داشته باشد. او بی تردید از این آگاه بود که رشیدیان عامل بریتانیایی هاست).
    رشیدیان نه تنها «داربی شایر» را در جریان اوضاع جاری گذاشت بلکه به یک رشته پرسش های مشخص مأمور انگلیسی نیز پاسخ های جامعی داد. باید توجه داشت که ستاد اس آی اس در نیکوزیا هر سه هفته یکبار از طریق بی سیم با برادران رشیدیان در تهران تماس داشت و برای این کار از بهترین نیروهای عملیاتی پشت پرده دوره دیده در بریتانیا استفاده می کرد. این تماس ها که به زبان فارسی برقرار می شد طبیعتا به لحاظ زمانی محدود بود و حتی محدود تر هم شد. زیرا هنگامی که «داربی شایر» از ژنو مراجعت کرد به او اطلاع دادیم که نیروهای مسلح ایران به تازگی ردیاب های جدیدی خریده است.
    9 خرداد 1332 «جرج ای کارول» به نیکوزیا آمد تا واکنش ها و پیشنهادهای ستاد مرکزی را پیش از تکمیل پیش نویس طرح، به اطلاع رساند. همچنان که گفته شد، نسخه تکمیل شده این پیش نویس 12 خرداد 1332 به دفتر مرکزی مخابره شد.
    درست است که نیکوزیا نقطه تماس خوبی با انگلیسی ها و مرکز ارتباطی مناسبی به شمار می رفت اما نقاط ضعف خاصی نیز داشت: از ستادهای مرکزی هر دو سازمان دور بود و بدتر اینکه در پرونده های ستاد اس آی اس در نیکوزیا حاوی اطلاعات چندانی نبود و مجبور بودیم برای دستیابی به هرگونه اطلاعاتی درباره افراد و شخصیت ها، به ویژه افراد نیروهای مسلح ایران، از ستاد تهران و یا ستاد و یا ستاد مرکزی استعلام کنیم.
    پیش نویس طرح که مخابره شد، با مقام اس آی اس به این توافق رسیدیم که رونوشت آن را نیز به صورت دستی به لندن برسانیم تا قبل از 26 خرداد، نقطه نظرات ستاد مرکزی اس آی اس نیز در طرح گنجانده شد. ضمنا، طبق توافق با ستاد مرکزی، قرار شد سازمان سیا پیش نویس طرح را در بیروت به طور دقیق بررسی کند و سپس نتایج این بررسی را برای ترکیب با کارهایی که در ستاد مرکزی اس آی اس بر روی پیش نویس صورت گرفته بود به لندن بفرستد. کارول تا چند روز پس از تکمیل پیش نویس در بیروت ماند تا کار بر روی جنبه های نظامی طرح را شروع کند. او نیز پس از پایان جلسات بیروت به نیکوزیا بازگشت و چند روزی نیز به این منظور در نیکوزیا ماند.


    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    FTSAMO, ScarFace, sina2 و 8 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.





  4. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 1727
حجم:  126.9 کیلو بایت
    تحکیم برنامه عملیات
    تقویت نیروهای مخالف دکتر مصدق

    بعد از ظهر 20 خرداد 1332 همه آنهائی که در شکل گیری طرح شرکت داشتند وارد بیروت شدند: "کرمیت روزولت" (رئیس "ان ئی ای" و رهبر کل پروژه) که با هواپیما از لندن وارد شد, "کارول" که با هواپیما از قبرس آمد, "راجر گویران" رئیس ستاد سیا در تهران که از دمشق با اتوموبیل آمد و "ویلبر" که با هواپیما از قاهره رسید.

    از صبح 21 خرداد گفتگوها شروع شد و تا 4 بعد از ظهر ادامه یافت. گفتگوها از صبح بسیار زود آغاز میشد و تا 2 بعد از ظهر به طول می انجامید. اواخر بعد از ظهر نیز بار دیگر همه گرد می آمدند. اولین دستور کار, بررسی مجدد همه عوامل و عناصر صحنه سیاسی ایران در پرتو اطلاعات موجود و جامعی بود که از سوی رئیس ستاد تهران ارائه شده بود. پس از آنکه کلیه مبانی طرح پیش نویس مورد پذیرش قرار گرفت, بررسی جزئیات طرح آغاز شد. هدف این بود که ببینیم چگونه میتوان نهایت سازماندهی و اثر گذاری را به هر بخش داد. در این میان, یک تغییر نگرش در دیدگاه کلی صورت گرفت که اثر نیکوئی بر همه اندیشه های بعدی داشت. در طرح پیش نویس آمده بود که باید در برابر برخی از نیرومندترین عناصر طرفدار مصدق مثل رهبر ایل قشقائی دست به ضد حمله بزنیم. اما با این تغییر نگرش, قرار شد همه تلاشها صرف افزایش کمیت و کارائی نیروهای مخالف مصدق شود. این تغییر نگرش, بر این فرضیه استوار بود که عناصر طرفدار مصدق با خارج شدن رهبرشان از صحنه, از مقاومت دست خواهند کشید.
    رئیس ستاد سیا در تهران پیشنهاد کرد که یک طرح براندازی جایگزین نیز محض احتیاط شکل بگیرد. طرح "امینی-قشقائی" مطرح شد و ستاد تهران تا پایان عملیات آژاکس, این طرح را به عنوان طرح جایگزین مدر نظر نگاه داشت.

    بعد از ظهر شنبه (24 خرداد) آخرین جلسه هم برگذار شد و صبح روز بعد, همه بیروت را با هواپیما به مقصدهای گوناگون ترک کردند.

    26 خرداد ماه 1332 "روزولت" و "ویلبر" به لندن رسیدند و گزارش خود را به ستاد مرکزی اس ای اس دادند. طرح تجدید نظر شده در بیروت ارائه شد. هیچ رونوشتی از پیش نویس تغییر یافته طرح در بیروت موجود نیست, زیرا بر روی آن دوباره کار شد تا پیش نویس نهائی "لندن" شکل بگیرد.
    جلسات لندن در یکی از اتاق های بزرگ کنفرانس ستاد مرکزی اس ای اس برگذار شد که علامت قرمز رنگ روی در آنها معروف است: "مراقب مهمانان خود باشید" . از طرف اس ای اس, "موریس ام. فرت" و "نورمن داربی شایر" (که از نیکوزیا و از راه ژنو پس از دومین ملاقات با اسدالله رشیدیان آمده بودند) همیشه در جلسه حضور داشتند. گاهی سرگرد "پی. (پدی) جی. کین" که ظاهرا مسئول شعبه چند کشور خاورمیانه ای بود, نیز شرکت میکرد. "مونتاگیو وودهاوس", که معلوم بود یکی از بلندپایه ترین مسئولان اس ای اس بود نیز تنها در یک جلسه شرکت کرد اما حرف چندانی نزد.
    از همان شروع گفتگوها, روشن بود که اس ای اس نظر خاصی درباره پیش نویس طرح ندارد. در مورد طرح بیروت نیز جز توجه دقیق تر به عبارت پردازی ها چیز زیادی نداشتند که بگویند. همانند جلسه های نیکوزیا, آشکار بود که آمریکائی ها همه را با خود همراه کرده و اجازه یافته اند تا امور را مطابق روش خود اداره کنند. البته کاملا پیدا بود که آنها نسبت به طرح و نتیجه موفقیت آمیز, اطمینان دارند و گفتند که به برادران رشیدیان دستور داده خواهد شد بطور کامل از ستاد سیا در تهران پیروی کنند.
    در جلسه نهائی, جریان بعدی امور مورد بررسی قرار گرفت. مقامات اس ای اس اظهار داشتند که به نظر آنها احتمالا مدتی طول می کشد تا دولت شان در مورد تائید یا عدم تائید طرح تصمیم بگیرد.
    28 خردادماه "روزولت" و "ویلبر" لندن را ترک کردند. روزولت ظهر روز بعد در دفتر کار خود بود و در آنجا طرح بلافاصله بازسازی و تایپ شد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4.jpg
مشاهده: 2102
حجم:  125.9 کیلو بایت

    فعالیت آغاز میشود
    آغاز جنگ روانی علیه دولت مصدق

    از آنجا که جلسات بیروت و لندن زمان نسبتا کوتاهی به طول انجامیده بود, ستاد مرکزی در فاصله زمانی عزیمت و مراجعت "روزولت" نمیتوانست کار زیادی انجام داده باشد. با این حال, پیشرفتهائی در برقراری یک رابطه ویژه و نزدیک با وزارت خارجه, حاصل شده بود. این حقیقت که یک طرح عملیاتی در حال تدارک بود, فقط برای تعداد انگشت شماره از افراد وزارت خارجه آشکار بود. (" جان فاستر دالاس", وزیر خارجه, "والتر بیدل اسمیت" معاون وی, "هریسون فریمن متیوس", دستیار ویزی امور خارجه و "ان ئی ای", "هنری ای بیوارد", معاون "متیوس", "جان دورنفورد جرنگن", رابط و "جیمز لمپتون بری" ) و به این نکته نیز باید توجه داشت که ضریب امنیتی وزارت خارجه در آن زمان بسیار عالی بود.
    شعبه "یونان, ترکیه, ایران" وزارت خارجه, نظر کارشناسی خود را در دو گزارش ارائه کرد: یکی گزارش فوق محرمانه 17 خرداد 1332 با عنوان "برنامه پیشنهادی برای تغییر دولت ایران" و دیگری یک یادداشت فوق محرمانه و بدون تاریخ با عنوان "اقدامات احتمالی دولت ایالات متحده در حمایت از دولت جانشین مصدق".
    کار مقامات وزارت خارجه اتخاذ تصمیم در سطح بالا نبود. با این حال, بر این نکته پا میفشردند که پیش از پذیرش طرح, بریتانیا باید اطمینان دهد که در برخورد با دولت جانشین مصدق بر سر مسئله نفت, نرمش نشان دهد.

    ادامه دارد ...

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 08-13-2011 در ساعت 16:06
    jasem, Parnian, sina2 و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  5. #4
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.



    «لزلی هربرت میچل» یکی از مقامات سفارت بریتانیا (و در واقع عضو اس آی اس) که مسئول ارتباط با سازمان سیا بود، شخصا در این وضوع دخالت کرد و اطمینان های لازم از طرف دولت بریتانیا به مقامات آمریکایی داد. این اطمینان بخشی ها به شکل یادداشتی از سوی وزارت خارجه بریتانیا درآمد که 2 مرداد 1332 توسط «راجر ملور مکینز»، سفیر بریتانیا در آمریکا، به «اسمیت» وزیر خارجه آمریکا داده شد. همچنین وزارت خارجه می خواست پیش از تأیید هرگونه اقدام تعیین کننده ای اطمینان یابد که مبلغی به عنوان کمک اقتصادی به دولت جانشین مصدق پرداخت خواهد شد.
    در همین دوره از 19 خرداد مذاکراتی میان مقامات سازمان سیا و هندرسون (سفیر آمریکا در تهران که برای پاره ای مشورت ها به واشنگتن آمده بود) آغاز شد. (دست نوشته این گفتگوها در پرونده های پروژه آژاکس موجود است.) به نظر می رسید که سفیر از عقیده پیشین خود که فرض همکاری شاه را غیر واقعی می دانست و می گفت شاه تا مجلس اظهار تمایل نکرده باشد فرمانی به نام زاهدی صادر نخواهد کرد، تا اندازه ای دست برداشته است. سفیر، که همیشه روحیه همکاری از خود نشان می داد، سخت در پی پشنهادات سازنده بود و با کمال میل موافقت کرد تا بازگشت خود را به تهران به تعویق اندازد و یک رشته ملاقات های طولانی در اروپا انجام دهد. از لحاظ اجرای طرح، حضور سفیر در تهران هنگامی که عملیات در جریان بودعاقلانه به نظر نمی رسید. به علاوه، غیبت مداوم او نیز عامل مهمی در جنگ روانی که قرار بود علیه مصدق صورت گیرد به شمار می رفت.
    تأییدیه طرح عملیاتی از سوی مقامات مختلف در تاریخ های زیر گرفته شد:
    رییس ستاد سیا (21 تیر 1332)، رییس اس آی اس (11 تیر 1332)، وزیر خارجه انگلیس (11 تیر 1332)، وزیر خارجه آمریکا (21 تیر 1332)، نخست وزیر انگلیس (11 تیر 1332)، رییس جمهور آمریکا (21 تیر 1332).
    ستاد سیا در تهران در حالیکه اقداماتی را که پیشتر مجوز آنها صادر شده بود انجام می داد، در انتظار تأیید یا عدم تأیید طرح عملیاتی بود. علاوه بر مجوز عمومی فروردین ماه که ستاد سیا در تهران را قادر می ساخت تا سقف یک میلیون دلار برای حمایت پنهانی از زاهدی خرج کند، در 31 اردیبشهت نیز به ستاد اجازه داده شد تا هر هفته یک میلیون ریال (90 ریال در برابر هر دلار) برای خریدن نمایندگان مجلس هزینه کند.
    تا اوایل تیرماه، ستاد سیا در تهران رابطه مستقیمی با برادران رشیدیان برقرار کرده و آماده بود برای شروع عملیات براساس نقشی که آنها داشتند دستوراتی به آنها و کسانی که با آنها در تماس بودند، بدهد.
    دوم تیرماه 1332، دو گروه در شعبه NE/4 سازمان یافتند تا به کار پشتیباتی از تدارکات عملیاتی ستاد تهران بپردازند. یک گروه به سرپرستی «کارول» قرار بود مطالعات کامل و جامعی در مورد جنبه های نظامی عملیات براندازی انجام دهد. قصد این بود تا به زاهدی و شورای منتخب او یک طرح مشخص داده شود تا آنها نقاط ضعف آن را جرح و تعدیل کنند و بهبود بخشند. حس می شد که باید همه نوع کوششی به کار بسته شود تا ایرانی های پرگو و اغلب غیر منطقی در موقعیتی قرار داده شوند که به طور دقیق بدانند چه کاری را باید انجام دهند. هنگامی که ایرانی ها نتوانستند مسائل امنیتی را رعایت کنند و منجر به شکست اولیه طرح شد، معلوم شد که آن حس موجه بوده است.
    گروه دیگر به سرپرستی «ویلبر»، مسئول قسمت جنگ روانی طرح بود. هدایت این دو گروه و برقراری روابط با ستاد در دست «جان هنری والر» سرپرست شعبه NE/4 سیا بود.
    «کارول» در اواخر تیرماه عازم تهران شد. وی بر سر راه خود، در لندن توقف کرد تا طرح نظامی خود را با مقام اس آی اس، «نورمن داربی شایر» در میان بگذارد و سرانجام در 31 تیر ماه وارد تهران شد.
    گروه «ویلبر» اخبار و رهنمودهای لازم برای تدارک ساختار عملیات روانی علیه مصدق را همان گونه که در طرح پیش بینی شده بود برای ستاد سیا در تهران مخابره می کرد. شمار قابل ملاحظه ای مقالات ضد مصدقی توسط گروه نوشته یا طرح ریزی می شد و به واحد هنری سازمان سیا نیز برای تهیه مقادیر زیادی کاریکاتور و پوسترهای بزرگ ضد مصدقی رهنمودهای مشخصی ارائه می شد. گرافیست های سازمان سیا همچنین یک پوستر دیواری تهیه کردند که در آن شاه در حال معرفی زاهدی به مردم ایران بود. مطالب و عکس ها به سرعت فراهم آورده شد و در 29 تیرماه با پیک ویژه ای به تهران فرستاده شد. اول مرداد 1332 ستاد سیا در تهران این نوشته ها را میان برخی از مأموران خود توزیع کرد. در مورد سرنوشت این مرسولات بعدا توضیح داده خواهد شد.
    وقتی که همه طرف های ذینفع چراغ سبز دادند، «ان ئی ای» مدتی بود که افراد واجد شرایط برای مأموریت های ویژه را برگزیده بود: «روزولت» رییس «ان ئی ای» فرماندهی عملیات در تهران را به عهده می گرفت. «جان اچ لویت» قرار شد به نیکوزیا برود تا در ارتباط با ستاد «اس آی اس» قرار گیرد و تماس سه جانبه از طریق بی سیم را که پیشتر برقرار شده بود حفظ کند. سرهنگ «استفن جانسون میدز» نیز به عنوان نماینده سازمان سیا در جلساتی که در پاریس با خواهر دوقلوی شاه، اشرف، جریان داشت حاضر شد. «جوزف سی گودوین» رییس ستاد تهران قرار شد در جهت هدف های پروژه آژاکس ریاست ستاد فرماندهی «روزولت» را بر عهده داشته باشد. «جورج کارول» مسئول برنامه ریزی نظامی، ابتدا در واشنگتن و سپس در تهران، شد. دکتر «دانالد ویلبر» مسئولیت یافت تا جنبه های تبلیغاتی طرح را در طول عملیات به عهده گیرد و از نزدیک با واحد هنری سیا برای تدارک مواد تبلیغاتی همراهی کند. «جان والر» مسئول تدارکات و پشتیبانی عملیات آژاکس و برقراری ارتباط لازم با وزارت خانه های دفاع و خارجه شد. «راجر گویران» رییس سابق ستاد سیا در تهران، گرچه در مرحله نهایی اجرای پروژه آژاکس در تهران حضور نداشت، ولی هدایت مراحل اولیه و انجام مقدمات کار در تهران را برعهده داشت. «گویران» بیش از هر مقام دیگری در توسعه امکانات ستاد سیا در تهران در یک دوره 5 ساله نقش داشت.




    افزایش فشار بر شاه
    اولین وظیفه، مطلع کردن اشرف

    از همان بتدا مشخص شده بود که شاه را باید با تمام اکراهی که نشان می داد، به ایفای نقش ویژه ای وادار کرد. بنابراین در طرح کودتا پیش بینی شده بود که سلسله اقداماتی صورت گیرد تا هراس بیمارگونه شاه از «دست پنهان» انگلیسی ها به طور کامل از میان برود، وی اطمینان یابد که آمریکا و بریتانیا به طور قاطع از او حمایت می کنند و هر دو کشور مصمم به سرنگونی مصدق هستند. ضمنا این اقدامات باید به گونه ای می بود که شاه را تحت چنان فشاری بگذارد که در نظرش امضای اوراقی که به امضای او نیاز داشت، آسان تر از امضا نکردن آنها باشد.
    3 تیر 1332 در ستاد مرکزی سیا برنامه زمان بندی گسیل پیک های مختلف برای گفتگو با شاه ریخته شد و این برنامه زمان بندی در عمل همانطور که طرح ریزی شده بود صورت گرفت.
    اولین کار در جریان گذاشتن اشرف بود که تصور می رفت در آن زمان در پاریس باشد. قرار شد حول و حوش 20 تیرماه با او در پاریس تماس گرفته شود و وی را 30 تیرماه برای ملاقات با شاه روانه تهران کرد. همچنین قرار شد اسدالله رشیدیان (که هنوز در ژنو بود) ابتدا به او تلفن بزند و او را برای ملاقات مشترک با «داربی شایر» مقام اس آی اس و «مید» مقام سازمان سیا آماده کند. (اس آی اس به ستاد مرکزی سیا اطمینان داده بود که این تماس تلفنی در هر زمانی در پاریس امکان پذیر است). 20 تیرماه «مید» با هواپیما به لندن آمد و بلافاصله به اتفاق «داربی شایر» به پاریس رفت. در این زمان یک تغییر غیر منتظره در برنامه رخ داد. اشرف در پاریس نبود. سرانجام در 24 تیرماه رد وی در سواحل «ریویرا» پیدا شد و با اسدالله رشیدیان ملاقات کرد. رشیدیان گزارش داد که اشرف هیچ تمایلی به ایفای نقش پیشنهادی نشان نداد. با این حال، نمایندگان رسمی دو سازمان (سیا و اس آی اس) روز بعد دو ملاقات با او انجام دادند و موافقت وی را با هر آنچه که می خواستند به دست آوردند. وی تأکید داشت که ورود او به تهران موجب بروز واکنش نیرومندی از سوی مطبوعات طرفدار مصدق خواهد شد و امیدوار بود که ما بتوانیم به طور مؤثری عکس العمل نشان دهیم. «مید» گزارش کار را در لندن به «روزولت» و «لویت» داد و به پاریس بازگشت و تا لحظه عزیمت اشرف به ایران، در تماس نزدیک با او ماند. (تحلیل «مید» از شخصیت اشرف در پرونده های آژاکس موجود است).
    3 مرداد 1332 اشرف با یک پرواز عادی و به عنوان یک مسافر معمولی وارد تهران شد. همان طور که انتظار می رفت مراجعت غیر مجاز او توفانی برپا کرد. نه شاه و نه دولت مصدق، هیچ کدام نخواسته بودند که به او مجوز بازگشت داده شود. هر دو خشمگین بودند. شاه از ملاقات با وی سر باز زد اما نامه ای را که از طریق [سلیمان بهبودی] فرستاده بود خواند. (این شخص سرپرست کارکنان خانه شاه بود و در سرتاسر این دوره وفاداری و صداقت خود را به نحو مؤثری نشان داده بود.) نامه حاوی خبری بود مبنی بر اینکه ژنرال آمریکایی «شوارتسکف» به دیدن شاه می آید و مأموریتی مشابه مأموریت اشرف دارد. شاه از این خبر خشنود شد و غروب 7 مرداد خواهرش را پذیرفت. جلسه با جر و بحث شدید آغاز شد اما با حالتی آشتی جویانه خاتمه یافت. اشرف روز بعد با یک هواپیما ایران را به مقصد اروپا ترک کرد. این کار مطابق برنامه بود، اما با توجه به واکنش های مطبوعات طرفدار مصدق، خروج او از کشور حرکتی آرامش بخش تلقی شد.
    دومین فرستاده ای که به صحنه وارد شد، اسدالله رشیدیان، مأمور برجسته اس آی اس بود. طبق طرح کار اصلی رشیدیان این بود که شاه را متقاعد کند که رشیدیان سخنگوی رسمی دولت بریتانیاست. گام بعدی این بود که شاه یک جمله انتخاب کند تا از بخش فارسی بی بی سی در تاریخ های معینی پخش شود. در لندن، ترتیبات لازم از سوی داربی شایر انجام گرفت تا عبارت مذکور از بی بی سی پخش شود. 8 و 9 مرداد، شاه دوباره با اسدالله رشیدیان ملاقات کرد. عبارت مورد نظر از بی بی سی پخش شده بود و شاه آن را شنیده بود ولی باز هم برای ارزیابی اوضاع مهلت می خواست. با این حال، اسدالله رشیدیان توانست ملاقات شاه با فرستاده آمریکایی، «ژنرال شوارتسکف» ترتیب بدهد و بر این نکته پا فشرد که فرستاده آمریکایی هم همین پیام را خواهد آورد که تضمین دیگری است بر همکاری نزدیک بریتانیا و ایالات متحده در این کار.
    «شوارتسکف» به خاطر دوستی و احترامی که در سال های 27- 1321 (هنگاهی که وی ریاست هیئت نظامی آمریکا در ژاندارمری ایران را بر عهده داشت) میان او و شاه به وجود آمده بود، از سوی تهیه کنندگان طرح کودتا برای این کار در نظر گرفته شده بود. «جان والر» رییس NE/4 روز 5 تیر با «شوارتسکف» تماس گرفت و در 28 تیر در ستاد مرکزی سیا وی را به طور مختصر در جریان کار گذاشت. «شوارتسکف» با اشتیاق این مأموریت را پذیرفت و گفت که در گفتن حقایق ناخوشایند به شاه و گفتن چیزهایی که دیگران از او پنهان می کنند، شهرت دارد. او اطمینان داد که می تواند همکاری شاه را به دست آورد. «شوارتسکف» به یک مأموریت ظاهری کوتاه مدت به لبنان، پاکستان و مصر فرستاده شد تا حضور وی در تهران یک توقف کوتاه بر سر راه تلقی شود. «شوارتسکف» 30 تیر به بیروت پرواز کرد.
    مأموریت «شوارتسکف» گرفتن سه سند از شاه بود که در طرح عملیات با تفصیل بیشتری شرح داده می شود. این اسناد عبارت بودند از: (1) یک فرمان به نام زاهدی در مقام رییس ستاد. (2) نامه ای حاکی از اعتماد وی به زاهدی تا او بتواند به اتکای آن نامه و به نام شاه، افسران ارتش را برای طرح براندازی جلب کند. (3) یک فرمان خطاب به همه صفوف ارتش تا از رییس قانونی ستاد وی حمایت کنند. احساس می شد که گرفتن چنین نامه های از شاه آسان تر از گرفتن فرمان عزل مصدق است. همچنین باور بر این بود که اقدام برای عوض کردن مصدق از طریق مجلس آغاز شود.
    برخی رویدادهای 30 تیر در تهران عناصر محافظه کار تر را که سخت از مصدق طرفداری کرده بودند هم تکان داد و هم واداشت که در شیوه خودمحورانه شان تغییر دهند. در این روز تظاهرات بزرگی به مناسبت دومین سالگرد قیام علیه دولت قوام و تلاش های آن زمان برای حل و فصل مسئله نفت انجام گرفت. برای همه آشکار بود که شمار تظاهر کنندگان توده ای بسیار بیشتر از کسانی بود که به دعوت جبهه ملی گرد آمده بودند. این موضوع بیش از هر چیز افکار عمومی را نسبت به قدرتی که حزب توده تحت حکومت مصدق به دست آورده بود، هوشیار کرد. در این هنگام اعضای ستاد سیا در تهران در چند جبهه فعال بودند.
    کارزار تبلیغاتی علیه مصدق رفته رفته فزونی می کرد. به [ ] که صاحب [ ] بود، یک وام شخصی به ارزش 45 هزار دلار به صورت اوراق تضمینی داده شد تا نشریه خود را با هدف های ما هماهنگ سازد. اوراق تبلیغاتی که در ستاد مرکزی تهیه شده بود، از طریق ستاد سیا در تهران به دست اسدالله رشیدیان رسید. اوایل مراد ماه یک کارزار تبلیغاتی برنامه ریزی شده به نفع شاه و علیه مصدق، به طور ویژه و خاص در آذربایجان به راه افتاد. به منظور انحراف توجه ها از پروژه آژاکس، طرح موازی پی گرفته شد و تماس نزدیک با گروه [ ] و [ ] برقرار ماند. گفتگو با [ ] نیز ادامه یافت. در یک مقطع، ستاد سیا در تهران پیشنهاد کرد یکی از برادران به این کشور فرستاده شود. یک بررسی فوری از سوی ستاد مرکزی پیرامون چند و چون ترتیب دادن این سفر صورت گرفت. اس آی اس از این مذاکرات باخبر شد و گفت که از امکانات آنها می توان برای برانگیختن شورش های عشایری در موطن [ ] بهره گرفت.
    در این زمان ستاد سیا در تهران در تماس مستقیم با زاهدی بود که از 30 تیرماه از بست نشستن در مجلس خارج شده بود. «گویران» رییس ستاد تهران و «گودوین»، نامزد ریاست بعد ستاد تهران، پس از چند جلسه گفتگو با زاهدی گزارش دادند که به نظر می رسد که وی نه شور و شوقی دارد و نه برنامه مشخصی. آنها نتیجه گرفتند که وی بایستی گام به گام هدایت شود و نقشه های لازم برای او تدوین شود. تا 4مرداد شماری از مهره های کلیدی در جای خود قرار گرفته بودند: «روزولت» و «شوارتسکف» در تهران بودند. «لویت» چند روزی بود که در نیکوزیا مستقر شده بود و «هندرسون» (سفیر آمریکا در تهران) برای استراحت به سالزبورگ رفته بود و با همه اضطرابی که داشت همدلی می کرد و قرار بود تا دو هفته در آنجا بماند. «لویت» در نیکوزیا در اطمینان دادن به مقامات اس آی اس، که غالبا احساس می کردند اطلاعات کافی به آنها نمی رسد، به نحو احسن عمل می کرد. مقامات اس آی اس نیز پیشنهادهای ارزشمندی را که از لندن می رسید، به ستاد سیا در تهران انتقال می دادند؛ پیشنهادهایی همچون نقشه دقیق از کار انداختن سیستم تلفن پایتخت، انتقال می دادند.

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    FTSAMO, ScarFace, sina2 و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.





  6. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 1699
حجم:  126.9 کیلو بایت

    با ورود «روزولت» به تهران، وضع دوباره مورد مطالعه قرار گرفت. به عنوان بخشی از جنگ روانی علیه مصدق، تصمیم گرفته شد که از میزان تماس نزدیک بین مقامات بلند پایه آمریکا و دولت مصدق کاسته شود. از مدیر دفتر «همکاریهای فنی در ایران» ، «ویلیام ئی. وارن» خواسته شد تا از تماسهای معمولی خود با مقامات دولتی بکاهد و به ژنرال «فرانک مکلور»، رئیس هیئت نظامی آمریکا در ایران نیز گفته شد با افسران طرفدار مصدق، رفتار سردتر و غیر دوستانه تری در پیش گیرد. در همین مرحله تصمیم گرفته شد تعداد و همچنین مضمون اسنادی که باید به امضای شاه برسد، تغییر یابد. این اسناد به یک فرمان و یک نامه محدود شد: فرمان نصب زاهدی در مقام ریاست ستاد ارتش و نامه ای در محکومیت همه پرسی دولت درباره انحلال مجلس و غیر قانونی خواندن آن.
    اواخر دهه اول مرداد، کارکنان ایستگاه تهران که مسئولیت کارزار تبلیغاتی را به عهده داشتند در مورد اثرگذاری تبلیغات خود بر ضد [] گزارش دادند. گزارشها حاکی از آن بود که از سخنان 6 مرداد وزیر امور خارجه آمریکا «والس» (که به پیشنهاد سیا صورت گرفته بود) استفاده موثری شده است. (سخنان «والس» که در یک مصاحبه مطبوعاتی بیان شده بود: «فعالیتهای روز افزرون حزب کمونیست غیرقانونی در ایران و مدارای دولت ایران با آن، مایه نگرانی دوست ماست. این وضعیت، اعطای کمکهای مالی به ایران را با دشواری روبرو میسازد.») درخواست شد که مطبوعات آمریکا کارزار تبلیغاتی مطبوعات ایران علیه مصدق را منعکس کنند و مقالاتی نیز در مطبوعات آمریکا به چاپ برسد.

    10 مرداد، دو روز پیش از آنکه اشرف ایران را ترک کرد و شاه پیام بی بی سی را شنید (همان پیامی که قرار بود او را متقاعد کند که اسدالله رشیدیان سخنگوی رسمی دولت بریتانیاست) «شوارتسکف» توانست با شاه دیداری طولانی داشته باشد. شاه که از وجود دستگاههای شنود پنهانی در تالار مذاکره هراس داشت، ژنرال را به سالن بزرگی برد که یک میز کوچک درست در وسط سالن گذاشت و دور آن به گفتگو نشستند. شاه ابتدا از امضای اسناد مورد نظر خودداری کرد و گفت که به وفاداری ارتش اطمینان کامل ندارد و نخست باید همه اعضای کابینه بعدی را تائید کند. او همچنین خواستار آن بود که فرصت کافی داشته باشد تا خود احتمال موفقیت یا شکست طرح را ارزیابی کند. او تاکید کرد که اگر مصدق همه پرسی را اجرا و مجلس را منحل کند، آنگاه وی طبق قانون اساسی اختیار تام دارد که مصدق را برکنار کند و نخست وزیر منتخب خود را به جای او بنشاند. پس از این جلسه، جلسات دیگری نیز با شاه انجام شد: چند جلسه با «روزولت» و چند جلسه نیز با «رشیدیان». در همه این جلسات کوششهای سخت و بی وقفه ای برای غلبه بر دودلی و تزلزل عمیق شاه صورت گرفت.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  mosadegh.jpg
مشاهده: 3033
حجم:  94.0 کیلو بایت

    11 مرداد «راجر گویران» که برای مدتی طولانی رئیس با تجربه و با ارزش سیا در تهران بود، به ستاد مرکزی منتقل شد و تهران را ترک کرد. اطلاعات ارزشمند وی بخصوص در زمینه تدارک پروژه آزاکس غیر قابل تصور است، با این حال نظر ستاد مرکزی این بود که خارج شدن او از صحنه، عامل مهمی در جنگ روانی علیه مصدق است و به تلاشهای برنامه ریزی شده برای سردرگم کردن مخالفان بالقوه کمک میکن. در این هنگام، کنسول سفارت، «گوردون هنری ماتیسون»، و «روی مالکوم ملبورن» مامور عالی رتبه سیاسی در جریان پروژه آژاکس قرار گرفته است و نقش پنهانی موثری ایفا کردند. «مانیسون» در مصاحبه با [] از رهنمود ستاد سیا در تهران پیروی کرد و به شکل موفقیت آمیزی توجه گروه [] را از هدف واقعی پروژه آژاکس منحرف گردد.

    در این دوره مصدق همیشه هوشیار بود و سعی میکرد ابتکار عمل را بدست داشته باشد و موازنه قوا را که به شکل فزاینده ای به سود مخالفان میچرخید، برهم بزند. توجه وی به مجلس معطوف شد، یعنی جائی که مخالفت ها ظاهرا سخت تر میشد. وی در 23 تیر نمایندگان طرفدار دولت را تشویق به استعفا کرد. شماری از نمایندگان بی طرف و مخالفان کم جرات مصدق از دیگران تأسی کردند و شمار نمایندگان مستعفی به 28 رسید. ستاد مرکزی سیا مصرانه میخواست که نمایندگان ضد مصدق به هر وسیله برای حفظ کرسی های نمایندگی خود تشویق شوند و در مجلس بست بنشینند. قرار شد زمینه سازی شود تا آن نمایندگانی که استعفا نداده بودند، خودشان مجلس را به عنوان نهادی قانونی تشکیل دهند. همین موضوع، دست کم تا اندازه ای، باعث شد که مصدق بیشتر به این اعتقاد برید که باید مجلس را به طور قطعی منحل کند. این کار از مصدق یک دیکتاتور بی چون و چرا میساخت، زیرا از عمر لایحه ای که به وی اختیار تام اعطا کرده بود چندین ماه باقی بود. با این حال، مصدق هنوز مجبور بود قانون اساسی را دور بزند زیرا به موجب این قانون فقط شاه اجازه داشت مجلس را منحل کند. برای دور زدن قانون اساسی، مصدق اعلام همه پرسی کرد و از مردم خواست به انحلال مجلس رای «آری» یا «نه» بدهند. این همه پرسی یک تقلب آشکار و محسوس بود. همه پرسی از 13 مرداد در سراسر کشور صورت گرفت. گزارش شد که دومیلیون نفر به نفع انحلال و فقط چند صد نفر بر ضد آن رای دادند.
    این مانور رضایت مصدق را آنطور که انتظار داشت برآورده نساخت زیرا سوء استفاده از قانون اساسی را به وضوح نشان میداد. این دستمایه ای شد برای مطبوعات مخالف مصدق که از حمایت مالی سیا و اس ای اس برخوردار بودند تا حملات بی امان خود را شدت بخشند. این حرکت (همه پرسی) همچنین هشداری بود برای چهره های با ثبات تر و جا افتاده تر مردمی، که مانند دیگران ملی گرا بودند اما سوءاستفاده از قانون اساسی را برنمی تافتند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1353840962.jpg
مشاهده: 3791
حجم:  137.0 کیلو بایت

    در روزهای همه پرسی، ستاد سیا در تهران گزارهای مشروحی از فعالیتهای عاملان خود در بهره برداری از مسئله غیر قانونی بودن همه پرسی(چه در جریان همه پرسی و چه پیش از آن) ارسال کرد. ضمنا دستمایه اصلی همه بیانیه هایی که از سوی یک رهبر مذهبی در این روز صادر شد، تاکید بر همین مسئله غیرقانونی بودن همه پرسی بود. در گزارش ستاد تهران آمده بود که حدود 20 روزنامه کشور اکنون دشمن خونی مصدق اند و در جریان همه پرسی این روزنامه ها اقدام به درج 15 فقره کاریکاتورهایی کردند که در ستاد مرکزی سیا تهیه شده بود.
    روز 13 مرداد به ستاد سیا در تهران خبر رسید که مصدق در منظور اصلی ملاقات اشرف با شاه آگاه شده است. ماموران حاضر در صحنه به شدت احساس میکردند که هر چه زودتر باید دست به کار شد.
    در همان 12 مرداد «هندرسون» (سفیر آمریکا در ایران) طبق برنامه از قبل زمان بندی شده، «سالزبورگ» را به قصد تهران ترک کرد. او قرار بود روز 18 مرداد با «لویت» در بیروت ملاقات کند. «لویت» او را متقاعد کرد که با توجه به تاخیر زمانی در برنامه (اما قریب الوقوع بودن اقدام) بازگشت خود را به تعویق اندازد. در همین روزها، «هندرسون» همراه با مقامات وزارت خارجه آمریکا و بریتانیا، پیش نویس بیانیه هائی را که قرار بود دو دولت پس از موفقیت پروژه آژاکس صادر کنند، تهیه کرد.
    در تهران ملاقاتها با شاه ادامه داشت. روز 12 مرداد رشیدیان جزئیات اینکه عملیات چگونه صورت خواهد گرفت را به شاه گفته بود. وی گزارش کرد که شاه با برکناری مصدق و گماردن زاهدی به نخست وزیری و همچنین معاونت فرماندهی کل قوا موافقت کرده است. شاه همچنین با انتصاب تیمسار «وثوق» (؟) به مقام ریاست ستاد موافقت کرد.

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 08-14-2011 در ساعت 20:09
    Don Corleone, 1CHAMPION, jasem و 10 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  7. #6
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)




    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    12 مرداد «روزولت» دیداری طولانی و بی نتیجه با شاه داشت. شاه گفته بود که ماجراجو نیست و دست به قمار نمی زند. «روزولت» خاطر نشان کرده بود که هیچ راه دیگری وجود ندارد که از آن طریق بتوان دولت را تغییر داد و این آزمونی است میان مصدق و طرفدارانش از یک سو و شاه و ارتش او از سوی دیگر؛ ارتشی که فعلا با اوست اما ممکن است خیلی زود از دست برود. «روزولت» سرانجام گفت که چند روز دیگر به انتظار اوامر می ماند و سپس کشور را ترک خواهد کرد؛ در صورت ترک کشور شاه باید توجه داشته باشد که شکست این طرح ممکن است به ایجاد یک ایران کمونیست و یا یک کره دوم بینجامد. «روزولت» در انتهای سخنانش همچین گفته بود که دولت وی آمادگی پذیرش چنین احتمالاتی را ندارد و ممکن است طرح های دیگری به اجرا گذاشته شود. در ملاقاتی دیگر شاه از «روزولت» خواست از پرزیدنت «آیزنهاور» بخواهد تا به شاه اطمینان دهد که اقدام به برکناری مصدق از جانب او عاقلانه است. «روزولت» گفت که این درخواست را به اطلاع پرزیدنت می رساند اما کاملا مطمئن بود که پرزیدنت همان موضعی را اتخاذ خواهد کرد که او به روشنی (در خصوص تمایل دولت آمریکا) برای شاه روشن کرده بود. بر حسب تصادف و خوش شانسی محض، پرزیدنت هنگام سخنرانی در گردهمایی فرمانداران در «سیاتل» در روز 13 مرداد در میان سخنرانی خود به عنوان معترضه اظهار داشت که ایالات متحده بیکار نخواهد نشست تا ایران نیز به پشت پرده آهنین برود. «روزولت» از این اظهارات پرزیدنت نهایت استفاده را برد و به شاه گفت که «آیزنهاور» در واقع تأکید بیشتر بر موضع ایالات متحده نسبت به مصدق را غیر ضروری می داند و اشاره او به ایران در جمع فرمانداران ایالات متحده در جواب به درخواست شاه بوده است. سرانجام شاه گفت که دوباره راجع به این موضوع با رشیدیان صحبت خواهد کرد. در تلگرامی که در خصوص این جلسه ارسال شد، «روزولت» اظهار داشت که به اعتقاد او تلاش برای انجام این کار بدون شاه تلاشی محکوم به شکست است و باید تصمیم گرفت که آیا باید نهایت فشار را گذاشت تا ظرف دو سه روز آینده بر شاه فائق آمد یا اینکه یک تأخیر حداکثر ده روز را برای راضی شدن شاه پذیرفت.
    16 مرداد رشیدیان دوباره با شاه ملاقات کرد. شاه توافق کرد که انجام طرح شب 19 یا 20 مرداد صورت گیرد. 17 مرداد «روزولت» بار دیگر شاه را دید و کوشید بر تردید سمج شاه فایق آید و در اینجا تا آنجا پیش رفت که شاه موافقت کرد که شفاها به افسران دست چین شده برای عملیات دلگرمی بدهد. سپس وی گفت که به رامسر خواهد رفت و می گذارد که ارتش بدون اطلاع رسمی وی وارد عمل شود. او افزود که اگر عملیات موفق از آب درآمد زاهدی را به عنوان نخست وزیر معرفی خواهد کرد.
    18 مرداد نوبت به رشیدیان رسید که تلاش خود را بکند. وی گزارش داد که شاه 21 مرداد به رامسر خواهد رفت و قبل از حرکت، با زاهدی و دیگر افسران اصلی دیدار می کند و شفاها زاهدی را به عنوان رییس جدید دولت معرفی خواهد کرد.
    20 مرداد سرهنگ [حسن اخوی] با شاه ملاقات کرد و فهرست افسرانی را که آماده اند با فرمان شاه دست به عملیات بزنند به او داد. شاه دوباره تأکید کرد گرچه با این اقدام موافق است اما پای هیچ ورقه ای را امضا نمی کند. [اخوی] به این تصمیم اعتراض کرد و شاه دوباره پی رشیدیان فرستاد تا این نکته بسیار مهم را مورد بحث قرار دهند. رشیدیان پیامی از «روزولت» برای شاه آورد مبنی بر اینکه وی (روزولت) با بیزاری کامل ایران را ترک خواهد کرد مگر آنکه شاه ظرف چند روز آینده دست به کار شود. سرانجام شاه گفت که اوراق را امضا می کند، زاهدی را می بیند و سپس به رامسر می رود. روز بعد وی با زاهدی ملاقات کرد و تهران را به قصد رامسر ترک کرد. اما اوراق، برخلاف قول رشیدیان برای امضای شاه آماده نشده بودند. از همین رو شاه قول داد اوراق را به محض دریافت آنها در رامسر امضا کند.
    رشیدیان و «روزولت» پس از مذاکره به طرحی رسیدند که به پیش نویس لندنی پروژه آژاکس نزدیکتر بود. تصمیم بر این شد که دو فرمان سلطنتی وجود داشته باشد: یکی فرمان برکناری مصدق و دیگری فرمان انتصاب زاهدی به نخست وزیری. رشیدیان و [بهبودی]، [سرپرست کارکنان دربار] که یکی از مأموران با سابقه بریتانیا بود متن فرمان ها را آماده کردند و غروب 21 مرداد [سرهنگ نعمت الله نصیری]، [فرمانده گارد شاهنشاهی] با هواپیما متن فرمان ها را به رامسر برد.




    كرميت روزولت


    در این زمان جنگ روانی علیه مصدق به اوج خود رسیده بود. همه مطبوعات تحت کنترل بر ضد مصدق می نوشتند و هم زمان با آنها،[ ] نیز بر اساس رهنمودهای ستاد سیا در تهران، مطالبی را که به نظر ستاد مثمر ثمر بود به چاپ می رساند.مأموران سیا به ترساندن رهبران مذهبی تهران توجه خاصی داشتند. از همین رو به نام حزب توده دست به تبلیغات سیاه می زدند و مطالبی منتشر می کردند که در آنها رهبران مذهبی تهدید می شدند که اگر با مصدق مخالفت کنند به طرز وحشتناکی مجازات خواهند شد. به نام حزب توده، تلفن های تهدید آمیزی به برخی از آنها زده می شد و به خانه یکی از رهبران نیز بمبی انداخته شد.
    خبر حمایت شاه از اقدام مستقیم به نفع وی به سرعت و از طریق محفل «سرهنگان توطئه گر» که دست پرورده ستاد سیا در تهران بود، پخش شد. زاهدی با یکی از مأموران ارشد ستاد سیا، سرهنگ [آبان فرزانگان] دیدار کرد و او را به عنوان رابط خود با آمریکایی ها و ناظر بر ستاد برنامه ریزی عملیات، انتخاب کرد. سپس [فرزانگان]، تیمسار [باتمانقلیچ] و سرهنگ [زند کریمی] را به ملاقات زاهدی برد. «کارول»، از مقامات سیا، تماس های نزدیک خود را با [فرزانگان] و اعضای محفل «سرهنگان توطئه گر» حفظ کرد و در 22 مرداد در آخرین جلسه کسانی که مسئولیت کارهای ستادی عملیات بر عهده آنها بود حضور یافت. این آخرین جلسه ای بود که از طرف ستاد سیا در تهران نماینده ای در آن حضور داشت. بعدا معلوم شد که قطع ارتباط سیا با سیا با این افراد پیامدهای وخیمی به بار آورد.
    غروب 22 مرداد [سرهنگ نصیری] با فرمان هایی که به امضای شاه رسیده بود به تهران بازگشت و فرمان ها را به زاهدی داد. به گفته وی، (که البته تا کنون هیچ گاه تأییده نشده)، سرانجام ثریا شاه را راضی به امضای فرمان ها کرد. اگر این حقیقت داشته باشد باید گفت که در اینجا یکی از متحدان، نقش کاملا غیر منتظره ای ایفا کرد.
    23 مرداد ستاد سیا در تهران طی تلگرامی اعلام کرد که پس از پایان عملیات آژاکس دولت زاهدی با توجه به خالی بودن خزانه، به شدت به کمک مالی نیاز دارد. کمکی به مبلغ 5 میلیون دلار پیشنهاد شد و از سیا درخواست گردید که این مبلغ را ساعاتی پس از اتمام عملیات تهیه کند و در اختیار بگیرد. در این روز خبر دیگری مخابره نشد. برای ستاد سیا در تهران یا ستاد مرکزی دیگر کاری نمانده بودجز اینکه صبر کند تا عملیات شروع شود.

    اولین تلاش
    فرمان عزل دکتر مصدق و نصب زاهدی

    ترتیب دقیق رویدادهایی که در شب 24 مرداد 1332 به وقوع پیوست هنوز به دقت مشخص نشده است. اظهار نظرهای اولیه شرکت کنندگان گوناگون در عملیات آن شب، چنان متفاوت است که نمی توان رشته حقیقی وقایع را دریافت. با این حال، طرح کلی این اولین تلاش، و همچنین دو واقعیت منطبق با آن روشن است: یکی اینکه طرح به خاطر بی احتیاطی یکی از افسران ارتش ایران (عمدتا به خاطر کش آمدن زمان شروع عملیات) لو رفت و دوم اینکه علی رغم این وضعیت پرمخاطره، اگر بیشتر شرکت کنندگان در عملیات نالایق یا فاقد قدرت تصمیم گیری در لحظات حساس نبودند، باز هم امکان موفقیت عملیات وجود داشت.
    کارکنان ستاد سیا در تهران تازه شب 23 مرداد خبردار شدند که عملیات از آن شب به شب بعد موکول شده است. مأمور اصلی ستاد، سرهنگ [فرزانگان]، دیگر در دسترس نبود و ستاد نمی توانست تیمسار [باتمانقلیچ]، رییس ستاد انتصابی زاهدی را هدایت کند؛ البته اگر که به راستی او مسئولیت اصلی این کار را به عهده داشت.
    بر اساس بیانیه تیمسار تقی ریاحی، ریاست ستاد ارتش مصدق، وی ساعت 5 بعد از ظهر 25 مرداد از جزییات «توطئه» آگاه شده بود. اما تعجب آور است که (بنا به گفته خودش) تا ساعت 8 شب از منزل خود در شمیران که در آنجا میزبان زیرک زاده و حق شناس از اعضای جبهه ملی بود، خارج نشد و تازه بعد از ساعت 8 راهی ساختمان ستاد مرکزی ارتش شد. البته ریاحی به فرماندهی تیپ یک زرهی فرمان داده بود که تیپ را تا ساعت 11 شب آماده کند. ساعت 11 شب، ریاحی معاون خود، تیمسار کیانی را به باغ شاه (مجموعه ای از پادگان های نظامی واقع در غرب تهران از جمله پادگان گارد شاهنشاهی) فرستاد. در باغ شاه سرهنگ [نصیری] که ساعاتی پیشتر به آنجا رسیده بود به همراه چندین افسر طرفدار خود کیانی را دستگیر کرد.
    در همین ساعات تعدادی کامیون پر از سربازان طرفدار شاه، به دستگیری افراد پرداختند. آنها ساعت یازده و نیم شب به منزل ریاحی در شمیران رفتند و وقتی دیدند که او در خانه نیست، زیرک زاده و حق شناس را دستگیر کردند. در این ساعت همچنین چندین افسر و شمار قابل توجهی سرباز به منزل حسین فاطمی وزیر خارجه مصدق یورش بردند و او را بدون اینکه فرصت پیدا کند کفش هایش را بپوشد با خود بردند. این گروه اندک زندانی به بازداشتگاه کاخ سعد آباد انتقال یافتند. افسرانی که فهمیده بودند ریاحی از جریان باخبر شده است دست به هیچ اقدامی نزدند اما آنهایی که در جریان نبودند به وظایف خود عمل کردند.
    لحظاتی پیش از ساعت یازده و نیم شب حمله کوچکی به سیستم مخابراتی صورت گرفت و ارتباط تلفنی خانه فاطمی و دیگرانی که قرار بود دستگیر شوند، قطع شد. ارتباط تلفنی بین ستاد مرکزی ارتش (ستاد قیصر) و باغ شاه نیز قطع شد. سرهنگ [ ] نیز به همراه شمار اندکی نیروی مسلح، تلفن خانه بازار را به تصرف درآورد. وقتی از تیمسار کیانی که به باغ شاه رفته بود خبری نشد، ریاحی (طبق گفته خودش) به سرهنگ ممتاز از تیپ دو کوهستانی و سرهنگ شاهرخ از تیپ یک زرهی تلفن زد و به آنها گفت تا نیروهایشان را به باغ شاه ببرند. در همین موقع، یا قبل از آن، به دیگر افسران، از جمله سرهنگ پارسا از تیپ یک کوهستانی، سرهنگ اشرفی، فرماندار نظامی و فرمانده تیپ سه کوهستانی و سرهنگ نوذری از تیپ دو زرهی آماده باش داد. با این حال و بنا به گفته افراد زاهدی که در عملیات دخالت داشتند، ممتاز و شاهرخی در باغ شاه دستگیر و تا مدتی به همراه کیانی در بازداشت به سر بردند.
    اظهارات منابع دولتی درباره اینکه وقتی [نصیری] می خواست فرمان شاه را به مصدق بدهد چه اتفاقی افتاد، ضد و نقیض است. به گفته تیمسار ریاحی، سرهنگ ممتاز سر راه خود به باغ شاه در خیابان به سرهنگ نصیری بر می خورد و همان جا وی را دستگیر می کند. طبق بیانیه رسمی دولت، [نصیری] ساعت 1 بامداد 25 مرداد با چهار کامیون سرباز، دو دستگاه جیپ و یک زره پوش به در منزل مصدق می رود و ادعا می کند حامل نامه ای برای مصدق است، اما بلافاصله به دست نگهبانان خانه نخست وزیر دستگیر می شود.
    [فرزانگان] داستان را به گونه دیگری نقل می کند: به گفته او نصیری ساعت یازده و نیم شب در خانه مصدق دستگیر شد. گفته می شود [نصیری] پس از دستگیری اظهار داشته که چون سرهنگ دوم [زند کریمی] و دو کامیون سرباز همراه وی 2 دقیقه دیر به در منزل مصدق رسیدند طرح شکست خورد.
    به نظر می رسد که ریاحی توانسته قبل از نیمه شب دسته هایی از سربازان را به نقاط حساسی که امکان حمله به آنها می رفت، گسیل کند. اینکه چه حادثه یا چه واکنشی از سوی ریاحی و دیگر نظامیان طرفدار مصدق روی داد که موجب شد افسران طرفدار زاهدی در انجام وظایف خود ضعف نشان دهند، به درستی معلوم نیست، با این حال معلوم شد که تیمسار [باتمانقلیچ] رییس ستاد زاهدی، ترسید و پنهان شد. بی تردید این کار و همچنین خبر دستگیری نصیری که به سرعت در همه جا پراکنده شد، تأثیر چشمگیری در تضعیف روحیه ها، آن هم در آن لحظات حساس داشت. سرهنگ [فرزانگان] ساعت 1 بامداد 25 مرداد به دفتر رئیس ستاد زاهدی رفت تا با [باتمانقلیچ] ملاقات کند. معلوم است که تیمسار [باتمانقلیچ] واقعا به قصد اشغال ساختمان ستاد ارتش به آنجا رفته اما با دیدن آمادگی تانک ها و سربازان می ترسد. وی سپس با شتاب نزد زاهدی می رود و به او می گوید که بگریزد. اما زاهدی او را مسخره می کند. حتی کامیون های حامل زندانیان از سعد آباد به سوی ستاد ارتش راه می افتند اما وقتی که ستاد ارتش را در دست نیروهای متخاصم می بینند، عقب نشینی می کنند و به سعدآباد باز می گردند. مسئولان کامیون ها سحرگاه 25 مرداد زندانیان را رها می کنند. زاهدی بیهوده منتظر بود تا اسکورت بیاید و او را به باشگاه افسران هدایت کند. حدود ساعت دو و نیم بامداد، آنهایی که هنوز می خواستند عملیات را به انجام برسانند با مشاهده ورود قوای کمکی و حرکت سربازان به سوی شهر و عملیات ایست و بازرسی اتومبیل ها، متقاعد شدند که طرح شکست خورده است. [فرزانگان] و تیمسار [باتمانقلیچ] حدود ساعت دو و نیم بامداد خودشان در شهر گشت می زدند؛ که گویا بعدا از هم جدا شده اند، زیرا [باتمانقلیچ] ساعتی بعد دستگیر شد و [فرزانگان] به ستاد سیا در تهران پناه آورد. در سفارت، کارکنان ستاد سیا ساعات اعصاب خردکنی را سپر کردند. جیپ ارتشی مجهز به بی سیم که طبق طرح باید به ستاد می آمد به سفارت نرسیده بود و به هیچ طریقی نمی شد فهمید در شهر چه می گذرد.


    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.



    ویرایش توسط Parnian : 08-15-2011 در ساعت 17:58
    jasem, FFKIA, Anti Trust و 7 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.





  8. #7
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 2906
حجم:  126.9 کیلو بایت


    شکست ظاهری کودتا

    «کودتای نافرجام»، انحلال مجلس

    ساعت 5 و 45 دقیقه صبح 25 مرداد 1332، رادیو تهران بیانیه ویژه دولت را پخش کرد که در آن از کودتای نافرجام شب گذشته سخن می گفت. ساعت 6 بامداد مصدق کابینه را گردآورد تا گزارش بگیرد و برای تقویت حضور نیروهای امنیتی در ساختمان های دولتی و دیگر نقاط حساس اقداماتی صورت دهد. بیانیه دولت دوباره ساعت هفت و نیم از رادیو پخش شد.
    کارکنان سیا در تهران شب پر اضطرابی را بی آنکه خوابیده باشند گذراندند. بی توجه به این که، برخی کارهای مشخصی که انجام آنها در طرح نظامی عملیات پیش بینی شده بود صورت نگرفت (جیپ مجهز به رادیو به مجتمع سفارت نرسید و تلفن ها همچنان به فعالیت ادامه می دادند) به روشنی پیدا بود که چیزی (یا همه چیز) به راه خطا رفته است. ساعت 5 صبح، به محض پایان یافتن ساعت منع عبور و مرور، «کارول» به شهر رفت و گزارش داد که تانک ها و نیروهای نظامی در اطراف خانه مصدق استقرار یافته اند و دیگر نیروهای امنیتی هم حضور دارند. سپس سرهنگ [فرزانگان] به ستاد تلفن زد که بگوید اوضاع رو به وخامت گذاشته و او در حال پناه آوردن به سفارت است. ساعت 6 صبح سروکله او پیدا شد و خلاصه ای از اوضاع را که با بیانیه دولت مشابه بود ارائه داد. وی را به سرعت پنهان کردند. ستاد سیا در تهران ناگهان با این وظیفه روبرو شد که طرح را از شکست کامل نجات دهد و به سرعت تصمیمات مهمی اتخاذ کند. اولین کار ضروری این بود که با اردشیر زاهدی، پسر تیمسار زاهدی تماس گرفته شود. وی ساعت 8 صبح از محل اقامت خود پیامی فرستاد و «روزولت» به شمیران رفت. وی دریافت که اردشیر و پدرش بر این گمانند که هنوز امیدی وجود دارد. بلافاصله تصمیم گرفته شد تلاش نیرومندی به عمل آید تا افکار عمومی بپذیرد که زاهدی رئیس قانونی دولت است و در واقع مصدق قدرت را غصب کرده و دست به کودتا زده است. (باید توجه داشت که همه اعمالی که از این به بعد صورت می گرفت با این ارزیابی اساسی برنامه عملیات مرتبط بود که ارتش اگر مجبور به انتخاب بین شاه و مصدق شود، اولی را انتخاب می کند).

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1520.jpg
مشاهده: 1725
حجم:  21.8 کیلو بایت

    برای این کار نخست از تجهیزات مخابراتی سیا در تهران استفاده شد و پیامی به دفتر خبرگذاری آسوشیتدپرس در نیویورک مخابره گردید که در آن آمده بود: «گزارش های غیر رسمی حاکی است که رهبران کودتا دو فقره فرمان شاه را در اختیار دارند که در یکی مصدق برکنار و در دیگری زاهدی به جای مصدق منصوب شده است».
    برای آنکه بتوان منبع مؤثقی برای تائید بیانیه و انتشار آن در داخل کشور به دست آورد، ستاد ترتیبی داد تا ژنرال «مک کلور»، رئیس هیئت نظامی آمریکا، به دیدار شاه برود و از او درباره اعتبار فرمان های مزبور پرسش کند. چندی نگذشت که خبر رسید شاه گریخته است.
    ساعت نه و نیم صبح شهر آرام بود و مردم دنبال کار خود بودند. با این حال تانک ها، سربازان اضافی و پلیس در نقاط کلیدی شهر استقرار یافته بودند و کاخ های سلطنتی نیز قرنطینه شده بودند. شایعات دهان به دهان می گشت. بر اساس یکی از این شایعات که ابتدا توجهات را به خود جلب کرد، کودتای کذائی از سوی خود دولت طراحی شده بود و به این منظور بود که زمینه را برای مصدق فراهم آورد که به بهانه آن بر ضد شاه وارد عمل شود. در همین حیص و بیص «روزولت» ژنرال «مک کلور» را به دیدار تیمسار ریاحی فرستاد تا از وی بپرسد آیا هیئت نظامی آمریکا هنوز در برابر دولت مصدق مسئولیت دارد یا فرد دیگری، چون از طریق سفارت شنیده شده که زاهدی طی یک فرمان سلطنتی به نخست وزیری منصوب شده است. ریاحی منکر «اصالت امضای» فرمان ها شد و اعلام کرد «ایران و مردم آن از شاه یا هر دولت بخصوصی مهمتر است» و اینکه ارتش «از مردم است و از مردم حمایت می کند». چند ساعت بعد «مک کلور» در مورد این جلسه به «روزولت» گزارش داد و گفت که از لحظه شروع ملاقات کوشیده با ریاحی کنار بیاید؛ به امید آنکه احتمالا خود وی نیز سرانجام بکوشد مصدق را سرنگون کند.
    دیگر صبح شده بود و روزنامه ها چند ساعتی بود که درآمده بودند. روزنامه «شجاعت» (که به جای روزنامه اصلی حزب توده، «به سوی آینده» در می آمد) از 22 مرداد وقوع یک کودتا را پیش بینی کرده بود. این روزنامه اکنون می گفت نقشه کودتای کذائی پس از ملاقات شاه با ژنرال «شوارتسکف» در 18 مرداد ریخته شده، اما مصدق در 23 مرداد از آن مطلع گردیده بود. بایستی توجه داشت که حزب توده دست کم به همان اندازه دولت از نقشه کودتا با اطلاع بود؛ چگونگی آن معلوم نیست. گروه اصلی ماموران ارشد سیا در تهران [جلیلی و کیوانی] که با زیرکی خاص و بنا به ابتکار خود کار می کردند، شب نامه ویژه ای تهیه کردند و شایعات موجود را به شكل مستند در آن آوردند. اما طوری آنرا تحریف کرده بودند که خوانندگان، کودتا را حرکتی برای خارج کردن شاه از صحنه بی انگارند. شماره صبح روزنامه «ملت ما» نیز همین داستان را نقل کرد. اولین اشاره به انتصاب زاهدی، در صفحات داخلی روزنامه پرتیراژ کیهان ظاهر شد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  64.jpg
مشاهده: 6100
حجم:  32.1 کیلو بایت


    ساعت 10 صبح بیانیه جدید دولت با اندک جزئیاتی بیشتر از بیانیه قبلی انتشار یافت. در این موقع اعضای حزب توده که در گروه های کوچکی سازماندهی شده بودند، در نقاط مختلف شهر به ایراد سخنرانی پرداختند. از سوی دیگر، ملی گرایان طرفدار مصدق نیز در گروه های کوچکتر به خیابان ها آمده بودند. در این زمان شایعه جدیدی قوت گرفت: توطئه ای در کار بوده اما با شکست آن مصدق اقدام به یک کودتای ساختگی کرده است.
    ساعت یازده صبح دو خبرنگار «نیویورک تایمز» با زمینه سازی ستاد سیا در تهران به شمیران برده شدند تا زاهدی را ببینند. اما به جای او با پسرش اردشیر ملاقات کردند. وی نسخه اصلی فرمان سلطنتی را که زاهدی را به عنوان نخست وزیر معرفی کرده بود به آنها نشان داد و کپی (فتواستاتیک) آن را به خبرنگاران داد. این کپی ها را دست اندرکاران ایرانی پروژه تهیه کرده بودند. پس از این ملاقات، نسخه اصلی فرمان در دست ستاد سیا ماند، کپی هائی از آن تهیه شد و اصل فرمان تا پیروزی کودتا در صندوق اسناد ستاد نگهداری شد. هنگام ظهر رادیو تهران بیانیه ای کوتاه به امضای دکتر محمد مصدق (بدون ذکر عنوان نخست وزیری او) قرائت کرد: «بر اساس اراده ملی که از طریق همه پرسی ابراز شد، مجلس هفدهم منحل می شود و انتخابات مجلس هجدهم به زودی برگذار خواهد شد.» این بیانیه همراه با اظهارات شدیدا ضد شاهی فاطمی و تبلیغات عریان و آزاد جمهوری خواهانه از سوی حزب توده، نقش اساسی در شکل گیری این باور عمومی داشت که مصدق در آستانه برانداختن نظام سلطنتی است.
    ساعت 2 بعد از ظهر فاطمی وزیر امور خارجه یک کنفرانس مطبوعاتی برگذار کرد. وی گفت از چندی قبل دولت گزارش هائی از چندین منبع دریافت کرده بود مبنی بر این که گارد شاهنشاهی در حال برنامه ریزی یک کودتاست، و لذا اقداماتی برای مقابله با این حرکت به عمل آمد. وی آنگاه به مرور رویدادهای کودتا، آن طور که در بیانیه های دولت آمده بود، پرداخت. وی در پاسخ به پرسشی گفت: ابوالقاسم امینی، جانشین وزیر دربار، دستگیر شده است زیرا عدم دخالت دربار در این توطئه غیر قابل قبول است. وی اضافه کرد که نقطه نظرات خود را در سرمقاله روزنامه «باختر امروز» منعکس کرده است. این سرمقاله به همان شکلی که چاپ شده بود ساعت پنج و نیم عصر از رادیو ایران خوانده شد. در این مقاله بلند بالا به طرز بیرحمانه و دشمنانه ای به شاه و رضا شاه (که افکار عمومی هنوز تا حد زیادی نسبت به او یک ترس آمیخته با احترام داشت) حمله شده بود. می توان گفت که این مقاله در برانگیختن احساسات عمومی علیه دولت مصدق تأثیر زیادی داشت.

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.



    ویرایش توسط Parnian : 08-16-2011 در ساعت 20:37
    sina2, 1CHAMPION, Skyfly و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  9. #8
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)



    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    عصر آن روز ستاد سيا در تهران كوشيد با مشاوره مستقيم اردشير زاهدي، برادران رشيديان و سرهنگ [فرزانگان]، بيانيه اي از سوي تيمسار زاهدي خطاب به مردم تهيه كند. وقتي بيانيه آماده شد مأموران ستاد نتوانستند روزنامه اي در شهر پيدا كنند كه دولت زير نظر نگرفته باشد. بنابراين يكي از برادران رشيديان 10 نسخه از اين بيانيه را با ماشين تحرير تايپ كرد. اين بيانيه ها با شتاب به امضاي تيمسار زاهدي رسيد و سپس ميان خبرنگاران خارجي، داخلي و دو افسر ارشد توزيع شد. زماني كه بيانيه ها توزيع شد، ديگر براي رساندن آنها به روزنامه اي كه بتواند فردا صبح (26 مرداد) آن را منتشر كند، دير شده بود. با اين حال مأموران ستاد [جلالي و كيواني] كه بدون تماس با ستاد، برادران رشيديان يا [فرزانگان]، كار خود را پيش مي بردند مصاحبه اي ساختگي با زاهدي ترتيب دادند و در روز 26 مرداد آن مصاحبه را همراه با رونوشتي از فرمان به چاپ رساندند. در اين مورد مثل موارد ديگر، مأموران بلند پايه ستاد سيا در تهران، رضايت بخش ترين عملكرد را در پيشبرد برنامه هاي خود و انجام صحيح كارها نشان دادند. در طول روز 25 مرداد، كار ستاد سيا تأمين امنيت افراد كليدي پروژه و رساندن آنها به محل هاي امن بود. برخي از انها در خانه يكي از كارمندان ستاد در مجتمع مسكوني سفارت گروهي نيز در خانه هاي پرسنل آمريكايي ستاد در خارج از مجتمع سفارت پنهان شدند. اردشير زاهدي از صبح روز 25 مرداد به بعد، تيمسار زاهدي از صبح روز 26 مرداد به بعد، برادران رشيديان از صبح روز 25 مرداد به بعد (به استثناي مأموريتي كه روز 27 مرداد خارج از سفارت انجام دادند)، سرهنگ [فرزانگان] از صبح روز 25 مرداد به بعد و تيمسار [گيلانشاه] از صبح روز 25 مرداد به بعد در اختيار ستاد بودند. اين افراد بايد توسط ستاد پنهان مي شدند؛ هم براي جلوگيري از دستگيري آنها و هم به اين خاطر كه در مكان هايي باشند كه آمريكايي ها بتوانند با توجيه و به آساني به آن مكان ها رفت و آمد كنند.
    ساعت هفت و نيم غروب جمعيت انبوهي در ميدان مسجد گرد آمد تا سخنراني هايي را بشنوند و مراسم از طريق راديو ايران پخش شد. سخنرانان از جمله طرفداران مصدق در مجلس پيشين بودند: موسوي، دكتر سيد علي شايگان، مهندس زيرك زاده، مهندس رضوي و فاطمي وزير خارجه. همه سخنرانان به شاه حمله كردند و خواستار كناره گيري وي شدند. در طول اين سخنراني ها مردم براي اولين بار باخبر شدند كه شاه به بغداد گريخته است. ستاد چند ساعت پيشتر اطلاع يافته بود كه شاه كشور را ترك كرده است.حوالي ساعت 4 عصر، دو تن از مقامات ارشد سياسي سفارت اميد خود را از دست داده بودند، اما «روزولت» هنوز شانس كمي براي موفقيت قائل بود، به شرط انكه شاه از راديو بغداد پيامي مي فرستاد و زاهدي در موضع تهاجمي قرار مي گرفت. ستاد سيا در تهران پيش نويس پيام يا بيانيه اي را كه شاه بايد از راديو بغداد بفرستد، براي ستاد مركزي ارسال كرد.
    ستاد مركزي سيا با توجه به 7 ساعت اختلاف زماني با ايران، اولين پيام ستاد تهران در خصوص عدم موفقيت كودتا را ساعت يك و نيم بامداد روز 25 مرداد دريافت كرد و تا چند ساعت مشغول بررسي درخواست ستاد تهران براي واداشتن شاه به ارسال پيام از بغداد بود. با خاتمه یافتن روز کاری، ستاد مرکزی به ستاد تهران اطلاع داد که وزارت خارجه قویا مخالف هرگونه تماس آمریکاییها با شاه است و پیشنهاد می کند که انگلیسی ها این کار را انجام دهند. مقامات اس آی اس در نیکوزیا، با اشتیاق این پیشنهاد ستاد مرکزی را پذیرفتند و کوشیدند از لندن مجوز بگیرند که «لویت» و «داربی شایر» بامداد روز 26 مرداد با یک فروند جت جنگنده نیروی هوایی سلطنتی به بغداد بروند. هدف از این سفر اعمال فشار بر شاه بود. اما لندن از دادن مجوز خودداری کرد.
    در حالی که افراد ستاد سیا در تهران به روز سوم می رسیدند و دو شب قبل را نخوابیده بودند، برخی اخبار دلگرم کننده می رسید. گفته می شد که سربازان در اواخر شب گذشته با درهم شکستن تظاهرات گروه های توده ای، آنها را با قنداق تفنگ مضروب کرده، واداشته اند شعار «جاوید شاه» سر بدهند. این احساس هنوز در میان افراد ستاد تهران وجود داشت که «پروژه کاملا از دست نرفته» زیرا تیمسار «زاهدی»، تیمسار [گیلانشاه]، برادران رشیدیان و سرهنگ [فرزانگان] هنوز مصمم به اقدام بودند.
    صبح روز 26 مرداد مطبوعات جنگ را از سر گرفتند. «نیروی سوم» نوشت که «شوارتسکف» توطئه را به همراه شاه طراحی کرده و «آمریکایی های ساده لوح فکر می کردند شاه یک برگ برنده است». روزنامه های «داد» و «شاهد» کودتا را به دولت نسبت می دادند و کیهان متن خبر منتسب به رادیو لندن را چاپ کرد که از قول زاهدی می گفت وی فرمانی از شاه در اختیار دارد و شاه به این دلیل کشور را ترک کرد که جان وی در خظر بود.
    در سرتاسر صبح ایرانی هایی که رادیوهای قوی داشتند توانستند از طریق ایستگاه های رادیویی خارج از کشور، خبر بیانیه هایی را که شاه از بغداد فرستاده بود، بشنوند. وی می گفت: «آنچه در ایران اتفاق افتاده یک کودتا به معنای واقعی آن نیست». به گفته شاه وی طبق اختیاراتی که قانون اساسی به او داده فرمان هایی مبنی بر عزل مصدق و انتصاب زاهدی به نخست وزیری صادر کرده بود. وی در ادامه می گفت که از سلطنت کناره گیری نکرده و به وفاداری مردم ایران اعتماد دارد. این همان خط ستاد سیا در تهران بود؛ هر چند ضعیف تر از آنچه انتظار می رفت. روزنامه های بغداد نیز هشدار دادند که ایران هنوز رویدادهای دردناک و خونینی را انتظار می کشد.
    در حالیکه ستاد مرکزی به دستور وزارت خارجه، همچنان از دادن مجوز تماس مستقیم آمریکاییان با شاه خودداری می ورزید، ستاد تهران پیشنهاد کرد از «امام خالصی» رهبر مذهبی بغداد و «آقا خان» درخواست شود از شاه حمایت معنوی کنند. در این زمان «برتون بری»، سفیر آمریکا در عراق، از گفتگوی خود با شاه در شب 25 مرداد خبر داد. گزارش های وی که به ابتکار خود وی ارائه می شد، کاملا در راستای پیشنهادی بود که بعد از کودتا به دست او رسیده بود.
    حدود ساعت ده صبح شمار قابل توجهی از نیروهای نظامی که در سراسر شهر پراکنده بودند به پادگان ها فراخوانده شدند، چون دولت یقین داشت که اوضاع تحت کنترل است. ساعت ده و نیم صبح، رادیو تهران از تیمسار زاهدی خواست تا خود را به مقامات تسلیم کند و فهرست اسامی دستگیر شدگانی را که در کودتای نافرجام شرکت داشتند یا به نوعی با این رویداد مربوط بودند پخش کرد. روز بعد فهرست های دیگری نیز انتشار یافت که شامل افراد زیر بود (اسامی که با ستاره مشخص شده اند کسانی هستند که درگیر بودن آنها در جریان کودتا برای ستاد سیا در تهران معلوم بود.)
    جانشین وزیر دربار: ابوالقاسم امینی
    فرمانده تیپ دو زرهی: سرهنگ نوذری
    *رئیس ستاد تیپ دو کوهستانی: سرهنگ زند کریمی
    فرمانده پلیس: پولاد دژ
    *فرمانده گارد شاهنشاهی: سرهنگ نعمت الله نصیری
    *فرمانده منطقه ای تیپ اول کوهستان: سرهنگ دوم آزموده
    رئیس باشگاه افسران: سرهنگ پرورش
    ستوان یکم نیاهی
    آقای پرون: تبعه سوییس
    *سپهبد بازنشسته: نادر باتمانقلیچ
    فرمانده گارد شاهنشاهی در رامسر: سرهنگ هادی کرایی
    تیمسار بازنشسته: شیبانی
    رئیس دفتر مخصوص شاه: رحیم هیراد
    *رئیس کارکنان دربار: سلیمان بهبودی
    *دستیار رئیس پلیس در گذرنامه: سرهنگ دوم حمیدی
    رئیس (گردان سواره نظام): سرهنگ منصور پور
    رئیس ستاد تیپ سوم کوهستانی: سرهنگ روحانی
    سروان بلدی
    ستوان یکم نراقی
    سروان شقاقی
    سروان سلیمی
    ستوان یکم اسکندری
    ستوان یکم جعفر بای
    آقای اشتری
    آقای محمد جهانداری
    ستوان یکم روحانی
    آقای مظفر بقایی




    شایعه شده بود که افسران دستگیر شده قرار است 29 مرداد به دار آویخته شوند. در تمام پادگان ها، کلانتری ها و ژاندارمری بین افسران راجع به اوضاع بحث و گفتگو بود. بسیاری از این افسران عزم جزم کردند که خطر را به جان بخرند و بکوشند دوستان خود را برهانند.
    در طول روز ستاد سیا در تهران برای توزیع نسخه های تکثیرشده فرمان شاه (به ویژه در میان ارتشیان) و انعکاس هر چه بیشتر آن در میان مطبوعات، کوشش های فراوانی به عمل آورد. دیگر آشکار بود که آگاهی های عمومی نسبت به وجود چنین فرمان هایی تأثیر خود را بر جای می گذارد. همه می پرسیدند: «آیا حقیقت دارد که شاه فرمان ها را صادر کرده است؟ اگر چنین باشد، چرا مصدق درباره آن دروغ می گوید؟ آیا این شنیع ترین عملی نیست که کسی انجام دهد؟»
    ساعت یک و بیست و پنج دقیقه بعد از ظهر فاطمی یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن از فرار شاه به عراق گفت، نامه رقت انگیز و ملتمسانه جانشین وزیر دربار را خواند و اعلام کرد که 14 افسر دستگیر شده اند. جزئیات دیدگاه های او درباره وضع موجود در سرمقاله روزنامه باختر امروز انتشار یافت که به طور عمده تکرار هتاکی های قبلی نسبت به شاه بود. وی عباراتی به کار برده بود مانند عبارات: «ای شاه خائن شرم بر تو باد. تو تاریخ جنایات سلسله پهلوی را کامل کردی. مردم می خواهند تو را کشان کشان از پشت میز کارت به پای چوبه دار ببرند.»
    اوایل عصر، «هندرسون» از بیروت وارد تهران شد. اعضای سفارت بر سر راه خود به فرودگاه برای استقبال از وی، از کنار محل استقرار مجسمه برنزی رضا شاه که در انتهای خیابانی به همین نام قرار داشت، گذشتند. تنها چکمه های مجسمه بر جای مانده بود. یک کامیون در حال عبور، اسب مجسمه را که در میدان سپه بر پا بود، به پشت بسته بود و می کشید. در میان جمعیتی که به این کار مشغول بودند، توده ایها اکثریت داشتد.
    دکتر غلامحسین مصدق، پسر نخست وزیر، و دکتر عالمی، وزیر کار، از سوی دولت به هندرسون خوش آمد گفتند. ساعت چهار و نیم عصر ستاد سیا در تهران پیامی ارسال کرد که در آن به بررسی عمومی اوضاع داخلی پرداخته بود و اگرچه پیش بینی می کرد که موضع مصدق برای چند هفته آینده تقویت شده، اما قویا بر خط مشی مخالفت با او تأکید داشت. اواخر بعد از ظهر دولت از زبان یک رهبر مذهبی، به نام «صدر بلاغی» که از رادیو تهران سخن می گفت به شاه حمله کرد.
    غروب آن روز، پرکارترین و فرساینده ترین زمان برای ستاد سیا در تهران بود. با مأموران ارشد [کیوانی و جلیلی] تماس گرفته شد و دستوراتی به آنها ابلاغ گردید. در داخل مجتمع سفارت «روزولت» و «کارول» یک جلسه طولانی جنگی با سرپرستان گروه ها داشتند: تیمسار زاهدی و اردشیر زاهدی، تیمسار [گیلاشاه] و سه برادر رشیدیان و سرهنگ [فرزانگان]. این هم گروه ها هر زمان که لازم بود، پنهانی، به صورت خوابیده در کف اتومبیل و یا در جیپ های سربسته از سفارت خارج و یا به آن وارد می شدند.
    چند صد متر دورتر، «هندرسون» و ژنرال «مک کلور» در محوطه باغ و در مقابل اقامتگاه سفارت قدم می زدند و «روزولت» مسیر رفت و برگشت آنها را پوشش می داد تا اطمینان یابند که هیچ ایرانی در مجتمع پنهان نشده است. این کار برای آن بود که اگر آنها در این باره از سوی مصدق مورد پرسش قرار گرفتند بتوانند با صداقت پاسخ دهند. جلسه جنگ 4 ساعت به طول انجامید و در پایان تصمیم گرفته شد که عملیاتی در روز چهارشنبه 28 مرداد انجام گیرد. برای تدارک این عملیات چند حرکت ویژه باید صورت می گرفت، در عرصه عمل سیاسی مقرر گردید که [آیت الله بهبهانی] روحانی اهل تهران به قم برود و سعی کند آیت الله بروجردی، رهبر عالی مذهبی، را ترغیب کند که علیه کمونیسم فتوای جهاد بدهد. همچنین قرار شد تظاهرات بزرگی نیز روز چهارشنبه با این شعار به راه بیفتد که زمان گرد آمدن افسران و سربازان وفادار ارتش و مردم زیر لوای حمایت از مذهب و سلطنت فرا رسیده است. در عرصه نظامی کسب پشتیبانی نیروهای خارج از تهران ضروری به نظر می رسید. سرهنگ [فرزانگان] با اتومبیلی به رانندگی [جرالد تاون] یک مأمور آمریکایی ستاد سیا در تهران به کرمانشاه فرستاده شد تا سرهنگ تیمور بختیار، فرمانده پادگان کرمانشاه را به حمایت از شاه تشویق کند.
    زاهدی و «کارول» نیز به اصفهان فرستاده شدند تا همین درخواست را از تیمسار ضرغام کنند. با استفاده از امکانات ستاد سیا در تهران، اوراق شناسایی و مسافرت در اختیار این افراد گذاشته شد که در بین بازرسی های بین راه دچار مشکل نشوند. به همه آنهایی هم که مجتمع سفارت را ترک می کردند برگه های عبور از پست ایست و بازرسی شبانه داده شد. این برگه ها در ستاد جعل شده بود.




    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    ScarFace, MiSS SAYTA, FTSAMO و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  10. 19 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  11. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 3120
حجم:  126.9 کیلو بایت

    در ساعات طولانی روز 26 مرداد، به نظر میرسید که ستاد مرکزی کار چندانی برای از میان بردن نومیدی عذاب آور ما نمی تواند انجام دهد. بعد از ظهر همان روز پیامی به ستاد تهران رسید که در آن گفته شده بود بهتر است «روزولت» به خاطر مسائل امنیتی در اولین فرصت ایران را ترک کند. در ادامه نیز از بد اقبالی طرح اظهار نارضایتی شده بود. در حدود همان ساعات یک پیام فوری عملیاتی برای «بری» سفیر آمریکا در بغداد فرستاده شد و رهنمودهائی برای ملاقات آتی وی با شاه ارائه شد. یک سری رهنمودهای تبلیغاتی برای ستادهای سیا در کراچی، دهلی نو، قاهره، دمشق، استانبول، و بیروت نیز ارسال شد و در آن از دولت زاهدی به عنوان تنها دولت قانونی یاد شد.کمی پس از نیمه شب، ستاد مرکزی مصرانه از مامور ستاد سیا در پاریس خواست تا فورا با آقاخان تماس بگیرد و او را وادارد تا پیامی برای شاه بفرستد و به شدت از وی حمایت کند. مدتی بعد به اطلاع ستاد مرکزی رسید که تماس برقرار شده اما نتیجه ای که به آن امید میرفت به دست نیامده است. آقاخان گفته بود زمامداری که سلطنت و کشورش را ترک کند هرگز بازنخواهد گشت. پس از این اظهارات، دیگر تلاشی برای اصرار در حمایت او از شاه به عمل نیامد. البته وی بعدا که شنید شاه سرانجام تاج و تخت خود را پس گرفت، ابراز خوشحالی کرد.

    واحد اس ای اس در نیکوزیا، برخلاف ستاد مرکزی این سازمان در لندن و وزارت خارجه دست از امید برنداشت و با آنها مخالفت کرد. «داربی شایر» همچنان به تلاش برای گرفتن مجوز سفر به بغداد ادامه داد. با آن که پافشاری و اعتقادی که ستاد ای اس ای در نیکوزیا نشان میداد به طور کلی قابل تحسین بود، اما باید به خاطر داشت که اگر همه طرحها شکست میخورد و همه چیز لو میرفت باز هم آنها چیزی از دست نمیدادند. 27 مرداد نفس گیرترین روز برای همه افراد در همه کشورهائی که از پروژه آگاه بودند، به شمار میرفت. ساعت هفت و نیم صبح، شاه بغداد را با یک فروند هواپیمای تجاری به مقصد رم ترک کرد. ساعاتی بعد این خبر به تهران رسید. در پایتخت، روز با به خیابان ریختن دسته جات کوچک آغاز شد. افراد حزب توده دفتر مرکزی پان ایرانیست واقع در نزدیکی میدان مجلس، را غارت کردند (گفته میشود ابتکار آن با ]کیوانی و جلیلی[ بوده است.) سپس برخوردهای کوچکی بین دسته های توده ای و نیروی سوم (یک گروه مارکسیستی مخالف و غیر وابسته به حزب توده) رخ داد.

    روزنامه های صبح مثل همیشه درآمدند، هر چند روزنامه های مخالف بسیار انگشت شمار بودند. پلیس مخفی در کلیه چاپخانه ها مستقر شده بود. روزنامه های طرفدار مصدق اعلام کردند که سلسله پهلوی به پایان رسید. ]روزنامه اطلاعات به رغم اطمینانهائی که ناشر آن در حمایت از خط ستاد سیا داده بود[ نوشت که ملت ناخوشنودی شدید خود را از کودتا که در جهت منافع خارجی بوده، ابراز داشت. ]روزنامه «داد» با چاپ مجدد فرمان شاه و مصاحبه با زاهدی به تلاش چشمگیر خود ادامه داد[. «شاهد» رونوشتی از فرمان را چاپ کرد و کیهان دو یادداشت کوتاه درباره ادعاهای زاهدی نوشت. روزنامه «شجاعت» (جانشین «به سوی آینده» ارگان حزب توده)، بیانیه کمیته مرکزی حزب را (که اولین بیانیه در هفته های اخیر بود) چاپ کرد. در این بیانیه، حزب توده رویدادهای اخیر را یک دسیسه انگلیسی-آمریکائی دانست و اضافه کرد که شعار روز باید چنین باشد: «... سرنگون باد سلطنت؛ زنده باد جمهوری دمکراتیک».

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  28mordad.jpg
مشاهده: 1482
حجم:  17.2 کیلو بایت

    در طول روز، خبرنگار آسوشیتدپرس گزارشی را که قرار بود تاثیر قابل توجهی در خارج بگذارد، به خارج فرستاد. این گزارش شامل بیانیه زاهدی خطاب به افسران ارتش هم بود: «آماده فداکاری و جانبازی برای حفظ استقلال و سلطنت ایران و دین مقدس اسلام که اکنون در معرض تهدید کمونیستهای خائن است، باشید.» اطلاعیه های نظامی که از رادیو تهران پخش میشد حاکی از ادامه تلاش دولت برای تحکیم کنترل اوضاع بود. در یکی از اطلاعیه ها جایزه ای به ارزش 100 هزار ریال برای اطلاعاتی که به شناسائی محل اقامت تیمسار زاهدی بینجامد، پیشنهاد شده بود، ر اطلاعیه دیگری از تیمسار بازنشسته آبان فرزانگان خواسته میشد که خود را به حکومت نظامی معرفی کند و در اطلاعیه سوم آمده بود که دولت هر گونه تظاهراتی را ممنوع اعلام کرده است. ساعت ده و نیم صبح تیمسار ریاحی رئیس ستاد ارتش با افسران عالیرتبه ارتش در تالار سخنرانی مدرسه نظامی (دانشگاه جنگ) ملاقات کرد و قانون شورش را برای آنها خواند و تاکید کرد که ارتش باید به دولت وفادار باشد.
    پرسنل سیا در تهران در حالی که به تلاش برای اجرای تصمیم 25 مرداد ادامه میدادند، خود را برای پیامدهای احتمالی نیز آماده میکردند. در پیامی که به ستاد مرکزی فرستاده شد درخواست گردید که وسائل خروج پنهانی تا 15 نفر را از ایران فراهم کنند. در پیام دیگر، ضمن اعلام نظر محافل نظامی محلی مبنی بر این که افسران ارتش از شاه پیروی خواهند کرد، از ستاد مرکزی راجع به ادامه پروژه آژاکس یا توقف آن کسب تکلیف شد. نیکوزیا از شکست اولیه طرح ابراز تاسف کرد و اعلام داشت که این مرکز راسا به تلاش همه جانبه خود برای ترغیب لندن به ادامه حمایت از کوششهای ستاد ادامه خواهد داد. به دنبال این پیام گزارشی درباره بیانیه های شاه در بغداد فرستاده شد و گزارش دیگری مبنی بر آنکه دفتر ای اس ای در نیکوزیا از لندن میخواهد شاه را تحت فشار بگذارد که برای زیارت عتبات عالیات به عراق بازگردد تا با روحانیون ایرانی ساکن آنجا در تماس مستقیم باشد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1353840962.jpg
مشاهده: 1530
حجم:  137.0 کیلو بایت

    بعد از ظهر، خبرها بیشتر مربوط به اظهارات منابع مختلف بود تا اقدامات. فاطمی وزیر خارجه در کنفرانس مطبوعاتی خود تصریح کرد که شورشهائی علیه شاه در بغداد رخ داده است؛ که کاملا دروغ بود. ساعت سه بعداز ظهر شاه وارد رم شد و در آنجا بیانیه هائی برای مطبوعات فرستاد که لحنی میانه رو داشت. این بیانیه ها امید طرفداران وی را از بین نبرد اما دعوت به اقدام عملی نیز نمی کرد. همچنین بعد از ظهر رادیو مسکو متن درخواست کمیته مرکزی حزب توده را همانطور که صبح آن روز در روزنامه «شجاعت» چاپ شده بود، پخش کرد. شب هنگام، خشونت در خیابانهای تهران بالا گرفت. کشف علت اصلی این خشونتها ناممکن است اما میتوان برخی عوامل را که مایه این اغتشاشات شد، باز شناخت.
    1. نخست اینکه، فرار شاه به طرز چشمگیری به مردم نشان داد که مصدق تا کجا پیش رفته است و مردم را تحریک کرد تا به یک توده خشمناک طرفدار شاه تبدیل شوند.
    2. دوم اینکه، حزب توده قدرت خود را بیش از اندازه دست بالا گرفته بود. (این خطا شاید از رابطهای شوروی، رهبران حزب و یا بدنه حزب بوده است). حزب توده در این روز نه فقط مجسمه های نمادین سلطنت را سرنگون کرد، بلکه پرچمهای خود را نیز در برخی نقاط برافراشت. اعضای حزب همچنین تابلوی خیابانهایی را که نام آنها به خاندان پهلوی ربط داشت و یا یادمان روزهائی از حکومت رضا شاه بود را کندند و به جای آن تابلوهائی با نامهای «خلقی» نصب کردند. به نظر میرسید که گردانندگان حزب کاملا آماده اقدامی تمام عیار برای استقرار یک دمکراسی خلقی هستند؛ با این باور که مصدق با آنها روبارو نخواهد شد و یا اگر بشود او را از میدان به در خواهند کرد.
    3. سوم اینکه، دولت مصدق بالاخره از هم پیمانی با حرب توده احساس ناراحتی کرد. «پان ایرانیستها» خشمگین بودند و «نیروی سوم» از این وضع بسیار ناخشنود بود.
    4. چهارم اینکه، جنگ تبلیغاتی ]کیوانی و جلیلی[ در تروریست جلوه دادن حزب توده به اوج خود رسید. در آن شب ]کیوانی و جلیلی[ دسته جات به ظاهر توده ای را به خیابانها گسیل داشتند. این دسته ها دستور داشتند تا در خیابانهای لاله زار و امیریه هر مغازه ای را که به دستشان رسید غارت کنند و در هم بشکنند و نشان دهند که این کارها، کار اعضای حزب توده است.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  20.jpg
مشاهده: 1582
حجم:  69.6 کیلو بایت

    همه این عوامل تا شب دست به دست هم داد و اوضاع را حاد کرد. نیروهای امنیتی دستور یافتند تا به پاکسازی خیابانها بپردازند و در نتیجه درگیری شدیدی روی داد. دوستان سرهنگ ]حمیدی[ در شهربانی، در اجرای دستور افراط به خرج دادند و ضمن کتک زدن توده ای هایی که به مغازه ها حمله کرده بودند، فریاد حمایت از شاه سردادند.
    به نظر میرسد حزب توده به سرعت این واقعیت را دریافت که یک اقدام پنهانی در حال انجام است، و اعضای آن به آن اندازه قوی نیستند که بتوانند با پلیس بجنگند. آنها اعضای خود را به خیابانها آوردند تا با تظاهر کنندگان بحث کنند و آنها را به خانه هایشان بازگرداند.
    ستاد مرکزی روز نومیدانه و افسرده ای را به شب رساند. هدایت مستقیم عملیات از سطح پایین به سطوح عالی انتقال یافت. در پایان صبح عده انگشت شماری روی پیش نویس پیامی کار کردند که توقف عملیات را اعلام میکرد. پیامی که سرانجام در غروب آن روز ارسال شد بر پایه این مواضع بود: موضع وزارت خارجه آمریکا مبنی بر این که: «عملیات انجام شد و شکست خورد»، موضع بریتانیا مبنی بر این که: «متاسفانه ما نمیتوانیم کارزار را دادمه دهیم»، موضع ستاد مرکزی سیا مبنی بر این که: با توجه به این که توصیه نیرومندی از جانب «روزولت» و «هندرسون» وجود ندارد، عملیات علیه مصدق باید متوقف شود.

    ادامه دارد .... یکروز تا کودتا ... با ما باشید ...

    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    sina2, Anti Trust, Parnian و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  12. 18 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  13. #10
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : کودتای 28 مرداد بر اساس اسناد محرمانه سازمان سیـــا (اختصاصی سینماسنتر)



    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    موفقیت کودتا

    غارت و تخریب، تصرف رادیو

    روز 27 مرداد فقط [روزنامه شاهد دکتر بقایی] فرمان سلطنتی و انتصاب زاهدی به نخست وزیری را چاپ کرد، اما 28مرداد به محض بیدار شدن شهر از خواب، سحرخیزان توانستند نسخه های تکثیر شده فرمان شاه را در روزنامه های «ستاره اسلام»، «آسیای جوان»، «آرام»، «مزد آسیا»، «ملت ما» و «ژورنال دو تهران» ببینند. چهار روزنامه نخست و همچنین روزنامه های «شاهد» و «داد» مصاحبه فرضی را با زاهدی منتشر کرده بودند که در آن زاهدی تأکید کرده بود دولت او تنها دولت قانونی موجود است. این مصاحبه ساختگی را [جلیلی] منتشر کرده بود. چندساعت بعد در اواسط روز، اولین دسته چند هزارتایی شب نامه هایی که رونوشت تکثیر شده فرمان شاه و متن بیانیه زاهدی در آنها چاپ شده بود در خیابان ها توزیع گردید. با آنکه تیراژ این روزنامه های محدود بود، اما اخبار آنها دهان به دهان در شهر پخش شد. قبل از ساعت 9 صبح گروه های طرفدار شاه در منطقه بازار گرد آمدند. اعضای این گروه های نه تنها انتخاب خود را بین شاه و مصدق کرده بودند، بلکه تحت تأثیر حرکات روز گذشته منتسب به حزب توده به اندازه کافی تحریک شده و آماده اقدام بودند. این جماعت فقط به یک رهبری نیاز داشتند.
    حتی قبل از طلوع خورشید، [کیوانی] و [جلیلی] با آگاهی از احتمال اینکه بیانیه آیت الله بروجردی، رهبر بلند پایه مذهبی، در طرفداری از شاه در راه باشد، آمادگی ها و برنامه ریزی های خاصی برای بهره برداری از آن داشتند. [جلیلی] و دو مأمور پر انرژی زیر دست وی [منصور افشار و مجیدی] به همراه یک جیپ و تعدادی کامیون در منطقه بازار بودند تا عازن قزوین شوند. نقشه آنها اين بود كه شبنامه ها را در اين شهر چاپ كنند، زيرا بيم آن مي رفت كه دولت مصدق كنترل خود را بر مطبوعات شهري تشديد كند. به محض اينكه آنها از تجمع گروه هاي طرفدار شاه باخبر شدند، [جليلي]، [مجيدي] و يك زير دست ديگر به نام [رضايي] به سوي نقاط تجمع شتافتند، تا رهبري اين گروه ها را به دست گيرند. [جليلي] يك گروه را در پيشروي به سوي مجلس همراهي كرد و در سر راه خود به ساختمان روزنامه باختر امروز رسيدند كه به فاطمي وزير خارجه تعلق داشت و در روزهاي 26 و 27 مرداد تلخ ترين و خصمانه ترين حملات را به شخص شاه كرده بود. [جليلي] گروه را تحريك كرد كه روزنامه را آتش بزنند. تقريبا در همان ساعت [افشار] گروه هاي ديگر را به سوي دفاتر روزنامه هاي توده اي (شهباز، به سوي آينده و جوانان دموكرات) هدايت كرد كه تمام آنها كاملا منهدم شدند.
    خبر اينكه رويدادي كاملا تكان دهنده در حال وقوع است به سرعت سطح وسيعي از شهر را در نورديد. مشخص نيست اين خبر چه وقت به مصدق كه با اعضاي كابينه اش جلسه داشت، رسيد. ساعت 9 صبح ستاد سيا در تهران اخبار را دريافت كرده بود و ساعت 10 صبح خبر رسيد كه دفاتر روزنامه «باختر امروز» و «حزب ايران» غارت شده است. در همان ساعت ارتباط با برادران رشيديان كه بسيار خوشحال به نظر مي رسيدند برقرار شد. دستور كار انها و همچنين دستوراتي كه به طكيواني و جليلي] داده شد اين بود كه بكوشند نيروهاي امنيتي را در كنار تظاهر كنندگان قرار دهند و آنها را تشويق كنند كه به سوي راديو تهران بروند و آن را تصرف کنند. اینکه تا چه اندازه فعالیت های بعدی حاصل تلاش های مشخص مأمورین ما بود هرگز معلوم نمی شود؛ البته بسیاری از جزئیات رویدادهای مهیج آن روز شاید کم کم روشن شود.
    تقریبا اوایل صبح سرهنگ [دماوند] یکی از کسانی که در برنامه ریزی ستاد مشارکت داشت، با یک دستگاه تانک که از گردان دوم تیپ 2 زرهی (گردانی که در اصل به عملیات اختصاص یافته بود) به دست آورده بود، در مقابل مجلس حضور یافت. سرهنگ دوم [خسرو پناه] و سروان [علی زند] در دسترس بودند و با دو کامیون از همان گردان به آنها ملحق شدند. در همین زمان اعضای گارد در هم ریخته شاهنشاهی نیز کامیون هایی را مصادره می کردند و به خیابان ها می راندند. تا ساعت ده و ربع، کامیون های حامل نیروهای نظامی طرفدار شاه در میدان های اصلی شهر مستقر شده بودند.
    در حالی که گروه های کوچکی در ساعت نه و نیم صبح به قسمت شمالی شهر نفوذ کرده بودند، گروه های بزرگتر چوب و سنگ به دست، از جنوب تهران به راه افتاده، در میدان سپه به هم پیوسته بودند و به سوی شمال و مرکز شهر پیش می رفتند. نیروهای نظامی که در این مکان استقرار یافته بودند، در مقابل جمعیت صدها تیر هوایی شلیک کردند، اما ظاهرا تمایلی به تیراندازی به سوی طرفداران شاه نداشتند. در نتیجه، جمعیت توانست رو به سوی نقاط کلیدی شهر برود. در لاله زار شمالی، تئاتر سعدی که مدتها تحت حمایت حزب توده بود، به آتش کشیده شد. موجی از مردان و زنان و کودکان شعار می دادند: «شاه پیروز است». حالتی که جمعیت داشت شبیه یک کارناوال شادی بود و گویی فشار خارجی رها شده بود و مردم احساسات واقعی خود را نشان می دادند. جمعیت مثل هفته های گذشته فقط از جماعت اوباش تشکیل نشده بود همه طبقات مردم (و بسیاری از افراد شیک پوش) را شامل می شد که از سوی افراد غیر نظامی رهبری یا تشویق می شدند. کامیون ها و اتوبوس ها پر از شهروندان شادمانی بود که موج وار از خیابان ها می گذشتند. حدود ظهر ، وقتی که 5 تانک و 20 کامیون سرباز به این جمعیت پیوست، جنبش تا اندازه ای شکل متفاوتی به خود گرفت. مثل همیشه خبر به سرعت برق در شهر پیچید. در دیگر نقاط شهر، تصویرهای شاه با اشتیاق به نمایش در آمد. اتومبیل ها با چراغ های روشن حرکت می کردند که نشانه آشکاری از وفاداری به شاه بود.




    حدود ساعت ده و نیم صبح تیمسار ریاحی به مصدق اطلاع داد که ارتش دیگر تحت فرمان او نیست و تقاضای کمک کرد. اما مصدق به دفتر او رفت و از او خواست محکم بایستد. سرهنگ ممتاز تنها توانسته بود یک گردان فراهم آورد که آن را در اطراف خانه مصدق مستقر ساخته بود.
    حدود ظهر، گروه های پراکنده تظاهر کننده رفته رفته به زیر رهبری مستقیم ارتش و پلیس در آمدند. آن گروه از افسران ارتش که پیشتر برای شرکت در عملیات نظامی پروژه آژاکس در نظر گرفته شده بودند، جداگانه اما منظم، به اقدامات فردی دست زدند. ساعت یک بعد از ظهر ساختمان مرکزی مخابرات در میدان سپه به اشغال سلطنت طلبان درآمد و خبرنگار آسوشتد پرس مدت کوتاهی پس از این رویداد، از همین محل گزارش مختصری در مورد درگیری ها مخابره کرد. سپس نبردها چند متر دورتر، به ساختمان های مرکزی شهربانی و وزارت امور خارجه که در تقاطع خیابان عریضی در امتداد میدان سپه قرار داشت، گسترش یافت. نگهبانان کلانتری تا ساعت 4 عصر مقاومت کردند.
    همچنین حدود ظهر، «روزولت» تیمسار به خانه هایی که تیسمار زاهدی و [گیلانشاه] مخفی شده بودند، رفت. هر دوی آنها از رویدادهای صبح کاملا آگاه بودند. به آنها گفته شد منتظر دستور باشند. یک ساعت بعد «کارول» و سرگرد «ویلیام آر کیسر» (دستیار وابسته نظامی آمریکا) که فارسی را به خوبی صحبت می کرد درباره اوضاع نظامی گزارش دادند. اوایل بعد از ظهر مکان های حساس بیشتری در مرکز شهر، مثل دفاتر مطبوعاتی و تبلیغاتی، به دست نیروهای سلطنت طلب افتاد. با به دست آمدن امکانات و تجهیزات مهم، این امکان فراهم شد تا سیل تلگرام ها و پیام به استان ها فرستاده شود و مردم آنجا به طرفداری از شاه ترغیب شوند. حتی در گرم ترین ساعات روز، از شدت عملیات کاسته نشد. [جلیلی] مأمور ستاد سیا در تهران هنوز در خیابان ها بود و جمعیتی را در خیابان فردوسی تشویق می کرد که به ساختمان دژبان مرکز بروند و سرهنگ [نصیری] و تیمسار[باتمانقلچ] را آزاد کنند. این کار انجام شد. نگهبانان ساختمان مقاومتی نکردند. در همین زمان، مأمور دیگر ستاد سیا، تیمسار [قدس نخعی] با اتومبیل خود به گشت زنی در شهر پرداخت و کوشید اعضای گارد سلطنتی را (سربازانی که بعدا در حمله به خانه مصدق شرکت کردند) جمع آوری کند. اوایل بعد از ظهر، جمعیت در خیابان های منتهی به منزل مصدق گرد آمده بودند. اما وی احتمالا پیشتر آنجا را ترک کرده بود.
    رادیو تهران مهمترین هدف به شمار می رفت، زیرا تصرف آن نه فقط مو فقیت در پایتخت را کامل می کرد بلکه برای به سرعت همراه کردن شهرهای دیگر با دولت جدید، مؤثر بود. در گیرو دار تظاهرات آن روز رادیو برنامه کسالت باری در باره قیمت پنبه و موسیقی پخش می کرد. ساعت ده و نیم صبح در برنامه های صبح وقفه افتاد. تا اوایل بعد از ظهر طول کشید که مردم در خیابان پهنی که به ایستگاه رادیو منتهی می شد به راه افتادند. اتوبوس ها و کامیون های پر از غیر نظامیان، افسران ارتش و نیروی پلیس به سوی ایستگاه رادیو در حرکت بودند. به نظر می رسید از آنجایی که تعداد این نیروها فوق العاده زیاد بود، مدافعان ایستگاه رادیو مقاومت چندانی نشان ندادند و پس از یک درگیری کوتاه که بنا به گزارش ها 3 کشته به جا گذاشت، ایستگاه رادیو در ساعت دو و دوازده دقیقه بعد از ظهر به تصرف نیروهای طرفدار شاه درآمد. ساعت دو و بیست دقیقه اولین اخبار پیروزی سلطنت طلبان و همچنین متن فرمان شاه از رادیو تهران پخش شد. سیلی از کسانی که مشتاق بودند بودند از رادیو حرف بزنند پای میکروفون آمدند. برخی از آنها نماینده عواملی بودند که در طراحی پروژه آژاکس به آنها اتکا شده بود؛ البته دیگرانی هم بودند که کاملا برای عوامل ستاد سیا در تهران ناشناخته بودند.در میان عوامل گروه اول، نمایندگان روزنامه های مخالف مصدق [بختیار و زلزله]، یکی از پسران [آیت الله کاشانی] و [لیکه اتوزادی] حضور داشتند. از بین سخنگویان خود انگیخته طرفدار شاه، «سرهنگ علی پهلوان» و سرگرد «هوساند میرزادیان»به پای میکروفون آمدند. حضور آنها نشانه بارز (و نه دیگر ضروری) صحت این فرضیه پروژه آژاکس بود که ارتش در چنین شرایطی جانب شاه را خواهد گرفت. تا مدتی برنامه های رادیو تهران قطع و وصل می شد. احتمالا فعالیت عادی و بی وقفه آن زمانی شروع شد که به گفته یکی از کسانی که پشت میکروفون آمده بود، مهندسانی برای این کار به رادیو اعزام شدند. در این مرحله نیز مثل بسیاری از مراحل دیگر، شانس، در پیشبرد برنامه ها بسیار مؤثر بود. زیرا اگر مدافعان ایستگاه رادیو موفق به آسیب رساندن به تجهیزات مخابراتی رادیو شده بودند، احتمالا به دست گرفتن کامل پایتخت به تأخیر می افتاد.




    این مطلب تاریخی تحت کپی رایت سایت سینما سنتر منتشر شده است. لذا هرگونه کپی از این نوشته بدون مجوز سایت سینما سنتر cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    M.Night, Mr Shinoda, SovRan و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  14. 12 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عکسهاي کارکترهاي سريال Game Of Thrones بر گرفته از کتاب اصلي (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط SEYED AMIR در انجمن شخصیتها و بازیگران Game Of Thrones
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 06-16-2014, 08:47
  2. تاریخچه اسکار(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط PHOENIX در انجمن آکادمی اسکار
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: 03-01-2014, 17:25
  3. فیلم‌های معروفی که بر اساس واقعیت ساخته شده اند!
    توسط SEYED AMIR در انجمن اطلاعــــــات سینمــــــــــایی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 05-27-2011, 12:14

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •