مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفي اپراي لا تراوياتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: معرفي اپراي لا تراوياتا

  1. #1
    Skyfly آواتار ها
    وضعیت : Skyfly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,882
    سپاس ها : 4,547
    سپاس شده 7,229 در 1,439 پست
    یاد شده
    در 22 پست
    تگ شده
    در 778 تاپیک

    معرفي اپراي لا تراوياتا

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  La-Traviata-Poster.jpg
مشاهده: 787
حجم:  83.9 کیلو بایت


    لا تراوياتا La Traviata شاهكار جوزپه وردي، اپرايي در سه پرده است كه ليبرتو Liberto (متن نوشته شده براي اپرا) آن توسط فرانچسكو ماريا پياوه Francesco Maria Piave با اقتباس از رمان مادام كامليا الكساندر دوما نوشته شده است. عنوان «لا تراوياتا» به معني «زنان افتاده (سقوط كرده)» و يا بهتر بگوئيم «زنان گمراه» است. نام اين اپرا ابتدا ويولتا Violetta ،نام شخصيت اصلي داستان، بود.

    اين اپرا اولين بار در 6 مارس 1853 در خانه اپراي لافنيچه La Fenice ونيز اجرا شده است. بعد از تغييرات به خصوص در پرده­هاي 2 و 3 اين اپرا، بار ديگر در ونيز ارائه و با موفقيت چشمگيري روبرو شد.

    امروزه اين اپرا از محبوبيت فراواني برخوردار است و در دومين جايگاه اپراهايي كه بيشترين اجراها را داشته­اند بعد از فلوت سحرآميز قرار دارد.

    داستان در پاريس و در ابتداي قرن هيجدهم اتفاق مي افتد.

    ويولتا والري Violetta Valery زن بدكاره مشهوري است كه به مناسبت بهبود بيماري­اش يك مهماني ترتيب داده است. كنت گاستون Gastone، به همراه خود دوست جوانش آلفردو جرمونت Alfredo Germont را هم آورده است. آلفردو تعريف ويولتا را زياد شنيده و پيشتر به او علاقمند بوده است. گاستون به ويولتا مي­گويد كه آلفردو عاشق اوست.

    بارون، كه او نيز در حال حاضر عاشق ويولتا است، براي مشايعت ويولتا در نزديكي سالن انتظار مي­كشد. از بارون مي­خواهند كه جامي بنوشد و او امتناع مي­كند.

    از اتاق كناري، صداي اركستر شنيده مي­شود، مهمان­ها براي رقص به آن سو مي­روند. وبولتا كه احساس سرگيجه دارد از مهمان­ها مي­خواهد كه ادامه دهند و خود براي كمي استراحت مي­رود. ويولتا به چهره رنگ پريده خود در آينه نگاه مي­كند. آلفردو وارد مي­شود و مي­گويد كه نگران سلامتي اوست و عشق خود را به ويولتا ابراز مي­دارد. ويولتا در ابتدا او را پس مي­زند چرا كه عشق براي او مفهومي ندارد، اما در مورد آلفردو چيزي هست كه قلب او را تكان مي­دهد. هنگام خروج آلفردو، ويولتا به او يك شاخه گل مي­دهد و مي­گويد كه هر وقت گل پژمرده شد برگردد و به او قول مي­دهد كه روز بعد او را ملاقات كند.

    بعد از رفتن مهمان­ها، ويولتا فكر مي­كند كه آيا آلفردو كسي است كه او در زندگي مي­خواهد؟ اما خود نتيجه مي­گيرد كه در زندگي به آزادي نياز دارد. از بيرون صحنه صداي آواز عاشقانه آلفردو در خيابان به گوش مي­رسد.

    سه ماه بعد آلفردو و ويولتا در يك خانه ييلاقي در حومه پاريس با شادماني زندگي مي­كنند. ويولتا عاشق آلفردو شده و زندگي قبلي خود را كاملاً كنار گذاشته است. آنينا Annina خدمتكار آنها كه از شهر برگشته مي­گويد هر آنچه متعلق به ويولتا بوده را براي حفظ زندگي شادمانه آنها فروخته است.

    آلفردو تعجب مي كند و فوراً راهي پاريس مي شود تا به موضوع رسيدگي كند. ويولتا دعوتنامه اي از دوستش فلورا Flora براي شركت در يك مهماني در پاريس دريافت مي كند. پدر آلفردو، جرجيو جرمونت Giorgio Germont، نزد ويولتا مي آيد و به او مي گويد كه ارتباطش را با آلفردو به خاطر خانواده او قطع كند، چرا كه اين ارتباط نامزدي دختر او را نيز تحت تأثير قرار داده است. ويولتا مي گويد كه آلفردو را دوست دارد و نمي تواند اين رابطه را قطع كند. اما جرجيو از او به خاطر خانواده درخواست مي كند. ويولتا موافقت مي كند و از جرجيو خداحافظي مي كند و جرجيو پيشاني او را به خاطر مهرباني و گذشت او مي بوسد.

    ويولتا يادداشتي مبني بر قبول مهماني به آنينا مي­دهد كه به فلورا برساند. ضمن نوشتن نامه خداحافظي براي آلفردو، آلفردو وارد مي­شود. به سختي مي­تواند غم و اشك خود را پنهان كند و مرتباً عشق بي­شائبه خود را به او تكرار مي­كند. قبل از اينكه غازم پاريس شود نامه خداحافظي را به خدمتكار مي­دهد تا به آلفردو برساند.

    نامه به دست آلفردو مي­رسد، به محض خواندن نامه جرجيو برمي­گردد و سعي مي­كند او را آرام كند و موقعيت خانواده را به او گوشزد مي­كند. آلفردو مشكوك است كه آيا بارون پشت اين قضيه هست يا نه. دعوتنامه مهماني كه روي ميز پيدا مي­كند اين گمان او را قوت مي­بخشد. تصميم مي­گيرد كه در مهماني با ويولتا روبرو شود. جرجيو سعي مي­كند او را منصرف كند اما آلفردو با عجله بيرون مي­رود.

    در مهماني، ماركيس Marquis‌ به فلورا مي­گويد كه ويولتا و آلفردو جدا شده­اند.

    ويولتا با بارون دوفول Douphol وارد مي شود. انها آلفردو را سر ميز قمار مي بينند. وقتي آلفردو آنها را مي بيند با صداي بلند مي گويد كه بارون ويولتا را به كمزل خواهد بود. بارون براي بازي سر ميز قمار به آلفردو ملحق مي شود. تا زمان شام آلفردو مبالغ زيادي برنده شده است.

    هنگامي كه مهمان­ها اتاق را ترك مي­كنند ويولتا از آلفردو مي­خواهد كه او را ببيند. با ترس از خشم بارون و مواجه شدن آلفردو با بارون در دوئل، ويولتا به آرامي از او مي­خواهد كه آنجا را ترك كند. آلفردو موضوع را درست متوجه نمي­شود و گمان مي­كند ويولتا به خاطر عشق بارون از او اين تقاضا را دارد. او ويولتا را مسخره مي­كند و پول­هايي را كه بر سر ميز قمار برده به پاي ويولتا مي­ريزد. ويولتا مي­افتد. مهمان­ها به آلفردو مي­گويند كه سريعاً مهماني را ترك كند چرا كه به يك بانوي محترم توهين كرده است.

    جرجيو به دنبال پسرش مي­گردد و به محض ورود به سالن موضوع را مي­فهمد.

    فلورا و ديگر زنان سعي دارند ويولتا را از اتاق بيرون ببرند، ويولتا به طرف آلفردو برمي­گردد و مي­گويد: نمي­تواني تصوري از عشقي كه نسبت به تو دارم داشته باشي.

    دكتر گرنويل Grenvil به آنينا مي گويد كه بيماري سل ويولتا بدتر شده و مدت زمان زيادي زنده نخواهد ماند. ويولتا در اتاق خود نامه اي از پدر آلفردو مي خواند كه مي گويد كه بارون در دوئل با آلفردو زخمي شده و اينكه او به آلفردو در مورد گذشت ويولتا گفته است و به زودي آلفردو را براي دبدار و طلب بخشش از او مي فرستد. ويولتا احساس مي كند كه خيلي دير است.

    آنينا به عجله به اتاق وارد مي­شود كه بگويد آلفردو برگشته، آلفردو مي­آيد و پيشنهاد مي­دهد كه پاريس را ترك كنند.

    اما دير شده، ويولتا مي­داند كه وقتي ندارد. پدر آلفردو همراه با دكتر وارد مي­شود، از كرده خود پشيمان است. ناگهان ويولتا مي­گويد كه درد و ناراحتي احساس نمي­كند و لحظه­اي بعد در آغوش آلفردو مي­ميرد.

    شخصيت­ها:

    · ويولتا والري Violetta Valery زن بدكاره
    · آلفردو جرمونت Alfredo Germont يك جوان نجيب­زاده
    · جرجيو جرمونت Giorgio Germont پدر آلفردو
    · فلورا برووا Flora Bervoix دوست ويولتا
    · آنينا Annina خدمتكار ويولتا
    · گاستون Gastone دوست آلفردو
    · بارون دوفول Barone Douphol عاشق ويولتا
    · دكتر گرنويل Dr. Grenvil
    · خدمتكاران و گروه كر

  2. 11 کاربر از پست مفید Skyfly سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفي Rec 2
    توسط behrooz_film در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 05-17-2012, 00:31
  2. معرفي اپراي آيدا
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 07-04-2011, 17:12
  3. معرفي اپراي كارمن
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 05-02-2011, 15:34
  4. معرفي اپراي رستم و سهراب
    توسط Skyfly در انجمن نمايشنــــــامه
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 01-10-2011, 20:19
  5. معرفي Gone With The Wind
    توسط ScarFace در انجمن معـرفی فیــلم‌های جهان (آزاد)
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 08-01-2010, 12:39

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •