سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28
نمایش شاخه ای43علاقمندی ها

موضوع: Cwa.51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    نام فیلم : کلوب مبارزه Fight Club
    نام: i0b8eb7auxwst29acrxu.gif نمایش: 2676 اندازه: 97.0 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    تهیه کننده : Ross Grayson Bell
    کارگردان : David Fincher
    نویسنده : Chuck Palahniuk
    موزیک متن Dust Brothers
    فیلمبردار: Jeff Cronenweth
    انتخاب بازیگر: Laray Mayfield
    کارگردان هنری: Chris Gorak
    طراح صحنه و لباس: Michael Kaplan
    تدوین : James Haygood
    بازیگران
    Edward Norton : نوراتور
    Brad Pitt : تایلر دوردن
    Helena Bonham Carter : مارلا سینگر
    Meat Loaf : باب
    Zach Grenier : ریچارد چسلر
    اطلاعات دیگر
    ژانر: درام –رازآلود
    تاریخ نمایش: 15 October 1999 در آمریکا
    درجه نمایش: R
    زمان فیلم: 139 دقیقه
    شرکت توزیع کننده: فاکس قرن بیستم
    بودجه : 63 میلیون دلار
    فروش کل: 71 میلیون دلار
    IMDB Rate : 8.8 از 10 از بین 466276 رای
    افتخارات و جوایز
    نامزدی در اسکار برای : بهترین صدا گذاری و بهترین افکت صدا
    نامزدی در 14 جایزه مختلف و برنده شدن در 4 جایزه
    تحلیل و بررسی از: رضا
    ویرایش توسط FFKIA : 06-14-2012 در ساعت 22:55
    AZIMOTH, .:SoMaYeH:., .:Reza:. و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    AZIMOTH آواتار ها
    وضعیت : AZIMOTH آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    نوشته ها : 71
    سپاس ها : 194
    سپاس شده 186 در 49 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  gftik4rolg5ra0oqoazn.gif
مشاهده: 2604
حجم:  104.8 کیلو بایت

    تحلیل فیلــــم: فایت کلاب (باشگاه مبارزه)

    انسان همیشه در تلاطم درونی است. تضاد بین خیر و شر که هر دو نیروی نهفته بالقوه است و گاه آدمی را به تباهی می کشاند و گاه روح را صیقل داده و طرحی نو در می اندازد. اما در دنیای امروز ورای این هیجانات درونی، عوامل دیگری نيز نقش آفرین شده و همچون کاتالیزوری توازن قوای بشر را برهم زده است و انسان امروزی را گاه به سرعت عصیان زده می کند. وجود فشارها و استرسهای رو به ازدیاد و حس تحمیق انسانها توسط اقلیت منفعت طلب همچون اهرمی قوی آستانه تحریک پذیری روان نسل نوین را جابجا کرده و تنها یک تلنگر کافیست.
    فینچر این بار با انتخاب داستان چاک پولانک، روایت دیگری از ناهنجاری های اجتماعی دارد که برخلاف فیلم "هفت"، بازه بزرگتری از انسانها را در بر میگیرد. این بازه به وسعت نسل جوان نه تنها جامعه آمریکا، بلکه تقریبآ کلیه جوامع; اعم از کشورهای مرفه یا فقیر و پیشرفته یا عقب مانده است. در فایت کلاب شروع خشونت و بسط آن از شخصی به شخص دیگر نیست بلکه کل مبارزه در کالبد یک نفر است که اتفاقآ فینچر خیلی قصد ندارد او را با اسم مشخصی نام ببرد چون او یک نفر نیست بلکه نماینده یک نسل است.
    فینچر مطابق عرف اکثر ژانرهای روانشناختی، فیلم را از نیمه داستان شروع می کند و وقتی به نیمه فیلم رسید شروع داستان را شرح داده و پرده از ناگفته های فیلم برمی دارد. او در میانه فیلم نه تنها فایت کلاب را شرح می دهد بلکه بیننده را بیش از پیش با شدت این موضوع در زمان حاضر آشنا می کند.
    به این دیالوگها توجه کنید:
    _ ما بچه های نسل وسط تاریخ هستیم.
    _ هیچ هدف و مقصدی نداریم.
    _ هیچ جنگ بزرگی نداریم.
    _ رکود شدید هم نداریم.
    _ جنگ بزرگ ما یک جنگ روحی است.
    _ رکود شدید، در زندگی خود ماست.
    _ همه ما بزرگ شده تلویزیون هستیم.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dbdwuc8sg5q37p034mwf.png
مشاهده: 2555
حجم:  14.1 کیلو بایت

    ...
    فایت کلاب نمادی از جنگ درونی انسانهاست که همیشه وجود داشته است. در یک طرف این جنگ، انسان به مفهوم عام و در طرف دیگر نیروی عصیانگر درونی انسان قرار دارد. اما پرداختن به این جنگ در زمان حاضر گیرایی خاص خودش را دارد چون نمود عینی پیدا کرده است. شاید پيش از اين اگر کسی با این مشخصه و با این شدت خوددرگیری، در جامعه ديده می شد او را دیوانه و روان پریش خطاب می کردند ولی امروز دیگر چه کسی است که دچار خوددرگیری نباشد؟ شاید در این امر شدت و ضعف وجود داشته باشد، اما هست! و مسلما بسیار شدیدتر از زمانهای دور. نورتون در فیلم، روایت از درون خود ما می کند و به همین جهت بیننده از همان ابتدا با نورتون ارتباط برقرار می کند. گونه روایتی داستان به جهت جلب توجه بیننده و قرار گرفتن هرچه بیشتر او در متن داستان است.

    اگر تیزبین باشید در ابتدای فیلم، در چند صحنه تصویر تایلر به صورت بسیار کوتاه (2 فریم از 24 فریم در ثانیه) و پرشی نمایان می شود، همچون صحنه ملاقات نورتون با دکتر (در راهرو) و هنگام حضور وی در انجمن سرطانی ها برای اولین بار (قبل از در آغوش کشیدن باب) و همچنین در حال تماشای مارلا در حالی که او را ته كوچه می دید _که البته فینچر با زیرکی بیننده را با این تکنیک در سکانس معرفی شخصیت نابهنجار تایلر توسط نورتون، آشنا می کند_. این همان شروع درون بیداری و آغاز عصیانگری است و وقتی قرار است نورتون با شیطان همزاد درونی خود پس از سالها پیوند بندد و با او نشست و برخاست ویژه داشته باشد در گیری آغاز میشود چرا که نیروی عصایانگر درونی همیشه در تضاد (و نه تفاهم) با نفس آدمی است و ظاهرآ همیشه نیاز به سرکوب آن است و البته این شاه کلید خلقت در بقای آدمی است. بعضی از دیالوگ ها در عین سمبلیک بودن حامل بار اصلی و راهنمای ایده مفهومی فیلم می باشد، تایلر: "میخوام تا جایی که میتونی منو محکم بزنی" شاید در وهله اول، شروع آشنایی با چنین درخواستی در تضاد باشد اما با ظرافت تمام و بسیار غیرمنتظره شروع درگیری درونی را به بيننده اعلام می کند. در تمثیلی دیگر روند فیلم به گونه ای است که نورتون باید به خانه تایلر برود و این تمثیلی از فرورفتن به اعماق درون است.

    اما دستمایه فایت کلاب چیست؟ به نظر می رسد همان دیالوگ ذکر شده در معرفی احوالات نسل حاضر در سطرهای گذشته (ما نسل وسط تاریخ هستیم) است. با بوجود آمدن پیچیدگی های جوامع بشری در این زمان و استثمار اذهان انسانها، توسط رسانه ها (در همه جوامع)، نوع بشر به نوعی رسوب کرده و در لاک خود فرو رفته است. فینچر در فیلم "هفت" نیز این رسوب را به تصویر کشانده و البته در آنجا انسانها را گناهکاران منسوخ دانسته که توسط خودشان و یا دولتهای دست نشانده خودشان و یا امپراتوری های ثروتمند برخواسته از خودشان، مسخ شده اند. اما این تلنگرهاست که انسانها، مشخصآ نسل جوان را، به مبارزه درونی و عصیان زدگی میخواند.
    فیلم و بخصوص موسیقی انتهایی فیلم بی اختیار بیننده را به یاد آلبوم جاودانه "دیوار" (the WALL) اثر پینک فلوید می اندازد که در دهه های گذشته به نوعی پرچمدار سبک آنارشیسم بوده است. وجود صحنه های خرابکاری و بعضآ چندش آور (چه تصویری چه کلامی) هم برگرفته از همان ایده آنارشیستی مطرح در "دیوار" می باشد و همچنین نوع نگرش به مساله جنسیتی و وجود تفکر ضد س.ک.س.
    به نظر می رسد روایت فیلم و جریان سیال روحی راوی (نورتون) را می توان به سه دوره تقسیم كرد، به ترتیب به سه نفس مطرح در تعالیم ما:
    1. عصیان (نفس اماره)
    2. ندای وجدان (نفس لوامه)
    3. آرامش (نفس مطمئنه)
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dbdwuc8sg5q37p034mwf.png
مشاهده: 2555
حجم:  14.1 کیلو بایت
    1. عصیان: در آغاز فیلم پس از یک دوره رخوت و رسوب به یکباره و با یک تلنگر عصیان پدیدار شده و نورتون را برده بی چون و چرای نیروی عصیانگر درونی خویش می سازد و به نوعی او را به کام خود می کشد و جالب اینکه این تلنگر با پیدایش جنس مخالف برای نورتون (مارلا) و به نوعی پیاده روی وی بر روی اعصاب نورتون قرابت زمانی دارد و به بیننده اینگونه تلقین می شود که قوی ترین محرک عصبی برای نسل جوان در کنار تمام فشارها و استرسها (نمونه آن بی خوابی بيمارگونه نورتون) و سوق دادن این نسل به سمت تفکر آنارشیستی و رهایی از هرگونه قید و بند، همان نیروی جاذبه ج.نسی می باشد. تحلیل نوع روابط ج.نسی در این فیلم مقوله ای پیچیده است که در ادامه تا حدی به آن و نقش شخصیت خاص مارلا سینگر با بازی "هلنا بونام کارتر" خواهم پرداخت.
    2. ندای وجدان: در دوره میانی فیلم به یکباره نورتون علیه "من عصیانگر" خودش به پا می خیزد و دیگر پیروی بی چون و چرا از تایلر را برنمی تابد و به نوعی درصدد تخریب وی و ضدیت با اعمال برخواسته از افکار وی برمی آید و در ادامه است که فینچر در چند سکانس خاص با چند جمله بیننده را کاملآ هشیار می سازد که تایلر معروف و قدرتمند کسی نیست جز اهریمن درون نورتون، و در واقع در فایت کلاب شاهد جنگ نورتون علیه نورتون بوده ایم. در بعضی از سکانس ها مثلآ در سکانس سوزاندن دست نورتون، برای بیننده نوعی پارادوکس ایجاد می گردد و برای لحظاتی از شنیدن جملات تایلر شاید به نوعی احساس رضایت کند. جملاتی از قبیل: "باباهای ما مدلی بودند از خدا" و "گوش کن، تو باید این احتمال رو در نظر بگیری که خدا تو رو دوست نداره" و "گور پدر لعنت شدگی، گور پدر رستگاری" و "ما بچه های ناخواسته خدا هستیم؟ خب باشیم" و اینکه "وقتی همه چیز رو از دست می دیم، اونوقته که آزادیم تا هرکاری رو که می خواهیم انجام بدیم". اما بیننده به زودی در می یابد که او (بیننده) و نورتون کمی شتاب به خرج داده اند و خواست تایلر الزامآ نویدبخش آرامش نیست و "آزاد بودن برای انجام هرکاری" فقط ظاهری آراسته دارد اما می تواند به معنای واقعی خشونت آفرین باشد.
    3. آرامش: و در انتها پس از اینکه نورتون همانگونه که با انتخاب و از روی آگاهی قدم به درون خویش مي گذارد و برای مدتی پایه گذار نبرد درونی خویش (باشگاه مبارزه) مي گردد مجددآ و اين بار از روی آگاهی تجربه شده، هیولای درون خود (تایلر) را مي کشد و به آرامش مي رسد همانگونه که با اطمینان به مارلا مي گويد: "به من اعتماد کن، همه چیز درست میشه" و در حالی که دست او را گرفته است به او مي گويد "تو توی یکی از عجیب ترین لحظه های زندگیم با من آشنا شدی". لحظه عجیب؟ اما چرا برای نورتون وقوع چنین لحظه ای بیشتر عجیب است تا خوب؟ چون نورتون در کمال تعجب درمي یابد که برخلاف حس غریبش، به هیچ وجه عصیان چاره رهایی از فشارهای درونی و برونی نیست. در سکانس پایانی، فینچر خیال بیننده را راحت می سازد و به او نوید می دهد که راوی مطمئنآ به اشتباه خود پی برده است و در ادامه زندگی راه را درست خواهد پیمود. او همچنین در لفافه به بیننده القا می کند که حتی اگر شروع تمام این ماجرا برای نورتون با تلنگر برقراری ارتباط با مارلا بوده است و نورتون به جای برقراری صحیح ارتباط با مارلا و درخواست معقول از او که می توانست برایش آرامش را به همراه داشته باشد به هیولای درون خود فرو رفت، ولی دیگر همچین اشتباهی را مرتکب نخواهد شد و به دنبال اصلاح رابطه خواهد بود. و به نوعی فینچر پیروی از تفکر آنارشیستی را به هر دلیل و با هر محرک، تقبیح نموده و چاره را در آزمایش راههای دیگر میداند که البته این صرفآ می تواند بیان نظر شخصی او باشد!
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dbdwuc8sg5q37p034mwf.png
مشاهده: 2555
حجم:  14.1 کیلو بایت


    ذکر چند نکته ضروری می نماید. در میانه گفتار قرار شد شخصیت مارلا و نقش او در تحول روحی نورتون واکاوی شود. شاید به نظر برسد که در کنار داستان اصلی حادثه پیدا شدن مارلا سینگر تنها پرکننده قسمتی از فضای فیلم است بخصوص آنکه در این سالها تجربه کردیم که اکثر کارگردانان خود را در قبال "تهیه کننده" و "گیشه" موظف می دانند و برای جذب مخاطبان از صحنه های ارتباط بین دو جنس مخالف آنهم بعضا از نوع عریان استفاده می کنند. اگرچه فایت کلاب نیز در صحنه آرایی از این قاعده مستثنی نیست ولی بیننده حتی در صحنه های برقراری ارتباط بین دو جنس نیز به هیچ وجه به ذهن خود استراحت نداده و به دنبال چیدن قطعات پازل فیلم برای درک مفاهیم می گردد. مارلا، این موجود برهم زننده آرامش نوپای نورتون، (در انجمن سرطانی ها) خود شخصیت متزلزل، اما نه عصیان زده دارد و تا انتهای فیلم به نوعی تداعی می شود که خود مارلا قبلآ این مراحل عصیان زدگی را گذرانده است (و البته با نتیجه گیری متفاوت) و دیگر نیازی به همراه شدن با شخصی مثل نورتون در صحنه های هیجان انگیزش ندارد و به دنبال آرامش است.
    کما اینکه "تایلر درون نورتون" نیز معتقد است که مارلا خیلی بیشتر از نورتون به آخر خط نزدیک است. اما این برهم زننده آرامش نورتون تا انتها سایه وار به دنبال نورتون می آید و مشخص می شود نورتون در خلسه ایجادشده بیش از پیش به مارلا نزدیک شده و با او رابطه برقرار کرده است. اما کجا؟ در خانه تایلر؟ مگر نه اینکه خانه تایلر درون خود نورتون است؟ پس نورتون تنها در اندیشه خود به مارلا نزدیک شده است ولی در اصل او را (به تعبیر نویسنده داستان به اشتباه) از خود رانده است و این همان مکتب ضد س.ک.س "دیوار" است که نشان از سرکوبی امیال در عین خواستن است. (این تعبیر به گونه ای همان لغت زنای ذهن است که در جامعه ما مطرح شده است چنانکه در فیلم نیز این لحظات در فضایی تار و به گونه ای خیال پردازانه به تصویر کشیده شده است).

    نکته دیگر وجود افراد دیگر و در واقع همان گروه خرابکار تایلر است. آنها نیز وجود خارجی ندارند و تنها چالشهای ایجاد شده حواشی همان خوددرگیری هستند و در واقع کپی های ایجاد شده از تایلر می باشند که فینچر به خوبی نحوه کپی گیری آنها از تایلر را به نمایش گذاشته است.
    پرداختن به عقده های درونی نسل حاضر نیز در نوع خود جالب و تعمق برانگیز است، اینکه در دیالوگهای رد و بدل شده بین نورتون و تایلر میل زدن فرد خاصی مثل لینکلن یا گاندی و... مطرح می شود نشان از این مسئله دارد.
    فضای فیلم همانند فیلم "هفت" قرار نیست روشن باشد و نشان از تاریکی ژرفای انسان عصر حاضر دارد. خون و کثیفی و چربی انسانی و صحنه های چندش آور. مگر دنیای امروز ما پاک تر از اینهاست؟ فیلم باید سیاهی و آلودگی دنیای ما را به خوبی به ما انتقال دهد.
    به هر حال فينچر با تکیه بر هوش و ذکاوت خود در چیدمان کاراکترها و پردازش فضاهای داستان برگ زرین دیگری از کارنامه خود را گشود و داستان تلخ ولی ذهن نواز چاک پولانک را نیز به همگان معرفی نمود.
    بازی مطرح برد پیت و ادوارد نورتون و بازی گیرای هلنا بونام کارتر نیز پردازشگر صحنه های زیبای فیلم بود.

    مثل فیلم "هفت" نورپردازی و فیلمبرداری نیز در سطح بسیار خوبی ارائه گشت تا بیننده را در طول مدت فیلم به داخل صحنه های فیلم بکشاند.
    نکته دیگر اینکه نیازی نیست حتمآ این فیلم را مستقیمآ یک فیلم سیاسی دانست، چون مستقیمآ نیست! بعضی ها چون وجه تشابهی بین اینگونه فیلمها و سیاست وجود دارد و آن خصیصه مرموز بودن آن است، آن را مستقيما سیاسی می دانند حال آنکه فیلمهایی از این دست با بیان تزاید ناهنجاری در دنیای کنونی که البته حاصل سیاستهای پنهان است به نوعی طعنه به سیاستهای منفعت طلبانه و ایضآ تخریب کننده افکار می زند. به هرحال فایت کلاب هیچ ربطی به طالبان، القاعده و پروژه سپر دفاع موشکی و ... ندارد ولی به کوکاکولا و مالبرو و لاکهید و جنرال موتورز و مک دونالد و آدیداس و نایک و دکوراسیون داخلی منزل و... مربوط می شود!
    به نظر می رسد تنها نکته منفی فیلم (به غیر از ضعف تکنیکهای سطح بالا که در حد فهم متخصصین امر می باشد) "برخورد کلیشه گونه رستاخیزی" فینچر در انتهای فیلم است و علاقه شدید او به پایانی مشابه رستاخیز برای کاراکترها و دنیای خلق شده توسط وی کمی تکراری و تابو گشته است.
    و اما کلام آخر:
    من هم مثل نورتون می خوام... رو بزنم! دست خودم نیست!
    شما چطور؟...


    با تشکر از مهناز عزیز بابت ویراستاری و سعید عزیز بابت گرافیک
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  dbdwuc8sg5q37p034mwf.png
مشاهده: 2555
حجم:  14.1 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    ویرایش توسط FFKIA : 08-18-2011 در ساعت 18:17
    1CHAMPION, noneless, FTSAMO و 15 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.


  4. #3
    habibmp3 آواتار ها
    وضعیت : habibmp3 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    سن: 26
    نوشته ها : 388
    سپاس ها : 251
    سپاس شده 525 در 227 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 146 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    خيلي دوست داشتم بهترين فيلم عمرم رو تحليل كنم ولي تو اين يك ماهه اخير مشكلاتي پيش اومد كه نشد!
    به هر حال با نظر خودم بر مي گردم ...
    در ضمن، تشكر فراوان به خاطر تحليلتون.
    AZIMOTH به این پست علاقمند بوده است.



  5. 4 کاربر از پست مفید habibmp3 سپاس کرده اند .


  6. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    با سلام ...

    بالاخره اول صبح رسیدم که تحلیل شما رو بعد از دور اول که برای کنترل خونده بودم، دوباره بخونم و این بار با خیالی آسوده تر
    قبل از این که به سراغ داستان فیلم برویم و درباره آن صحبت کنیم می خواهم یک تشکر ویژه از شما بکنم بابت این که درک خیلی عالی ای از تحلیل سینمائی دارید.
    گاها این طور به نظر میرسه که برای تحلیل داستان باید به سراغ اصل ماجراهای یک فیلم رفت و این در حالیست که باید تصور کرد که خواننده تحلیل فیلم را قبلا دیده و احتمالا مانند فایت کلاب آن را درست درک نکرده و اکنون وظیفه تحلیل گر این است که سعی کند به خواننده توضیح دهد که ماجرائی که دیده چه بود.

    اگر این کار را کردیم مطمئنا به خواننده خدمت کرده ایم و او را با زوایای تاریک داستان فیلم و همچنین ماجرای اصلی و هدف مشخص فیلم بیشتر آشنا کرده ایم.
    در حقیقت هدف ما از پرداختن به تحلیل یک فیلم همین است و بس. این که خواننده حس کند که از خواندن این تحلیل به نکاتی دست یافت که قبلا متوجه نشده بود. یا ذهنش نتوانسته بود آنرا به درستی حلاجی کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط AZIMOTH نمایش پست ها
    به غیر از ضعف تکنیکهای سطح بالا که در حد فهم متخصصین امر می باشد
    دقیقا آقا رضا ... از این جمله شما خیلی خوشم اومد. ما قرار نیست که متخصص تکنیکی فیلم ها باشیم. ما قرار نیست که در گروه تحلیل و بررسی به تکنیکهای به کار رفته در فیلم اشاره کنیم و آنها را کیفیت سنجی کنیم. ما قرار است داستان را تحلیل کنیم.
    و تحلیل خوب تحلیلی است که بتواند بدون اشاره به داستان ... از داستان بگوید و درک صحیح تری به خواننده بدهد و تحلیل شما این گونه بود، متشکرم



    من دوبار به طور کامل و یکی دو بار هم به طور جسته و گریخته این فیلم رو دیدم.
    آنچه در نگاه اول به نظر میرسد همان عصیان درونی است که بیننده را هم به دلیل این که خود هم با این نوع عصیان درگیر بوده است، با خود همراه میسازد.
    عصیان درونی و یا خود درگیری مسئله است که همان طور که فرمودید در اکثر انسانهای قرن بیست و اکنون بیست و یکم به شکل برجسته تری دیده میشود.
    اکنون این عصیان در زمان حاضر به دغدغه اصلی انسان بدل شده و حتی اگر به آن فکر نکنیم به هر حال وجود دارد.

    کسب ثروت، علم، برطرف شدن نیازهای جنسی، معتقد بودن به سرنوشت و یا دوری جستن از آن هیچ گاه نمیتواند به این درگیری داخلی ما پایان دهد و به نظر من دلیل آن را شما به خوبی در تحلیل نشان دادید.

    به عنوان مثال انسانی را در نظر بگیرید که در 100 سال پیش زندگی میکرد. تازه در حال کنار آمدن با اختراع رادیو بود و روزنامه ها تنها مرجع کسب اخبارش بودند. این انسان در بیشتر زمانهای روز میتوانست تمرکز کند و به این فکر کند که چگونه زندگی کند بهتر است. برنامه ریزی برای آینده اش و حرکت به سمت پیشرفت در یک جامعه نو و رو به ترقی هنجارهای این انسان بودند.
    اما وضعیت انسان امروز چگونه است؟

    انسان در این روزگار به طور 24 ساعته در حال بمباران اطلاعاتی است. وضعیت ارائه اطلاعات دیگر از کتابها و رادیو گذشته. تلویزیونی با هزاران کانال ماهواره ای و غیر ماهواره ای، هزاران مجله و روزنامه، موبایل و انواع امکانات خبری آن و درنهایت هم بلایی به نام اینترنت.
    میزان اطلاعات منتقل شده به مغز انسانی که از این امکانات استفاده میکند بیش از هزار بار بیشتر از انسان 100 سال پیش است و این باعث میشود که ذهن بشر خیلی سریع مرز بین واقعیت و رویا را گم کند و در نهایت نتواند این دو را از هم تفکیک کند.
    این عدم تفکیک و مبارزه دائم برای کنترل، استارت مسیری است که به همان عصیان می انجامد.

    در این مسیر گاها درگیر وقایعی میشویم که در ابتدا ممکن است واقعی به نظر برسد ولی در حقیقت این وقایع را ممکن است ذهن خود ما ایجاد کرده باشد.
    اگر به سراغ پزشکان روان شناس بروید و سوال کنید متوجه میشوید که در حال حاضر انواع بیماری های روانی که وابسته به عصیان روحی اشخاص است به سرعت رو به افزایش نهاده و این در حالی است که در واقع باید امکانات جدید زندگی و کسب اطلاع را برتی بشر راحت تر کرده باشد.

    اما این گونه نیست. به نظر میرسد که بشر با این نوع زندگی خود به خود دچار اور دوز شده است و بیش از این را به سختی برمیتابد.
    شاید خیلی تلخ باشد که بفهمیم از این وضعیت گریزی نیست و متاسفانه اوضاع مرتب پیچیده تر میشود.

    در فیلم کلوب مبارزه که در واقع به مرکز مبارزه ای در داخل وجود بشر امروزی اشاره میکند میتواند به شکل کاملی این نوع درگیری را دید.
    درگیری ای که در نهایت شخصیت اولش تلاش میکند که با نابود ساختن شخصیت پرداخته شده توسط ذهن خودش (یا همان فردی که در ذهنش با او درگیر است) به این مناقشه پایان بدهد.

    در سینمای هفته به پایان این فیلم اشاره کردم و بحث یازدهم سپتامبر ...
    حقیقت این است که به نظر من پایان فیلم خود به خود راهی را پیش پای همه میگذارد که در یک چیز خلاصه میشود .... نابودی!
    این نابودی به شکل واضحی که از دید آقا رضا بیان شد، نگاه رستاخیزی فینچر تعبیر میشود. اما از دید من این نگاه تنها یک سرنوشت ناگزیر است و اتفاقا هیچ ارتباطی هم به تقدیر ندارد. روند حرکت برای افرادی که تا این حد درگیر ذهن خود و عصیان هستند در پایان به نابودی ناگزیر خود و دیگران می انجام و نمونه های متعددی از آن را در همین سالهای اخیر دیده ایم.
    از دید یک سازنده فیلم اتفاقی نظیر یازده سپتامبر میتوانست به دست یک فرد عاصی خلق شود و نه به خاطر یک درگیری ایدئولوژیکی، کما این که قبلا هم اتفاق افتاده بود.
    اما مسئله به آن شکل اتفاق نیفتاد.
    بنده هم کاملا بر این مسئله توافق دارم که این داستان هیچ ربطی به القاعده و امثالهم ندارد. اما پیشنهاد سازنده در پایان چیزی جز نابودی نیست.
    با شلیک قهرمان فیلم به خود ماجرای درگیری ذهنی او حل نخواهد شد. به هر حال ذهن او میتواند تایلورهای زیاد تری ایجاد کند. در موقعیتهای دیگر و در درگیری های ذهنی دیگر .
    رستاخیز در پایان کلوب مبارزه بیش از آن که یک رستاخیز باشد، یک پیشنهاد برای پایان این نوع عصیان است.
    پایانی که خیلی از افراد گرفتار در این عصیان به آن رسیده اند و البته آن را به اشکال مختلف بروز داده اند. نمونه کامل این نوع تفکر را چند هفته پیش در نروژ دیدیم.
    با این که به نظر میرسید که قاتل بیش از 100 نفر را به خاطر مبارزه با اسلام گرائی کشته است، اما از دید من این آدم یک فرد عاصی بود.
    نمونه دیگر این افراد را همین روزها در انگلیس میبینیم. در قالب گروهی که همه چیز را غارت و نابود میکند.
    این افراد از نابودی کامل جهان هم پرهیز نخواهند کرد.

    در پایان از دید من نمونه کامل تر این نوع انسان،در فیلم شوالیه تاریکی به نمایش درآمد. شخصیت ژوکر ... انسان نابودی طلبی که بدون ضعف است و تنها در نابودی همه چیز است که ارضا میشود.

    باز هم از آقا رضا بابت این تحلیل فوق العاده ممنونم. امیدوارم که در سایت بیشتر و بیشتر بتوانیم از تحلیلهای آقا رضا استفاده کنیم .

    ممنون و متشکر
    ارادتمند...فرخ
    ویرایش توسط FFKIA : 08-19-2011 در ساعت 11:14
    Kevin 007, A!i و AZIMOTH به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. 6 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  8. #5
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    از رضاي عزيز بابت اين تحليل سپاسگزارم.
    خوشحالم كه اين فيلم رو ازديدگاه دقيق و موشكافانه اي مورد بررسي قرار داديد.
    در وهله اول كه اين فيلم را ديدم انسانهاي درگيري را ديدم كه بدون جهت همديگر را كتك ميزدند و از اين كار لذت ميبردند، خشن و بيرحم و چندش آور. اما اكنون بعد ازخواندن اين تحليل دنياي ديگري به رويم گشوده شد. اينكه همه ما انسانها دوست داريم به نوعي قدرت داشته باشيم و از آن در راه ارضاي اميال سركوب شده خويش استفاده كنيم.
    نورتون يك شهروند خوب و يك كارمند مطيع و سر به راه است. اما از لحاظ اميال سركوب شده، او چيزي براي دلخوشي ندارد. و اين فقدان را با خريدن وسايل گران قيمت زندگي جبران ميكند.
    نه زيبايي ظاهري و نه قدرت بدني و نه اعتماد به نفس در مقابل زنها... آنجايي كه از وجود مارلا احساس ناخوشايندي دارد اين حس عدم اعتماد به نفس در مقابل يك زن است كه به او احساس عدم امنيت ميدهد. او نميتواند تصور كند كه ممكن است مقبول مارلا باشد.
    شبي كه روزش در انجمن سرطانيها ميگريد _كه نميداند هم براي چه ميگريد_ به راحتي يك كودك به خواب ميرود. بغضهاي فرو خورده سالها را بيرون مي ريزد.
    تايلر اما چيزي است كه نورتون ميخواهد باشد. زيبا و قوي و سرشار از اعتماد به نفس. در قسمتي از فيلم، نورتون با كتك زدن، صورت جوان زيبايي كه در گروه او كار ميكند را تبديل به چيزي وحشتنناك ميكند و در پاسخ تايلر كه ميگويد چرا اينطور وحشيانه او را كتك زدي ميگويد: "زيبايي اي بود كه بايد از بين ميرفت."
    نورتون زيبايي را برنميتابد زيرا خود از آن بي بهره است.
    جالب است در وهله اول كه شخصيت نقش اول فيلم را ديدم اين سوال برايم پيش امد كه چه چيزي در اين هنرپيشه به ذائقه فينچر خوش امده است؟ بعد مشخص شد. عدم زيبايي و عدم قدرت بدني، چيزي كه برخلاف آن، تايلر زيبا و جذاب بود... جايي تايلر به نورتون ميگويد: "من آن چيزي بودم كه ميخواستي باشي."
    تايلر در برخورد با مارلا نيز جذاب است و او را به راحتي دست مي آورد اما براي نورتون اينطور نيست. به قول خودش مارلا روي اعصاب او راه ميرود. چرا؟ چون نگران است نتواند براي مارلا آني باشد كه يك زن ميخواهد. زماني كه ميفهمد او خود تايلر است از مارلا ميپرسد، آيا من توانستم نياز تو را به خوبي براورده كنم؟ و وقتي مارلا به او جواب مثبت ميدهد او تعجب ميكند. چرا؟ چون او از اين عدم اعتماد به نفس در مقابل يك زن رنج ميبرد و همين او را ترغيب ميكند تا تفكري ضد زن داشته باشد در عين خواستن!!!
    شايد همه ما تايلري درون خود داشته باشيم... تايلري زيبا، تايلري داراي قدرت، تايلري ثروتمند...
    .............................
    باز هم از رضاي عزيز بابت اين تحليل خوب تشكر ميكنم و ورودش را به اين جمع تبريك ميگويم.
    FFKIA, Dido, AZIMOTH و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.


    دوباره خواهيم روييد...




  9. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  10. #6
    AZIMOTH آواتار ها
    وضعیت : AZIMOTH آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    نوشته ها : 71
    سپاس ها : 194
    سپاس شده 186 در 49 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    مرسی فرخ جان از اظهار لطفت که مایه دلگرمیه وبهم جسارت میده که باز هم در خدمتتون باشم



    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    تحلیل خوب تحلیلی است که بتواند بدون اشاره به داستان ... از داستان بگوید و درک صحیح تری به خواننده بدهد
    درسته فرخ جان چون بین تحلیل و نقد وشرح فرق زیادی است و در تحلیل همانطور که گفتی بایستی بدون اشاره به داستان از حیث نوشتاری به تفکر نهفته در پس زمینه فیلم پرداخته بشه وبقول شما خواننده رو با زوایای تاریک فیلم و هدف فیلم آشنا کرد و این الزامآ به معنای عدم درک خواننده(بیننده) نیست و در واقع یک کمک فکری و دیدن فیلم از نگاه فرد تحلیلگره، کما اینکه من خودم خیلی دوست دارم و بیصبرانه منتظرم تا یک ویا حتی چند نفر دیگه از دوستان هم فیلم رو تحلیل کنن تا بتونم فیلم رو از نگاه اونا هم تماشا کنم(قابل توجه حبیب جان).





    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    اما وضعیت انسان امروز چگونه است؟

    انسان در این روزگار به طور 24 ساعته در حال بمباران اطلاعاتی است.
    دیگه به انسان امروزی اجازه نمیدن خودش فکر کنه واین اونو عصبانی کرده، شاید شما هم 100 برابر گذشته تو جامعه امروز خودمون جملاتی از قبیل "اصلآ انگار همه قاطی اند" ویا " مردم کلآ عصبانیند" و یا " یارو فول قاطه!" رو شنیده باشید و این همون جابجایی نقطه تحریک پذیری نسل امروزه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    بنده هم کاملا بر این مسئله توافق دارم که این داستان هیچ ربطی به القاعده و امثالهم ندارد.
    وجود ناهنجاریها در بعد وسیع و در واقع تاسیس گروههای ت.روریستی مثل ال.قاعده منتجه همین عصیانگری ها در مقیاس بالاست وبوجود آورنده اونها هم کمپانی های غول آسا با تبلیغات وسیع(بخش وسیعی از بمباران اطلاعاتی و رسانه ای) و گاهآ مسحور کننده ذهن هستند مثل کوکاکولا و مک دونالد و جنرال موتورز و مالبرو و .....در جامعه آمریکا و در بعد جهانی هم با شرکت کلیه کمپانیها و رسانه های تاثیر گذار تحت امر اونها.

    تشکر می کنم از شما و سایت سینما سنتر که این فرصت رو به من تازه وارد دادید و همچنین تشکر می کنم از مهناز عزیز به خاطر زحمتی که بابت ویراستاری متن ناقص اینجانب متحمل شدند.
    ویرایش توسط AZIMOTH : 08-19-2011 در ساعت 12:13
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.

  11. 2 کاربر از پست مفید AZIMOTH سپاس کرده اند .


  12. #7
    Riding to this world, all alone...
    Backstreetboy آواتار ها
    وضعیت : Backstreetboy آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    محل سکونت : هیچی فعلا معلوم نیست!
    سن: 24
    نوشته ها : 1,497
    سپاس ها : 1,656
    سپاس شده 2,908 در 850 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 479 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    نقل قول نوشته اصلی توسط AZIMOTH نمایش پست ها
    شاید در وهله اول، شروع آشنایی با چنین درخواستی در تضاد باشد اما با ظرافت تمام و بسیار غیرمنتظره شروع درگیری درونی را به بيننده اعلام می کند.
    نورتون باید به خانه تایلر برود و این تمثیلی از فرورفتن به اعماق درون است.
    از اینا خیلی خوشم اومد... .
    یعنی از تحلیلت خوشم اومد.

    کلا تا به حال اینجوری مثل شما، خیلی دقیق، به فیلم نیگا نکرده بودم! (که باعث بسی شرمندگیه! عضو گروه تحلیل باشی و...) . خیلی خوب داستان رو تحلیل کرده بودی. خسته نباشی. ممنون.

    یه جورایی به هم متصل کردن وقایع توی داستان مثل اینسپشن بود.

    تشکر میکنم از مهناز خانوم و البته سعید عزیز که این روزا زیادی مشغول کارای گرافیک بود... .
    ویرایش توسط Backstreetboy : 08-19-2011 در ساعت 13:33
    AZIMOTH به این پست علاقمند بوده است.
    آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند!



  13. 2 کاربر از پست مفید Backstreetboy سپاس کرده اند .


  14. #8
    AZIMOTH آواتار ها
    وضعیت : AZIMOTH آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    نوشته ها : 71
    سپاس ها : 194
    سپاس شده 186 در 49 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    جالب است در وهله اول كه شخصيت نقش اول فيلم را ديدم اين سوال برايم پيش امد كه چه چيزي در اين هنرپيشه به ذائقه فينچر خوش امده است؟ بعد مشخص شد. عدم زيبايي و عدم قدرت بدني، چيزي كه برخلاف آن، تايلر زيبا و جذاب بود... جايي تايلر به نورتون ميگويد: "من آن چيزي بودم كه ميخواستي باشي."
    خیلی جالب بود و نکته ای که دقیقآ ذهن من رو هم به هنگام دیدن فیلم خش انداخته بود! وقتی خشونت تمثیلی تو فیلم شروع شد مونده بودم هدف فینچر از انتخاب یه همچین کاراکتری چیه؟ اما به خوبی بیان کردی که اصلآ نیاز به یه آدم ضعیف بود تا نماد عقده درونش یکی مثل تایلر باشه. شروع معرفی نورتون با پرداختن به شخصیت ضعیف و آسیب پذیر اون بود. بی خوابی ناشی از استرس و گریه بی دلیل نشان از همین آسیب پذیری بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    چون او از اين عدم اعتماد به نفس در مقابل يك زن رنج ميبرد و همين او را ترغيب ميكند تا تفكري ضد زن داشته باشد در عين خواستن!!!
    و دقیقآ درصد بالایی از آرامش نورتون در پایان فیلم و در مواجه با مارلا همین کسب اعتماد به نفس و چیره شدن بر ترس از تقابل با جنس مخالف است. اما فینچر به زیرکی مارو چرخوند تا به این نتیجه برسیم. یادمه هنگام تماشای سریال لاست 2000 ! تا تحلیل بود که "اینا قوم بنی اس.راییل هستند" و "جک حضرت موسی هست" و "جزیره برزخه" و "همه مردند" و "نه همه زنده اند" و ......که خب این هنر فیلمسازان این سریال زیبا بود که نتونی به یک باره آخرش رو حدس بزنی و دیگه اشتیاقتو برای دیدن مابقی سریال از دست بدی.

    ممنون از نظر دقیق و جالب شما و اینکه زحمت ویراستاری این تحلیل رو تقبل کردید

  15. کاربر روبرو از پست مفید AZIMOTH سپاس کرده است .


  16. #9
    AZIMOTH آواتار ها
    وضعیت : AZIMOTH آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    نوشته ها : 71
    سپاس ها : 194
    سپاس شده 186 در 49 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    backstreetboy عزیز ممنون که منو مورد لطفت قرار دادی.
    من گاهی موقع در بیان بعضی از دریافته هام عاجزم، مثلآ یه فیلم رو خوب درک می کنم ولی نمی تونم درباره اش صحبت کنم، اما اینجور مواقع وقتی نگاه به درونم می کنم می بینم انقدر فیلم منو تحت تاثیر قرار داده و روحم رو نوازش داده که خیلی مایل نیستم دریافتم رو با دیگری به اشتراک بذارم و نظرم رو بازگو کنم چون حس می کنم اون لذت خالص رو از دست می دم و ترجیح می دم دیگران درباره اش نظر بدن ببینم چقدر رو بقیه اثر گذاشته!. شاید این گفته من عجیب به نظر بیاد اما مسلمآ برای شما هم پیش اومده و این فقط در مورد یه فیلم نیست و میتونه یک قطعه ادبی یا یک آهنگ و یا حتی در مورد یک نفر باشه. شاید شما هم در مورد این فیلم دچار همچین حالتی شدید وگرنه خیلی قبول ندارم که خوب فیلم رو درک نکردید.
    ویرایش توسط AZIMOTH : 08-19-2011 در ساعت 14:30

  17. #10
    Riding to this world, all alone...
    Backstreetboy آواتار ها
    وضعیت : Backstreetboy آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    محل سکونت : هیچی فعلا معلوم نیست!
    سن: 24
    نوشته ها : 1,497
    سپاس ها : 1,656
    سپاس شده 2,908 در 850 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 479 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 51- تحليل و بررسي فيلـــــــم کلوب مبارزه (Fight Club)

    نقل قول نوشته اصلی توسط AZIMOTH نمایش پست ها
    شاید این گفته من عجیب به نظر بیاد
    نه، اصلا....منم اینجوری شدم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط AZIMOTH نمایش پست ها
    وگرنه خیلی قبول ندارم که خوب فیلم رو درک نکردید.
    شاید... .

    AZIMOTH به این پست علاقمند بوده است.
    آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند!



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفي Fight Club
    توسط .:SaMi:. در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 04-09-2014, 06:43
  2. معرفی فیلم Bang Bang Club
    توسط HEARTLESS در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-16-2013, 22:09
  3. تحلیل و بررسی ایران Cia.08- تحلــيل و بــررسي فيــلم مـن مـادر هســتم
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش رسمي تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: 01-07-2013, 20:07
  4. بحث و بررسي فيلم Fight Club در سينماي هفته
    توسط Parnian در انجمن سينماي هفته جهان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 08-08-2011, 01:22
  5. نقد و بررسي فيلم مظنونين هميشگي
    توسط MOHAMMAD در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 08:57

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •