سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
نمایش شاخه ای38علاقمندی ها
  • 14 ارسال شده توسط FFKIA
  • 17 ارسال شده توسط SovRan
  • 1 ارسال شده توسط ScarFace
  • 5 ارسال شده توسط FFKIA
  • 1 ارسال شده توسط SovRan

موضوع: Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,202
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)


    نام فیلم: نجات سرباز رایان
    نام: aqunepotnoxgbw4zrz5.gif نمایش: 2665 اندازه: 197.9 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: استیون اسپیلبرگ
    تهیه کننده: یان برایس
    مارک گوردون
    گری لوینسون
    استیون اسپیلبرگ
    نویسنده: رابرت رودات
    موسیقی: جان ویلیامز
    فیلمبرداری: یانوش کامینسکی
    تدوین: مایکل کان

    بازیگران
    تام هنکس
    ادوارد برنز
    تام سایزمور
    بری پیپر
    آدام گولدبرگ
    مت دیمون
    وین دیزل
    پل جیاماتی
    اطلاعات دیگر
    ژانر: جنگی، درام، تاریخی
    تاریخ اکران: 24 ژوئیه 1998
    درجه نمایش: R
    مدت زمان: 169 دقیقه
    شرکت تولید کننده: آمبلین اینترتیمنت، دریم ورکس
    محصول ایالات متحده
    بودجه: 70میلیون دلار
    فروش کل: 481 میلیون دلار
    نمره در IMDB Rate 8.5

    افتخارات و جوایز
    نامزد 11 جایزه اسکار در سال 1999
    برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای اسپلیبرگ سال 1999
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای کامینسکی سال 1999
    برنده جایزه اسکار بهترین تدوین برای کان سال 1999
    برنده جایزه اسکار بهترین جلوه های ویژه برای ریداستروم و هیمنز سال 1999
    برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری برای ریدستروم،سامرز و نیلسون سال 1999
    نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد برای هنکس سال 1999
    نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان هنری برای ساندرس سال 1999
    نامزد دریافت جایزه بهترین تصویربرداری برای اسپیلبرگ و گوردون سال 1999
    برنده جایزه بفتا بهترین صدابرداری برای ریدستروم،سامرز و نیلسون سال 1999
    برنده جایزه بفتا بهترین جلوه های ویژه برای فانگمیر سال 1999
    نامزد دریافت جایزه بفتا بهترین تدوین برای کان سال 1999
    نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم برای اسپلیبرگ سال 1999
    نامزد دریافت جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد برای هنکس سال 1999
    برنده جایزه گلدین گلاب بهترین کارگردانی برای اسپلیبرگ سال 1999
    نامزد دریافت جایزه گلدین گلاب بهترین موسیقی برای جان ویلیامز سال 1999
    نامزد دریافت جایزه گلدین گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای هنکس سال 1999
    نامزد دریافت جایزه گلدین گلاب بهترین فیلمنامه برای رودات سال 1999
    همچنین برنده بیش از 50 جایزه مختلف از فستیوالهای مختلف با بیش از 100 نامزدی
    تحلیل و بررسی از یحیی


    ویرایش توسط FFKIA : 06-15-2012 در ساعت 01:34
    SEYED AMIR, .:Reza:., Parnian و 11 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,243
    سپاس شده 4,257 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ky1nlwbjkjas4bhjxbm.gif
مشاهده: 2865
حجم:  176.8 کیلو بایت

    تحلیل فیلم: نجات سرباز رایان

    فیلم نجات سرباز رایان یا (saving private rayan ) محصول سال 1998 آمریکا به کارگردانی استیون اسپیلبرگ است که در 24 ژوئیه سال 1998 بر روی پرده سینما رفت. در کاست فیلم، مقابل ژانر، عبارت (جنگی) نوشته شده است. معمولا فیلم هایی که ژانر آن اینچنین باشد در اکثر مواقع مربوط به جنگ جهانی دوم می باشند. جنگی که همه دنیا را درگیر کرد.
    قشر خاصی از جامعه هستند که از دیدن فیلم های جنگی لذت می برند و بقیه در بیشتر مواقع وقت خود را برای دیدن یک فیلم جنگی تلف نمی کنند. البته شاید این تفکر با دیدن فیلم های جنگی بی سر و ته در طی سالیان بعد از وقوع هر جنگ باشد؛ معمولا هر کشوری پس از حضور در هر جنگی چه بزرگ و چه کوچک شروع به ساخت فیلم هایی می کند. تصاویری که نماد و نشان دهنده رشادت ها، دلاوری ها و از جان گذشتگی های آن ملت در مقابل متجاوزین است. البته این موضوع به موقعیت آن کشور پس از جنگ هم بستگی دارد؛ به عنوان مثال پس از پایان یافتن جنگی میان دو کشور هر کدام با توجه به شرایط خود شروع به نوشتن داستان ها و ساختن فیلم ها و افسانه هایی از آن برای نسل بعد از خود می كنند. در مرحله اول هیچ یک از طرفین خود را بازنده نمی دانند اما اگر اوضاع کمی پیچیده تر شد موضوع فرق می کند. کشور پیروز سعی در نشان دادن زیرکی ها و موفقیت های خود می کند و طرف شکست خورده بیشتر سعی در نشان دادن نابرابری و بی عدالتی هایی دارد که طرف مقابل به آن روا داشته است. این روند ادامه پیدا می کند و در این میان مسلما بعد از مدت زمانی شنیدن این داستان ها و ... برای مردم زننده می شود؛ چیزی که ما به وضوح می توانیم در کشور خودمان ببینیم.

    فیلم نجات سرباز رایان یکی از همین فیلم های جنگی است؛ ولی توانسته است عنوان یکی از برترین فیلم های جنگی ساخته شده تاریخ سینما را به خود اختصاص دهد. شاید بتوان گفت بیست دقیقه آغازین این فیلم یکی از ماندگارترین صحنه هایی است که یک فرد می تواند در ذهن خود به خاطر بسپارد. این بیست دقیقه جنجالی و مشهور به علاوه بقیه داستان فیلم بر پایه بزگترین عملیات آبی-خاکی تاریخ که در طول جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین صورت گرفت؛ ساخته شده است.
    نرماندی منطقه ای است در شمال فرانسه که متفقين، در ابتدای جنگ جهانی دوم از این محل شروع به آزادسازی فرانسه کردند.
    سحرگاه ششم ژوئن ۱۹۴۴ بزرگترين حمله در تاريخ نظامي جهان از دريا به خشكي به فرماندهي ژنرال امريكايي "دوايت ايزنهاور" آغاز شد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4vvuq7owh0eg21pc1pe9.png
مشاهده: 1714
حجم:  17.4 کیلو بایت

    ساعت شش و نيم صبح ششم ژوئن حمله ای كه از ماهها پيش طراحي شده بود (و آلمانها از آن آگاه بودند ولي محل آن را به درستي نمي دانستند) سواحل فرانسه را درهم كوبید. يكصد و پنجاه هزار سرباز از سه ميليون سرباز در مرحله اول با سه هزار قايق نفربر از يازده هزار قايقي كه آماده شده بود در درياي سرد مانش* تا سينه خود را به آب زدند و در چندين نقطه ايالت نرماندي، در برابر آتش توپخانه ارتش رايش سوم در آوردگاه بي نظيري مقاومت كردند و هزاران تن از آنها در دم جان سپردند.

    فرماندهي متفقين با نقشه هاي غلطي كه توسط سازمان مخفي ارتش پخش شده بود آلمانها را به اشتباه انداخت. در نقشه ها كه هيتلر نمي دانست جعلي و ساختگي است محل پياده شدن نيروهاي متفقين بندر «گاله» در شمال غربي فرانسه در نظر گرفته شده بود. «پيشوا» مارشال رومل معروف به «روباه صحرا» را مأمور كرده بود كه ديواري از آتش در آن نقطه به وجود آورد و كيلومترها از سواحل فرانسه در آن محل را با بتون آرمه بسازد و ميليونها مين را در زمين پخش كند. با وجود اینکه چند ژنرال آلماني به هيتلر گوشزد كرده بودند كه متفقين ما را به اشتباه مي اندازند ولی وی به حرف آنها گوش نکرد.

    متفقين از مدتي قبل در«يوركشاير» (انگلستان) با كارتن هزاران سرباز ساخته بودند و طوري حركت آنها را نشان مي دادند كه گويا آنها در بندر «گاله» پياده مي شوند. هواپيماهاي شناسايي آلماني تصور مي كردند آنها سربازان واقعي هستند. انحرافي كه متفقين در افكار هيتلر به وجود آوردند موجب موفقيت سريع آنها در پياده كردن نيرو در نرماندي گرديد. قلب اصلي دفاع ارتش رايش سوم در «گاله» بود درحالي كه به اين نقطه هيچگونه حمله ای نشد. متفقين نام عمليات جبهه دوم را "اورلرد" (overlord) گذاشته بودند و محل حمله و ساعت آن از محرمانه ترين اسرار نظامي متفقين بود.
    در تمام روز ششم ژوئن سربازان هزاران تن مهمات و سلاح جنگي را حمل كرده و در پنج نقطه ساحل نرماندي پياده كردند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  7gjkclto5a79j4l4tgus.png
مشاهده: 1979
حجم:  20.5 کیلو بایت

    شب قبل از حمله هزاران چترباز با هواپيماهاي بي موتور در نقاط مختلف پياده شدند. باد شديدي مي وزيد و بسياري از چتربازان نتوانستند در محلي كه قرار بود فرود آيند اما با این وجود عده اي همديگر را يافته و موفق شدند در ارتش آلمان بي نظمي ايجاد كنند.
    برخلاف آنچه متفقين فكر مي كردند نيروهاي آنها با مقاومت سختي روبرو نشدند زيرا ارتش رايش سوم كاملاً غافلگير شده بود و قلب استحكامات خود را در بندر «گاله» قرار داده بود.
    باوجود لشكركشي عظيم متفقين كه طي ماهها براي پياده شدن در سواحل فرانسه آماده مي شدند از عجايب تاريخ نظامي است كه هيتلر عليرغم جاسوسان زبردستي كه داشت نتوانست به اهميت فوق العاده اين حمله پي ببرد و از ابعاد وسيع آن بي اطلاع ماند. هريك از ارتش ها در ساحلي كه با «كد» (علامت رمز) تعيين شده بود، پياده شدند. انگليسي ها سواحل «سورد» (sword) و گلد (Gold) و كاناداييها جونو (Jono) و امريكايي ها «اوما ها» (OMAHA) و اوتا (UTAH) را تسخير كردند.

    انگليسي ها و كاناداييها زير آتشي از توپخانه آلمانها قرار گرفتند هرچند كه در پناه كشتي هاي جنگي بودند كه با توپخانه دور زن استحكامات آلمانها را هدف گيري كرده بود. سربازان انگليسي و كانادايي عليرغم تلفات زيادي كه داشتند توانستند كنترل سواحل تسخيرشده را حفظ كنند.
    امريكاييها با پيشتازان لشگر ۳۵۲ آلمان روبرو شدند. در يك لحظه، حمله توپخانه آلمان به امريكاييها آنچنان شديد گرديد كه بسياري از سربازان امريكايي اجباراً به سوي دريا عقب نشيني كردند. سرانجام امريكاييها دريافتند كه بهترين تاكتيك پيشرفت و حمله است هرچند كه تلفات آنها سنگين باشد زيرا اگر در ساحل باقي مي ماندند همه آنها نابود مي شدند. ژنرال «نورمان كوتا» (NORMAN-COTA) امريكايي، با جيپ خود و زير آتش سربازان آلماني همه ساحل را طي می كرد و سربازان را تشويق به ادامه پيشروي می كرد.
    تسخير ساحل «اوماها» به قيمت كشته شدن دو هزار سرباز امريكايي در يك روز تمام شد. با وجود اوج گرفتن نبرد هنوز هيتلر تصور مي كرد اين حمله اصلي نيست و حمله بزرگ در بندر «گاله» خواهد بود لذا دو لشكر مهم زرهي آلمان را به عوض فرستادن به نرماندي به «گاله» فرستاد.

    زماني هيتلر به اشتباه خود پي برد كه نيروهاي متفقين در ساحل كاملا مستقر شده و در حال پيشرفت بودند. «پيشوا» مارشال اروين رومل، "روباه صحرا" را مأمور كرد كه نيروهاي متفقين را عقب براند.
    در نيمه روز سواحل نرماندي پرشده بود از تانكها، توپخانه و سربازان متفقين و سربازان كه روي ساحل افتاده و غرق خون بودند.
    چند روز پيش از حمله بسياري از شهرهاي ساحلي فرانسه را كه نيروي آلمان در آنها متمركز شده بود، بمباران كردند. كه خسارات زيادي به شهرهاي فرانسه وارد آمد و هزاران فرانسوي جان خود را از دست دادند.
    مورخان ششم ژوئن ۱۹۴۴ را طولاني ترين روز تاريخ ناميده اند. در آن روز متفقين انتقام ژوئن ۱۹۴۰ را از آلمانها گرفتند. در ماه ژوئن بود كه آلمانها دهها هزار سرباز انگليسي و فرانسوي را از بندر «دونكرك» در ساحل درياي مانش به دريا ريختند و سربازان انگليسي با هزاران قايق و تخته هاي چوب به سوي انگلستان فرار كردند.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  41ecgfcz4g3z7to9cjo.gif
مشاهده: 1809
حجم:  162.1 کیلو بایت

    این مقدمه فقط و فقط به خاطر روشن سازی هرچه بیشتر 20 دقیقه آغازین فیلم در ذهن بینندگان در این نوشته آمده است، مسلما هرچقدر که ما با حوادث پیش آمده در آن روز آشنایی داشته باشیم بیشتر به این پی می بریم که عملایت نرماندی چرا به عنوان یکی از بزرگترین نبردهای تاریخ شناخته می شود.
    20 دقیقه آغازین فیلم ساحل نرماندی را نشان می دهد؛ ورود سربازان متفقین به این ساحل،ترس و وحشتی که وجود هر یک از آنان را در بر گرفته و شاید آخرین چیزی که انسان می تواند در چنین شرایطی که جان خود را در کف دستش گذاشته است، ببيند، خداوند باشد. چیزی که به زیبایی در سکانس آغازین این فیلم به نمایش گذاشته شده است متوسل شدن هر فرد به یک قدرت بزرگ است که بتواند آن را در امان نگاه دارد. اما شاید از دید من به عنوان یک بیننده که از مضمون این 30 دقیقه بي اطلاع هستم یک مقدار کسل کننده باشد! نمایش بی از حد کشت و کشتار و شاید فقط جنگ برای آغاز فیلم یک مقدار سنگین است ولی به هر حال نمی توان از آن گذشت. برای همین فکر می کنم که اگر در ابتدای فیلم، ماهیت فیلم و موضوعی که به آن پرداخته می شود از دید یک راوی برای بیننده شرح داده می شد شاید از سنگینی این صحنه ها مقداری کم می کرد تا قابل فهم تر باشد.
    در سکانس بعدی فیلم که شاید آغاز داستان اصلی باشد ما شاهد افرادی هستیم که به شغل اطلاع رسانی مردگان جنگ مشغول هستند. آنها برای خانواده هایی که فرزندانشان را از دست داده اند نامه می نویسند و به آنها خبر مرگ فرزندانشان را می دهند؛ در ادامه این افراد متوجه این موضوع می شوند که مادری هر سه فرزند خود را در جنگ از دست داده است و اینک فرزند چهارم این مادر هم در جنگ به سر می برد. پس از دیدن برخورد چندین فرمانده که این موضوع را متوجه می شوند بالاخره به فرمانده ارتش آمریکا در طول جنگ جهانی دوم می رسیم. نشان دادن این فرماندهان فقط به این دلیل است که بفهمیم ژنرال ارتش فرد بسیار بلندپایه ای است و برای دیدن وی باید از چندین فرمانده گذشت. اما نکته مهم اینجاست که در آخر می توان به او رسید و او حتی از تک تک اتفاقات جنگ نیز آگاهی دارد و به آنها رسیدگی می کند که شاید این موضوع به صحبت های بالا مرتبط شود.
    ژنرال جورج مارشال که ملقب به مارشال مدبر هست فرماندهی ارتش در جنگ جهانی دوم را در اختیار دارد. نشان دادن شخصیت مارشال در این فیلم جدا از موضوع بالا می تواند یاد کردن از نام وی حتی برای چند ثانیه در این فیلم باشد. شاید کارگردان از قبل می دانسته است که این فیلم به چه موفقیتی در ژانر جنگی دست پیدا خواهد كرد که خواسته است نام وی را در این فیلم حتی به صورت یادآوری در ذهن مردم بیدار کند. به هر حال وی یکی از بزرگترین فرمماندهان جنگی تاریخ به شمار می آید.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4vvuq7owh0eg21pc1pe9.png
مشاهده: 1714
حجم:  17.4 کیلو بایت

    در ادامه این سکانس ما شاهد مجادله فرماندهان بلند پایه هستیم که بر سر پیدا کردن برادر چهارم با یکدیگر به مجادله می پردازند که این سخنان با دخالت ژنرال خاتمه می یابد و او در ادامه متن نامه ای از آبراهام لینکلن را برای مقامات می خواند که موجب می شود آنها همگی نظرشان را برای پیدا کردن سرباز رایان تغییر دهند.
    متن این نامه به این شرح است:
    " مادر عزیز در وزرات جنگ نامه ای به من نشان داده شده است که در آن ژنرال ایالت ماساچوست گواهی کرده است که شما مادر 5 سربازی هستید که همگی با افتخار در میدان نبرد کشته شده اند؛ می دانم که هر کلامی که بر زبان آورم چقدر بی ثمر خواهد بود تا آنکه بخواهم با آن شما را از ضایعه ای اینچنین طاقت فرسا تسلی دهم، اما نمی توانم از این گفتن این موضوع خودداری کنم که شاید دلگرمی پیدا کنید؛ از سپاسگذاری جمهوری که آنها برای نجات آن جان خود را از دست داده اند. دعا می کنم که خداوند قادر و متعال به شما صبر و تحمل عنایت فرماید و خاطره عزیزان از دست رفته تان گرامی باشد."
    شاید یکی از صحنه های زیبای این فیلم خواندن این نامه توسط مارشال باشد؛ عمق معنایی این نامه است که کارگردان آن را در یکی از صحنه های ابتدایی فیلم آورده است و احتمالا دلیل آن نشان دادن این موضوع است که آبراهام لینکلن آزادی خواه افسانه ای، کسی که آزادی،خردورزی و برابری که اینک در آمریکا مشاهده می شود را بنیانگذاری کرده است شخصا برای تک تک مادران سربازان کشته شده در راه آزادی این کشور نامه فرستاده است و خود را در غم آنها شریک دانسته است و این موضوع لازمه این است که همه از این امر پیروی کنند و ارزش جان افراد را بسیار والا در نظر بگیرند. کارگردان به خاطر این چنین صحنه ای را در فیلم می آورد که بیننده بتواند اتفاقات بعدي را بهتر درک کند و هم اینکه بینندگان بفهمند در این کشور جان هر شخص از همه چیز بالاتر است و برای نجات جان فردی همه دست به دست هم خواهند داد.
    در ادامه فیلم ما با شخصیت اصلی داستان رو به رو می شویم. کاپیتان جان مایلر که مامور مي شود تا به همراه 8 نفر از سربازان خود به ماموریتی برود که هیچ کدام از آنها نسبت به درست بودن و اهمیت داشتن آن توافق ندارند اما از طرفی این ماموریت یک دستور از طرف فرمانده کل است و باید حتما عملی شود.

    در سکانس های بعدی فیلم ما در می یابیم که کاپیتان مایلر فرمانده جنگی قابلی هست و از اولین روزهای جنگ هم به خدمت پرداخته است، اما تاکنون هیچکس در مورد گذشته کاپیتان اطلاعات درستی نمی داند. این گروه کوچک که راه را برای یافتن سرباز رایان در پیش می گیرند برای رسیدن به نشانه ای از او به مکان فرود چتربازهای آن دسته می روند تا شاید بتوانند از آن سرباز نشانه ای پیدا کنند. در راه، آنها از میان صحنه های نبرد نیروهای خودی و دشمن عبور می کنند و لحظه ای با هر کدام از آنها هم نبرد می شوند. شاید نشان دادن این صحنه ها فقط همراه کردن بیننده ها در جنگ و نشان دادن چهره واقعی خرابی ها و فجایع به بار آمده در طول یک جنگ می باشد. صحنه هایی که دوربین با سربازان این سو و آن سو می رود بسیار زیبا ساخته شده است و باید گفت القای استرس در این سکانس ها به بیننده واقعا فوق العاده خلق شده است. برای نشان دادن جنگ زدگی به معنای واقعی کلمه در سکانس های بعدی ما شاهد خانواده ای هستیم که خانه اشان روی سرشان خراب شده است و زیر باران گلوله آنقدر درمانده شده اند که نمی دانند از فرزندانشان چطور محافظت کنند! آنها با دیدن چند نظامی حاضرند فرزندانشان را به آنها بدهند تا شاید جانشان در امان بماند؛ بدبختی و فلاکتی که از چهره این خانواده احساس مي شود آنقدر عمیق است که بیننده را به فکر فرو می برد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4vvuq7owh0eg21pc1pe9.png
مشاهده: 1714
حجم:  17.4 کیلو بایت

    در ادامه این صحنه یکی از سربازان در تلاش براي نجات دادن جان این کودک جان خود را از دست می دهد و از جیب خود نامه ای که برای پدرش نوشته است را در می آورد در حالی که در آستانه مرگ قرار دارد. نمایش دادن این صحنه ها شاید تاکید بیشتر بر این موضوع است که جان انسان ها برای دیگران خیلی باارزش است و از دست دادن جان هر یک از آنها حتما باید دلیل خوبی داشته باشد. چیزی که در ادامه هم آن را از زبان خود مایلر هم می شنویم که می گوید" امیدوارم رایان بعد از اینکه به خونه اش میره کار مهمی انجام بده، مثل درست کردن یک لامپ کم مصرف! "
    در ادامه و همانطور که انتظارش می رفت باید منتظر یک صحنه گذر از خاطرات باشیم که آن را می بینیم. سربازان وظیفه به یاد دوست از دست رفته شان و در فراق خانواده های خود شروع به یادآوری گذشته ها می کنند. صحنه بسیار جالبی است معمولا چیزی که بین همه افراد جامعه وجود دارد و جمله معروفی هم برای آن گفته شده است "قدر عافیت را بدان" وقتی که در خانه و جمع خانواده هستی سعی در ناسازگاری داری اما وقتی از آنها دور می شوی و معنای واقعی دوری و دلتنگی و تنهایی را می فهمی به یادشان می افتی. شاید یکی از مفاهیم این صحنه هم همین باشد و باید بگوییم این فیلم واقعا مفاهیم بسیاری را در خود جای داده است که پرداختن به هر یک از آنها مجال زيادي مي خواهد.
    در ادامه گروه شناسایی سرباز رایان به محل سقوط هواپیمای آنها می روند و در آنجا به دنبال او می گردند. آنها مجبور می شوند که پلاکهای افراد کشته شده را هم بگردند، البته این کار را به طور تمسخر آمیز و بازی گونه ای انجام می دهند که این امر موجب نگاه کردن تمام هنگ هوابرد به اعمال و رفتار آنها می شود. پلاک هایی که به آنها به چشم مسخره بازی با آنها رفتار می کنند دوستان و عزیزان از دست رفته هنگ هوابرد هستند. منظور از نمایش این صحنه این است که با وجود اینکه هیچ یک از این هشت سرباز موافق پیدا کردن یک سرباز برای بازگرداندن آن به خانه نیستند به دلیل اینکه جان وی را با ارزش تر از جان خودشان و دوستانشان نمی دانند، ولی با پلاک های دوستان دیگران بازی می کنند و این رفتار از آن جهت است که در نظر آنها فقط آشناهایشان مهم هستند ولی دیگران همه می توانند بروند به جهنم. قضاوت اینکه دید کدام یک درست تر است واقعا مشکل است زیرا از طرفی نه می توان گفت آنها اشتباه می کنند و نه می توان از آنها به خاطر این طرز برخوردشان دلگیر شد.

    در ادامه بعد از اینکه کاپیتان و گروهشان سعی در این دارند تا به پلی که انتظار می رود رایان در آن باشد برسند با مانعی رو به رو می شوند، با یک یگان از سربازان آلمانی. آنها با وجود اینکه می توانند آن را دور بزنند این کار را نمی کنند و به دنبال نابودی آنها می روند که در این جریان یکی دیگر از سربازان کشته می شود و یک سرباز آلمانی اسیر. بعد از کشمکش های بسیار و ماندن بر سر این دو راهی که باید آن اسیر را بکشند یا نه درگیری پیش می آید و کاپیتان آن سرباز را آزاد می کند تا برود. در ادامه افراد دیگر مایل به ادامه راه نیستند و قصد بازگشت دارند که مایلر داستان زندگی خود را برای آنها بازگو می کند. او یک معلم زبان انگلیسی در یک دهکده کوچک است که آرزوی بازگشت به شهر خود را دارد و به گفته او اگر این ماموریت که پیدا کردن سرباز رایان می باشد باعث می شود وی یک گام به بازگشت به خانه نزدیک تر شود اون این ماموریت را با جان و دل انجام خواهد داد. سخنان مایلر در اینجا فقط به این اشاره دارد که جنگ آنقدر بد و سیاه است که سربازانی که در آن جنگ را ادامه می دهند فقط و فقط به این امیدند که شاید بعد از این ماموریت بتوانند به خانه هایشان بازگردند. در واقع این قسمت فیلم نشان دهنده بي انگیزه بودن کسانی است که مدت زیادی را در جنگ سپری کرده اند که به خوبی آن را در داستان می توانیم مشاهده کنیم.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  7gjkclto5a79j4l4tgus.png
مشاهده: 1979
حجم:  20.5 کیلو بایت

    در ادامه بالاخره سرباز رایان پیدا می شود و آنها از دیدن شخصی که این همه راه را برای دیدنش آمده اند زیاد خوشحال به نظر نمی رسند. کاپیتان موضوع مرگ برادرانش را برای او بازگو می کند ولی با این وجود او به هیچ عنوان برادرانی که برایش مانده اند را ترک نمی کند و به همراه آنها به محافظت از پل ادامه می دهد تا وقتی که ماموریتش تمام شود. کاپیتان و تیمش تصمیم می گیرند در کنار آنها بمانند تا نیروی پشتیبانی برسد و آنها بعد از آن بتوانند به ماموریتشان پایان دهند که متاسفانه بعد از يک نبرد سخت همگی به غیر از رایان جان خود را از دست می دهند ولی رشادت آنها باعث می شود پل سقوط نکند و نیروهای پشتیبانی از راه برسند.
    در این سکانس های پایانی فیلم ما می بینیم که هر کدام از این افراد مانند برادرانی در کنار هم جمع شده اند و لحظات پایانی عمر خود را در کنار هم می گذرانند؛ به راستی که چند جوان دیگر مانند این افراد هستند که جان خود را به خاطر هیچ و پوچ از دست داده اند؟ به هر حال یاد از آنها و موقعیتی که آنها در آن قرار داشته اند و تصاویری که از آنها در لحظات از دست دادن جانشان ديده می شود یادآوری فلاکتی است که هر جنگ به دنبال خود دارد.
    فیلم نجات سرباز رایان فیلمی بسیار زیبا و پرمعنی است، پرمعنا از آن جهت که هر سکانی این فیلم به موضوعی تاریخی اشاره دارد و آن موضوع هم یکی از مباحثی است که نباید از بین برود. شاید پیام اصلی این فیلم آن باشد که جان انسان ها مساله ای مهم تر از کشورگشایی و یا هر چیز دیگر است که به راحتی بتوان از آن گذشت! چیزی که متاسفانه چه در گذشته و چه در حال و در همه جا به آن توجه ای نمی شود و ما هر روز شاهد آن هستیم که افراد بیگناه جان خود را از دست می دهند. این فیلم به طور کامل به مساله جنگ می پردازد و مفاهیم و معانی آن را هر چند کم ولی در حد بسیار بالایی به بینندگان نشان می دهد. کارگردانی فوق العاده و همینطور داستان عمیق و موزیک بسیار زیبا همه و همه دست به دست هم داده اند تا یک شاهکار هنری فوق العاده را به تماشاگران نشان دهند. باید گفت هزینه ای که برای ساخت این فیلم شده است در راه درستی صرف شده و ای کاش چنین فیلم هایی قبل از وقوع جنگ ها به عاملان آن نشان داده می شد تا عمق فاجعه ای که در آن هست را بهتر درک کنند.
    سکانس آخرین فیلم ادای احترام رایان به جان باختگان آن نبرد بزرگ است و دیالوگهایی که او می گوید باید همیشه در ذهن بماند. برای داشتن زندگی بهتر افراد بسیاری از جان خودشان گذشته اند، برای ادای احترام به آنها باید خوب زندگی کرد.

    پایان
    با تشکر از مهناز عزیز RASHNO بابت ویراستاری و سعید عزیز SÆED بابت گرافیک

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4vvuq7owh0eg21pc1pe9.png
مشاهده: 1714
حجم:  17.4 کیلو بایت


    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    ویرایش توسط FFKIA : 11-09-2011 در ساعت 22:12
    .:Reza:., MarshaL, .:SoMaYeH:. و 14 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...



  4. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    مرسی یحیی جان بابت تحلیل زیبات واقعا از خواندش لذت بردم!
    اون اطلاعات اول و یا به قول خودت مقدمه که بر اون زمان توضیح دادی خیلی جالب بود و لذت بردم ازش
    ساحل نرماندی ساحلی که غرق در خون شد! واقعا این غرق در خون به اون صحنه ها برازندشه صحنه هایی استثنایی از شکار انسان ها توسط انسان هایی دیگر همه و همه رو به زیبایی اسپیلبرگ و گروهش در این فیلم به نمایش گذاشتند!
    فیلم نجات سرباز رایان از معدود فیلم های جنگی است که از دیدنش لذت فراوانی بردم و شاید با بارها و بارها دیدنش هنوز اون لذتی که در دیدن بار اول فیلم بود رو یدک میکشم و همچنان از دیدنش لذت میبرم
    نجات سربازی که تمام برادرانش رو در همین جنگ از دست داده است و خود تنها فرد باقی مانده برای مادرش است ! افرادی که جان خود را به قول خودت یحیی چان در کف دست میزارن و برای برگرداندن رایان به پیش میروند. تمام بازیگران بازی عالی از خود به نمایش گذاشتن بازی عالی تام هنکسئ صحنه مرگ او در فیلم واقعا یکی از صحنه های فوق العاده فیلم هستش که فکر کنم اکثر بینندگان این فیلم رو به گریه وادااشته است! و اما صحنه ای که در اخر متنت اشاره کردی ادای احترام رایان به همه مرده های جنگ!!

    فیلم واقعا تاثیر گذاری است صحنه های فیلم به زیبایی روشون کار شده تا همه رو از عواقب این جنگ ها خانومان سوز اگاه سازه و کی حرف شنوا داره اخه روزی نیست که کشوری با اعلام جنگ و تهدید های کشورهای دیگه رو به رو نشه! اما خودمون میاییم این فیلم ها رو میسازیم!.
    Dido به این پست علاقمند بوده است.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,202
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    با سلام ...

    یحیی جان ممنون از زحمتی که بابت این تحلیل کشیدی .
    چند روزیه که میخوام بشینم و در این باره چنن خطی بنویسم اما تا امروز فرصت نمیشد.
    امروز هم مریض شدم و افتادم خونه. این شد که دارم مینویسم.

    یحیی جان به نظر من دیدت نسبت به فیلمها با دید اولیه ات مثلا در دیوانه از قفس پرید و 12 مرد خشمگین کاملا فرق کرده.
    البته نه میتونم بگم بهتر شده و نه میتونم بگم بدتر شده. چون کلا فرم کار رو عوض کردی.
    در تحلیلهای دیوانه از قفس پرید و 12 مرد خشمگین بیشتر به معنی میپرداختی و در تحلیلهای اخیرت و بخصوص در این تحلیل بیشتر به لایه های سطحی فیلم پرداختی. در صورتی که فکر میکنم نجات سرباز رایان فیلمی عمیقه که اتفاقا سبک تحلیلهای قبلیت بیشتر براش کارآمد بود.
    این که به تنهائی بگیم که این فیلم عمیقه، فیلم رو دارای عمق نمیکنه و به نظر من بهتره درباره عمق لایه ها بحث کنیم.

    با این که این فیلم هزینه زیادی در بخشهای مستند سازی با وقایع جنگ برده. اما تنها هدفش نمایش یک تاریخچه از جنگ نیست. حتی با این که گرایشهای دینی و ملی هم گاها در این ماجرا دیده میشه، اما باعث نمیشه که فیلم به جدال نازی ها و یهودی ها تبدیل بشه. (در این باره توضیح بیشتری خواهم داد)
    در نجات سرباز رایان با این که در اسم هدف نجات یک سربازه، اما در محتوی هدف نجات و همراهی ذهنی با همه سربازانه هم اونهائی که در جنگ جهانی مردند و هم سربازانی که در هر جنگ دیگه ای میجنگند.

    در این فیلم ماهیت منفی جنگ کلا به زیر سوال برده میشه و نگاه بعضا تلخ اسپیلبرگ به جنگ در همه قسمتهای فیلم دیده میشه.
    چرائی جنگ و دلایل اون برای همه مطرحه. اما از همه مهمتر طعنه ایه که در این فیلم به دیگر جنگهای آمریکائیان در جهان وجود داره.

    سرباز آمریکائی که در جنگ جهانی دوم در وطنش حتی تیری شلیک نشد به خاطر منافع به وجود نیامده آمریکائی در دیگر نقاط جهان وارد صحنه کارزار میشه. این در حالیه که نازی ها هیچ گاه مستقیما وارد جنگ ما آمریکا نشده بودند و این آلمان نبود که در پرل هاربر نیروهای دریائی آمریکا را زمین گیر کرد، بلکه ژاپن بود.
    همان طور که ژاپن هیچ گاه با شوروی وارد جنگ نشد، آمریکا هم میتوانست با آلمان وارد جنگ نشود. اما برای انحصار طلبی آن دوران آمریکا این جنگ لازم بود و همچنین برای برون رفت از مشکلات رکورد اقتصای و انباشت سرمایه.
    سرمایه های انباشته شده آمریکائی در جنگ جهانی دود بر سر نازی ها ریخته شد و بعد هم با همین سرمایه ها آلمانی ها تا سالها بدهکار آمریکا شدند.
    سرباز آمریکائی از آن پس این سناریو را بارها و بارها در جاهای دیگر تکرار شده دید.
    در کره، در ویتنام، در سومالی، در عراق 1991 و باز در عراق در جنگ خلیج دوم.

    سربازان اصیل آمریکائی که در جنگ جهانی اول همچون سروان میلر برای تلخی جنگ میگریستند و برای از دست دادن یاران خود، در جنگهای بعدی به مردانی سخت تبدیل شدند که آتش زدن و قتل عام کردن دهکده های ویتنامی برایشان کاری ساده به نظر میرسید.

    اما نجات سرباز رایان دیدگاه دیگری را هم مطرح میکند و آن هم جدال بین نظام فاشیستی و نظامی سرمایه داریست. با این که نظام سرمایه داری در برابر نظام فاشیستی و مارکسیستی آنچنان متعصب به نظر نمی آید. اما در صحنه هایی که شاهد پیاده شدن نیروها در ساحل اوماها هستیم و در جائی که بعد از کشته شدن سربازان در نمای باز به نیروی پشتیبانی این افراد مینگریم، میتوان متوجه شد که سرمایه ای هنگفت در این جنگ به کار گرفته شده تا ریشه فاشیست از اروپا کنده شود و این کار را با روحیه مذهبی آمریکائی نمیشد انجام داد. آمریکائی هایی که در آنزمان در لطیف ترین دوران روحی خود به سر میبردند.
    دلیل این همه سرمایه گذاری آمریکا در جائی جز روحیه مردم و سیاستمداران نهفته است. زمانی که دقت کنیم که بدون لابی یهودی و حمایتهای مختلف این لابی آمریکا وارد جنگ نمیشد و در حقیقت آلمان نازی هیچ گاه از بین نمیرفت، متوجه میشویم که این جنگ در واقع محل تسویه حساب یهودی ها با نازی ها شد.
    آلمان در دو جبهه به بزرگی ارتش سرخ در شرق و دیگر متفقین در غرب نمیتوانست بجنگ و آن هم در حال که از روزهای آرمانی اش فاصله گرفته بود.

    در روزهای پایانی جنگ مواقعی بود که جبهه ها به دلیل نبود و کمبود سرباز از دستان نازی ها خارج میشد و این در حالی بود که جبهه سوم هم از جنوب اروپا بر علیه آلمان گشوده شده بود.
    با این ترتیب زمانی که کمی از جنگ فاصله میگیریم و به شرایط حال حاضر ابرقدرتها نگاه میکنیم درمیابیم که در این جنگ سرمایه آمریکائی از بین نرفت و در حقیقت کشورهائی مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن از متحدین و انگلستان، فرانسه از متفقین تا سالهای سال به کل وامدار آمریکا شدند. این میزان وامدار بودن آنقدر زیاد است که هنوز هم که هنوز است انگلستان در مورد سیاستهای جهانی با منطق و بی منطق ایالات متحده کاملا در کنارش قرار میگیرد.

    در نجات سرباز رایان ما سمت غیر سیاسی این ماجرا را در بین سربازان پیگیری میکنیم. سربازانی که اسیر سیاستهای دولتمردانشان هستند و حتی نمیتوانند دلیل مشخصی برای این جدال پیدا کنن. اما در عین حال آنرا در ذهن خود قهرمانانه نقش میکنند.
    پس از کشته شدن نیروهای سروان میلر در پایان ماجرا و رسیدن نیروی کمکی، دیگر آنچه بر سر این سربازان گذشته برای هیچ کس مهم نیست. در این سکانس میبینیم که نیروهای کمکی به میدان نبرد میرسند و بلافاصله هم به کار خود مشغول میشود. نیروهائی که قرار در روزهای آینده در جائی دیگر کشته شوند. اما با رسیدن به محل جدال به فکر این هستند که هر چه سریعتر موضع خود را محکم کنند و میدان جنگ را به اصطلاح با ثبات کنند.
    همان کاری که سیاستمداران هم بعد از پایان کلی جنگ میکردند با ثبات سازی کشورهای جنگ زده به نفع ایالات متحده.

    از دید من با این که پیام فیلم باید ارزش گذاری به جان یک به یک سربازان باشد، اما در دیدی کلی تر یک نوع تبلیغ است برای میزان اهمیت داشتن سربازان در ذهن دولتمردان. که این هم برتابنده تمام حقیقت نیست. حقیقت همان طور که عرض شد یک درگیری متعصبانه میان دو نوع تفکر است که یک نوع آن وابسته به یک لابی مذهبی خاص بوده است.

    صحنه های جنگی در فیلم بسیار عالی و کار شده است و حتی ترکیب بندی رنگی فیلم نیز به شکلی است که بیننده را در فضای جنگ جهانی دوم قرار دهد. بازی ها در اکثر موارد تاثیر گذارند و بخصوص بازی تام هنکس و تام سایز مور را بسیار دوست داشتم. البته به نظر من بازی مت دیمون در این فیلم آنچنان گیرا نبود. اما بازیگران رده دوم و سوم فیلم کاملا خوش درخشیدند.
    از دیگر بازی های خوب میتوان به بازی آدام گلدبرگ در نقش استنلی میلیش، جرمی دیویس در نقش آپام و بری پیپر در نقش دانیل جکسون اشاره کرد.

    درجه 8.5 در imdb نشان میدهد که این فیلم دارای طرفداران بیشماری است. شاید بیش از 10 بار به طور کامل این فیلم را دیده باشم و هر بار هم نتوانسته ام از لذت دوباره دیدن آن بگذرم. به نظر من این فیلم ارزش بیش از چند بار دیده شدن را داراست.

    در پایان باید عرض کنم که فکر میکردم بحث های خیلی بیشتری درباره این تحلیل و این فیلم داشته باشیم.
    اما دوستان به تشکر و یا لایک دادن اکتفا میکنند و همین بس.
    این روال نه سبب ترقی تحلیلها خواهد شد و نه به سایت کمکی خواهد کرد.
    امیدوارم که بعد از این شاهد شرکت بیشتری در تحلیلها که یکی از اصلی ترین فعالیتهای سایت است باشیم.


    ارادتمند .... فرخ
    anton chigurh, Dido, Anti Trust و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. 9 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  8. #5
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,243
    سپاس شده 4,257 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    یحیی جان ممنون از زحمتی که بابت این تحلیل کشیدی .
    چند روزیه که میخوام بشینم و در این باره چنن خطی بنویسم اما تا امروز فرصت نمیشد.
    امروز هم مریض شدم و افتادم خونه. این شد که دارم مینویسم.

    یحیی جان به نظر من دیدت نسبت به فیلمها با دید اولیه ات مثلا در دیوانه از قفس پرید و 12 مرد خشمگین کاملا فرق کرده.
    البته نه میتونم بگم بهتر شده و نه میتونم بگم بدتر شده. چون کلا فرم کار رو عوض کردی.
    در تحلیلهای دیوانه از قفس پرید و 12 مرد خشمگین بیشتر به معنی میپرداختی و در تحلیلهای اخیرت و بخصوص در این تحلیل بیشتر به لایه های سطحی فیلم پرداختی. در صورتی که فکر میکنم نجات سرباز رایان فیلمی عمیقه که اتفاقا سبک تحلیلهای قبلیت بیشتر براش کارآمد بود.
    این که به تنهائی بگیم که این فیلم عمیقه، فیلم رو دارای عمق نمیکنه و به نظر من بهتره درباره عمق لایه ها بحث کنیم.
    سلام...
    خدا بد نده! ولی از جهاتی هم خوب شد که تونستی نظرت در مورد این فیلم رو بنویسی!

    راستش خودم می دونم که دیدگاهم نسبت به فیلم ها کاملا تغییر کرده؛ البته این تغییر در نوشته هام بیشتر به این جهت بوده که بتونم اونها رو با دیگر تحلیل های سایت مشابه کنم. همینطور که اشاره کردید در تحلیل های قبلی مثل 12 مرد خشمگین بیشترین تمرکز بنده رویه معانی و مفهوم سکانس ها بود،صحبت هایی که کارگردان با نشان دادن آن سعی بر این داشت تا آن را به بیننده بفهماند ولی از آن تحلیل به اینطرف سعی در این کردم که نوشته هام بیشتر به روایت داستان و موضواعاتی که می توان از آن برداشت کرد سوق پیدا کند. از جهاتی نمی دانم کدام نوع از آنها تاثیرگذاری بیشتری دارد و بهتر است که شاید دلیل این ندانستن شرکت نکردن دوستان در تاپیک تحلیل و نگفتن انتظارات آنها از نوشته ها و گوشزد کردن آنها باشد که واقعا خوشحال می شوم در این مورد نظرات دوستان را بدانم/


    این فیلم ماهیت منفی جنگ کلا به زیر سوال برده میشه و نگاه بعضا تلخ اسپیلبرگ به جنگ در همه قسمتهای فیلم دیده میشه.

    در نجات سرباز رایان ما سمت غیر سیاسی این ماجرا را در بین سربازان پیگیری میکنیم. سربازانی که اسیر سیاستهای دولتمردانشان هستند و حتی نمیتوانند دلیل مشخصی برای این جدال پیدا کنن. اما در عین حال آنرا در ذهن خود قهرمانانه نقش میکنند.
    پس از کشته شدن نیروهای سروان میلر در پایان ماجرا و رسیدن نیروی کمکی، دیگر آنچه بر سر این سربازان گذشته برای هیچ کس مهم نیست. در این سکانس میبینیم که نیروهای کمکی به میدان نبرد میرسند و بلافاصله هم به کار خود مشغول میشود. نیروهائی که قرار در روزهای آینده در جائی دیگر کشته شوند. اما با رسیدن به محل جدال به فکر این هستند که هر چه سریعتر موضع خود را محکم کنند و میدان جنگ را به اصطلاح با ثبات کنند.
    در رابطه با مسائلی که به آنها پرداختی باید بگویم که کاملا حق با شماست. در لحظه به لحظه این فیلم تمامی تلخی هایی که یک جنگ می تواند داشته باشد با تصویر برداری فوق العاده ای به تصویر کشیده شده است. از صحنه کشتار اولیه فیلم گرفته تا صحنه آوارگی خانواده کودکی که گروه میلر به آن برخورد می کنند و ...تا شمارش تعداد افرادی که او از دست داده است همه و همه مساله تلخ جنگ را نشان می دهد؛ و شاید بزرگترین آن این باشد که سربازانی که می میرند اصلا اهمیت ندارند و فقط افرادی که خود با آنها بوده اند می دانند که چه بر سر آنها آمده است!! البته این تلخی در دید دولتمردان همانطور که به آن اشاره کردی از شیرینی های پنهانی هم برخوردار است ولی بیشترین آوارگی و بدبختی را برای سربازان و خانواده هایی دارد که باید در این میان قربانی شوند آن هم در حالی که هیچگونه اطلاعی از دلیل کاری که می کنند ندارند!.
    و در آخر هم تنها چیزی که از میلر و سربازانش که جان خود را از دست داده اند یک سنگ یاد بود است که به نشانه احترام به جان آنها در آن مکان گذاشته شده است و شاید حتی کودکان بعد از آنها از کوچکترین اتفاقاتی که برای آنها افتاده است اطلاعی ندارند جز همان کسانی که خود آنجا بوده اند.
    آیا ارزشش را داشته است؟!

    از نوشته ات بی نهایت ممنونم فرخ جان و امیدوارم دوستان دیگر هم نظر خودشون رو در این فیلم و نوع نوشته بیان کنند تا بشود کاستی های آن را تغییر داد
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...


  9. کاربر روبرو از پست مفید SovRan سپاس کرده است .


  10. #6
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,202
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    نقل قول نوشته اصلی توسط .:Αριοβαρζάνης:. نمایش پست ها
    از جهاتی نمی دانم کدام نوع از آنها تاثیرگذاری بیشتری دارد و بهتر است که شاید دلیل این ندانستن شرکت نکردن دوستان در تاپیک تحلیل و نگفتن انتظارات آنها از نوشته ها و گوشزد کردن آنها باشد که واقعا خوشحال می شوم در این مورد نظرات دوستان را بدانم/
    یحیی جان من شک ندارم که روش اولت تاثیر گذار تر و به نقد سینمائی نزدیک تر بود.
    اگه تحلیلهای بعدی رو به همون روش کار کنی مسلما بهتر میشه.
    اگه خاطرت باشه تحلیل دیوانه از قفس پرید یکی از تحلیلهای پر طرفدار شما 00 مجله بود.

    اما درباره عدم شرکت دوستان و تنها اکتفا کردن به تشکر و لایک در پست قبلی گفتم و قکر میکنم که همون طور هم که خودت گفتی باعث میشه که تحلیل گر متوجه نشه که کار خوبی ارائه داده یا کار بدی.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  11. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  12. #7
    Ashkan7000 آواتار ها
    وضعیت : Ashkan7000 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2011
    محل سکونت : تهران
    سن: 24
    نوشته ها : 25
    سپاس ها : 9
    سپاس شده 41 در 19 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    با درود و سپاس بابت تحلیلتان
    نجات سرباز رایان به کارگردانی سلطان کارخانه رویاسازی هالیوود استیون اسپیلپرگ است که در این اثر متفاوت خود چکامه ای در مدح انسانیت و نوع دوستی،شرافت و ارزش حیات آدمی سروده و در مسیر حقیقت به رویای انسان بودن و انسان گرایی در دشوارترین و صعبترین شرایط ممکن،پستویی از هولناکترین برهه های تاریخ که در ان انسانیت به حقیرترین جایگاه خود نزول کرده جلوه ای شکوهمند می بخشد.جنگ جهانی دوم به عنوان بزرگترین و هولناکترین جنگ تاریخ زلزله عظیمی بود که نتایج آن قرن بیستم را به کلی تحت الشعاع خودش قرار داد.این جنگ مفاهیم وحشتناک نژادپرستی و تبعات ثانویه اش که پاکسازی نژادی بود را وارد معادلات سیاسی چندین قدرت بزرگ دنیا کرد.سبب ظهور یک ابرقدرت تازه نفس با نام ایالات متحده امریکا و شکل گیری دور جدیدی از روابط خصمانه بین ان کشور و شوروی سابق تحت عنوان جنگ سرد شد که سرنوشت جهان را تا به پایان فروپاشی امپراطوری سرخ تحت سیطره خود قرار داد.جنگ بزرگی که به فاصله بیست و یک سال از جنگ بزرگ جهانی نخست که در ان نیز المان سهم قابل توجهی داشت اینبار با قیادت سدشکن و بی چون و چرای این کشور که به دنباله سیاستهای غلط و اشتباه فاتحان جنگ نخست و عهدنامه تحقیرآمیز ورسای بود آغاز گردید.جنگی که دو درصد جمعیت جهان را از زندگی محروم ساخت و تلفات و جراحتهای روحی و جسمانی ثانویه که از خود بر جای گذاشت حتی تا به امروز خصوصا در کشورهایی چون آلمان،فرانسه و ژاپن باقی مانده.این جنگ با نعره مهیب خود ظهور سلاح کشتار جمعی جدیدی با نام بمب اتمی را ندا داد و با آزمایش موفقش(!)در ژاپن هولناکی خود را به رخ کشید.با این حال نجات سرباز رایان در کنار نمایش ترس و لرزشی که جنگ بر اندام انسان می اندازد و نمایش واقعیتهایی که چندین دهه پیش شمار زیادی از انسانهای بیگناه را به خاک و خون کشید موضوع متفاوتی را دستمایه پیشبرد داستان قرار میدهد.
    توضیحات ابتدایی تان در مورد نبرد نرماندی،ژنرال مارشال و سپس سکانس مربوط به جستجو کردن پلاکهای سربازان کشته شده برای پیدا کردن پلاک رایان جمله نکات مثبت تحلیل بود ولی بقیش در حد همون روایت ساده داستان خلاصه میشه.
    با توضیح آقای فرخ سراغ نقدهای خوبتان بر دو شاهکار بی بدیل تاریخ سینما 12 مرد خشمگین و دیوانه ای از قفس پرید هم رفتم و باید بگم که شیوه ای که در گزینش نکات ارزنده فیلم و بررسی ان در این تحلیلها به کار بردید خیلی نزدیک به یک کار برتر و نمونه است تا تحلیل فعلی تان.در واقع این مطلب صرفا تحلیل است و نشانی از نقد درش نیست در حالی که شما گرامی در مطالب دیگرتان از توانایی تان در نقد و بررسی چند شمه ممتاز را نشان داده اید.
    نجات سرباز رایان،اینک آخرالزمان،جوخه(پلاتون) و شکارچی گوزن به نظر من برترین فیلمها در ژانر آثار جنگی هستند.نجات سرباز رایان از همان ابتدا بیننده را در میان یکی از بزرگترین صحنه های نبرد تاریخ قرار میدهد و با فرود آوردن سیل عظیمی از گلوله های رگبار و خمپاره و نمایش هنرمندانه ای از خون و خون ریزی و آثار فاجعه بار جنگ که با تکانهای متعدد دوربین و نماهایی لرزان در میان آب دریا در نزدیکی ساحل همراه شده در کنار آغاز شاهکار ریدلی اسکات یعنی گلادیاتور یکی از پرحرارت ترین و زیباترین آغازهایی است که من در یک فیلم دیدم.استیون اسپیلبرگ با چنین نمایش مسحورکننده ای در آغاز فیلمش نخستین جرقه های متفاوت و خاص بودن را در ذهن بیننده میزند و او را در میان فضای نفسگیر جنگ قرار میدهد.به نظر من این یکی از نکات مثبت فیلمه.فیلم داستان نسبتا ساده ای را دستمایه خود قرار داده و بر خلاف نمونه های متشابه این روند حوادث است که داستان را پیش میبرد نه داستان روند حوادث را.
    فیلم یک سری جنبه های تبلیغاتی داره ولی در کل به عقیده من ستایش زندگی و روح آزادگی در سراسرش جریان دارد.بحث صرفا سر منافع ملی نیست.در صورتی که امریکا وارد جنگ نمیشد موضع متفقین ان استحکام ثانویه را پیدا نمیکرد،اینرا نیز در نظر داشته باشیم که تجاوز ژاپن به امریکا به عنوان متحد آلمان دو جبهه را درگیر خود میساخت نه لزوما دو کشور را.فرض بفرمایید اگر انگلیس شکست میخورد و موضع هیتلر در اروپا به حد اعلای خود میرسید و سپس با تمرکز بر شوروی جنگ به نفع این کشور ادامه پیدا میکرد دیگر چه چیز برای امریکا میماند که قصد حراست از انرا داشته باشد؟ورود امریکا به عقیده من مقدم بر هر چیز دفاع از کشورش بود چرا که دیر یا زود اندیشه های سلطه گرایانه نازیسم ان خطه آزاد را نیز در اتش خود میکشید.
    شخصیت پردازی مایلر،نامردی سرباز آلمانی اسیر که بعدا دوباره به نیروهای آلمان ملحق شد و اعتقادات مذهبی سربازان جمله مواردی هستند که جای انها در این تحلیل خالی است.
    در صحنه ای یکی از سربازان جمله جالبی را بر زبان می آورد:اگر خدا با ماست،پس با انها کیست؟
    شاید این جمله تیغه انتقادش را به سمت باورهای یکسویه مذهبی هم برده باشد.در هر صورت بسیاری از انسانها در شرایط سخت و صعب به وجودی لایزال به نام خدا متوسل میشوند تا ضعف خود را تسکین بخشند.اما این باور مختص یک شخص و یک جریان نیست.همان طور که یک مسیحی سکولار متمدن در اروپا به خدا اعتقاد دارد یک بنیادگرای ارتجاعی القاعده هم به خدا اعتقاد دارد، بحث بر سر مسیرهایی که در این طیفها برگزیده میشوند است اما در هر صورت حقیقت چیست و چه گونه میتوان به صحت و سقم یک باور پی برد؟
    حرف در مورد این فیلم بسیار است و یک متن بلند بالا را میطلبد.در هر صورت از تحلیلتان سپاسگزارم و منتظر تحلیلهای خوب و مفیدتر شما خواهم بود.

  13. کاربر روبرو از پست مفید Ashkan7000 سپاس کرده است .


  14. #8
    anton chigurh آواتار ها
    وضعیت : anton chigurh آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2013
    محل سکونت : roodsar
    نوشته ها : 58
    سپاس ها : 291
    سپاس شده 266 در 59 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 64 تاپیک

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    واقعا ممنون بابت تحلیل عالی و زیبای شما.این فیلمیه که من باهاش زندگی کردم و هرچی در موردش بگی کم گفتی.بهترین فیلم جنگی تاریخ و دومین فیلم برتر زندگیم بعد از فارست گامپ

  15. 4 کاربر از پست مفید anton chigurh سپاس کرده اند .


  16. #9
    Broken Hearts Make It Rain
    MarshaL آواتار ها
    وضعیت : MarshaL آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2013
    محل سکونت : In Silent HilL
    نوشته ها : 623
    سپاس ها : 2,193
    سپاس شده 2,485 در 683 پست
    یاد شده
    در 8 پست
    تگ شده
    در 560 تاپیک

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    یکی از زیبا ترین فیلمهایی هست که دیدم و بدون شک زیباترین اثر سینمایی تو ژانر خودشه...
    فیلم رو 2 یا 3 بار دیدم و به محض اینکه فرصتش پیدا شه بازهم میبینمش.
    تو این چندین دفعه ای که دیدم یه دیالوگی هست که هیچوقت از ذهنم بیرون نمیره اونم وقتی که سربازها تو کلیسا درحال استراحت هستن یه دیالوگ نیش دار بینشون ردوبدل میشه:
    _اون ضرب المثل چی بود؟"اگه خدا با ماست پس کی با اوناست؟"


    _نه,اگه خدا با ماست پس کی میخواد جلومون وایسه؟

    مدتهاست که فکرم مشغول این دیالوگه...واقعا شاهکاریه واسه خودش
    زندگی هیچ نمیگوید...نشانت میدهد!

  17. 2 کاربر از پست مفید MarshaL سپاس کرده اند .


  18. #10
    دایی فرید
    P!NK آواتار ها
    وضعیت : P!NK آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2013
    محل سکونت : 021
    سن: 24
    نوشته ها : 459
    سپاس ها : 3,300
    سپاس شده 1,244 در 461 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 365 تاپیک

    پاسخ : Cwa.60- تحليل و بررسي فيلـــــــم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)

    wow با توجه به تحلیل و بحث های انجام شده، فیلم خیلی عمیق تر از اون چیزی بوده که من دیدم! البته معمولا فیلمهای سبک جنگی همینطوره و به سادگی نمیشه کل فیلم رو درک کرد.
    با توجه به تعریف هایی که از این فیلم شنیده بودم تصمیم گرفتم که ببینمش.
    بازی ها همه عالی بود، صحنه سازی ها و گریم و جلوه های ویژه هم عالی بود.
    داستان هم خوب بود، ولی عالی نبود. یه مقدار هم حس کردم که طولانی بود.
    بازی آدام گلدبرگ رو هم دوست داشتم (توی فصل 3 فرندز هم بازی کرده و از اونجا میشناختمش )
    به هر حال من زیاد بلد نیستم عمقی به فیلم نگاه کنم.
    امتیازم به این فیلم: 7/10


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفي Saving Private Ryan (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن سينماي جنگی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 07-12-2017, 23:39
  2. نقد و بررسي فيلم مظنونين هميشگي
    توسط MOHAMMAD در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 08:57

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •