سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط AloneDreamer

موضوع: وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

  1. #1
    Dreams are Awesome
    AloneDreamer آواتار ها
    وضعیت : AloneDreamer آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    سن: 20
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 3,323
    سپاس شده 3,395 در 1,194 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 590 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    جرالدين دخترم، از تو دورم، ولي يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود. اما تو کجايي؟ در پاريس روي صحنه ي تئاتر پر شکوه شانزه ليزه ... اين را مي دانم و چنان است که در اين سکوت شبانگاهي، آهنگ قدمهايت را مي شنوم. شنيده ام نقش تو در اين نمايش پر شکوه، نقش آن دختر زيباي حاکمي است که اسير خان تاتار شده است.

    جرالدين، در نقش ستاره باش اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هوشياري داد، بنشين و نامه ام را بخوان ... من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که هنرنمايي کني و به اوج افتخار برسي. امروز نوبت توست که صداي کف زدنهاي تماشاگران تو را به آسمانها ببرد. به آسمانها برو ولي گاهي هم روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا کن. زندگي آنان که با شکم گرسنه، در حالي که پاهايشان از بينوايي مي لرزد و هنرنمايي مي کند. من خود يکي از ايشان بودم.

    جرالدين دخترم، تو مرا درست نمي شناسي. در آن شبهاي بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه هاي خود را هرگز نگفتم. آن هم داستاني شنيدني است. داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترين صحنه هاي لندن آواز مي خواند و صدقه مي گيرد. اين داستان من است. من طعم گرسنگي را چشيده ام. من درد نابساماني را کشيده ام. و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند. اما سکه ي صدقه ي آن رهگذر که غرورش را خرد نمي کند رانيز احساس کرده ام. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آن که بميرند حرفي نبايد زد. داستان من به کار نمي آيد. از تو حرف بزنم. به دنبال نام تو نام من است.

    چاپلين، جرالدين دخترم، دنيايي که تو در آن زندگي مي کني دنياي هنرپيشگی و موسيقي است. نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بيرون مي آيي، آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن. ولي حال آن راننده تاکسي را که تو را به منزل مي رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت، مبلغي پنهاني در جيبش بگذار ...

    به نماينده خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا بپردازد. اما براي خرجهاي ديگرت، بايد براي آن صورت حساب بفرستي ...

    دخترم جرالدين، گاه و بي گاه با مترو و اتوبوس شهر بگرد. مردم را نگاه کن. زنان بيوه و يتيم را بشناس و دست کم روزي يک بار بگو: *من هم از آنها هستم.* تو واقعا يکي از آنها هستي. هنر قبل از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پاي او را مي شکند. وقتي به مرحله اي رسيدي که خود را برتر از تماشاگران خويش بداني، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسي خود را به حومه ي پاريس برسان. من آنجا را خوب مي شناسم. آنجا بازيگران مانند خويش را خواهي ديد که از قرنها پيش زيباتر از تو، چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمايي مي کنند. اما در آنجا از نور خيره کننده ي نورافکن هاي تئاتر شانزه ليزه خبري نيست. نورافکن کولي ها تنها نور ماه است. نگاه کن، آيا بهتر از تو هنرنمايي نمي کنند؟ اعتراف کن. دخترم ... هميشه کسي هست که بهتر از تو هنرنمايي کند و اين را بدان که هرگز در خانواده ي چارلي چاپلين کسي آنقدر گستاخ نبوده که يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن يا کولي هنرمند حومه پاريس را ناسزايي بگويد ...

    دخترم، جرالدين، چکي سفيد براي تو فرستاده ام که هر چه دلت مي خواهد بگيري و خرج کني. ولي هر وقت خواستي دو فرانک خرج کني، با خود بگو سومين فرانک از آن من نيست. اين مال يک فرد فقير گمنام مي باشد که امشب به يک فرانک احتياج دارد. جستجو لازم نيست. اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي همه جا خواهي يافت. اگر از پول و سکه براي تو حرف ميزنم براي آن است که از نيروي فريب و افسوس پول، اين فرزند شيطان، خوب آگاهم ...

    من زماني دراز در سيرک زيسته ام و هميشه و هر لحظه براي بندبازان بر روي ريسماني بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روي زمين استوار و گسترده، بيشتر از بندبازان ريسمان نااستوار سقوط مي کنند.

    دخترم، جرالدين، پدرت با تو حرف ميزند. شايد شبي درخشش گرانبهاترين الماس این جهان تو را فريب دهد. آن شب است که اين الماس، آن ريسمان نااستوار زير پاي تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است ... روزي که چهره ي زيباي يک اشراف زاده ي بي بند و بار تو را بفريبد، آن روز است که بندبازي ناشي خواهي بود. بندبازان ناشي هميشه سقوط مي کنند.

    از اين رو دل به زر و زيور مبند. بزگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد ... اما اگر روزي دل به مردي آفتاب گونه بستي، با او يکدل باش و به راستي او را دوست بدار و معني اين را وظيفه ي خود در قبال اين موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در اين خصوص براي تو نامه اي بنويسد. او بهتر از من معني عشق را مي داند. او براي تعريف معني عشق، که معني آن يکدلي است شايسته تر از من است ...
    دخترم، هيچ کس و هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند ... برهنگي بيماري عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.

    دخترم جرالدين، براي تو حرف بسيار دارم ولي به موقع ديگري مي گذارم و
    با اين پيام نامه ام را پايان مي بخشم :

    انسان باش، پاکدل و يکدل؛ زيرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بي عاطفه بودن است.

    موفق باشید ...
    The Original به این پست علاقمند بوده است.
    ...All and more | همه‌ی فیلم‌هایی که دیده‌ام

    حال همه‌ی ما خوب است؛ اما تو باور نکن!

  2. 4 کاربر از پست مفید AloneDreamer سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    We're all on planes
    Mendicant آواتار ها
    وضعیت : Mendicant آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 173
    سپاس ها : 360
    سپاس شده 415 در 142 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 21 تاپیک
    جالبه بدونید چارلی چاپلین هرگز چنین نامه ای به دخترش ننوشته !!

    خیلی وقت پیش این نامه رو یه روزنامه نگار «ایرانی» به خاطر خالی بودن ستون فرهنگی روزنامه ش نوشت و به عنوان نامه ی چارلی چاپلین منتشر کرد !!
    جالب تر اینکه به کلی زبون دیگه ترجمه شده این نامه به عنوان نامه ی چارلی چاپلین !!!
    اگه خواستید اینجا بیشتر بخونید در مورد این نامه !!
    ویرایش توسط PHOENIX : 08-04-2010 در ساعت 21:06
    ... Sometimes you see more with your eyes shut
    : )

  5. 3 کاربر از پست مفید Mendicant سپاس کرده اند .


  6. #3
    من یه روحم!!!!!! و همچنین یه مورت سف !!!!!!
    Hedieh آواتار ها
    وضعیت : Hedieh آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : شیراز!
    سن: 25
    نوشته ها : 118
    سپاس ها : 494
    سپاس شده 335 در 84 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 8 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    وا؟؟؟؟؟؟ نـــــه یعنی اینهمه تو مدرسه صبح 3 ساعات سر صف صبگاهی الکی وایمیستادیم؟؟؟

    اگ من چشمم به این ناظمو مدیرم نیفته میدونم با اونا این همه مارو اذیت کردن که باید نامه رو گوش بدید بیبین چه اعجوبه ای چارلی چاپلین

  7. #4
    Dreams are Awesome
    AloneDreamer آواتار ها
    وضعیت : AloneDreamer آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    سن: 20
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 3,323
    سپاس شده 3,395 در 1,194 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 590 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    سپهر واقعاً خودش ننوشته ...
    من که تا این نامه رو دیدم عاشق چارلی چاپلین شدم (اولش هم بودم ولی بیشتر!) ...
    ای روزنامه نگار مردم آزار ... خدا بگم چیکارش کنه ...!
    ...All and more | همه‌ی فیلم‌هایی که دیده‌ام

    حال همه‌ی ما خوب است؛ اما تو باور نکن!

  8. #5
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 35
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    سوای اینکه چارلی چاپلین چنین نامه ای رو نوشته باشه یا نه به نظر من بعنوان یکی از بزرگان تاریخ سینما بایستی شخصیتش بازشناسی بشه...منم شنیده بودم این قضیه رو ولی فکر می کنم چارلی چاپلین تفکراتی مشابه اونچه که در این نامه اومده رو در خودش داشته.



  9. #6
    Eliya آواتار ها
    وضعیت : Eliya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 44
    سپاس ها : 8
    سپاس شده 105 در 34 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ...

    چه لذتی دارد بلعیدن یک چکمه آب پز توسط چاپلین ،

  10. کاربر روبرو از پست مفید Eliya سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •